مینو محرز

مینو محرز؛ بانوی کارآفرین ایرانی

مینو محرز متولد ۳۰ دی ۱۳۲۶ در تهران است. این بانوی کار آفرین در سال ۱۳۴۲ از دبیرستان فارغ‌التحصیل شد و در همان سال رشته پزشکی را در دانشکده پزشکی دانشگاه تهران آغاز کرد. بعد از اتمام دوره عمومی پزشکی خود در سال ۱۳۴۹ در رشته تخصصی عفونی ادامه تحصیل داد و در سال ۱۳۵۲ موفق به اخذ مدرک در رشته تخصصی عفونی از دانشگاه علوم پزشکی تهران شد.

وی پس از کسب تخصص، فعالیت خود را در یک دفتر خصوصی آغاز کرد تا اینکه در سال ۱۳۶۴ به عنوان استاد دانشگاه در دانشکده علوم پزشکی وارد دانشگاه تهران شد. او عضو هیئت علمی و استاد بازنشسته گروه عفونی در بخش عفونی بیمارستان امام خمینی است. دکتر مینو اکنون عضو گروه توسعه رهنمودها و عضو کرسی شورای برنامه ریزی بهداشت یونسکو است. در ادامه با ما در compro باشید تا با بانو مینو محرز بیشتر آشنا شوید.

ازدواج با دکتر شمیمی

مینو محرز در سال ۱۳۵۰ وقتی در سن ۲۴ سالگی بود با دکتر کوروش شمیمی که ۳۰ سال سن داشت، ازدواج کرد. ثمره این ازدواج یک پسر و یک دختر است. پسر مینو محرز فارغ التحصیل رشته متالوژی دانشگاه شریف ساکن کشور آمریکا بوده و دختر او دکترای محیط زیست دارد و در استرالیا زندگی می‌کند.

همسر مینو محرز

دکتر کوروش شمیمی متولد ۱۳۲۰ در تهران، فارغ التحصیل رشته پزشکی عمومی و تخصص جراحی عمومی بوده که با بانو مینو محرز در دانشگاه آشنا شد.

مینو محرز

افتخارات مینو محرز

مینو محرز پزشک، رئیس پیشین مرکز تحقیقات ایدز ایران (IRCHA)، استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران و عضو فرهنگستان علوم پزشکی ایران است. وی متخصص بیماری‌های عفونی است و زمینه اصلی فعالیتش ایدز می‌باشد. این بانو به عنوان کارشناس سازمان جهانی بهداشت دربارهٔ بیماری ایدز در ایران و منطقه مدیترانه شرقی پژوهش می‌کند و از سال ۱۳۹۴ که مرکز تحقیقات ایدز ایران (IRCHA) راه اندازی شد، ریاست آن را بر عهده دارد. او با دانشگاه سانفرانسیسکو روی برنامه‌ای برای شناسایی الگوهای رفتار جنسی پرخطر کار کرده است.

مینو محرز دو کتاب تألیف کرده است. همچنین او چهار کتاب در زمینه پزشکی ترجمه کرده‌ و ۴۱ مقاله در نشریات فارسی و ۶۰ مقاله در نشریات بین‌المللی منتشر کرده‌است.

مینو محرز عضو گروه تدوین کننده دستورالعمل درمانی (گاید لاین) های کشوری است. او اکنون مدیریت «پروژه ساخت واکسن کرونا در ایران» را برعهده دارد.

مبارزه با ایدز

در دهه گذشته، پروژه اصلی او توسعه یک “داروی تعدیل کننده ایمنی” (IMOD) بوده است، یک داروی گیاهی که با تقویت سیستم ایمنی از افرادی که قبلاً به HIV آلوده شده‌اند از گسترش ایدز محافظت می‌کند. به گفته انستیتو پاستور ایران، این دارو از هفت گیاه دارویی «کاملاً بومی» ایرانی تشکیل شده است. پس از آنالیز کامل سم شناسی اجزاء در یکی از بهترین آزمایشگاه‌های سم شناسی در مسکو، همان آنالیز در یک آزمایشگاه ایرانی تکرار شد.

مقامات بهداشتی ایران از کار دکتر محرز تمجید کرده‌اند و سال گذشته رئیس جمهور روحانی جایزه معتبر علمی ملی را به وی اهدا کرد. او نه تنها باید با ایدز مبارزه می‌کرد، بلکه باید با جهل، تعصبات یک جامعه سنتی و کاستی‌های سیاست‌های بهداشت ملی در برخورد با بیماری‌های عفونی مسری نیز مبارزه می‌کرد.

او در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۰۷ گفت: “من اولین دکتری در ایران بودم که در آن زمان به موضوع ایدز توجه کردم (تقریباً ۲۰ سال پیش).”

دکتر محراز می‌گوید: «عدم آگاهی، ترس از بیماری را در بیماران مبتلا به آن ایجاد می‌کند. به همین دلیل است که بسیاری از افراد مبتلا به ایدز به هیچ کس، حتی نزدیک‌ترین افراد بیماری خود را بروز نمی‌دهند. برخی از افراد مبتلا به این بیماری در ایران حتی به مادر و پدر خود هم نمی‌گویند و برخی دیگر فقط به والدین و خواهر و برادر خود می گویند.»

مینو محرز

دکتر محرز می‌گوید حتی برخی از والدین هستند که از بیماری فرزندان خود اطلاع دارند و با این حال ترجیح می‌دهند به مراکز درمانی و کلینیک‌ها مراجعه نکنند. در حالی که محرز می‌پذیرد که این امر تا حدی به دلیل کمبود دانش و تحصیلات است، اما فکر می‌کند که این امر به این واقعیت مربوط است که ایران یک کشور اسلامی است.

سنت اسلامی ما انکار این بیماری را تشویق می‌کند. کشورهای اسلامی دوست ندارند افشا کنند که رفتارهای جنسی نامناسب دارند و دوست ندارند درباره آن بحث کنند. به عنوان مثال، مقامات ترجیح می‌دهند در مورد انتقال بیماری ایدز از طریق خون صحبت کنند. دکتر محرز می‌گوید: «چرا در مورد یک را انتقال ثانویه بحث می‌کنید؟ علت اصلی انتقال ایدز تماس جنسی است. چرا در این مورد با جوانان صحبت نمی‌کنیم و آن‌ها را آگاه نمی‌سازیم؟»

دکتر محراز علیرغم موانعی که با آن روبه‌رو بوده، تحولی در این زمینه ایجاد کرده است و او حتی توانسته حمایت برخی از روحانیون برتر ایران را در تلاش‌های خود برای مبارزه با ایدز، هم از نظر بیماری و هم از نظر عوامل اجتماعی که به گسترش آن کمک می‌کند، جلب کند.

فهرست مسیولیت های اجرایی مینو محرز

فعالیت‌های بانو مینو محرز تا کنون به صورت موردی به شرح زیر می‌باشد:

  • رئیس پیشین مرکز تحقیقات ایدز ایران (IRCHA)
  • قائم مقام انجمن حمایت از بیماری‌های عفونی
  • عضو شورای برنامه‌ریزی کرسی یونسکو در زمینه آموزش سلامت
  • عضو گروه تدوین کننده دستورالعمل درمانی (گاید لاینهای) کشوری
  • عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران
  • عضو هیئت تحریریه فصلنامه علمی پژوهشی طب انتظامی
  • عضو کمیته علمی ستاد ملی مبارزه با کرونا (۱۳۹۹_۲۰۲۰)
  • عضو پیوسته فرهنگستان علوم پزشکی ایران
  • عضو هیئت ممتحنه برد و ارزش یابی متخصصین بیماریهای عفونی ایران
  • سردبیر مجله بیماریهای عفونی و گرمسیری ایران
  • عضو گروه علوم بهداشتی و تغذیه فرهنگستان علوم پزشکی
  • عضو کمیته کشوری بیماری ایدز
  • عضو کمیته کشوری بیماریهای سل و تب مالت

مینو محرز

جایزه‌ها و افتخارات

مینو محرز در طول فعالیت‌های خود جایزه‌های بسیاری را دریافت کرده است که از جمله این جوایز می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • جایزه ملی علامه طباطبایی (دوره سوم در سال ۱۳۹۳)
  • پزشک نمونه از طرف سازمان نظام پزشکی
  • تقدیر از طرف وزیر بهداشت به پاس تلاش در برگزاری آزمون‌های رشته‌های تخصصی
  • رتبه اول در پانزدهمین جشنواره رازی (مرکز تحقیقات ایدز ایران)
  • جایزه بنیاد البرز به‌عنوان دانشمند برتر در سال ۱۳۹۸
  • تقدیرنامه از دانشگاه علوم پزشکی تهران برای مشارکت در برنامه‌های آموزشی

جمع بندی

در سال‌های اخیر بانوان سرزمین ایران همپای مردان، توانسته‌اند افتخارات بسیاری را در حوزه‌های مختلف کسب کنند. خانم دکتر مینو محرز نیز یکی از بانوهای افتخار آفرین ایرانی است که در حوزه‌های مختلف از جمله ایدز فعالیت‌های مختلفی داشته است.

اسحاق لاریان

اسحاق لاریان؛ بزرگ‌ترین تولیدکننده عروسک در جهان

همواره مطالعه زندگی افراد موفق و کسب اطلاعاتی درباره نحوه زندگی و پیشرفت آن‌ها مورد توجه بوده است. شاید برای شما نیز پیش آمده باشد که نسبت به زندگی و موفقیت افراد معروف پیگیر بوده و به دنبال کسب رمز موفقیت آن‌ها باشید. اسحاق لاریان یکی از کارآفرینان و مدیران برجسته جهانی است. در این مقاله قصد داریم به معرفی این کارآفرین معروف و نحوه موفقیت وی بپردازیم. تا پایان با ما در compro همراه باشید.

مروری بر زندگی نامه لاریان

لاریان در ۸ فروردین سال ۱۳۳۳ برابر با ۲۸ مارس ۱۹۵۴ در شهر کاشان و در یک خانواده یهودی (کلیمی) دیده به جهان گشود. از همان ابتدا به دلیل علاقه به کسب و کار و همچنین رسیدن به موفقیت، در بزازی پدرش مشغول به کار شد. علاوه بر یادگیری کار، صداقت و اخلاق کاری را نیز از پدرش آموخت. اسحاق لاریان این مدیر با انگیزه در این باره جمله ای دارد که می گوید: «من هر روز همان حس مسئولیت را با خودم به محل کارم می برم و سعی می کنم، بخش مهمی از زندگی شخصی‌ام نیز باشد.»

او تحصیلات خود را تا سن ۱۷ سالگی در دبیرستان خوارزمی تهران ادامه داد. در نهایت برای ادامه تحصیل در رشته مهندسی عمران راهی دانشگاه کالیفرنیا شد. لاریان در لس‌آنجلس با یک زن یهودی ایرانی آشنا شد و با او ازدواج کرد. حاصل ازدواج آن ها سه فرزند به نام های کامران، یاسمن و جیسون است.

زندگی در کالیفرنیا

این کارآفرین موفق برای تامین مخارج خود در کالیفرنیا در یک رستوران مشغول به کار شد. او به ازای هر یک ساعت ظرف شستن در رستوران ۱٫۶۵ دلار دریافت می‌کرد. اسحاق لاریان برای رسیدن به اهداف خود با جدیت و کوشش کار خود را انجام می داد. او رویاهای زیادی برای آینده اش داشت، به همین دلیل تمام تلاش خود را به کار گرفت تا آینده ترسیم شده در ذهنش را به واقعیت تبدیل کند.

اسحاق لاریان

تلاش برای تحقق هدف

لاریان در سال ۱۹۷۹ از دانشگاه کالیفرنیا فارغ التحصیل شد. او به همراه برادر خود اقدام به تاسیس شرکتی با نام ام‌جی‌ای کرد. فعالیت این شرکت در قالب واردات و صادرات لوازم الکتریکی بود. او با فروش بازی ها‌ی الکترونیکی بر پایه شخصیت های تحت امتیاز شرکت ننتندو راه موفقیت خود را آغاز کرد.

شروع فعالیت حرفه‌ای اسحاق لاریان

لاریان بعد از گذشت ۱۰ سال فعالیت در حرفه بازی‌های الکترونیکی اقدام به تولید اولین اسباب بازی با نام «سینگینگ بانسینگ» کرد. این مدیر موفق در سال ۲۰۰۰ تصمیم خود را مبنی بر تولید نوع جدیدی از عروسک‌ها به نام برتز را عملی کرد. نکته قابل توجه در ساخت این عروسک‌ها این که او نام‌های فرزندان خود، کامران و یاسمین را برای آن‌ها نام‌گذاری کرد.

یکی از ابتکارات اسحاق لاریان در محل کارش، نصب شعار «آینده به نفع جسوران» است که در سرتاسر ساختمان MGA به چشم می خورد. علاوه بر بالا بردن انگیزه او، کارکنان را نیز به تلاش و تکاپو تشویق می کند. در نتیجه، موفقیت بیشتری را برای مجموعه به همراه دارد.

