گوردون مور بنیانگذار شرکت اینتل و از پیشروان صنعت فناوری

گوردون مور بنیانگذار شرکت اینتل و از پیشروان صنعت فناوری

گوردون مور که بیشتر به عنوان بنیانگذار شرکت اینتل “Intel” شناخته می شود، در حال حاضر رئیس هیئت مدیره بازنشسته این شرکت است. گوردون مور بنیانگذار شرکت اینتل در حیطه فناوری و سازمان گوردون و بتی مور در زمینه حفاظت محیط زیست است.

مور چهره ای شناخته شده در دنیای فناوری است. او با تلاش های فراوان خود به افتخارات زیادی دست یافته است. مور تحصیلات خود را در رشته شیمی دنبال کرد و همچنین در فیزیک نیز مطالعاتی داشت.

درباره کودکی و او اطلاعات زیادی در دست نیست. با این حال، او به عنوان یک دانشجو علاقه زیادی به کارهای تحقیقاتی داشت و حتی مدرک دکترای خود را از موسسه فناوری کالیفرنیا “Caltech” اخذ کرد.

او هنگامی که توسط ویلیام شاکلی فیزیکدان از میان هشت نفر برای همکاری انتخاب شد، روی نیمه هادی ها مطالعاتی انجام داده بود. او مدتی با شاکلی همکاری کرد، اما نقطه عطف زندگی مور زمانی بود که تصمیم گرفت از او جدا شود و به شرمن فیرچایلد در شرکت فیرچایلد سمی کانداکتر پیوست.

ابتکار گوردون مور برای تاسیس  شرکت اینتل “Intel” و تلاش در زمینه کسب و کار در کنار مهارت های علمی وی، یک نقطه عطف مهم در زندگی این کارآفرین بود. با این حال، حتی قبل از راه اندازی این شرکت، مور به دلیل مشاهدات خود به عنوان «قانون مور» مشهور شد. این سهم مهمی بود که گوردون در دنیای فناوری داشت. جدای از این، مور به پیشرفت های دیگری از طریق فعالیت در شرکت اینتل رسیده است و در راه ارائه اختراعات بیشتر به جهان است.

گوردون مور بنیانگذار شرکت اینتل و از پیشروان صنعت فناوری

بیوگرافی گوردون مور، بنیانگذار شرکت اینتل

دوران کودکی و اوایل زندگی گوردون مور

در ۳ ژانویه ۱۹۲۹، گوردون ارل مور در فرانسیسکو، کالیفرنیا متولد شد. گوردون تحصیلات خود را در دبیرستان سکویا واقع در شهر ردوود به پایان رساند و سپس در دانشگاه ایالتی سن‌خوزه ثبت نام کرد. در نهایت مور تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی ارشد رشته شیمی در دانشگاه کالیفرنیا برکلی و در سال ۱۹۵۰، به پایان رساند.

بلافاصله بعد گوردون مور به موسسه فناوری کالیفرنیا (Caltech) پیوست و در آنجا دکترای شیمی را با یک استاد فیزیک دنبال کرد.

در طی سال های ۱۹۵۳ تا ۱۹۵۶، گوردون مشغول تحقیقات پسا دکتری بود که در آزمایشگاه فیزیک کاربردی دانشگاه جان هاپکینز واقع در بالتیمور به تحقیقات خود پرداخت. در سال ۱۹۵۴ دکترای خود را از موسسه فناوری کالیفرنیا (Caltech) کسب کرد.

حرفه گوردون مور

او با ویلیام شاکلی فیزیکدان همکاری کرد و با او در آزمایشگاه نیمه هادی شاکلی که بخشی از شرکت “Beckman Instruments” بود همکاری کرد. با این حال در سال ۱۹۵۷، گروهی متشکل از هشت نفر که توسط شاکلی به آزمایشگاه منتقل شدند، از آزمایشگاه جدا شدند و مور یکی از آنها بود. این گروه متشکل از هشت فارغ التحصیل با استعداد دوره دکتری به نام «هشت خائن» شناخته شدند. این هشت خائن توسط مخترع و کارآفرین آمریکایی شرمن فیرچایلد حمایت شدند.

شرکت Fairchild Semiconductor به سرپرستی شرمن فیرچایلد تشکیل شد و این هشت نفر در این شرکت مشغول به کار شدند. مور در سال ۱۹۶۵ به عنوان مدیر تحقیق و توسعه  Fairchild Semiconductorمنصوب شد. در همان زمان، مور با مجله الکترونیک مصاحبه کرد و در پاسخ به سوالی در مورد آینده اجزای نیمه هادی، مشاهده ای را انجام داد که به عنوان «قانون مور» مشهور شد.

این مشاهدات در ۱۹ آوریل ۱۹۶۵ در مجله Electronics منتشر شد. در این نسخه از مجله، مور گفت: از زمان اختراع مدار مجتمع هر ساله تعداد ترانزیستورها در هر اینچ مربع در مدارهای مجتمع دو برابر شده است. مور همچنین مشاهده کرد که این روند حداقل تا ده سال آینده به همین روال ادامه خواهد داشت.

با این حال، یک دهه بعد مور در مشاهدات خود تغییراتی ایجاد کرد و اظهار داشت که این روند به جای یک سال هر دو سال یکبار دنبال می شود. این مشاهدات قابل توجه بوده و به طور گسترده به صنعت نیمه هادی کمک کرده است.

گوردون مور بنیانگذار شرکت اینتل و از پیشروان صنعت فناوری

او “NM Electronics” را در کنار شخصیت تجاری رابرت نویس در سال ۱۹۶۸ تاسیس کرد. این شرکت بعداً به “Intel Corporation” مشهور تبدیل شد. مور قبل از اینکه به عنوان رئیس هیئت مدیره شرکت اینتل در سال ۱۹۷۵ معرفی شود، سمت معاون اجرایی را بر عهده داشت.

از آوریل ۱۹۷۹، این دانشمند با استعداد به عنوان مدیر ارشد اجرایی شرکت خدمت کرد و تا سال ۱۹۸۷ این سمت را در اختیار داشت. گوردون مور همچنین در همان زمان ریاست اجرایی شرکت را بر عهده داشت و همچنین عضو هیئت مدیره موسسه فناوری “Caltech” بود.

مور از سال ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۶ به عنوان عضو هیئت مشاوره بازرگانی با شرکت بیوتکنولوژی “Gilead Sciences” شروع به همکاری کرد. مور سپس به عنوان یکی از اعضای هیئت مدیره شرکت منصوب شد. در سال ۱۹۹۳، مور به عنوان رئیس هیئت امنای موسسه فناوری کالیفرنیا (Caltech) انتخاب شد. در حال حاضر، او معتمد موسسه فناوری کالیفرنیا است.

گوردون مور تا سال ۱۹۹۷ به ریاست مدیران اجرایی شرکت اینتل  ادامه داد و پس از آن به عنوان رئیس هیئت مدیره شرکت منصوب شد. در سال ۲۰۰۰، مور و همسرش بتی بنیانگذار سازمانی به نام «بنیاد گوردون و بتی مور» بودند. این سازمان عمدتا بر حفظ محیط زیست تمرکز دارد. این شخصیت برجسته همچنین چند سال با سازمان غیردولتی موسوم به Conservation International همکاری کرد.

فعالیت های تاثیرگذار گوردون مور

او یکی از بنیانگذاران غول فناوری، شرکت اینتل Intel Corporation است و در پیشرفت های مختلف فناوری منصوب به این شرکت از بدو تاسیس تاکنون، نقش مهمی داشته است. با این حال، یکی از مهمترین فعالیت های گوردون مور در دنیای فناوری مشاهدات او است که به عنوان قانون مور معروف است. قانونی که تأثیر خارق العاده ای در کوچک سازی صنعت نیمه هادی دارد. این قانون پیش بینی می کند که در یک مدار مجتمع، هر دو سال تعداد اجزای الکترونیکی به دو برابر افزایش می یابد.

Gordon Moore

جوایز و دستاوردها

در سال ۱۹۷۶، مور به عضویت آکادمی ملی مهندسی درآمد. رئیس جمهور جورج دبلیو بوش با مدال ملی فناوری و نوآوری در سال ۱۹۹۰ مور را مفتخر کرد. او در سال ۱۹۹۸ به عنوان عضو موزه تاریخ کامپیوتر معرفی شد. به دلیل کمک ها و پیشرفت های استثنایی خود در زمینه شیمی و علوم، گوردون مور در سال ۲۰۰۱ با مدال طلای Othmer مفتخر شد.

در سال ۲۰۰۲، به او مدال آزادی ریاست جمهوری اعطا شد و در همان سال، جایزه Bower را برای رهبری کسب و کار دریافت کرد.سال بعد، گوردون مور عضو “انجمن آمریکایی پیشرفت علم” شد. در سال ۲۰۰۸، مور نشان افتخار IEEE را دریافت کرد و دو سال بعد به دلیل کارهای برجسته خود در زمینه ارتباطات از راه دور، جایزه “Future Dan David Prize” را دریافت کرد.

زندگی شخصی و میراث

مور در ۹ سپتامبر ۱۹۵۰، با بتی ویتاکر ازدواج کرد و این دو فرزندانی به نام های استیو مور و کنت مور دارند. مور در بسیاری از فعالیت های خیرخواهانه نقش موثری داشته و کمک های قابل توجهی به بسیاری از سازمان ها مانند موسسه فناوری کالیفرنیا و دانشگاه کالیفرنیا کرده است. دومین تلسکوپ نوری بزرگ جهان به نام تلسکوپ سی متری با کمک مالی این دانشمند برجسته ساخته شد.

گوردون مور در پروژه های حفاظت از محیط زیست مشارکت داشته و در سال ۲۰۰۲ توسط شاهزاده برنهارد هلند به جهت کمک به حفاظت از محیط زیست به او نشان صندوقچه طلایی اعطا شد. او در این افتخار با کلود گاسکون، معاون ارشد سازمان غیر دولتی حفاظت بین المللی او، سهیم بود. بسیاری از موسسات مانند انجمن الکتروشیمیایی و انجمن صنایع شیمیایی جوایز و مدال هایی را به نام این دانشمند مشهور اهدا کرده اند. همچنین پلتفرم ژنوم شخصی از یون تورنت توالی ژنوم مور را تعیین کرد که اولین ژنوم انسانی بود که در این سیستم عامل توالی یابی شد.

ارزش خالص دارایی

طبق گفته فوربز دارایی خالص این کارآفرین مشهور از ژوئن ۲۰۱۵ ۶.۸ میلیارد دلار تخمین زده شد.

جان جانسون کارآفرین و ناشر آفریقایی تبار

جان جانسون کارآفرین و ناشر آفریقایی تبار

جان هارولد جانسون کارآفرین و ناشر آفریقایی-آمریکایی است که شرکت انتشارات جانسون را تأسیس کرد. جان پدرش را در شش سالگی از دست داد، و سپس توسط مادر و ناپدری اش ابتدا در شهر آرکانزاس و سپس در شیکاگو بزرگ شد. او که از همان کودکی مجبور به مبارزه با مشکلات زندگی بود، به خودش قول داد که روزی در زندگی موفق خواهد شد.

او به گفته خود وفادار ماند و “Negro Digest”، یک مجله محبوب آفریقایی-آمریکایی را در سن ۲۴ سالگی و بدون استفاده از هیچ گونه وام بانکی یا سرمایه گذاری راه اندازی کرد. با استفاده از یک تکنیک بازاریابی که قبلاً هیچ کس به آن فکر نکرده بود، درآمد کافی کسب کرد تا بتواند در مدت سه سال دومین انتشارات خود را با عنوان “Ebony” تاسیس کند.

پس از آن، او «جت» را راه اندازی کرد و به آرامی به سمت ایستگاه رادیویی، انتشار کتاب و تهیه کنندگی تلویزیون تغییر مسیر داد. جانسون ضمن ایجاد امپراطوری خود، نسلی از عکاسان، تبلیغ کنندگان، بازاریاب ها و متخصصان تیراژ را از جامعه آفریقایی-آمریکایی تربیت کرد و پتانسیل پنهان خود را به نمایش گذاشت. تا سال ۱۹۸۲، او به اندازه کافی ثروتمند شده بود و به اولین آفریقایی-آمریکایی تبدیل شد که در لیست ۴۰۰ ثروتمند جهان فوربز قرار گرفت.

جان جانسون کارآفرین و ناشر آفریقایی تبار

کودکی و سال های ابتدایی زندگی جانسون

جان جانسون در ۱۹ ژانویه ۱۹۱۸ به عنوان جانی جانسون در شهر آرکانزاس آمریکا متولد شد. پدرش، لروی جانسون، پسر یک برده، در حالی که جانی شش ساله بود، طی حادثه ای در یک کارخانه چوب بری درگذشت. پس از آن، او توسط مادرش گرترود جانسون، که به عنوان آشپز اردوگاه کار می کرد، بزرگ شد. مرگ پدرش جانسون را مجبور کرد که از کودکی شروع به کار کند. او بعداً در مصاحبه ای با جیم هوسکین، نویسنده کتابستارگان سیاه: کارآفرینان آفریقایی-آمریکایی گفت: «من یک کودک کار بودم. قبل از اینکه یاد بگیرم چگونه بازی کنم، کار کردن را یاد گرفتم.»

مادرش علیرغم سختی زندگی، کاملاً از اهمیت تحصیل آگاه بود. بنابراین، او اصرار داشت که جانسون به مدرسه برود. بنابراین او را در یک مدرسه ابتدایی ثبت نام کرد که مخصوص دانش آموزان سیاه پوست بود. در همین حال، در سال ۱۹۲۷، او با جیمز ویلیامز ازدواج کرد.

جان جانسون کارآفرین و ناشر آفریقایی تبار

مدرسه ای که جانسون در آن تحصیل میکرد فقط تا کلاس هشتم داشت. از آنجا که در آرکانزاس مدرسه دیگری برای سیاه پوستان وجود نداشت، گرترود تصمیم گرفت به شمال مهاجرت کند جایی که چشم انداز بهتری را برای سیاه پوستان متصور بود. بنابراین، در حالی که جانسون کلاس هشتم خود را برای بار دوم گذراند، مادرش بر کسب درآمد بیشتر تمرکز کرد.

