استیو وزنیاک؛ جادوگر عصر رایانه!

استیو وزنیاک؛ جادوگر عصر رایانه!

استیو وزنیاک، جادوگر عصر رایانه، کسی است که با اختراع کامپیوترهای نسل یک و دو اپل انقلابی بزرگ در عرصه میکرو کامپیوتر در جهان به پا کرد. همزمان با رشد وزنیاک در عرصه فناوری رفتار و ویژگی های او نشان می داد که در عرصه تکنولوژی حرف‌های بسیاری برای گفتن دارد و به قله های بالاتری دست پیدا می کند.

او علاقه‌ای به تحصیلات نداشت؛ اما نسبت به اختراع وسایل در خانه و به صورت دست ساز مشتاق بود. دیری نپایید که این شوق و اشتیاق او به یک شغل تمام وقت تبدیل شد؛ چرا که استیو با یکی دیگر از جادوگران عرصه تکنولوژی به نام استیو جابز آشنا شد. این دو باهم تاریخ در حال ظهور دنیای رایانه‌های شخصی را بازنویسی کردند.

استیو وزنیاک و استیو جابز شرکت اپل را تاسیس کردند، که به یکی از با ارزش ترین شرکت های جهان تبدیل شد. وزنیاک کارهای مهندسی شرکت را بر عهده گرفت و جابز به بازاریابی برای شرکت اپل مشغول شد. در اواخر دهه ۱۹۷۰ وزنیاک به تنهایی نسل یک و دو کامپیوترهای اپل را اختراع کرد.

استیو وزنیاک؛ جادوگر عصر رایانه!

وزنیاک چهار ثبت اختراع داشته و در طراحی اولین کنترل از راه دور قابل برنامه ریزی جهانی، GPS بی سیم و چندین مورد دیگر نقش داشته است. استیو وزنیاک به عنوان یک شخص افسانه‌ای، جوایز و نشان های زیادی را به‌ خاطر سهم چشمگیر و برجسته خود در زمینه علم و فناوری دریافت کرده است.

دوران کودکی و جوانی

استیو وزنیاک استیفن گری وزنیاک در تاریخ ۱۱ آگوست ۱۹۵۰ در سن خوزه (کالیفرنیا آمریکا) به دنیا آمد. مادرش (مارگارت ایلین کرن) از نژاد ایرلندی و پدرش (جاکوب فرانسیس جری) بود. او نژاد ترکیبی لهستانی، آلمانی، ایرلندی و انگلیسی دارد. زندگی در شهری که یکی از مراکز تکنولوژی آمریکا بود سود زیادی برای استیفن داشت و علاقه او به فناوری را بیش از پیش تقویت کرد.

استیو وزنیاک در کودکی علاقه زیادی به ساخت وسایل مبتکرانه مثل ولت متر، رادیو، ماشین حساب و بازی ها داشت. با وجود هوش بالا به تحصیلات عادی، علاقه‌ای نشان نمی داد و یادگیری روزانه او را خسته می کرد. در دوران دانشجویی به دلیل شکست مالی و عدم پرداخت شهریه از دانشگاه کلرادو انصراف داد و وارد دانشگاه کالیفرنیا شد.

استیو وزنیاک؛ جادوگر عصر رایانه!

مسیر شغلی

در سال ۱۹۷۱ از طریق یک دوست مشترک با استیو جابز آشنا شد. جابز هم شبیه استیفن از مدرسه و دانشگاه متنفر بود. با این حال علاقه زیادی به الکترونیک داشت. این شباهت پیوند خوبی بین این دو ایجاد کرد. این دو حین کار در شرکت (هیولت پاکارد) HP با هم دوست شدند.

در همین زمان بود که استیو وزنیاک از دانشگاه کالیفرنیا انصراف داد. در این بازه زمانی افزایش تقاضا برای رایانه های شخصی باعث اوج گیری دنیای الکترونیک شده بود. بیشتر این تقاضاها به خاطر توسعه ریزپردازنده ها بود. از آنجایی که استیو توانایی خرید یک رایانه شخصی را نداشت، تصمیم گرفت یک رایانه بسازد. نتیجه این تصمیم ساخت نسل اول رایانه های اپل با عنوان Apple I بود.

نکته قابل توجه این است که استیو وزنیاک تمامی کارهای سخت افزار، طراحی مدار و سیستم عامل را به تنهایی انجام داد. نسل اول اپل به اولین کامپیوتر خانگی تبدیل شد که یک کاراکتر را روی صفحه نمایش نشان می‌داد. او و استیو جابز نسل اول کامپیوترهای اپل را به کلوب کامپیوتری (Homebrew) بردند. این کلوب متشکل از علاقه‌مندان به الکترونیک و رشته کامپیوتر و محاسبات بود.

استیو جابز مسئولیت بازاریابی دستگاه را برعهده گرفت. این در حالی بود که تمرکز وزنیاک روی بهبود و تقویت بیشتر این دستگاه بود. آنچه موجب برتری Apple I نسبت به محصولات موجود در بازار می شد، قابلیت دستیابی آسان به ویدئو بود که دیگر دستگاه ها از آن بی بهره بودند.

با فروش دارایی های شخصی از جمله دستگاه‌های الکترونیکی، مثل ماشین حساب علمی پیشرفته وزنیاک، فولکس‌واگن جابز، بازی‌های رایانه‌ای و … سرمایه ای حدود ۱۳۰۰ دلار جمع‌آوری کردند. با این سرمایه اولیه در اول آوریل سال ۱۹۷۶ استیفن و جابز شرکت کامپیوتری اپل را در پارکینگ خانه جابز تاسیس کردند. همزمان استیو وزنیاک از HP استعفا داد و مسئولیت بخش تحقیق و توسعه اپل را بر عهده گرفت.

برخلاف دستگاه Altair 8800 کامپیوتر نسل اول اپل اساسا برای سرگرمی طراحی شده بود. پس از موفقیت نسل اول کامپیوترهای اپل استیو وزنیاک نسل دوم کامپیوترهای اپل را با عنوان Apple II طراحی کرد. بر خلاف مدل قبلی کامپیوتر اپل II قابلیت نمایش گرافیک رایانه را داشت. و از زبان برنامه نویسی Basic هم پیروی می کرد. علاوه بر این، این کامپیوتر ۸ اسلات داشت. نظر استیو جابز این بود که این کامپیوتر با ۲ اسلات طراحی شود اما استیو روی ۶ اسلات تاکید داشت. نتیجه این بود که نسل دوم کامپیوترهای اپل با ۸ اسلات تولید شد.

نسل دو کامپیوترهای اپل یکی از رایانه‌های شخصی بود که به تولید انبوه رسید. با گذشت زمان محبوبیت شرکت اپل افزایش یافت این امر باعث گسترش شرکت شد و مهندسان دیگری نیز روی کار آمدند و به این مجموعه بزرگ اضافه شدند.

در سال ۱۹۸۰ ارزش سهام این شرکت به ۱۱۷ میلیون دلار رسید. در سال ۱۹۸۱ استیو وزنیاک دچار حادثه هوایی شد. در این حادثه او شخصاً خلبان بود. به سختی از مرگ نجات یافت و دو سال طول کشید تا بهبودی کامل خود را به دست بیاورد. در این زمان اسپانسر دو جشنواره در ایالات متحده شد و از آنها حمایت کرد تا پیشرفت روز افزون تکنولوژی را جشن بگیرند.

استیو بعد از یک وقفه کاری مجدداً به اپل برگشت و به عنوان الهام بخش دیگر کارمندان، کار مهندسی شرکت را به عهده گرفت. دذ آن زمان این شرکت بسیار گسترش یافته بود و ارزش سهام آن به ۹۸۵ میلیون دلار رسید.

در شش فوریه ۱۹۸۷ استیو وزنیاک بازنشسته شد. او در واقع به نوعی از کار کناره گیری کرد و همین اتفاق باعث به وجود آمدن شایعات زیادی در مورد شرکت اپل شد. استیو در یکی از مصاحبه‌هایش گفته بود: “کار من در شرکت اپل دیگر تمام شده است. کار مورد علاقه من مهندسی و کار با قطعات است این شرکت دیگر نیازی به من ندارد.”

استیو وزنیاک؛ جادوگر عصر رایانه!

با این وجود تا به امروز به عنوان کارمند شرکت اپل شناخته می‌شود و سالانه ۱۲۰ هزار دلار دریافت می‌کند در ضمن استیو وزنیاک یکی از سهامداران اپل است. استیو وزنیاک  پس از بازنشستگی از شرکت اپل، شرکت جدیدی به نام CL 9 تأسیس کرد. این شرکت اولین کنترل از راه دور  قابل برنامه ریزی  جهانی را به بازار عرضه کرد.

مدت زیادی بود که استیو وزنیاک به خاطر نقش مهمی که معلمان در زندگی دانش آموزان بازی می کنند دوست داشت وارد عرصه تدریس شود. او پس از بازنشستگی از شرکت اپل بود که  با آموزش کامپیوتر به دانش آموزان از کلاس پنجم تا نهم به آرزوی خود رسید.

در سال ۲۰۰۱، استیو وزنیاک  WOZ یا Wheels of Zeus را تاسیس کرد. کار این شرکت تولید GPS بی‌سیم بود تا به مردم کمک کند چیزهای روزمره را به راحتی و بدون هیچ زحمتی پیدا کند. این شرکت در سال ۲۰۰۶ به دلیل عدم سوددهی به کار خود پایان داد.

پس‌از تاسیس WOZ وزنیاک شرکت Acquicor Technology را تأسیس کرد که یک شرکت هلدینگ تکنولوژی بود و با هدف خرید شرکت‌های عرصه‌ی فناوری و توسعه‌ی آن‌ها فعالیت می‌کرد. در سال ۲۰۰۲، وزنیاک به عضویت هیئت ‌مدیره‌ی شرکت Ripcord Networks درآمد. بعد از کار مهندسی به نویسندگی روی آورد اولین اثر استیو وزنیاک زندگی نامه اش با نام (iWoz) بود. از دیگر کتاب های او می توان به کتاب های زیر اشاره کرد:

From Computer Geek to Cult Icon,

How I Invented the Personal Computer,

Co-Founded Apple

Had Fun Doing It

در سال ۲۰۱۴، استیو وزنیاک به عنوان دانشمند ارشد به Primary Data پیوست. این شرکت، شرکتی است که توسط مدیران سابق Fusion-io مانند لنس اسمیت، دیوید فلین و ریک وایت تأسیس شده است.

استیو وزنیاک؛ جادوگر عصر رایانه!

زندگی شخصی

استیو وزنیاک در لس گاتوس، کالیفرنیا زندگی می کند. همسر فعلی او جانت هیل است. استیو از ازدواج قبلی خود صاحب سه فرزند شده است. همسر سابق او کندیس کلارک بود. از نظر اعتقادی استیو یک آدم عرفانی و با ایمان است.

استیو وزنیاک  یکی از همکاران و خیرین اصلی موزه کمک به کودکان در سن خوزه بود. به مناسبت سهم برجسته او، خیابان روبروی موزه Woz Way نامگذاری شده است. این بنیانگذار شرکت اپل پس از بازنشستگی از این شرکت در سال ۱۹۸۶ ادامه تحصیل داد و لیسانس خود را در رشته علوم کامپیوتر و مهندسی برق گرفت. اگر کنجکاو زندگی‌نامه و موفقیت‌های دیگر پیشروان کسب و کار ایرانی و غیر ایرانی به compro نگاهی بیاندازید.

امی سداریس

با امی سداریس آشنا شوید!

امی سداریس یک بازیگر مشهور و کمدین آمریکایی است که با بازی در سریال محبوب غریبه ها با آب نبات (Strangers with Candy) در نقش (جری بلانک) به شهرت رسید.جدا از حرفه بازیگری، امی سداریس نویسنده نیز هست.  امی سداریس نویسنده چندین کتاب مثل (من تو را دوست دارم)/(I like you)، مهمان نوازی تحت تاثیر، (Hospitality under the Influence) و صنایع دستی برای فقرا، (Crafts for Poor People) است.

امی با برادر خود، دیوید سداریس که یک طنزپرداز معروف است رابطه ی صمیمانه ای دارد. او با همکاری برادرش دیوید سداریس چندین نمایشنامه نوشته است، از جمله: استامپ میزبان، (Stump the Host)، کفش یک زن، (One Woman Shoe) و خانواده تلنت، (The Talent Family).

امی سداریس در طول زندگی حرفه ای خود به خاطر اثر خاص و فوق العاده ای که روی صحنه تئاتر و تلویزیون از خود بجا گذاشت، مشهور شد. طنزپردازی در ذات امی  نهفته است و جملات و رفتار های او همواره با طنز و بداهه همراه هستند.

علاوه بر این او در نمایش های دیگری از جمله راهب، (Monk) و فقط به من شلیک کن، (Just Shoot Me) حضور داشت، امی سداریس در تعداد زیادی از فیلم های بزرگسالان و کودکان ایفای نقش کرد و محبوب تر شد. از جمله کارهای رده سنی کودکان که امی در آن صدا پیشگی کرد می توان به مدرسه راک، (School of Rock) که یک کمدی موزیکال بود و شرک ۳ (Shrek the Third) اشاره کرد. همکاری امی با کمپانی بزرگ والت دیزنی محبوبیت او را دو چندان کرد.

