کرک کرکوریان

کرک کرکوریان؛ کارآفرین و سرمایه دار آمریکایی

کرک کرکوریان (Kirk Kerkorian) کارآفرین و سرمایه‌دار آمریکایی است. او توانست یک کسب و کار پروازهای چارتری که تنها یک هواپیما به ارزش ۵۰۰۰ دلار داشت را به سرمایه‌ای عظیم تبدیل کند. او در سال ۲۰۰۷ به عنوان بیست و ششمین فرد در لیست ۴۰۰ آمریکایی پولدار مجله Forbes قرار گرفت. در آن زمان سرمایه او حدود ۹ میلیارد دلار تخمین زده می‌شد. فعالیت‌های اقتصادی کرکوریان سر و صدای زیادی به پا کرد. چرا که معاملات عظیم او بر خلاف زندگی بی‌ سر و صدا و نرمالش بودند. او در صنایع عظیمی مانند فیلم‌سازی، هتل‌های لاس وگاس و اتومبیل‌سازی معاملات پر سودی را به ثمر رسانده است.

در این مطلب در compro سعی داریم خلاصه‌ای از زندگی، فعالیت‌ها و دستاوردهای این میلیاردر موفق را با شما به اشتراک بگذاریم.

کودکی و سال‌های جوانی کرک کرکوریان

کرکوریان در ۶ ژوئن ۱۹۱۷ در کالیفرنیای آمریکا دیده به جهان گشود. خانواده او اصالتی ارمنی داشتند. کرک چهارمین و کوچکترین فرزند خانواده بود. خانواده او برای فرار از نسل‌کشی ارمنیان توسط دولت عثمانی به آمریکا مهاجرت کردند. زبان نخستین او ارمنی بود و انگلیسی را سال‌ها بعد و عمدتاً در اجتماع آموخت. خانواده او به دلیل ضرر مالی ناشی از بحران اقتصادی، در سال ۱۹۲۱ به لس آنجلس نقل مکان کردند. پدر او فروشنده بود و کرک نیز به همراه او در بازارهای شهر کار می‌کرد.

در نوجوانی، او به علت مشکلات مالی از مدرسه انصراف داد و شروع به یادگیری بوکس نمود. پس از مدتی او مهارت لازم برای شرکت در مسابقات آماتور را کسب کرد. کرک کرکوریان با نام Rifle Right Kerkorian در مسابقات شرکت می‌کرد. سرانجام، او موفق به کسب جایزه قهرمانی Pacific در رده سبک وزن شد؛ اما زندگی مسیر متفاوتی برای کرک در نظر گرفته بود و مسیر شغلی و آینده او به کلی تغییر کرد.

کرک کرکوریان

علاقه او به هواپیما و صنایع هوانوردی خیلی زود جایگزین علاقه او به بوکس شد. پس از اینکه یکی از دوستانش او را برای پرواز با یک هواپیمای تک موتوره همراه خود برد، کرک کرکوریان به یادگیری پرواز و خلبانی علاقه‌مند شد. او با یک خلبان به نام فلورانس پانچو بارنس (Florence Pancho Barnes) صحبت کرد. فلورانس راضی شد در ازای انجام کارهایی مانند رسیدگی به گاوها در مزرعه، به کرک خلبانی بیاموزد. پس از مدتی او موفق به اخذ مدرک خلبانی شد.

کرک کرکوریان به عنوان خلبان

مهارت‌های خلبانی او سبب شد جایگاهی در نیروی هوایی کانادا در طول جنگ جهانی دوم به دست بیاورد. او مسئول رساندن هواپیماها از کانادا به اسکاتلند بود. این کار درآمد بسیار خوبی داشت. کرکوریان برای هر پرئاز ۱۰۰۰ دلار دریافت می‌کرد؛ اما میزان ریسک و خطرات این شغل هم بالا بود. او از این فرصت فوق‌العاده برای پس انداز پول استفاده کرد. زمانی که جنگ به پایان رسید، میزان پس‌انداز او به قدری رسیده بود که بتواند یک هواپیما بخرد.

او هواپیمایش را در سال ۱۹۴۵ خرید و شروع به ارائه خدمات چارتری کرد. در کنار این کار او گاهی به آموزش خلبانی نیز می‌پرداخت. کرک کرکوریان که اکنون وسیله حمل و نقل مناسبی داشت، اغلب به لاس وگاس می‌رفت. او علاقه‌مندان به قمار را بین لس آنجلس و لاس وگاس جا به ‌جا می‌کرد. خود کرک نیز از علاقه‌مندان به قمار و انجام بازی‌های مختلف در وگاس بود. در مدت کوتاهی، او به عنوان یک بازیکن بی‌قید شناخته شد که در یک بازی ده‌ها هزار دلار می‌باخت یا می‌برد.

کرک که به دنبال کسب درآمد بیشتری بود، یک خط هوایی چارتری کوچک را خریداری کرد. در آن زمان؛ یعنی در سال ۱۹۴۷، ارزش این ایرلاین ۶۰ هزار دلار بود. نام این ایرلاین Los Angeles Air Service بود. کرک کرکوریان پس از خریداری، نام آن را به Trans International Airline تغییر داد. به این ترتیب، او تبدیل به نخستی کارآفرین در زمینه ارائه خدمات پرواز چارتری شد. او پروازهای رفت و برگشتی به لاس وگاس را ارائه می‌داد و به مرور خدمات خود را به سراسر آمریکا و در نهایت به کشورهای مختلف گسترش داد.

کرک کرکوریان

این کسب و کار کرک تا سال ۱۹۶۸ ادامه داشت. تا اینکه او تصمیم گرفت ایرلاین خود را به مبلغ ۱۰۴ میلیون دلار به کمپانی Transamerica Corporation بفروشد. سال‌های فعالیت در این زمینه و در نهایت فروش بیزینس هواپیمایی، درآمد بسیاری را برای کرک کرکوریان به همراه داشت. فعالیت‌های اقتصادی وی به همینجا محدود نمی‌شد. برخی از دیگر کارهای او عبارت اند از خرید زمینی به ابعاد ۸۲ جریب (۳۳۱۸۴ متر مربع) و ساخت هتلی بین‌المللی که در زمان خودش بزرگترین هتل جهان بود.

کرک کرکوریان در لاس وگاس

همانگونه که پیش از این اشاره کردیم، کرکوریان زمان زیادی را در شهر لاس وگاس سپری می‌کرد. او از سود حاصل از فروش خط هوایی خود برای خرید زمینی وسیع در نزدیکی منطقه رو به رشد لاس وگاس استریپ، استفاده کرد. Caesars Palace این زمین را برای چندین سال متوالی از کرک اجاره کرد و سرانجام در سال ۱۹۶۸ این زمین را از او خرید. این معامله ۹ میلیون دلار پول برای کرکوریان به همراه داشت.

سپس او زمین دیگری به ابعاد ۸۲ جریب در Paradise Road لاس وگاس خریداری کرد. کرک کرکوریان در این محل یکی از نخستین هتل-کازینوهای خانوادگی لاس وگاس را احداث کرد. در این هتل سرگرمی‌ها و فعالیت‌هایی برای کودکان نیز ارائه می‌شد. برای فعالیت‌ها و سرگرمی‌های خانوادگی تخفیف ارائه می‌شد. این هتل میزبان اجراهای مشهوری از اشخاصی برجسته مانند الویس پرسلی و باربارا استرایسند بود.

یکی دیگر از اقدامات اقتصادی او در زمینه هتل‌ها، خرید هتل فلامینگو بود. بعدها او هر دو هتل خود را به مجموعه هتل‌های هیلتون فروخت. او از سود حاصل از فروش هتل‌ها برای خرید استودیوهای مترو گلدن مایر Metro-Goldwyn-Mayer)) استفاده کرد. این استودیو یکی از شناخته شده‌ترین شرکت‌های رسانه‌ای آمریکا است که احتمالاً آن را به نماد شیر غرانش می‌شناسید. کرک کرکوریان سپس هتل‌ و کازینوی مترو گلدن مایر (MGM) را افتتاح کرد.

این هتل بزرگترین در منطقه بود و هزارن نفر از سراسر جهان را به خود جذب می‌کرد. یک آتش ویران‌گر در این هتل سبب مرگ ۸۷ نفر و بسته شدن هتل برای چندین ماه شد. کمی پی از بازگشایی، کرکوریان این هتل را به قیمت تقریبی ۶۰۰ میلیون دلار به Bally Manufacturing فروخت.

کرک کرکوریان

کرکوریان به مرور یک هتل MGM جدید را در سال ۱۹۹۰ ساخت. این هتل بزرگتر و بهتر از هتل اول بود و سطح استاندارد هتل‌ها و کازینوهای ناحیه را بالا برد. کرک فعالیت‌های متعددی در این زمینه داشت و مکان‌های گران قیمت دیگری را نیز خرید و فروش کرد. برخی از این موارد عبارت اند از Mirage، the Bellagio، Monte Carlo و Treasure Island.

ورود کرک کرکوریان به صنعت خودروسازی

کرکوریان که تلاش داشت مالکیت شرکت خودروسازی کرایسلر (Chrysler) با لی لالوکا (Lee Iacocca) رئیس سابق این کمپانی آغاز به همکاری کرد. او تا جایی که امکان داشت سهام شرکت کرایسلر را خریداری کرد و از چندین تاکتیک مختلف برای افزایش ارزش سهام شرکت استفاده کرد. اعضای هیئت مدیره وارد عمل شدند تا مانع از دست رفتن بخش عمده سهام شرکت بر خلاف میلشان شوند. با این وجود، باز هم کرکوریان توانست با چند میلیارد دلار بیش‌تر از آنچه که داشت کناره‌گیری کند.

کرک کرکوریان که از کرایسلر جدا شده بود، حدود ۱۰ درصد از سهام جنرال موتورز (General Motors) را خریداری کرد. او به جنرال موتورز هشدار داد که امکان ادغام شرکت نیسان (Nissan) و رنو (Renault) وجود دارد. او پیشنهاد داد که آن‌ها با رئیس هیئت مدیره نیسان دیدار کنند. تقاضای او رد شد و کرکوریان تقریباً همه سهام جنرال موتورز خود را فروخت.

سر انجام در سال ۲۰۰۸ او سهام شرکت فورد را خرید. با سرمایه‌گذاری حدود ۱ میلیارد دلار توانست ۶ درصد از سهام این شرکت را به دست بیاورد. به دنبال مواجهه فورد با مشکلات اقتصادی، سرمایه‌گذاری کرکوریان حدود دو سوم از ارزش خود را از دست داد. پس از این موضوع کرک کرکوریان سهام خود را فروخت و از صنعت خودروسازی خداحافظی کرد.

کرک کرکوریان

فعالیت‌های خیریه

در سال ۱۹۸۸، یک زلزله عظیم در ارمنستان موجب مرگ هزاران نفر و نابودی تعداد بیشماری ساختمان در این کشور شد. کرکوریان که احساس وظیفه می‌کرد تصمیم گرفت به ارمنستان کمک کند. او سازمان Lincy را پایه‌گذاری کرد. این مؤسسه برای شهروندان ارمنی بسیاری که خانه خود را در زلزله از دست داده بودند، مسکن فراهم کرد. به علاوه، او هزینه بازسازی بسیاری از پل‌ها و جاده‌های تخریب شده در اثر زلزله را نیز پرداخت کرد.

پس از اتمام بازسای‌های مربوط به زلزله، کرک کرکوریان تصمیم گرفت از طریق مؤسسه خیریه خود برای بهبود زندگی ارمنیان تلاش کند. کمک‌های مالی او به بیمارستان‌ها، مدارس و مراکز تفریحی در تقریباً تمام شهرهای بزرگ ارمنستان ارسال شد. او در طول سال‌ها بیش از ۱ میلیارد دلار به ارمنستان کمک کرد.

در سال ۲۰۱۱ مؤسسه Lincy تمام دارایی ۲۰۰ میلیون دلاری خود را به UCLA منتقل کرد. این بودجه برای انجام پژوهش‌های پزشکی، بهبود برنامه‌های تحصیلی و دادن شانسی به دانش‌آموزان برای شرکت در پروژه‌های جهانی به کار می‌رود.

زندگی شخصی کرک کرکوریان

کرکوریان مجموعاً ۳ بار ازدواج کرده است. همسر اول او پس از قریب به ده سال زندگی مشترک به علت ترس از اینکه کرک به قمار معتاد شود از او جدا شد. ازدواج دوم او حدود ۳۰ سال دوام داشت و حاصل آن ۲ دختر بود. سومین و کوتاه‌ترین ازدواج او با یک بازیکن تنیس بود که حدود ۴۸ سال از کرکوریان جوان‌تر بود. این ازدواج ۲۸ روز به طول انجامید.

علاقه به ورزش نیز نقش مهمی در زندگی او دارد. حتی در هشتمین دهه زندگی کرک، دویدن و تنیس در زندگی او نقش دارد. کرک کرکوریان در سال ۲۰۱۵  و در سن ۹۸ سالگی در گذشت.

مارک کیوبن

مارک کیوبن ؛ کارآفرین و سرمایه گذار آمریکایی

مارک کیوبن (Mark Cuban) کار آفرین و سرمایه‌گذار معروف آمریکایی است. فعالیت‌های نخستین وی در حوزه بازی و سرگرمی‌های آنلاین بود. او در دهه ۹۰ میلادی ثروت خود را از طریق فروش MicroSolution  و Broadcast.com به دست آورد. سپس او تیم دالاس موریکس (Dallas Mavericks) در لیگ NBA را خریداری کرد. او همچنین به علت حضور در فیلم و سریال و برنامه‌های تلویزیونی، بین مردم شناخته شده است. در این مطلب در compro خلاصه‌ای از زندگی شخصی و فعالیت‌های حرفه‌ای او را بررسی می‌کنیم.

تولد و سال‌های نخستین زندگی مارک کیوبن

مارک (Mark Cuban) در ۳۱ جولای ۱۹۵۸ در پیتسبرگ پنسیلوانیا به دنیا آمد.  کودکی او کاملاً عادی و مانند هر کودک دیگری از طبقه متوسط جامعه بود. نورتون، پدر او تقریباً پنجاه سال در یک مغازه فروش روکش صندلی ماشین کار می‌کرد. مادر او نیز شغل ثابت و مشخصی نداشت و اغلب شغل خود را تغییر می‌داد. خانواده پدری او از روسیه به آمریکا مهاجرت کرده بودند. پدربزرگش از طریق فروش اجناس مختلف پشت کامیون خود مخارج زندگی را تأمین می‌کرد.

مارک مانند پدربزرگش به انجام معاملات مختلف علاقه نشانه می‌داد و به دنبال ساخت زندگی بهتری برای خودش بود. او از سنین پایین علاقه زیادی به ورزش، به ویژه بسکتبال، داشت. در سن ۱۲ سالگی مارک کیوبن برای جمع کردن پول خرید یک جفت کفش ورزشی، کیسه زباله فروخت. این اولین تجربه کیوبن در دنیای کسب و کار بود. در دبیرستان نیز او برای به دست آوردن پول هر کاری که از دستش بر می‌آمد، انجام می‌داد. او معمولاً این پول را از طریق فروش مهر و سکه به دست می‌آورد. روحیه تلاشگر او در کلاس درس هم مشاهده می‌شد.