در سال ۱۹۳۳، جان جانسون و مادرش به شیکاگو سفر کردند و از نمایشگاه کسب و کار جهانی که در آنجا برگزار می شود بازدید کردند. ناپدری وی، جیمز ویلیام نیز در شیکاگو به آنها پیوست. متاسفانه، اواسط رکود مالی بزرگ بود. در حالی که جانسون به دبیرستان وندل فیلیپس می رفت، مادر و ناپدری اش شروع به جستجوی کار کردند. اما بدون هیچ موفقیتی در نهایت برخلاف میل باطنی خود از بهزیستی درخواست کمک کردند.

نه جانسون و نه مادرش زندگی در شرایط رفاهی را که برای مدت دو سال اعطا شده بود، دوست نداشتند. در عین حال جانسون از وندل فیلیپس به دبیرستان DuSable نقل مکان کرد. در هر دو این مدارس، او در گروه سیاه پوستان طبقه متوسط ​​تحصیل کرد. او نه تنها به خاطر لباس های فرسوده، بلکه برای کشورش نیز مورد تحقیر قرار گرفت. جانسون به علت تمسخر هایی که باید تحمل می کرد، تصمیم گرفت تا خودش را تثبیت کند. بنابراین شروع به مطالعه کتاب های خودسازی در شب کرد. تلاش های او هنگامی که به عنوان مدیر کلاس انتخاب شد، نتیجه داد و او را از نظر کیفیت رهبری متمایز کرد.

او همچنین به عنوان سردبیر روزنامه مدرسه و مدیر سالنامه کلاس انتخاب شد. بعداً به باشگاه فرانسوی پیوست و رئیس شورای دانش آموزی شد. همزمان، او شغل خود را در اداره ملی جوانان، یک پروژه جدید تضمین کرد. در سال ۱۹۳۶، جانسون از دانشگاه شیکاگو ۲۰۰ دلار بورس تحصیلی دریافت کرد. با این حال او که نمی دانست چگونه سایر هزینه ها را تامین کند، تصمیم گرفت تحصیل در دانشگاه را رها کند.

اما سرنوشت چیز دیگری می خواست. اندکی پس از مراسم فارغ التحصیلی، جانسون و برخی دیگر از دانش آموزان توسط یک سازمان حقوق مدنی مستقر در نیویورک، به یک شام دعوت شدند. در آنجا از جانسون درخواست شد تا سخنرانی کند. هری اچ پیس، رئیس شرکت بیمه زندگی (SLL)، یکی از دعوت شدگان بود. او چنان تحت تاثیر سخنان جان جانسون قرار گرفت که به او پیشنهاد کار داد تا بتواند از بورس تحصیلی ۲۰۰ دلاری خود استفاده کند و به تحصیل ادامه دهد. جانسون کار نیمه وقت خود را در دفتر کار SLL در اول سپتامبر ۱۹۳۶ آغاز کرد و همزمان تحصیلات خود را در دانشگاه شیکاگو ادامه داد.

جان جانسون کارآفرین و ناشر آفریقایی تبار

زندگی حرفه ای جان جانسون

در ابتدا کار جان جانسون خواندن تمام نشریات دوره ای موجود، و انتخاب مقالاتی بود که ممکن است مورد توجه مشتریان SLL که بیشتر متعلق به جامعه آفریقایی-آمریکایی بودند، قرار گیرد. سپس پیس آن مقالات را مرور می کرد و چاپ آنها را در مجله ماهانه شرکت، “گاردین” انجام می داد. به تدریج جانسون با یادگیری فنون کسب و کار بیش از پیش به او نزدیکتر شد. در سال ۱۹۳۹، هنگامی که به سمت سردبیر ماهنامه گاردین ارتقا یافت، تحصیل در دانشگاه را رها کرد تا تمام وقت در SLL کار کند و ترجیح داد در حین کار یاد بگیرد.

هنگام کار به عنوان سردبیر، به ذهن جان جانسون رسید که آفریقایی-آمریکایی ها ممکن است از یک مجله انحصاری لذت ببرند که فقط نیازهای آنها را تامین کند. جان جانسون سپس تصمیم گرفت یک نسخه آفریقایی-آمریکایی از “Readers Digest” ایجاد کند، و به طور موقت آن را “Negro Digest” نامید. اخبار در “Negro Digest” به صورت خلاصه منتشر می شد. جانسون خیلی زود متوجه شد که خوانندگان همچنین می خواهند اخبار را ببینند و بسیاری از آنها دنبال کننده مجله هایی مانند “Life” و “Look” هستند. با توجه به این موارد “Ebony” متولد شد، همسرش به او گفت ابونی نام یک چوب سیاه خوب آفریقایی است.

اولین شماره در نوامبر ۱۹۴۵ منتشر شد. ابونی از همان ابتدا موفق بود و وقتی ۲۵۰۰۰ نسخه در چند ساعت اول به فروش رسید، ۲۵۰۰۰ نسخه دیگر چاپ شد. در ابتدا او مجبور بود بدون تبلیغات پیش برود، اما در سال ۱۹۴۶، تبلیغات را نه تنها از طریق SLL، بلکه از سوی غول های سفید پوست رسانه مانند Armour Foods ، Quaker Oats ، Chesterfield ، Elgin Watch و Zenith گرفت.

در اواخر دهه ۱۹۵۰، جان جانسون از مارتین لوتر کینگ دعوت کرد تا ستونی در Ebony بنویسد و بدین ترتیب از طریق بستری که جانسون فراهم کرد توانست حمایت از جنبش خود را به دست آورد. سپس جان بخش خاصی را برای مقالات مربوط به جنبش استقلال آفریقا در هر شماره ذخیره کرد.

در سال ۱۹۴۹ جان جانسون نام انتشارات Negro Digest را به انتشارات جانسون تغییر داد. پس از آن، او مجلات دیگر، “Tan”، یک نوع مجله با اعتراف واقعی و در سال ۱۹۵۱، خلاصه اخبار هفتگی، «جت» را تاسیس کرد.  او همچنین «ستاره های آفریقایی آمریکایی» و «ابونی جونیور» را تاسیس کرد، که دومی یک مجله اختصاصی برای کودکان است. در سال ۱۹۵۸، او با ایجاد «نمایشگاه مد ابونی» به سمت هدف جدیدی حرکت کرد.

جان جانسون کارآفرین و ناشر آفریقایی تبار

موفقیت آن باعث شد که او خط تولید لوازم آرایشی خود را در سال ۱۹۷۳ راه اندازی کند. در سال ۱۹۷۰، او نام Negro Digest را به دنیای سیاه تغییر داد. پس از آن، او سه ایستگاه رادیویی خریداری کرد، یک شرکت چاپ کتاب و یک شرکت تلویزیونی راه اندازی کرد. در اوایل دهه ۱۹۸۰، وی به یکی از ثروتمندترین رهبران کسب و کار جهان تبدیل شده بود.

فعالیت های عمده جانسون

جان جانسون را بیشتر به خاطر تاسیس “Ebony”، مجله ای که از سال ۱۹۴۵ به طور مداوم در حال انتشار است، به یاد می آورند. در ابتدا با هدف به تصویر کشیدن دیدگاه جامعه آفریقایی-آمریکایی، بر موفقیت های افراد آفریقایی-آمریکایی تبار تاکید کرد، اما بعداً شامل سایر موضوعات مهم برای جامعه آفریقایی-آمریکایی شد.

Ebony همچنین مورخان حرفه ای را برای مستند کردن سهم جامعه سیاه پوستان در تاریخ ایالات متحده استخدام کرد. همچنین فرهنگ آفریقایی- آمریکایی را مثبت نشان داد و از مدل های آفریقایی- آمریکایی در تبلیغات خود استفاده کرد. همچنین به پیشرفت آگاهی در جامعه سیاه پوستان نیز کمک کرد.

جوایز و دستاوردهای جان جانسون

در سال ۱۹۵۱، جان جانسون توسط اتاق بازرگانی ایالات متحده به عنوان مرد جوان سال انتخاب شد. او اولین آفریقایی-آ مریکایی بود که چنین افتخاری را دریافت کرد. در سال ۱۹۶۶، به دلیل مشارکت خود در حوزه روابط نژادی، توسط انجمن ملی پیشرفت افراد رنگین پوست، مدال اسپینگارن را دریافت کرد. در سال ۱۹۹۵، جانسون به مناسبت پنجاهمین سالگرد مجله ابونی جایزه ارتباطات را دریافت کرد. وی در سال ۱۹۹۶ از رئیس جمهور بیل کلینتون نشان آزادی را دریافت کرد.

جان جانسون در ۸ آگوست ۲۰۰۵ بر اثر نارسایی قلبی درگذشت و در گورستان اوک وود در شیکاگو دفن شد. در مراسم تشییع جنازه وی بیش از ۱۰۰۰ نفر از جمله رئیس جمهور آینده ایالات متحده، باراک اوباما، فعال الشارپتون و کارول مسیلی براون، سیاستمدار حضور داشتند.

گرت کمپ کارآفرین آمریکایی و خالق پلتفرم اوبر

گرت کمپ یک کارآفرین جوان کانادایی است که استامبل آپن (StumbleUpon) پلتفرم کشف وب، و پلتفرم اوبر (Uber)، یک سرویس کرایه اتومبیل آنلاین است را تاسیس کرده است. کمپ فرد خلاقی است که قصد دارد در آینده شرکت های بیشتری را پایه گذاری کند و Expa را نیز به عنوان یک بستر جدید برای شرکت های آینده ایجاد کرده است.

پدر و مادر کمپ برای سرمایه‌گذاری و راه‌اندازی کسب و کار مورد علاقه خود، شغل خود را ترک کردند و در زمینه یک حرفه جدید به عنوان تیم طراحی و ساخت مشغول به کار شدند. کمپ معتقد است که برای رشد به عنوان یک کارآفرین، باید خطرات حساب شده ای را در نظر گرفت. او بعد از به پایان رساندن تحصیلات خود در یک مدرسه کوچک، برای اخذ مدرک مهندسی برق به دانشگاه کلگری رفت.  زمانی که گرت کمپ در حال تحصیل در دانشگاه بود، تصمیم به تاسیس یک شرکت گرفت و همکاری خود را با سه دوست هم فکر خود شروع کرد. آنها با چندین ایده فعالیت خود را شروع کردند و در نهایت تصمیم گرفتند تا در زمینه مفهوم موتور اکتشافی که محتوای وب مناسب کاربران را پیدا می کند، فعالیت خود را ادامه دهند. بدین صورت شرکت استامبل آپن (StumbleUpon) متولد شد.

گرت کمپ با موفقیت اولیه ای که از این شرکت کسب کرد، موفق به اخذ بودجه کافی از سرمایه گذاران انجل شد. کمپ در حالی که به عنوان مدیرعامل StumbleUpon مشغول به کار بود، ایده اوبر (Uber) که در سال ۲۰۰۹ آن را بنیانگذاری کرد، را مطرح کرد. اخیراً او Expa را تاسیس کرد. در نتیجه این اقدامات او به عنوان یکی از بهترین مبتکران فناوری در دوره های اخیر شناخته می شود.

گرت کمپ کارآفرین آمریکایی و خالق پلتفرم اوبر

کودکی و زندگی اولیه

گرت کمپ در ۴ اکتبر ۱۹۷۸ در کلگری، آلبرتا، کانادا متولد شد. مادرش هنرمند و پدرش اقتصاددان بود. این زن و شوهر تصمیم به تغییر شغل خود گرفتند و با هم در ایجاد یک تیم طراحی / ساخت که به بازسازی و ساخت خانه ها می پرداخت، همکاری کردند. گرت کمپ جوان روح کارآفرینی را از والدین خود به ارث برده است. او به یک مدرسه ابتدایی کوچک رفت که فقط ۱۵۰ دانش آموز داشت. دبیرستان او با حدود ۱٫۷۰۰ دانش آموز بزرگتر بود.

پس از اتمام دوره تحصیل، در سال ۱۹۹۶ در دانشگاه کلگری برای رشته مهندسی برق ثبت نام کرد. پس در پایان دوران تحصیلی خود، برای کارآموزی در نورتل نتورک به مونترال نقل مکان کرد و در آنجا بر فناوری تشخیص گفتار کار کرد. در مدت اقامت در مونترال، وی دوره هایی را نیز در دانشگاه کنکوردیا گذراند.

گرت کمپ کارآفرین آمریکایی و خالق پلتفرم اوبر

کمپ در سال ۲۰۰۰ برای پایان تحصیلات به کلگری بازگشت. وی سپس کار خود را در کارشناسی ارشد مهندسی نرم افزار شروع کرد و به تحقیق در سیستم های مشترک ، الگوریتم های تکاملی و بازیابی اطلاعات پرداخت.

گرت کمپ در سال ۲۰۰۰ برای پایان تحصیلات دانشگاهی خود در مقطع ارشد به کلگری بازگشت. سپس کار خود را در کارشناسی ارشد مهندسی نرم افزار شروع کرد و به تحقیق در سیستم های مشترک، الگوریتم های تکاملی و بازیابی اطلاعات پرداخت.

حرفه گرت کمپ

در حالی که در دانشگاه تصمیم گرفت کسب و کار خود را آغاز کند به همراه سه نفر از دوستانش، با نام های جف اسمیت، جاستین لافرانس و اریک بوید، به گفتگو در مورد ایده های احتمالی کسب و کار پرداخت. آنها قبل از تصمیم گیری نهایی در مورد ایجاد موتور اکتشافی، پنج یا شش ایده احتمالی را مورد بحث قرار دادند. استامبل آپن (StumbleUpon) در سال ۲۰۰۲ راه اندازی شد. در حالی که کمپ هنوز در حال تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد بود، موتور اکتشافی به منظور کمک به افراد، در یافتن سایت هایی که مناسب اهداف آنها است -بیشتر از آنچه که با یک موتور جستجوی معمولی یافت می شود- ایجاد کرد.