شکست عروسک های باربی در مقابل عروسک‌های برتز

با استقبالی که از عروسک‌های برتز به عمل آمد «ماتل» کارخانه تولیدکننده اسباب بازی و سازنده عروسک‌های باربی، برعلیه شرکت «ام‌ جی‌ ای» و لاریان که تولید کننده این عروسک‌ها بود شکایت کرد. اما «ماتل»‌ به دلیل نداشتن مدارک لازم برای اثبات ادعای خود در این زمینه موفق نبود. در نتیجه دادگاه رای خود را به نفع اسحاق لاریان صادر کرد.

در پایان این محاکمات رئیس هیئت منصفه دادگاه، در دیدار با خبرنگاران گفت که آن‌ها این اقدام شرکت «ام ‌جی‌ ای» را برای رقابت با شرکت‌های تجاری بزرگ مثل «ماتل» را تحسین می کنند. در پایان شرکت «ماتل» مجبور شد مبلغ ۸۸ میلیون دلار به عنوان غرامت به شرکت «ام ‌جی ‌‌ای» پرداخت کند.

اسحاق لاریان در این زمینه می‌گوید:«این پیروزی متعلق به تمام مهاجرانی است که دارای هدف هستند و می‌خواهند دست به یک کار تازه بزنند و رای دادگاه نشان داد که رویای آمریکایی واقعا وجود دارد و دست یافتنی است.»

اسحاق لاریان

عروسک‌های برتز چه ویژگی‌هایی دارند؟

برخلاف عروسک‌ های باربی که ظاهر و اندام باریکی داشتند، عروسک ‌های برتز اندام درشت‌تری داشتند. همچنین، آن ها رنگ پوست شرقی و چشم ‌های قهوه‌‌ای مورب دارند. از دیگر دلایلی که افراد زیادی جذب این عروسک ها شدند، لباس‌های آن ها بود. این عروسک ها لباس‌ها و وسایل بسیاری متنوعی داشتند. پس از مدت کوتاهی این عروسک‌‌ها در بین اهالی کشورهای آسیایی، خاورمیانه‌ای، آمریکای جنوبی و مکزیک طرفداران زیادی پیدا کردند. در نتیجه جایگزین عروسک‌های باربی شدند.

افتخارات لاریان

اسحاق لاریان اراده و پشتکار بسیاری قوی داشت. او با این صفات خود توانست به فعالیت خود در زمینه تولید عروسک، باموفقیت ادامه دهد. در سال ۲۰۰۴ در لیست محصولات مصرفی، نام او توسط ارنست اند یانگ «کارآفرین سال» لقب گرفت. همچنین، ۳ سال بعد مجددا ارنست اند یانگ به عنوان «کارآفرین نمونه» او را معرفی کرد.

موقعیت کنونی

در حال حاضر لاریان این میلیاردر موفق ایرانی، بنیان‌گذار و مدیر ارشد اجرایی MEG Entertainment یکی از بزرگ ترین کارخانه‌های عروسک سازی در جهان است. همچنین، تنوع عروسک‌های این کارخانه ۱۱۴ نوع متنوع است که در نوع خود بی‌نظیر محسوب می‌شود. لازم به ذکر است که این کارآفرین برتر قصد دارد که در سیتی سنتر اصفهان، فروشگاه بزرگی از محصولات خود را افتتاح کند.

اسحاق لاریان

سخن آخر

اسحاق لاریان متولد خانواده‌ی ایرانی-آمریکایی در محله‌ای فقیرنشین بود. او اولین قدم های موفقیت و پیشرفت خود را از سنین نوجوانی آغاز کرد. در دنیای امروز جایی برای سکون و بی‌حرکتی وجود ندارد. در دنیای پرتکاپوی امروز بهتر است با زندگی و تجربیات افراد موفق آشنا شوید. با الگو قرار دادن افراد موفق و سرمشق‌گیری از شیوه آن‌ها در زندگی، ما هم می‌توانیم به اهداف و رویاهایمان برسیم. ‌

اسحاق لاریان ثابت کرد با تلاش و برنامه ریزی می توان به موفقیت رسید. کافیست در این راه از شکست‌‌ها نترسیم و از آن‌ها عبرت بگیریم. او مانند بسیاری از افراد معمولی، زندگی معمولی داشته است. اما برای رسیدن به آرزوها و خواسته‌هایش جنگید. در این مقاله سعی کردیم درباره زندگی و افتخارات لاریان بزرگترین تولید کننده عروسک در آمریکا بپردازیم، امیدوارم از آن لذت ببرید.

دارا خسروشاهی

دارا خسروشاهی؛ مدیر عامل شرکت اوبر

دارا خسروشاهی یکی از بزرگترین مدیر عاملان دنیای فناوری در عصر امروز است. این مدیر موفق هم اکنون مدیر عامل اوبر است. اوبر یکی از معروف‌ترین سرویس‌های تاکسی اینترنتی در جهان است. در این مقاله در compro به بررسی بخش‌هایی از زندگی و موفقیت‌های این شخصیت برجسته و شناخته شده می‌پردازیم.

سال‌های نخستین زندگی دارا

خسروشاهی در ۷ خرداد ۱۳۴۸ در ایران متولد شد. او کوچکترین فرزند حسن خسروشاهی و نزهت خسروشاهی است. پدر دارا از بزرگترین کار آفرینان زمان خود بود و چندین کارخانه تولیدی تأسیس کرده بود. دارا و خانواده‌اش تا سن ۹ سالگی او در ایران زندگی می‌کردند. آن‌ها در سال ۱۹۷۸ از ایران به فرانسه سفر کردند و از آنجا به نیویورک امریکا مهاجرت کردند.

دارا خسروشاهی در دوران نوجوانی خود با چالش‌هایی رو به رو بود. زیرا پدر او مجبور شد برای مراقبت از پدر خود به ایران برگردد و مادر دارا مجبور بود از او و خواهر و برادرش را به تنهایی مراقبت کند.

خانواده کارآفرین

اکثر افراد خانواده دارا کارآفرینان بزرگی در دنیای کسب و کار هستند. چنان که گفته شد پدر او در ایران ۱۵ کارخانه تولیدی مختلف داشت. حسن خسروشاهی در رشته‌های اقتصاد و حقوق در دانشگاه تهران تحصیل کرده است و برند‌هایی مثل تولی‌پرس، تولیدارو، مینو، تی‌دی بخشی از تجارت‌های او هستند. او بعد از مهاجرت شرکتی به نام Persis Holdings را تأسیس کرد. پس از مدتی نیز، دارا خسروشاهی نخستین شعبه‌های فروشگاه‌های زنجیره‌ای مشهور Future shop را بنیان‌گذاری کرد.

دارا خسروشاهی

علاوه بر این، پسرعمه‌های خسروشاهی، هادی و علی پروتوی، از بنیان‌گذاران سایت آموزشی code.org  هستند. جالب است بدانید که عموی دارا نیز کارآفرین است و از بنیان‌گذاران شرکت سرمایه‌گذاری البرز است.

زندگی شخصی

خسروشاهی یک خواهر به نام لیلا و یک برادر به نام اصغر دارد که هردو از او بزرگتر هستند. او در سال ۱۲/۱۲/۲۰۱۲ در لاس وگاس ازدواج کرد. نام همسر او سیدنی شاپیرو است. سیدنی و دارا هم اکنون دارای ۴ فرزند هستند.

تحصیلات دانشگاهی دارا خسروشاهی

دارا به توصیه پدرش وارد رشته پزشکی شد اما به دلیل عدم علاقه به این رشته، انصراف داد و وارد رشته مهندسی بیوالکتریک شد. او در سال ۱۹۹۱ از دانشگاه فارغ التحصیل شد و مدرک لیسانس خود را گرفت. بعد از آن نیز دیگر به تحصیلات ادامه نداد و وارد دنیای کار شد.

ورود به دنیای کسب و کار

تابستان بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه دارا به عنوان کارآموز وارد شرکت Allen & Company شد. او در این شرکت مباحثی مثل سرمایه‌گذاری و بورس را آموخت و به دلیل استعداد بی‌نظیری که داشت در سال ۱۹۹۵ به سمت معاونت این شرکت رسید.

کار و فعالیت در زمینه بانکداری و سرمایه‌گذاری منجر به آشنایی دارا با بری دیلر شد. بری نیز متوجه استعداد دارا در زمینه تحلیل مالی شد و از او دعوت به همکاری کرد. به واسطه همکاری با بری سمت مدیر امور مالی شرکت  InterActiveCorp، که شامل بزرگترین و معتبرترین برند‌های رسانه‌ای است، به دارا خسروشاهی داده شود.

پیشرفت‌های روز افزون شرکت IAC که به خاطر خدمات خسروشاهی اتفاق افتاد باعث شد تا این شرکت بتواند شرکت Expedia را در سال ۲۰۰۳ خریداری کند. بعد از خریدار Expedia، دارا به عنوان مدیر عامل اجرایی این زیرمجموعه منصوب شد.

دارا خسروشاهی

فعالیت‌های خسروشاهی در Expedia

خسروشاهی با تلاش بسیار در طی سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۶ توانست درآمد Expedia را از ۲/۱ میلیارد دلار به ۸/۷ میلیارد دلار برساند. کارا‌هایی که خسروشاهی برای Expedia در طی این سال‌ها باعث شد رئیس این شرکت ۲۳ میلیارد دلاری، کمک مالی ۹۱ میلیونی به همراه ۴ میلیون حقوق و دستمزد برای او در نظر بگیرد. این تشویق دارا خسروشاهی را به پردرآمدترین مدیر آن سال تبدیل کرد.

شرکت Expedia سایت‌های مسافرتی و کرایه‌ای مختلفی از جمله Hotels.com، HomeAway، Travelocity، Orbitz  و Trivago دارد.

خسروشاهی مدیر عامل اوبر

چنان که گفته شد شرکت اوبر یکی از بزرگترین سرویس‌های تاکسی اینترنتی در دنیاست که در کشور‌های بسیاری درحال خدمت‌رسانی به مردم است. اوبر به کاربران این امکان را می‌دهد تا از طریق تلفن همراه با رانندگان این شرکت مرتبط شوند. این شرکت به تازگی سیستم تاکسی‌های خودران (بدون راننده) در چند شهر امریکا راه‌اندازی کرده است.

هیئت مدیره اوبر قصد داشتند تا جفری ایملت (رئیس سابق ژنرال الکتریک) را به عنوان مدیر عامل جدید انتخاب کنند اما در نهایت این جایگاه به خسروشاهی پیشنهاد شد. خسروشاهی در این شرکت با چالش‌های زیادی روبه رو بود و برخی مسائل مثل مشکلات قانونی تاکسی‌های خودران، مشکلات مدیر عامل قبلی با سرمایه‌گذار اصلی شرکت و… وجود داشت که دارا خسروشاهی باید برای آن‌ها راه چاره‌ای پیدا کند.

دارا خسروشاهی

قدرت مدیریت خسروشاهی

دارا در دنیای مارکتینگ از توانایی بالایی برخوردار است. بسیاری از وظایف اوبر به عهده‌ی او است. او برای هر مشکلی، چه کوچک و چه بزرگ، راه حلی دارد. برای مثال، اخیرا اوبر با چالشی مواجه شده بود. در تبلیغ تلویزیونی اوبر صدای زنگی پخش می‌شود و این صدا به نوعی تبدیل به نماد این برند شده است. با این حال، منتقدانی نیز وجود داشتند. اخیرا تعدادی از مشتریان اوبر انتقاد کرده بودند که صدای زنگ موجود در تبلیغ اوبر، حیوانات خانگی آن ها را نگران و مضطرب می کند. این مسئله به یکی از چالش های اوبر تبدیل شد. اما دارا خسروشاهی به سادگی آن را حل کرد.

حیوان خانگی دارا نیز سگ است. دارا برای حل این مشکل به صورت کاملا صمیمی جلوی دوربین رفت و معذرت خواهی کرد. در آخر هم کد تخفیفی را با نام حیوان خانگی خود اعلام کرد. به همین سادگی، با هوش و ذکاوت خسروشاهی این چالش حل شد.

دیدگاه‌های خسروشاهی

خسروشاهی به راحتی در انظار عمومی ظاهر می‌شود و صریح صحبت می‌کند. او یکی از منتقدان ترامپ در دوره ریاست جمهوری او بود و انتقادات صریح او به ترامپ موجب مشهوریت او در امریکا شد.

او علیه صحبت‌های ترامپ در جریان نژاد پرستانه شارلوتزویل موضع‌گیری کرد. دارا کشور امریکا را با نام کشور مهاجران معرفی می‌کند و با ممنوعیت مهاجرت شهروندان شش کشور به امریکا به شدت مخالف است.

دارا خسروشاهی

برخی دیگر از فعالیت‌های دارا خسروشاهی

علاوه بر تمام مواردی که از فعالیت‌های خسروشاهی بیان شد، این فرد موفق عضو هیئت مدیره نیویورک تایمز و Fanatics است و به عنوان استارتاپ در حوزه فروش محصولات ورزشی فعالیت دارد.

