سام والتون تاجر موفق آمریکایی

سام والتون تاجر موفق آمریکایی و موسس فروشگاه های زنجیره ای وال مارت

سام والتون تاجر موفق آمریکایی به دلیل تاسیس فروشگاه های زنجیره ای خرده فروشی وال مارت که یکی از بزرگترین شرکت های جهان است، شهرت بسیاری دارد.

سام والتون چه کسی است؟

سام والتون پس از سال ها فعالیت در زمینه مدیریت خرده فروشی، اولین وال مارت را در سال ۱۹۶۲ افتتاح کرد. فروشگاه های زنجیره ای او طی ۳۰ سال آینده در سطح بین المللی گسترش یافت و تا سال ۲۰۱۰ به یکی از بزرگترین شرکت های جهان تبدیل شد. والتون در سال ۱۹۸۸ در سن ۷۰ سالگی از سمت مدیر عاملی کناره‌‌ گیری کرد، اما تا زمان مرگش در سال ۱۹۹۲ در این شرکت فعال ماند.

سال های اول زندگی سام والتون

سام مور والتون تاجر پیشگامی که نشان داد فروشگاه های بزرگ خرده فروشی می توانند در مناطق کوچک و روستایی رونق بگیرند، در ۲۹ مارس ۱۹۱۸ در کینگفیشر، اوکلاهما متولد شد. او فرزند اول توماس والتون، بانکدار و همسرش نانسی لی بود. زمانی که والتون نوزاد بود، به همراه خانواده اش به میسوری نقل مکان کردند، جایی که او بزرگ شد. او یک دانش آموز توانمند و ورزشکار قابلی بود تا جایی که به عنوان بازیکن خط حمله تیم فوتبال دبیرستان خود انتخاب شد.

در سال ۱۹۳۶ پس از فارغ التحصیلی از دبیرستان هیکمن در کلمبیا، میسوری، همکلاسی های والتون، او را «پسر همه کاره» نامگذاری کردند. پس از اتمام دوره دبیرستان، والتون در نزدیکی خانه ماند و در دانشگاه میسوری کلمبیا ثبت نام کرد. در سال ۱۹۴۰ با مدرک اقتصاد فارغ التحصیل شد.

اولین شغل خرده فروشی

پس از اتمام کالج، والتون هنگامی که در شرکت J.C Penney، که یک خرده فروشی نسبتاً کوچک بود کار می کرد، اولین تجربه واقعی خود را از دنیای خرده فروشی به دست آورد. والتون پس از خدمت به عنوان کاپیتان ارتش در یک واحد اطلاعاتی در جنگ جهانی دوم، در سال ۱۹۴۵ به زندگی خصوصی خود بازگشت و وام ۲۵۰۰۰ دلاری را از دامادش برای تاسیس اولین فروشگاه خود، دریافت کرد. سپس او یکی از شعبات Ben Franklin را از برادران باتلر اجاره کرد.

در کمتر از دو دهه، والتون با همکاری با برادر کوچکتر خود جیمز، صاحب ۱۵ فروشگاه بن فرانکلین شد. اما ناامیدی از مدیریت این زنجیره، به ویژه تصمیم برای نادیده گرفتن فشار والتون برای گسترش در جوامع روستایی، باعث شد که وی به تنهایی اعتصاب کند.

سام والتون فروشگاه Walton’s Five & Dime را در تابستان سال ۱۹۵۰ افتتاح کرد. دو فروشگاه دیگر نیز در این شهر وجود داشت، اما هیچ یک قیمت های پایین والتون را ارائه نکردند. در نتیجه، شرکت جدید که به سرعت به همان موفقیت قبلی در سرمایه گذاری خود دست یافت، سام والتون را وادار کرد که به دنبال فرصت های سرمایه گذاری دیگری باشد. او بعداً گفت: «شاید این فقط وسوسه من بود که به سراغ سرمایه گذاری بیشتری بروم. و همچنین، نمی خواستم شانس خود را در یک سرمایه گذاری امتحان کنم.»

ساختن یک امپراتوری

تا سال ۱۹۶۰، او صاحب ۱۵ فروشگاه بود. اما او سود مورد نظر خود را به دست نیاورد و فکر می کرد برای این تلاش خود باید پول بیشتری به دست آورد. در نتیجه او تصمیم گرفت استراتژی جدیدی اتخاذ کند. او به طرز چشمگیری قیمت محصولات را به امید کاهش رقابت و ایجاد اختلاف در قیمت از طریق حجم بیشتر فروش، کاهش داد.

این ابتکار جدیدی نبود، اما در آن زمان فروشگاه های زنجیره ای در شهرهای کوچک تمایل داشتند که فقط کالاهای مخصوص را تخفیف دهند. ایده والتون ساخت فروشگاه های بزرگی در شهر های کوچک بود که هر آنچه را که داشتند تخفیف می دادند.