این شرکت طی چند سال اول فعالیت خود موفق شد و محبوبیت روزافزون آن توجه سرمایه گذاران انجل Silicon Valley را به خود جلب کرد. استامبل آپن (StumbleUpon) پس از دریافت اولین دور بودجه خود از سرمایه گذاران دره سیلیکون، در سال ۲۰۰۶ به سانفرانسیسکو منتقل شد. کمپ و بنیانگذاران دیگر StumbleUpon را در سال ۲۰۰۷ با قیمت ۷۵ میلیون دلار به شرکت eBay فروختند. با این حال، آنها طی دو سال در سال ۲۰۰۹ دوباره این شرکت را خریدند. استامبل آپن اکنون یک استارتاپ مستقل و با حمایت سرمایه گذاران است.

در سال ۲۰۰۹ گرت کمپ یکی دیگر از مشاغل نوآورانه خود را راه اندازی کرد. ایده خدمات حمل و نقل از یک سال قبل در ذهن او شکل گرفته بود. او با Travis Kalanick همکاری کرد و در اوایل سال ۲۰۰۹ پلتفرم اوبر (در ابتدا UberCab) را راه اندازی کرد. اوبر  یک سرویس درخواستی ماشین است که از طریق یک برنامه تلفن همراه در دسترس است. این شرکت در همان اولین سال آغاز به کار خود ۲۰۰۰۰۰ دلار بودجه دریافت کرد و تا سال ۲۰۱۰،  ۱.۲۵ میلیون دلار بودجه اضافی جمع کرده بود.

با تاسیس اوبر در سانفرانسیسکو، تا سال ۲۰۱۲ به سایر شهرها از جمله نیویورک، شیکاگو و واشنگتن، D.C گسترش یافت. این یک موفقیت بزرگ برای کمپ بود و تا سال ۲۰۱۲ پلتفرم اوبر در سطح بین المللی گسترش یافت. به عنوان یک کارآفرینی که دو استارتاپ بسیار موفق را تأسیس کرد، گرت کمپ تصمیم گرفت از تجربه طولانی خود در زمینه استارتاپ برای ساخت شرکت جدید استفاده کند. او در سال ۲۰۱۳ شرکت Expa را برای پیگیری این اشتیاق تأسیس کرد. Expa یک استودیوی استارتاپی است که با بنیانگذاران همکاری می کند تا شانس موفقیت در استارتاپ آنها را افزایش دهد.

گرت کمپ کارآفرین آمریکایی و خالق پلتفرم اوبر

اکو

کمپ در حال حاضر بر روی رمزنگاری که Eco می نامد، کار می کند. کمپ در تلاش است تا آن را به یک ارز جهانی دیجیتالی تبدیل کند که معاملات روزانه بین کسب و کار ها را به عنوان نوعی از پرداخت و به منظور بهبود موضوعات متداول در رابطه با سایر ارزهای دیجیتال تسهیل می کند. همچنین او تلاش می کند تا این ارز دیجیتال از لحاظ تایید معاملات و تولید توکن ها مقرون به صرفه ترین ارز باشد.

سرمایه گذاری

گرت کمپ در زمینه متنوعی از استارتاپ ها سرمایه گذاری کرده و در مورد سرمایه گذاری های جدید نیز توصیه کرده است. ، کمپ در Prism Skylabs ، یک پلتفرم تحلیلی ویدئویی که توسط استفان راسل تاسیس شده بود، SoundTracking، یک برنامه به اشتراک گذاری موسیقی است که توسط استیو جانگ بنیانگذاری شده است، WillCall یک برنامه خرید بلیط موسیقی زنده، و PSDept، یک برنامه خرید شخصی و BlackJet، یک سرویس حمل و نقل هوایی خصوصی، سرمایه گذاری کرده است.

دستاورد های مهم گرت کمپ

در سال ۲۰۰۲ او بخشی از تیمی بود که شرکت StumbleUpon، یک بستر کشف وب را تأسیس کرد. این یک موفقیت بزرگ برای او بود و در طی ده سال پس از شکل گیری آن، بیش از ۲۵ میلیون کاربر در پلتفرم او ثبت نام کرده بودند. استامبل آپن در لیست ۵۰ وب سایت برتر TIME ثبت شده است.

گرت کمپ استارتاپ اوبر (Uber) را تاسیس کرد، یک شرکت شبکه حمل و نقل که به مشتریان امکان می دهد هر زمانی که نیاز دارند درخواست سفر خود را از طریق برنامه Uber در تلفن های هوشمند خود ارسال کنند. خدمات این شرکت امروزه در ۳۰۰ شهر در ۵۸ کشور جهان در دسترس است. تخمین زده شده که اوبر در اواسط سال ۲۰۱۵، ۵۰ بیلیون دلار ارزش داشته است.

جوایز و دستاوردهای گرت کمپ

در سال ۲۰۰۷، کمپ در کنفرانس بررسی فناوری های نوظهور در MIT ، در لیست TR35 به عنوان یکی از مبتکران برتر زیر ۳۵ سال معرفی شد. وی توسط Bloomberg Businessweek به عنوان یکی از بهترین کارآفرینان جوان در زمینه فناوری در سال ۲۰۰۸ معرفی شد.

او در جوایز Tribeca Disruptive Innovation در سال ۲۰۱۳، به جهت موفقیت های خود در دو استارتاپ StumbleUpon و Uber مورد تقدیر قرار گرفت.

ارزش خالص دارایی

در سال ۲۰۱۵، دارایی گرت کمپ ۵.۳ بیلیون دلار اعلام شده است.

آنیتا رادیک کارآفرین انگلیسی

آنیتا رادیک کارآفرین انگلیسی و چهره مشهور دنیای محصولات آرایشی

آنیتا رادیک متولد اکتبر ۱۹۴۲ یک کارآفرین انگلیسی، فعال حقوق بشر و کمپین محیط زیست است. البته او بیشتر به عنوان بنیانگذار The Body Shop، یک شرکت تولید و فروش محصولات آرایشی و بهداشتی طبیعی که مصرف گرایی اخلاقی را شکل داده است، شناخته می شود. این شرکت از نخستین کسب و کار هایی بود که استفاده از مواد اولیه آزمایش شده روی حیوانات را ممنوع اعلام کرد. همچنین اولین شرکتی بود که معامله عادلانه را با کشورهای در حال توسعه ترویج کرد.

رادیک درگیر فعالیت و مبارزاتی در جهت مسائل زیست محیطی و اجتماعی از جمله درگیری با Greenpeace و The Big Issue بود. در سال ۱۹۹۰، رادیک یک سازمان خیریه را تاسیس کرد و به کودکان محروم در اروپای شرقی، آفریقا و آسیا کمک می کرد. او معتقد بود که کسب و کاری که نوعی از رهبری اخلاقی را ارائه می دهد، نیرویی قدرتمندتر از جامعه یا مذهب در جامعه است.

آنیتا رادیک یکی از نام های مشهور در زمینه محصولات آرایشی و بهداشتی در سراسر جهان است. آنیتا فردی مبتکر و خالق است که برند تجاری مشهور سلامتی و آرایشی، The Body Shop را بنیان نهاد. جالب اینجا است که این فروشگاه به دلیل ضروریات اقتصادی، و برای رفع بحران نقدی و تامین امنیت مالی رادیک و خانواده او آغاز به کار کرد.

سفرهای آنیتا رادیک و قرار گرفتن در معرض نیازمندی بدن زنان و داشتن تجربه‌ی دست اول زندگی با جوامع ماهیگیری و کشاورزی و افراد غیر صنعتی بود که موجب برتری کسب و کار او نسبت به سایر رقبای خود شد. او این مسئله را با مادر خود در میان گذاشت. در نتیجه مفهوم ظروف قابل بازیافت و نمونه های عطری را که به محیط زیست صدمه نمی زنند، معرفی کرد.

این شرکت از نخستین کسب و کار هایی بود که استفاده از مواد اولیه آزمایش شده روی حیوانات را ممنوع اعلام کرد. همچنین آنیتا رادیک اولین فردی بود که تجارت عادلانه را با کشورهای جهان سوم ترویج کرد. در کمترین زمان ممکن، برند رادیک با نام The Body Shop بسیار محبوب شد.

امروزه، این شرکت از طریق ۲۰۰۰ فروشگاه خود در مناطق مختلف جهان، به ۷۷ میلیون مصرف کننده خود خدمات مناسبی را ارائه می دهد. او به غیر از کارآفرینی، یک مبارز فعال محیط زیست و همچنین یک فعال حقوق بشر است.

آنیتا رادیک کارآفرین انگلیسی

آنیتا رادیک کارآفرین انگلیسی و چهره مشهور دنیای محصولات آرایشی

حرفه رسمی آنیتا رادیک

آنیتا رادیک کار خود را با کار در کتابخانه اینترنشنال هرالد تریبون در پاریس آغاز کرد. او سپس فعالیت خود را به عنوان معلم زبان انگلیسی و تاریخ در انگلیس دنبال کرد. وی بعداً در بخش حقوق زنان سازمان بین الملل (ILO) مستقر در سازمان ملل در ژنو شروع به فعالیت کرد. بعداً او با همکاری همسر آینده خود گوردون رادیک رستورانی افتتاح کرد. کسب و کار آنها رونق گرفت و این زوج خیلی زود هتلی را در منطقه Littlehampton تاسیس کردند.

در سال ۱۹۷۶ بود که آنیتا رادیک اقدام به تاسیس برند آرایشی و بهداشتی با نام “The Body Shop” کرد. او این کمپانی را به عنوان منبعی برای کسب درآمد برای حمایت از فرزندانش و گذراندن امور مالی زندگی، در حالی که همسرش در یک تور مسافرتی در آمریکا به سر می برد، آغاز کرد. این شرکت برای تامین پشتیبانی مالی تأسیس شد و به یکی از بزرگترین برندهای آرایشی و بهداشتی جهان که در جهت منافع محیط زیست عمل می کند، تبدیل شد.

با وجودی که رادیک آموزش و تجربه ای در زمینه کسب و کار و همچنین فعالیت بهداشتی و آرایشی نداشت، او به توصیه های همسر خود در زمینه فروش بیش از ۳۰۰ پوند در هفته پیروی کرد. هدف اصلی برند تجاری رادیک ارائه محصولات مراقبت از پوست با کیفیت در ظروف قابل بازیافت مجدد و در اندازه های نمونه بود.

شرکت بادی شاپ هنگامی که اروپا در حال آماده شدن برای مانترا “سبز رنگ” بود، راه اندازی شد. به این ترتیب، این برند به موقع تاسیس شد و به همین جهت بیشتر به دلیل محتوای دوستدار محیط زیست پذیرفته شد. همچنین این اولین کسب و کاری بود که مسئولیت اجتماعی و درباره محیط زیست دغدغه داشت.

آنیتا رادیک کارآفرین انگلیسی و چهره مشهور دنیای محصولات آرایشی

موفقیت فروشگاه اول آنیتا رادیک منجر به راه اندازی فروشگاه دوم او در یک بازه زمانی شش ماهه شد. همچنین همسر او گوردن رادیک که از سفر خود برگشته بود نیز به این کسب و کار پیوست. این شرکت در سال ۱۹۸۴ فعالیت رسمی خود را شروع کرد.

تا سال ۱۹۹۱، فروشگاه بادی شاپ بیش از ۷۰۰ شعبه داشت. در همان سال، کمپانی آنیتا رادیک موفق به دریافت جایزه World Vision برای توسعه خلاقیت شد. در سال ۱۹۹۷، او با طراحی یک عروسک، به نام روبی که شباهت زیادی به باربی داشت، یک کمپین موفق را برای فروشگاه The Body Shop راه اندازی کرد. این کمپین موفقیت بزرگی برای او به دنبال داشت.

تا سال ۲۰۰۴، فروشگاه بادی شاپ، ۱۹۸۰ فروشگاه داشت و به بیش از ۷۷ میلیون مشتری در سراسر جهان خدمت می کرد. کمپانی آنیتا رادیک به عنوان دومین برند معتبر انگلستان و بیست و هشتمین برند برتر دنیا انتخاب شد.

در سال ۲۰۰۶، L’Oreal مجموعه The Body Shop را به مبلغ ۶۵۲ میلیون پوند خریداری کرد. با توجه به اینکه کمپانی L’Oreal از آزمایشات حیوانات برای تولید محصولات خود استفاده می کرد و همچنین به دلیل مالکیت آن توسط شرکت Nestle که بخاطر برخورد نامناسب با تولیدکنندگان جهان سوم مورد انتقاد قرار گرفته بود، این تصاحب باعث ایجاد اختلاف نظر شدیدی شد.

فعالیت های خیرخواهانه

او به غیر از فعالیت به عنوان مدیر برند The Body Shop، به کارهای خیر و بشردوستانه زیادی مشغول بود. او عضو شورای مشاوره اتاق فکر Demos بود و به دلیل فعالیت های بسیار خود در زمینه های زیست محیطی شناخته شده بود. رادیک پس از بازدید از یتیم خانه های رومانی، ‘Children on the Edge (COTE) را تاسیس کرد. هدف اصلی این سازمان کمک به مدیریت بحران و کار کودکان در سال های اولیه زندگی آنها بود. هدف آنیتا رادیک کمک به درمان کودکان محروم بود.

آنیتا رادیک کارآفرین انگلیسی

تلاش های بشردوستانه رادیک شامل متوقف کردن ریختن زباله های سمی در دریای شمال، اقدام به مبارزه علیه صید نطفه های نهنگ ها، آلودگی باران اسیدی، انتشار اولین دفترچه سبز، بودجه سازمان ملل و فعالیت های انرژی مثبت و …بود.

علاوه بر این، آنیتا رادیک به عنوان متولی یا عضو هیئت مدیره در بسیاری از سازمان های مهم از جمله مجله مادر جونز، بنیاد پیشرفت ملی ایالات متحده، دیده بان حقوق بشر ایالات متحده، انجمن راکوس و بنیاد صلح عصر هسته ای ایالات متحده خدمت کرده است. او همچنین کتابی به نام «ن را شخصاً بفرست» منتشر کرد که برابری را ترغیب می کرد و از بهره برداری از کارگران و کودکان در کشورهای توسعه نیافته پایان انتقاد می کرد.