مارک کیوبن

او در سومین سال دبیرستان خود، برای گذراندن چند کلاس روانشناسی در دانشگاه پیتزبورگ اقدام کرد. مارک سپس در همین دانشگاه به تحصیل مشغول شد. در ادامه مسیر تحصیلات دانشگاهی او به دانشگاه ایندیانا (Indiana University) انتقالی گرفت. درک او از عرضه و تقاضای بازار به فراتر از محیط کلاس گسترش پیدا کرد. مارک کیوبن که خودش هزینه دانشگاهش را پرداخت می‌کرد برای ادامه تحصیل به پول نیاز داشت. به همین دلیل او شروع به برگزاری کلاس‌های رقص کرد!

مسیر شغلی کیوبن

کیوبن (Mark Cuban) در سال ۱۹۸۱ با مدرک کارشناسی در رشته مدیریت کسب و کار فارق‌التحصیل شد. او که به دنبال شغل بود، به دالاس رفت. جایی که نخستین شغل او تصدی بار بود. به علاوه، او به عنوان فروشنده نرم‌افزار در “Your Buisiness Software” کار می‌کرد.  این کارآفرین موفق آمریکایی، قریب به یک سال بعد این شغل را رها کرده و بیزینس خود را راه‌اندازی کرد.

شرکت مارک، MicroSolution نام داشت. زمینه فعالیت این شرکت نوعی خدمات واسطه‌گری بین کمپانی‌های مختلف و خدمات نرم‌افزاری بود. این شرکت عملکرد موفقی داشت و یکی از بزرگ‌ترین مشتری‌های آن Perot Systems بود. مارک کیوبن در سال ۱۹۹۰ کمپانی خود را به قیمت ۶ میلیون دلار فروخت.

مارک کیوبن

تلاش و ثروت اندوزی وی به همین نقطه منحصر نشد. او احساس می‌کرد با گسترش و توسعه اینترنت دنیای جدیدی آغاز خواهد شد. در سال ۱۹۹۵ مارک با همکاری Todd Wagner ، سرویسی به نام AudioNet راه‌اندازی کردند. شکل‌گیری این سرویس ریشه در علاقه او به شنیدن آنلاین مسابقات بسکتبال داشت. این کمپانی علی‌رغم انتقاداتی که از آن می‌شد، توانست موفقیت خود را به اثبات برساند. مدتی بعد نام این سرویس به Broadcast.com تغییر داده شد.

در سال ۱۹۹۸ قیمت هر سهم Broadcast.com به ۲۰۰ دلار رسید. در ۱۹۹۹ حدود ۳۳۰ کارمند برای این استارتاپ کار می‌کردند. درآمد آن ها به ۱۳٫۵ میلیون دلار رسید. یاهو با پرداخت حدود ۶ میلیارد دلار، این سرویس را خریداری کرد.

خرید تیم دالاس موریکس (Dallas Maverics)

مارک کیوبن که از آغاز به ورزش بسکتبال علاقه داشت در سال ۲۰۰۰ تیم دالاس موریکس را به قیمت ۲۸۵ میلیون دلار خریداری کرد. اگرچه او اکنون بخشی از دنیای ورزش رویایی اش بود؛ اما تیم دالاس موریکس به هیچ وجه تیمی رویایی نبود. این تیم به علت تصمیمات نادرست و انتخاب بازیکنان ضعیف در شرایط خوبی نبود. مارک نسبت به تغییر این وضعیت اقدام کرد و اشتیاقش به خوبی پاسخ داده شد. به لطف او که بزرگترین مبلغ و مشوق این تیم بود، دالاس موریکس در سال ۲۰۰۶ به فینال NBA راه یافت. در سال ۲۰۱۱ نیز این تیم موفق شد بازی فینال را ببرد.

مارک کیوبن

به علاوه، مارک کیوبن یکی از معدود مالکان تیم بسکتبال است. او در بازی‌های تیمش شرکت کرده و در میان طرفداران می‌نشیند. او اولین مالک تیمی بود که بلاگ شخصی خود را راه‌اندازی کرد. در این بلاگ او دیدگاه‌های تکنیکی و نظراتش درباره NBA را منتشر می‌کرد. این بلاگ به محبوبیت بسیاری دست یافت و روزانه هزاران ایمیل دریافت می‌کرد.

مارک کیوبن و دنیای رسانه و فناوری

یکی دیگر از اقدامات کیوبن (Mark Cuban) خرید شبکه HDnet بود. او ریلتی شو (reality show) خود را آغاز کرد و در برنامه محبوب Shark Tank نیز سرمایه‌گذاری کرد. Shark Tank برنامه‌ای تلویزیونی در شبکه ABC آمریکا است. این برنامه مربوط به استارتاپ‌ها و دنیای کارآفرینی است. در این برنامه، بنیان‌گذاران استارتاپ‌ها حضور پیدا می‌کنند و ایده و روش کسب و کار خود را ارائه می‌دهند. این افراد سپس باید به سوالات داوران مسابقه (Sharks) پاسخ داده و برای دریافت سرمایه از آن‌ها تلاش کنند.

کیوبن در استارتاپ‌های مختلف این برنامه سرمایه‌گذاری کرده است. از زمان پیوستن مارک کیوبن ، این مجموعه تلویزیون رشد قابل توجهی پیدا کرد و موفق به کسب چندین جایزه شد. در حال حاضر او دومین سرمایه‌گذار ثروتمند این برنامه، با حدود ۳٫۷ میلیارد دلار سرمایه است.

مارک کیوبن

در راستای ادامه فعالیت‌هایش او وارد دنیای تولید فیلم و سریال شد. او مجموعه Landmark Theatres و کمپانی Magnolia Pictures را در سال ۲۰۰۳ خریداری کرد. او به عنوان مدیر تولید فیلم‌هایی مانندGoodnight and Good Luck (۲۰۰۵)  وAkeelah and the Bee (۲۰۰۶)  نیز فعالیت کرد. او همچنین در سریال تلویزیونی محبوب Entourage and The League حضور پیدا کرد.

فعالیت‌های مارک کیوبن در دنیای رسانه و فناوری متعدد اند. یکی از ابعاد مهم فعالیت‌های وی ترکیب دنیای رسانه و فناوری بود. یکی از سرمایه‌گذاری‌های برجسته او سرویس Sharesleuth بود. فعالیت این سرویس در زمینه بررسی و کشف کلاهبرداری یا اطلاعات نادرست شرکت‌های سهامی عام بود. او تلاش داشت در این سرویس، ژورنالیسم آنلاین را به درآمدزایی برساند. او همچنین یک کتاب الکترونیکی منتشر کرده است. این کتاب در زمینه کسب و کار بوده و How to Win at the Sport of Business: If I Can Do It, You Can Do It.” نام دارد.

در سال ۲۰۱۴، با راه‌اندازی یک شبکه اجتماعی به نام Cyber Dust در صدر ترندهای تکنولوژی قرار گرفت. مارک کیوبن همچنین مالک IceRocket، موتور جست و جوی مخصوص بلاگ‌ها است. کیوبن در سرویس‌های RedSwoosh و Weblogs Inc نیز سرمایه‌گذاری کرد؛ اما سپس آن‌ها را فروخت. سرمایه‌گذاری در شرکت Brondell نیز از جمله فعالیت‌های او خارج از دنیای سرویس‌های استارتاپی آنلاین است.

مارک کیوبن

مناقشات و درگیری‌های مارک کیوبن

کیوبن عموماً نظرات شخصی خود را بی ‌پرده بیان می‌کند. او به دلیل اظهار نظرهای بی‌پروایانه خود با چالش‌های متعددی رو به رو شد. یکی از این اظهارات جنجالی درباره داوران لیگ بود و اینکه آن‌ها حتی توانایی مدیریت فروشگاه بستنی Dairy Queen را هم ندارند. به دنبال این موضوع، او یک روز در این فروشگاه بستنی فعالیت کرد. درگیری او با داوران، مربی‌ها و بازیکنان تیم حریف منجر به جریمه‌هایی نیز شدند.

زندگی شخصی مارک کیوبن

مارک را می‌توان به عنوان یک میلیاردر خود ساخته معرفی کرد. او سرمایه‌گذاری‌های خود را در زمینه‌های متنوعی انجام داده است. حیطه این سرمایه‌گذاری‌ها از استارتاپ‌های تکنولوژی تا صنایع توزیع فیلم گسترده شده اند. میلیونر و کارآفرین آمریکایی در حال حاضر ۶۳ سال سن دارد. او در سال ۲۰۰۲ با تیفانی استوارت (Tiffany Stewart) در باربادوس ازدواج کرد. حاصل این ازدواج سه فرزند به نام‌های Alexus Sofia، Alyssa و Jake است. او و خانواده‌اش در خانه‌ای ۲۲۰۰ متری در دالاس تگزاس زندگی می‌کنند. در سال ۲۰۲۰ ارزش خالص او حدود ۴٫۳ میلیارد دلار تخمین زده شد.

در سال ۱۹۹۹ او ۴۰ میلیون دلار برای خرید یک جت شخصی گلف استریم هزینه کرد. این خرید موجب ثبت رکوردی در کتاب گینس به عنوان بزرگترین خرید یک مرحله‌ای در دنیای تجارت شد.

مارک کیوبن

مارک کیوبن در فعالیت‌های خیریه متعددی نیز دست داشته است. در سال ۲۰۱۲ او با کمک مالی به یک سازمان غیر انتفاعی به نام Electronic Frontier Foundation حمایت خود از فعالیت‌های آن‌ها را نشان داد. مؤسسه او برنامه‌ای به نام Fallen Patriot Fund را راه‌اندازی کرد. هدف از این کار حمایت از خانواده‌های نظامیان آمریکایی بود که در جنگ عراق مجروح یا کشته شده بودند. در سال ۲۰۱۵ نیز او یک مرکز تکنولوژی و زمین بسکتبال در دانشگاه ایندیانا (Indiana University) در بلومینگتون(Bloomington)  تأسیس کرد.

مارک کیوبن در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نیز شرکت کرد. کیوبن در مبارزات انتخابی خود ادعا کرد، قادر است هیلاری کلینتون و دونالد ترامپ را شکست دهد. سپس، این میلیاردر آمریکایی از نامزدی کلینتون حمایت کرد. در سال ۲۰۲۰ با حضور جو بایدن به عنوان رقیب دموکرات دونالد ترامپ نیز، کیوبن بار دیگر اعلام کرد که در انتخابات ریاست جمهوری شرکت می‌کند. به اعتقاد او بایدن نامزدی قدرتمند برای ریاست جمهوری نبود. اگرچه او در این انتخابات شرکت نکرد؛ اما شایعاتی مبنی بر اقدام او برای دوره بعدی ریاست جمهوری وجود دارد.

النا باتورینا

النا باتورینا؛ ثروتمندترین زن روسیه

النا باتورینا (Elena Baturina) از جمله زنان میلیاردری است که با ثروت خود ساخته خود در لیست ثروتمندان جهان قرار گرفته است. در سال ۲۰۱۲ او به عنوان سیصد و چهل دومین شخص ثروتمند جهان و ثروتمندترین زن روسیه شناخته شد. در حال حاضر او دارای چندین هتل و املاک در اروپا و آمریکا است و در زمینه انرژی‌های تجدید پذیر نیز سرمایه گذاری می‌کند. در compro با النا و زندگی او آشنا خواهید شد.

سال‌های نخستین زندگی و خانواده باتورینا

النا باتورینا (Elena Baturina) در ۸ مارچ ۱۹۶۳ در مسکو متولد شد. پدر و مادر وی هردو در کارخانه‌ای مشغول به کار بودند. او نیز پس از اتمام دبیرستان به عنوان تکنسین طراحی در کارخانه فرزر مشغول به کار شد. او یک سال و نیم به این کار مشغول بود. النا سپس به دانشگاه رفت و در سال ۱۸۹۶ فارق‌التحصیل شد.

زندگی شخصی

اطلاعات خاصی از زندگی شخصی النا باتورینا پیش از ازدواج او وجود ندارد. او با یوری لوژکوف (Yuri Luzhkov) شهردار مسکو ازدواج کرد. او در حال حاضر با همسر و دو دخترش در لندن زندگی می‌کند. عده‌ای متعقد اند رشد سریع شرکت باتورینا به لطف همسرش میسر شد. لوژکوف نیز به جرم یافتن قراردادهای شهرسازی برای همسرش محکوم شد. یکی از این مسائل جنجال برانگیز، قرارداد ساخت ۸۵ هزار صندلی برای استادیوم لوژینکی بود. البته باتورینا ادعا کرد او به علت پیشنهاد قیمتی پایین‌تر از رقبا موفق به دریافت این قرارداد شده است.

النا باتورینا

در ۲۰۰۷ برادر النا باتورینا که در آغاز شرکتInteco  را با او تأسیس کرد از کمپانی خواهرش شکایت کرد؛ اما در دادگاه شکست خورد. در سال ۲۰۱۰ و با استعفای یوری لوژکوف از منصب شهرداری، النا و دخترانش کشور را ترک کردند. او اکنون ۵۸ سال دارد و در لندن زندگی می‌کند. . ارزش خانه محل زندگی او که در نزدیکی Holland Park واقع شده است، در سال ۲۰۱۸ حداقل ۲۵ میلیون یورو محاسبه شد. در حال حاضر، النا به شغل هتلداری و سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدید پذیر مشغول است

سرگرمی‌ها و علایق النا باتورینا

النا علاقه بسیاری به اسب سواری دارد و مبلغ قابل توجهی را در ورزش سوارکاری در روسیه سرمایه‌گذاری کرده است. او معتقد است که باید برای دیدن نحوه عملکرد یک مرد در تیم او را سوار بر اسب ببینید. از نحوه سوارکاری فرد مشخص است آیا او یک رهبر خواهد شد یا نه. آیا فردی دیکتاتور است یا با دیگران سازش می‌کند.او به اسکی نیز علاقه وافری دارد و از گلف بازی کردن با همسرش لذت می‌برد.

علاوه بر فعالیت‌های ورزشی، جمع‌آوری عکس‌ها، آثار هنری و اتومبیل‌های کلاسیک از علایق النا است. او ادعا می‌کند که مالک بزرگترین کلکسیون شخصی پرسلان است. در سال ۲۰۱۱، باتورینا ۴۰ قطعه هنری از کلکسیون خود را به موزه‌ای در مسکو اهدا کرد.

مسیر شغلی النا باتورینا

او در طول سالیان چندین بار شغل خود را تغییر داد. همانگونه که پیش از این ذکر شد باتورینا در سال‌های ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۲ به عنوان تکنسین طراحی کار می‌کرد. سپس از سال ۱۹۸۲ تا ۱۹۸۹ به عنوان محقق در مؤسسه مسائل اقتصادی در مجمع توسعه اقتصاد ملی به فعالیت مشغول بود. در ۱۹۸۹ او به فعالیت‌هایی در زمینه کسب و کار شخصی مشغول شد. از ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۴ به عنوان مدیر و تا ۲۰۱۱ به عنوان رئیس Inteco فعالیت کرد.

النا باتورینا

Elana Baturina به همراه برادر بزرگترش Victor در سال ۱۹۸۹ اولین کسب و کار خود را راه‌اندازی کرد. این شرکت در زمینه نرم‌افزار و سخت‌افزارهای کامپیوتری فعالیت می‌کرد. در ۱۹۹۱ النا باتورینا شرکت خود به نام Inteco را پایه‌گذاری کرد. تمرکز فعالیت‌های این شرکت در زمینه ساخت و ساز بود؛ اما به عنوان یک بیزینس در زمینه پلاستیک شروع به کار کرد.