برخی از موفقیت‌ها و دستاورد‌های او

چنان که در این مقاله بیان شد خسروشاهی در طول زندگی خود عملکرد بسیار خوبی داشته و توانسته موفقیت‌های پی در پی را برای خود رقم بزند. شرکت انگلیسی ارنست‌اند‌یانگ در سال ۲۰۱۳ خسروشاهی را به عنوان برنده جایزه کارآفرین سال در شمال غربی اقیانوس آرام معرفی کرد. اسم دارا خسروشاهی هم اکنون در بین ایرانیان برجسته امریکایی در لیست وزارت امور خارجه امریکا قرار دارد.

فرزاد ناظم

فرزاد ناظم؛ مدیر فنی Yahoo

مهندس فرزاد ناظم یکی از ایرانیان برجسته در خارج از کشور است که دستاوردهای متعددی را در زمینه فناوری اطلاعات و داده کسب کرده‌است. شاید برایتان جالب باشد که بدانید سایت Yahoo! محبوبیت حال حاضر خود را مدیون افرادی است که با تمام توان برای پیشبرد آن تلاش کرده‌اند. ناظم یکی از این افراد است که نقش به سزایی در موقعیت حال حاظر Yahoo! دارد. در این مقاله قصد داریم شما را با سرگذشت این ایرانی و نحوه ورودش به Yahoo! آشنا کنیم. پس تا انتها همراه compro باشید.

دوران کودکی و تحصیلات ناظم

مهندس فرزاد ناظم در سال ۱۳۴۰ در تهران متولد شد. او تحصیلات متوسطه خود را در دبیرستان البرز گذراند و برای ادامه تحصیل به ایالات متحده مهاجرت کرد. در آمریکا موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد در رشته ی علوم رایانه از دانشگاه ایالتی پلی تکنیک کالیفرنیا شد.

پیشینه شغلی ناظم

ناظم کار فنی خود را در بخش VLCBX در Rolm Corporation با تولید سوئیچ‌های تلفن بزرگ و مبتنی بر کامپیوتر آغاز کرد. او به زودی برای پیوستن به Sydis Inc، یکی از شرکت‌های فرعی Rolm، به عنوان مهندس ارشد استخدام شد. سیدیس در اوایل دهه ۱۹۸۰ در حال تبدیل شدن به ارائه ‌دهنده پیشرو تلفن هیبریدی و پلتفرم رایانه بود.

در سال ۱۹۸۵، فرزاد ناظم به Oracle Corporation پیوست، شرکتی که در آن زمان یک شرکت کوچک قبل از IPO بود. او مدت ده سال را در اوراکل گذراند و از نزدیک با مدیر عامل آن، لری الیسون، روی پروژه های استراتژیک، همچون پروژه ” Information Super Highway” همکاری کرد. حاصل این تلاش‌ها در اوایل دهه ۱۹۹۰ با ارائه پلتفرم‌های نرم‌افزاری برای سرویس‌دهی ویدئو و سایر خدمات به Telcos، به منظور آوردن اطلاعات و سرگرمی به خانه‌های مصرف‌کنندگان بود. زمانی که فرزاد ناظم اوراکل را ترک کرد، این شرکت از ۳۵۰ کارمند به حدود ۳۵۰۰۰ کارمند افزایش یافته بود.

محبوبیت Yahoo!

سایت «Yahoo!» که بنا به گفته مسوولینش امروزه بیش از ۱۸۰ میلیون کاربر در سراسر دنیا دارد، در حال حاضر به عنوان یکی از بزرگترین بازارهای اطلاعاتی و تجاری مشغول به فعالیت است. اما این حجم بالای فناوری و ارائه خدمات هرگز بدون حضور متخصصان خردمند و زبردست میسر نخواهد شد. متخصصانی که از ملیت‌ها و نژادهای مختلف جهت رشد و شکوفایی دهکده جهانی دست به دست هم داده و برای پیشبرد اهداف بلند خود از هیچ تلاشی دریغ نکردند. یکی از این متخصصین به نام سرشناس، جوانی ایرانی، فرزاد ناظم است. شهره مهارت و ابتکار او مدیران سایت‌های مختلف را بر آن داشته تا از توانایی‌های بی‌نظیر او به بهترین شکل استفاده نمایند.

فرزاد ناظم

شروع فعایت ناظم در Yahoo!

در سال ۱۹۹۶ درست زمانی که ناظم در یاهو استخدام شد، کمتر از یک سال از عمر آن گذشته بود و هنوز به سهامی عام تبدیل نشده بود. در آن زمان، Lycos، Infoseek و Excite به عنوان موتورهای جستجوی اینترنتی شناخته شده و از محبوبیت بیشتری برخوردار بودند. در حالی که Yahoo!  تنها به عنوان یک اینترنت دایرکتوری توصیف می‌شد. ناظم برای تحقق اهدافی همچون ساختن سازمان مهندسی، در اختیار گرفتن عملیات سایت و تکمیل تیم اجرایی در آماده سازی برای این شرکت وارد Yahoo! شد.

زیر نظر فرزاد ناظم Yahoo! تبدیل به یک غول اینترنتی شد. ناظم چندین ابتکار راهبردی راهبردی را به کار گرفت تا به Yahoo! کمک کند، به سرعت رشد کرده و از رقبای خود پیشی بگیرد. یکی از ابتکارات او ایجاد یک زیرساخت بسیار مقیاس پذیر متشکل از مزارع سرورهای عمومی با یک سیستم عامل رایگان (FreeBSD) بود. در سال ۱۹۹۷، Yahoo! وارد بازار پرتلاطم ایمیل شد و به سرعت صدها میلیون کاربر را اضافه کرد و به محبوب ترین سرور ایمیل تبدیل شد.

در طول رشد یاهو، ناظم با بیش از ۵۰ شرکت همکاری کرد که به ایجاد خدمات مختلف ارائه شده توسط یاهو کمک می‌کرد. تقریباً تمام شرکت‌ها، شرکت‌های فناوری بودند و فرزاد ناظم مسئول همگام سازی خدمات و مردم بود.

یاهو به دلیل تعهد به نوآوری و رهبری قوی و مؤثر ناظم، یکی از سه شرکتی بود (دو شرکت دیگرeBay  و Amazon بودند) که از انفجار حباب اینترنت در سال‌های ۲۰۰۰ و ۲۰۰۱ جان سالم به در بردند. مجموعاً این شرکت‌ها «۳ تکتاز اینترنت» نام گرفتند. شایان ذکر است که، ناظم تنها مدیر اجرایی باقی مانده از فاز اول بود که در مرحله دوم رشد یاهو باقی ماند. به این ترتیب، او ثبات و تداوم را فراهم کرد و زمینه را برای نوآوری مستمر ایجاد کرد.

فرزاد ناظم

جایگاه شغلی ناظم در Yahoo!

به عقیده بسیاری از همکاران فرزاد ناظم، عامل اصلی موفقیت‌های او اتکا به نیروی بشری برای انجام تمامی امور است. عقیده او بر این است که اگر عده‌ای که در یک مکان مشغول به کار هستند تمام توان خود را به کار گیرند، به طور قطع می‌توانند به تمام اهداف خود دست یابند. به همین دلیل است که ناظم به هر بخش و هر ارگانی وارد می‌شود، فوراً به مدارج بالا دست می‌یابد و به خوبی می‌تواند سکان هدایت اعضای تیم را در اختیار گیرد.
چند سال بعد یعنی در ژانویه سال ۲۰۰۲ اخبار رسمی حکایت از سمت جدید مهندس ناظم در سایت یاهو داشت.

در این تاریخ فرزاد ناظم مسوولیت نهایی فنی این سایت را برعهده گرفت و فعالیت قبلی خود را گسترده‌تر ساخت. در این سمت او با بکارگیری تیم‌های تخصصی قوی که اکثراً زیر نظر خود او آموزش دیده بودند، سعی داشت تا با تمام توان یاهو را به عنوان قدرت اول دنیای اینترنت به کاربران بشناساند و در این مسیر از هیچ تلاش علمی و تخصصی دریغ نکرد.

پس از Yahoo!

ناظم پس از بازنشستگی از فعالیت های روزانه خود در یاهو، بیانیه‌ای رسمی در وبلاگ شرکتی یاهو، Yodel Anecdotal منتشر کرد. فرزاد ناظم در این بیانیه نوشت: «پس از گذراندن ۲۶ سال گذشته در این صنعت فناوری پرشتاب، بالاخره تصمیم گرفتم که زمان کناره گیری است. اوایل ژوئن بازنشسته می‌شوم. پس از پیوستن به استارت‌آپ‌های کوچکی مانند اوراکل و سپس یاهو، هرگز تصور نمی‌کردم اوضاع به همان شکلی که وجود دارد پیش برود. و با نگاهی به یازده سال حضورم در یاهو، از تمام دستاوردهای این شرکت شگفت زده شدم. یاهو نقش مهمی در ایجاد اینترنت به شکل امروزی ایفا کرده است و من بسیار مفتخرم که بخشی از چنین تیم با استعدادی بوده ام.»

فداکاری فرزاد ناظم به یاهو و جامعه فنی و همچنین نفوذ و تأثیر او، مدت‌ها پس از بازنشستگی او ادامه یافت. زمانی که ناظم در یاهو بود، بسیاری از افراد را تحت حمایت و راهنمایی خود قرار داد. این افراد فارغ التحصیلانی هستند که شرکت‌های متعددی را تأسیس، رهبری و در آنها سرمایه گذاری کرده اند.

اکنون، ناظم وقت خود را صرف مربیگری کارآفرینان در معماری فنی، استراتژی بازار، جذب سرمایه، توسعه استعدادها، و ادغام و اکتساب می‌کند. از سال ۲۰۱۰، او در بیش از ۶۰ شرکت مبتنی بر فناوری در زمینه‌های کلان داده، فضای ابری، سلامت و پزشکی سرمایه‌گذاری کرده است. سرمایه‌گذاری‌های فرزاد ناظم چندین خروج موفق را به همراه داشته است، از جمله خرید توسط گوگل، یاهو، توییتر و سیسکو.

فرزاد ناظم

مهندس ناظم بعد از بازنشستگی، نهادی برای سرمایه‌گذاری در هسته اولیه شرکت‌های نوپا راه انداخت. می‌توان گفت او تاکنون روی بیش از ۴۱ شرکت نوپا سرمایه‌گذاری کرده است. ناظم همچنین به منتورشیپی برای تکنولوژیست‌های با استعداد نیز پرداخته است. مشاوره برای طراحی و معماری فنی یک سیستم تا تدوین استراتژی بازار و یا جلب سرمایه و … از جمله فعالیت‌های او به شمار می‌آید.

ثروت مهندس فرزاد ناظم

نشریهٔ فورچون در سال ۱۳۸۲ ناظم را با ثروتی در حدود ۳۰۰ میلیون دلار، به عنوان چهاردهمین ثروتمند ایرانی در جهان معرفی کرد. همچنین پس از خاتمهٔ اختیاری فعالیت ناظم در یاهو، برای قدردانی از زحمات او پاداشی ۹ میلیون و ۶۰۰ هزار دلاری در نظر گرفته شد.

سخن پایانی

در این مطلب در compro تلاش کردیم با ذکر خلاصه‌ای از زندگی مهندس ناظم، چهاردهمین مرد ثروتمند ایرانی در جهان و مدیر فنی سایت Yahoo!، همراه شما باشیم. امیدواریم از مطالعه این بیوگرافی لذت برده باشید.

فرهاد مشیری

فرهاد مشیری ؛ مالک باشگاه ورزشی اورتون

اردوان فرهاد مشیری یکی از ایرانیان برجسته در خارج از کشور است که دستاوردهای متعددی را در زمینه تجارت و فوتبال کسب کرده است. این ایرانی دو تابعیتی اکنون جزو یکی از ثروتمندترین افراد انگلیس به شمار می‌آید. اگر در زمینه ورزش به خصوص فوتبال فعالیت داشته باشید و علاقه‌مند به این حرفه باشید حتما نام این فرد سرشناس ایرانی را شنیده‌اید. در این مقاله قصد داریم تا شما را با سرگذشت اردوان مشیری، تاجر ۶۵ ساله انگلیسی ایرانی آشنا کنیم. پس با ما همراه باشید.

کودکی و نخستین سال‌های زندگی

از دوران کودکی و زندگی او در ایران اطلاعات چندانی در دست نیست. اما طبق چکیده اطلاعاتی که منتشر شده است، اردوان فرهاد مشیری، تاجر ۶۵ ساله انگلیسی – ایرانی است که در می سال ۱۹۹۵ دیده به جهان گشود. پدر و مادر مشیری پیش از انقلاب جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ ایران را به مقصد بریتانیا ترک کردند. مشیری در آن زمان تنها ۱۶ سال سن داشت.