جوایز و دستاوردهای آنیتا رادیک

در سال ۱۹۸۸، مقام معتبر به سفارش امپراتوری بریتانیا (OBE) به جهت فعالیت های بشر دوستانه و همچنین اقدامات او در زمینه محیط زیست به وی اعطا شد. در سال ۲۰۰۳، رادیک توسط ملکه الیزابت دوم به لقب فرمانده خانم منصوب شد. جوایز قابل توجه دیگری که به آنیتا رادیک پیشنهاد شده است عبارتند از جایزه محیط زیست بنیاد بنکسیا، جایزه محیط زیست مکزیک، مدال انجمن ملی Audubon ، جایزه Botwinick در اخلاق کسب و کار، جایزه مرکز رهبری زنان، جایزه سالانه دانشکده میشیگان و جوایز محیط زیست و رسانه بریتانیا است.

همچنین برخی از جوایز دیگری که به وی اعطا شده است عبارتند از جایزه سالانه مرکز رشد کسب و کار زنان، جایزه بنیاد گلیسمن، جایزه روح جنگل های بارانی است. به علاوه آنیتا رادیک مدارک افتخاری از دانشگاه های مختلف سراسر جهان از قبیل دکترای افتخاری از دانشگاه ساسکس، مدرک افتخاری (دکترای حقوق) از دانشگاه باث و دکترای افتخاری خدمات عمومی از کالج سیج دریافت کرد.

زندگی شخصی و میراث آنیتا رادیک

او در سال ۱۹۷۰ با گوردن رادیک ازدواج کرد. در آن زمان، آنها صاحب یک فرزند دختر شدند و در همان سال فرزند دیگری نیز در راه داشتند. در سال ۲۰۰۴، او به سیروز کبدی مبتلا شد. سه سال بعد، مشخص شد که آنیتا رادیک به هپاتیت C مبتلا شده است، که به جهت انتقال خونی بود که او در زمان تولد دختر دوم خود انجام داده بود. وی پس از تجربه سردرد شدیدی، در بیمارستان سنت ریچارد، بستری شد. روز بعد، یعنی در ۱۰ سپتامبر ۲۰۰۷، آنیتا رادیک به دلیل خونریزی حاد درگذشت.

اریک اشمیت کارآفرین آمریکایی

اریک اشمیت کارآفرین آمریکایی و مدیر شرکت آلفابت

اریک اشمیت مهندس نرم افزار آمریکایی است که هم اکنون به عنوان مدیر اجرایی شرکت آلفابت فعالیت می کند. این شرکت هلدینگ فناوری آمریکایی چندین زیرمجموعه دارد که شرکت گوگل یکی از چند زیرمجموعه متعلق به این شرکت است. قبل از منصوب شدن به عنوان مدیر اجرایی آلفابت، اشمیت به مدت یک دهه به عنوان مدیر ارشد اجرایی (مدیر عامل) گوگل خدمت کرده بود. با مدیریت اشمیت گوگل توانست با تقویت فرهنگ نوآوری در زمینه مدیریت ارشد، دامنه محصولات خود را بسیار متنوع کند.

او که در خانواده تحصیل کرده و موفق متولد شده بود، از همان ابتدای جوانی به دنبال موفقیت بود. اریک اشمیت فردی باهوش، کنجکاو و مصمم بود. او نه تنها در دانشگاه و در زمینه تحصیل بلکه در ورزش نیز سرآمد بود. اشمیت در دوره دبیرستان دونده موفقی بود. اشمیت در ابتدا تمایل زیادی به معماری داشت؛ به همین جهت در دانشگاه پرینستون ثبت نام کرد. با این حال او خیلی زود متوجه شد که بیشتر به مهندسی برق علاقه مند است و رشته تحصیلی خود را تغییر داد.

اریک‌ اشمیت تحصیلات خود را در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی ادامه داد و در ادامه مدرک دکترای خود را نیز اخذ کرد. اشمیت قبل از پیوستن به شرکت گوگل در سال ۲۰۰۱، به عنوان مدیرعامل در چندین شرکت از جمله سان میکروسیستمز فعالیت کرد. او همچنین از اعضای هیئت امنای دانشگاه کارنگی ملون و همچنین دانشگاه پرینستون است.

از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۱، اشمیت به عنوان مدیرعامل گوگل فعالیت داشت. وی در هیئت های مختلف در آکادمی و صنعت، از جمله هیئت امنای دانشگاه کارنگی ملون، پنسیلوانیا، و دانشگاه پرینستون، نیوجرسی خدمت کرده است.

اریک اشمیت کارآفرین آمریکایی

بیوگرافی اریک اشمیت کارآفرین آمریکایی

کودکی و اوایل زندگی

اریک امرسون اشمیت متولد ۲۷ آوریل ۱۹۵۵، در واشنگتن، D.C و فرزند النور و ویلسون امرسون اشمیت است. مادرش مدرک فوق لیسانس روانشناسی داشت در حالی که پدرش استاد اقتصاد بین المللی دانشگاه ویرجینیا تک و دانشگاه جان هاپکینز بود. اریک دو برادر دارد. او پسری باهوش و ورزشکار بود که در مدرسه عملکرد خوبی داشت و دونده خوبی بود.

وی در سال ۱۹۷۲ از دبیرستان یورک تاون در آرلینگتون، ویرجینیا فارغ التحصیل شد. در نوجوانی آرزو داشت معمار شود و در رشته معماری در دانشگاه پرینستون ثبت نام کرد. اما، اشمیت خیلی زود متوجه شد که بیشتر به مهندسی برق علاقه مند است، بنابراین از معماری انصراف داد و رشته خود را به مهندسی برق تغییر داد.

اریک اشمیت در سال ۱۹۷۶ در مقطع کارشناسی فارغ التحصیل شد. اریک سپس در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی ثبت نام کرد، همان دانشگاهی که مدرک کارشناسی ارشد خود را در سال ۱۹۷۹ اخذ کرده بود. وی در زمان تحصیل در این دانشگاه، شبکه ای را ایجاد کرد که مرکز کامپیوتر دانشگاه را با بخش های CS و EECS مرتبط می کند.

او در دوره دکتری خود را پس از اتمام دوره کارشناسی ارشد از همان دانشگاه ادامه داد و مدرک خود را در سال ۱۹۸۲ در مهندسی برق و علوم کامپیوتر کسب کرد. پایان نامه اشمیت در مورد چالش های مدیریت توسعه نرم افزار توزیع شده، بود.

حرفه اریک اشمیت

یکی از فعالیت های  اریک، کار در شرکت بل بود. در آنجا او در کنار مایک لسک برای بازنویسی لکس، برنامه ای برای تولید آنالایزر لغوی برای سیستم عامل رایانه یونیکس کار می کرد. او بر توضیحات منظم کار کرد و آن را به ابزاری مهم برای ساخت کامپایلر تبدیل کرد. اشمیت در سال ۱۹۸۳ به شرکت سان مایکروسیستمز به عنوان اولین مدیر فناوری آن پیوست. او دارای دانش فنی عالی و درجه بالایی از مهارت های شغلی بود و در نتیجه رتبه این شرکت را توانست ارتقا دهد. وی قبل از اینکه به عنوان مدیر کل بخش محصولات فناوری فعالیت کند، به عنوان مدیر مهندسی نرم افزار منصوب شد.

اریک اشمیت سرانجام به عنوان نایب رئیس گروه سیستم های عمومی و رئیس بخش سرمایه گذاری شرکت سان مایکروسیستمز منصوب شد. در اواخر دهه ۱۹۹۰ او به عنوان مدیر اجرایی بسیار کارآمد بازرگانی شهرت پیدا کرد. در سال ۱۹۹۷ به عنوان مدیرعامل و رئیس هیئت مدیره شرکت نوول که یکی از شرکت های عرضه کننده زیرساخت های نرم افزاری است، منصوب شد. در سال ۲۰۰۱، اریک اشمیت با لری پیج و سرگئی برین، بنیانگذاران گوگل مصاحبه کرد. شرکت گوگل که در سال ۱۹۹۸ تأسیس شد، هنوز یک شرکت جوان بود و بنیانگذاران آن به دنبال یک فرد با تجربه برای اداره آن بودند.

اریک اشمیت کارآفرین آمریکایی

پیج و برین ویژگی های نماینده خود را در اشمیت پیدا کردند و در آگوست همان سال، اریک اشمیت را به عنوان مدیر عامل گوگل منصوب کردند. به عنوان مدیرعامل، اشمیت در ابتدا فعالیت معاونان و سازمان فروش را تحت نظر داشت و بر زیرساخت های مورد نیاز برای حفظ روند رشد سریع گوگل متمرکز شد. این شرکت با رهبری اریک اشمیت شاهد رشد و تنوع سریعی شد. در نتیجه گوگل خیلی زود به یکی از موفق ترین شرکت های در حال رشد جهان تبدیل شد.

در سال ۲۰۱۱، پیج در سمت مدیر عاملی جایگزین اشمیت شد و اریک اشمیت به عنوان رئیس اجرایی شرکت به فعالیت خود ادامه داد. در تاریخ ۲۰ ژانویه ۲۰۱۱، گوگل اعلام کرد که اشمیت به عنوان مدیرعامل گوگل کناره گیری می کند، اما به عنوان رئیس اجرائی شرکت ادامه خواهد داد و به عنوان مشاور بنیانگذاران پیج و برین فعالیت می کند.  در ۴ آوریل ۲۰۱۱، پیج جایگزین اشمیت به عنوان مدیرعامل انتخاب شد. در این مقام اشمیت مسئولیت ایجاد مشارکت و روابط گسترده تر تجاری و دسترسی را بر عهده داشت. وی همچنین در زمینه کسب و کار و سیاست با مدیرعامل و رهبر شرکت مشاوره می کرد.

اشمیت در حین فعالیت در شرکت گوگل، مشغول فعالیت هایی بود که بعداً موضوع پرونده دادرسی ضد انحصار کارمندان با تکنولوژی بالا شد که منجر به تسویه ۴۱۵ میلیون دلار پرداختی توسطAdobe ، Apple ، Google و Intel به کارمندان شد.

در سال ۲۰۱۵، گوگل به دنبال تجدید ساختار شرکت های بزرگ، با تاسیس شرکت آلفابت به عنوان شرکت هلدینگ، به عنوان زیرمجموعه این هلدینگ قرار گرفت و چندین شرکت وابسته به آن نیز به این مجموعه پیوستند. اریک اشمیت نیز به عنوان مدیر اجرایی آلفابت منصوب شد. وی علاوه بر مسئولیت های سازمانی خود، عضو شورای مشاوران علوم و فناوری رئیس جمهور (PCAST) در دولت ریاست جمهوری باراک اوباما بوده است.

اریک اشمیت کارآفرین آمریکایی

جوایز و دستاوردها

اریک اشمیت در سال ۲۰۰۶، موفق به اخذ جایزه آکادمی ملی مهندسی شد و در سال ۲۰۰۷ به آکادمی علوم و هنر آمریکا به عنوان همکار معرفی شد.

اشمیت یکی از معدود افرادی است که براساس سهام دریافت شده به عنوان کارمند در شرکت هایی که نه بنیانگذار آنها بوده و نه بستگان بنیانگذاران، میلیاردر شده است.

مجله فوربز در فهرست «میلیاردرهای جهان» در سال ۲۰۱۱، اشمیت را به عنوان ۱۳۶ مین فرد ثروتمند جهان با ثروت تقریبی ۷ میلیارد دلار قرار داد. گوگل در سال ۲۰۱۱، هنگامی که اشمیت به عنوان مدیرعامل کناره‌گیری کرد، جایزه ۱۰۰ میلیون دلاری به او اهدا کرد. دارایی او در سال ۲۰۱۵، ۹.۱ میلیارد دلار اعلام شده است.

زندگی شخصی و میراث

اریک اشمیت در سال ۱۹۸۹ با وندی سوزان بویل ازدواج کرد. آنها دو دختر به نام سوفی و ​​آلیسون دارند. این زوج در سال ۲۰۱۱ از هم جدا شدند، اما طلاق نگرفتند.

فعالیت های بشردوستانه

اریک اشمیت به همراه همسرش وندی در سال ۲۰۰۶ بنیاد خصوصی موسسه خانواده اشمیت را ایجاد کردند تا به موضوعات مربوط به استفاده مسئولانه از منابع طبیعی و حفظ آن بپردازد. این بنیاد به چندین سازمان از جمله بنیاد انرژی، آکادمی علوم کالیفرنیا، پروژه احیا منابع طبیعی، مرکز کلمبیا برای بهداشت محیط کودکان و بهداشت محیط سبز برای همه، کمک های مالی اهدا کرده است.

این زوج یک برنامه مدرسه تابستانی دانشگاه شیکاگو برای دانشمندان مشتاق علم به نام «علم داده های اریک و وندی اشمیت برای کمک به امور اجتماعی خوب» ایجاد کردند. اشمیت همچنین ۲۵ میلیون دلار به عنوان کمک هزینه به صندوق فناوری قابل تحول اشمیت در دانشگاه پرینستون در سال ۲۰۰۹ اهدا کرد.

شریل سندبرگ کارآفرین و مدیر اجرایی فیسبوک

شریل سندبرگ کارآفرین و مدیر اجرایی فیسبوک

شریل سندبرگ مدیر اجرایی فناوری و نویسنده آمریکایی است که به عنوان مدیر عامل اصلی (COO) فیس بوک شناخته می شود. وی در حال حاضر به عنوان اولین عضو زن در هیئت مدیره فیس بوک فعالیت می کند. او همچنین بنیانگذار Leanin.org و مولف دو کتاب «تغییر مسیر: زنان، شغل، و پیشرفت» و «گزینه B: روبرو شدن با سختی، ارتقای حد تحمل و یافتن شادی» است. او پیش از پیوستن به فیس بوک، معاون فروش جهانی و عملیات آنلاین در گوگل بود و به راه اندازی بخش بشردوستانه Google.org کمک کرد.