شرکت اینتکو در سال ۱۹۹۴ یک کارخانه پلاستیک سازی را خرید و ۴ سال بعد نیز قرارداد تولید ۸۵ هزار صندلی برای بزرگترین استادیوم روسیه را برنده شد. در میانه دهه ۹۰ این شرکت وارد فعالیت‌های ساختمان‌سازی شد. عمده فعالیت آن‌ها در زمینه ساخت مواد و فناوری‌هایی برای ظاهر ساختمان، سیمان، آجر، معماری و معاملات املاک بود.

النا باتورینا در سال‌های آینده این شرکت به رشد و فعالیت خود ادامه داد. Inteco یکی از برترین کارخانه‌های فعال در زمینه ساخت خانه بود. این شرکت زمانی ۲۰ درصد از تمامی ساخت و سازهای مسکو را در اختیار داشت. با رشد افزایش سرمایه، این کمپانی چندین شرکت دیگر از جمله شرکت‌های تولید سیمان را خریداری کرد. در سال ۲۰۰۷ درآمد کمپانی النا به ۱ میلیارد دلار رسید. پس از استعفای همسرش، او دست به فروش دارایی‌هایش در روسیه زد. او شرکت Inteco را نیز فروخت. مبلغ این معامله آشکار نشد؛ اما با توجه ارزش بازار و پروژه‌های این شرکت مبلغ معامله ۱٫۲ میلیون دلار تخمین زده می‌شود.

هتلداری النا باتورینا

ساخت اولین مورد از هتل‌های زنجیره‌ای در اتریش انجام شد. این هتل محل رسمی برگزاری مراسم بین‌المللی اهدای جوایز روزنامه‌نگاری شد. یکی دیگر از هتل‌های النا در سن‌پترزبورگ روسیه افتتاح شد و چندین جایزه معماری دریافت کرد. خرید هتل موریسون (Morrison) در ایرلند نیز یکی از سرمایه‌گذاری‌های این زن ثروتمند است. هتل Quisisana Palace یک ساختمان بازسازی شده از قرن ۱۹ است که به هتل تغییر کاربری پیدا کرده است. این هتل در سال ۲۰۱۴ جایزه هتل برتر سال را دریافت کرد و از جمله هتل‌های لوکس و کوچک جهان است.

النا باتورینا

انرژی‌های تجدید پذیر

تیم سرمایه‌گذاری النا باتورینا در سال ۲۰۱۴ پروژه‌هایی برای تولید، استفاده و توسعه انرژی‌های تجدید پذیر در اروپا را آغاز کردند. ساخت و بهره‌برداری از پارک‌های خورشیدی در جنوب و جنوب شرق اروپا از جمله فعالیت‌های این تیم در این زمینه است. ساخت اولین کمپانی خدمات انرژی در قبرس نیز از جمله اقدامات مهم باتورینا در زمینه انرژی‌های تجدید پذیر است.

 جوایز و افتخارات باتورینا

النا در طول زندگی کاری خود موفق به کسب جوایز و افتخارات متعددی نیز شده است. نخستین جایزه این زن موفق به سال ۲۰۰۳ باز می‌گردد. النا باتورینا در این سال جایزه دولت روسیه برای علم و فناوری را دریافت کرد. کمپانی Inteco و پروژه‌های موفق آن نیز موفق به کسب جوایز بسیاری شده اند. برخی از این جوایز عبارت اند از جایزه برنامه‌ریزی معماری و طراحی در ۲۰۰۸، جایزه ملی ساخت و ساز و املاک در ۲۰۰۸، جایزه بین‌المللی ساخت و ساز در ۲۰۱۱ در فرانسه و جایزه بین‌المللی فناوری کیفیت در مادرید در سال ۲۰۱۰٫

فعالیت‌های خیریه

شرکت خیریه باتورینا به نام پاتریوت، بر ساخت خانه‌هایی با قیمت مناسب برای اکثریت جامعه تمرکز دارد. علاوه بر این، باتورینا یکی از اولین رهبران کسب و کار بود که از قربانیان آتش در منطقه Tula حمایت کرد. کمپانی النا باتورینا به صورت کامل اسپانسر ساخت یک دانشکده پرستاری نیز بوده است. باتورینا با خطاب قراردادن دیگر مدیران کمپانی‌های ساخت و ساز از آن‌ها خواست تا فعالیت‌های مشابهی را ادامه دهند.

النا مؤسس خیریه Noosphere نیز هست. هدف این خیریه حمایت از تحصیل و ارتقای رواداری در جامعه است. این مؤسسه دوره‌های آموزشی، مراکز اطلاعات و تفریح و کمک‌هزینه‌های تحصیلی را فراهم می‌کند.

النا باتورینا

ثروت شخصی

بر اساس گزارشی از مجله فوربز در سال ۲۰۲۰، عنوان ثروتمندترین زن روسیه به Tayana Bakalchuk با ارزش خالص ۱٫۴ میلیارد دلار تعلق گرفته است. تا پیش از این و در سال ۲۰۱۹، النا برای چهاردهمین سال متوالی، عنوان ثروتمندترین زن روسیه را دریافت کرد. در سال ۲۰۱۸، او علاوه نه تنها ثروتمندترین زن روسیه؛ بلکه تنها زن میلیاردر این کشور نیز اعلام شد.

در لیست مجله Forbes، النا باتورینا تنها زن میلیاردر خودساخته و کارآفرین در عرصه ساختمان‌سازی است. او در میان ۶۵ زن میلیاردری که ثروتشان کاملاً خودساخته است، جایگاه ۵۵ را دارد. این در حالی است که از میان ۲۲۷ زن میلیاردر لیست این مجله، ۷۵ درصد افراد ارثیه خانوادگی داشته اند. در سال ۲۰۱۹ ثروت او ۱٫۲ میلیارد دلار بود.

سرمایه و ثروت او در زمینه‌های متعددی گسترده شده است. این موارد عبارت اند از هتل‌هایی در منطقه توریستی Sochi، هتلی در دوبلین، یک مؤسسه خصوصی در اتریش، چند هتل در اتریش و جمهوری چک، ۷۲ هزار هکتار زمین کشاورزی و یک کارخانه تولید شیر تغلیظ شده.

النا باتورینا :«پول مانند سیمان در ساختمان‌سازی است. پول هدف نیست بلکه وسیله‌ای برای رسیدن به هدف است، فرصتی است برای انجام کارهایی که می‌خواهید به انجام برسانید.»

میشل اوباما

میشل اوباما بانوی اول سابق آمریکا

میشل اوباما، وکیل و نویسنده ای است که از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۷ بانوی اول ایالات متحده بود. او همسر باراک اوباما، چهل و چهارمین رئیس جمهور آمریکا است. میشل به عنوان بانوی اول آمریکا، توجه خود را بر مسائل اجتماعی مانند فقر، زندگی سالم و تحصیل متمرکز کرد. او قبل از ایفای نقش به عنوان بانوی اول، وکیل، مدیر شهر شیکاگو و کارشناس روابط عمومی بود.

دوران کودکی

میشل در ۱۷ ژانویه ۱۹۶۴ در شیکاگو متولد شد. پدر میشل، فریزر رابیسون، از کارکنان تصفیه خانه آب بود. مادرش، ماریان، در اشپیگل (Spiegel) منشی بود؛ اما بعد از مدتی  تصمیم گرفت در خانه بماند تا میشل و برادرش، کریگ را بزرگ کند.

خانواده رابیسون در یک خانه ییلاقی کوچک در ناحیه جنوبی شیکاگو زندگی می کردند. آن ها با استفاده از ملحفه، اتاق نشیمن کوچکشان را تقسیم کرده بودند و در آنجا می خوابیدند. خانواده رابیسون، خانواده ای صمیمی بودند. معمولا وعده های غذایی خود را با هم تقسیم می کردند و سرگرمی‌شان کتاب خواندن بود.

تحصیلات

میشل و برادرش که با تاکید بر یادگیری، بزرگ شده بودند، در چهار سالگی خواندن را در خانه آموختند. در کلاس ششم، میشل در مدرسه زبان فرانسه را آموخت و خیلی سریع دوره های زیست شناسی را گذراند. میشل اوباما در دبیرستان Whitney M. Young Magnet که اولین دبیرستان شهر برای دانش آموزان با استعداد بود، شرکت کرد. در آنجا، در کنار سایر فعالیت های تحصیلی خود، به عنوان خزانه دار دولت دانش آموزشی مشغول به کار شد. او در سال ۱۹۸۱، از مدرسه به عنوان Salutatorian فارغ التحصیل شد.

میشل با پیروی از برادر بزرگترش در دانشگاه پرینستون مشغول به تحصیل شد و در سال ۱۹۸۵ مدرک کارشناسی خود را در رشته جامعه شناسی دریافت کرد. او در دانشکده حقوق هاروارد در رشته حقوق به ادامه تحصیل پرداخت و در آن زمان در تظاهراتی که خواستار ثبت نام و استخدام بیشتر دانشجویان و اساتید اقلیت بود، شرکت کرد. وی در سال ۱۹۸۸ موفق به اخذ مدرک دکتری شد.

حرفه وکالت و خدمت میشل به جامعه

پس از فارغ التحصیلی از دانشکده حقوق در سال ۱۹۸۸، میشل در شعبه شیکاگو در شرکت سیدلی آستین در زمینه بازاریابی و مالکیت معنوی کار کرد. سپس در سال ۱۹۹۱، به عنوان دستیار شهردار، ریچارد دالی، و سپس به عنوان کمیسر برنامه ریزی و توسعه شهر شیکاگو مشغول به کار شد. در سال ۱۹۹۶، میشل اوباما به عنوان دانشیار خدمات دانشجویی به دانشگاه شیکاگو پیوست و اولین برنامه خدمات اجتماعی مدرسه را توسعه داد. از سال ۲۰۰۲، او برای بیمارستان های دانشگاه شیکاگو، به عنوان مدیر اجرایی روابط اجتماعی و امور خارجی کار می کرد.

در می ۲۰۰۵، میشل به عنوان معاون رئیس جمهور در امور اجتماعی و امور خارجه در مرکز پزشکی دانشگاه شیکاگو منصوب شد؛ جایی که تا مدت کوتاهی قبل از مراسم تحلیف همسرش به عنوان رئیس جمهور به صورت پاره وقت کار می کرد. او همچنین عضو هیئت مدیره شورای معتبر شیکاگو در امور بین المللی بود.

میشل اوباما

ازدواج با باراک اوباما

میشل و باراک در سال ۱۹۸۹، برای اولین بار در محل کار میشل یکدیگر را ملاقات کردند. در آن زمان میشل به عنوان وکیل در شرکت سیدلی آستین شیکاگو مشغول به کار بود. همسر او، باراک، کارآموزی بود که میشل به عنوان مشاور به او اختصاص داده شده بود.

در ابتدا، میشل از ملاقات با باراک امتناع کرد؛ زیرا معتقد بود که رابطه کاری آن ها این رابطه عاشقانه را نامناسب می کند. اما سرانجام تسلیم شد و این زوج خیلی زود عاشق هم شدند. باراک پس از دو سال آشنایی، از میشل خاستگاری کرد. میشل اوباما و باراک در ۳ اکتبر ۱۹۹۲ در کلیسای ترینیتی یونایتد مسیح ازدواج کردند.

تبلیغات برای رئیس جمهور اوباما

میشل برای اولین بار، در حالی که در کنار شوهرش بود که در کنگره ملی دموکرات ها در سال ۲۰۰۴ سخنرانی مهمی داشت، توجه مخاطبان ملی را جلب کرد. باراک در نوامبر همان سال به عنوان سناتور آمریکایی از ایلینوی انتخاب شد.

در سال ۲۰۰۷، میشل کار حرفه ای خود را به خاطر انجام وظایف خانوادگی و انتخاباتی، در دوران نامزدی باراک برای نامزدی دموکرات ها در انتخابات ریاست جمهوری کاهش داد. در نهایت، باراک نامزد انتخابات شد و به عنوان چهل و چهارمین رئیس جمهور ایالات متحده برگزیده شد.

هنگاهی که شوهرش در سال ۲۰۱۲ به دنبال انتخاب مجدد بود و در رقابت سختی با میت رامنی، نامزد جمهوری خواهان ریاست جمهوری قرار گرفت، میشل اوباما با جدیت به نیابت از او مبارزه کرد. او به سراسر کشور سفر کرد، سخنرانی کرد و در مراسم های عمومی ظاهر شد.

در ۶ نوامبر ۲۰۱۲ باراک برای دومین بار به عنوان رئیس جمهور ایالات متحده انتخاب شد. پس از پذیرش شکست میت رامنی، میشل همسر خود را به همراه دو دختر خود، مالیا و ساشا، بر روی صحنه در محل مک کورمیک در شیکاگو، جایی که پرزیدنت اوباما سخنرانی پیروزی خود را ایراد کرد، همراهی کرد.

میشل اوباما

سخنرانی های قابل توجه

میشل در طول دوران حرفه ای خود چندین سخنرانی قدرتمند داشته است. چند مورد از مهم ترین آن ها عبارت اند از :

کنوانسیون ملی دموکراتیک ۲۰۱۲ (۴ سپتامبر ۲۰۱۲)

در سپتامبر ۲۰۱۲، میشل اوباما سخنرانی قابل توجهی در کنوانسیون ملی دموکرات ها ایراد کرد. او گفت: “هر روز، افرادی که ملاقات می کنم به من انگیزه می دهند. هر روز باعث افتخار من می شوند. هر روز به من یادآوری می کنند که چقدر خوشبخت هستیم که در بزرگ ترین ملت روی زمین زندگی می کنیم. خدمت به عنوان بانوی اول شما یک افتخار و یک امتیاز برای من است.”

کنوانسیون ملی دموکراتیک ۲۰۱۶ (۲۵ ژوئیه ۲۰۱۶)

در ژوئیه ۲۰۱۶، میشل در حمایت از بانوی اول سابق، سناتور و وزیر امور خارجه، هیلاری کلینتون، مبارزه کرد. کلینتون نامزد رسمی دموکرات ها برای ریاست جمهوری امریکا و اولین زن در ایالات متحده بود که نامزد یک حزب سیاسی بزرگ در انتخابات ریاست جمهوری شد. میشل به مبارزات خود برای کلینتون ادامه داد. او به شدت علیه کمپین دونالد ترامپ، نامزد جمهوری خواهان که در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شد، صحبت کرد.

آخرین سخنرانی به عنوان بانوی اول (۱۳ ژامویه ۲۰۱۷)

در ۱۳ ژانویه ۲۰۱۷، میشل اوباما آخرین سخنرانی خود را به عنوان بانوی اول در کاخ سفید ایراد کرد و گفت: “اولین بانوی شما بودن بزرگترین افتخار زندگی من بوده است و امیدوارم باعث افتخار شما شده باشم.”

در لحظه ای احساسی، او خطاب به جوانان آمریکایی گفت: “من می خواهم جوانان ما بدانند که آن ها اهمیت دارند. پس نترسید. جوانان، من را می شنوید؟ نترسید. متمرکز باشید. مصمم باشید. امیدوار باشید. توانمند شوید. خود را با آموزش خوب توانمند کنید. سپس از این آموزش برای ساختن کشوری شایسته و بی حد و مرز خود استفاده کنید. با امید مثال بزنید و هیچگاه نترسید.”