زمانی که مدیران بن فرانکلین ایده او در این باره را قبول نکردند در سال ۱۹۶۲ والتون اولین فروشگاه والمارت را در راجرز، آرکانزاس افتتاح کرد. موفقیت سریعی بود. در سال اول وال مارت شش فروشگاه اضافه کرد، به دنبال آن ۱۳ فروشگاه در هر دو سال بعدی، سپس ۱۴ و بعد از آن ۲۶ فروشگاه به مجموعه زنجیره ای خود اضافه کرد. تا پایان سال ۱۹۸۰، والتون ۲۷۶ فروشگاه داشت و به سرعت پس از آن اقدام به افتتاح حدود ۱۰۰ فروشگاه در سال کرد.

سام والتون تاجر موفق آمریکایی

در سال ۱۹۷۶ وال مارت یک شرکت بازرگانی عمومی بود که ارزش سهام آن در شمال ۱۷۶ میلیون دلار بود. تا اوایل دهه ۱۹۹۰، ارزش سهام وال مارت به ۴۵ میلیارد دلار افزایش یافت. در سال ۱۹۹۱ والمارت از Sears ، Roebuck و Company پیشی گرفت تا بزرگترین خرده فروش کشور باشد. در سال ۱۹۸۳، سام والتون اولین فروشگاه عمده فروشی را برای صاحبان مشاغل کوچک و سایر افرادی که مایل به خرید کالا به صورت عمده بودند، راه‌اندازی کرد. یک بار دیگر، والتون موفق شد. در سال ۱۹۸۵، مجله فوربس سام والتون را با ارزش تقریبی ۲.۸ میلیارد دلار، ثروتمندترین مرد آمریکا معرفی کرد.

والتون موفقیت های زیادی توانست کسب کند. دید وی از فروشگاه خرده فروشی با تخفیف در مناطق روستایی با سبک عرضه و تقاضا همراه بود. سام والتون، که غالباً روزهای کاری خود را از ساعت ۴:۳۰ صبح آغاز میکرد، انتظار داشت نتیجه خوبی به دست آورد. والتون از تغییر مسیر یا تغییر کاربری پرسنل خود در صورت رضایت نداشتن از درآمد حاصله ترسی نداشت.

حتی در چنگال رکود، فروشگاه های والتون موفق شدند. در سال ۱۹۹۱، هنگامی که این کشور در رکود اقتصادی قرار داشت، وال مارت بیش از ۴۰ درصد فروش خود را افزایش داد. اما این موفقیت وال مارت را برای این هدف به ویژه برای بازرگانان شهرهای کوچک و ساکنان دیگر که ادعا می کنند فروشگاه های زنجیره ای غول پیکر، فروشگاه های کوچکتر جامعه و خرده فروشی های مرکز شهر را از بین می برند، ترغیب کرد. با این حال، والتون تلاش کرد تا با این ترس ها مواجه شود، و به خیریه های محلی وعده مشاغل و کمک های مالی داد.

سالهای پایانی

سام والتون شکارچی مشتاق و دوست دار طبیعت بود که تصویر فروتنانه ای را تا زمان مرگش از خود ایجاد کرد. وسیله نقلیه مورد نظر او وانت فورد سال ۱۹۸۵ بود. به همراه همسرش هلن که در سال ۱۹۴۳ با او ازدواج کرد، از سال ۱۹۵۹ در همان خانه در بنتونویل، آرکانزاس زندگی کرد. این زوج دارای چهار فرزند بودند: س. رابسون ، جان ، جیمز و آلیس.

در سال ۱۹۸۵ مجله فوربس والتون را ثروتمندترین مرد ایالات متحده نامگذاری کرد، بیانیه ای که به نظر می رسید بیش از هر چیز دیگری تاجران را تحریک می کند. وی گفت: «تمام آنچه که در مورد ارزش خالص دارایی فردی بیان می شود، احمقانه است و زندگی من را پیچیده تر و دشوارتر کرده است.»

سام والتون تاجر موفق آمریکایی

در طی چند سال آخر عمر، والتون از دو نوع سرطان خون و سرطان مغز استخوان رنج می برد.

درست یک ماه قبل از مرگ وی، سام والتون توسط رئیس جمهور جورج بوش به مدال آزادی ریاست جمهوری مفتخر شد. این آخرین و بزرگترین دستاورد او بود. چند روز بعد، والتون به بیمارستان علوم پزشکی دانشگاه آرکانزاس در لیتل راک رفت و در ۵ آوریل ۱۹۹۳، شش روز پس از تولد ۷۴ سالگی درگذشت. در زمان درگذشت او ارزش خالص دارای او حدود ۲۵ میلیارد دلار بود.

سام والتون خرده فروشی را اختراع نکرد؛ درست همانطور که هنری فورد ماشین را اختراع نکرد. اما همان گونه که خط مونتاژ فورد صنعت آمریکا را متحول کرد، والتون با تخفیف های زیادی که در نظر گرفت، اقتصاد آمریکا را متحول کرد. سام والتون صرفاً شیوه‌ اقتصاد آمریکا را تغییر نداد، بلکه او فلسفه تاسیس کسب ‌و کار خرده فروشی آمریکا را تغییر داد. او قدرت را از تولیدکننده به مصرف کننده انتقال داد که موجب موفقیت فروشگاه های او شد.