شریل سندبرگ همچنین به عنوان رئیس ستاد خزانه داری لارنس سامرز، که استاد و مربی لو در هاروارد بود، خدمت کرد. سندبرگ به عنوان سخنران اصلی در رویدادهای مختلف دعوت شده است و تجربه سخنرانی TED با عنوان «چرا ما تعداد کمی رهبران زن داریم» برگزار کرده تست. در سال ۲۰۱۲، او در فهرست سالانه ۱۰۰ نفر از بانفوذترین افراد جهان در مجله Time معرفی شد و هم اکنون در رتبه چهارم در لیست قوی ترین زنان فوربز قرار دارد.

بیوگرافی شریل سندبرگ کارآفرین

کودکی و اوایل زندگی

شریل کارا سندبرگ در ۲۸ آگوست ۱۹۶۹ در واشنگتن D.C متولد شد. والدین او ژول سندبرگ، چشم پزشک و ادل سندبرگ، معلم زبان فرانسه هستند. والدین شریل شغل و تحصیلات خود در مقطع دکترا، برای بزرگ کردن فرزندانش ترک کردند. شریل و خواهر و برادرهای کوچکترش، دیوید و میشل، در ساحل شمالی میامی فلوریدا بزرگ شدند. جایی که خانواده، زمانی که شریل دو ساله بود به آنجا مهاجرت کردند.

شریل سندبرگ کارآفرین و مدیر اجرایی فیسبوک

او دوران راهنمایی خود را در مدرسه Highland Oaks در North Miami-Dade شرکت کرد و در دبیرستان نیز وارد مدرسه North Beach Miami Beach شد. شریل در سال ۱۹۸۷ فارغ التحصیل شد. در سال های دبیرستان، در انجمن ملی افتخارات، هیئت اجرایی بود. او همچنین ایروبیک آموزش می داد. در سال ۱۹۹۱، او با لیسانس اقتصاد از هاروارد فارغ التحصیل شد و به عنوان دانشجوی برتر فارغ التحصیل اقتصاد، John H. Williams را دریافت کرد. استاد شریل سندبرگ، لری سامرز پیشنهاد داد که در مورد مقاله پایان نامه او مشاوره دهد.

وی حدود یک سال معاون تحقیقات سامرز در بانک جهانی بود و در این مدت روی پروژه های بهداشتی در هند که درمورد جذام، ایدز و نابینایی بود کار می کرد. او در سال ۱۹۹۳ وارد دانشکده بازرگانی هاروارد شد و دو سال بعد، فوق لیسانس خود را با بالاترین نمره بدست آورد.

حرفه شریل سندبرگ

اولین کار سندبرگ به عنوان مشاور مدیریت شرکت مک کینزی بود که حدود یک سال در سال های ۱۹۹۵-۱۹۹۶ انجام داد. در پنج سال بعدی، به لری سامرز که در آن زمان وزیر خزانه داری ایالات متحده در زمان ریاست جمهوری بیل کلینتون بود، کمک کرد. شریل سندبرگ پس از به قدرت رسیدن جمهوری خواهان در نوامبر ۲۰۰۰، شغل خود را ترک کرد و با انتقال به سیلیکون ولی، به شرکت گوگل پیوست.

از نوامبر ۲۰۰۱ تا مارس ۲۰۰۸، به عنوان معاون فروش و عملیات جهانی آنلاین، بر فروش و تبلیغات و انتشار محصولات، محصولات مصرفی و جستجوی گوگل نظارت داشت. در اواخر سال ۲۰۰۷، شریل سندبرگ که مشتاق مسئولیت پذیری بیشتری بود، تمایل خود را برای دریافت سمت مدیر اجرایی شرکت واشنگتن پست، به دونالد گراهام مدیرعامل آن اعلام کرد.

در ماه دسامبر، در مهمانی کریسمس به میزبانی دن روزنزویگ، او با مارک زاکربرگ، بنیانگذار و مدیرعامل فیسبوک ملاقات کرد و یک گفتگوی طولانی پس از معرفی خود با یکدیگر داشتند. در ماه های بعد، وی چندین ملاقات خصوصی با زاکربرگ داشت تا در مورد چگونگی سودآوری فیس بوک صحبت کند. پس از آن، زاکربرگ به او پیشنهاد سمت مدیر اجرایی فیس بوک (COO) را داد.

شریل سندبرگ با علم به اینکه شبکه های اجتماعی چشم انداز بهتری نسبت به روزنامه ها دارند، پیشنهاد دونالد گراهام و همچنین اریک اشمیت مدیرعامل گوگل را برای سمت مدیریت ارشد مالی، رد کرد.

شریل سندبرگ کارآفرین و مدیر اجرایی فیسبوک

شریل سندبرگ، که تمایل داشت نقش چالش برانگیزتری را برعهده بگیرد، پیشنهاد شغلی گوگل را رد کرد زیرا اشمیت و دو بنیانگذار آن، لری پیج و سرگئی برین، تصمیمات اصلی را در این شرکت گرفته بودند. در فوریه ۲۰۰۸، وی سرانجام تصمیم گرفت پیشنهاد زاکربرگ را بپذیرد و با وجود تلاش های فراوان مدیر گوگل برای ماندن او، آنجا را ترک کرد.

بلافاصله پس از پیوستن به فیسبوک در مارچ ۲۰۰۸، او با صدها نفر از کارمندان خود صحبت کرد تا رابطه صمیمی با آنها برقرار کند که زاکربرگ نتوانسته بود به آن دست یابد. در طی دو سال، او با ارائه تبلیغات هوشمندانه، فیسبوک را به یک شرکت سودآور تبدیل کرد. در سال ۲۰۱۲، وی به عنوان اولین زن، عضو هیئت مدیره فیسبوک انتخاب شد.

وی پیش از این در سال ۲۰۰۹ به عنوان عضوی از هیئت مدیره شرکت Walt Disney و Starbucks معرفی شده بود و همچنین در مرکز توسعه جهانی و V-Day مشغول فعالیت بود.

کتاب ها و فعالیت های انسان دوستانه شریل سندبرگ

شریل سندبرگ در کتاب خود با عنوان «تغییر مسیر: زنان، شغل و میل به پیشرفت» که در سال ۲۰۱۳ با نل اسکول همکاری داشت،  به مواردی چون نبود زنان در سمت های رهبری دولت و مشاغل مهم پرداخت. با وجود موفقیت بی حد و حصر این کتاب انتقاد هایی را نیز به جهت بیش از حد نخبه گرایی و بی توجهی به مبارزات پیش روی زنان متوسط ​​در محیط کار در پی داشت.

در سال ۲۰۱۳، با سود حاصل از فروش کتاب خود، موسسه غیرانتفاعی “Lean In” (به نام LeanIn.Org) را تاسیس کرد تا به طور مداوم الهام‌بخش زنان باشد و حمایت مداومی برای زنان ارائه دهد تا به آنها در رسیدن به اهدافشان کمک کند.

در سال ۲۰۱۶، آن را به «بنیاد خانوادگی شریل سندبرگ و دیو گلدبرگ» به عنوان یک سازمان اصلی برای LeanIn.Og تغییر داد و سازمان جدید دیگری بعد از انتشار کتاب «گزینه B» شکل گرفت.

شریل سندبرگ کارآفرین و مدیر اجرایی فیسبوک

آثار مهم

شریل سندبرگ به این معروف است که فیس بوک را به یک شرکت سودآور تبدیل کرده است. زیرا فیسبوک در ابتدا تنها به عنوان یک سایت جالب طراحی شده بود و تقریباً قبل از این که او به عنوان مدیر اجرایی آن فعالیت کند، درآمد دیگری نداشت. وی پیش از این به عنوان رئیس ستاد خزانه داری لارنس سامرز ایالات متحده خدمت کرده بود و در راه اندازی بخش خیرخواهانه Google.org نقش داشت.

جوایز و دستاوردها

شریل سندبرگ در گذشته توسط فوربز بارها در لیست قدرتمندترین زنان معرفی شده بود و در حال حاضر در رده چهارم این فهرست قرار دارد. در طول یک دهه گذشته، وی در فهرست های مختلفی با عناوین مختلف در مجلاتی چون Fortune، وال استریت ژورنال، Time،Business Week ،  The Jerusalem Post و … قرار گرفته است. در ژوئن ۲۰۱۲، او اولین زنی بود که به عنوان یکی از اعضای هیئت مدیره فیسبوک فعالیت کرد. در سال ۲۰۱۳، کتاب “Lean In” او در فهرست فایننشال تایمز قرار گرفت و جایزه کتاب کسب و کار سال را اخذ کرد.

زندگی شخصی و میراث

شریل سندبرگ در سال ۱۹۹۳ با برایان کراف ازدواج کرد، اما این زن و شوهر یک سال بعد طلاق گرفتند. در سال ۲۰۰۴، او با دیو گلدبرگ ازدواج کرد که در آن زمان مدیر اجرایی یاهو بود و سپس مدیرعامل SurveyMonkey شد.

در اول ماه می سال ۲۰۱۵ گزارش شد که همسر شریل درگذشت. دلیل فوت او آسیب دیدگی ناحیه سر که به هنگام تعطیلات در مکزیک برای او رخ داده بود اعلام شد، اما بعداً مشخص شد که وی به علت ورم مفاصل فوت کرده است. شیل هم اکنون به همراه پسر و دخترش در منلو پارک کالیفرنیا زندگی می کند.

در سال ۲۰۱۵، شریل سندبرگ یکی از ۳۵ امضا کننده نامه‌ای بود که خطاب به آنگلا مرکل صدراعظم آلمان و رئیس اتحادیه آفریقا، نکوسازانا دلامینی-زوما، نوشته شده و خواستار برابری زنان در مرحله جهانی بود. او همچنین از کمپین جنجالی “Ban Bossy” در سال ۲۰۱۴ حمایت مالی کرد.

داستان موفقیت سارا بلیکلی کارآفرین و موسس شرکت اسپنکس

داستان موفقیت سارا بلیکلی کارآفرین و موسس شرکت اسپنکس

سارا بلیکلی یک کارآفرین آمریکایی و میلیاردری خودساخته است. او بنیانگذار کمپانی اسپنکس (Spanx) است. این کمپانی، یک شرکت تولید جوراب شلواری مستقر در آتلانتا، جورجیا است. سارا دستاورد های زیادی داشته و فوربس او را به عنوان یکی از قدرتمندترین زنان جهان در سال ۲۰۱۴ معرفی کرده است. سارا بلیکلی با روحیه کارآفرینی واقعی خود، اخیراً “نسل بعدی LEG-UP” را معرفی کرده است. برنامه ای که برای شناسایی کارآفرینان زن موفق و همفکر طراحی شده است.

بلیکلی از دانشگاه ایالتی فلوریدا فارغ التحصیل لیسانس ارتباطات است. وی قبل از این که ابتدا به عنوان فروشنده در شرکت تأمین دنکا شروع به کار کند، شغل های مختلفی را در مدت سه ماه در والت دیزنی انجام داد. در مدتی که در این شرکت فعالیت می کرد مجبور بود از جوراب شلواری استفاده کند، برای اینکه راحت باشد تصمیم گرفت شلوار خود را ببرد و با ایده ای که داشت نوع جدیدی جوراب شلواری تولید کند که باعث شد لاغرتر به نظر برسد و بتواند همزمان از کفش های جلو باز استفاده کند، در نهایت متوجه شد که پوشاکی که تولید کرده است باب میل زنان بسیار دیگری است.‌

در سال ۲۰۰۰، سارا بلیکلی از ۵۰۰۰ دلار پس انداز شخصی خود برای بازاریابی ابتکارش استفاده کرد. او در طول روز در دانکا کار می کرد و شب ها را به تحقیق در مورد انواع پارچه، ثبت اختراعات و طرح های برند تجاری اختصاص می داد. او در نهایت یک کارخانه جوراب شلواری پیدا کرد که مایل به تولید جوراب خاص سارا بود.

سارا بلیکلی درخواست حق ثبت اختراع خود را نوشت و نام محصول را مشتاقانه “Spanx” گذاشت. سارا آرمی نیز با تصویر یک زن جوان بلوند که از خودش الگو گرفته بود، انتخاب کرد. بلیکلی به جای سرمایه گذاری در زمینه تبلیغات محصولاتش، به سراسر ایالات متحده آمریکا سفر کرد و برای معرفی آنها فروشگاه هایی مانندNeiman Marcus را متقاعد کرد تا به فروش محصولات او بپردازند.

داستان موفقیت سارا بلیکلی

دوران کودکی

سارا بلیکلی در ۲۷ فوریه ۱۹۷۱ در کلیرواتر، شهر ساحلی فلوریدا متولد شد. پدر وی وکیل دادگستری بود. او در دبیرستان کلیرواتر تحصیل کرده و در رشته ارتباطات از دانشگاه ایالتی فلوریدا فارغ التحصیل شد. سارا عضوی از انجمن FSU بود. او از همان کودکی مهارت های کارآفرینی خود را به نمایش گذاشت. او یک خانه خالی از سکنه برای هالووین در محله خود ساخت و از همسایگان بابت آن پول گرفت.

داستان موفقیت سارا بلیکلی کارآفرین و موسس شرکت اسپنکس

شروع فعالیت حرفه ای

سارا بلیکلی قصد داشت رشته حقوق و حرفه پدرش را دنبال کند، اما در آزمون پذیرش دانشکده حقوق حدنصاب نمره قبولی را کسب نکرد و به مدت چند ماه به دنیای والت دیزنی در اورلاندو، فلوریدا پیوست. او در این دوره به عنوان یک استندآپ کمدین مستقل فعالیت کرد.