این بازیگر زیبا علاوه بر کار بازیگری و نویسندگی در اوقات فراغت خود مشغول به اداره یک آشپزخانه کاپ کیک و چیزبال است. یکی از کارهای او با نام در خانه با امی سداریس (At home with Amy Sedaris) که در سال ۲۰۱۷ کلید خورد بی ربط به این علاقه شخصی امی نیست.

افراد موفق

کودکی و جوانی

امی لوییس سداریس در نیویورک متولد شد، پدر و مادر او شارون و لو سداریس  هستند. پدر امی یونانی و مادر او از انگلیس-آمریکا بود. او با  خواهرها و برادرهایش به نام های دیوید، لیزا، گرتچن و تیفانی  در رالی، کارولینای شمالی بزرگ شد.

در نوجوانی مشغول به کار در سوپر مارکت (وین دیکسی) شد اما از سمت خود به عنوان صندوق دار اخراج شد. او از بلندگو اعلامیه های جعلی اعلام می کرد و رئیس صندوق بار ها او را به اخراج تهدید کرده بود و بالاخره این اتفاق افتاد.

پس از آن کار در یک باشگاه کمدی در شیکاگو را انتخاب کرد. امی در آنجا پیشخدمت کوکتل بود اما  به دلیل تاخیر برای حضور سر کار از این باشگاه نیز اخراج شد. امی در یکی از مصاحبه های خود گفته بود: “من دسته کلید رییس باشگاه را توی برف ها انداختم و شنیدم که بهار سال بعد این دسته کلید پیدا شد.”

در سال ۱۹۹۱ در یک فیلم تلویزیونی به نام معاملات بزرگ، (Big Deals) در نقش توپاس رادولویچ، (Topas Radulavitch) ظاهر شد. در این مدت عضو یک موسسه بداهه سازی و طنزپردازی مستقر در شیکاگو نیز بود و مطالب او در یکی از ستون های این مجله به چاپ میرسید.

مسیر شغلی

اولین درخشش او با بازی در کمدی  خروج ۵۷ (Exit 57) در سال ۱۹۹۵ اتفاق افتاد. این نمایش کمدی سه فصل داشت. در سال بعد امی سداریس در فیلم های رئیسان بد به جهنم می روند و زمان ها ظاهر شد. با کار در این مجموعه ها نام امی سداریس بر سر زبان ها افتاد.

امی سداریس تا سال ۱۹۹۷ با همکاری برادرش دیوید سداریس چندین نمایشنامه با نام های نمایش یک زن، (One Woman Show)، حادثه در دستگیره کفشدوزک (Incident at Cobbler’s Knob) و اسرار کوچک فریدا (Little Frieda Mysteries) را نوشت.

سال ۱۹۹۸ سال پر کاری برای امی سداریس بود. در این سال او در فیلم های چرخ های خشم، (Wheels of Fury)، غریبه ها با آبنبات، (Strangers with Candy)، تاخیر در یک جشن، (Retardation, a Celebration) و شش روز، هفت شب، (Six Days Seven Nights) بازی کرد. این سال قدم بعدی امی برای محبوبیت هر چه بیشتر او میان مردم و بینندگان بود.

از سال ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۰ برای نقش معروف جری بلانک در غریبه ها با آبنبات انتخاب شد. او نقش یک دانش آموز دبیرستانی را بازی می کرد و در ۳۰ قسمت حضور داشت. سال بعد او در مجموعه های تلویزیونی پرتاب (Fling) و فقط به من شلیک کن (Just Shoot Me) دیده شد.

همان طور که اشاره شد امی سداریس جدا از بازیگری، نویسنده نیز هست. او در سال ۲۰۰۳ به همراه استیون کولبرت و پل دینلو رمان متن و تصویر ویگفیلد (Wigfield) را نوشت. در همان سال امی در فیلم های مدرسه راک، (School of Rock) و اِلف (Elf)  بازی کرد.

از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۶ آثار نمایشی زیادی از خود به جای گذاشت و طی همین مدت در ماهنامه ای به نام (The believer) مشغول به نویسندگی بود.

امی سداریس

امی سداریس در مجموعه های تلویزیونی زیادی مثل اِد, (Ed), اسم من ارل است، (My Name is Earl)، خیابان کنجد، (Sesame Street)، و … بازی کرد. سال ۲۰۰۷ از سال های پرکار و شلوغ امی سداریس  بود زیرا او در فیلم های(فرشتگان برف)، (فداکاری)، (شرک ۳) و (بلوغ) بازی کرد، چندین نمایش تلویزیونی کار کرد و سال بعد در نمایش (Yo Gabba Gabba) نقش معروف پری دندان را بازی کرد.

از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۱ چندین فیلم مثل مربی باشگاه، (Gym Teacher)، فیلم، (The Movie) و دوستان فضایی، (Space Buddies) بازی کرد. امی در این دوره زمانی کتاب صنایع دستی برای فقرا، (Crafts for Poor People) را نوشت. در این مدت به کار در نمایش هایی مثل پدر آمریکایی، (American Dad)، میانه، (The Middle)، باب اسفنجی شلوار مکعبی، (SpongeBob SquarePants) و چندین کار دیگر مشغول بود.

از سال ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۳ امی سداریس بیشتر مشغول به کار در تلویزیون بود، از جمله (۳۰ Rock) و (The Heart She Holler). امی سداریس همکاری های زیادی با والت دیزنی داشته است و کار صداپیشگی خیلی از نقش های معروف این کمپانی را امی انجام داده است.

کار‌های اصلی

موثر‌ترین نقش امی سداریس، نقش اول نمایش غریبه ها با آبنبات یا همان جری بلانک بود. در واقع اکثر افراد امی را با نقش جری بلانک به یاد می‌آورند و جزء یکی از بهترین آثار اوست. اگر چه اجرای این برنامه بعد از سه فصل لغو شد ولی در بین ۳۰ فیلم برتر (TV Guide’s ‘Top Cult Shows Ever) قرار گرفت. میزان محبوبیت این نمایش به قدری بالا است که چندین اقتباس از این فیلم اتفاق افتاد.

امی سداریس

زندگی شخصی

امی سداریس با پاول دینلو همبازی خود در فیلم غریبه ها با آبنبات رابطه داشت. این رابطه هشت سال ادامه پیدا کرد و بعد از جدایی این دو دوست صمیمی باقی ماندند و بچه های پاول، امی را مادربزرگ خود میدانند. هر چند که او بارها ابراز کرده است که علاقه ای به ازدواج یا بچه دار شدن ندارد.

امی سداریس یکی از هواداران پر و پا قرص PETA (بنیاد مردمی رعایت اصول اخلاقی در برابر حیوانات) نیز هست. شعار او این است که “وقتی لباس خز دار میپوشید مردم به شما میخندند نه با شما.”

برای آشنایی با دیگر پیشروان کسب و کار ایرانی و غیر ایرانی از دیگر مطالب compro دیدن کنید.

ایندرا نویی مدیرعامل شرکت پپسی کو

ایندرا نویی کارآفرین دورگه آمریکایی هندی است که در حال حاضر به عنوان مدیرعامل و رئیس هیئت مدیره پپسی کولا، یکی از بزرگترین کمپانی های نوشیدنی جهان فعالیت می کند.

نویی یکی از برترین مدیران زن ایالات متحده است و علاوه بر این نام او در لیست ۱۰۰ زن قدرتمند جهان قرار گرفته است. ایندرا نویی در تنوع و توسعه برند پپسی که قبل از این روی نوشیدنی های غیر الکلی تمرکز داشت، نقش مهمی ایفا کرد. نویی که به عنوان زنی خلاق، پر انرژی و سخت کوش شناخته معروف است، با این وجود که موقعیت اقتصادی متوسطی داشت، اما به حدی پیشرفت کرد که اکنون به عنوان یکی از بهترین مدیران زن جهان شناخته می شود. نویی که در خانواده طبقه متوسط جامعه به دنیا آمده، هیچگاه به هنجارهای سنتی جامعه و قبول بی چون و چرای آنها تن نداده است. او که دانش آموز باهوشی بود، مدرک کارشناسی مدیریت کسب و کار خود را از دانشکده مدیریت هند در کلکته دریافت کرد و سپس با شرکت تولید کننده تجهیزات پزشکی جانسون همکاری کرد.

نویی برای ادامه تحصیلات خود به دانشکده مدیریت ییل پیوست و با گروه مشاوره بوستون، شرکت موتورولا، و شرکت براون و باوری همکاری کرد. ایندرا نویی در تعیین استراتژی شرکت تجربه بیشتری کسب کرده بود و پیشنهادهای شغلی از چند شرکت معتبر مانند جنرال الکتریک و پپسی کو‌ دریافت کرد. او در سال ۱۹۹۴ تصمیم گرفت به پپسی کو بپیوندد و با عملکرد درخشانی که داشت در سال ۲۰۰۶ به عنوان مدیر عامل این شرکت منصوب شد.

ایندرا نویی مدیرعامل شرکت پپسی کو

کودکی و نوجوانی ایندرا نویی

ایندرا نویی در اکتبر ۱۹۵۵ در هند و خانواده ای از طبقه متوسط جامعه متولد شد. پدر او کارمند بانک بود و نویی در مدرسه عالی آنجلو هند دوران راهنمایی خود را گذراند. او در کالج مادراس کریستین در رشته های فیزیک، شیمی و ریاضی تحصیل کرد و در سال ۱۹۷۴ از این کالج فارغ التحصیل شد. ایندرا نویی دختر جوان سرکشی بود و از سنت های جامعه پیروی نمی کرد. او در گروهی گیتار می نواخت و همچنین عضو یک تیم کریکت بود. در واقع دختران جامعه به ندرت در این فعالیت ها شرکت می کردند.

ایندرا نویی مدیرعامل شرکت پپسی کو

ایندرا نویی که دانش آموز باهوشی بود، در یکی از دانشکده های برتر هند به نام دانشکده مدیریت کلکته قبول شد و سال ۱۹۷۶ مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته مدیریت کسب و کار دریافت کرد.

مدیریت پپسی کو

اولین تجربه کاری ایندرا نویی با توتال شرکت نساجی انگلیسی بود که چندین شعبه در هند داشت. پس از آن به شرکت جانسون و جانسون پیوست و به عنوان مدیر محصول کار خود را آغاز کرد.

ایندرا نویی کار پر چالشی را در جانسون و جانسون بر عهده داشت زیرا مسئولیت مدیریت معرفی محصولات بهداشتی Stayfree به هند را برعهده داشت. در آن زمان تبلیغ محصولات بهداشتی زنانه در کشور هند ممنوع بود و این برند سعی داشت در بازار هند شناخته شود. نویی با بازاریابی مستقیم در مدارس و دانشگاه ها، معرفی این محصول به خانم های جوان را مدیریت کرد.

تجربه کار در جانسون و جانسون به ایندرا نویی نشان داد که هنوز برای دنیای تجارت و کسب و کار آمادگی کافی ندارد، و بنابراین تصمیم گرفت تحصیلات خود‌ را ادامه دهد. او به ایالات متحده مهاجرت کرد و در سال ۱۹۷۸ به دانشکده مدیریت ییل پیوست و تحصیلات کارشناسی خود را در رشته مدیریت ادامه داد. نویی از تجربه یادگیری خود در این دانشکده لذت برد و در سال ۱۹۸۰ فارغ التحصیل شد. پس از اینکه ایندرا نویی مدرک خود را دریافت کرد به گروه مشاوره بوستون پیوست و به عنوان مدیر پروژه های استراتژی بین المللی شرکت کار خود را آغاز کرد. او به مدت ۶ سال در این موقعیت روی انواع پروژه های استراتژی کار کرد.

ایندرا نویی در سال ۱۹۸۶ به عنوان مدیر ارشد اجرایی در تیم توسعه بخش اتوماتیک به شرکت موتورولا پیوست. او‌ به سرعت پیشرفت کرد و در سال ۱۹۸۸ به سمت معاون و مدیر برنامه ریزی و استراتژی شرکت ارتقا یافت.

ایندرا نویی مدیرعامل شرکت پپسی کو

ایندرا نویی در سال ۱۹۹۰ مجددا تغییر شغل داد و این بار سمت معاون ارشد و‌ مدیر بازاریابی استراتژیک و استراتژی شرکت براون و باوری را پذیرفت. نویی در این شغل باید ۱۵ کسب و کار مختلف را در یک عمل منسجم ادغام می کرد. او به خوبی از پس این وظیفه بر آمد و اواسط ۱۹۹۰ مورد توجه شرکت های معتبر قرار گرفت و موقعیت های شغلی خوبی در بزرگترین کمپانی های جهان به او پیشنهاد شد.

در سال ۱۹۹۴، جک ولش مدیرعامل شرکت جنرال الکتریک و وین کالووی مدیرعامل پپسی کو به ایندرا نویی پیشنهاد کردند تا در شرکت های معروف آنها به فعالیت حرفه ای خود ادامه دهد.

ایندرا نویی در سال ۱۹۹۴ به عنوان معاون ارشد استراتژی و توسعه شرکت به پپسی کو پیوست. در سال های بعدی با راجر انریکه مدیرعامل جدید پپسی کو همکاری کرد و به این ترتیب روی شکل دهی استراتژی رشد و توسعه آینده شرکت کار کردند.