۱۰ پیشنهاد سام والتون برای موفقیت در کسب و کار

۱. به تجارت خود متعهد شوید.

۲. سود خود را با همکاران خود به اشتراک بگذارید و مانند شرکای خود با آنها رفتار کنید.

۳. به همکاران خود انرژی دهید.

۴. هر آنچه را که ممکن است به شرکای خود بگویید.

۵. بابت هر کاری که همکارانتان برای موفقیت کسب و کار انجام می دهند قدردانی کنید.

۶. موفقیت خود را جشن بگیرید.

۷. به همه افراد شرکت خود گوش فرا دهید.

۸. فراتر از انتظارات مشتریان خود باشید.

۹. هزینه های خود را بهتر از رقیبان خود مدیریت کنید.

۱۰. مسیر خود را مشخص کنید.

درآمد امروز

کل درآمد وال مارت برای سال مالی منتهی به ژانویه ۲۰۲۰، ۵۲۴ میلیارد دلار بود. این شرکت ۲.۲ میلیون نفر در ۱۱،۷۶۶  فروشگاه خود در جهان استخدام کرده است. در حالی که این شرکت فروشگاهی برای خریداران روستایی دارد، انتظار ۳۸ میلیارد دلار درآمد آنلاین در سال ۲۰۲۰ داشت.

والت دیزنی ، کارآفرین و پیشگام صنعت انیمیشن

والت دیزنی ، کارآفرین و پیشگام صنعت انیمیشن

معرفی والت دیزنی کارآفرین و خالق انیمیشن های ماندگار

والت دیزنی (۱۹۰۱ – ۱۹۶۶) تهیه کننده فیلم، چهره با نفوذ رسانه و بنیانگذار شرکت والت دیزنی بود. وی چهره ای شناخته شده در صنعت رسانه و سرگرمی قرن بیستم به شمار آمده و در تولید فیلم های زیادی مشارکت داشت. او با کارمندان خود شخصیت های معروف کارتونی مانند میکی موس و دانلد داک را خلق کرد. نام او همچنین در پارک های موفق دیزنی نیز استفاده شده است. وی در طول زندگی، ۵۹ مرتبه نامزد دریافت جایزه اسکار شد و ۲۲ جایزه را به دست آورد.

اوایل زندگی، والت دیزنی

والت دیزنی در ۵ دسامبر سال ۱۹۰۱ در شیکاگو متولد شد. والدین وی آلمانی / انگلیسی تبار و ایرلندی بودند. در کودکی، خانواده دیزنی بین مارسلین و‌ کانزاس سیتی ایالت میزوری در رفت و آمد بودند و سپس به شیکاگو نقل مکان کردند. دیزنی جوان به هنر علاقه بسیاری نشان داد و در موسسه هنری کانزاس و سپس در موسسه هنری شیکاگو درس هایی در این زمینه فرا گرفت. در نهایت او کاریکاتوریست مجله مدرسه شد. هنگامی که آمریکا به جنگ جهانی اول پیوست، والت مدرسه را ترک کرد و سعی داشت در ارتش ملی ثبت نام کند. وی به دلیل سن کمتر از حد نصاب قانونی رد شد اما بعداً توانست به صلیب سرخ بپیوندد و در اواخر سال ۱۹۱۸ برای رانندگی آمبولانس به فرانسه اعزام شد.

در سال ۱۹۱۹، وی به کانزاس سیتی بازگشت و در آنجا پیش از آنکه در حوزه مورد علاقه خود یعنی صنعت فیلم، اشتغال پیدا کند به مشاغل مختلف پرداخت. این شرکت برای کمپانی تبلیغاتی کانزاس سیتی کار می کرد؛ و او این فرصت را پیدا کرد تا در زمینه انیمیشن که نسبتاً صنعت نوپدیدی بود، شروع به کار کند. والت برای شروع از استعداد خود به عنوان کاریکاتوریست استفاده کرد.

موفقیت اولین کارتون های او باعث شد تا استودیوی خود را با نام Laugh-O-Gram راه اندازی کند. با این حال، محبوبیت کارتون های والت با توانایی او در انجام یک کسب و کار پرسود مطابقت نداشت. شرکت دیزنی با هزینه های بالایی که داشت ورشکست شد. پس از اولین شکست دیزنی، او تصمیم گرفت به هالیوود، کالیفرنیا که محل رشد صنعت فیلم در آمریکا بود، نقل مکان کند. توانایی غلبه بر ناسازگاری، یک ویژگی استاندارد در حرفه والت دیزنی بود.

“تمام سختی هایی که در زندگی داشته ام، همه مشکلات و موانع، من مرا قوی تر کرده است. ممکن است وقتی اتفاق بیفتد آن را درک نکنی، اما مشتی در دهانت ممکن است بهترین اتفاق در جهان باشد.”

والت دیزنی (۱۹۵۷)

والت دیزنی ، کارآفرین و پیشگام صنعت انیمیشن

دیزنی به همراه برادرش روی، شرکت دیگری راه اندازی کرد و به دنبال یافتن توزیع کننده برای فیلم جدید خود، کمدی های آلیس، بر اساس ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب بود.