او در خانواده‌ی تحصیل کرده‌ای بزرگ شده است. پدرش پزشک ارتش بود که به عنوان پاتولوژیست آموزش دید و بعدها قاضی ارشد نظامی شد. خانواده مادر او صاحب انتشارات برجسته ایران به نام کیهان بودند و مادرش سردبیر روزنامه کیهان بود. خود او نیز از هوش و استعداد قابل توجهی برخوردار بود چرا که فارغ التحصیل دانشگاه “یو سی ال” لندن در رشته حسابداری است.

زندگی شخصی فرهاد مشیری

مشیری ساکن کشور شاهزاده‌ نشین موناکو در دریای مدیترانه و در نزدیکی سواحل جنوب فرانسه است. مشیری هم تابعیت ایرانی دارد و هم بریتانیایی. همسر سابق او نازنین انصاری یک روزنامه نگار ایرانی مقیم لندن، سردبیر کیهان لندن و تهیه کننده سریال در Manoto، (یک کانال تلویزیونی بین المللی فارسی زبان) است. ماحصل این ازدواج دو بچه بوده است.

فرهاد مشیری

پیش‌زمینه کاری مشیری

مشیری کار خود را با فعالیت در شرکت‌های مرتبط با تخصصش یعنی Ernst & Young و Deloitte Touché آغاز کرد. پس از آشنایی با میلیاردر روسی بنام اسمانوو در اوایل دهه نود میلادی در چندین پروژه با فرهاد مشیری شراکت داشت. در کنار اسمانوو، مشیری در شرکت‌های روسی که غول صنایع معدنی و فولادی هستند از جمله متالواینوست و همچنین در شرکت اپراتور همراه روسیه یعنی مگافون سهام خرید.

مشیری و باشگاه آرسنال

شاید خیلی از ایرانی‌ها اسم اردوان مشیری را برای اولین بار چندین سال پیش شنیدند. زمانی که مجله معتبر فرانس‌فوتبال فرانسه از خیز این تاجر ایرانی برای خرید باشگاه مارسی خبر داد. آن زمان فرانس‌فوتبال از مشیری به‌عنوان مالک یک‌ چهارم سهام باشگاه آرسنال یاد کرده بود.

اگر نام فرهاد مشیری را در گوگل سرچ کرده باشید و به صفحه این شخص در ویکی پدیا مراجعه کنید با این اطلاعات پایه در مورد این چهره ثروتمند روبه رو خواهید: «تاجر و سرمایه‌دار ایرانی – انگلیسی و سهامدار تعدادی شرکت فولاد و انرژی در بریتانیا و روسیه است. او همچنین مالک باشگاه اورتون انگلیس است».

با این حال، می‌توان با صراحت گفت که نقطه عطف زندگی مشیری آشنایی با علی‌شیر عثمانوف روس بود. مشیری سال‌ها مشاور شخصی عثمانوف بود، اما اکنون آن‌ها شرکای تجاری و دوستان خوبی هستند. این دو در اوایل دهه ۹۰ میلادی با یکدیگر آشنا شدند و فرهاد مشیری به عنوان یکی از شرکای کوچک در چندین پروژه او را همراهی کرد. همانطور که پیش تر ذکر کردیم در کنار شراکت‌های خود با عثمانوف، مشیری همچنین صاحب سهام‌هایی از معادن روسیه، (Metalloinvest)، شرکت حفاری بزرگ فولاد و اپراتور بی‌سیم روسیه یعنی (Megafon)، شد و از این راه سرمایه خوبی برای خود بدست آورد.

مشیری و شریک تجاری قدیمی اش، علی‌شیر عثمانوف، مالکان Red & White Holdings بودند که، در سال ۲۰۰۷، ۱۴٫۶۵ درصد سهام باشگاه آرسنال را خریداری کردند و چند ماه بعد صاحب ۲۳ درصد سهام این باشگاه شدند. در همان روزها بود که فرهاد مشیری اعلام کرد حداقل ۲۵ درصد سهام آرسنال را می‌‌خواهد. درست در سال ۲۰۱۲، نزدیک به ۳۰ درصد از سهام آرسنال به مشیری و شریکش رسید.

فرهاد مشیری

فرهاد مشیری و باشگاه اورتون

شاید عدم پیشرفت در شمال لندن بود که مشیری را بر آن داشت تا سهام خود را به مبلغ ۲۰۰ میلیون پوند به عثمانوف بفروشد و توجه خود را به مرسی ساید جلب کند. در اورتون، او می‌دانست که آزادی و نفوذ کافی‌ای دارد تا بتواند میراث خود را بسازد.

مشیری اولین بار در اواخر سال ۲۰۱۴ با کنرایت ملاقات کرد و به خرید سهام باشگاه ابراز علاقه کرد. پس از ۱۸ ماه بررسی، قراردادی شامل گزینه‌ای برای فرهاد مشیری برای افزایش سهام خود در آینده منعقد شد

در فوریه ۲۰۱۶ اعلام شد که مشیری سهام خود در باشگاه فوتبال آرسنال را به شریک Red & White Holdings خود یعنی عثمانوف فروخته است تا سرمایه مورد نیاز برای شروع تصاحب اورتون F.C را افزایش دهد. در ۲۷ فوریه، باشگاه رسما خرید ۴۹٫۹ درصد از سهام باشگاه توسط مشیری را تایید کرد که دو هفته بعد توسط لیگ برتر به تصویب رسید.

جستجوی ده ساله بیل کنرایت برای سرمایه گذاری روز شنبه به پایان رسید، زمانی که اعلام شد مشیری، تاجر ایرانی-بریتانیایی که توسط فوربس، مجله تجاری آمریکایی، ۱٫۳ میلیارد پوند ارزش دارد، با معامله‌ای برای تبدیل شدن به سهامدار اصلی اورتون موافقت کرده است.

فرهاد مشیری در روز‌های نخست حضور در باشگاه اورتون در طی مصاحبه‌‌ای اعلام کرد: «می‌خواهم بخشی از آینده باشگاه باشم. اورتون همیشه دارای ثبات بوده و از سال ۱۹۵۴ در بالاترین سطح باقی‌مانده است. اورتون باشگاه بزرگی است که باید برنده باشد».

فرهاد مشیری

سهامداری مشیری

حالا او جزء سهام داران اصلی این باشگاه شده است. گفته می‌‌شود آقای مشیری با قراردادی ۲۰۰ میلیون پوندی اختیار این باشگاه را در دست گرفته است و تا مدت‌ها تلاش شده بود تا هویت مالک جدید اورتون مخفی بماند، اما سرانجام باشگاه اورتون اعلام کرد که فرهاد مشیری ۶۰ ساله تبدیل به سهام‌ دار اصلی این باشگاه شده است. کیت ادلمن، مدیر عامل آرسنال، به رادیو ۵ زنده بی‌بی‌سی گفت: «آنها قبلاً گفته‌اند که برای شرکت پیشنهادی ارائه نمی‌کنند و می‌خواهند یکی از سهامداران بلندمدت باشند».

بنابر اعلام سایت‌‌های هواداری اورتون، این ایرانی مقیم لندن علاقه بسیار زیادی به فوتبال به خصوص به تیم اورتون دارد و به همین دلیل برای خرید سهام این باشگاه سهام آرسنال را واگذار کرده تا بتواند از توان اجرایی بیشتری در تیم جدید خود برخوردار شود.

کنرایت، رئیس باشگاه انگلیسی اورتون اعتقاد دارد سرمایه گذاری فرهاد مشیری، بهترین گزینه برای پیشرفت این باشگاه بوده است و در مصاحبه خود این گونه بیان کرده است: «پس از جستجوی طولانی، می‌توانم به صراحت بگویم که شریکی بی نقص پیدا کرده‌ام که می‌تواند باشگاه را جلو ببرد و باعث پیشرفت آن شود. در ماه‌های گذشته به خوبی فرهاد راشناخته‌ام و دانش فوتبالی، تجاری و روحیه‌اش من را متقاعد کرده است که او فرد درستی برای هدف ما است.

فرهاد مشیری

ثروت فرهاد مشیری

مشیری که حسابدار خبره‌‌ای نیز می‌باشد اگر چه جزو ۱۰ ثروتمند برتر انگلیس نیست اما او جزو میلیاردرهایی است که به تازگی به جمع ثروتمندان بزرگ انگلیس اضافه شده است. مشیری یک بازرگان و سرمایه گذار ۶۵ ساله‌ی انگلیسی – ایرانی است که توانسه است با ثروت ۸.۲ میلیارد دلاری ، رتبه‌ی ۵۰۳ را بین ثروتمند ترین افراد جهان‌، و رتبه‌ی ۲۱ را در بین ثروتمند‌ترین افراد بریتانیا در اختیار بگیرد. همچنین نشریات انگلیسی او را یکی از سهامداران بزرگ سایت شرطبندی بت ۳۶۵ می‌دانند. با این وجود او هیچ گاه صحت این موضوع را در مصاحبه‌های رسمی خود تأیید یا تکذیب نکرده است.

سخن پایانی

در این مطلب در compro تلاش کردیم با ذکر خلاصه ای از زندگی اردوان فرهاد مشیری، یکی از ثروتمندترین افراد حال حاضر انگلیس و مالک باشگاه اورتون، همراه شما باشیم. امیدواریم از مطالعه این بیوگرافی لذت برده باشید.

مسعود قره خانی

مسعود قره خانی کیست؟ سیاستمدار ایرانی نروژی

مسعود قره خانی سیاستمداری ایرانی نروژی است که از سال ۲۰۱۷ به عنوان عضو پارلمان و از سال ۲۰۲۱ به عنوان رئیس پارلمان نروژ مشغول به فعالیت است. او یکی از اعضای حزب کارگر نروژ و نخستین مهاجر در تاریخ این کشور است که به سمت ریاست پارلمان منصوب شده است. قره خانی همچنین به عنوان یکی از محبوب‌ترین سیاستمداران کشور نروژ شناخته می‌شود. او که اکنون ۴۰ ساله است از سنین کودکی به همراه خانواده‌اش به نروژ مهاجرت کرد و بیشترین سال‌های زندگی خود را در این کشور گذرانده است. در ادامه به شرحی از زندگی شخصی و کاری او می‌پردازیم. با ما در compro همراه باشید.

کودکی و سال‌های نخستین زندگی

مسعود قره خانی در ۲۲ سپتامبر سال ۱۹۸۲ میلادی در تهران دیده به جهان گشود. او به همراه خانوداه خود در سال ۱۹۸۷ یعنی زمانی که وی ۵ ساله بود به نروژ مهاجرت کرد. مهاجرت آن‌ها در زمان جریان جنگ ایران و عراق انجام شد و می‌توان گفت که فرار از جنگ دلیل اصلی این مهاجرت بود. قره خانی در این باره گفته است: پس از یک سفر طولانی، خانواده سه نفره ما تنها با یک دلار در جیب، به نروژ آمدند. او در شهر Skotselv در Øvre Eiker بزرگ شد. پدر او بیژن قره خانی نیز یک سیاستمدار و فعال سندیکای کارگری بود.

خانواده مسعود قره خانی اصالتاً اهل پیرانشهر در استان آذربایجان غربی هستند. قره خانی تحصیلات متوسطه خود را در دبیرستان محلی Rosthaug گذراند و در کالج Gjøvik برای تحصیل در رشته رادیوگرافی ثبت نام کرد. او تحصیلات خود در این رشته را ادامه داد و در نهایت به عنوان رادیولوژیست فارغ‌التحصیل شد. او از ابتدا وارد دنیای سیاست نشد و شغل اولیه او مرتبط با رشته تحصیلی‌اش بود. پس از اتمام تحصیلاتش، وی در بیمارستان Blefjell مشغول به کار شد. به صورت کلی او از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۸ در بیمارستان‌های مختلفی به عنوان رادیولوژیست فعالیت می‌کرده است.

مسعود قره خانی

حیات سیاسی مسعود قره خانی

قره خانی رهبری سازمان جوانان حزب کارگر در بوسکرود را از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۷ بر عهده داشت. او همچنین در سال‌های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۱ به عنوان دبیرکل حزب کارگر Buskeru مشغول به کار بود. نخستین حضور و فعالیت جدی او در دنیای سیاست را می‌توان در سال ۲۰۰۹ مشاهده کرد. قره خانی در این سال به عنوان معاون نماینده در انتخابات پارلمان برگزیده شد. حدود ۲ سال پس از حضور در پارلمان؛ یعنی در سال ۲۰۱۱، او به دنبال سخنرانی اثرگذارش در باره مسیر خود از تهران تا درامن (Drammen) مورد تحسن و تشویق حضار قرار گرفت؛ به صورتی که آن‌ها پس از اتمام سخنرانی، قره خانی را ایستاده تشویق کردند.

مسعود قره خانی می‌خواست به عنوان نخستین مهاجر از کشوری غیر غربی برای سمت شهرداری در نروژ انتخاب شود. از همین روی، او در سال ۲۰۱۱ به عنوان نماینده حزب کارگر برای اخذ مقام شهرداری شهر درامن در انتخابات شرکت کرد. در نهایت او در مسیر رقابت بر سر کرسی شهرداری موفق نشد و در برابر Tore Opdal Hansen از حزب محافظه کار شکست خورد.