سارا به عنوان یک فروشنده به فروش دستگاه های فکس در دانکا، یک شرکت تامین کننده وسایل دفتر کار، فعالیت می کرد. ایده اولیه شرکت اسپنکس در حالی که هنوز در این شرکت به فروشندگی مشغول بود، در ذهن سارا جوانه زد. سفر سارا برای تبدیل شدن به یکی از موفق ترین و ثروتمندترین کارآفرینان زن، به خودی خود الهام بخش است. این یک استاندارد است که سایر کارآفرینان برای دستیابی به آن تلاش می کنند. او اکنون برای راه اندازی برنامه LEG UP تلاش می کند. سارا قصد دارد به کمک این برنامه، زنان شاغل را به نمایش بگذارد و تشویق کند.

این موفقیت سارا ‌۱۵ سال طول کشید. او همچنان انقلابی را در نحوه لباس پوشیدن زنان به وجود آورد. سارا بلیکلی کمپانی پوشاکی را تاسیس کرد که شامل محصولاتی مانند، جوراب شلواری و لباس مناسب یوگا بود. تجربه شخصی سارا در محل کار به او انگیزه داد و وی را ترغیب کرد که شرکت اسپنکس (Spanx) را راه اندازی کند.

سارا در سن ۲۷ سالگی، به آتلانتا جورجیا نقل مکان کرد و پس اندازی که از فروش دستگاه فکس به دست آورده بود را برای اجرای ایده جوراب شلواری سرمایه گذاری کرد. سارا بلیکلی حق ثبت اختراع خود را نوشت، زیرا نتوانست هیچ وکیل زنی را پیدا کند که همان کار را انجام دهد. کارخانجات تولید جوراب در کارولینای شمالی از ایده او استقبال نکردند.

اما مقاومت و سرسختی او، مسیر موفقیت را هموار کرد و خیلی زود اولین نمونه محصول خود را به پایان رساند. سارا با نوآوری و ماهیت مبتکرانه ایده خود، استانداردهای جدیدی را در بازار جوراب شلواری تنظیم کرد. او برای بسته بندی محصولات خود رنگ قرمز و جسورانه ای انتخاب کرد و از تصاویر متنوع زنان استفاده کرد.

سارا بلیکلی با نماینده گروه Neiman Marcus دیدار جنجالی و برنامه ریزی شده ای داشت که به عنوان نقطه عطف در حرفه او محسوب می شود. سارا نماینده گروه را بابت مزایای محصول طراحی شده خود قانع کرد. محصولات او در هفت فروشگاه Neiman Marcus برای فروش جایی پیدا کردند.

داستان موفقیت سارا بلیکلی کارآفرین و موسس شرکت اسپنکس

این تازه شروع ماجرا بود و برند های معتبر دیگری همچونBloomingdales ، Saksو Bergdorf Goodman با او همراه شدند. سارا به اپرا وینفری سبدی از محصولات خود را هدیه داد، با یادداشتی که ایده خود را توضیح می داد. این اقدام، موجب موفقیت بیشتر برند اسپنکس شد، زیرا وینفری Spanx را به عنوان کالای مورد علاقه خود معرفی کرد.

سارا صاحب ۱۰۰٪ برند اسپنکس است. دفتر مرکزی شرکت اسپنکس (Spanx) در آتلانتا، قرار دارد. Spanx در تقریباً ۵۰ کشور جهان نمایندگی دارد و مغازه های خرده فروشی نیز در ایالات متحده افتتاح کرده است. این برند شعار خود را با هدف درک زنان از ارزش واقعی خود حفظ کرده است.

سارا بلیکلی آرزویی مبنی بر طراحی راحت ترین کفش پاشنه بلند دارد. او در برنامه های مختلف تلویزیونی نیز حضور داشته است. او در The Rebel Billionaire، یک مجموعه تلویزیونی ریلیتی شو شرکت کرد و به جایگاه دوم دست یافت. سارا یکی از داوران ریلیتی شو تلویزیونی مخترعان آمریکایی بود.

فعالیت های بشردوستانه سارا بلیکلی

او بنیاد سارا بلیکلی را تأسیس کرد که به زنان آموزش تحصیلی و  کارآفرینی می دهد. این بنیاد بورس های تحصیلی را به زنان جوان در پردیس اجتماعات و انجمن توسعه فردی در آفریقای جنوبی اهدا می کند. سارا در برنامه اپرا وینفری ظاهر شد و درآمد خود را به آکادمی به رهبری اپرا وینفری برای دختران اهدا کرد. سارا اولین میلیاردر زنی بود که به “Giving Pledge” پیوست، جایی که یک شخص حداقل نیمی از ثروت خود را به امور خیریه اهدا می کند.

زندگی شخصی

سارا بلیکلی با خواننده رپ سابق آمریکایی Jesse Itzlerat ازدواج کرد. این عروسی در هتل و باشگاه گاسپاریلا در بوکا گراند، فلوریدا، ایالات متحده برگزار شد.

سارا در سال ۲۰۱۴ توسط فوربز در رتبه ۹۳مین زن قدرتمند جهان قرار گرفت. او اولین میلیاردر زنی بود که عضوی از Giving Pledge بود. تحت این تعهد، ثروتمندان حداقل نیمی از ثروت خود را برای فعالیت های بشردوستانه اهدا می کنند. مجله فوربز به دلیل دستاوردهای چشمگیر سارا بلیکلی، او را به عنوان جوانترین میلیاردر زن خود ساخته جهان معرفی کرد. او در مجله تایمز تحت عنوان ۱۰۰ نفر از بانفوذترین افراد جهان، معرفی شد.

داستان موفقیت سارا بلیکلی کارآفرین و موسس شرکت اسپنکس

۴ توصیه سارا بلیکلی برای موفقیت

۱) سارا یکی از طرفداران بزرگ بصری کردن هدف بزرگ خود از راه های خاص و مشخص است. او ۱۵ سال قبل از این اتفاق، خودش را به وضوح در برنامه تلویزیونی اپرا تصور می کرد. او می دانست که این اتفاق خواهد افتاد.

۲) پدر سارا به فرزندانش یاد داده بود که شکست نقطه عطفی در مسیر موفقیت فرد است. تمرکز بر شکست بزرگ به سارا این امکان را می دهد تا درک کند که شکست نتیجه نیست؛ بلکه به معنی عدم تلاش است. باید به اندازه کافی از منطقه راحتی خود دور شوید و سعی کنید بیشتر از آنچه روز گذشته بودید باشید. شکست بزرگ چیز خوبی است.

۳) خیلی زود ایده شکننده و تازه خود را با جهان به اشتراک نگذارید. سارا توضیح می دهد که ایده ها آسیب پذیر و شکننده هستند. صبر کنید تا کاملاً در مسیر اهداف خود پیش بروید قبل از اینکه آن را با مردم به اشتراک بگذارید. خوب، آنها شما را ناامید می کنند و تمام دلایلی را که باعث می شود ایده شما با شکست مواجه شود را ارائه می دهند. اما شما باید آمادگی مقابله با دلایل آنها را داشته باشید.

۴) باور کنید که شما توانایی اجرای ایده خود را دارید. سارا  بلیکلی مطلقاً چیزی در مورد لباس زیر زنانه، ثبت اختراع یک محصول جدید، تولید، بازاریابی، توسعه محصول، توسعه وب سایت، کسب و کار آنلاین و موارد دیگر نمی دانست. اما این مانع او نشد. او تحقیقاتی را در مورد آنچه نمی دانست انجام می داد، و برای آنچه که نمی توانست انجام دهد افرادی را استخدام کرد و با تعهد و انرژی به راه خود ادامه داد. اجرای ایده خود را فقط به این دلیل که فکر می کنید توانایی اجرای آن را ندارید متوقف نکنید.

 

پیتر تیل کارآفرین آمریکایی و موسس شرکت پی پال

پیتر تیل کارآفرین آمریکایی و موسس شرکت پی پال

پیتر تیل (Peter Thiel) کارآفرین آمریکایی، سرمایه دار، سرمایه گذار، نویسنده و فردی خیرخواه است. وی به عنوان بنیانگذار شرکت خدمات پرداخت آنلاین آمریکایی پی پال (PayPal) و بنیانگذار شرکت مدیریت سرمایه گذاری و صندوق های تامینی Clarium Capital شناخته شده است.

تیل در فرانکفورت آلمان متولد شد و در ایالات متحده بزرگ شد. وی فعالیت خود را به عنوان منشی قضایی آغاز کرد و بعداً “Theil Capital” را تاسیس کرد. سپس پی پال را تاسیس کرد و مدیرعامل آن باقی ماند تا اینکه eBay این شرکت را خرید.

پیتر تیل سپس اقدام به راه اندازی Clarium Capital کرد و استارتاپ هایی مانند شرکت نرم افزاری خصوصی آمریکایی، Palantir Technologies، شرکت سرمایه گذاری، صندوق بنیانگذاران و صندوق سرمایه گذاری Valar Ventures را تاسیس کرد. او همچنین با Y Combinator همکاری کرد و اولین سرمایه گذار خارجی در فیسبوک شد. او به عنوان یک آزادی خواه محافظه کار، روزنامه دانشجویی با نام TheStanford Review را تاسیس کرد و به چندین سیاستمدار کمک مالی اهدا کرد. او همچنین بنیانگذار بنیاد تیل است.

پیتر تیل کارآفرین آمریکایی و موسس شرکت پی پال

کودکی و اوایل زندگی تیل

پیتر تیل در ۱۱ اکتبر ۱۹۶۷ در فرانکفورت آلمان غربی از پدر و مادری با نام های فریدریش تیل و سوزان به دنیا آمد. او یک برادر کوچکتر به نام پاتریک مایکل تیل دارد. وقتی پیتر تیل یک ساله بود، خانواده اش به ایالات متحده مهاجرت کردند و در کلیولند مستقر شدند. با تلاش های حرفه ای پدرش، خانواده به آفریقای جنوبی و آفریقای جنوبی غربی (در حال حاضر نامیبیا) قبل از اسکان در شهر فاستر، کالیفرنیا، در سال ۱۹۷۷ مهاجرت کردند.

پیتر تیل کارآفرین آمریکایی و موسس شرکت پی پال

پیتر به شطرنج علاقه‌مند بود. او فراگیری بازی شطرنج را از شش سالگی شروع کرد. در سال ۱۹۹۲، او از فدراسیون شطرنج ایالات متحده (USCF) به ۲۳۴۲، امتیاز برتر دست یافت. در نتیجه به وی عنوان استاد بزرگ اعطا شد. او در دبیرستان سن ماتئو تحصیل کرد و در سال ۱۹۸۵ به عنوان دانشجوی ممتاز فارغ التحصیل کلاس خود انتخاب شد.

سپس در دانشگاه استنفورد برای مطالعه فلسفه ثبت نام کرد. در استنفورد، تیل به همراه نورمن بوک روزنامه دانشجویی با نام بررسی استنفورد را تاسیس کرد تا دیدگاه های محافظه کار و آزادی خواه را ارائه دهد. تیل اولین سردبیر روزنامه شد و تا زمانی که در سال ۱۹۸۹ لیسانس هنر خود را اخذ کرد، در این زمینه به فعالیت خود ادامه داد. وی سپس در دانشکده حقوق استنفورد حضور یافت و در سال ۱۹۹۲ دکترای حقوق خود را اخذ کرد.

فعالیت های حرفه ای

پیتر تیل پس از دریافت دکترای خود، به عنوان منشی قضات برای قاضی جیمز لری ادموندسون شروع به کار کرد. پس از آن، وی حدود هفت ماه به عنوان وکیل دفتر بین المللی سالیوان و کرومول در نیویورک خدمت کرد. در سال ۱۹۹۳، او به عنوان معامله گر در زمینه ارزی کار خود را با Credit Suisse آغاز کرد. او همچنین به عنوان نویسنده سخنران، وزیر آموزش سابق ایالات متحده ویلیام بنت کار می کرد.

در سال ۱۹۹۶، او به کالیفرنیا بازگشت و شرکت «مدیریت سرمایه تیل» را راه اندازی کرد. در دسامبر سال ۱۹۹۸، وی به همراه Luke Nosek و Max Levchin، شرکت نرم افزاری آمریکایی “Confinity Inc” را در سیلیکون ولی تاسیس کردند. این شرکت در ابتدا به عنوان یک شرکت سیستم عامل پرداخت و رمزنگاری راه اندازی شد.

هدف تیل، ایجاد کیف پول دیجیتالی بود، که در نهایت باعث شد تا در سال ۱۹۹۹ پی پال را راه اندازی کند. پی پال از انتقال پول آنلاین پشتیبانی می کند و به عنوان یک جایگزین الکترونیکی برای روش های متعارف پرداخت، مانند چک و انتقالات بانکی کار می کند.

پیتر تیل کارآفرین آمریکایی و موسس شرکت پی پال

نمایندگان دویچه بانک و نوکیا هنگام راه اندازی PayPal، از آن در سیستم عامل پالم  خود برای ارسال سه میلیون دلار بودجه سرمایه گذاری به تیل استفاده کردند. با گذشت زمان، پی پال از طریق ادغام با X.com و Pixo وارد بازار تلفن بی سیم شد.

در ۱۵ فوریه ۲۰۰۲، این شرکت وارد بازار عمومی شد و در ماه اکتبر همان سال با قیمت ۱.۵ میلیارد دلار به eBay فروخته شد. پیتر تیل که سهم ۳.۷٪ در این شرکت داشت پس از فروش آن، از سمت خود به عنوان مدیر عامل کناره گیری کرد.

او در سال ۲۰۰۲ ، شرکت صندوق جهانی پوشش ریسک “Clarium Capital Management LLC” را در سان فرانسیسکو تاسیس کرد. بودجه تحت مدیریت شرکت در سال ۲۰۰۷ به ۸ میلیارد دلار افزایش یافت. با این حال تا سال ۲۰۱۱، دارایی های این شرکت به دلیل چندین سرمایه گذاری غیر سودآور و بازخرید مشتری، به ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیون دلار کاهش یافت.

تیل در ماه می ۲۰۰۳ یک شرکت نرم افزاری به نام Palantir Technologies را تاسیس کرد. پیتر تیل به عنوان رئیس شرکت در پالو آلتو، کالیفرنیا، فعالیت می کند و در تجزیه و تحلیل داده های بزرگ تخصص دارد. Palantir شاهد افزایش سرمایه مداوم بود و در اواخر سال ۲۰۱۵، ۲۰ میلیارد دلار ارزش داشت.‌ مورگان استنلی در سال ۲۰۱۸ ارزش آن را ۶ میلیارد دلار ارزیابی کرد.