خلق میکی موس

در سال ۱۹۲۷، استودیوی دیزنی انیمیشن موفق ” اسوالد، خرگوش خوش شانس ” را به تهیه کنندگی یونیورسال استودیوز تولید کرد. با این حال، با حقوقی که یونیورسال استودیوز برای “اسوالد خرگوش خوش شانس” در اختیار داشت، والت نتوانست از این موفقیت سودی ببرد. وی پیشنهاد یونیورسال را برای تهیه کنندگی رد کرد و خودش کار را بر عهده گرفت. در این مرحله بود که او شخصیت میکی موس (در ابتدا با نام مورتیمر موس) را خلق کرد. آب آیورکس میکی ماوس را کشید، و صداپیشگی این شخصیت توسط خود والت انجام شد.

کارتون های میکی موس به همراه موسیقی متن، بسیار مشهور شدند که باعث افزایش شهرت و قدرت روز افزون شرکت دیزنی گردید. مهارت والت دیزنی این بود که به کارتون های خود ویژگی های باور کردنی زندگی واقعی را می داد. مخاطب داستان را به واسطه استفاده پیشگامانه او از داستان های بلند و ویژگی های اخلاقی، به سادگی تصور می کردند.

در سال ۱۹۳۲، او اولین جایزه اسکار خود را برای بازسازی رنگی انیمیشن محبوب ” Flowers and trees ” دریافت کرد. او همچنین یک جایزه ویژه آکادمی برای میکی موس دریافت کرد. در سال ۱۹۳۳، او موفق ترین کارتون خود را در تمام دوران “سه خوک کوچک” (۱۹۳۳) با آهنگ معروف ” چه کسی از گرگ بزرگ بد می ترسد” ساخت؛ که موفق به کسب دومین جایزه اسکار شد.

در سال ۱۹۳۴، والت دیزنی جاه طلبانه ترین پروژه خود تا به امروز را آغاز کرد. او آرزو داشت یک انیمیشن بلند با عنوان “سفید برفی و هفت کوتوله” بسازد. بسیاری اعتقاد داشتند که این پروژه یک شکست تجاری خواهد بود. اما با استفاده از تکنیک های جدید فیلمبرداری، این انیمیشن با نتایج درخشانی روبرو شد. تقریباً سه سال طول کشید تا فیلمبرداری آن تمام شود، بعد از اینکه دیزنی تمام سرمایه اش را از دست داد، این انیمیشن در سال ۱۹۳۷ اکران شد. اما استقبال جدی از فیلم، آن را به موفق ترین فیلم سال ۱۹۳۸ تبدیل کرد و در اولین اکران آن ۸ میلیون دلار فروخت.

این فیلم دارای ارزش تولید بسیار بالایی بود، اما دیزنی افسانه فیلم را برای اولین بار به تصویر کشید. والت دیزنی جایی گفته بود که او هیچ وقت فیلم هایی را برای منتقدان تولید نکرده است، بلکه برای عموم مردم ساخته است. وی در پاسخ به انتقاد مبنی بر اینکه تولیدات وی تا حدودی چرند است، پاسخ داد:

“خیلی خوب، من چرند هستم اما فکر می کنم تقریباً صد و چهل میلیون نفر در این کشور وجود دارند که دقیقاً مثل من هستند. ”

والت دیزنی می دانست مردم دوست دارند چه چیزی تماشا کنند و در این زمینه توانایی فوق العاده ای داشت.

پس از موفقیت سفید برفی و هفت کوتوله، استودیو چندین انیمیشن موفق دیگر مانند “پینوکیو”، “پیتر پن”، “بامبی” و “باد در میان بیدها” تولید کرد. پس از ورود آمریکا به جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۱، این عصر طلایی از انیمیشن محو شد و استودیو دیزنی با ساخت فیلم های تبلیغاتی غیر سودآور، ادامه داد.

موفقیت والت دیزنی پس از جنگ

در طول جنگ، تقاضای انیمیشن کارتونی به مراتب کمتر بود. تا اواخر دهه ۱۹۴۰ طول کشید تا دیزنی بخشی از درخشش و موفقیت خود را بازیابد. او تولید سیندرلا و همچنین پیتر پن (که در طول جنگ به آن پناه آورده بود) را به پایان رساند، در دهه ۵۰، کمپانی والت دیزنی شروع به گسترش فعالیت خود در زمینه فیلم های اکشن محبوب کرد. آنها چندین فیلم موفق مانند “جزیره گنج” (۱۹۵۰) ، ” ۲۰۰۰۰ فرسنگ زیر دریا” (۱۹۵۴) و “پولیانا” (۱۹۶۰) را تولید کردند.

در نوآوری دیگری، استودیو دیزنی یکی از اولین نمایش های مخصوص کودکان را با نام کلاب میکی موس تولید کرد. در دهه ۱۹۶۰ امپراتوری دیزنی با موفقیت گسترش یافت. در سال ۱۹۶۴، آنها موفق ترین فیلم خود تا آن زمان را با نام “مری پاپینز” تولید کردند.