فعالیت های میشل اوباما به عنوان بانوی اول

میشل به عنوان بانوی اول ایالات متحده توجه خود را بر موضوعاتی مانند حمایت از خانواده های نظامی، کمک به زنان کارگر برای ایجاد تعادل بین شغل و خانواده و تشویق خدمات ملی متمرکز کرد.

داوطلب شدن

در اولین سال ریاست جمهوری اوباما، میشل و باراک داوطلبانه در پناهگاه های بی خانمان و آشپزخانه ها در منطقه واشنگتن دی سی کار کردند. میشل همچنین در مدارس دولتی ظاهر شد و بر اهمیت آموزش و کار داوطلبانه تاکید کرد.

میشل اوباما

غذای ارگانیک

میشل اوباما که از رژیم غذایی و سلامت خانواده خود آگاه بود، از جنبش غذاهای ارگانیک حمایت کرد. او به آشپزخانه های کاخ سفید دستور داد غذای ارگانیک برای مهمانان و خانواده اش تهیه کنند.

در مارس ۲۰۰۹، میشل با ۲۳ دانش آموز کلاس پنجم یک مدرسه محلی در واشنگتن دی سی کار کرد تا باغی به وسعت ۱۱۰۰ فوت مربع از سبزیجات تازه کاشته و کندوهای زنبور عسل را در چمن های کاخ سفید نصب کند. او همچنین تلاش برای مبارزه با چاقی کودکان را در سرلوحه برنامه خود قرار داد.

ابتکارات زندگی سالم

میشل در تمام دوران خود به عنوان بانوی اول متعهد به اهداف سلامتی بود. در سال ۲۰۱۲، او برنامه تناسب اندام جدیدی را برای بچه ها اعلام کرد. او همراه با تیم المپیک ایالات متحده و سایر سازمان های ورزشی، تلاش کرد تا جوانان را به ورزش ترغیب کنند.

میشل اوباما کتابی را به عنوان بخشی از ماموریت خود برای ترویج تغذیه سالم منتشر کرد. او به رویترز گفت که این کتاب را فرصتی می داند تا به خوانندگان کمک کند تا بفهمند غذای آن ها از کجا آمده است و در مورد کارهایی که ما با سلامت کودکان انجام می دهیم، صحبت می کند.

فرزندان اوباما

باراک و میشل دو دختر دارند: مالیا، متولد ۱۹۹۸ و ساشا، متولد ۲۰۰۱٫

هم میشل و هم باراک اعلام کرده اند که اولویت شخصی آن ها فرزندانشان هستند. پس از انتخاب باراک به عنوان رئیس جمهور در سال ۲۰۰۸، والدین متوجه شدند که انتقال از شیکاگو به واشنگتن دی سی یک تنظیم مهم برای خانواده خواهد بود. آن ها سعی کردند دنیای دختران خود را تا حد ممکن “معمولی” کنند.

میشل اوباما می گوید: “اولویت اول من همیشه این است که مطمئن شوم دختران ما سالم و سرزنده هستند. سپس من می خواهم به خانواده های دیگر کمک کنم تا نه تنها برای زنده ماندن بلکه برای پیشرفت، از حمایت مورد نیاز خود برخوردار شوند.”

میشل اوباما

Fashion Icon

پس از اینکه نقش سیاسی شوهرش، خانواده او را در کانون توجه قرار داد، میشل اوباما به طور عمومی شناخته شد.

در ماه مه ۲۰۰۶، او در مجله Essence به عنوان یکی از “۲۵ زن الهام بخش جهان” معرفی شد. در سپتامبر ۲۰۰۷، میشل در “The Harvard 100” به عنوان یکی از تاثیرگذارترین فارغ التحصیلان مدرسه، ثبت شد.

او همچنین دو بار روی جلد مجله Vogue ظاهر شد و دو سال پیاپی در لیست بهترین لباس پوشان Vanity Fair و همچنین لیست بهترین لباس پوشان مجله People در سال ۲۰۰۸ قرار گرفت.

کتاب Becoming

در اواخر سال ۲۰۱۸، میشل اوباما خاطرات خود را با عنوان “شدن” منتشر کرد. وی با توصیف تجربه شخصی نوشتن کتاب، در توئیتر خود نوشت: “من در مورد ریشه هایم صحبت می کنم و اینکه چگونه دختری از طرف جنوب صدای خود را پیدا کرد. امیدوارم سفر من به خوانندگان الهام بخش باشد تا شجاعت خود را برای تبدیل شدن به کسی که آرزویش را دارند، پیدا کنند.”

همکاری با Netflix

در می ۲۰۱۸، میشل و باراک اعلام کردند که یک قرارداد چند ساله برای تولید سریال و فیلم با Netflix امضا کرده اند. بانوی اول سابق امریکا در بیانیه ای گفت: “من و باراک همیشه به قدرت قصه گویی برای الهام بخشیدن و ایجاد تفکر متفاوت درباره جهان اطرافمان اعتقاد داشتیم.”

اولین تلاش مشترک آن ها منجر به انتشار Netflix در ماه آگوست ۲۰۱۹ از American Factory شد. یک مستند در مورد راه اندازی کارخانه شیشه سازی متعلق به چین در سال ۲۰۱۵ در دیتون، اوهایو و درگیری فرهنگ ها و علایق تجاری متفاوت. American Factory با موافقت منتقدان، جایزه اسکار بهترین فیلم مستند را در فوریه ۲۰۲۰ دریافت کرد.

میشل اوباما

ویروس کرونا، مجموعه داستان و پادکست

در حالی که جهان در سال ۲۰۲۰ با ویروس کرونا دست و پنجه نرم می کرد، میشل در کنار لورا بوش در کنسرت لیدی گاگا در ماه آوریل برای تشکر از کارکنان مراقبت های بهداشتی و ارائه پیام امید ظاهر شد. مدت کوتاهی پس از آن، او با  PBS و  Penguin Random House همکاری کرد تا دوشنبه ها سریال میشل اوباما را پخش کنند. در آن بانوی اول سابق برخی از کتاب های مورد علاقه کودکان را می خواند.

در سال ۲۰۲۰، میشل اوباما پادکست خود، The Michelle Obama Podcast را در Spotify منتشر کرد.

دن لاک

دن لاک؛ پادشاه فروش کالای لاکچری و گران قیمت

دن لاک یک کارآفرین میلیونر، سرمایه گذار، سخنران، مشاور، نویسنده کتاب، YouTuber، متخصص فروش و یکی از برجسته ترین کارشناسان جهان در بازاریابی اینترنتی است. او متولد ۲۴ نوامبر ۱۹۸۱ میلادی می باشد. دن در شهر هنگ کنگ، در کشور چین متولد شده است. این کارآفرین موفق یکی از بهترین و قوی ترین کارشناسان بازاریابی اینترنتی می باشد. او علاقه ی بسیار زیادی به آموزش افراد در زمینه های مختلف سرمایه گذاری و کسب درآمد دارد. لاک ویدئوهای آموزشی بسیار مناسبی دارد که می توانند به افراد در دنیای بازاریابی و سرمایه گذاری خیلی کمک کنند. در این مقاله ی compro قرار است با بیوگرافی این میلیونر خود ساخته آشنا شویم.

جوانی دن لاک

لاک متولد شهر هنگ کنگ، در کشور چین است. او هیچ خواهر برادری ندارد و تنها فرزند خانواده می باشد. او متاسفانه کودکی شاد و خوبی نداشت. دن و مادرش در ۱۴ سالگی برای داشتن زندگی بهتر از هنگ کنگ به کانادا مهاجرت کردند. پدر او آن ها را ترک کرد و تصمیم داشت در هنگ کنگ بماند. دن ۱۶ سال داشت که پدر و مادرش از یک دیگر طلاق گرفتند. طولی نگشید که پدر او مالش را از داد و ورشکست شد. همین باعث شد که او تصمیم بگیرد هر چه سریع تر کار کردن را آغاز کند تا از بار مادر ش کم شود.

دن لاک

دوران تحصیل و جوانی

دن لاک دبیرستان خود را در ونکوور گذرانده است. لاک در دوران دبیرستان مورد آزار و اذیت هم مدرسه‌ای‌هایش قرار می‌گرفت. زمانی که آن ها به کانادا رفتند به زبان انگلیسی مسلط نبودند. مادر او برایش یک دیکشنری ۱۰۰ دلاری گرفته بود که زودتر زبان را یاد بگیرد. او می گوید در مدرسه آن ها را شکستند. با این حال او از یادگیری زبان دست بر نداشت. او برای اینکه مادرش متوجه این اتفاق نشود تمامی تمرکز خود را بر روی زبان انگلیسی گذاشت. در نهایت، دن تمامی تلاش خود را روی طی ۶ ماه موفق به تسلط به این زبان شد. علاوه بر آزارهای مدرسه، لاک در این دوران به دلیل جدایی والدین خود و ورشکستگی پدرش سختی زیادی کشید. او پس از پایان دوران دبیرستان، به کالج داگلاس در نیو وستمینستر کانادا پیوست.

پس از مدتی دن، پدر خود را بر اثر بیماری از دست داد. او در حال حاضر در این باره بسیار ناراحت است. او می گوید:« زمانی که پدرم مریض بود من توان مال فعلی خود را نداشتم. در نتیجه، نتوانستم برایی درمان اون امکانات کافی و لازم را تهیه کنم.» او در ادامه می گوید: «زمانی که مادرم به سرطان مبتلا شد خوشبختانه من توان خوبی داشتم. توانستم بهترین امکانات را برایش فراهم کنم و حال او کنار من است.»

دن لاک

مشاغل و فعالیت های دن لاک

او در اولین مشاغل خود در یک تحویل روزنامه کار می کرد، لباس می شست. علاوه بر این ها، او مجبور بود برا تأمین نیازهای خود به مشاغل پاره وقت نیز مشغول شود. پس از مدتی او تصمیم گرفت که کسب و کار خود را راه اندازی کند. دن از کودکی آرزو تاجر بودن را در سر می‌پروراند. دن تا قبل از موفقیت ۱۳ بار در کسب و کارهای مختلف خود شکست خورد. او تا آن زمان ۱۵۰،۰۰۰ دلار بدهکار شده بود. در حال حاضر لاک در این باره می گوید:«با توجه به آمار و ارقام، طی ۱۰ سال اول ۹۶ درصد کسب و کارها ممکن است با شکست مواجه شوند.»

در آن زمان با مربی خود آلن ژاک آشنا شد. دن لاک می گوید که زندگی او بعد از آشنایی با مربی اش آلن ژاک به شکل قابل توجهی تغییر کرد. بعدها او زیر نظر ژاک آژانس تبلیغاتی یک نفره ای را راه اندازی کند. او با راه اندازی این کار توانست برای اولین بار طعم موفقیت را بچشد. او بعدها مشاغل دیگری نظیر Quick Turn Marketing International، Ltd را تأسیس کرد.  در آخر دن در ۲۷ سالگی، اولین یک میلیون دلار خود را به دست آورد و تبدیل به یک میلیونر خود ساخته شد.

دن از راه ها و شرکت های مختلف درآمد مالی زیادی دارد. در حال حاضر دن از مشاورانی است که ۱۰ هزار دلار در ساعت کار می کند. او ۱۵ کتاب دارد و دوره های آموزشی و سخنرانی متعددی را برگزار می کند. اولین دلیل محبوبیت او به دلیل راه اندازی سایت Closers.com است. این سایت در زمینه ی فروش محصولات لاکچری و گران قیمت فعالیت دارد. همچنین، حدودا ۱.۵ میلیون نفر کانال یوتیوب لاک را دنبال می کنند. حتی در مواردی ویدیو های او تا ۷۷ میلیون بار دیده شده اند.

دن لاک و مجلات

لاک تا به حال دو بار در برنامه تداکس (TEDx) سخنرانی کرده است. علاوه بر این مجلات و روزنامه هایی نظیر Fox News، CBS، Entrepreneur  Magazine، NBC، abc، USA Today، Barnes&Noble، UBC، Concierge و Jetset Magazine از او نام برده اند. دن بیشتر از ۱۲ سال سابقه کار در سمینارها و کارگاه های چند روزه دارد. همچنین، او بیش از ۳۰۰ دوره، ده ها میلیون از دوره ها و وبینارها نیز عرضه کرده است. سبک منحصر به فرد او باعث شده محبوبیت زیادی بین افراد داشته باشد. در حال حاضر دارایی خالص او حدودا ۷۴.۵ میلیون دلار تخمین زده شده است.

کتاب هایی که نوشته است

دن لاک تا به امروز تعداد زیادی کتاب در مورد بازاریابی و فروش محصولات نوشته است. برخی از آن ها عبارتند از:

۱- F.U. Money: تکنیک های کسب درآمد؛ این کتاب برترین کتاب دن است

۲-Influence  (اینفلوئنس): ۴۷ تکنیک روانشناختی برای انگیزه ورسیدن به اهداف خود

۳-Email Marketing Madness  (جنون ایمیل بازاریابی): چه کنیم که مخاطبان ما ایمیل ها را باز کنند

۴-Instant Information Products  (اطلاعات فوری محصولات): راه های رسیدن به درآمد از ایده های اطلاعات محصول در کمتر از ۶۰ روز

۵- Instant eBook Publishing (انتشار فوری کتاب الکترونیک) : بهترین روش فروش کتاب الکترونیک در کمتر از ۲۱ روز

dan lok

زندگی شخصی دن لاک

دن در سن ۲۶ سالگی برا اولین بار با زنی ۲۱ ساله به نام نام جنی لی ازدواج کرد. در حال حاضر ۱۰ سال شده که این دو با یکدیگر ازدواج کرده اند. جنی فقط همسر او نیست؛ امروز او شریک دن در تجارت و سرمایه گذاری نیز می باشد. جنی بیشتر زندگی خود را کشور چین سپری کرده است. در نتیجه، او با قوانین و اصول فروش و بازاریابی این کشور آشنایی بیشتری نسبت به لاک دارد. به همین دلیل مدیریت امور شرکت هایی به عهده جنی است.

او و همسرش امروز در یوتیوب سریال های ویدیویی با نام Alpha Man Smart Woman (مرد اول، زن هوشمند) را تولید کرده اند. موضوع این مجموعه های سریالی روابط سالم، ازدواج و تاثیر آن در موفقیت تجاری و کاری است.

فیلیپ نایت

فیلیپ نایت؛ مؤسس شرکت نایک

فیلیپ همپسون نایت متولد ۲۴ فوریه ۱۹۳۸ می‌باشد. او از تاجرین بزرگ و میلیاردر آمریکایی است. فیلیپ یکی از بنیانگذاران و مدیران برجسته شرکت نایک می باشد. در ۲۳ ژوئیه ۲۰۲۰ ، نایت توسط Forbes به عنوان بیست و چهارمین فرد ثروتمند جهان معرفی شد. دارایی خالص او در آن زمان ۵۰.۷ میلیارد دلار برآورد شده بود. علاوه بر این او مالک شرکت تولید فیلم استاپ موشن لایکا نیز می‌باشد. نایت فارغ التحصیل دانشگاه اورگان (university of Oregon) و دانشکده بازرگانی استنفورد (stanfordGSB) است. در این مقاله در این compro به معرفی این تاجر بزرگ آمریکایی خواهیم پرداخت. با ما همراه باشید.