کمپین انتخاباتی او به دنبال سخنان مطبوعات درباره ازدواج او با زنی در ایران لطمه خورد. البته، قره خانی رقبای خود را به دلیل تلاش برای لکه دار کردن نام وی سرزنش نمود. نخست وزیر کشور نروژ، پنس استولتنبرگ (Jens Stoltenberg) از مسعود قره خانی به عنوان یک «استعداد خارق‌العاده سیاسی» و «یک داستان موفقیت در جامعه نروژ» یاد کرده است.

یکی از حوزه‌هایی که او در جریان رقابتش برای سمت شهرداری به آن توجه بسیاری داشت، سالمندان بودند. او با اشاره به فرهنگ پدربزرگ و مادربزرگ خود از اهمیت توجه و احترام به افراد مسن در جامعه سخن گفت. بخشی از سخنرانی او چنین بود:« پدربزرگم که ۸۶ سال دارد، می‌گوید که کیفیت جامعه را نحوهٔ مراقبت از سالمندان تعیین می‌کند. در حزب کارگر درامن، ما اکنون به وضوح می‌گوییم که نوبت به افراد مسن رسیده‌است، افراد مسن در درامن، باید ارزشمندی خود را احساس کنند.

در نهایت، این‌ها همان کسانی هستند که جامعهٔ رو به رفاه امروز را شکل داده‌اند. رفاهی که در رأس جوامع مرفه جهان قرار دارد. رفاهی که به من و نسل‌های آینده امکانات باورنکردنی بخشیده است».

مسعود قره خانی

مسعود قره خانی و ریاست استورتینگ

استورتینگ یا استورتینگه در زبان نروژی به معنای شورای بزرگ است و در حقیقت اشاره به مجلس این کشور دارد. این پارلمان در شهر اسلو واقع شده و ۱۶۹ عضو دارد که هر چهار سال از طریق انتخابات تعیین می‌شوند. همان‌گونه که پیش از این نیز اشاره کردیم، قره خانی در سال ۲۰۲۱ موفق شد به سمت ریاست این سازمان دست پیدا کند. این امر را می‌توان مهم‌ترین دستاورد سیاسی قره خانی به شمار آورد.

در ۲۴ نوامبر سال ۲۰۲۱، حزب کارگر نروژ، مسعود قره خانی را به عنوان نامزدی برای جانشینی رئیس سابق پارلمان، اوا کریستین (Eva Kristin) اعلام کرد. دلیل جایگزینی رئیس قبلی پارلمان یک جریان رسوایی به دلیل استفاده از امکاناتی مسکونی بود که کریستین واجد شرایط آن نبود. قره خانی یک روز بعد و از طریق رأی‌گیری به صورت رسمی انتخاب شد تا به عنوان نخستین مهاجر در جایگاه رئیس پارلمان قرار بگیرد.

در تاریخ هفتم دسامبر، او دستوری مبنی بر تحقیق و بررسی مزایای رفاهی همه اعضای پارلمان ابلاغ کرد. او همچنین تقاضا کرد تا روند ارائه نتایج سریع‌تر به انجام برسد و اختیارات کمیته بررسی را افزایش داد و خواست که یافته‌های آن‌ها تا تابستان آینده ارائه شوند. مسعود قره خانی معتقد بود که این اقدام درست و عادلانه است و با حمایت رهبران پارلمان رو به رو شد.

در تاریخ دهم دسامبر او پیشنهادی مبنی بر تعلیق حقوق نمایندگان استورتینگ به مدت یک سال را ارائه کرد. بنا به سخنان وی این کار قدمی درست برای شرایط کنونی بود. قره خانی در این باره گفت :من موضع حزب را روز پنج‌شنبه اعلام کردم. ما معتقدیم تا زمانی که کمیته موضوع حقوق‌های جاری را بررسی کرده و کمیته استورتینگ رویکردهای نمایندگان را بازبینی می‌کند، اقدام صحیح این است که جریان فعلی پرداخت‌های نمایندگان را تا اطلاع ثانوی تعلیق کنیم».

پنج روز بعد و در تاریخ ۱۵ دسامبر، مسعود قره خانی قانون جدیدی را مربوط به نحوه استفاده اعضای پارلمان از امکانات مسکونی ارائه داد. او گفت که قوانین باید کاملاً شفاف باشند و امکان سوء برداشت از آن‌ها وجود نداشته باشد. او همچنین توضیح داد که این شفافیت به این معنا است که اگر شما مالک یا مستأجر منزلی در محوطه ۴۰ کیلومتری اسلو هستید که روزانه از آن استفاده می‌کنید، واجد شرایط استفاده از امکانات مسکونی نخواهید بود. همانطور که در ابتدا اشاره کردیم دلیل استعفای رئیس قبلی پارلمان، سوء استفاده او از همین امکانات بود. در نتیجه، قره خانی اصلاح قوانین مربوط به این موضوع و جلوگیری از موارد مشابه را در اولویت کار قرار داد.

مسعود قره خانی

اطلاعات دقیقی از درآمد یا ثروت مسعود قره خانی در دست نیست. اما به صورت کلی ارزش خالص او حدود ۱٫۵ میلیون دلار تخمین زده می‌شود. او پس از برگزیده شدن برای ریاست پارلمان درباره برنامه‌های خود گفت که تلاش می‌کند از این فرصت برای مواجهه با مشکلات سیاسی مختلف استفاده کند. برای مثال، مسائلی مانند سیاست یکپارچه سازی و مراقبت بهتر از سالمندان.

زندگی شخصی مسعود قره خانی

قره خانی در سال ۲۰۱۰ با همسرش سالومه یا سالی عباسیان ازدواج کرد. حدود ۱۱ سال از زندگی این زوج می‌گذرد و آن‌ها هنوز با یکدیگر زندگی می‌کنند. ازدواج این زوج طی مراسمی خصوصی در ترکیه صورت گرفت. آن‌ها در حال حاضر در محله Assiden در شهر درامن نروژ زندگی می‌کنند. حاصل این ازدواج یک پسر به نام سام است.

سخن پایانی

در این مطلب تلاش کردیم با ذکر خلاصه ای از زندگی قره خانی، یکی از مهاجران و سیاستمداران موفق ایرانی، همراه شما باشیم. امیدواریم از مطالعه این بیوگرافی لذت برده باشید.

مکنزی اسکات

مکنزی اسکات (MacKenzi Scott)؛ نویسنده‌ی میلیاردر

مکنزی اسکات یک نویسنده، میلیاردر، خیر آمریکایی و همسر سابق جف بزوس مؤسس آمازون است. او در رشته انگلیسی تحصیل کرده و آثار او جوایزی را نیز به خود اختصاص داده اند. او از خیریه‌های مختلفی حمایت می‌کند و تا کنون بخش قابل توجهی از ثروت خود را به خیریه‌ها بخشیده است. در ادامه با مسیر زندگی او بیشتر آشنا خواهیم شد. با ما همراه باشید.

اسکات در یک نگاه

اسکات در مدت ۲۶ سال زندگی مشترک خود با جف بزوس، به عنوان سفیر کمپانی آمازون فعالیت کرد. شرکتی که باعث شد مکنزی و جف بزوس به ثروتمندترین زوج جهان تبدیل شوند. مکنزی اسکات یا مکنزی بزوس سابق یک رمان نویس ۴۸ ساله است. مکنزی (MacKenzi Scott) در تعدادی از مراسم مهم و برجسته مانند مهمانی‌های اسکار Vanity Fair و مراسم‌های گلدن گلوب به همراه همسرش حضور پیدا کرده است. در سال ۲۰۱۲ نیز میزبانی مراسم مت گالا بر عهده او بود.

او همواره تلاش داشته تا از زندگی شخصی و حریم خصوصی خود محافظت کند و روی حرفه نویسندگی و فرزندانش تمرکز کند. پس از انتشار خبر جدایی از جف بزوس او مرکز توجه اخبار زیادی قرار گرفت؛ اما به صورت کلی او شرایط و جزئیات زندگی خود را از رسانه‌ها دور نگه می‌دارد و اطلاعات گسترده‌ای درباره او منتشر نمی‌شود.

تولد و سال های نخستین زندگی مکنزی اسکات

اسکات در ۷ آوریل سال ۱۹۷۰ در شهر سان‌فرانسیسکو آمریکا به دنیا آمد. پدر او برنامه‌ریز امور مالی بود و مادرش خانه‌دار بود. او در دوران کودکی علاقه زیادی به ادبیات و نوشتن داستان از خود نشان می‌داد. خانواده وی نیز از علاقه او حمایت می‌کردند. آن‌ها بهترین تحصیلات ممکن برای شخصی که می‌خواهد شغلی مربوط به نویسندگی را دنبال کند، برای او فراهم کردند. اولین تلاش او برای نویسندگی در سن ۶ سالگی بود. زمانی که او یک کتاب دست نویس ۱۴۲ صفحه‌ای نوشت و نام آن را کرم کتاب (The Book Worm) گذاشت.

مکنزی اسکات

مکنزی تحصیلات دبیرستانی خود را در مدرسه Hotchkiss گذراند و در سال ۱۹۸۸  موفق به فارق‌التحصیلی از این دبیرستان شد. همان‌گونه که پیش از این اشاره کردیم رشته تحصیلی مکنزی اسکات در دوران دانشگاه زبان انگلیسی بود. او مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه پرینستون و در سال ۱۹۹۲ دریافت کرد. یکی از اساتید او، رمان‌ نویس مشهور و برنده جایزه نوبل ادبیات، تونی موریسن (Toni Morrison) بود. او یکی از بهترین دانشجویان این کلاس بود و توانست در عرصه نویسندگی خلاقانه خوش بدرخشد. خانم Morrison در مصاحبه‌ای با مجله ووگ گفته بود که مکنزی یک استعداد نادر نویسندگی است و از او به عنوان بهترین دانش‌آموزی که طی سال‌ها در کلاس‌های خود دیده بود، یاد کرد.

مسیر شغلی مکنزی اسکات

او در ابتدا چندین شغل مختلف را امتحان کرد. از جمله این موارد دستیار پژوهش برای Toni Morrison را می‌توان نام برد. این موارد تجربه فوق‌العاده‌ای برای یادگیری پس از دانشگاه برای مکنزی اسکات به شمار می‌آمد. تکمیل نخستین کتاب مکنزی با نام The Testing of Luther Albright قریب به ده سال زمان برد. او در این زمان داشت به همسرش کمک می‌کرد تا وب‌سایت آمازون را راه‌اندازی کند. نخستین کتاب او درباره زمان‌های دشواری در زندگی یک پدر فداکار بود که شغل و زندگی خانوادگی او را در معرض خطر قرار داده بود. انتشار این کتاب با موفقیت همراه بود و نظران مثبت متعددی را به خود جلب کرد.

کتاب دوم او به نام Traps یک داستان هیجان انگیز هالیوودی بود. داستان این کتاب پیرامون چهار زن با زندگی‌های متفاوت شکل می‌گیرد که در یک سفر چهار روزه با یکدیگر مواجه می‌شوند. یکی از ویژگی‌های بارز و شاخصه‌های نویسندگی مکنزی اسکات نگاه بی‌طرفانه او نسبت به مسائل است. میزان فروش کتاب‌های او خوب بوده است و رمان‌های این نویسنده چند هزار جلد فروش داشته اند.

مکنزی اسکات

در کنار دنبال کردن حرفه نویسندگی او به طور ذاتی یک فعالی حقوق بشر نیز بوده و هست. همواره از افرادی که تحت ظلم قرار گرفته بودند حمایت می‌کرد.

او در سال ۲۰۱۴ سازمانی به نام Bystander Revolution را پایه‌گذاری کرد. این سازمان یک مرکز ضد زورگویی و آزار است. این سازمان یک وب‌سایت دارد که شامل صدها ویدئوی مختلف از دانش‌آموزان، سلبریتی‌ها و متخصصانی است که درباره مقابله و کنار آمدن با زورگویی صحبت می‌کنند. مکنزی اسکات در حال حاضر مدیر اجرایی این سازمان بوده و حضور فعالی در اقدامات این سازمان دارد.

اسکات به عنوان سفیر آمازون

جف بزوس از آغاز کار می‌دانست که می‌خواهد سیستم سنتی خرده فروشی موجود را با استفاده از اینترنت متحول کند. او توانست با سرعت نسبتاً زیادی آمازون را به عنوان یک کتاب‌فروشی اینترنتی تأسیس کرده و به موفقیت برسد. او سپس تنوع محصولات را افزایش داد و فروش موسیقی، ویدئوهای مختلف، دارو و دیگر محصولات پر مصرف را نیز به سایت خود اضافه کرد. در مسیر رشد این فروشگاه اینترنتی از یک کتاب‌فروشی تا تبدیل شدن به بزرگترین فروشگاه آنلاین جهان، مکنزی اسکات همواره همراه و حامی همسرش بود.