دیزنی لند

در اواخر دهه ۱۹۴۰، والت دیزنی شروع به ساختن تم پارک والت دیزنی کرد. او آرزو داشت تم پارک مانند چیزی باشد که تاکنون روی زمین ایجاد نشده است. به ویژه، او می خواست که این مکان یک دنیای جادویی برای کودکان باشد و با قطار احاطه شود. دیزنی از زمان کودکی علاقه زیادی به قطارها داشت و مرتباً قطارهایی که از نزدیکی خانه آنها می گذشتند را تماشا می کرد. مشخصه والت دیزنی این بود که برای تلاش در تحقق چیزهای جدید، حاضر بود خطرات زیادی انجام دهد.

“به نظر من شجاعت مهمترین کیفیت رهبری است، و مهم نیست که در کجا اعمال می شود. معمولاً این امر به ویژه در نوآوری ها خطرات خود را نشان می دهد. شجاعت برای شروع چیزی و ادامه آن، روحیه پیشگامانه و ماجراجو برای امتحان کردن راه های جدید، غالباً در سرزمین پر از فرصت ما ضروری است. “

کتاب زمینه های فکری دیزنی (۲۰۰۰) توسط بیل کپوداگلی

پس از چندین سال برنامه ریزی و ساخت و ساز، دیزنی لند در ۱۷ ژانویه سال ۱۹۵۵ افتتاح شد. بخشی از صحبت های دیزنی در افتتاحیه آن:

” به همه کسانی که به این مکان شاد می آیند، خوش آمد می گویم. دیزنی لند سرزمین شماست. در اینجا خاطرات دلنشین گذشته یادآوری می شود و جوانان ممکن است از چالش و نوید آینده بهره مند شوند. دیزنی لند به ایده آل ها، رویاها و حقایق سختی که آمریکا را ایجاد کرده، اختصاص یافته است. با این امید که منشأ شادی و برای همه جهان الهام بخش باشد. ”

پایان زندگی والت دیزنی

موفقیت دیزنی لند، والت را ترغیب کرد تا پارک دیگری در اورلاندو، فلوریدا بسازد. در سال ۱۹۶۵ یک تم پارک دیگر ساخته شد. والت دیزنی در ۱۵ دسامبر ۱۹۶۶ بر اثر سرطان ریه درگذشت. وی در طول زندگی به شدت سیگار می کشید.

پس از مرگ وی، برادرش روی برای رهبری شرکت دیزنی انتخاب شد، اما این شرکت رهبری و نبوغ والت دیزنی را از دست داد. دهه ۱۹۷۰ دوره افول والت دیزنی قبل از دهه ۱۹۸۰ بود، در دهه ۱۹۸۰ نسل جدیدی از فیلم ها، مانند “چه کسی برای راجر رابیت پاپوش دوخت” (۱۹۸۸) و “شاه شیر” (۱۹۹۴) ساخته شد.

علاوه بر این، دیزنی یک دانشگاه، موسسه هنر کالیفرنیا، معروف به کال آرتز ایجاد و از آن حمایت مالی کرد. وی اهمیت زیادی برای آموزش هنر قائل بود؛ جایی که افراد به اشکال مختلف می توانند در کنار هم کار کنند، رویا بکشند و فعالیت هنری خود را توسعه دهند.

در زمان مرگ والت دیزنی، شرکت های او احترام، تحسین و یک امپراتوری تجاری به ارزش بیش از ۱۰۰ میلیون دلار در سال به دست آورده بودند، اما دیزنی را هنوز هم به عنوان مردی که تقریباً چهل سال قبل میکی موس را خلق کرده بود، به یاد می آورند.

اندرو کارنگی ، صنعتگر و نیکوکار اسکاتلندی

اندرو کارنگی ، صنعتگر و نیکوکار اسکاتلندی

اندرو کارنگی چطور به یک صنعتگر بزرگ تبدیل شد؟

اندرو کارنگی ، کارآفرین، سرمایه دار و صنعتگر آمریکایی و متولد اسکاتلند بود که ثروت خود را در صنعت فولاد به دست آورد و سپس به اقدامات خیرخواهانه بسیاری روی آورد. اندرو کارنگی قبل از رسیدن به مقام سرپرستی واحد مدیریت شرکت پنسیلوانیا در سال ۱۸۵۹ و زمانی که یک پسربچه بود، در یک کارخانه کتان کار می کرد. بعدها در حالی که برای شرکت راه آهن کار می کرد، در سرمایه گذاری های مختلف از جمله شرکت های آهن و نفت سرمایه گذاری کرد و اولین ثروتش را در اوایل دهه ۳۰ زندگی خود به دست آورد. در اوایل دهه ۱۸۷۰، او وارد صنعت فولاد شد و طی دو دهه بعدی به یک نیروی غالب در این صنعت تبدیل شد.