کودکی و جوانی فیلیپ نایت

فیلیپ همپسون نایت متولد پورتلند در اورگان است. او در خانواده‌ای پنج نفره و در محله‌ پورتلند در ایستمورلند بزرگ شد. پدر نایت _ویلیام دبلیو نایت_ وکیل ناشر روزنامه بود. ویلیام ناشر مجله «اُرگان ژورنال» بود. در نتیجه او در کودکی در رفاه کافی زندگی کرده است. پدر فیلیپ فردی سلطه گر و در عین حال دلسوز بود.

پدر فیلیپ نایت پسر خود را تشویق می‌کرد تا از مرز محدودیت‌های عبور کند. پدر او در آن زمان از داد شغل به پسرش در روزمانه‌ی امنتاع کرد. او معتقد بود فیلیپ باید به صورت مستقل و بدون وابستگی به او کار پیدا کند. در نتیجه فیلیپ در یکی از روزنامه‌های رقیب روزنامه‌ی پدر خود مشغول به کار شد. فیلیپ در شیفت صبحگاهی این روزنامه فعالیت می‌کرد. وظیفه‌ی فهرست بندی نتایج ورزشی بود.

فیلیپ

زمان دانشجویی فیلیپ نایت

فیلیپ دبیرستان خود را در مدرسه‌ی کلیولند در پورتلند گذراند. پس از اتمام دبیرستان به دانشگاه اورگان (UO) در یوجین رفت. او از کودکی علاقه ی زیادی به دویدن داشت. زمانی که به دانشگاه رفت نیز پی این علاقه‌ی خود را گرفت. او در دانشگاه با پیل بیل بوئرمن، مربی افسانه ای ملاقات کرد. فیلیپ نایت زیر نظر او به عنوان دونده ی متوسط ​​تمرین می کرد. سرانجام این فعالیت ها منجر به دوستی عمیق و معنادار نایت و بوئرمن شد.

در آخر نایت در سال ۱۹۵۹ در رشته ی روزنامه نگاری فارغ التحصیل شد. فیلیپ حتی پس از فارغ التحصیلی نیز از آینده و علاقه ی خود اطمینان نداشت. او سردرگم بود و نمی‌داشت در آینده می‌خواهد چه کاره شود. در نتیجه او به سراغ خدمت سربازی خود رفت. نایت پس از فارغ التحصیل به مدت یک سال به خدمت سربازی رفت.

پس از پایان خدمت سربازی فیلیپ نایت تصمیم به ادامه تحصیل گرفت. او برای مقطع کارشناسی ارشد در رشته ی تجارت در دانشگاه استنفورد ثبت نام کرد. یکی از تکالیف دانشجویان این رشته در دانشگاه ایجاد تجارت جدید بود. نایت برای این تکلیف نقشه ای برای مشاغل مربوط به کفش‌های ورزشی ارائه کرد. عنوان مقاله‌ی او “آیا کفش های ورزشی ژاپنی می توانند کاری را که دوربین‌های ژاپنی با دوربین‌ها آلمانی کردند را با کفش‌های ورزشی آلمانی بکند؟” بود. پس از پایان این مقاله او متوجه شد که تجارت در زمینه‌ی کفش ورزشی علاقه زیادی دارد. فیلیپ نایت در سال ۱۹۶۲ با مدرک MBA از دانشگاه استنفورد فارغ التحصیل شد.

آغاز تجارت کفش ورزشی

نایت پس از فارغ التحصیلی به سفر دور دنیا رفت. او در نوامبر ۱۹۶۲ از کشور ژاپن دیدن کرد. در آنجا کفش های دو با نام تجاری Tiger که توسط شرکت Onitsuka Co. Knight تولید می‌شد توجه او را جلب کرد. او به دلیل کیفیت بالا و هزینه پایین این کفش ها جذب آن ها شد. در نتیجه بدون لحظه‌ای درنگ به سرعت قرارداد توزیع با این شرکت را امضا کرد.

فیلیپ نایت

فیلیپ پس از بازگشت از سفر در یک شرکت حسابداری مستقر در پورتلند مشغول به کار شد. البته طرح تجاری خود را فراموش نکرده بود و روی آن نیز کار می کرد. فیلیپ نایت با بوئرمن دوست قدیمی و مربی سابق خود همکاری کرد. آن ها مشارکت توزیع کفش در آمریکا را ایجاد کردند. در نتیجه شرکت Blue Ribbon Sports در سال ۱۹۶۴ تأسیس شد.

فیلیپ و دوئرمن سخت تلاش کردند تا تجارت خود را گسترش و توسعه دهند. چند سال پس از تأسیس آن ها موفق شدند فروشگاه های خرده فروشی خود را در سانتا مونیکا، کالیفرنیا، یوجین و اورگان افتتاح کنند. شرکت آن ها عملکرد بسیار خوبی داشت. در اواخر دهه ۱۹۶۰ آن ها توانستند سود قابل توجهی از این شرکت بدست آوردند.

تأسیس شرکت نایک

در سال ۱۹۷۱ فیلیپ نایت و بوئرمن در رابطه با بستن قرارداد با اونیتساکا با اختلاف نظر روبرو شدند در نتیجه آن ها تصمیم گرفتند که هر یک شرکت خود را تاسیس کنند. جف جانسون پیشنهاد کرد که نام شرکت جدید “نایک” به معنی الهه بالدار یونانی پیروزی بگذارند. جف جانسون یکی از دوستان نایت و کارمندان Blue Ribbon Sports بود.

نایت هدف های بزرگی برای نایک داشت. او مشتاق طراحی محصولاتی بود که برترین ورزشکاران جهان مایل به استفاده از آنها بودند. در نتیجه سراغ این هدف بزرگ خود رفت. در این بین او با ورزشکاران پیست المپیک مانند استیو پرفونتین _دونده مسافت طولانی_ آشنا شد. فیلیپ نایت امید داشت بتواند استیو و دیگر بازیکنان المپیک را تحت تأثیر محصولت خود قرار دهد. Cortez یکی از مدل های نایک بود که در آزمایشات المپیک ۱۹۷۲ عرضه شد. این کفش با نتیجه ی بسیار مثبت سودآوری همراه بود.

سود این شرکت طی سال‌های بعد چندین برابر شد. تا جایی که تا سال ۱۹۸۰ نایک توانست نیمی از بازار کفش‌های ورزشی را در مشت خود بگیرد. فیلیپ نایت با جان مک انرو _فوق ستاره تنیس_ قراردادی برای تبلیغات بست. این یکی از بهترین حرکات او در زمینه‌ی بازاریابی بود. در آن مکنرو از ناحیه مچ پای خود آسیب دیده بود. او مدل خاصی از کفش‌های نایک را پوشید. در نتیجه ی این حرکت فروش آن مدل در ماه های آینده تا چندین برابر افزایش یافت.

فیلیپ نایت

گسترش و پیشرفت روز افزون نایک

نایک در دهه های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ شاهد رشد مداوم و مستحکمی بود. شهرت فزاینده این شرکت به فیلیپ نایت این فرصت را داد تا برای تأیید به سراغ تعداد بیشتری از ورزشکاران مشهور جهان برود. برای مثال او سراغ ورزشکارانی همچون مایکل جردن، آندره آگاسی، چارلز بارکلی و تایگر وودز رفت.

در دهه‌ی ۱۹۹۰ نایت تصمیم به گسترش تجارت خود شد. شرکت نایک به سمت تولید پوشاک هاکی، گلف و فوتبال رفت. در نتیجه درآمد این شرکت قبل از سال ۱۹۹۹ به بیش از ۱۰ میلیارد دلار از فروش سالانه رسید

در نوامبر ۲۰۰۴ فیلیپ تصمیم به استعفا از مدیرعاملی نایک گرفت. البته او همچنان رئیس هیئت مدیره بود. پس از آن او در ژوئن ۲۰۱۵ اعلام کرد که از سمت خود به عنوان رئیس این شرکت نیز کناره گیری می‌کند.

جایگاه نایک در حال حاضر

فیلیپ نایت شرکت نایک را در سال ۱۹۷۱ تاسیس کرد. امروزه نایک یک شرکت چند ملیتی است و در چندین کشور در سراسر جهان شعبه ها و نمایندگی های بزرگ دارد. نایک از تولید کفش های ورزشی شروع به کار کرد. در حال حاضر یکی از بزرگترین تأمین کنندگان کفش، پوشاک ورزشی و تولید کننده عمده تجهیزات ورزشی است. این برند یکی از با ارزش ترین و تأثیر گذارترین برندها در بین مشاغل ورزشی است.

زندگی شخصی نایت

نایت با همسرش _ پنه لوپه “پنی” پارک_ در سپتامبر ۱۹۶۸ ازدواج کرد. حاصل ازدواج آن ها چهار فرزند _سه دختر و یک پسر_ بود. متیو پسر فیلیپ در سال ۲۰۰۴ در تصادف غواصی جان خود را از دست دادک.

کمک های بشردوستانه فیلیپ نایت

نایت در سال ۲۰۰۶ مبلغی معادل ۱۰۵ میلیون دلار به GSB استانفورد اهدا کرد. این مبلغ تا آن زمان بزرگترین کمک شخصی به یک مدرسه تجاری آمریکایی بود.

فیلیپ به همراه همسرش در سال ۲۰۰۸، ۱۰۰ میلیون دلار به موسسه سرطان OHSU کمک کرد.

در سال ۲۰۱۲ نیز نایت ۶۵،۰۰۰ دلار آمریکا به کمیته اقدام سیاسی (PAC) آموزش عالی کمک کرد.

کارلوس اسلیم

کارلوس اسلیم؛ دومین مرد ثروتمند جهان

کارلوس اسلیم هلو متولد ۲۷ ژانویه‌ی ۱۹۴۰ در مکزیکو سیتی است. او از بزرگان تجارتی، سرمایه‌گذاران و خیرخواهان مکزیکی می‌باشد. اسلیم از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۳، بین اولین‌های فهرست رتبه‌بندی مجله تجاری Forbes قرار گرفت. او در شرکت‌های مکزیکی متعددی از طریق خود در زمینه‌های مختلف نظیر ارتباطات، بیمه، ساخت و ساز، انرژی، معدن، خرده فروشی و امور مالی سود کرده است. کارلوس در سال ۲۰۱۱ نیز به عنوان بیست و چهارمین ثروتمند جهان شناخته شد. به علاوه بر اساس اطلاعات بلومبرگ با دارایی خالص ۵۳.۱ میلیارد دلار به عنوان ثروتمندترین فرد آمریکای لاتین معرفی شد.

در این مقاله در compro به معرفی این بزرگ تجاری خواهیم پرداخت. با ما همراه باشید.

نوجوانی تا جوانی اسلیم

خانواده‌ی کارلوس اسلیم از مهاجران لبنانی به مکزیک بودند. والدین او (جولیان اسلیم حداد و لیندا هلو آتا) از کاتولیک‌های مارونی تبار بودند. این خانواده بخشی از یک جامعه کوچک اما مرفه تجاری بود. پدر کارلوس در سال ۱۹۰۲ برای فرار از سربازی در ارتش عثمانی به مکزیک رفت. او نام خود را پس از مهاجرت به مکزیک به جولیان اسلیم حداد تغییر داد.

در سال‌های ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۷ پدر او در املاک و مستغلات ثروت قابل توجهی کسب کرد. موفقیت مستمر پدر کارلوس در این شغل او را تبدیل به میلیونر کرده بود. کارلوس در جوانی به تجارت پدرش علاقه مند شد. پدر او که از این بابت بسیار خرسند بود، دروس تجارت را در زمینه‌های مختلف نظیر مدیریت، خواندن صورت‌های مالی و نگهداری سوابق مالی به او آموزش داد.

کارلوس اسلیم از سنین پایین مشغول به فعالی در زمینه‌ی تجارت شد. او در سن ۱۱ سالگی با خرید اوراق قرضه‌ی مکزیکی برای اولین بار سرمایه گذاری کرد. پس از آن ۱۳ ساله بود که برای اولین بار خرید سهام را آغاز کرد. کارلوس به سرمایه‌گذاری و مفاهیم بورسی علاقه‌‌ی زیادی داشت. در نتیجه تا ۱۶ سالگی بیشتر در این زمینه فعالیت می‌کرد.

کارلوس اسلیم

تحصیلات کارلوس اسلیم

زمانی که کارلوس تنها ۱۳ سال داشت پدر او از دنیا رفت. کارلوس اسلیم پس از فوت پدرش به واسطه‌ی آموزش‌هایی که از او دیده بود توانست در ۱۷ سالگی در شرکت پدر مشغول به کار شود. پس از اینکه اسلیم از دبیرستان فارغ التحصیل شد، به دانشگاه خودمختار ملی مکزیک راه یافت. او در آنجا علاوه بر تدریس جبر و برنامه‌ریزی خطی، در رشته مهندسی عمران نیز تحصیل می‌کرد.

اسلیم در سال ۱۹۶۱ در رشته‌ی مهندسی عمران فارغ‌التحصیل شد. او در سال‌های تحصیل به علم اقتصاد نیز علاقه‌مند شده بود. در نتیجه پس از فارغ‌التحصیلی دوره‌هایی را در رابطه با علم اقتصاد در شیلی گذراند. کارلوس اسلیم در جایی بیان کرده که علم او در زمینه‌ی مهندسی عمران، جبر، برنامه‌ریزی و اقتصاد در پیشرفت او تأثیر چشم‌گیری داشته است.

تأسیس شرکت‌های گسترده

کارلوس پس از فارغ‌التحصیلی در مکزیک به عنوان تاجر سهام مشغول به کار شد. در سال ۱۹۶۵ اسلیم از سرمایه گذاری خصوصی خود چیزی حدود ۴۰۰۰۰۰ دلار آمریکا سود کسب کرد. در نتیجه او موفق یه راه‌اندازی کارگزاری سهام Inversora Bursátil شد. در همان سال‌ها او مقدمات اولیه‌ی تأسیس شرکت Grupo Carso را آغاز کرد. در سال ۱۹۶۵  کارلوس Jarritos del Sur را که اولین شرکت این مجموعه بود راه‌اندازی کرد. این شرکت در سال ۱۹۶۶ حدود چهل میلیون دلار ارزش‌گذاری شد.

کارلوس اسلیم از همان ابتدا در صنایع مختلفی نظیر صنعت ساخت و ساز، نوشابه، چاپ، املاک و مستغلات، بطری سازی و معدن فعالیت می‌کرد. در دهه‌ی ۷۰ شرکت‌های صنعتی او در حال پیشرفت گسترده‌ای بودند. بعدها او به صنایع دیگری نظیر قطعات خودرو، آلومینیوم، خطوط هوایی، مواد شیمیایی، تنباکو، تولید کابل و سیم، کاغذ و بسته بندی، استخراج مس و مواد معدنی، لاستیک، سیمان، خرده فروشی، هتل‌ها، تولید و توزیع نوشیدنی، مخابرات و خدمات مالی نیز ورود کرد.