پپسی کو در آن زمان مالک رستوران های زنجیره ای KFC، پیتزا هات و تاکو بل بود. ایندرا نویی نقش مهمی در واگذاری این رستوران ها در سال ۱۹۹۷ ایفا کرد. این واگذاری منجر به شکل گیری شرکت رستوران های بین المللی تریکون شد که اکنون به یام تغییر نام داده است. برندی که اکنون یکی از بزرگترین شرکت های رستوران زنجیره ای فست فود جهان است.

ایندرا نویی با توجه به تغییر ذائقه غذایی مشتریان احساس کرد که توسعه فعالیت های پپسی کو در زمینه میان وعده های سالم حائز اهمیت است. عقیده او در این زمینه موجب شد پپسی کو تراپیکانا را خریداری کند و آن را با شرکت کواکر ادغام کند. هر دو این سرمایه گذاری برای پپسی کو سود بسیار زیادی داشت.

ایندرا نویی مدیرعامل شرکت پپسی کو

ایندرا نویی به جهت اقدامات تاثیر گذار خود در این شرکت به سمت مدیر ارشد مالی در سال ۲۰۰۰ ارتقا یافت. استیو ریموند مدیرعامل پپسی کو در سال ۲۰۰۶ بازنشسته شد و سرانجام ایندرا نویی به عنوان پنجمین مدیرعامل تاریخ ۴۴ ساله پپسی کو معرفی شد.

ایندرا نویی همچنین به عنوان یکی از اعضای هیئت مدیره مجمع جهانی اقتصاد، کمیته نجات بین الملل، انجمن کاتالیست و مرکز هنرهای نمایشی لینکلن خدمت می کند.

فعالیت های مهم ایندرا نویی

ایندرا نویی به دلیل مدیریت استراتژی جهانی شرکت پپسی کو و هدایت آن به سوی توسعه گسترده و بازسازی از جمله واگذاری رستوران ها مورد توجه قرار گرفته است. او در خرید تروپیکانا توسط پپسی کو و ادغام با کمپانی کواکر نقش مهمی ایفا کرده است.

جوایز و دستاوردها

ایندرا نویی همواره در لیست ۱۰۰ زن قدرتمند جهان فوربز قرار می گیرد. مجله فورچون ایندرا نویی را برای پنج سال پیاپی ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰ به عنوان قدرتمندترین زن جهان در زمینه کسب و کار معرفی کرده است.  او در سال ۲۰۰۷ نشان پادما بوشن را از رییس جمهور هند دریافت کرد. ایندرا نویی همچنین در سال ۲۰۰۹ به عنوان مدیر عامل سال لقب گرفت. ارزش خالص دارایی ایندرا نویی ۸۰ میلیون دلار اعلام شده است.

چاد هارلی کارآفرین و بنیانگذار پلتفرم محبوب یوتیوب

چاد هارلی کارآفرین و بنیانگذار پلتفرم محبوب یوتیوب

چاد هارلی کارآفرین و یکی از سرمایه گذاران آمریکایی در حوزه رسانه است که یوتیوب وب سایت اشتراک گذاری ویدیو را تاسیس کرد. او چندین سال به عنوان مدیرعامل یوتیوب فعالیت داشت. چاد هارلی علاوه بر این موسس و مدیرعامل یکی از برنامه های اشتراک ویدیو به نام میکس بیت بود. هارلی پس از دوره کالج و فارغ التحصیلی به بخش پی پال وب‌سایت ای‌بی پیوست و روی رابط کاربری آن تمرکز کرد.

او در طراحی لوگوی اصلی پی پال مشارکت داشت و سپس در فوریه با استیو چن و جاوید کریم، همکاران خود در پی پال برای راه اندازی وب سایت اشتراک ویدیو یوتیوب همکاری کرد و به عنوان اولین مدیر عامل یوتیوب به توسعه جنبه های اشتراک گذاری ویدیو یوتیوب پرداخت.

چاد هارلی در ژوئن ۲۰۰۶ در لیست ۵۰ فرد مهم کسب و کار در جایگاه ۲۸ ام قرار گرفت. چند ماه بعد شرکت گوگل برای خرید یوتیوب مبلغ ۱.۶۵ بیلیون دلار پرداخت کرد و در حال حاضر یوتیوب به عنوان یکی از زیر مجموعه های گوگل فعالیت می کند. با این وجود چاد هارلی تا اکتبر ۲۰۱۰ به عنوان مدیر عامل یوتیوب باقی ماند و سپس در آگوست ۲۰۱۳ برای راه اندازی سرویس اشتراک ویدیو میکس بین با استیو چن همکاری کرد. میکس بیت اکنون به عنوان Zeen معروف است و در آگوست ۲۰۱۸ توسط بلو جینز خریداری شد. او همچنین یکی از مالک های باشگاه فوتبال لس آنجلس لیگ برتر فوتبال آمریکا و گلدن استیت واریرز است.

چاد هارلی کارآفرین و بنیانگذار پلتفرم محبوب یوتیوب

بیوگرافی چاد هارلی کارآفرین و بنیانگذار پلتفرم محبوب یوتیوب

نوجوانی چاد هارلی

چاد هارلی ژانویه ۱۹۷۷ در ایالات پنسیلوانیا به دنیا آمد و بزرگترین فرزند یک خانواده ۵ نفره بود. او در کودکی به هنر علاقه مند بود و به مرور مهارت هنری قابل توجهی نیز از خودش نشان داد. بنابر اطلاعاتی که از زندگی او در دسترس است، حتی در مقطع راهنمایی طراحی ها و سایر آثار هنری خود را فروخته و نهایتا در پیاده رو نزدیک خانه یک غرفه برای فروش آثارش باز کرد. این کار چاد تمایل او به کارآفرینی، از همان سن کودکی را نشان می دهد. او همچنین در دوره راهنمایی به علوم کامپیوتر و رسانه الکترونیکی علاقه مند شد.

چاد هارلی در مقطع دبیرستان دونده موفقی بود و در چند مسابقه کشوری، که بین مدرسه ها برگزار می شد، مقام کسب کرد. علاوه بر این هارلی عضو موسسه فنی حرفه ای دانش آموزی مدرسه نیز بود. او سپس در دانشگاه ایندیانا پنسیلوانیا پذیرفته شد و در سال ۱۹۹۹ مدرک کارشناسی خود را در رشته هنر اخذ کرد.

از پی پال تا راه اندازی یوتیوب

هارلی پس از فارغ التحصیلی، در بخش پی پال وبسایت ای‌بی شروع به کار کرد که شرکتی آمریکایی و سیستم پرداخت آنلاین بین المللی است. او بر رابط کاربری این سایت تمرکز کرد و در طراحی لوگوی پی پال نیز مشارکت داشت.

چاد هارلی در سال ۲۰۰۵ برای راه اندازی و تاسیس وبسایت یوتیوب با استیو چن و جاوید کریم دو نفر از همکاران خود در پی پال همکاری کرد. برخی معتقدند که هارلی و چن ایده یوتیوب را از وب سایت نظردهی هات او نات الهام گرفته اند. همچنین طبق گفته برخی هارلی و چن برای منتشر کردن ویدیو مهمانی که در آپارتمان چن برگزار شده بود، با مشکل مواجه شدند و ایده راه اندازی یوتیوب نیز از همین جا به ذهن آن دو رسید.

چاد هارلی کارآفرین و بنیانگذار پلتفرم محبوب یوتیوب

اگرچه جاوید کریم می گوید ایده یوتیوب زمانی به ذهن این تیم رسید که او نتوانست ویدیو مورد نظر خود مربوط به سال ۲۰۰۴ را در اینترنت پیدا کند. نام دامنه یوتیوب در فوریه ۲۰۰۵ فعال شد و وب سایت آن نیز در ماه های بعد توسعه یافت. یوتیوب به عنوان استارتاپ فناوری با سرمایه گذاری کارآفرینی و سرمایه اولیه تقریبا ۱۱.۵ میلیون دلار از شرکت سرمایه گذاری آمریکایی سکویا کپیتال و ۸ میلیون دلار از آرتیس کپیتال شروع به کار کرد. ابتدا دفتر مرکزی آن بالای رستوران ژاپنی و پیتزا فروشی در کالیفرنیا قرار داشت. چاد هارلی به عنوان اولین مدیرعامل یوتیوب در فوریه ۲۰۰۵ کار خود را شروع کرد. وظیفه اصلی او توجه به توسعه جنبه های مختلف اشتراک گذاری ویدیو وب سایت بود.

در ژوئن ۲۰۰۶ چاد هارلی به عنوان کارآفرین موفق در لیست ۵۰ فرد مهم ماهنامه کسب و کار Bussiness 2.0 در جایگاه ۲۸ ام قرار گرفت. در اکتبر همان سال هارلی و چن یوتیوب را با قیمت ۱.۶۵ بیلیون دلار به شرکت گوگل فروختند.

چاد هارلی سرمایه گذار تیم F1 آمریکا بود که توانست در سال ۲۰۱۰ به مسابقات اتومبیل رانی فرمول یک راه یابد، اما در نهایت مسابقه نداد. پرسنل آن همان سال از کار برکنار شده و تیم برای همیشه منحل شد. روزنامه شارلوت بیزینس ژورنال علت ناکامی این تیم را چالش های جدی اقتصادی و مالی مطرح کرد. اگرچه هارلی و کن اندرسون سرپرست تیم و پیتر ویندسور مربی آن هیچ گاه در این مورد صحبت نکردند.

چاد هارلی تا اکتبر ۲۰۱۰ مدیریت یوتیوب را برعهده داشت؛ سپس سالار کمانگر جایگزین او شد. البته هارلی اعلام کرد که به عنوان مشاور به فعالیت خود در یوتیوب ادامه خواهد داد. او همچنین به همراه چین و ویجی کارونامورتی شرکت اینترنتی Avos System را راه اندازی کرد. سپس چاد هارلی و استیو چن در آگوست ۲۰۱۳ شرکت اشتراک ویدیو میکس بیت را تاسیس کردند. وب سایت این شرکت به کاربران امکان اشتراک گذاری ویدیو را می دهد. میکس بیت با برنامه هایی چون اینستاگرام و واین رقابت می کرد. سپس Avos نیز به توسعه میکس بیت پرداخت که به گفته چن انتقال به میکس بیت ایده هارلی بوده است. در آگوست ۲۰۱۸ میکس بیت توسط بلو جینز خریداری شد و اکنون تحت عنوان Zeen فعالیت می کند.

چاد هارلی همچنین در تیم فوتبال لس آنجلس کلاب لیگ فوتبال آمریکا و تیم بسکتبال گلدن استیت واریرز سرمایه گذاری کرده و مالک هر دوی آنها است.

چاد هارلی کارآفرین و بنیانگذار پلتفرم محبوب یوتیوب

زندگی شخصی و دارایی چاد هارلی

او در سال ۲۰۰۰ با کتی کلارک ازدواج کرد. کلارک دختر جیمز کلارک سرمایه گذار مشهور آمریکایی و دانشمند علوم کامپیوتر است که شرکت های مهم سیلیکون ولی، نت اسکیپ و سیلیکون گرافیک را تاسیس کرده است. ارزش خالص دارایی چاد تقریبا ۴۰۰ میلیون دلار اعلام شده است.

توصیه های مهم چاد هارلی به کارآفرینان

چاد هارلی به افرادی که مشتاق کارآفرینی هستند توصیه می کند از کار تیمی و ارزیابی مجدد برنامه کسب و کار خود نترسند. به علاوه او به نکات مهمی دیگری نیز اشاره کرده که در ادامه مطرح می کنیم:

خود را با افراد موفق و فوق العاده محاصره کنید. من معتقدم شما به افرادی نیاز دارید که به کار آنها اعتماد داشته باشید، چرا که گاهی اوقات یک محصول و یا ایده ممکن است در صورت کنترل شدید شما از بین برود. آماده تغییر باشید و سعی کنید توانایی سازگاری و انعطاف پذیری خود را بالا ببرید. همچنین میانه رو بودن به شما کمک می کند کارایی بیشتری داشته باشید. شما ممکن است ایده های نوآورانه ای در مورد ابزار و یا کارکردی ارائه دهید، اما باید به این نکته نیز توجه کنید که شما و جامعه در حال حاضر چگونه از آن می توانید استفاده می کنید و بیشترین بهره را ببرید. بنابراین از تغییر دادن نتیجه در میانه راه نترسید.

عظیم پرمجی کارآفرین هندی و مدیر شرکت ویپرو

عظیم پرمجی کارآفرین هندی و مدیر شرکت ویپرو

عظیم پرمجی کارآفرین و سرمایه دار هندی است که ریاست ویپرو را برعهده دارد که یک شرکت مشاوره فناوری اطلاعات و یکپارچه سازی سیستم است. ویپرو در حال حاضر یکی از بزرگترین شرکت های فناوری اطلاعات در جهان محسوب می شود. پرمجی حدود نیم قرن پیش، پس از فوت پدرش مدیریت این شرکت را به عهده گرفت و طی این سال ها با توسعه ویپرو، آن را به عنوان یکی از بزرگترین شرکت های تجاری هند معرفی کرد.