در سال ۱۹۰۱، او شرکت فولاد کارنگی را با قیمتی حدود ۴۸۰ میلیون دلار به بانکداری به نام جان پیرپونت مورگان فروخت. پس از آن کارنگی خود را وقف امور بشردوستانه کرد و تا پایان عمر بیش از ۳۵۰ میلیون دلار صرف فعالیت های خیرخواهانه کرد.

آشنایی با تجربیات و زندگی افراد موفق الهام بخش و راهنمای خوبی برای پیمودن مسیر موفقیت است. هر انسانی بسته به شرایط و توانایی های خود می تواند انتخابی بین کمترین تا بیشترین استفاده از مهارت های خود و فرصت هایی که در مسیرش قرار می گیرد داشته باشد. مطالعه زندگی افرادی که با تلاش و تصمیمات به موقع به نتیجه مطلوب رسیده اند این را اثبات می کند که همیشه می توان یک قدم جلوتر رفت.

سرگذشت اندرو کارنگی

اندرو کارنگی در ۲۵ نوامبر ۱۸۳۵ در دانفرملاین اسکاتلند، در خانواده ای فقیر متولد شد. او فرزند دوم ویلی و مارگارت کارنگی بود. پدرش یک بافنده دستی بود که برای تولیدی های محلی کفش، خیاطی می کرد. در سال ۱۸۴۸، خانواده کارنگی carnegie در جستجوی فرصت های بهتر اقتصادی به آمریکا نقل مکان کردند و در شهر آلگنی (اکنون بخشی از پیتسبورگ است) پنسیلوانیا مستقر شدند.

اندرو کارنگی، که تحصیلات رسمی او با ترک اسکاتلند به پایان رسید و سال های کمی به تحصیل پرداخته بود، به همراه پدرش در یک کارخانه تولید کتان مشغول به کار شد. درآمد او ۱.۲۰ دلار در هفته بود. او با جاه طلبی و سخت کوشی که داشت، در ادامه سلسله مشاغلی از جمله پیام رسان در یک دفتر تلگراف، دبیر و اپراتور تلگراف و سرپرست بخش مدیریت راه‌آهن پنسیلوانیا را گذراند.

پیشرفت های کاری

اندرو کارنگی، صنعتگر و نیکوکار اسکاتلندی

در سال ۱۸۵۹، اندرو کارنگی با شایستگی هایی که از خود نشان داده بود، به عنوان جانشین رئیس برای سمت سرپرست بخش مدیریت راه آهن انتخاب شد. این عنوان به او کمک کرد تا در مورد صنعت راه آهن اطلاعات بیشتری کسب و بتواند فرصت های سرمایه گذاری هوشمند را شناسایی کند؛ با اینکه هنوز ثروتی برای سرمایه گذاری در این زمینه نداشت. وی در حالی که در این جایگاه قرار داشت، در مشاغل مختلفی از جمله شرکت های ذغال سنگ، آهن، نفت و ماشین سازی سرمایه گذاری های سودآوری را شروع کرده بود.

هنگامی که توماس اسکات، مدیر کارنگی در راه آهن پنسیلوانیا، به او گفت که شرکت آدامز اکسپرس قصد فروش ۱۰ درصد از سهام خود را دارد، مادر کارنگی برای تهیه ۵۰۰ دلار مورد نیاز خانه خود را گرو گذاشت. پس از آن، تئودور وودروف با ایده قطارهای کابین دار به کارنگی نزدیک شد و سهم خود را در شرکت قطار کابین دار وودروف به وی پیشنهاد داد. برای این سرمایه گذاری، کارنگی مجبور شد وام بانکی دیگری را نیز تهیه کند. با افزایش ارزش این سهام ها، قرض های او  بازپرداخت شد و دو سال پس از این سرمایه گذاری، کارنگی به بازده ۵۰۰۰ دلاری در سال رسیده بود. این بیش از سه برابر حقوق وی از کار در راه آهن پنسیلوانیا بود. در طول جنگ داخلی، پیتسبورگ به مکانی مهم برای تولید اسلحه، توپ و سایر موارد تبدیل شد. کارنگی در یک چاه نفت سرمایه گذاری کرد که بیش از یک میلیون دلار سود سهام نقدی داشت. همچنین در آن زمان برای تاسیس کارخانه فولاد تلاش کرد.

پس از جنگ، اندرو کارنگی تلاش های خود را برای تاسیس کارخانه های آهنی از جمله Keystone Bridge Works و Union Ironworks متمرکز کرد. او از روابط خود با مدیریت شرکت راه آهن پنسیلوانیا برای تامین قراردادها و طی مسیرهای مختلف در این ایالت استفاده کرد.

اندرو کارنگی پس از ترک سمت خود در شرکت راه آهن در سال ۱۸۶۵، مسیر پیشرفت صعودی در دنیای کسب و کار و سرمایه گذاری را ادامه داد. با ورود صنعت راه آهن به ایالات متحده، او وارد دوره رشد سریعی شد؛ سرمایه گذاری های مربوط به راه آهن را گسترش داد و سرمایه گذاری هایی همچون مشارکت در تاسیس یک شرکت پل و تولیدات (شرکت پل کیستون) و یک شرکت تلگراف را آغاز کرد.  اغلب از ارتباطات خود برای پیروزی در قراردادهای داخلی استفاده می کرد. در زمانی که او تازه ۳۰ سال سن داشت، به یک مرد بسیار ثروتمند تبدیل شده بود.