در دهه‌ی ۷۰ او توانست شرکت Grupo Galas (Grupo Carso  امروزی) را که سال ۱۹۶۵ مقدمات آن را چیده بود راه‌اندازی کند. Grupo Galas که شرکت مادر شرکت‌های کارلوس اسلیم بود مدیریت فعالیت‌ها و سرمایه‌گذاری‌های دیگر شرکت‌ها را به عهده داشت. فعالیت این شرکت بیشتر در زمینه‌های ساخت و ساز، معدن، خرده فروشی، مواد غذایی و دخانیات متمرکز بود.

کارلوس

رکود اقتصادی مکزیک؛ فرصت کارلوس برای سرمایه‌گذاری گسترده

اقتصاد مکزیک در سال ۱۹۸۲ دچار رکود شدیدی شد. کارلوس اسلیم این وضعیت را به چشم یکی از بزرگترین فرصت‌های سرمایه گذاری می‌دید. در پی رکود اقتصادی مکزیک بسیاری از بانک‌ها دچار بدهی‌های سنگین شدند. به علاوه سرمایه‌گذاران خارجی سرمایه‌ی خود را به سرعت از این کشور بیرون کشیدند و قیمت نفت شدیدا کاهش یافت. در این زمان اسلیم سرمایه‌گذاری گسترده‌ی خود را آغاز کرد.

استراتژی کارلوس اسلیم همیشه بسیار ساده و در عین حال هوشمندانه بود. او شرکتی را در پایین‌ترین قیمیت می‌خرید، سپس یا جریانات نقدی  در آن ایجاد می‌کرد و یا سهام آن شرکت را با بیشترین سود می‌فروخت. در نتیجه با درآمد حاصل در تجارتی جدید سرمایه‌گذاری می‌کرد.

مهم‌ترین سرمایه‌گذاری‌های اسلیم در دوران رکود اقتصادی

تا قبل از سال ۱۹۸۵ اسلیم درصد بسیار زیادی از مشاغل مکزیک را خریده بود. یک شرکت معدن و مواد شیمیایی، یک شرکت تولیدکننده مس، بزرگترین لاستیک ساز مکزیک، هتل‌های Bimex و دومین تولید کننده بزرگ سیگار در مکزیک تنها تعدادی از سرمایه‌گذاری‌های اسلیم می‌باشند. به علاوه کارلوس اسلیم در سال ۱۹۸۴ برای خرید شرکت بیمه‌ی مکزیک ۱۳ میلیون دلار آمریکا هزینه کرد. ارزش سهام او در بیمه با وجود چهار بار تحریم در سال ۲۰۰۷ به ارزش ۱.۵ میلیارد دلار رسید.

Empress Frisco (شرکت معدن و مواد شیمیایی) از مهم‌ترین شرکت‌هایی که در آن سرمایه گذاری شده می‌باشد. شرکت Empress Frisco در زمینه‌ی کاوش معادن و صنایع شیمیایی فعالیت می‌کرد. نقره، طلا، مس، قلع و روی استخراج‌های این شرکت می‌باشند. هیدروفلوریک اسید و مولیبدن نیز از مواد شیمیایی‌ای هستند که این شرکت تولید می‌کرد. کارلوس اسلیم برای خرید این شرکت تنها ۵۰ میلیون دلار پرداخت.

کارلوس اسلیم

سودآورترین سرمایه‌گذاری‌های‌ کارلوس اسلیم

سال ۱۹۹۰ کشور مکزیک شرکت مخابراتی خود را خصوصی‌سازی کرد. Grupo Carso نیز شرکت مخابراتی Telmex را از دولت مکزیک خریداری کرد. خرید این شرکت یکی از بزرگترین سودآوری‌های اسلیم را در پی داشت. ۹۰ درصد خطوط تلفن در مکزیک تا سال ۲۰۰۶ توسط تلمکس اداره می‌شدند.

به علاوه شرکت تلفن همراه اسلم که Telcel نام داشت حدود ۸۰ درصد تلفن‌های همراه کشور را اداره می‌کرد. اسلیم در نتیجه‌ی سرمایه‌گذاری در تلفن همراه و مخابرات، شرکت American Mobil را راه‌اندازی کرد. به طور کلی درآمدهای شرکت مخابراتی و شرکت تلفن همراه عمده‌ی ثروت‌ کارلوس اسلیم را تشکیل می‌دادند. البته به دنبال مقررات ضد انحصاری در مکزیک، این شرکت آماده‌ی فروش سهم خود تا زیر ۵۰ درصد می‌باشد.

شرکت Grupo Carso در سال ۱۹۹۶ به سه شرکت مجزا تجزیه شد. آن ها عبارتند از: Carso Global Telecom ، Grupo Carso و Invercorporación. هر یک از این سه شرکت در زمینه‌های مختلفی فعالیت می‌کنند.

ورود اسلیم به بازارهای خارج از کشور

اسلیم در سال ۱۹۹۹ گسترش منافع تجاری خود را فراتر از مرزهای آمریکای لاتین آغاز کرد. البته او به واسطه‌ی وجود بیشترین دارایی‌های خود در مکزیک، این کشور را رها نکرد. او همچنان سرمایه‌های خود را در مکزیک با قدرت مدیریت می‌کرد.

آغاز گسترش سرمایه‌گذاری‌های بین‌المللی اسلیم از یک شوخی ساده که می‌گفت: «دیگر چیزی برای خریدن در مکزیک باقی نمانده» آغاز شد. کارلوس اسلیم در سال ۲۰۰۳ شروع به خرید سهام بزرگ در تعدادی از خرده فروشی‌های بزرگ ایالات متحده کرد. تعدادی از این سهام‌ها عبارتند از: بارنز و نوبل (Barnes & Noble)، آفیس مکس (OfficeMax)، آفیس دپو (Office Depot)، سیرچر سیتی (Circuit City)، بوردرز و کامپوزا (CompUSA). سرمایه‌گذاری‌های کارلوس او را تبدیل به چهره‌ای برجسته‌ و قوی در بازار تجارت آمریکا کرد.

کارلوس اسلیم

سرمایه‌گذاری‌های اسلیم در آمریکا بیشتر بر صنعت مخابرات متمرکز بود. اسلیم در این کشور Telmex USA را تأسیس کرد. به علاوه در شرکت تلفن همراه آمریکایی Tracfone نیز سرمایه‌گذاریی کرد.

یکی دیگر از سرمایه‌گذار‌های تأثیر گذار کارلوس اسلیم خرید ۶.۴٪ از سهام نیویورک تایمز با ارزش ۲۷ میلیون دلار است. کارلوس تا سال ۲۰۱۲ سهام خود را از این شرکت به ۸ درصد افزایش داد. به علاوه طبق آخرین آمارها سهام اسلیم از نیویورک تایمز ۱۷.۴ درصد می‌باشد.

سرمایه‌گذاری‌های ورزشی کارلوس

کارلوس در سپتامبر ۲۰۱۲ سی درصد سهام دو تیم Pachuca و León را در فوتبال مکزیک از طریق شرکت America Movil خریداری کرد. اسلیم در این سال‌ها درگیر پخش ورزش‌های بازارهای بزرگی مانند ایالات متحده شده بود. America Movil در مارس ۲۰۱۲ حق پخش بازی‌های المپیک در سوچی ۲۰۱۴ و برزیل ۲۰۱۶ را برای آمریکای لاتین به دست آورد.

زندگی شخصی کارلوس اسلیم

کارلوس در سال ۱۹۶۷ با سمیه دومیت ازدواج کرد. زندگی مشترک آن ها به دلیل فوت زود هنگام سومایا تنها تا سال ۱۹۹۹ به طول انجامید. سمیه دومیت در فعالیت‌ها و پروژها‌ی بشر دوستانه و خیرخواهانه‌ی کارلوس نقش به سزایی داشت. حاصل زندگی مشترک آن ها ۶ فرزند می‌باشد. سه پسر بزرگ آن ها در سمت‌های کلیدی در شرکت‌های اسلیم مشغول به کار هستند. اسلیم و همسرش زندگی بسیار خوشی با یکدیگر داشتند. کارلوس پس از سمیه دوباره ازدواج نکرد.

ثروت کارلوس از نظر مجلات و رسانه‌ها

وال استریت ژورنال در ۴ آگوست ۲۰۰۷ گفت: هر لحظه ممکن است ارزش سهام بازارهای اسلیم کاهش یابد؛ اما در حال حاضر او ثروتمندتر از بیل گیتس است.

مجله Fortune نیز در ۸ آگوست ۲۰۰۷ اعلام کرد که ثروت کارلوس از بیل گیتس بیشتر می‌باشد. این مجله اعلام کرد در ماه ژوئیه دارایی‌های اسلیم ۵۹ میلیارد دلار برآورد شده است؛ این در حالی است که ارزش خالص دارایی‌های بیل گیتس حداقل ۵۸ میلیارد دلار می‌باشد.

Forbes در ۵ مارس ۲۰۰۸ اسلیم را به عنوان دومین فرد ثروتمند جهان پس از وارن بافت و قبل از بیل گیتس معرفی کرد. این رسانه بار دیگر در سال‌های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ اسلیم را با دارایی خالص ۵۳.۵ میلیارد دلار به عنوان ثروتمندترین فرد جهان اعلام کرد.

طبق شاخص میلیاردرهای بلومبرگ در دسامبر ۲۰۱۲ نیز کارلوس اسلیم هلو با دارایی خالص ۷۵.۵ میلیارد دلار جایگاه خود را به عنوان ثروتمندترین فرد جهان حفظ کرد.

طبق آخرین آمار  در اکتبر سال ۲۰۲۰ دارایی خالص کارلوس ۵۳.۷ میلیارد دلار برآورد شده است.

برخی از جوایز و افتخارات کارلوس اسلیم 

  1. در سال ۱۹۸۵ مدال افتخار کارآفرینی را از اتاق بازرگانی مکزیک دریافت کرد.
  2. در سال ۱۹۹۴ جایزه‌ی طلایی صفحه آکادمی دستاوردهای آمریکا را بدست آورد.
  3. در سال‌ها ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ توسط مجله Latin Trade به ترتیب به عنوان مدیر عامل سال و مدیر عامل دهه معرفی شد.
  4. در سال ۲۰۰۸ نیکوکاری کارلوس اسلیم با اعطای نشان ملی سرو توسط دولت لبنان شناخته شد.
  5. در سال ۲۰۱۱ اسلیم مدال Sorolla را از انجمن اسپانیایی اسپانیا در آمریکا برای کمک به هنر و فرهنگ دریافت کرد.
جی کی رولینگ

جی کی رولینگ؛ نویسنده‌ی مجموعه‌ی هری پاتر

جی کی رولینگ متولد ۳۱ ژوئیه ۱۹۶۵ در یات (در نزدیکی بریستول) انگلیس است. نام او کوتاه شده‌ی Joanne Kathleen Rowling می‌باشد. جی کی نویسنده‌ی بریتانیایی، نیکوکار، تهیه‌کننده‌ی فیلم و سریال و نویسنده است. او به واسطه‌ی مجموعه‌ی تخیلی هری پاتر بسیار شناخته شده است. این مجموعه بیشتر از ۵۰۰ میلیون فروش رفته و چندین جایزه کسب کرده است. در این مقاله در compro به بررسی زندگی و موفقیت‌های جوآن رولینگ خواهیم پرداخت. با ما همراه باشید.

علاقه‌ی جی کی رولینگ به نویسندگی

خانوده‌ی جوآن علاقه‌ی زیادی به کتاب خواندن داشتند. او از کودکی با کتاب‌ بزرگ شده بود و همیشه آرزوی نویسندگی را در ذهن می‌پروراند. زمانی که تنها ۶ سال داشت کتابی مربوط به خرگوش‌های مبتلا به سرخک نوشت. پس از آن جی کی رولینگ در ۱۱ سالگی رمانی مرتبط با هفت الماس نفرین شده و صاحبان آن نوشت.

جی کی رولینگ

کودکی تا جوانی جوآن رولینگ

جی کی رولینگ در خانواده‌ای چهار نفره بزرگ شد. به علاوه جوآن یک خواهر کوچک‌تر از خود به نام دیان دارد. زمانی که او ۴ سال داشت به همراه خانواده به روستای مجاور وینتربورن نقل مکان کرد. جوآن رولینگ در کودکی داستان‌های تخیلی می‌نوشت و آن ها را برای خواهر کوچکش می‌خواند. رولنیگ در ۹ سالگی به کلیسای Gloucestershire در توشیل (نزدیکی ولز) نقل مکان کرد. او در نوجوانی زندگی‌نامه‌ی جسیکا میتفورد را خواند. پس از آن میتفورد تبدیل به قهرمان او شد و جوآن همه‌ی کتاب‌های جسیکا را مطالعه کرد.

رولینگ سال‌های نوجوانی شادی نداشت. در آن زمان مادر جوآن مبتلا به بیماری مولتیپل اسکلروزیس شد. به علاوه‌ او رابطه‌ی خوبی با پدرش نداشت و آن ها معمولا با یکدیگر در تنش بودند. جوآن رولینگ نیز مانند بسیاری از نوجوانان هم سن و سال خود به موسیقی راک علاقه داشت. او حتی سعی می‌کرد ظاهر خود را به آن ها نزدیک کند.

رولینگ با ترغیب خوانواده‌اش مشغول به تحصیل زبان فرانسه در دانشگاه اکستر شد. جی کی رولینگ پس از یک سال تحصیل در ۱۹۸۶ در پاریس از دانشگاه اکستر فارغ‌التحصیل شد. سال ۱۹۸۸ مقاله‌ی کوتاهی در رابطه با زمانی که در دانشگاه اکستر درس میخواند نوشت. ژورنال دانشگاه نیز آن را منتشر کرد.

رولینگ پس از فارغ‌التحصیلی به مشاغل مختلفی مشغول شد. یکی مشاغل مورد علاقه‌ی جوآن کار در سازمان عفو بین‌الملل بود. این موسسه‌ی خیریه‌ای بود که علیه نقض حقوق بشر در سراسر جهان فعالیت می‌کرد.

جی کی رولینگ

شکل گیری ایده‌ی هری پاتر

سال ۱۹۹۰ ایده‌ی هری پاتر در ذهن جی کی رولینگ شکل گرفت. او در سفری طولانی از منچستر به لندن بود. در این قطار جرقه‌ی داستان یک پسر جوان در مدرسه‌ی جادوگری در ذهن رولینگ زده شد. زمانی که او به آپارتمان خود رسید به سرعت نوشتن کتاب را آغاز کرد. رولینگ برخی از شخصیت‌ها و قسمت‌های کتاب خود را از وقایع کوچک و بزرگ زندگی خود الهام گرفت. چند نمونه از آن ها را در ادامه خواهیم گفت.

جی کی رولینگ شخصیت هریمون گرنجر را در ۱۱ سالگی خود بنا نهاده بود. شخصیت آلبوس دامبلدور (مدیر هری پاتر) را از مدیر مدرسه‌ی خود در سنت مایکل الهام گرفت. به علاوه رولینگ در کودکی دوستی به نام شان هریس در طبقه‌ی بالای خانه‌ی خود داشت. شان صاحب یک آنگلیا فیروه‌ای بود. جوآن ایده‌ی پرنده‌ای که در هری پاتر و اتاق اسرار ظاهر شد را از آن گرفته است.