ویپرو در اصل به عنوان یک شرکت فرآورده های گیاهی و روغن تصفیه شده توسط پدر پرمجی تاسیس شده بود. این شرکت در دهه ۱۹۷۰ با رهبری عظیم پرمجی به حیطه رایانه و فناوری اطلاعات وارد شد. طولی نکشید که ویپرو در بازار نرم افزار جایگاه خوبی را به دست آورد و پرمجی به یکی از رهبران جهانی در صنعت نرم افزار تبدیل شد.

عظیم پرمجی فرزند یک تاجر موفق بود و دوران کودکی ایده آلی داشت. او پس از پایان دوره دبیرستان برای تحصیل در رشته مهندسی به دانشگاه استنفورد رفت. با این حال، مرگ ناگهانی پدرش موجب شد پرمجی به خانه برگردد و مسئولیت های پدرش را در دنیای کسب و کار به عهده بگیرد. عظیم پرمجی نه تنها به عنوان یک کارآفرین موفق شناخته می شود، بلکه همواره برای رعایت استانداردهای اخلاقی بالا در شرکت خود و تعهد او برای کمک به جامعه مورد احترام بوده است.

بیوگرافی عظیم پرمجی کارآفرین هندی و مدیر شرکت ویپرو

دوران کودکی و نوجوانی عظیم پرمجی

عظیم پرمجی در ۲۴ ژوئیه ۱۹۴۵، در بمبئی هند متولد شد. پدرش محمد هاشم پرمجی تاجر معروفی بود که وسترن پروداکت را تاسیس نمود، شرکتی که در زمینه محصولات گیاهی و روغن های تصفیه شده فعالیت می کرد. یکی از معروف ترین محصولات آن واناسپاتی یک روغن جامد خوراکی بود.

عظیم پرمجی پس از پایان دوره دبیرستان خود برای تحصیل در رشته مهندسی در دانشگاه استنفورد به آمریکا مهاجرت کرد. با این حال، پدرش اندکی پیش از فارغ التحصیلی پرمجی در سال ۱۹۶۶ به طور غیر منتظره درگذشت و در نتیجه او مجبور شد برای مدیریت شرکت به هند برگردد. عظیم پرمجی سال ها بعد موفق شد مدرک کارشناسی خود را در رشته مهندسی برق دریافت کند.

عظیم پرمجی کارآفرین هندی و مدیر شرکت ویپرو

کسب و کار عظیم پرمجی

عظیم پرمجی در سال ۱۹۶۶ زمانی که تنها ۲۱ سال داشت، مدیریت شرکت پدرش را برعهده گرفت. در آن زمان شرکت وسترن پروداکت منحصرا در زمینه تولید روغن جامد فعالیت می کرد. پس از اینکه عظیم پرمجی مدیریت شرکت را به دست گرفت. طولی نکشید که به جستجوی فرصت های متنوع و تلاش برای گسترش تولیدات شرکت فراتر از روغن های تصفیه شده جامد پرداخت.

شرکت وسترن پروداکت به سرعت گسترش یافت و محصولات متنوعی از جمله لوازم بهداشتی، لامپ، محصولات مراقبت از مو و سیلندرهای هیدرولیک تولید کرد. از آنجا که این شرکت دیگر فقط به محصولات گیاهی منحصر نبود، عظیم پرمجی نام آن را در سال ۱۹۷۷ به ویپرو تغییر داد. در سال ۱۹۷۹ دولت هند فعالیت شرکت فناوری آی‌بی‌ام را ممنوع کرد. عظیم پرمجی این موضوع را فرصتی ایده آل برای دستیابی به بازار سخت افزار و نرم افزار رایانه ای می دانست و بدین ترتیب ویپرو به حیطه فناوری و رایانه نیز وارد شد.

طی دهه ۱۹۸۰ این شرکت با چند کسب و کار دیگر در زمینه کامپیوتر از جمله یک شرکت آمریکایی به نام شرکت سنتینل به منظور مشارکت توافق کرد و ویپرو به عنوان تولید کننده سخت افزار کامپیوتر فعالیت خود را ادامه داد. مدتی بعد نیز فعالیت خود‌ را در زمینه نرم افزار شروع کرد.

عظیم پرمجی که اهمیت زیادی برای تحقق استاندارد های سطح بالای کیفیت قائل بود، بهترین و باهوش ترین مهندسان نرم افزار را استخدام و همچنین برای پرسنل خود دوره های آموزش جهانی را فراهم می کرد تا مهارت های خود را ارتقا دهند. این استراتژی عظیم پرمجی به ویپرو کمک کرد تا در مقایسه با شرکت های آمریکایی، نرم افزار با کیفیت بالا و هزینه های قابل توجه کمتری تولید کند و همچنین نرم افزار های سفارشی را به ایالات متحده صادر کند.

شرکت ویپرو موفقیت چشمگیری کسب کرد و ارزش آن در اواخر دهه ۱۹۹۰ به اوج خود رسید. ثروت رو به رشد این شرکت همچنین عظیم پرمجی را در لیست ثروتمندترین تاجران جهان قرار داد.

اقدامات قابل توجه عظیم پرمجی

عظیم پرمجی، شرکت وسترن پروداکت هندوستان که در زمینه تولید روغن جامد فعالیت داشت را به ارث برد. اما او هدف های بزرگ تری در ذهن داشت. بنابراین آن را به ویپرو، یک شرکت خدمات نرم افزار تبدیل کرد که امروزه یکی از بزرگترین شرکت های خدمات فناوری اطلاعات در جهان است. ویپرو در ۶۷ کشور فعالیت دارد و ارزش بازار آن در تاریخ مارس ۲۰۱۵ حدود ۳۵ میلیارد دلار بود.

عظیم پرمجی کارآفرین هندی و مدیر شرکت ویپرو

جوایز و دستاوردها

عظیم پریمجی دریافت کننده چندین جایزه افتخاری است. در سال ۲۰۰۰، از طرف آکادمی آموزش عالی مانیپال به او دکترای افتخاری اعطا شد و در سال ۲۰۰۹ نیز به دلیل فعالیت های خیرخواهانه گسترده خود، از دانشگاه وسلیان در کنتیکت دکترای افتخاری دریافت کرد.
عظیم پرمجی در سال ۲۰۰۵، به دلیل اقدامات قابل توجه خود در تجارت و بازرگانی موفق به دریافت پادما بوشن جایزه عالی هندوستان شد. در سال ۲۰۱۱ نیز جایزه پادما ویبوشان، دومین جایزه عالی غیر نظامی دولت هندوستان را دریافت کرد.

زندگی شخصی

پرمجی دو فرزند به نام های ریشاد و طارق دارد. ریشاد در حال حاضر مدیر ارشد استراتژی تجارت آی‌تی ویپرو است.

فعالیت خیرخواهانه پرمجی

عظیم پرمجی اهمیت زیادی برای کمک به جامعه قائل است. او بنیاد عظیم پرمجی یک سازمان غیردولتی را در سال ۲۰۰۱ تاسیس کرد. پرمجی از طریق این بنیاد قصد دارد تا آموزش با کیفیت را برای همه افراد در روستاهای هند به منظور ایجاد یک جامعه عادلانه فراهم کند. این بنیاد در چندین ایالت از جمله کارناتاکا، راجستان، پوندیچری، آندرا پرادش و بیهار فعالیت می کند.

عظیم پرمجی اولین هندی است که در کمپین بخشش ثروت ثبت نام کرده است، کمپینی به رهبری وارن بافت و بیل گیتس که ثروتمندترین افراد جهان را تشویق می کنند متعهد به صرف بیشتر ثروت خود برای  اهداف بشردوستانه شوند.

ثروت عظیم پرمجی

دارایی عظیم پریمجی تا تاریخ آگوست ۲۰۱۵ معادل ۱۷.۱ میلیارد دلار اعلام شده است.

۵ درس زندگی عظیم پرمجی

۵ درس زندگی از زبان عظیم پرمجی که هر کارآفرین تازه کاری باید بداند:

عظیم پرمجی کارآفرین هندی و مدیر شرکت ویپرو

نقاط قوت خود را بشناسید

اگرچه شناخت نقاط ضعف مهم است، اما شناخت نقاط قوت فرد نیز به همان اندازه اهمیت دارد. عظیم پرمجی در طول زندگی خود این نکته را دنبال کرده است. در رویدادی که توسط AIMA و انجمن مدیریت بمبئی ترتیب داده شده بود، او توضیح داد که باید برای ویژگی های مثبت خود نیز اهمیت قائل شویم. زیرا فقط نقاط قوت ما هستند که به ما کمک می کنند نقاط ضعف خود را اصلاح کنیم.

از شکست نترسید

هر کارآفرینی می تواند موفق شود. اما آنچه مهم است این است که اجازه ندهید ذهن شما فقط به موفقیت فکر کند. او همواره به کارآفرینان جوان توصیه می کند که شکست و احتمال آن را پیش بینی کنند. زیرا دقیقا زمانی که از موفقیت خود مطمئن هستید شکست خواهید خورد. شکست همانند موفقیت یک پدیده طبیعی محسوب می شود. بنابراین، وقتی با شکست مواجه شدید، درس بگیرید و به مسیر خود ادامه دهید.

آینده نگر باشید

عظیم پرمجی معتقد است که تغییر اجتناب ناپذیر است. و بنابراین او همواره توصیه می کند که درباره آینده نزدیک خود برنامه ریزی کنید. اگر آمادگی کافی داشته باشید از تغییرات غافلگیر نخواهید شد.

به ارزشهای خود پایبند باشید

او معتقد است که سیستم ارزش فرد، هسته اصلی کسب و کار او را تشکیل می دهد. پرمجی بارها و بارها بر لزوم پایبندی به ارزش ها تاکید کرده است. هرگاه برای باور خود ارزش قائل شوید و تحت هیچ شرایطی آن را تغییر ندهید و از ارزش های خودتان دست نکشید، یاد می گیرید که در بحران ها مقاومت به خرج دهید. ویژگی که در کارآفرینان مطرح قابل ستایش است.

به عقاید خود ایمان داشته باشید

عظیم پرمجی معتقد است که باید به عقایدتان ایمان داشته باشید، حتی وقتی که اطرافیان به شما می گویند این کاری غیرممکن است. همین ایمان است که به او کمک کرد تا ویپرو را گسترش دهد و آن را به یکی از غول های فناوری اطلاعات نه تنها در کشور بلکه در سراسر جهان تبدیل کند.

تیم کوک مدیرعامل اپل و جانشین استیو جابز

تیم کوک مدیرعامل اپل و جانشین استیو جابز

تیم کوک مدیر اجرایی است که در سال ۲۰۱۱ به عنوان جانشین استیو جابز و مدیر عامل شرکت اپل انتخاب شد. کوک حتی پیش از مرگ استیو جابز و قبل از اینکه عنوان مدیریتی را دریافت کند، در مدت مرخصی پزشکی طولانی جابز به عنوان مدیرعامل شرکت فعالیت داشت. استراتژی تیم کوک از زمانی که به عنوان معاون ارشد عملیات بین المللی در سال ۱۹۹۸ به اپل پیوست، در هدایت موفقیت آمیز این شرکت نقش مهمی داشته است. در واقع، زمانی که تیم کوک پیشنهاد همکاری با اپل را پذیرفت، این شرکت دوران بحرانی را سپری می کرد و نقش قابل توجهی در احیای مجدد آن داشت.

تیم کوک در خانواده ای متولد شد که وضعیت مالی معمولی داشتند و در شهر کوچکی زندگی می کردند. کوک فردی خود ساخته و دانش آموز خوبی در مدرسه بود. او قبل از تکمیل دوره کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی در دانشگاه دوک، رشته مهندسی صنایع در دانشگاه آبرن آلاباما را شروع کرد. او فعالیت خود را در حیطه فناوری کامپیوتر ادامه داد و در شرکت ماشین های بین المللی کسب و کار آی‌بی‌ام شروع به کار کرد.

تیم کوک که جوانی باهوش، خلاق و با عزمی راسخ بود، به سرعت در این شرکت پیشرفت کرد و سپس به کار در شرکت کامپک پیوست. اما همکاری او با این شرکت تولید کننده رایانه چندان طولانی نشد، زیرا کوک کامپک را ترک کرد و به اپل که دوران بحرانی خود را سپری می کرد ملحق شد. به کمک تیم کوک اپل از شرایط بحرانی نجات پیدا کرد و سود زیادی به دست آورد.

تیم کوک مدیرعامل اپل و جانشین استیو جابز

دوران کودکی و جوانی کوک

تیم کوک در تاریخ ۱ نوامبر ۱۹۶۰، در شهر کوچک رابرتسدیل آلاباما، ایالات متحده متولد شد. پدر او تیموثی دونالد کوک کارگر کشتی سازی بود و مادرش جرالدین در داروخانه کار می کرد و دو برادر دارد. کوک تحصیلات خود را در دبیرستان رابرتسدیل گذراند. سپس در دانشگاه آبرن ثبت نام کرد و مدرک کارشناسی مهندسی صنایع خود را در سال ۱۹۸۲ از این دانشگاه اخذ کرد.