تاسیس کارخانه فولاد

در اوایل دهه ۱۸۷۰، کارنگی اولین شرکت فولادی خود را در نزدیکی پیتسبورگ تاسیس کرد. و در طی سالهای بعد کارخانه های دیگری تاسیس کرد که سوددهی آن را به حداکثر رساند. به سبب مالکیت کارخانه ها، مواد اولیه و زیرساخت های حمل و نقل درگیر در ساخت فولاد، هزینه تولید و قیمت نهایی را به حداقل رساند. در سال ۱۸۹۲، کارخانه اصلی او به اسم شرکت فولاد کارنگی ثبت شد. در نهایت او شرکت رقیب با نام تجاری Homestead را نیز خرید و به اسم شرکت خود ثبت کرد.

در همان سال شهرت وی توسط اعتصاب خشونت بار در کارخانه فولاد او در Homestead پنسیلوانیا به خطر افتاد. پس از اعتراض کارگران اتحادیه نسبت به کاهش دستمزدها، مدیر کل کارخانه کارنگی، هنری کلای فریک، که مصمم به برهم زدن اتحادیه بود، کارگران را از کارخانه اخراج کرد. اندرو کارنگی به هنگام اعتصاب در اسکاتلند و مشغول گذراندن تعطیلات بود. اما از فریک که در حدود ۳۰۰ نگهبان مسلح پینکرتون برای محافظت از کارخانه فراخوانده بود، پشتیبانی کرد. نبرد خونین بین کارگران اعتصاب کننده و پینکرتون آغاز شد و حداقل ۱۰ مرد کشته شدند. سپس شبه نظامیان ایالتی برای کنترل شهر مستقر شدند؛ رهبران اتحادیه دستگیر و فریک کارگران جایگزینی را برای این کارخانه استخدام کرد. پس از پنج ماه، اعتصاب با شکست اتحادیه پایان یافت. علاوه بر این، جنبش کارگری در کارخانه های فولادی منطقه پیتسبورگ برای چهار دهه آینده فلج شد.

در سال ۱۹۰۱، بانکداری به نام جان پیرپونت مورگان، کارخانه اندرو کارنگی را با مبلغ ۴۸۰ میلیون دلار خریداری کرد و کارنگی بدین شکل به یکی از ثروتمندترین مردان جهان تبدیل شد. در همان سال، مورگان کارخانه فولاد‌ کارنگی را با گروهی دیگر از مشاغل فولاد ادغام کرد تا فولاد ایالات متحده، اولین شرکت میلیارد دلاری جهان را تشکیل دهد.

 

فعالیت های بشردوستانه اندرو کارنگی

اندرو کارنگی، صنعتگر و نیکوکار اسکاتلندی

بعد از اینکه کارنگی شرکت فولاد خود را فروخت، خود را بازنشسته و تمام وقت خود را وقف امور بشردوستانه کرد. او مقاله ای به نام “انجیل ثروت” نوشت که در آن اظهار داشت که ثروتمندان “وظیفه اخلاقی دارند که پول خود را به طریقی که موجب رفاه و سعادت انسان های عادی می شود، وقف کنند.” کارنگی همچنین گفت، “مردی که ثروتمند می میرد، بی آبرو مرده است.”

سرانجام کارنگی حدود ۳۵۰ میلیون دلار (معادل میلیاردها دلار به پول امروز) وقف کرد، که بخش عمده ای از ثروت وی بود. در میان فعالیت های بشردوستانه وی، بودجه تاسیس بیش از ۲۵۰۰ کتابخانه عمومی در سراسر جهان، اهداء بیش از ۷۶۰۰ ارگان به کلیساها در سراسر جهان و سازمان های وقف (بسیاری از آنها هنوز وجود دارند) جهت اختصاص به پژوهش در علم، آموزش و صلح جهانی نیز به چشم می خورد.

 

از جمله هدایای وی ۱.۱ میلیون دلار هزینه برای زمین و ساخت کارنگی هال و سالن کنسرت افسانه ای نیویورک سیتی بود. موسسه کارنگی برای دانش، دانشگاه کارنگی ملون و بنیاد کارنگی همه به لطف حمایت مالی وی تاسیس شدند.‌ همچنین وقف برای عاشقان کتاب را نیز فراموش نکرد؛ و بزرگترین سرمایه گذار فردی در زمینه کتابخانه های عمومی در تاریخ آمریکا بود.

بدون شک، اندرو کارنگی این بخشندگی را از کودکی خود الهام گرفته بود. هنگامی که او در مدرسه رایگان در شهر دانفرملاین اسکاتلند که توسط آدام رولند به این شهر اعطا شده بود تحصیل می کرد؛ و یا به کتابخانه ای می رفت که سرهنگ جیمز اندرسون، برای پسران شاغل محلی در زمان جوانی کارنگی افتتاح کرده بود.