مادر جوآن رولینگ در سال ۱۹۹۰ فوت شد. رولینگ رابطه‌ی بسیار نزدیکی با مادرش داشت و پس از مرگ او نیز خیلی ناراحت شد. جوآن در آن زمان در حال نوشتن جلد اول هری پاتر بود. او تمامی احساسات خود را در صحنه‌ای که هری مادر و پدرش را در آیینه می‌بییند منعکس کرد.

جوآن رولینگ

جوآن رولینگ بالاخره نوشتن هری پاتر را شروع کرد

در سال ۱۹۹۱ جی کی رولینگ انگلیس را ترک کرد. او به عنوان معلم انگلیسی در پرتغال مشغول به کار شد. در این دوره بود که او با خورجه آرانتس (همسر اول خود) آشنا شد. حاصل ازدواج آن ها دختری به نام جسیکا بود. جوآن و همسرش پس از چند سال زندگی مشترک به مشکل برخوردند و از یکدیگر جدا شدند.

در سال ۱۹۹۳ رولینگ به انگلیس بازگشت و در ادینبورگ مستقر شد. او توانست حضانت فرزند خود را به دست گیرد اما اوضاع مالی و روحی خوبی نداشت. در آن سال‌ها جوآن به دلیل وضعیت روحی وخیم خود در یک درمانگاه بستری شد. آن زمان بود که جی کی رولینگ تصمیم گرفت روی نویسندگی خود تمرکز کند تا از شرایط نامناسب روحی خود آزاد شود. او در تلاش بود که جلد اول کتاب خود را به پایان برساند. رولینگ زمانی که جسیکا خواب بود به کافه‌ای در ادینبورگ می‌رفت و روی کتاب خود کار می‌کرد.

فروش جلد اول هری پاتر

سرانجام سال ۱۹۹۶ جوآن رولینگ جلد اول کتاب هری پاتر را با نام Harry Potter and the Philosopher’s Stone (هری پاتر و سنگ جادو) به پایان رساند. کتاب رولینگ توسط ۱۲ انتشاراتی بزرگ رد شد. یک سال طول کشید تا جوآن توانست یک انتشاراتی پیدا کند که کتاب او را تحویل بگیرد. در آخر انتشاراتی کوچکی به نام بلومزبری انتشار کتاب او را به ازای ۱۵۰۰ پوند دستمزد قبول کرد.

چند هفته پس از انتشار فروش کتاب پیش رفت. چاپ اول این کتاب چیزی حدود ۱۰۰۰ نسخه بود. در حال حاضر ارزش هر یک چاپ‌های اول کتاب هری پاتر و سنگ جادو ۲۵۰۰۰ پوند است.جی کی رولینگ

آن زمان جی کی رولینگ از شورای هنر اسکاتلند کمک هزینه‌ای دریافت کرد. جوآن به واسطه‌ی آن کمک هزینه امکان نوشتن تمام وقت داشت. پس از موفقیت اولیه‌ی کتاب در انگلستان، یک شرکت آمریکایی به نام Scholastic در ازای ۱۰۰۰۰۰ پوند حق انتشار کتاب را در آمریکا به دست گرفت. جلد اول کتاب هری پاتر ۱۲۰ میلیون نسخه داشت که به زبان‌های زنده‌ی دنیا ترجمه شد و در سراسر کشورهای دنیا منتشر شد.

در سال ۱۹۹۸ برادران وارنر با پرداخت مبلغی هفت رقمی، حق ساخت فیلم کتاب‌های هری پاتر را تأمین کردند. سری فیلم‌های هری پاتر موفقیت کتاب‌های رولینگ را چند برابر کردند. به علاوه ساخت سری فیلم‌های این کتاب، هری پاتر به یکی از شناخته‌شده‌ترین محصولات رسانه‌ای تبدیل شد.

در ۲۱ دسامبر ۲۰۰۶ جی کی رولینگ آخرین کتاب خود را از سری هری پاتر به پایان رساند. کتاب هری پاتر و یادگاران مرگ در ژوئیه ۲۰۰۷ منتشر شد. این کتاب به یکی از پر فروش‌ترین کتاب‌ها در تمامی دوران تبدیل شد. پس از پایان مجموعه‌ی هری پاتر، رولینگ اعلام کرد که احتمال نوشتن جلد هشتم آن خیلی کم است.

چرا جی کی رولینگ؟

رولینگ اولین جلد هری پاتر را با نام کامل خود منتشر کرد. جلد اول آن خیلی مورد توجه قرار نگرفت. در آن سال‌ها مخاطبان جوان او به خصوص پسرها کتابی که یک زن نوشته بود را نمی‌خواندند. در ادامه مدیر انتشاراتی بلومزبری به جوآن رولینگ پیشنهاد کرد که از دو حرف ابتدایی نام خود به اختصار استفاده کند. رولینگ نام میانی نداشت و به همین دلیل حرف K را از نام مادربزرگ پدری خود (کاتلین) گرفت. از آنپس او از نام جی کی رولینگ برای انتشار کتاب‌هایش استفاده کرده است.

مجموعه‌ی هری پاتر

مجموعه کتاب‌های هری پاتر ۷ جلد است. این مجموعه یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های تاریخ محسوب می‌شود که به ۷۰ زبان زنده‌ی دنیا نیز ترجمه شده است. به علاوه مجموعه‌ هری پاتر در جشنواره‌های مختلف جایزه‌های بسیاری گرفته است. ۷ جلد این مجموعه عبارت است از:

  1. سنگ جادو (Philosopher’s Stone) سال ۱۹۹۷
  2. تالار اسرار (Chamber of Secrets) سال ۱۹۹۸
  3. زندانی آزکابان (Prisoner of Azkaban) سال ۱۹۹۹
  4. جام آتش (Goblet of Fire) سال ۲۰۰۰
  5. هری پاتر و محفل ققنوس (Order of the Phoenix) سال ۲۰۰۳
  6. شاهزاده دورگه (Half-Blood Prince) سال ۲۰۰۵
  7. یادگاران مرگ (Deathly Hallows) سال ۲۰۰۷

جی کی رولینگ علاوه بر مجموعه هری پاتری چندین داستان بلند و کوتاه دیگر نوشت. هر یک از این کتاب‌ها نیز مورد توجه بسیاری از افراد قرار گرفته است.

جی کی رولینگ

ثروت جی کی رولینگ

در سال ۲۰۱۷ فوربس دارایی رولینگ را ۶۵۰ میلیون دلار تخمین زده است. به علاوه اعلام شده که ثروت جوآن خیلی بیشتر از این عدد است؛ اما او مبلغ قابل توجهی از آن را به خیریه بخشده است. ارزش جهانی برند هری پاتر ۷ میلیارد پوند تخمین زده شد.

جوایز و افتخارات جوآن رولینگ

جی کی رولینگ از دانشگاه‌های سنت اندروز، ادینبورگ، ناپیر ادینبورگ، اکستر، ابردین و دانشگاه هاروارد مدارک افتخاری متعددی دریافت کرده است. در سال ۲۰۰۲ رولینگ عضو افتخاری انجمن سلطنتی ادینبورگ وعضو انجمن ادبیات سلطنتی (FRSL) شد. علاوه بر این در سال ۲۰۱۱ به عنوان عضو کالج سلطنتی پزشکان ادینبورگ (FRCPE) به دلیل خدماتش به ادبیات انتخاب شده است.

 

سوئی چیرو هوندا

سوئی چیرو هوندا؛ مؤسس شرکت هوندا

سوئی چیرو هوندا متولد نوامبر ۱۹۰۶ در روستای کومیو ژاپن است. او کارآفرین، صنعتگر و مخترعی است که در زمینه‌ی تولید موتور سیکلت و اتومبیل فعالیت می‌کند. سوئی بنیان‌گذار شرکت هوندا در ژاپن و ایالت متحده است. سوئی چیرو در تاریخ ۵ آگوست ۱۹۹۱، در ۸۴ سالگی به دلیل نارسایی کبد از دنیا رفت.

خانواده‌ی سوئی چیرو هوندا

مادر سوئی به بافندگی مشغول بود. میکی با دستگاه بافندگی خود الگوهای پیچیده‌ای را طراحی می‌کرد. پدر سوئی نیز آهنگر بود. در آن سال‌ها تعمیرات دوچرخه در شهرها‌ی بزرگ محبوبیت زیادی داشت. به همین دلیل پدر سوئی نیز به این کار مشغول بود. سوئی نیز از کودکی به پدرش در زمینه‌ی تعمیرات دوچرخه کمک می‌کرد.

شروع به کار سوئی چیرو

سوئی چیرو هوندا پس از پایان ۸ سال تحصیلش در سال ۱۹۲۲ جذب یک آگهی استخدام شد و به دنبال آن بلافاصله به ژاپن رفت. تعمیرگاه اتومبیل آرت شوکای در توکیو به دنبال دستیار بود. او در آن تعمیرگاه با وجود این که جوان‌ترین کارمند بود به تمیز کردن و تهیه‌ی غذا مشغول شد. این تعمیرگاه کارگاه دومی داشت که در آن اتومبیل‌های مسابقه‌ای را طراحی می‌کردند. صاحب تعمیرگاه به سوئی اجازه داد که شب‌ها در آن مشغول به کار شود.

پس از مدتی سوئی در کارگاه آرت شوکای به عنوان دستیار برادران یوزو ساکاکیبارا _صاحبان کارگاه_ مشغول به کار شد. او به آن ها در طراحی اتومبیل مسابقه‌ای کورتیس کمک می‌کرد. در ۲۳ نوامبر ۱۹۲۴ تیم آن ها در پنجمین مسابقات قهرمانی اتومبیلرانی ژاپن مقام اول را کسب کرد. این شروع موفقیت‌های آن ها بود. آن ها توانستند با تأسیس چندین شعبه در استان خود، تجارت خود را ارتقا دهند. یکی از این شعب توسط سوئی چیرو هوندا در شهر هاماماتسو مدیریت می‌شد.

سوئی چیرو هوندا

تحقیقات و اختراعات سوئی چیرو هوندا

در آن سال‌ها سوئی به صاحبان کار خود پیشنهاد داد که از بلندگوهای چوبی به جای فلزی روی چرخ‌ها استفاده کنند. سوئی حق اختراع پیشنهاد خود را نیز دریافت کرد.

پس از آن سوئی در تلاش بود که حلقه‌های پیستونی تولید کند. او تمام پس اندازهای خود را صرف این کار کرد. سوئی چیرو هوندا حتی برای این کار جواهرات همسرش را فروخت. با این حال مدیران آرت شوکای هیچ حمایتی از او نکردند و در نهایت سوئی شکست خود را پذیرفت.

تا آن زمان سوئی چیرو به کسب دانش اعتقادی نداشت. او معتقد بود اگر آموزش بر روی خلاقیت تأثیر داشت، تا به حال همه‌ی معلمان مخترع بودند! پس از آن سوئی پذیرفت که باید دانش لازم را فراگیرد. او در مدرسه‌ی فناوری هاماماتسو شروع به کسب علم کرد. چیرو تمام اوقات فراغت خود را صرف طراحی ماشین‌های مسابقه‌ای می‌کرد.

سوئی چیرو هوندا که خنک کننده‌های اتومبیل را گسترش داده بود، توانست مشکل تمامی اتومبیل‌های مسابقه‌ای آن دوران را رفع کند. به صورتی که دیگر موتور ماشین او در طول مسابقه از گرمای بیش از حد منفجر نشد. چیرو برای تجربه‌ی شاهکار خود تصمیم گرفت در مسابقات بزرگ شرکت کند.

سانحه‌ی سوئی چیرو هوندا

در سال ۱۹۶۳ سوئی چیرو هوندا در رالی سریع ژاپن در رودخانه تاما در حومه توکیو شرکت کرد. متأسفانه سوئی در حین مسابقه تصادف شدیدی کرد. او با سرعت ۱۲۰ کیلومتر در ساعت در حرکت بود و با اتومبیلی که متوقف شده بود تصادف کرد. ماشین سه با در هوا چرخید و هوندا از آن به بیرون پرتاب شد. بازوی چپ سوئی شکست، شانه‌ی او از جا در رفت و صورتش شدیدا آسیب دید. او برای درمان سه ماه در بیمارستان بستری شد. در نهایت توانایی ورزش برای همیشه از او گرفته شد.

زمانی که سوئی چیرو در بیمارستان بود خبرهای خوبی دریافت نکرد. او ۳۰۰۰۰ حلقه‌ی پیستونی که تولید کرده بود را برای بررسی به شرکت تویوتا فرستاده بود. از بین آن ها تنها ۵۰ مورد برای بررسی پذیرفته شده بودند. از بین این ۵۰ مورد نیز تنها ۳ قطعه تست کنترل کیفیت را با موفقیت پشت سر گذاشته بودند. علاوه بر این، سوئی خبردار شد که به دلیل شرکت نکردن در امتحانات، از دانشگاه اخراج شده بود.

سوئی چیرو هوندا

شرکت “Tokai Seiki”  سوئی چیرو و سرانجام آن

در این شرایط سوئی چیرو هوندا پا پس نکشید و دوباره شروع کرد. او پس از بهبودی، تجارت شخصی خود را در هاماماتسو افتتاح کرد. او توانست در سال ۱۹۳۷ شرکت “Tokai Seiki” را تأسیس کرده و شروع به تولید حلقه‌های پیستونی کند. سرانجام او موفق شد فناوری تولید حلقه‌های پیستونی را بدست آورد.

در طی جنگ چین و ژاپن و پس از جنگ جهانی دوم شرکت هوندا ۴۰ درصد از حلقه‌های پیستونی را در اختیار تویوتا گذاشت. علاوه بر این او قطعات شرکت‌های کشتی‌سازی و هواپیماسازی را نیز تأمین می‌کرد. پس از شکست ژاپن در جنگ جهانی دوم شرکت “Tokai Seiki” نیز شکست خورد. سال ۱۹۴۵بود که هاماماتسو بمباران شدیدی شد. در نتیجه سوئی به دلیل فقر و تباهی آن دوران ژاپن شرکت خود را احیا نکرد. به همین دلیل چیرو تجارت خود را به قیمت ۴۵۰۰۰۰ ین به تویوتا فروخت.

آغاز دوباره‌ی سوئی چیرو هوندا

در سال ۱۹۴۶ پس از یک سال، هوندا کارخانه‌ی خود را با نام مؤسسه‌ی تحقیقات فناوری هوندا افتتاح کرد. او در این کارخانه به تولید صنایع دستی موتور سیکلت مشغول شد. سوئی موتور ژنراتوری را از روی یک رادیوی کوچک ارتش برداشت و بر روی چرخ نصب کرد. پس از آن او از یک بطری آب گرم لاستیکی برای مخزن سوخت موتور سیکلت استفاده کرد. در آن زمان در ژاپن روغن صنوبر به فراوانی وجود داشت. به همین دلیل سوئی چیرو هوندا مخزن‌ سوخت را از روغن صنوبر پر کرد. این موتور سیکلت‌ها به دلیل صدایی که تولید می‌کردند ملقب به چوچو (choo-choo) شده بودند. سوئی چیرو موفق به فروش ۱۵۰۰ عدد از این موتور سیکلت‌ها شد.

پس از آن هوندا در سال ۱۹۴۷ یک موتور دو زمانه‌ که طراحی خاص خودش بود را جایگزین موتور ژنراتور کرد. این اولین موتور اصلی هوندا بود که A-Type نامگذاری شد. در سال ۱۹۴۹ اولین موتور سیکلت با موتور دو زمانه‌یSoichiro  به نام ” The Dream” تولید شد. پس از دو سال سوئی چیرو تولید موتور سیکلت‌های چهار زمانه را آغاز کرد.