مکنزی در ابتدا به همراه همسرش، جف بزوس، در یک منزل اجاره‌ای در حومه شهر East Seattle زندگی می‌کرد. او که ذهنی خلاق و دستی در نویسندگی داشت، برای انتخاب نام این کسب و کار نقش مهمی ایفا کرد. او همچنین در ارسال سفارشات اولیه از طریق UPS همکاری می‌کرد. در سال ۱۹۹۹ آن‌ها به یک خانه ۱۰ میلیون دلاری در Medina نقل مکان کردند. به دنبال رشد و رونق گرفتن کمپانی، مکنزی کم کم از این فضا فاصله گرفت و تمرکز خود را خانواده و علایق ادبی‌اش معطوف کرد. نوشتن نخستین رمان مکنزی اسکات نیز در همین دوران انجام شد و زمان چاپ آن به ۲۰۰۵ باز می‌گردد.

مکنزی اسکات

ناگفته نماند که حمایت و پشتیبانی شغلی میان این زوج دو طرفه بود. نه تنها مکنزی از توسعه کسب و کار همسرش حمایت می‌کرد، بلکه جف بزوس نیز همواره با اشتیاق از داستان‌های همسرش حمایت و پشتیبانی می‌کرد. او همیشه زمانی از برنامه خود را خالی می‌کرد تا بتواند نسخه‌های اولیه آثار همسرش را مطالعه کند. مکنزی در مصاحبه با مجله ووگ از همسرش به عنوان سر سپرده‌ترین خواننده خود یاد کرد. به علت جایگاه اجتماعی جف بزوس، برخی پیچیدگی‌های شغلی برای او به وجود آمد. آمازون به مرور زمان انتشارت خود را راه‌اندازی کرد؛ اما مکنزی اسکات همواره ترجیح می‌داد از انتشاراتی‌های قدیمی‌تر مانند Harper and Knopf برای چاپ کتاب‌هایش استفاده کند.

جوایز و دستاورهای اسکات

مکنزی در سال ۲۰۰۶ برای رمان خود ، The Testing of Luther Albright موفق به اخذ جایزه American Book Award شد. این جایزه تحت عنوان دستاورد ادبی خارق‌العاده (Outstanding Literary Achievement) به او اهدا شد. علاوه بر این، این کتاب موفق شد عنوان کتاب سال لس‌آنجلس تایمز (Los Angeles Times) را نیز دریافت کند.

زندگی شخصی مکنزی اسکات

همانگونه که پیش از این اشاره کردیم اسکات با جف بزوس مؤسس و مالک آمازون ازدواج کرد. در زمان ازدواج، مکنزی ۲۳ ساله و جف بزوس ۳۰ ساله بود. آن‌ها در سال ۱۹۹۳ ازدواج کردند و حاصل این ازدواج ۴ فرزند است؛ ۳ پسر و یک دختر. این زوج در سال ۲۰۱۹ و پس از ۲۶ سال زندگی مشترک از یکدیگر جدا شدند. او در سال ۲۰۲۱ با Dan Jewitt که یک معلم دبیرستان است ازدواج کرد. در حال حاضر، این دو به همراه ۴ فرزند مکنزی در سیاتل زندگی می‌کنند.

طلاق میلیارد دلاری

مکنزی اسکات و جف بزوس ثروتمندترین زوج جهان بودند و طلاق آن‌ها میزانی از تبادل ثروت انجام گرفت که شاید برای ما قابل تصور هم نباشد. پیش از این هم طلاق‌های میلیارد دلاری دیگری رخ داده بودند. مانند جدایی Steve و Elaine Wynn که به صورت مشترک مالک casinos بودند. با این وجود، تا کنون طلاقی بین یک زوج با ارزش تقریبی ۱۳۷ میلیارد دلار ثبت نشده بود.

مکنزی اسکات

آن‌ها خبر جدایی خود را به صورت یک بیانیه مشترک در توئیتر منتشر کردند. در این بیانیه که ابتدا در اکانت توئیتر جف بزوس انتشار یافت گفته شده بود که آن‌ها تصمیم گرفته اند در ادامه به عنوان دوست در زندگی یک‌دیگر حضور داشته باشند. «آینده فوق‌العاده‌ای پیش رو است؛ به عنوان همکار، دوست، شریک در سرمایه‌گذاری و پروژه‌های مختلف و به عنوان افرادی به دنبال کارها و ماجراهای جدید».

اطلاعات زیادی درباره فرایند جدایی این زوج وجود ندارد؛ اما قوانین کلی ایالت واشینگتن ایجاب می‌کند که هر گونه ثروت به دست آمده در طول مدت ازدواج باید به صورت مساوی بین طرفین تقسیم شود. بر اساس اطلاعات موجود، مکنزی اسکات در جریان طلاق مالکیت ۲۵ درصد از سهام آمازون را به دست آورد. ارزش این سهام در آن زمان حدود ۳۵٫۶ میلیارد دلار بود و سبب شد مکنزی در جایگاه سومین زن ثروتمند جهان قرار بگیرد.

سخن آخر

در این مقاله ما خلاصه‌ای از زندگی اسکات، یکی از ثروتمندترین زنان جهان را با شما به اشتراک گذاشتیم. امیدواریم از مطالعه مطالبی که در این مقاله گفته شد لذت کافی را برده باشید.

پروفسور لطفی زاده

پروفسور لطفی زاده؛ پدر منطق فازی

لطفی علی عسکرزاده، مشهور به لطفی زاده یا لطفی ع. زاده دانشمندی و تئوریسینی برجسته و بنیان‌گذار منطق فازی (Fuzzy logic) است. پژوهش‌ها و دستاوردهای پروفسور لطفی زاده تحولات بسیاری در حوزه فناوری‌های جدید و سیستم‌های کامپیوتری ایجاد کرد. وی از پدری ایرانی و مادری روس تبار در جمهوری آذربایجان متولد شد. او یک ریاضی‌دان، دانشمند حوزه کامپیوتر، مهندس برق، محقق هوش مصنوعی و استاد علوم کامپیوتر در دانشگاه کالیفرنیا بود. منطق فازی (fuzzy logic) مهم‌ترین فعالیت حرفه‌ای لطفی زاده به شمار می‌آید. در این مطلب قصد داریم شما را بیشتر با این شخصیت برجسته و فعالیت‌های او آشنا کنیم. با ما در compro همراه باشید.

تولد و اوایل زندگی

پروفسور لطفی زاده در سال ۱۹۲۱ در باکو، پایتخت آذربایجان، دیده به جهان گشود. پدر او، رحیم عسکرزاده، یک روزنامه‌نگار ایرانی اهل اردبیل بود. مادر او Fanya Korenman نیز اصالتاً روس بود. آن‌ها در باکو زندگی خوبی داشتند و لطفی زاده ۳ سال نخستین تحصیلات ابتدایی خود را در آن‌جا گذراند. به نقل از وی این ۳ سال نقشی چشم‌گیر و بلندمدت در نحوه تفکر و طرز نگاه او به پدیده‌های اطراف داشته است.

پروفسور لطفی زاده

در سال ۱۹۳۱، هنگامی که او ده سال داشت خانواده‌‍اش تصمیم گرفتند به تهران نقل مکان کنند. او در مدرسه مبلغان آمریکایی زبان انگلیسی و فارسی را آموخت و ادامه تحصیلات خود را به مدت ۸ سال در دبیرستان البرز ادامه داد. پروفسور لطفی زاده می‌گوید او در طول دوران تحصیل خود در این مدرسه، بسیار تحت تأثیر درستی، صداقت و انسان دوستی مبلغان آمریکایی قرار گرفت که مدرسه را اداره می‌کردند. به عقیده او، رفتار این افراد تأثیر عمیقی بر او داشته و سبب شده رویای زندگی در آمریکا را در سر بپروراند.

دلیل اصلی آمدن این خانواده به ایران، قطحی ناشی از سیاست‌های تعاونی سازی استالین بود. پس از اتمام دوران دبیرستان، او رتبه دوم کنکور سراسری را کسب کرد. در سال ۱۹۴۲ او موفق شد با مدرک لیسانس مهندسی الکترونیک از دانشگاه تهران فارق‌التحصیل شود.

در جریان جنگ جهانی دوم بود که پروفسور لطفی زاده به آمریکا رفت. او موفق شد مدرک کارشناسی ارشد خود را در سال ۱۹۴۶ از مؤسسه فناوری ماساچوست دریافت کند. وی مدرک دکترای خود را نیز ۳ سال پس از آن، در ۱۹۴۹، از دانشگاه کلمبیا دریافت کرد. او تدریس در زمینه‌ تئوری‌های سیستم را از همین دانشگاه آغاز کرد. وی به مدت ۱۰ سال به تدریس در دانشگاه کلمبیا ادامه داد و در سال ۱۹۵۷ استاد تمام شد. لطفی زاده سپس در دانشگاه Berkeley در دپارتمان مهندسی الکترونیک (EE) به تدریس مشغول شد و سپس تدریس را در بخش علوم کامپیوتر ادامه داد. سرانجام، در سال ۱۹۶۵ او پژوهش‌های خود در زمینه مجموعه‌های فازی را منتشر کرد.

پروفسور لطفی زاده

منظق فازی، شناخته‌شده‌ترین کار پروفسور لطفی زاده

پروفسور در این کار خود، ریاضیات تئوری مجموعه‌های فازی را با جزئیات بررسی کرد. در سال ۱۹۷۳ بود که او تئوری منطق فازی خود را منتشر کرد. نقطه آغاز تحقیقات او این بود که متوجه شد، نقش انسان و مغز آن در دانش مهندسی سامانه‌ها در نظر گرفته نشده است. بزرگی و اهمیت این تئوری را نمی‌توان به صورت دقیق بیان کرد. قریب به ۱۲ ژورنال مختلف منتشر شده اند که کلمه فازی در عنوان آن به کار رفته است. به صورت تقریبی ۱۵۰۰۰ مقاله در این زمنیه منتشر شده اند. البته به علت وجود ژورنال‌های کمتر شناخته شده در اطراف دنیا، تعداد دقیق مقالات پروفسور لطفی زاده مشخص نیست.

براساس نتایج گوگل اسکالر، تا فوریه ۲۰۲۱، تعداد سایتیشن‌های منطق فازی در پژوهش‌های مختلف به ۲۷۰ هزار مورد رسیده است. این عدد یکی از بیشترین ارجاعات در میان مقالات علمی است. علاوه بر این، او مشاور هیئت تحریریه ۵۰ مجله علمی مختلف در جهان است.

حدود ۳۰۰۰ تقاضا برای استفاده از حق امتیاز این تئوری به ثبت رسیده است. ژاپن یکی از پیشروها در زمینه استفاده از منطق فازی است. ۲۰۰۰ دانشمند ژاپنی که در زمینه منطق فازی فعالیت می‌کنند، با سرعت بالایی این تئوری را در پروژه‌های عملی به کار برده‌اند. اپلیکیشن‌های خانگی و تجهیزات الکترونیک مختلف و یک کمپانی به نام Mitsushita از جمله موارد استفاده‌ از منطق فازی اند. تنها در سال ۱۹۹۲-۱۹۹۱، آن‌ها بیش از ۱ میلیارد دلار از فروش تجهیزاتی با منطق فازی درآمد داشتند.

پروفسور لطفی زاده

تبدیل زد

تبدیل زد که در پردازش سیگنال‌های گسسته کاربرد دارد نیز یکی از اقدامات پیش‌گامانه پروفسور لطفی زاده است. این روش‌ها در پردازش سیگنال‌های گسسته، کنترل دیجیتال و سایر سیستم‌های گسسته در صنعت و پژوهش مورد استفاده قرار می‌گیرند. مفهوم اعداد زد در سال ۲۰۱۳ به نام لطفی زاده ثبت شد و سبب ساز تأسیس شرکتی در مریلند آمریکا شد. در مجموع، بالغ بر ۳۰ هزار ابداع و اختراع براساس تئوری منطق فازی، محاسبه با اعداد زد و … به ثبت رسیده است. شاید بسیاری از افراد از این موضوع آگاه نباشند؛ اما افکار و ابداعات پروفسور در بسیاری از جوانب زندگی ما حضور دارند. تجهیزاتی مانند دوربین‌های هوشمند، خودروها، آسانسورها و حتی سیستم جستجوی گوگل از این جمله اند.

جوایز و افتخارات پروفسور لطفی زاده

لطفی زاده عضوی از مؤسسه مهندسان الکترونیک، آکادمی آمریکایی علم و هنر، اتحادیه ماشین‌های محاسباتی، اتحادیه پیشرفت‌های هوش مصنوعی و اتحادیه بین‌المللی سیستم‌های فازی است. به علاوه، پروفسور بیش از ۳۵ دکترای افتخاری از دانشگاه‌ها معتبر سراسر جهان دارد. او همچنین موفق به دریافت جوایز بسیاری از ژاپن، آمریکا، اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی، روسیه، آذربایجان و ایران شده و عضو آکادمی‌های علمی بی‌شماری است. علاوه بر این، او در سال ۲۰۰۹ نشان بنجامین فرانکلین را دریافت کرد.