پیتر در آگوست ۲۰۰۴ اولین سرمایه گذار خارجی در فیس بوک شد که با ۵۰۰ هزار دلار در این شرکت برای ۱۰.۲ درصد سهام آن سرمایه گذاری کرد. او همچنین عضو هیئت مدیره فیس بوک شد. پیتر تیل سرانجام، در سال ۲۰۱۲ بخش قابل توجهی از سهام فیسبوک خود را به قیمت ۶۳۸ میلیون دلار فروخت. با این حال او همچنان عضو هیئت مدیره شرکت است.

در جولای ۲۰۰۵، او یک شرکت سرمایه گذاری به نام «صندوق بنیانگذاران» مستقر در سان فرانسیسکو را تاسیس کرد. این شرکت در شرکت هایی که فناوری های انقلابی ساخته اند سرمایه گذاری می کند. در سطح شخصی، پیتر تیل در استارتاپ های مختلف سرمایه گذاری کرده است.

او صندوق سرمایه گذاری، “Valar Ventures” را به همراه اندرو مک کارماک و جیمز فیتزجرالد راه اندازی کرد. پیتر تیل به عنوان رییس شرکت اولین صندوق سرمایه گذاری فعالیت می کند  که در اکتبر ۲۰۱۰ در Xero سرمایه گذاری کرد. او همچنین رئیس کمیته سرمایه گذاری «مدیریت سرمایه میتریل» است که در ژوئن ۲۰۱۲ آن را بنیانگذاری کرد. پیتر تیل همچنین از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۷ در شرکت آمریکایی شتاب دهنده ایده “YCombinator” شریک بود.

پیتر تیل کارآفرین آمریکایی و موسس شرکت پی پال

فعالیت های سیاسی

پیتر تیل یک آزادی خواه است و به عنوان یک عضو اختصاصی حزب جمهوری خواه به دلایل مختلف لیبرتاری و جمهوری خواهانه مشارکت داشته است. وی در دسامبر ۲۰۰۷ ران پاول را به عنوان رئیس جمهور تایید کرد. در انتخابات ریاست جمهوری جان مک کین ۲۰۰۸ مشارکت کرد.، از مگ ویتمن در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۰ در کالیفرنیا و از ران پاول برای ریاست جمهوری در سال ۲۰۱۲  حمایت کرد و پس از عدم موفقیت پائول در نامزدی حزب جمهوریخواه برای ریاست جمهوری، تیل در انتخابات ریاست جمهوری میت رامنی / پل رایان در سال ۲۰۱۲ مشارکت داشت. پیتر تیل از دونالد ترامپ نیز حمایت کرد و ۱.۲۵ میلیون دلار برای حمایت از مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری او در سال ۲۰۱۶ اهدا کرد.

پس از پیروزی ترامپ، تیل در کمیته اجرایی تیم انتقال ترامپ قرار گرفت. تیل همچنین چندین سیاستمدار دیگر از جمله سناتور لامار الکساندر، رایان برومبرگ، مایک کافمن و داگلاس فارستر را از نظر مالی حمایت کرده است. پیتر تیل همچنین عضو کمیته راهبری گروه بیلدربرگ است.

فعالیت های خیرخواهانه پیتر تیل

پیترتیل «بنیاد تیل» را تاسیس کرد که بیشتر تلاش های بشر دوستانه خود را از طریق آن انجام می دهد. او سه پروژه اصلی خیرخواهانه را مدیریت می کند که عبارتند از: Breakout Labs ،  Imitatioو Thiel Fellowship. این بنیاد همچنین از گروه های خارجی پشتیبانی می کند و بودجه زیادی را صرف تحقیقات غیر سودآور در زمینه های دریا، هوش مصنوعی و افزایش عمر کرده است.

سایر تلاش های پیتر تیل

او به عنوان منتقد گاهی در شبکه CNBC حضور یافته است و در برنامه های CNBC مانند “Squawk Box” و “Bell Belling” شرکت کرده است. تیل با نویسندگی کتاب «فسانه تنوع: چند فرهنگی و سیاست عدم تحمل در استنفورد» با دیوید ا. ساکس همکاری کرد. در سپتامبر سال ۲۰۱۴، تیل و بلک مسترز کتاب «صفر تا یک» را منتشر کردند. تیل همچنین در مقالاتی در زمینه «بررسی سیاست»، «فوربز» ، «اولین چیزها» و «ژورنال وال استریت» همکاری کرده است. او برای تهیه کنندگی فیلم طنز موفق تجاری سال ۲۰۰۵، «ممنونم که سیگار میکشی» تشویق شد.

استیو کیس کارآفرین و بازرگان موفق آمریکایی

استیو کیس کارآفرین و بازرگان موفق آمریکایی

استیو کیس (Steve Case‎) یکی از مشهورترین و موفق ترین کارآفرینان آمریکا است. او همچنین یکی از پیشگامان در تبدیل اینترنت به بخشی از زندگی روزمره افراد است.  طی ۱۵ سال گذشته، تمرکز استیو بر توسعه Revolution، شرکت سرمایه گذاری مستقر در واشنگتن دی سی بوده است که اکنون از کارآفرینان در هر مرحله از توسعه فعالیت های خود پشتیبانی می کند. این شرکت نزدیک به یک میلیارد دلار در شرکت های رو به رشدی از جمله Sweetgreen ، Tempus ، Tala ، DraftKings و Clear سرمایه گذاری کرده است.

استیو کیس کارآفرین و بازرگان موفق آمریکایی

استیو کیس یک نام مشهور در دنیای کسب و کار است و فعالیت او نمونه خوبی از کارآفرینی محسوب می شود. استیو از کودکی به کسب و کار و کارآفرینی علاقه مند بود و حتی هنگامی که تنها شش سال داشت، یک مرکز فروش آبمیوه را راه اندازی کرد. او از رشته علوم سیاسی فارغ التحصیل شد و خیلی زود در شرکت تجاری معروف “Procter & Gamble” مشغول به کار شد. همکاری او با این شرکت چندین سال طول کشید. سپس او به «شرکت پیتزا هوت» رفت. فعالیت کیس در تمام این شرکت ها به او کمک کرد تا مهارت های بازاریابی ذاتی اش ارتقا یابد.

ملاقات استیو با بیل فون میستر، سرمایه گذار، بسیار ارزشمند بود زیرا راه او را برای تاسیس شرکت “Quantum Computer Services” هموار کرد. بیل که کارآفرین و سرمایه گذار مطرحی بود، استیو کیس را به طور موقت در شرکت کنترل ویدو خود استخدام کرد. با این حال، مالک جدید این شرکت، جیم کیمزی ارزش واقعی کار او را متوجه شد و به وی شغل دائمی در شرکت خود داد. جیم استعداد بازاریابی خود را تقویت کرد و به دلیل تفکر خلاقانه و دانش بازاریابی استیو کیس، او را به عنوان جانشین خود انتخاب کرد. به عنوان رئیس شرکت «خدمات کوانتومی کامپیوتر» استیو ابعاد جدیدی به رسانه های جمعی اجتماعی بخشید. تا جایی که او در ایجاد تغییر در نحوه برقراری ارتباط آنلاین نقش مهمی دارد.

کودکی و اوایل زندگی

استیو کیس کارآفرین و بازرگان موفق آمریکایی

استیو کیس فرزند دانیل هبارد کیس و کارول (هولمز)، در بیست و یکم آگوست سال ۱۹۵۸ در هونولولو، هاوایی به دنیا آمد. وی سومین فرزند از چهار فرزند والدین خود است.

هنگامی که استیو شش ساله بود، به همراه برادرش یک مرکز آب میوه را با هم راه اندازی کردند و سرانجام یک موسسه موسوم به “Case Enterprises” تاسیس کردند.

استیو تحصیلات ابتدایی خود را از «مدرسه پوناهو» دریافت کرد و سپس، در سال ۱۹۸۰، از «کالج ویلیامز» واقع در ویلیامزتون، ماساچوست، فارغ التحصیل شد و مدرک خود را در رشته علوم سیاسی دریافت کرد.

 فعالیت حرفه ای استیو کیس

پس از فارغ التحصیلی، استیو کیس با شرکت “Procter & Gamble” در سینسیناتی، اوهایو به عنوان دستیار مدیر برندها کار کرد. او دو سال در آنجا کار کرد و در سال ۱۹۸۲، به “Pizza Hut” واقع در ویچیتا، کانزاس منتقل شد و به عنوان مدیر بازاریابی جدید این شرکت معرفی شد.

سال بعد، او از طریق برادرش دن با مدیرعامل شرکت “کنترل فیلم”، بیل فون میستر آشنا شد. استیو به عنوان مشاور بازاریابی در پروژه جدید با نام “GameLine” انتخاب شد و نام تجاری کنسول بازی های ویدئویی به نام “Atari 2600” را انتخاب کرد.

با این حال، پس از تصرف این شرکت توسط سرمایه گذار فرانک کافیلد، استیو کیس به عنوان کارمند بازاریابی دائمی استخدام شد.

جیم کیمزی کارآفرین در سال ۱۹۸۵ شرکت «خدمات کوانتومی رایانه» را تاسیس کرد و کیس را به عنوان نایب رئیس بازاریابی منصوب کرد.

در سال ۱۹۸۷، کیمزی این مرد جوان را به عنوان معاون اجرایی انتخاب کرد و سرانجام، جیم مربی او شد و وی را به گونه ای تربیت کرد که پس از بازنشستگی مدیرعامل از سمت خود، استیو کیس به اندازه کافی توانایی برای این سمت و مدیر عاملی داشته باشد.

او چند تغییر در استراتژی “Quantum” ایجاد کرد و یکی از این موارد ایجاد سرویس در سال ۱۹۸۵ به نام “Quantum Link” یا “Q-Link” برای رایانه تک مدل به نام “Commodore 64” به همراه مارک سریف برنامه نویس بود.

سه سال بعد، این شرکت تسهیلات “AppleLink” را راه اندازی کرد، که به دستگاه های “Apple” و “PC-Link” خدمات ارائه می داد. این دستگاه برای دستگاه های سازگار با “IBM” طراحی شده بود. در همین زمان، این شرکت همچنین بسیاری از سرویس ها و بازی های آنلاین دیگری مانند “Habitat”  ، “Club Caribe” ، سریال Quantum Link ” “،”Quantum Space”  و”Neverwinter Nights”را ایجاد کرد.

استیو کیس کارآفرین و بازرگان موفق آمریکایی

در سال ۱۹۹۱، استیو کیس مدیرعامل «شرکت خدمات کوانتومی» شد و در این مقام، نام این شرکت را به آمریکا آنلاین  “AOL” تغییر داد ، و “AppleLink” و “PC-Link” را با این شرکت ترکیب کرد. در سه سال آینده، این خدمات تقریباً یک میلیون مشتری داشت. سرانجام وی به عنوان رئیس شرکت منصوب شد.

آمریکا آنلاین شرکتی بود که ایده رسانه های اجتماعی را به وجود آورد. زیرا این شرکت عمدتاً روی پیام های فوری و چت روم متمرکز بود. این شرکت همچنین در پی آن بود که خدمات خود در حجم های وسیع را به صورت مقرون به صرفه ارائه دهد.

سرویس “AOL” برخلاف بسیاری از خدمات دیگر موجود در آن زمان مانند “Prodigy” و “CompuServe”، به راحتی در دسترس افراد عادی بود. این موضوع به محبوبیت این سرویس کمک کرد تا در بین توده افراد محبوبیت پیدا کند و میلیون ها کاربر سرویس «AOL» و تعداد افرادی که از این تسهیلات استفاده می کنند سالانه افزایش یابد.

در سال ۲۰۰۱، شرکت رسانه ای چند ملیتی “Time Warner” “AOL” را به دست آورد و این شرکت عظیم را با زمینه سرگرمی، رسانه و ارتباطات ادغام کرد. با این حال، این شرکت با مجادلات مربوط به رکود “dot-com” روبرو شد. به دنبال این، استیو از سمت خود به عنوان رئیس استعفا داد، اما همچنان یکی از اعضای هیئت مدیره باقی ماند.

در سال ۲۰۰۵، او یک شرکت سرمایه گذاری به نام “Revolution LLC” به همراه دون دیویس تاسیس کرد. پس از شکست اتحاد “Time Warner” و “AOL”، آنها مسیر خود را از یکدیگر جدا کردند و استیو کیس بیشتر روی شرکت سرمایه گذاری خود تمرکز کرد.

استیو کیس بعداً در شرکت هایی مانند “Hello Wallet” ، “Revolution Money” ، “Zipcar” ، AddThis”” و “Living Social” سرمایه گذاری کرد. این بنگاه ها آنقدر محبوبیت کسب کردند که سرانجام توسط سایر شرکت های بزرگتر خریداری شدند. در حالی که “Zipcar” توسط “گروه بودجه آویس” خریداری شده بود، “Revolution Money” توسط “American Express” خریداری شد و “HelloWallet” توسط شرکت “MorningStar” خریداری شد.

استیو کیس در سال ۲۰۱۲ با سرمایه گذاران دون دیویس و تدلئونسیس همکاری کرده و ۴۵۰ میلیون دلار برای راه اندازی صندوق “Revolution Growth” سرمایه گذاری کرد. این موسسه در شرکت هایی مانند “FedBid” ، “Resonate” ، “Bigcommerce” ،”Lolly Wolly Doodle” و Custom Ink سرمایه گذاری کرده است.

او صندوق “Revolution Ventures” را در سال ۲۰۱۳ به همراه سرمایه گذاران دیوید گلدن و تیج ساواج تاسیس کرد. این شرکت در شرکت هایی مانند “Busbud” ، “BenchPrep” ، “OrderUp” ، “RunKeeper” و “Homesnap” سرمایه گذاری کرده است.