تیم کوک مدیرعامل اپل و جانشین استیو جابز

شروع دوران حرفه ای تیم کوک

تیم کوک مدت کمی پس از اینکه فارغ التحصیل شد، در شرکت ماشین های بین المللی کسب و کار آی‌بی‌ام استخدام شد. او همواره تمایل داشت در زمینه فناوری کامپیوتر کار کند. بنابراین همکاری در این شرکت برای فردی به سن کوک موفقیت قابل توجهی بود.
تیم کوک علاوه بر اینکه کار می کرد، تحصیلات خود را نیز ادامه داد و در سال ۱۹۸۸ از دانشگاه دوک مدرک کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی را دریافت کرد. به دلیل فعالیت های درخشان تیم کوک، عنوان محقق دانشکده کسب و کار دوک به او اعطا شد.

او همواره در تلاش بود و با فعالیت سرسختانه خود در شرکت آی‌بی‌ام توانست موقعیت شغلی خود را ارتقا دهد. تا سال ۱۹۹۴، تیم کوک مدیر اجرایی شعبه آمریکای شمالی این شرکت شد و مدیریت تولید و توزیع شرکت رایانه های شخصی آی‌بی‌ام را در آمریکای شمالی و آمریکای لاتین بر عهده داشت. کوک با ۱۲ سال سابقه کار در آی‌بی‌ام، در سال ۱۹۹۴ به عنوان مدیر عامل (بخش فروشنده) به شرکت هوش الکترونیکی پیوست. تیم کوک قبل از اینکه پیشنهاد همکاری کامپک را بپذیرد، در این شرکت به عنوان معاون سازمانی به مدت سه سال همکاری کرد.

فقط چند ماه از فعالیت تیم کوک در کامپک نگذشته بود که استیو جابز مدیرعامل اپل از او دعوت به همکاری کرد. شرکت اپل اواخر دهه ۱۹۹۰ در وضعیت بحرانی قرار داشت و دوستان کوک به او توصیه کردند که پیشنهاد کاری استیو جابز را نپذیرد. با این حال، تیم کوک به شدت تحت تاثیر دیدگاه استیو جابز برای آینده اپل قرار گرفت و به این شرکت پیوست. کوک در مارس ۱۹۹۸ کار خود را به عنوان معاون ارشد فعالیت جهانی در اپل شروع کرد. این تصمیم او با انتقادات بسیاری مواجه شد؛ زیرا آینده شرکت در آن زمان نامشخص به نظر می رسید. با این حال، کوک می دانست که تصمیم درستی گرفته است.

مسئولیت مدیریت فروش و ارتباط بین المللی، از جمله خدمات و پشتیبانی به او داده شد. تیم کوک در توسعه استراتژی های ارتباط با تامین کننده نقش مهمی داشت و همچنین بخش مکینتاش را مدیریت می کرد. یک سال پس از شروع فعالیت تیم کوک، اپل از خسارات سنگین به سوددهی رسید.

تیم کوک مدیرعامل اپل و جانشین استیو جابز

کوک به دنبال ساده سازی زنجیره تامین و عملکرد شرکت بود. او کارخانه ها و انبارهای شرکت را تعطیل و تولیدکنندگان قراردادی را جایگزین آنها کرد. کوک تدابیری برای کاهش هزینه ها اجرا کرد. این اقدامات او همراه با نوآوری در بازاریابی اپل به چرخش سرمایه شرکت کمک کرد. سپس اپل محصولات جدیدی مانند آیپاد، آی مک و آیفون را روانه بازار کرد.

به کمک تیم کوک اپل به جایگاه واقعی خود دست یافت و در موقعیتی قرار گرفت که قیمت محصولات خود را افزایش دهد، در حالی که هزینه های تولید را نیز به حداقل رسانده بود. کوک در ژانویه ۲۰۰۷ به سمت مدیر عامل اپل ارتقا یافت. در همین حال، استیو جابز مدیرعامل اپل در سال ۲۰۰۳ به سرطان مبتلا شد و در سال ۲۰۰۹ به دلیل بیماری و درمان مرخصی گرفت. در این دوره، کوک به عنوان مدیر عامل شرکت فعالیت داشت. وضعیت سلامتی استیو جابز به مرور وخیم شد و او نهایتا مجبور به اخذ مرخصی های مکرر شد. تیم کوک مسئول اغلب فعالیت های اپل در غیاب جابز بود. استیو جابز دیگر قادر به تحمل شرایط وخیم سلامتی خود و فشار سمت مدیرعاملی نبود، بنابراین از سمت خود به عنوان مدیرعامل استعفا داد و در آگوست ۲۰۱۱ به عنوان رئیس هیئت مدیره ادامه داد. تیم کوک در ۲۴ آگوست ۲۰۱۱ به عنوان مدیرعامل شرکت اپل و جایگزین استیو جابز انتخاب شد.

به واسطه مدیریت تیم کوک، اپل به پیشرفت خود ادامه داد. در ماه مه ۲۰۱۴، بیتس الکترونیکس و بیتس موزیک را به مبلغ ۳ میلیارد دلار خرید که تا به امروز بزرگترین سرمایه گذاری این شرکت محسوب می شود.

در سال ۲۰۱۶، اپل یک میلیارد دلار در دی‌دی شرکت شبکه حمل و نقل چینی سرمایه گذاری کرد. از دیگر سرمایه گذاری های مهم این شرکت در زمان مدیریت تیم کوک می توان به آکونیا هولوگرافیک و شرکت محاسباتی پول‌استرینگ اشاره کرد. علاوه بر این تیم کوک به بازار سرگرمی نیز وارد شد و شبکه اپل تی‌وی را راه اندازی کرد. این شبکه برنامه های مختلفی را با بازی هنرمندان مشهور تولید کرده و همچنان به تولید برنامه های خود خود ادامه می دهد.

تیم کوک مدیرعامل اپل و جانشین استیو جابز

در ژوئیه ۲۰۱۹، ا‌پل همکاری ۱ میلیارد دلاری خود با اینتل برای تجارت تولید مودم گوشی هوشمند با عنوان ارتباطات موبایل اینتل اعلام کرده است. علاوه بر این تیم کوک به عنوان مدیر انجمن مشاوره دانشکده اقتصاد دانشگاه تسینگ‌هوا به مدت ۳ سال انتخاب شد.

اقدامات خیرخواهانه تیم کوک

تیم کوک ۵۰ میلیون دلار به بیمارستان های استنفورد، از جمله ۲۵ میلیون دلار به یک بیمارستان جدید کودکان در سال ۲۰۱۲ اهدا کرده است. او همچنین مبلغ ۵۰ میلیون دلار نیز به موسسه خیریه پروداکت رد اهدا کرده است که در زمینه بیماری هایی مانند ایدز، سل و مالاریا فعالیت می کند. در مارس ۲۰۱۵، تیم کوک اعلام کرد که قصد دارد کل دارایی خود را به امور خیریه اهدا کند. او همچنین به دنبال توسعه رویکردی منظم در امور خیرخواهانه است.

جوایز و دستاوردها

تیم کوک در سال ۲۰۱۱ به عنوان یکی از قدرتمندترین افراد جهان در مجله فوربس انتخاب شد. در سال ۲۰۱۵، کوک در آکادمی افتخار آلاباما، بالاترین افتخاری که آلاباما به شهروندان خود اعطا می کند پذیرفته شد. و در سال ۲۰۱۵ دکترای افتخاری خود را از دانشگاه جورج واشنگتن دریافت کرد. دکترای علمی افتخاری دانشگاه گلاسگو نیز در سال ۲۰۱۷ به کوک اهدا شد. ارزش دارایی تیم کوک در سال ۲۰۲۰، ۱ بیلیون دلار اعلام شده است.

راتان تاتا کارآفرین و مدیر گروه تاتا

راتان تاتا کارآفرین و مدیر گروه تاتا

راتان تاتا یکی از مشهورترین صنعتگران هند، رئیس سابق بزرگترین گروه صنعتی هندوستان، مجموعه شرکت های تاتا است. تاتا در حال حاضر سمت مدیریت اجرایی شرکت هلدینگ گروه تاتا را در اختیار دارد و به عنوان مدیر اجرایی برخی از شرکت های بزرگ زیرمجموعه تاتا از جمله تاتا استیل، تاتا موتورز، تاتا پاور، خدمات مشاوره ای تاتا، هتل های هند و خدمات ارتباطی تاتا فعالیت می کند. پدر و مادر او زمانی که راتان ده سال داشت از یکدیگر جدا شدند و راتان نزد مادربزرگش بزرگ شد. بعد از اتمام تحصیلات خود به کسب و کار خانوادگی تاتا پیوست و در گروه صنعتی تاتا فعالیت حرفه ای خود را آغاز کرد. راتان از کارگری در فروشگاه تاتا استیل شروع کرد و در مورد کسب و کار خانوادگی خود یاد گرفت و نسبت به آن بینشی به دست آورد. راتان پس از بازنشستگی پدرش به سمت رئیس جدید گروه تاتا نایل شد.

مدیریت بی نظیر تاتا موجب دستیابی این گروه صنعتی به اهداف جدید و درآمد بسیار زیاد در عرصه بین المللی شد. او در خرید جگوار لندرور، تتلی و کوروس نقش مهمی داشت. این اقدامات او گروه تاتا را از یک شرکت بزرگ هندی به یک نام تجاری جهانی تبدیل کرد. راتان تاتا به غیر از تاثیری که بر گسترش بین المللی این شرکت داشته، در بخش های مختلفی در هند و سایر کشور ها خدمت کرده است. تاتا همچنین فعالیت های خیرخواهانه بسیاری داشته و بیش از نیمی از سهام خود را در صندوق های خیریه سرمایه گذاری کرده است. او با ایده های پیشگامانه و چشم انداز مثبتی که دارد حتی پس از بازنشستگی نیز به عنوان نیروی راهنما با مجموعه تاتا همکاری می کند.

راتان تاتا کارآفرین و مدیر گروه تاتا

دوران کودکی و نوجوانی راتان تاتا

راتان در ۲۸ دسامبر سال ۱۹۳۷ در سورات هند به دنیا آمد. راتان تاتا فرزند ناوال تاتا، پسر خوانده پسر کوچکتر جامستجی، راتانجی تاتا بود. جامستجی تاتا بنیانگذار گروه شرکت های تاتا بود. راتان تاتا یک برادر به نام جیمی و یک برادر ناتنی به نام نوئل تاتا دارد.
هنگامی که او ده ساله بود، والدینش از هم جدا شدند و پس از آن، او و برادرش توسط مادربزرگش تربیت شدند.

راتان تاتا در بمبئی تحصیلات ابتدایی خود را گذراند و دوره دبیرستان خود را از کلیسای جامع و مدرسه جان کانون بمبئی به پایان رساند. در سال ۱۹۶۲، مدرک لیسانس خود را در رشته معماری و مهندسی سازه از دانشگاه کرنل، ایالات متحده آمریکا اخذ کرد. سپس در دانشکده بازرگانی هاروارد ثبت نام کرد و یک برنامه مدیریت پیشرفته را در سال ۱۹۷۵ به پایان رساند.

آغاز به کار حرفه ای راتان تاتا

راتان در سال ۱۹۶۲ کار خود را با بخش فولاد تاتا آغاز کرد و در آنجا به فعالیت های دشواری مشغول بود. راتان همراه کارگران یقه آبی در کوره ها کار می کرد و بیل می زد. این کار سختی بود و به او کمک کرد تا درک و احترام بیشتری نسبت به حرفه خانوادگی اش پیدا کند.

در سال ۱۹۷۱ راتان به عنوان مدیر مسئول شرکت ملی رادیو و الکترونیک (NELCO) که در آن زمان اوضاع چندان خوبی نداشت منصوب شد تا از این طریق بتواند اوضاع مالی خود را بهبود دهد. راتان توانست ۲۳ درصد از سهم بازار را افزایش دهد، اما به دلیل مشکلات کار و اقتصادی شرکت به سرعت شروع به زوال کرد. راتان قصد داشت بخش مصرفی الکترونیکی را بهبود دهد، اما رکود اقتصادی و اعتصابات صنفی مانع موفقیت او شد.

راتان تاتا کارآفرین و مدیر گروه تاتا

در سال ۱۹۷۷، او به امپرس میل، کارخانه نساجی در گروه تاتا منتقل شد. وی طرحی را برای توسعه فعالیت های کارخانه پیشنهاد کرد، اما سایر مدیران تاتا آن را رد کردند و طرح پیشنهادی راتان پذیرفته نشد. سپس راتان تاتا به بخش صنایع این کمپانی منتقل شد. در سال ۱۹۹۱، جی.آر.دی تاتا، راتان را به عنوان رئیس جدید گروه شرکت های تاتا منصوب کرد. سایر مدیران شرکت تاتا با این تصمیم مخالف بودند و به دنبال اعتراض آنها به عدم صلاحیت راتان برای مدیریت، این موضوع در دست بررسی قرار گرفت. در نتیجه  سوالاتی در مورد توانایی راتان تاتا در اداره شرکت پرسیده شد.