آشنایی با پروفسور

پروفسور لطفی زاده به عنوان انسانی، لاغر، آرام، فروتن و بی‌تکلف شناخته می‌شود. او توسط همه افرادی که او را می‌شناسند شخصی خوشایند و بزرگوار توصیف می‌شود. یکی از خصوصیات بارز اخلاقی او ذهنیت جهان‌گرای او است. می‌توان گفت که بنیان‌گذار منطق فازی به جهانی تعلق دارد که مرزها بی‌معنی است. او شخصیت و ذهنیتی کاملاً بین‌المللی دارد. وی همواره نسبت به مسائلی مانند ملیت بی‌اعتنا بود. چرا که اعتقاد داشت مسائل بسیار مهم‌تر و ریشه‌ای تری در جهان وجود دارد.

پروفسور لطفی زاده

او در این باره می‌گوید:« سوال اصلی این نیست که من آمریکایی‌ام یا روسی یا آذربایجانی یا ایرانی یا هر چیز دیگری؛ من به وسیله تمامی این افراد و فرهنگ‌ها شکل گرفته‌ام و در میان تمام آن‌ها کاملاً احساس راحتی می‌کنم.» پروفسور لطفی زاده خود را از نظر جهت‌گیری ریاضیاتی، یک آمریکایی، یک مهندس برق ایرانی متولد روسیه توصیف می‌کند. می‌توان این طرز تفکر او را به همه ابعاد زندگی‌اش بسط داد. او از دسته‌بندی‌های سفت و سخت و مطلق که بسیاری از مسائل دنیای حقیقی را در نظر نمی‌گیرند، دوری می‌کند. این همان تفکری است که در منطق فازی هم شاهد آن هستیم. یک تئوری نامتعارف که تکنولوژی‌های کامپیوتری را تحت تأثیر قرار داد.

لطفی زاده از ذهنی پویا برخوردارست و سعی می‌کند این انعطاف ذهنی رابه دانشمندان و دانشجویان تازه وارد ارائه کند. او تلاش می‌کند تا به طور مساوی در دسترس هر دو گروه از افراد قرار بگیرد. اگرچه منطق فازی سبب ایجاد دستاوردهایی بسیار گسترده‌تر از سیستم منطقی سنتی شد. اما پروفسور لطفی زاده معتقد است این تئوری حلال همه مسائل نیست. او می‌گوید:« کارهای بسیاری هست که انسان به سادگی قادر به انجام آن‌ها است که فراتر از توان هر کامپیوتر، هر ماشین و هر سیستم منطقی است که ما تا به امروز می‌توانیم تصور کنیم.»

پروفسور لطفی زاده

زندگی شخصی و وفات

یکی از علایق اصلی لطفی زاده عکاسی بود؛ هرچند فرصت چندانی برای انجام آن نداشت. عکاسی پرتره‌های سیاه و سفید علاقه اصلی او بود. او از برخی اشخاص مشهور نیز عکسبرداری کرده است. از جمله این افراد می‌توان به رئیس‌‌جمهورهای آمریکا، ریچارد نیکسون، هری ترومن و کلود شانون اشاره کرد. های-فای، یکی دیگر از سرگرمی‌های او بود. او برای گوش دادن به موسیقی کلاسیک با کیفیت، حدود ۲۸ بلندگو در اتاق نشیمن منزل خود تعبیه کرده بود.

پروفسور لطفی زاده در سال ۱۹۴۶ با همسر خود فی سند (Fay Sand) ازدواج کرد. حاصل این ازدواج یک دختر به نام استلا و پسری به نام نورم است. خانواده همسر او اصالتاً لتونیایی بوده و سال‌ها پیش به تهران مهاجرت کرده بودند. لطفی زاده و همسرش نیز در تهران با یکدیگر آشنا شده و سال‌ها بعد ازدواج کردند.

او در ۶ سپتامبر سال ۲۰۱۷ در سن ۹۶ سالگی، در منزل خود در کالیفرنیا دیده از جهان فرو بست. پیکر او در زادگاهش، باکو به خاک سپرده شد. افراد بلندمرتبه بسیاری از جمله رئیس جمهور آذربایجان در مراسم خاکسپاری او حضور داشتند.

کریستین امانپور

کریستین امانپور؛ یکی از شناخته‌ شده‌ترین زنان خبرنگار جهان

کریستین امانپور (Christiane Amanpour) روزنامه‌نگاری ایرانی-بریتانیایی است که عمر فعالیت حرفه‌ای او به بیش از ۳۰ سال می‌رسد. امانپور را می‌توان یکی از شناخته‌ شده‌ترین و محبوب‌ترین خبرنگاران جهان دانست. او زاده لندن بوده و به عنوان یکی از بهترین خبرنگاران جنگ در قرن ۲۰ و ۲۱ شناخته می‌شود. امانپور در شبکه‌های CNN، ABC و PBS فعالیت داشته است. او در زندگی شغلی خود به موفقیت‌های بسیاری دست یافته و جوایز متعددی کسب کرده است. از جمله این جوایز می‌توان به DuPont Award، چند جایزه Emmys، Peabody awards وEdward R. Murrow Award اشاره کرد. در این مطلب در compro زندگی شخصی و حرفه‌ای او را بررسی خواهیم کرد.

تولد و سال‌های نخستین زندگی امانپور

کریستین امانپور که نام کامل وی Christiane Maria Heideh Amanpour است در ۱۲ ژانویه ۱۹۵۸ در لندن دیده به جهان گشود. پدر او، محمد امانپور، ملیتی ایرانی داشته و مادرش، Patricia Anne انگلیسی است. پدر او یکی از مدیران شرکت هواپیمایی هما بود و چند سال پس از تولد کریستین، به همراه خانواده به زادگاهش ایران بازگشت. او تا یازده سالگی به همراه خواهر کوچکترش در ایران بود. از لحاظ مالی، خانواده امانپور زندگی مرفهی داشتند. او این شانس را داشت که در سال‌های کودکی و نوجوانی‌اش ‌با فرهنگ ایران و انگلیس آشنا شود. می‌توان گفت شرایط زندگی و تجربه زیست در ایران و انگلیس در شکل‌دهی ادامه مسیر زندگی او نقش داشتند.

در یازده سالگی، والدین کریستین امانپور تصمین گرفتند او را در مدرسه‌ای شبانه‌روزی در انگلستان ثبت نام کنند. پس از مدتی همه اعضای خانواده او نیز از ایران به انگلیس رفتند. به دنبال رویداد انقلاب اسلامی و جنگ ایران و عراق، خانواده او بازگشت به انگلیس را انتخاب کردند. همین رخدادها و اتفاقات بود که اشتیاق امانپور برای خبرنگاری را بیدار کرد. اگرچه خانواده او موفق شدند به سلامت در لندن مستقر شوند؛ اما تقریباً تمام اموال خود را از دست دادند.

کریستین امانپور

امانپور در مصاحبه با مجله People گفته بود: پدرم همه چیز را از دست داد. ما باید از اول شروع می‌کردیم. اما من همیشه می‌خواستم دلیلی برای حضور در دل وقایع داشته باشم. من می‌خواستم یک خبرنگار خارجی باشم.

مدرسه‌ی محل تحصیل کریستین امانپور ، Holy Cross Convent نام داشت و در باکینگهام شایر واقع شده بود. کریستین در مدرسه عملکرد موفقی داشت. در ۱۶ سالگی به مدرسه کاتولیک نیو هال (New Hall) رفت و پس از فارق‌التحصیلی برای رسیدن به شغل رویایی خود یعنی خبرنگاری به آمریکا نقل مکان کرد. اماkپور تحصیلات خود در زمینه روزنامه‌نگاری را در دانشگاه رود آیلند (Rhode Island) آمریکا آغاز کرد و در سال ۱۹۸۳ lموفق به اخذ مدرک لیسانس خود شد.

این روزنامه‌نگار آینده پیش از فارق‌التحصیلی مسیر خود را مشخص کرده بود. او در طول دوران تحصیل، شغل خود در صنعت ارتباطات را آغاز کرد. نخستین شغل کریستین امانپور به عنوان طراحی گرافیک در ایستگاه محلی تبلیغات تلویزیونی در NBC بود. او سپس به عنوان گزارشگر رادیو در WBRU مشغول به کار شد. در ادامه، مسیر شغلی او را با جزئیات بیشتری بررسی خواهیم کرد.

کریستین امانپور

مسیر شغلی کریستین امانپور

امانپور بیش از هر چیز دیگر به عنوان یکی از خبرنگاران شبکه CNN شناخته می‌شود. او برای نخستین بار در سال ۱۹۸۳ و به عنوان دستیار در بخش بین‌الملل مشغول به کار شد. آن زمان تقریباً اوایل کار شبکه CNN  بود و امانپور کار در این شبکه را فرصتی مناسب دید. او با یک دوچرخه و چند دلار پول به دفتر مرکزی این شبکه در آتلانتا (Atlanta) رفت و توانست از همان ابتدا سایرین را با تلاش و سخت‌کوشی خود تحت تأثیر قرار دهد.

در این زمان وظایف کریستین امانپور جواب دادن تلفن، انجام کارهای کوچک و تایپ محدود می‌شد. در آغاز به علت داشتن لهجه هنگام انگلیسی صحبت کردن و ظاهری غیر آمریکایی ممانعت‌هایی در زمینه حضور او در مقابل دوربین وجود داشت.

پس از مدتی او فعالیت خود به عنوان خبرنگار این شبکه را آغاز کرد. او برای تهیه گزارش به خاورمیانه رفت و برای شجاعت و توانایی در ارائه گزارشات زنده مورد تحسین قرار گرفت. در سال ۱۹۸۵ و به دنبال تهیه گزارشی درباره ایران، توجهات به سمت او جلب شد. این گزارش خبری دریافت جایزه DuPont Award را نیز برای او به همراه داشت. اگرچه این موضوع نقش مهمی در موفقیت شغلی کریستین امانپور داشت؛ اما دلیل اصلی معرفی او در سطح بین‌الملل گزارشات دیگری بود. گزارشات او از جنگ‌ خلیج فارس توجه افراد بسیاری را به خود جلب کرد.

کریستین امانپور

تاریخ این گزارشات که به سال ۱۹۹۱ میلادی برمی‌گردد، توجهات بین‌المللی را به این خبرنگار معطوف کرد. او گزارشاتی از مناطقی مانند هایتی (Haiti)، سومالی (Somalia)، رواندا (Rwanda) و افغانستان نیز تهیه کرده است. به علاوه، در زمان سقوط تعدادی از دولت‌های کمونیست در اروپای شرقی، امانپور برای تهیه گزارش درباره سقوط دولت‌ها و اثرات انقلاب به این کشورها رفت.

امانپور و بحران بوسنی

پوشش خبری تاریخی کریستین امانپور از بحران بوسنی در اواخر دهه هشتاد میلادی و اوایل دهه نود نقش به‌سزایی در رسیدن او به جایگاه فعلی داشت. بسیاری از افراد تلاش‌های او برای عطف توجهات بین‌المللی به سمت بوسنی را تحسین می‌کنند. گزارش‌های اثرگذار او و همکارانش از دل جنگ بوسنی سبب شد که نهادهای بین‌المللی در این جنگ دخالت کرده و مانع ادامه نسل‌کشی مسلمانان این منطقه شوند.

تلاش‌های او برای ایجاد چهره‌ای انسانی در گزارش‌هایش از عوامل موفقیت و البته تحسین او بوده است. کریستین امانپور در این زمینه گفته است که یکی از همکارانش در جریان جنگ خلیج فارس به او توصیه کرده تا صدای شخصی‌اش را در گزارش‌های خبری‌اش پیدا کند. او می‌گوید تا پیش از جریان جنگ بوسنی به این مهم دست نیافته بود. در دل این معرکه و با دیدن سلاخی انسان‌ها و وحشت و شرارت موجود در منطقه بود که صدا و زبان شخصی خود را به عنوانی شهروندی جهانی به کار برد و تأثیر چشمگیر آن را مشاهده کرد.

کریستین امانپور

در جریان این گزارشات کریستین امانپور و تیمش با خطرات بسیاری مواجه بودند. حتی یک بار تصویربردار همراه او مورد اصابت گلوله قرار گرفت. هنگام تهیه گزارش از جنگ در سارایوو (Sarajevo) نیز هتل محل اقامت او مورد اصابت بمب واقع شد.

زمینه ی فعالیت کریستین

تهیه گزارشات از جنگ و رخدادهای مهم بین‌المللی، تنها زمینه فعالیت کریستین نیست. او مصاحبات متعددی را نیز با برخی از رهبران برجسته جهانی انجام داده است. از جمله این موارد می‌توان به مصاحبه با تونی بلر (Tony Blair)، نخست وزیر سابق بریتانیا و رئیس جمهور فرانسه، ژاک شیراک ( Jacques Chirac)، در جریان ۱۱ سپتامبر اشاره کرد. به علاوه، کریستین امانپور نخستین مصاحبه با ملک عبدالله پادشاه اردن را انجام داد. مصاحبه با دیگر سران کشورهای خاورمیانه از جمله محمد خاتمی و حسنی مبارک نیز از جمله کارهای او است.