استیو کیس کارآفرین و بازرگان موفق آمریکایی

آثار مهم استیو کیس

استیو کیس بنیانگذار شرکت رسانه های جمعی AOL” (America Online) ” است که در رسانه های اجتماعی اولین مورد در نوع خود بوده است. استیو، به عنوان رئیس «خدمات کوانتومی کامپیوتر» (همانطور که ​​قبلاً شناخته شده بود)، این شرکت را بازسازی کرد و نام آن را «آمریکا آنلاین» گذاشت و رویکرد جدیدی را برای ارتباطات جمعی به وجود آورد.

جوایز و دستاوردها

در سال ۲۰۰۹، استیو کیس عضو «مشاهیر کسب و کار ایالات متحده» قرار گرفت. وی در سال ۲۰۱۱ به عنوان «عضو شورای شهروند» از «موسسه اسمیتسونیان» انتخاب شد. در سال ۲۰۱۱ «کنفرانس ملی شهروندی» استیو و همسرش ژان را به عنوان شهروندان سال اعلام کرد. در سال ۲۰۱۴، «دانشگاه جورج تاون» به این کارآفرین موفق «دکترای افتخاری دانش انسانی» را اعطا کرد.

زندگی شخصی و میراث

استیو کیس در سال ۱۹۸۵ با جووان بارکر ازدواج کرد. حاصل این ازدواج سه فرزند بود. با این حال، در سال ۱۹۹۶، این دو‌ تصمیم گرفتند تا راه خود را از یکدیگر جدا کنند. دو سال بعد، وی با همکار خود در “AOL” با نام ژان ویلانووا ازدواج کرد. ژان و کیس به همراه پنج فرزند خود که همه از ازدواج های قبلی آنها هستند، زندگی می کنند.

استیو کیس همچنین ریاست سازمان خیریه ای به نام «بنیاد کیس» را که توسط او و همسرش تاسیس شده است، برعهده دارد.

ارزش خالص

ارزش خالص دارایی این کارآفرین موفق آمریکایی توسط «فوربس» تا سال ۲۰۱۵، ۱.۳۶ میلیارد دلار تخمین زده شد.

ری دالیو مدیر کارآفرین و مدیر شرکت بریج واتر

ری دالیو مدیر کارآفرین و مدیر شرکت بریج واتر (معرفی ثروتمندان جهان)

ری دالیو (Ray Dalio‎) از جمله بحث برانگیز ترین مدیران صندوق های مدیریت سرمایه در جهان است. وقتی او صحبت می کند، مردم گوش می دهند و وقتی او اقدامی انجام می دهد، دیگران نیز چنین می کنند. روش های او بعضی اوقات مورد انتقاد قرار گرفته اند؛ اما بیشتر اوقات، از آنها تقلید شده و رویکردهای جدیدی برای سرمایه گذاری و تجارت ایجاد کرده است. نحوه اداره شرکت هایش، بر اداره شرکت های دیگر حتی در خارج از صنعت خدمات مالی تاثیر گذاشته است.

شرکت او، بریج واتر، همواره یکی از بزرگترین صندوق های مدیریت سرمایه در جهان بوده است. در طی ده ها سال که ری دالیو به تجارت پرداخته است، همچنان در بالای منحنی باقی مانده است و حقیقتاً درک و پیش بینی درستی از رویداد های مالی دارد. ضمن اینکه بازده های قابل ملاحظه ای را برای سرمایه گذاران خود به ارمغان می آورد. او مردی است که جهت یک صنعت کلی را شکل داده است. این داستان زندگی اوست.

بیوگرافی ری دالیو

سنین جوانی و تحصیل

ری دالیو (زاده ۸ آگوست ۱۹۴۹) یک سرمایه گذار میلیاردر آمریکایی، مدیر صندوق های تامین سرمایه در جهان و مردی نیکوکار است. ریموند دالیو بنیانگذار، رئیس و مدیر ارشد سرمایه گذاری شرکت سرمایه گذاری بریج واتر، یکی از بزرگترین صندوق های مدیریت سرمایه در جهان است. بلومبرگ در ژوئن سال ۲۰۱۹ ری دالیو را به عنوان ۵۸ مین فرد ثروتمند جهان معرفی کرد.

ری دالیو در محله جکسون هایتس در شهر کویینز نیویورک متولد شد. او فرزند یک نوازنده جاز، مارینو دالولیو (۲۰۰۲ – ۱۹۱۱) است که کلارینت و ساکسیفون را در باشگاه جاز منهتن و کوپاکابانا می نواخت و مادرش یک خانه دار بود. ری از تبار ایتالیایی است.

او در مورد تجسم اهداف خود مشتاق و هیجان زده بود. او تلاش می کرد تا به اهداف جاه طلبانه خود برسد و از هر گونه شکست درسی بیاموزد. چیزی که ری دالیو به عنوان کلید موفقیت خود می داند.

ری دالیو مدیر کارآفرین و مدیر شرکت بریج واتر

او از مدرسه لذت نمی برد، و به آنچه تدریس می شد علاقه ای نداشت. برای ری دالیو به خاطر سپردن واقعیت ها و پیروی از دستورالعمل ها دشوار بود، اما او در جستجوی چیزهایی که به آنها علاقه داشت کنجکاو بود. وقتی دالیو از چیزی هیجان زده می شد، هیچ مانعی نمی توانست او را عقب نگه دارد. او تمام عزمش را برای رسیدن به هدف خود جزم می کرد.

ری دالیو در سن ۸ سالگی روزنامه پخش می کرد و به مشاغل بسیاری با حقوق می پرداخت. او برای تکمیل کارهای خود در خانه تلاش می کرد، اما به دور از خانه، واقعاً مشتاق انجام کارهایی برای کسب درآمد بود.

شروع سرمایه گذاری

دالیو سرمایه گذاری را از ۱۲ سالگی شروع کرد. زمانی که سهام شرکت هواپیمایی Northeast را به قیمت ۳۰۰ دلار خریداری کرد. او صحبت های مردم را در مورد بورس کالا می شنید که در آن زمان خیلی خوب پیش می رفت و مردم بازده خوبی را کسب می کردند.

ری دالیو هنگام انجام کار خود نکاتی را در مورد سهام یاد می گرفت. او این سهام را انتخاب کرد. زیرا تنها شرکتی بود که او شنیده بود هر سهم آن کمتر از ۵ دلار است. او در این موقعیت بسیار خوش شانس بود، زیرا موفق شد پول خود را سه برابر کند. او فکر کرد که تجارت در بورس اوراق بهادار راهی آسان برای درآمدزایی است. پس از ادغام شرکت هواپیمایی با شرکت دیگری، میزان سرمایه گذاری او سه برابر شد. دالیو لیسانس مالی خود را از دانشگاه لانگ آیلند و فوق لیسانس خود را از دانشکده بازرگانی هاروارد در سال ۱۹۷۳ دریافت کرد.

حرفه سرمایه گذاری

دالیو پس از پایان تحصیلات، فعالیت در بورس نیویورک را شروع کرد و معاملات کالا را انجام داد. وی بعداً به عنوان مدیر کارگزاری دومینیک و دومینیک فعالیت کرد. وی در سال ۱۹۷۴ به عنوان معامله گر و کارگزار آتی در کارگزاری هایدن استون مشغول به کار شد.

در سال ۱۹۷۵ او شرکت مدیریت سرمایه گذاری بریج واتر را تاسیس کرد. این شرکت در سال ۱۹۸۱ یک دفتر را در وستپورت، کنتیکت افتتاح کرد و در سال ۲۰۰۵ به بزرگترین صندوق مدیریت سرمایه در جهان تبدیل شد. و از اکتبر ۲۰۱۷، ۱۶۰ میلیارد دلار دارایی تحت مدیریت داشت. در سال ۲۰۰۷، بریج واتر پیشنهاد کرد که ممکن است یک بحران مالی جهانی در پیش باشد.

ری دالیو مدیر کارآفرین و مدیر شرکت بریج واتر

ری دالیو در سال ۲۰۰۸ دالیو مقاله ای با عنوان «چگونه ماشین اقتصادی کار می کند: الگویی برای درک آنچه اکنون اتفاق می افتد» منتشر کرد، مقاله ای که پتانسیل اقتصادهای مختلف را با معیارهای متفاوتی ارزیابی می کند. در سال ۲۰۱۱ او مقاله ۱۲۳ صفحه ای با عنوان «اصول» را منتشر کرد که فلسفه سرمایه گذاری و مدیریت شرکت را بر اساس یک عمر مشاهده، تجزیه و تحلیل و کاربرد عملی از طریق صندوق سرمایه گذاری تامینی خود شرح می دهد.

در سال ۲۰۱۲، دالیو در فهرست سالانه ۱۰۰ فرد با نفوذ در جهان قرار گرفت. در سال ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲، بلومبرگ، ری دالیو را به عنوان یکی از ۵۰ فرد ثروتمند جهان معرفی کرد. آلفا سرمایه گذار سازمانی، او را به عنوان دومین فرد ثروتمند جهان در لیست خود در سال ۲۰۱۲ قرار داد.

ری دالیو در سال ۲۰۱۷ «اصول زندگی و کار» را منتشر کرد. اصول پرفروش ترین کتاب نیویورک تایمز و پرفروش ترین کتاب کسب و کار آمازون در سال ۲۰۱۷ بود. دالیو در این کتاب در مورد پیش زمینه خود به عنوان زمینه ای برای پیشگویی های خود در مورد زندگی و کار صحبت می کند. وی اعلام کرد که قصد دارد جلد دوم این کتاب را به نام اصول اقتصاد و سرمایه گذاری بنویسد. دالیو گفت که می تواند با تقویت مطالب تکراری در «اصول» بازده فعالیت خود را ادامه دهد.

دالیو ۱۰ ماه قبل از اینکه در مارس ۲۰۱۷، اعلام کند که از سمت مدیریت شرکت بریج واتر کناره می گیرد، به عنوان مدیر عامل  این شرکت فعالیت می کرد. به گفته جان روبینشتاین، مدیرعامل این صندوق، قرار است دالیو از سمت خود کناره‌گیری کند، اما نقش مشورتی را حفظ خواهد کرد. در تاریخ ۷ آوریل ۲۰۱۹، دالیو در مصاحبه ۶۰ دقیقه ای گفت که نابرابری درآمد در ایالات متحده یک وضعیت اورژانسی است که نیاز به اصلاح دارد.

در جولای سال ۲۰۱۹، ری دالیو خواستار اصلاح سرمایه داری شد و نابرابری ثروت را یک فوریت ملی توصیف کرد. در نوامبر سال ۲۰۱۹، دالیو مطلبی را در وبلاگ خود منتشر کرد که اظهار داشت سرمایه اضافی، تعهدات اجتماعی بدون حقوق و کسری درآمد دولت در آنچه که او «تغییر پارادایم» نامیده بود، دستورالعمل فاجعه ای را ایجاد کرده است.

ری دالیو مدیر کارآفرین و مدیر شرکت بریج واتر

زندگی شخصی

دالیو به همراه همسرش باربارا، فرزند گرترود وندربیلت ویتنی مجسمه ساز (متولد ۱۹۷۶/۷۷) در گرینویچ، کنکتیکت زندگی می کند و به تمرین تکنیک مراقبه معروف است. آنها چهار پسر دارند، دوون، پاول، متیو و مارک. دوون، فرزند ارشد آنها (متولد ۲۶ مارس ۱۹۷۸) به دلیل احشام شمالی دوون نامگذاری شد. زیرا ری در آن زمان عمیقاً درگیر آینده احشام بود. پسر دوم او پاول دالیو کارگردان فیلم است. متیو آس “مت” دالیو، پسر سوم آنها، بنیانگذار و رئیس بنیاد مراقبت از چین، موسسه غیرانتفاعی که به دنبال کمک به یتیمان چینی است. او همچنین بنیانگذار و مدیر عامل شرکت Endless Mobile، یک شرکت سیستم عامل رایانه ای است. و کوچکترین پسر آنها مارک دالیو یک فیلمساز در زمینه حیات وحش است.

ثروت ری دالیو

مطابق با مجله فوربس، ارزش خالص دارایی ری دالیو تا ژانویه ۲۰۱۹،  ۱۸.۶ میلیارد دلار بوده است. در سال ۲۰۱۸ دالیو در فهرست ۴۰۰ نفره فوربس، در رتبه ۲۵ قرار گرفت. در سال ۲۰۱۴، دارایی وی ۱.۱ میلیارد دلار گزارش شده است که شامل سهمی از هزینه های مدیریت و عملکرد شرکت خود، جبران خسارت نقدی و رشد سهام او است.

فعالیت های بشر دوستانه

در آوریل ۲۰۱۱، دالیو و همسرش به بیل گیتس و وارن بافت پیوستند، و وعده دادند که بیش از نیمی از ثروت خود را به موضوعات خیرخواهانه در طول عمر خود اهدا می کنند. ری دالیو از طریق بنیاد دالیو، میلیون ها دلار کمک مالی به بنیاد دیوید لینچ اهدا کرده است که در زمینه تحقیقات در مورد مراقبه فعالیت می کند.

بنیاد ری دالیو همچنین به انجمن ملی اعتماد انسانی، پروژه های از بین بردن فلج اطفال و بیمارستان نیویورک-پرسبیتری کمک کرده است. این بنیاد همچنین از صندوق معلمان حمایت کرده است، ابتکار عملی که از کمک هزینه های یادگیری حرفه ای معلمان پشتیبانی می کند.

بنیاد دالیو بخشی از بنیادی بود که از راه اندازی یکی از پروژه های تد در سال ۲۰۱۸ حمایت کرد. ابتکاری برای تامین اعتبار کارآفرینان اجتماعی که برای حل مسائل جهانی کار می کنند. در مارس ۲۰۱۹ ری دالیو توسط فوربس به عنوان یکی از پردرآمدترین مدیران و بازرگانان صندوق های سرمایه گذاری تامینی انتخاب شد. در سال ۲۰۱۸، ری دالیو و خیرخواهان بلومبرگ ۱۸۵ میلیون دلار برای محافظت از اقیانوس ها به OceanX برای مدت چهار سال پرداخت کردند.