اما راتان موفق شد موفقیت مالی بخش صنایع تاتا را بهبود بخشد و رشد سازمان تحت رهبری خود را گسترش دهد. راتان تاتا مدیریت و چشم انداز این بخش را دگرگون کرد و توانست سود قابل توجهی را به این شرکت اختصاص دهد. او همچنین به عضویت شورای تجارت و صنعت درآمد و در هیئت مشورتی مرکز رند با هدف سیاستگذاری آسیا و اقیانوسیه همکاری کرد و همچنین در برنامه ابتکار ایدز هند نیز حضور فعالی دارد.

راتان تاتا همچنین در هیئت مشاوره بین المللی کمپانی میتسوبیشی فعالیت دارد. علاوه بر این او همکاری موثری با گروه بین المللی آمریکا، شرکت جی پی مورگان چیس و کمپانی بوز آلن همیلتون دارد.
در هفتاد و پنجمین سالگرد تولد خود، یعنی در ۲۸ دسامبر ۲۰۱۲ راتان تاتا از سمت ریاست گروه تاتا استعفا داد و سیروس میستری، مدیرعامل گروه شاپورجی پالونجی جانشین وی شد. راتان حتی پس از بازنشستگی یک تاجر موفق محسوب می شود و همچنان در این صنعت فعال است و در فعالیت های آینده دار سرمایه گذاری می کند.

اقدامات حائز اهمیت راتان تاتا

راتان به عنوان رئیس گروه تاتا توانست به اعتبار و وجهه بین المللی شرکت تاتا دست یابد. موفقیت مالی حیرت انگیز این شرکت، موجب شد گروه تاتا به بورس اوراق بهادار نیویورک وارد شود و تحت نظارت او این مجموعه با خرید شرکت های زیادی از جمله تتلی، جگوار لندرور و کوروس به یک برند جهانی تبدیل شد.

راتان تاتا کارآفرین و مدیر گروه تاتا

راتان تاتا در طراحی و ساخت اتومبیل های تاتا نانو و تاتا ایندیکا نقش اساسی داشت. او همچنین اهمیت بسیار زیادی برای امور بشر دوستانه قائل است و خیرخواه برجسته ای است. به طوری که بیش از ۵۰٪ از سهام خود در مجموعه تاتا را در امور خیرخواهانه سرمایه گذاری کرده است. یکی از اهداف اصلی زندگی او بالا بردن کیفیت زندگی مردم هند همراه با رشد انسانی است.
جوایز و دستاوردها
در سال ۲۰۰۰ ، پادما بوشن، سومین افتخار عالی غیر نظامی توسط دولت هند به راتان تاتا اعطا شد. در سال ۲۰۰۴، او مدال جمهوری شرقی اروگوئه را از دولت اروگوئه دریافت کرد.
در سال ۲۰۰۵، موسسه بین المللی B’nai B’rith به او جایزه موفقیت برجسته بین المللی را اعطا کرد. در سال ۲۰۰۷ راتان تاتا موفق به اخذ فلوشیپ افتخاری دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی لندن شد.
در سال ۲۰۰۸ نیز پادما ویبوسان دومین افتخار عالی غیر نظامی توسط دولت هند به راتان اعطا گردید. در سال ۲۰۰۹، دولت ایتالیا جایزه افسر بزرگ، نشان افتخار جمهوری ایتالیا را به راتان تاتا اعطا کرد. در سال ۲۰۰۹ به پاس فعالیت های او‌ در صنعت به او نشان افتخاری فرمانده شوالیه امپراتوری بریتانیا اعطا شد.
در سال ۲۰۱۰، او جایزه کسب و کار برای صلح اسلو را که توسط بنیاد کسب و کار برای صلح اعطا می شود، برنده شد.
در سال ۲۰۱۴، راتان تاتا موفق به اخذ نشان شوالیه افتخاری بزرگ امپراتوری بریتانیا شد.

زندگی شخصی و میراث راتان تاتا

مدرک تحصیلی راتن تاتا لیسانس است. راتان به خاطر سبک زندگی خود که اجازه نمی دهد اطلاعات زیادی درباره زندگی شخصی خود منتشر شود، مشهور است. او در یک خانه ساده در بمبئی اقامت دارد و با ماشین خود که یک تاتا سدان است رانندگی می کند.

دارایی خالص او ۱ میلیارد دلار برآورد شده است. بخش عمده دارایی راتن تاتا به فعالیت او در مجموعه تاتا برمی گردد.

بیل آکمن کارآفرین و مدیر صندوق سرمایه گذاری Pershing Square

بیل آکمن کارآفرین و مدیر صندوق سرمایه گذاری Pershing Square

بیل آکمن مدیر صندوق های سرمایه گذاری Pershing Square سرمایه گذار و کارآفرین آمریکایی است که در سال ۲۰۰۴ صندوق سرمایه گذاری “Pershing Square” را تاسیس کرد و به عنوان مدیر عامل آن فعالیت می کند. او مدرک مدیریت کسب و کار خود را از مدرسه کسب و کار هاروارد دریافت، و کار خود را در بخش املاک و مستغلات آغاز کرد. در ابتدا برای پدرش در “Ackman Brothers & Singer Inc” فعالیت می کرد.

سپس شرکت سرمایه گذاری “Gotham Partners” را به همراه دیوید پی برکوویتز تاسیس کرد.  پس از مدتی این شرکت که سرمایه گذاری های اندکی در زمینه سازمان های دولتی انجام داد ورشکسته شد. در نتیجه بیل آکمن بار دیگر در زمینه صندوق های سرمایه گذاری تلاش کرد و در سال ۲۰۰۴ شرکت مدیریت صندوق های سرمایه گذاری “Pershing Square” را تاسیس کرد.

در دسامبر سال ۲۰۱۵، مجموع دارایی های این شرکت بالغ بر ۱۲.۴ میلیارد دلار آمریکا بود. او همچنین اتحادیه سرمایه گذاری عظیم انگلیس “Pershing Square Holdings” را که در سال ۲۰۱۲ تاسیس شد، مدیریت می کند. اگر چه بیل آکمن خود را به عنوان یک سرمایه گذار فعال توصیف می کند، اما گاها به عنوان یک سرمایه گذار متخلف شناخته می شود.

همچنین به دلیل سبک سرمایه گذاری که به کار می برد، همواره علاوه بر ستایش، انتقاداتی نیز از او شده است. برخی از فعالیت های قابل توجه بازار بیل در این بازار شامل خرید سهام در “Chipotle Mexican Grill” ، “Valeant Pharmaceuticalsو “Target Corporation” است. علاوه بر این او یکی از بزرگترین سهامداران راه آهن کانادا و اقیانوس آرام (CPR) است و در طول بحران مالی سال ۲۰۰۸، مهم‌ترین سهامدار راه آهن شد.

بیل آکمن کارآفرین و مدیر صندوق سرمایه گذاری Pershing Square

بیل آکمن کارآفرین و مدیر صندوق سرمایه گذاری Pershing Square

دوران کودکی و سال های ابتدایی زندگی بیل آکمن

بیل آکمن در یازدهم ماه می ۱۹۶۶ از رونی وان (خواننده پوزنر) و لارنس دیوید آکمن به دنیا آمد. خانواده بیل بسیار متمول و یهودی بودند. پدر بیل به عنوان مدیر “Ackman– Ziff Real Estate Group” ، یک شرکت املاک و مستغلات در نیویورک فعالیت می کرد.
بیل آکمن در چاپاوا، و شهرستان وستچستر نیویورک بزرگ شد. سپس  در کالج هاروارد تحصیل کرد و در سال ۱۹۸۸ تقدیرنامه مدیریت کسب و کار خود را از این کالج اخذ کرد. در پایان نامه خود با عنوان «مقیاس گذاری دیوار پیچک: تجربه آمریکایی های یهودی و آسیایی در پذیرش هاروارد» مطالب مهمی در مورد سیاست های پذیرش دانشکده نوشت. سپس بیل تحصیلات خود را در دانشکده کسب و کار هاروارد ادامه داد و در سال ۱۹۹۲ مدرک مدیریت کسب و کار خود را اخذ کرد.

حرفه بیل آکمن

ویلیام آلبرت آکمن فعالیت حرفه ای خود را در تجارت املاک و مستغلات آغاز کرد و در شرکت رهن املاک و مستغلات تجاری در نیویورک، “Ackman Brothers & SingerInc” کار می کرد، این شرکت با مدیریت پدر بیل اداره می شد.
در سال ۱۹۹۲، بیل به همراه هم کلاسی خود در دانشگاه هاروارد دیوید پی. برکوویتز، شرکت سرمایه گذاری “Gotham Partners” را تاسیس کرد. این شرکت با هدف سرمایه گذاری های اندک در سازمان های دولتی فعالیت خود را آغاز کرد. بیل آکمن از سال ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۳ به عنوان مدیر سرمایه گذاری در شرکت های Gotham LP” ، “Gotham III LP و “Gotham Partners International” فعالیت داشت.

آکمن در سال ۱۹۹۵ به شرکت مجامع و هلدینگ سرمایه گذاری آمریکایی مستقر در شهر نیویورک “Leucadia National” برای خرید مرکز راکفلر در مزایده پیشنهاد داد. اگر چه این معامله عملی نشد، اما این اقدام بیل آکمن توجه سرمایه گذاران را به سمت “Gotham Partners” جلب کرد. در نهایت نظر مثبت بسیاری برای سرمایه گذاری در پروژه های منتسب به شرکت آکمن جلب شد و منجر به جلب مشتری بسیار این شرکت و ۵۰۰ میلیون دلار دارایی تا سال ۱۹۹۸ شد.
در سال ۲۰۰۲، شرکت “Gotham Partners'” با بسیاری از سرمایه گذاران در شرکت های مرتبط وارد دعاوی حقوقی شد. بیل آکمن سرانجام به دلیل بدهی های بسیاری که داشت مجبور شد وجوه این شرکت را در سال ۲۰۰۳ تصفیه کند.

او در طی بحران مالی سال ۲۰۰۸ تلاش کرد تا به سرمایه گذاران، خریداران و آژانس های رتبه بندی در مورد مدل های تجاری پر خطر “MBIA” ‌هشدار دهد. کریستین ریچارد گزارشگر خبر بلومبرگ  کتابی با عنوان بازی اعتماد به نفس در مورد نبرد آکمن با MBIA نوشت.

بیل آکمن کارآفرین و مدیر صندوق سرمایه گذاری Pershing Square

همچنین در سال ۲۰۰۳، بیل آکمن با کارل ایکان، تاجر و سرمایه گذار و نیکوکار آمریکایی، در مورد معامله ای با “Hallwood Realty” درگیر شد. این اختلافات به دادخواستی منجر شد که در نهایت پس از هشت سال به نفع آکمن خاتمه یافت. دادگاه ایکان را موظف کرد ۹ میلیون دلار به بیل آکمن بپردازد.
در سال ۲۰۰۴، بیل شرکت مدیریت صندوق های سرمایه گذاری آمریکایی “PershingSquare” را با سرمایه اولیه حدود ۵۴ میلیون دلار تاسیس کرد. بودجه این شرکت توسط بیل و شریک تجاری سابق او “Leucadia National” تامین شد.

بیل آکمن به عنوان مدیر عامل و مدیر پورتفولیو “Pershing Square” فعالیت می کند و تحقیقات داخلی را انجام می دهد و از استراتژی های کوتاه و بلند مدت برای سرمایه گذاری در بازارهای سهام عمومی در سراسر جهان استفاده می کند.
این شرکت مقدار قابل توجهی از سهام فروشگاه های زنجیره ای فست فود “Wendy’sInternational” را خریداری کرد و آن را به فروش شعبه پیراشکی خود، تیم هورتونز مجبور کرد. در سپتامبر ۲۰۰۶، شعبه های تیم هورتونز وابسته به “Wendy’sInternational” از بین رفت. از طریق عرضه اولیه عمومی سهام، در ازای پرداخت ۶۷۰ میلیون دلار به سرمایه گذاران وندی شعبه های تیم هورتونز فروخته شد. اختلاف در مورد جانشین اجرایی باعث شد تا آکمن سهام خود را بفروشد، و این اقدام سود قابل توجهی برای او به همراه آورد و منجر به سقوط عمده قیمت سهام این شرکت شد.

شرکت بیل آکمن در دسامبر ۲۰۰۷، ۱۰٪ سهام “Target Corporation” را خریداری کرد و در حال حاضر ۷.۸٪ سهام آن را در اختیار دارد.
شرکت مدیریت سرمایه گذاری آکمن در ۹ ژانویه ۲۰۰۹،  ۷.۴٪ از سهام “”General Growth Properties (GGP) را خریداری کرد و بدین ترتیب پس از شرکت مدیریت دارایی بروکفیلد، در جایگاه دوم بزرگترین سهامداران قرار گرفت.

بیل آکمن کارآفرین و مدیر صندوق سرمایه گذاری Pershing Square

دیگر سرمایه گذاری های “Pershing” شامل سهام قابل توجه مالکیت در “J.C. Penney” در سال ۲۰۱۰ و یک درصد از سهام “Procter & Gamble” که تا اواخر سال ۲۰۱۳ کاهش یافت. “Pershing” همچنین ۹.۹٪ سهام “Chipotle Mexican Grill” را در سپتامبر ۲۰۱۶ خرید.

بیل آکمن همچنین شرکت سرمایه گذاری انگلیس “Pershing Square Holdings” را که توسط “Pershing” در دسامبر ۲۰۱۲ راه اندازی شد، مدیریت می کند که سرمایه گذاری های طولانی مدت را در شرکت های آمریکای شمالی انجام می دهد.