امانپور در میانه دهه ۹۰ میلادی به عنوان یکی از برجسته‌ترین خبرنگاران جنگ در عصر خود شناخته می‌شد. او پس از مدتی به عنوان گزارشگر ارشد بخش بین‌المللی شبکه خبری CNN منصوب شد. در سال ۱۹۹۶ او با شبکه CNN قراردادی امضا کرد که به او اجازه می‌داد در کنار گزارش‌های خبری مهم برای این شبکه، سالانه ۶-۵ گزارش برای برنامه خبری ۶۰ دقیقه (۶۰ MINUTES) شبکه CBS نیز تهیه کند. در نتیجه این قرارداد، او به یکی از پردرآمدترین افراد فعال در زمینه اخبار تبدیل شد.

کریستین امانپور

کریستین امانپور در ساخت چندین مستند درباره مشکلات جهانی نیز دست داشته است. از این جمله می‌توان به مستند “Where Have All the Parents Gone?” اشاره کرد. این مستند که در سال ۲۰۰۶ منتشر شد به کودکان کنیایی که به علت شیوع ایدز والدین خود را از دست داده بودند می‌پرداخت. دو مستند ” “In the Footsteps of bin Laden (۲۰۰۶)و War Within” (۲۰۰۷) The” نیز درباره آشوب‌های اسلامگرایان در بریتانیا است. او در برنامه شش ساعته ” God’s Warriors (۲۰۰۷)” نیز شرکت داشته است.

در سال‌های ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ نیز او میزبانی یک برنامه مصاحبه محور در CNN  به نام Amanpour را برعهده داشت. برنامه سیاسی This Week در شبکه ABC و برنامه Amanpour & Company در شبکه PBS نیز از دیگر فعالیت‌های او است.

جوایز و افتخارات کریستین امانپور

می‌توان گفت که امانپور همه جوایز معتبر در زمینه کاری خود را دریافت کرده است. ۹ جایزه امی، چندین جایزه Peabody awards، یک جایزه Edward R. Murrow و به رسمیت شناخته شدن توسط Library of American Broadcasting افتخارات حرفه‌ای او به شمار می‌‌آیند. همانگونه که پیش از این ذکر شد، جایزه Peabody awards به دنبال گزارشی اثر گذار از جنگ خلیج فارس به او اعطا شد. گزارشات مربوط به جنگ بوسنی نیز جوایز متعددی از جمله جایزه امی را برای او به همراه داشت.

کریستین امانپور

زندگی شخصی کریستین امانپور

امانپور در حال حاضر ۶۳ سال دارد. آخرین ارتباط عاطفی او که به ازدواج منجر شد، با جیمز فیلیپ رابین  بود. این دو در سال ۱۹۹۸ با یکدیگر ازدواج کردند. در آن زمان، جیمز به عنوان سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا فعالیت می‌کرد. او همچنین به عنوان مشاور غیر رسمی باراک اوباما و هیلاری کلینتون نیز فعالیت داشته است. حاصل این ازدواج پسری به نام داریوش جان رابین است که در سال ۲۰۰۰ به دنیا آمد.

این خبرنگار سرشناس، در خرداد ۱۴۰۰ از ابتلایش به سرطان تخمدان خبر داد. کریستین امانپور گفت: من هم مثل میلیون‌ها زن دیگر در جهان به سرطان تخمدان دچار شد‌ه‌ام. ضایعه در یک عمل جراحی برداشته شده اما ماه‌های آینده را باید به روند درمان ادامه دهم.

امید کردستانی

امید کردستانی؛ رئیس هیئت مدیره ی توییتر

امید کردستانی در سال ۱۳۴۳ در پیرانشهر ایران به دنیا آمد. امید پیش از فوت پدرش و زمانی که تنها ۱۴ سال داشت همراه با مادرش به انگلستان رفت. او تاجری ایرانی-آمریکایی است. او در حال حاضر عضو هیئت مدیره ی شرکت توییتر می باشد. پیش از این او سابقه ی کار در شرکت هایی نظیر گوگل و vadafone را نیز دارد. او از اکتبر ۲۰۱۵ تا ژوئن ۲۰۲۰ نیز رئیس اجرایی توییتر بود. قبل از آن نیز از ژانویه ۲۰۱۴ تا اکتبر ۲۰۱۵ او به عنوان معاون ارشد، مدیر ارشد تجاری، مشاور ویژه مدیرعامل و بنیانگذاران Google فعالیت می‌کرد.

علاوه بر این، امید کردستانی از مارس ۲۰۱۳ تا اکتبر ۲۰۱۴ نیز سابقه ی کار به عنوان مدیر شرکت Vodafone را دارد. کردستانی همچنین قبلا از ماه مه ۱۹۹۹ تا آوریل ۲۰۰۹ در گوگل حضور داشت. او طی این مدت به مقام معاون ارشد فروش و عملیات میدانی در سطح جهانی رسید. در ادامه در compro به معرفی این مرد ایرانی خواهیم پرداخت.

امید کردستانی

کردستانی در سنین نوجوانی و جوانی

در سال ۱۳۴۳ امید در ایران در شهر ایرانشهر متولد شد. متاسفانه زمانی که تنها ۱۴ سال داشت پدرشش به بیماری سرطان مبتلا شد. امید در آن سال ها، پیش از فوت پدرش به همراه مادرش به انگلستان مهاجرت کرد. متاسفانه پدر امید در سال ۱۹۷۶ از دنیا رفت. آن ها پس از این اتفاق تصمیم گرفتند برای زندگی به ایالت متحده آمریکا بروند. در نتیجه امید کردستانی و خانواده به شهر سن خوزه در ایالت کالیفرنیا نقل مکان کردند.

در سال ۱۹۸۰ کردستانی موفق شد مدرک لیسانس خود را در رشته ی مهندسی برق از دانشگاه ایالتی سن خوزه دریافت کند. امید پس از دریافت مدرکش در شرکت HP مدتی را به عنوان مهندس فعالیت کرد. اما اهداف کردستانی محدود به این ها نبود. در نتیجه او برای رسیدن به آرزوهایش تصمیم به ادامه تحصیل گرفت. او در زمینه ی تجارت در دانشگاه استنفورد مشغول له تحصیل شد. در نهایت، در سال ۱۹۹۱ موفق به دریافت مدرک فوق لیسانس خود در زمینه ی مدیریت بازرگانی شد.

آغاز فعالیت امید کردستانی در گوگل

زمانی که امید فعالیت خود را در Netscape آغاز کرد، توانست به خوبی بدرخشد. کردستانی به عنوان معاون توسعه تجارت و فروش در این کمپانی فعالیت می کرد. او توانست درآمد وب سایت Netscape را از سالانه ۸۸ میلیون دلار به بیش از ۲۰۰ میلیون دلار در ۱۸ ماه افزایش دهد. وی کار خود را در Netscape به عنوان مدیر فروش OEM آغاز کرد. او پس از چهار سال توانست فعالیت خود در این شرکت به عنوان مسئول ایجاد روابط عمده با مشتریان ارتقا دهد. امید با کمپانی‌هایی نظیرCitibank ،AOL ، Amazon،Intuit ، Travelocity، Intel،Home ، eBay و Excite در ارتباط بود.

امید کردستانی

تا پیش از سال ۱۹۹۹ امید کردستانی در کمپانی Netscape  فعالیت می کرد. در نهایت، در ماه می سال ۱۹۹۱ به کادر ۱۱ نفره ی گوگل اضافه شد. کردستانی در توسعه و پیاده سازی مدل اولیه ی کسب و کار پیشرو بود.  امید در مدت زمان بسیار کوتاهی پیشرفت کرد. او توانست توانایی های خود را ثابت کند و به عنوان مدیر ارشد بازاریابی و توسعه بین الملل منصوب شود.

کمپانی Netscape می گوید آموزش هایی که در اختیار امید گذاشته تأثیر زیادی در پیشرفت او در گوگل داشته است.

اخلاق کاری امید کردستانی

کردستانی همیشه در تلاش بوده است که خود را از حواشی رسانه های احتماعی دور کند. او زندگی آرام و بدون تنش را ترجیح می دهد. کردستانی بدون جلب توجه و خودنمایی وظایف خود را به خوبی و کامل انجام می دهد. امید از مهاجرانی است که بسیار خوش بین بوده و امید زیادی به آنده دارد. یکی از ویژگی های کردستانی که در شرکت گوگل نیز مورد توجه قرار گرفته، شیوه‌ی لباس پوشیدن اوست. او همیشه پوشش رسمی و کلاسیک دارد. علاوه بر این، همکاران او نیز امید را به فردی خون گرم و وظیفه شناس می شناسند. امید به واسطه ی اخلاقش از جانب همکارانش لقب آقای دیپلمات را گرفت.

امید کردستانی

خاطره ی کوتاهی از کردستانی

امید کردستانی به واسطه ی وظایف و کارش نیمی از روز را در سفر سپری می کند. با این حال او روحیه ای خستگی ناپذیر و قوی داشت. روزی معاون فروش و خدمات آنلاین گوگل در آلمان، در یکی از سفرهای کردستانی با او همراه می شود. او در حین سفر در ماشین به خواب می رود. زمانی که چشم باز می کند می بیند که کردستانی بیدار و سرحال است. امید پشت فرمان بود و داشت با گوشی و لپ تاپ روی پایش با سرعت ۱۵۰ کیلومتر در ساعت رانندگی می کرد. زمانی که کردستانی متوجه می شود که او بیدار شده به آرامی به او می‌گوید: تلفن مهمی است و باید جواب دهم.

فعالیت های امید کردستانی در گوگل

کردستان در آغاز کار در گوگل متوجه ترافیک بالای آن شد. ترافیک بالای گوگل مهمترین و ارزشمندترین آوانتاژهای آن بود. او از این ترافیک استفاده کرد و آگهی های کوچکی را که هزینه های آنها روزانه برای گوکل واریز می شدند را اضافه کرد. در حال حاضر می توان گفت ۹ درصد از درآمد گوگل به واسطه ی این آگهی ها است.

او حتی از اعتبار خود در Netscape استفاده کرد. کردستانی به آن ها گفت در صورت تمایل آگهی های کوچکی را در گوگل بگذارند. آن ها قبول کردند و برای بار اول این کار را امتحان کردند. آن ها پس از مدت کوتاهی متوجه نتیجه‌ی مثبت این آگهی ها شدند. در نتیجه به مشتری های همیشگی گوگل اضافه شدند.

امید کردستانی

خروج امید کردستانی از گوگل

در نهایت کردستان پس از ۱۰ سال فعالیت در شرکت گوگل در سال ۲۰۰۹ میلادی از سمت خود در این شرکت کنارگیری کرد. او تصمیم داشت به صورت خصوصی به مشاوره ی تجاری مشغول شود. اما پس از چند سال در سال ۲۰۱۴ برای بار دیگر به درخواست لری پیج به گوگل بازگشت. او این بار به عنوان مدیر تجاری در گوگل مشغول به فعالیت شد. حقوق، پاداش و مزایای سال اول امید بالغ بر ۱۲۳ میلیون دلار بود.

پس از مدتی گوگل تصمیم گرفت شرکت هولدینگ “آلفابت” را تأسیس کند. آن ها می خواستند که گوگل به عنوان زیر مجموعه‌ی این هولدینگ فعالیت کند. اما کردستانی مخالف این تصمیم گیری بود. در نتیجه دوباره امید از گوگل خارج شد.

امید کردستانی؛ رئیس هیئت مدیره ی توییتر

کردستانی پس از خروج از گوگل، در ۱۴ اکتبر ۲۰۱۵ به درخواست جک دورسی به عنوان رئیس هیأت مدیره توییتر به فعالیت مشغول شد. علاوه بر این، کردستان به عنوان مدیر اجرایی توییتر نیز فعالیت کرد. دورسی می خواست وضعیت توییتر را ساماندهی کند. بسیاری از کارشناسان و سهامداران توییتر از انتخاب کردستانی ابراز خشنودی کردند. در نتیجه ی این تصمیم گیری ارزش سهام این شرکت افزایش یافت.

امید کردستانی

زندگی شخصی

کردستانی برای اولین بار در سال ۱۹۹۱ با یک آمریکایی ایرانی تبار به نام بیتا دریاباری، ازدواج کرد. این ازدواج کردستانی به نتیجه نرسید و آن ها رد نهایت در سال ۲۰۰۹ از یکدیگر جدا شدند. دریاباری پس از طلاق بخش بزرگی از سهام کردستانی در گوگل را به دست گرفت. کردستانی پس از مدتی در سال ۲۰۱۱ برای بار دوم با “جیزل هیسکاک” ازدواج کرد. در حال حاضر نیز آن ها با یکدیگر زندگی می کنند. کردستانی در نتیجه ی هر یک از ازدواج هایش، یک پسر و یک دختر از همسر اول و دو فرزند از همسر دوم خود دارد.