سوئی چیرو هوندا

در سال ۱۹۵۸، موتور سیکلت ” Super Cub” وارد ایالت متحده شد. در آن زمان هوندا بزرگترین تولید کننده‌ی موتور سیکلت بود. هوندا بیشتر از ۲۰۰ رقیب خود را در داخل و خارج ژاپن پشت سر گذاشت و موفق شد.

تجارت موتور سیکلت هوندا هر روز در حال پیشرفت بود. به صورتی که در سال ۱۹۶۱ این شرکت ماهانه ۱۰۰ هزار موتور سیکلت تولید می‌کرد. این عدد در سال ۱۹۶۸ به تولید یک میلیون موتور سیکلت در ماه رسید. تا اواسط دهه‌ی ۸۰ سوئی چیرو هوندا ۶۰ درصد از بازار جهانی را در دست داشت. تا دهه‌ی ۹۰ تولید شرکت هوندا به ۳ میلیون موتور سیکلت در سال رسیده بود. در واقع شرکت هوندا پرفروش‌ترین موتور سیکلت‌های جهان را تولید می‌کرد.

ورود شرکت هوندا به صنعت خودروسازی

اینجا بود که هوندا به این نتیجه رسید که پس از موفقیت در صنعت موتور سیکلت، رویای دیگر خود را به واقعیت تبدیل کند. سوئی چیرو هوندا تصمیم گرفته بود که وارد صنعت اتومبیل شود. سوئی از جوانی علاقه‌ی زیادی به ماشین‌ها داشت و می‌خواست رویای همیشگی خود را برآورده کند.

هوندا روی تولید اتومبیل‌های مسابقه‌ای متمرکز شده بود. در سال ۱۹۶۲ اولین اتومبیل این شرکت آغاز به کار کرد. این در حالی بود که مقامات ژاپنی معتقد بودند که پروژه‌ی سوئی موفق نخواهد شد. دلیل این استدلال آن ها این بود که ژاپن نیازی به تولید کننده‌ی خودرو ندارد. با این حال سوئی با سماجت راه خود را ادامه داد. در نهایت در سال ۱۹۷۰ سوئی چیرو هوندا در صنعت اتومبیل سازی رقابتی پیروز شد.

تا آن زمان هیچ یک از خودروسازان توانایی کنترل مستقیم ضعف گازهای خروجی را نداشتند. ولی شرکت هوندا با ایجاد یک مبدل کاتالیزوری آن را برطرف کرد. هوندا اولین موتور را با سطح آلودگی بسیار پایین طراحی کرد. این موتور سازگار با محیط زیست بود. در سال ۱۹۷۵ به بازار عرضه شد و در مدت زمان کوتاهی محبوبیت بالایی بدست آورد.

در آغاز دهه‌ی ۸۰ شرکت هوندا موتور، سومین شرکت تولید کننده‌ی بزرگ خودرو در ژاپن بود. تا پایان دهه‌ی ۸۰ این شرکت در جایگاه سومین شرکت جهان قرار گرفته بود.

سوئی چیرو هوندا

بازنشستگی سوئی چیرو هوندا

در سال ۱۹۷۳ شرکت هوندا موتور، ۲۵ سالگرد تأسیس خود را جشن گرفت. در این بین سوئی چیرو هوندا در طی جلسه‌ای تصمیم بازنشستگی خود را اعلام کرد. هوندا یکی از کارمندان شرکت را در جایگاه خود قرار داد.

سوئی چیرو به قدری پرانرژی بود که نمی‌توانست بیکار بماند. او به عنوان نایب رئیس اتاق بازرگانی توکیو و انجمن صنعت خودروی ژاپن انتخاب شد. پس از آن چیرو دو سازمان غیر دولتی-انجمن بین المللی علوم ترافیک و ایمنی و بنیاد هوندا را تأسیس کرد.

سوئی چیرو هوندا یکی از رموز موفقیت خود را آزمون و خطا می‌دانست. او معتقد بود که با روش آزمون و خطای تجربی موفق به کسب این جایگاه شده است. سوئی در بین کارمنداش به ” Mr. Thunderstorm” یا آقای رعد و برق معروف شده بود. دلیل این لقب طغیان‌های احساسی هوندا بود. کارمندان سوئی به او علاقه‌ی زیادی داشتند ولی در عین حال همیشه از خشم او ترس داشتند.

پایان سوئی چیرو هوندا

در آخر سوئی چیرو هوندا در ۵ آگوست ۱۹۹۱ به دلیل نارسایی کبد از دنیا رفت. در پایان سوئی سابقه‌ای درخشان از ۴۷۰ اختراع و ۱۵۰ ثبت اختراع، دکترای افتخاری در دانشگاه فنی میشیگان و دانشگاه ایالتی اوهایو، دریافت روبان آبی ژاپن را به جای گذاشت. سوئی تجارت خود را با تنها ۳۲۰۰ هزار دلار آغاز کرد و در نهایت درآمد سالانه‌ی خود را به ۳۰ میلیارد دلار رساند.

امیدواریم از خواندن بیوگرافی سوئی چیرو هوندا در compro لذت برده باشید.

جک ولش

جک ولش؛ مدیر کل کمپانی عظیم جنرال الکتریک

جان فرانسیس ولچ جونیور متولد ۱۹ نوامبر ۱۹۳۵ در پیبدی ماساچوست است. او که به جک ولش شناخته شده است، مدیر تجاری، مهندس شیمی و نویسنده آمریکایی بود. او از سال ۱۹۸۱ تا ۲۰۰۱ به عنوان رئیس و مدیر ارشد اجرایی شرکت جنرال الکتریک (GE) خدمت می‌کرد. جک زمان بازنشستگی و جدایی از جنرال الکتریک با دریافت ۴۱۷ میلیون دلار حق انحصاری دریافت کرد که این میزان بزرگترین پرداخت در طول تاریخ است. او پس از ۸۴ سال زندگی به دلیل نارسایی کلیوی در ۲ مارس ۲۰۲۰ فوت کرد. ما در copmro زندگی و موفقیت‌های جک ولش را بررسی خواهیم کرد.

دوران تحصیل ولش

جک در خانواده‌ای کاتولیک به دنیا آمد. او تنها فرزند خانواده بود. گریس اندروز (مادر جک) خانه دار بود. پدر او (جک ولش سنیور) رهبر راه آهن بوستون و مِین بود. پدر بزرگ و مادر بزرگ پدری و مادری ولش ایرلندی بودند.

جک ولش

جک ولش زمانی که دانش آموز ابتدایی و دبیرستان بود، تابستان‌ها سراغ کارهای مختلف می‌رفت. او در کودکی و نوجوانی به عنوان توپ جمع کن در زمین‌های گلف، تحویل دهنده‌ی روزنامه، فروشنده‌ی کفش و مجری مطبوعات فعالیت می‌کرد. جک دبیرستان خود را در Salem گذراند. ولش در دوران تحصیل دبیرستانش در تیم‌های بیسبال و فوتبال بازی می‌کرد و کاپیتان تیم هاکی نیز بود.

جک در اواخر سال ارشد در دانشگاه ماساچوست آمهرست پذیرفته شد و در رشته‌ی مهندسی شیمی تحصیل کرد. او در سال‌های دانشجویی، تابستان‌ها به عنوان مهندس شیمی در صنایع Sunoco و PPG کار می‌کرد. جک ولش در سال ۱۹۵۷ با مدرک لیسانس مهندسی شیمی فارغ التحصیل شد. ولش پیشنهاداتی از چندین شرکت برای حضور در مدرسه‌ی تحصیلات تکمیلی دانشگاه Illinios در اوربانا دریافت کرد که همه‌ی آن ها را رد کرد. همچنین در سال ۱۹۶۰ جک دکترای خود را از دانشگاه Illinios گرفت.

کمپانی جنرال الکتریک

آغاز کار با کمپانی جنرال الکتریک

سال ۱۹۶۰ جک ولش با حقوق ۱۰۵۰۰ دلار به عنوان مهندس رده‌ی اول، کارش را با جنرال الکتریک آغاز کرد. جک یک سال بعد از کار در این کمپانی تصمیم جدی به ترک آن گرفت. او از ابتدای کار با نحوه‌ی ارتقای کارکنان و شیوه‌ی مدیریتی مشکل اساسی داشت. به محض این که از یک شرکت شیمی معدنی پیشنهاد کار دریافت کرد، تصمیم جدی بر جدایی از کمپانی جنرال الکتریک گرفت. البته دلیل جدایی او مسائل مادی نبود، زیرا درآمد ماهانه ۱۰۵۰۰ دلار برای یک مهندس تازه کار بسیار مناسب است. دلیل جدایی ولش مشکلاتش با شرایط محیط کارش بود.

زمانی که او تصمیم جدایی خود را با مسئول رده بالای خود، Reuben Gufoff در میان گذاشت، بارخوردی را که فکر می‌کرد دریافت نکرد. او فکر می‌کرد به محض در میان گذاشتن این مسئله با استقبال Gufoff مواجه خواهد شد. با این حال به شکل شگفت‌آوری با مخالفت او رو به رو شد. Gufoff طی یک جلسه‌ی ۴ ساعته با جک و همسرش او را متقاعد به ماندن کرد. مسئول جک به او قول داد فضایی به دور از بروکراسی حاکم بر ادارات و شرکت‌های بزرگ فراهم خواهد کرد.

در نهایت جک ولش با عزمی جدی و پرقدرت به کمپانی بازگشت و کار خود را آغاز کرد. در سال ۱۹۶۸ ولش به عنوان معاون رئیس و رئیس بخش پلاستیک جنرال الکتریک منصوب شد. ولش روی تولید و بازاریابی پلاستیک‌های Lexan و Noryl تولید شده توسط GE نظارت می‌کرد. او با به کارگیری روشی نوین و مبتکرانه، بازاریابی محصولات کمپانی جنرال الکتریک را ارتقا داد. او با این کار توانست نام و اعتبار خوبی در کمپانی برای خود به دست آورد.

جک ولش

جک هر روز در حال ارتقا و پیشرفت بود

جک ولش در سال ۱۹۷۱، به معاون رئیس بخش‌های متالوژی و شیمیایی جنرال الکتریک ارتقا یافت. جک از سال ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۹ در جایگاه خود به عنوان رئیس برنامه ریزی استراتژیک جنرال الکتریک فعالیت کرد. ولش سال ۱۹۷۹ به عنوان معاون رئیس GE رسید. در سال ۱۹۸۱، جک به عنوان جوان‌ترین رئیس و مدیر عامل شرکت جنرال الکتریک شناخته شد.

پس از آن جک ولش به عنوان رهبری بی‌رحم مشهور شد. زیرا او کارخانه‌ها را تعطیل کرد، دستمزد کارمندان را کاهش داد و خط تولیدهای قدیمی را بست. جک به دلیل تعدیل نیروهای بی‌رحمانه‌اش به عنوان جک نوترون لقب گرفت. ولش هر سال ۱۰ درصد از مدیران خود را اخراج کرده و ۲۰ درصد کارمندان و مدیران برترش را پاداش می‌داد. بعدها این استراتژی ولش توسط مدیر عاملان دیگر شرکت‌های آمریکایی به کار گرفته شد. در این زمان جک به دو چیز معروف شده بود. او به از بین بردن سلسه مراتب ۹ لایه و ایجاد حس غیر رسمی در شرکت شناخته شده بود.

در طی فعالیت ۲۰ ساله‌ی جک ولش کمپانی جنرال الکتریک به پیشرف بی‌سابقه‌ای رسید.  به صورتی که فروش محصولات او از سالانه ۱۲ میلیارد دلار به ۲۸۰ میلیارد دلار سالانه در ۲۰۰۱ رسید. در سال ۱۹۹۹ مجله‌ی Fortune ولش را به عنوان “مدیر قرن” و “مدیر نهایی” انتخاب کرد.

در نهایت جک در سپتامبر ۲۰۰۱ به خواسته‌ی خود از جنرال الکتریک بازنشسته شد.

جک ولش

زندگی جک ولش بعد از جنرال الکتریک

توان و هوش علمی-مدیریتی جک ولش بسیار قوی بود. جک با این که بازنشسته شده بود به عنوان مشاور و راهنما در کنار ۵۰۰ کمپانی فعالیت کرده و تکنیک‌های خود را در اختیار آن ها می‌گذاشت. برای مثال او به عنوان مشاور Clayton ، Dubilier & Rice (یک شرکت سهامی خاص) و Barry Diller (مدیر اجرایی IAC) فعالیت می‌کرد.

علاوه بر این جک ولش به مدت ۴ سال همراه با همسرش سوزی ولش به صورت مشترک برای BusinessWeek نویسندگی کرد. در سال ۲۰۰۵ ، جک و سوزی کتابی در مورد مدیریت منتشر کردند که در لیست پرفروش‌ترین کتاب‌های وال استریت ژورنال و پر فروش‌ترین‌های نیویورک تایمز قرار گرفت.

در سال ۲۰۰۶ جک ولش نام خود را به Sacred Heart University’s College of Business ” کالج تجارت دانشگاه مقدس قلب” داد. این کالج در سال ۲۰۱۶ با عنوان Jack Welch College of Business ” کالج تجارت جک ” شروع به فعالیت کرد.

کمپانی جنرال الکتریک

کتاب‌های جک ولش

  • جک ولش در سال‌های مختلف کتاب‌های متنوعی نوشته است: برخی از آن ها عبارت اند از:
  • The Real‑Life MBA: Your No‑BS Guide to Winning the Game در ۱۴ آوریل ۲۰۱۵
  • When Running Was Young and So Were We: collected works در آوریل ۲۰۱۴
  • Up from Ashes در ۳۱ مارس ۲۰۱۵
  • Winning: The Answers: Confirming 75 of the Toughest Questions در ۶ فوریه ۲۰۰۷
  • The New GE: How Jack Welch Revived an American Institution در سال ۱۹۹۳
  • Jack Welch and Leadership: Executive Lessons of the… در سال ۲۰۰۱

جک

زندگی شخصی ولش

ولش دارای ۴ فرزند از همسر اول خود، کارولین، است. آن ها پس از ۲۸ سال ازدواج در سال ۱۹۸۷ به صورت دوستانه از یکدیگر جدا شدند. همسر دوم جک، جین بیسلی، آن ها در آوریل ۱۹۸۹ ازدواج و در سال ۲۰۰۳ طلاق گرفتند. بیسلی با دریافت حدود ۱۸۰ میلیون دلار از جک، از او جدا شد. همسر سوم جک ولش سوزی وتلاوفر نام داشت. جک و سوزی در ۲۴ آوریل ۲۰۰۴ با یکدیگر ازدواج کردند.

جمع بندی

جک ولش روشی نوین برای اداره‌ی شرکت‌ها و کمپانی‌های بزرگ ابداع کرد. امروزه بسیاری از مدیران کمپانی‌های بزرگ برای اداره‌ی شرکت‌های خود از تکنیک‌‌های جک استفاده می‌کنند. جک در سن ۴۴ سالگی کنترل تمامی امور کمپانی جنرال الکتریک آمریکا را در دست داشت. از او به عنوان جوان‌ترین مدیر کمپانی جنرال الکتریک یاد می‌شود.