همچنین بیل آکمن یک موقعیت معامله کوتاه ۱ میلیارد دلاری در “Herbalife”، شرکت توسعه دهنده و بازاریاب مکمل های کاهش وزن و ویتامین را ایجاد کرد. اما بلافاصله در دسامبر ۲۰۱۲ با ارائه یک گزارش تحقیقاتی، از مدل تجاری بازاریابی شرکت انتقاد کرد و آن را به عنوان “طرح هرمی” توصیف کرد.
اگرچه “Herbalife” چنین ادعاهایی را انکار کرد، اما در مارس ۲۰۱۴ این ادعا توسط کمیسیون تجارت فدرال ایالات متحده تایید شد. آکمن در آن سال برای راه اندازی کمپین عمومی علیه این شرکت، ۵۰ میلیون دلار هزینه کرد. در نتیجه این شرکت با تغییر مدل تجاری خود موافقت کرد و مبلغ ۲۰۰ میلیون دلار پرداخت و موضوع را با “کمیسیون تجارت فدرال ایالات متحده” در ژوئیه ۲۰۱۶ حل و فصل کرد.

زندگی شخصی

بیل آکمن در ۱۰ ژوئیه ۱۹۹۴، با کارن آن هرسکویتس ازدواج کرد و حاصل این ازدواج سه فرزند بود. این زوج در سال ۲۰۱۷ طلاق گرفتند.
آکمن به دلیل فعالیت های خیرخواهانه خود بسیار مشهور است. او شخصاً ۶.۸ میلیون دلار به مرکز تاریخ یهود کمک کرده در حالی که بنیاد وی ۱.۱ میلیون دلار به “Centruion Ministries” موسسه ای برای آزادی زندانیان جرایم غیر عمد در پرینستون، نیوجرسی و پروژه معصومیت در شهر نیویورک کمک کرده است. او یکی از امضا کنندگان کمپین “The Giving Pledge” است و متعهد شده است که حداقل نیمی از دارایی خود را در جهت اهداف خیرخواهانه اهدا کند. به گفته مجله فوربز، دارایی خالص بیل آکمن در فوریه ۲۰۱۸، ۱.۰۹ میلیارد دلار است.

الیزابت هولمز

الیزابت هولمز مدیر عامل ترانوس و کارآفرینی که به کلاهبرداری متهم شد

الیزابت هولمز متولد ۳ فوریه ۱۹۸۴ یک کارآفرین آمریکایی و بنیانگذار و مدیر عامل ترانوس، یک شرکت فناوری بهداشت بود که در حال حاضر منحل شده است. این شرکت در ابتدای تاسیس، انقلابی در آزمایش خون با استفاده از روش های آزمایش نوظهور محسوب میشد.

تیم الیزابت هولمز ادعا کردند که می توانند با استفاده از حجم ناچیزی خون (مانند یک قطره خون از نوک انگشت) فرایند آزمایش خون و بیماری هایی مانند سرطان و کلسترول بالا را تشخیص دهند.

بر اساس ادعای ترانوس این آزمایشات با استفاده از دستگاه های کوچک خودکاری اجرا می شود که توسط این توسعه یافته است. فوربز در سال ۲۰۱۵، بر اساس ارزیابی های انجام شده و  ارزش ۹ میلیارد دلاری شرکت ترانوس، هولمز را به عنوان جوان ترین و ثروتمندترین میلیاردر زن خودساخته در آمریکا معرفی کرد. اما به دنبال افشای کلاهبرداری احتمالی الیزابت هولمز و منحل شدن شرکت ترانوس، فوربز برآورد منتشر شده از ارزش خالص او را به صفر رساند، و هولمز را به عنوان «ناامید کننده ترین مدیر جهان» معرفی کرد.

اعتبار ترانوس تا حدی به علت روابط شخصی هولمز، اختراعات او و توانایی او در متقاعد کردن دیگران و جذب نیرو از افراد با نفوذی از جمله هنری کیسینجر، هیلاری کلینتون، جورج شولتز، جیمز ماتیس و بتسی دیووس بود.

حرفه هولمز، ظهور و انحلال شرکت او و عواقب بعدی آن موضوع کتاب «خون بد: اسرار و دروغ ها در استارتاپ دره سیلیکون ولی» است که توسط جان استریو خبرنگار وال استریت ژورنال نوشته شده است. همچنین یک فیلم مستند HBO به نام «مخترع: به دنبال خون در سیلیکون ولی» ساخته شده است.

الیزابت هولمز مدیر عامل ترانوس

اوایل زندگی الیزابت هولمز

هولمز در واشنگتن دی سی به دنیا آمد. پدرش در شرکت انرون فعالیت می کرد و پس از آن سمت های اجرایی را در سازمان های دولتی مانندUSAID ،EPA و USTDA بر عهده داشت. مادر الیزابت نیز به عنوان کارمند کمیته کنگره کار می کرد.
هولمز در مدرسه سنت جان در هوستون تحصیل کرد. در دوران دبیرستان، او به برنامه نویسی رایانه علاقه داشت و اولین کسب و کار خود را با فروش کامپایلرهای C ++ به دانشگاه های چین آغاز کرد.

والدین او تدریس خصوصی زبان ماندارین را در خانه ترتیب داده بودند و در اواسط دوره دبیرستان، هولمز شروع به شرکت در برنامه تابستانی ماندارین دانشگاه استنفورد کرد. در سال ۲۰۰۱، هولمز در دانشگاه استنفورد حضور یافت و در آنجا مهندسی شیمی خواند و به عنوان محقق دانشجویی و دستیار آزمایشگاه در دانشکده مهندسی فعالیت کرد.

پس از پایان سال اول تحصیل، هولمز در آزمایشگاهی در موسسه ژنوم سنگاپور کار کرد و آزمایش سندرم حاد تنفسی را از طریق جمع آوری نمونه های خون با سرنگ انجام داد. او در سال ۲۰۰۳ اولین درخواست ثبت اختراع خود را برای یک دستگاه پزشکی پوشیدنی تحویل داد که برای انجام کارهایی مانند تنظیم دوز دارویی مورد نیاز و پایش خون به کار می رفت.

در مارس ۲۰۰۴، الیزابت هولمز از دانشکده مهندسی استنفورد انصراف داد و از پول شهریه خود به عنوان بودجه برای تاسیس یک شرکت فناوری مراقبت های بهداشتی استفاده کرد.

تاسیس شرکت ترانوس

الیزابت هولمز در ابتدا برای «دموکراتیک کردن مراقبت های بهداشتی» شرکت Real-Time Cures را در پالو آلتو، کالیفرنیا تاسیس کرد. ترس او از سوزن انگیزه ای برای ایده آزمایش خون فقط با استفاده از مقادیر کم خون بود.

هنگامی که هولمز این ایده را برای استاد پزشکی خود فیلیس گاردنر در استنفورد توضیح داد، گاردنر مخالفت خود را اعلام کرد و عقیده داشت که این ایده عملی نخواهد بود. چندین استاد پزشکی متخصص دیگر نیز همین حرف را به هولمز گفتند. با این حال، الیزابت هولمز تسلیم نشد و موفق شد رابرتسون مشاور و رئیس خود را در دانشکده مهندسی، برای حمایت از این ایده متقاعد کند.

در سال ۲۰۰۳، هولمز نام این شرکت را Theranos (تلفیقی از دو کلمه درمان و تشخیص) گذاشت. رابرتسون اولین عضو هیئت مدیره شرکت شد و هولمز را به سرمایه گذاران ریسک پذیر دیگری معرفی کرد.
الیزابت هولمز به شدت تحت تاثیر بنیانگذار اپل استیو جابز بود و عمدا از سبک او کپی می کرد و مانند او یک ژاکت سیاه و یقه دار می پوشید. او در بیشتر سخنرانی های خود با صدای بم صحبت می کرد، اگرچه بعدا یکی از همکاران سابق ترانوس ادعا کرد که صدای طبیعی او چند اکتاو بالاتر است.

الیزابت موفق شد سرمایه گذاران بیشتری را به شرکت خود جذب کند و به دلیل تشکیل درخشان ترین هیئت مدیره در تاریخ شرکت های ایالات متحده طی آنها سال ها شناخته شد.
ترانوس در سکوت و بدون وب سایت و انتشار خبری فعالیت می کرد تا در سپتامبر ۲۰۱۳ از مشارکت با Walgreens برای راه اندازی مراکز جمع آوری نمونه خون در فروشگاه ها خبر داد. توجه رسانه ها به شرکت الیزابت هولمز در سال ۲۰۱۴ و با انتشار خبری در مورد آن فوربز بیشتر شد.

در آن سال ترانوس ۹ میلیارد دلار ارزش داشت و بیش از ۴۰۰ میلیون دلار سرمایه جمع آوری کرده بود. تا پایان سال ۲۰۱۴، نام او در ۱۸ ثبت اختراع ایالات متحده و ۶۶ اختراع ثبت شده خارجی وجود داشت. در طول سال ۲۰۱۵، هولمز با کلینیک Cleveland ، Capital BlueCross و AmeriHealth Caritas برای استفاده از فناوری ترانوس توافق کرد.

الیزابت هولمز مدیر عامل ترانوس

سقوط ترانوس

جان کریرو از وال استریت ژورنال پس از اظهار نظر متخصصی که تصور می کرد دستگاه آزمایش خون ترانوس مشکوک به نظر می رسد، تحقیقات مخفی و چند ماهه ای را در مورد این شرکت آغاز کرد. کریرو با کارمند سابق ترانوس صحبت کرد و اسناد شرکت را به دست آورد.

وقتی هولمز از تحقیقات مطلع شد، از طریق وکیل خود، دیوید بویز، برای جلوگیری از انتشار این اطلاعات اقدام کرد. وی همچنین تهدیدهای قانونی و مالی علیه وال استریت ژورنال و افشاگران اعمال کرد.

در اکتبر ۲۰۱۵، علی رغم تهدیدهای قانونی الیزابت هولمز، این خبرنگار در مقاله ای نحوه ارائه نتایج آزمایش نادرست توسط دستگاه آزمایش خون ادیسون شرکت ترانوس را توضیح داد و ادعا کرد که این شرکت در بیشتر آزمایشات خود از ماشین های موجود در بازار که توسط سایر سازندگان ساخته شده استفاده کرده است.

کریرو در مقالات دیگری نیز به افشاگری در مورد هولمز ادامه داد و در سال ۲۰۱۸ کتابی با عنوان خون بد: راز ها و دروغ ها در استارتاپ سیلیکون ولی منتشر کرد، که جزئیات تحقیقات خود در مورد ترانوس را ارائه می داد. اما در نهایت هولمز همه این ادعاها را رد کرد.

این اتهامات ادامه داشت تا اینکه در ژوئیه ۲۰۱۶، CMS رسما هولمز را از مالکیت، فعالیت یا مدیریت شرکت آزمایش خون به مدت دو سال ممنوع کرد. ترانوس این تصمیم را به هیئت تجدیدنظر وزارت بهداشت و خدمات انسانی ایالات متحده واگذار کرد. اندکی پس از آن، والگرین به روابط خود با ترانوس پایان داد و مراکز جمع آوری خون فروشگاهی خود را تعطیل کرد.

FDA همچنین به این شرکت دستور داد تا از دستگاه “Capillary Tube Nanotainer”  خود که یکی از اصلی ترین اختراعات آن است، دست بردارد. در سال ۲۰۱۷، ایالت آریزونا علیه ترانوس شکایت کرد و ادعا کرد که این شرکت ۱.۵ میلیون آزمایش خون به آریزونایی ها فروخته است، در حالی که حقایق مهم مربوط به این آزمایشات را پنهان کرده یا نادرست معرفی کرده است.

در آوریل ۲۰۱۷، این شرکت با توافق در بازپرداخت هزینه آزمایشات به مصرف کنندگان، و پرداخت ۲۲۵،۰۰۰ دلار جریمه مدنی و حق الوکاله، در مجموع ۴.۶۵ میلیون دلار، این دادخواست را حل و فصل کرد.

الیزابت هولمز مدیر عامل ترانوس

ادعای این شرکت مبنی بر جریان درآمد ۱۰۰ میلیون دلاری در سال ۲۰۱۴‌ نیز دروغ بود. در آن سال، این شرکت فقط ۱۰۰۰۰۰ دلار درآمد داشت. در نتیجه هولمز به ممنوعیت مدیریت شرکت دولتی به مدت ۱۰ سال و جریمه ۵۰۰۰۰۰ دلاری محکوم شد.

ترانوس در سال ۲۰۱۵ بیش از ۸۰۰ کارمند داشت. اما به مرور و با حکم دادگاه تمامی آنها را اخراج کرد. در تاریخ ۵ سپتامبر ۲۰۱۸، این شرکت اعلام کرد که روند انحلال رسمی را آغاز کرده است، باقیمانده دارایی آن به طلبکاران توزیع می شود.

در فوریه سال ۲۰۲۰، الیزابت هولمز از دادگاه فدرال درخواست کرد که همه اتهامات علیه او و همکارش بالوانی را لغو کند. یک قاضی فدرال اتهامات را بررسی کرد و حکم داد که برخی از اتهامات باید لغو شود. از آنجا که آزمایش خون ترانوس توسط شرکت های بیمه پزشکی پرداخت می شد، هیچ پولی از بیماران اخذ نشده است. از این رو دادستانی مجاز به استدلال درباره کلاهبرداری از آنها نیست. با این حال، ۱۱ اتهام دیگر الیزابت همچنان باقی ماند.

فعالیت های تبلیغاتی

هولمز برای ارتقای آزمایش خون در مکزیک با کارلوس اسلیم همکاری کرد. در اکتبر ۲۰۱۵، او # Ironsisters را برای کمک به زنان در مشاغل علمی، فنی، مهندسی و ریاضیات اعلام کرد.

افتخارات الیزابت هولمز

قبل از فروپاشی ترانوس، الیزابت هولمز مورد تحسین گسترده قرار گرفت. در سال ۲۰۱۵، هولمز به عنوان عضو هیئت علمی دانشکده پزشکی هاروارد منصوب شد و به عنوان یکی از تاثیرگذارترین افراد در مجله TIME لقب گرفت. هولمز جایزه Under 30 Doers را از فوربز دریافت کرد و در لیست قدرتمندترین زنان آن سال قرار گرفت.

الیزابت هولمز همچنین توسط Glamour به عنوان زن سال برگزیده شد و از دانشگاه Pepperdine مدرک دکتر افتخاری دریافت کرد. هولمز جایزه Horatio Alger را در سال ۲۰۱۵ دریافت کرد، در حالی که جوان ترین دریافت کننده تاریخ این جایزه شناخته شد. او قبلا به عنوان تاجر سال مجله فورچون انتخاب شده بود.

به دنبال تحقیقات گسترده در مورد تخلفات شرکت ترانوس، الیزابت هولمز به کلاهبرداری متهم شد. در سال ۲۰۱۶، فورچون هولمز را به عنوان یکی از ناامید کننده ترین رهبران جهان معرفی کرد. در نهایت رویای هولمز با انحلال شرکت ترانوس پایان یافت.

سام والتون تاجر موفق آمریکایی

سام والتون تاجر موفق آمریکایی و موسس فروشگاه های زنجیره ای وال مارت

سام والتون تاجر موفق آمریکایی به دلیل تاسیس فروشگاه های زنجیره ای خرده فروشی وال مارت که یکی از بزرگترین شرکت های جهان است، شهرت بسیاری دارد.

سام والتون چه کسی است؟

سام والتون پس از سال ها فعالیت در زمینه مدیریت خرده فروشی، اولین وال مارت را در سال ۱۹۶۲ افتتاح کرد. فروشگاه های زنجیره ای او طی ۳۰ سال آینده در سطح بین المللی گسترش یافت و تا سال ۲۰۱۰ به یکی از بزرگترین شرکت های جهان تبدیل شد. والتون در سال ۱۹۸۸ در سن ۷۰ سالگی از سمت مدیر عاملی کناره‌‌ گیری کرد، اما تا زمان مرگش در سال ۱۹۹۲ در این شرکت فعال ماند.

سال های اول زندگی سام والتون

سام مور والتون تاجر پیشگامی که نشان داد فروشگاه های بزرگ خرده فروشی می توانند در مناطق کوچک و روستایی رونق بگیرند، در ۲۹ مارس ۱۹۱۸ در کینگفیشر، اوکلاهما متولد شد. او فرزند اول توماس والتون، بانکدار و همسرش نانسی لی بود. زمانی که والتون نوزاد بود، به همراه خانواده اش به میسوری نقل مکان کردند، جایی که او بزرگ شد. او یک دانش آموز توانمند و ورزشکار قابلی بود تا جایی که به عنوان بازیکن خط حمله تیم فوتبال دبیرستان خود انتخاب شد.

در سال ۱۹۳۶ پس از فارغ التحصیلی از دبیرستان هیکمن در کلمبیا، میسوری، همکلاسی های والتون، او را «پسر همه کاره» نامگذاری کردند. پس از اتمام دوره دبیرستان، والتون در نزدیکی خانه ماند و در دانشگاه میسوری کلمبیا ثبت نام کرد. در سال ۱۹۴۰ با مدرک اقتصاد فارغ التحصیل شد.

اولین شغل خرده فروشی

پس از اتمام کالج، والتون هنگامی که در شرکت J.C Penney، که یک خرده فروشی نسبتاً کوچک بود کار می کرد، اولین تجربه واقعی خود را از دنیای خرده فروشی به دست آورد. والتون پس از خدمت به عنوان کاپیتان ارتش در یک واحد اطلاعاتی در جنگ جهانی دوم، در سال ۱۹۴۵ به زندگی خصوصی خود بازگشت و وام ۲۵۰۰۰ دلاری را از دامادش برای تاسیس اولین فروشگاه خود، دریافت کرد. سپس او یکی از شعبات Ben Franklin را از برادران باتلر اجاره کرد.

در کمتر از دو دهه، والتون با همکاری با برادر کوچکتر خود جیمز، صاحب ۱۵ فروشگاه بن فرانکلین شد. اما ناامیدی از مدیریت این زنجیره، به ویژه تصمیم برای نادیده گرفتن فشار والتون برای گسترش در جوامع روستایی، باعث شد که وی به تنهایی اعتصاب کند.

سام والتون فروشگاه Walton’s Five & Dime را در تابستان سال ۱۹۵۰ افتتاح کرد. دو فروشگاه دیگر نیز در این شهر وجود داشت، اما هیچ یک قیمت های پایین والتون را ارائه نکردند. در نتیجه، شرکت جدید که به سرعت به همان موفقیت قبلی در سرمایه گذاری خود دست یافت، سام والتون را وادار کرد که به دنبال فرصت های سرمایه گذاری دیگری باشد. او بعداً گفت: «شاید این فقط وسوسه من بود که به سراغ سرمایه گذاری بیشتری بروم. و همچنین، نمی خواستم شانس خود را در یک سرمایه گذاری امتحان کنم.»

ساختن یک امپراتوری

تا سال ۱۹۶۰، او صاحب ۱۵ فروشگاه بود. اما او سود مورد نظر خود را به دست نیاورد و فکر می کرد برای این تلاش خود باید پول بیشتری به دست آورد. در نتیجه او تصمیم گرفت استراتژی جدیدی اتخاذ کند. او به طرز چشمگیری قیمت محصولات را به امید کاهش رقابت و ایجاد اختلاف در قیمت از طریق حجم بیشتر فروش، کاهش داد.

این ابتکار جدیدی نبود، اما در آن زمان فروشگاه های زنجیره ای در شهرهای کوچک تمایل داشتند که فقط کالاهای مخصوص را تخفیف دهند. ایده والتون ساخت فروشگاه های بزرگی در شهر های کوچک بود که هر آنچه را که داشتند تخفیف می دادند.

زمانی که مدیران بن فرانکلین ایده او در این باره را قبول نکردند در سال ۱۹۶۲ والتون اولین فروشگاه والمارت را در راجرز، آرکانزاس افتتاح کرد. موفقیت سریعی بود. در سال اول وال مارت شش فروشگاه اضافه کرد، به دنبال آن ۱۳ فروشگاه در هر دو سال بعدی، سپس ۱۴ و بعد از آن ۲۶ فروشگاه به مجموعه زنجیره ای خود اضافه کرد. تا پایان سال ۱۹۸۰، والتون ۲۷۶ فروشگاه داشت و به سرعت پس از آن اقدام به افتتاح حدود ۱۰۰ فروشگاه در سال کرد.

سام والتون تاجر موفق آمریکایی

در سال ۱۹۷۶ وال مارت یک شرکت بازرگانی عمومی بود که ارزش سهام آن در شمال ۱۷۶ میلیون دلار بود. تا اوایل دهه ۱۹۹۰، ارزش سهام وال مارت به ۴۵ میلیارد دلار افزایش یافت. در سال ۱۹۹۱ والمارت از Sears ، Roebuck و Company پیشی گرفت تا بزرگترین خرده فروش کشور باشد. در سال ۱۹۸۳، سام والتون اولین فروشگاه عمده فروشی را برای صاحبان مشاغل کوچک و سایر افرادی که مایل به خرید کالا به صورت عمده بودند، راه‌اندازی کرد. یک بار دیگر، والتون موفق شد. در سال ۱۹۸۵، مجله فوربس سام والتون را با ارزش تقریبی ۲.۸ میلیارد دلار، ثروتمندترین مرد آمریکا معرفی کرد.

والتون موفقیت های زیادی توانست کسب کند. دید وی از فروشگاه خرده فروشی با تخفیف در مناطق روستایی با سبک عرضه و تقاضا همراه بود. سام والتون، که غالباً روزهای کاری خود را از ساعت ۴:۳۰ صبح آغاز میکرد، انتظار داشت نتیجه خوبی به دست آورد. والتون از تغییر مسیر یا تغییر کاربری پرسنل خود در صورت رضایت نداشتن از درآمد حاصله ترسی نداشت.

حتی در چنگال رکود، فروشگاه های والتون موفق شدند. در سال ۱۹۹۱، هنگامی که این کشور در رکود اقتصادی قرار داشت، وال مارت بیش از ۴۰ درصد فروش خود را افزایش داد. اما این موفقیت وال مارت را برای این هدف به ویژه برای بازرگانان شهرهای کوچک و ساکنان دیگر که ادعا می کنند فروشگاه های زنجیره ای غول پیکر، فروشگاه های کوچکتر جامعه و خرده فروشی های مرکز شهر را از بین می برند، ترغیب کرد. با این حال، والتون تلاش کرد تا با این ترس ها مواجه شود، و به خیریه های محلی وعده مشاغل و کمک های مالی داد.

سالهای پایانی

سام والتون شکارچی مشتاق و دوست دار طبیعت بود که تصویر فروتنانه ای را تا زمان مرگش از خود ایجاد کرد. وسیله نقلیه مورد نظر او وانت فورد سال ۱۹۸۵ بود. به همراه همسرش هلن که در سال ۱۹۴۳ با او ازدواج کرد، از سال ۱۹۵۹ در همان خانه در بنتونویل، آرکانزاس زندگی کرد. این زوج دارای چهار فرزند بودند: س. رابسون ، جان ، جیمز و آلیس.

در سال ۱۹۸۵ مجله فوربس والتون را ثروتمندترین مرد ایالات متحده نامگذاری کرد، بیانیه ای که به نظر می رسید بیش از هر چیز دیگری تاجران را تحریک می کند. وی گفت: «تمام آنچه که در مورد ارزش خالص دارایی فردی بیان می شود، احمقانه است و زندگی من را پیچیده تر و دشوارتر کرده است.»

سام والتون تاجر موفق آمریکایی

در طی چند سال آخر عمر، والتون از دو نوع سرطان خون و سرطان مغز استخوان رنج می برد.

درست یک ماه قبل از مرگ وی، سام والتون توسط رئیس جمهور جورج بوش به مدال آزادی ریاست جمهوری مفتخر شد. این آخرین و بزرگترین دستاورد او بود. چند روز بعد، والتون به بیمارستان علوم پزشکی دانشگاه آرکانزاس در لیتل راک رفت و در ۵ آوریل ۱۹۹۳، شش روز پس از تولد ۷۴ سالگی درگذشت. در زمان درگذشت او ارزش خالص دارای او حدود ۲۵ میلیارد دلار بود.

سام والتون خرده فروشی را اختراع نکرد؛ درست همانطور که هنری فورد ماشین را اختراع نکرد. اما همان گونه که خط مونتاژ فورد صنعت آمریکا را متحول کرد، والتون با تخفیف های زیادی که در نظر گرفت، اقتصاد آمریکا را متحول کرد. سام والتون صرفاً شیوه‌ اقتصاد آمریکا را تغییر نداد، بلکه او فلسفه تاسیس کسب ‌و کار خرده فروشی آمریکا را تغییر داد. او قدرت را از تولیدکننده به مصرف کننده انتقال داد که موجب موفقیت فروشگاه های او شد.

۱۰ پیشنهاد سام والتون برای موفقیت در کسب و کار

۱. به تجارت خود متعهد شوید.

۲. سود خود را با همکاران خود به اشتراک بگذارید و مانند شرکای خود با آنها رفتار کنید.

۳. به همکاران خود انرژی دهید.

۴. هر آنچه را که ممکن است به شرکای خود بگویید.

۵. بابت هر کاری که همکارانتان برای موفقیت کسب و کار انجام می دهند قدردانی کنید.

۶. موفقیت خود را جشن بگیرید.

۷. به همه افراد شرکت خود گوش فرا دهید.

۸. فراتر از انتظارات مشتریان خود باشید.

۹. هزینه های خود را بهتر از رقیبان خود مدیریت کنید.

۱۰. مسیر خود را مشخص کنید.

درآمد امروز

کل درآمد وال مارت برای سال مالی منتهی به ژانویه ۲۰۲۰، ۵۲۴ میلیارد دلار بود. این شرکت ۲.۲ میلیون نفر در ۱۱،۷۶۶  فروشگاه خود در جهان استخدام کرده است. در حالی که این شرکت فروشگاهی برای خریداران روستایی دارد، انتظار ۳۸ میلیارد دلار درآمد آنلاین در سال ۲۰۲۰ داشت.