اندرو کارنگی با وجود تلاش های خیرخواهانه ای که داشت، ثروتمند درگذشت. در وصیت نامه خود، ۳۰ میلیون دلار، به معنی بخش عمده ای از ثروت باقیمانده خود را به شرکت کارنگی داد، که امیدوار بود به ایجاد قوانین بین المللی و تقویت صلح جهانی کمک کند.

زندگی خانوادگی و سال های پایانی عمر

مادر کارنگی، که تاثیر عمده ای در زندگی او داشت، تا زمان مرگش در سال ۱۸۸۶ با او زندگی کرد. سال بعد، کارنگی ۵۱ ساله با لوئیز ویتفیلد دختر یکی از بازرگانان شهر نیویورک ازدواج کرد، که بیست سال از او جوان تر بود. این زوج یک فرزند به نام مارگارت داشتند. کارنگی در یک عمارت در منهتن زندگی می کرد و تابستان ها را در اسکاتلند می گذراند، جایی که یک  قلعه اسکیبو، با حدود ۲۸،۰۰۰ هکتار مساحت داشت.

اندرو کارنگی در سن ۸۳ سالگی در ۱۱ آگوست سال ۱۹۱۹ در لنوکس ماساچوست درگذشت. وی در گورستان اسلیپی هالو در نیویورک به خاک سپرده شد.

هنری فورد یکی از بزرگ ترین کارآفرینان در صنعت خودروسازی

هنری فورد یکی از بزرگ ترین کارآفرینان در صنعت خودروسازی

هنری فورد چه کسی بود؟

هنری فورد کارآفرین، مخترع، نظریه پرداز و تولید کننده اتومبیل آمریکایی بود که شرکت خودرو سازی فورد را در سال ۱۹۰۳ تاسیس کرد. وی مخترع خط تولید صنعتی می‌باشد، که نخستین بار با هدف تولید خودروی ارزان ‌قیمت خط تولید را به کار گرفت. او ماشین مدل T را در سال ۱۹۰۸ ساخت و در ادامه کارخانه مونتاژ اتومبیل را راه اندازی کرد که انقلابی در صنعت خودروسازی بود.

در سال های بعد فورد میلیون ها اتومبیل فروخت و رهبر یک کسب و کار بزرگ شد. به همین سبب او یکی از مشهور ترین کارآفرینان جهان به شمار می آید.

این شرکت بعدا تسلط بازار را از دست داد اما تاثیر ماندگاری در توسعه فناوری، صنعت ماشین سازی و زیرساخت های ایالات متحده داشت. امروزه اقدامات فورد برای کمک به ساخت اقتصاد آمریکا در سالهای ابتدایی پیشرفت این کشور، قابل احترام است و یکی از بازرگانان برجسته آمریکا محسوب می شود.

مطالعه زندگی افراد موفق و کارآفرینان بزرگ الهام بخش و راهنمای خوبی برای ادامه مسیر موفقیت می باشد. درصد بالایی از کارآفرین های برتر که امروزه مشهور و موفق هستند، ابتدا افرادی عادی بوده و امکانات خاصی نداشته اند. لیکن تفاوت آنها در این است که مشکلات، آنها را از مسیرشان منصرف نمی کند. کارآفرین برتر شدن هرگز اتفاقی نبوده و در سایه ی شانس و اقبال نیز محقق نمی شود؛ بلکه باید پیوسته در تلاش بود و ناامید نشد.

نوجوانی و جوانی هنری فورد

در ۳۰ ژوئیه ۱۸۶۳ در مزرعه خانوادگی خود در وین کانتی، در نزدیکی دبورن میشیگان متولد شد. او علاقه بسیاری به ابزار مکانیکی داشت؛  وقتی در ۱۳ سالگی پدرش یک ساعت جیبی به او هدیه داد، پسر جوان فوراً قطعات آن را از هم جدا و دوباره سرهم کرد. این میزان تبحر و استعداد دوستان و همسایگان را تحت تاثیر قرار داد. آنها ساعت هایشان را برای تعمیر پیش او می آوردند.

هنری فورد از کار در مزرعه ناراضی بود، بنابراین در سن ۱۶ سالگی خانه خود را ترک کرد تا به عنوان کارآموز مکانیک در یک شرکت کشتی سازی در دیترویت کار کند. در سال های بعد، او با دقت و تلاش خود یاد گرفت که به طرز ماهرانه ای سرویس دهی موتورهای بخار را انجام دهد.

در سال ۱۸۸۸، فورد با کلارا جین برایانت ازدواج کرد. این زوج در سال ۱۸۹۳ یک پسر به نام ادسل داشتند.

اختراعات هنری فورد

هنری فورد یکی از بزرگ ترین کارآفرینان در صنعت خودروسازی

هنری فورد در سال ۱۸۹۰ و در سن ۲۷ سالگی به عنوان مهندس شرکت دیترویت ادیسون استخدام شد. در سال ۱۸۹۳، استعدادهای طبیعی وی موجب شد به سمت مهندس ارشد ارتقا یابد. مدتی بود که هنری فورد برنامه خود را برای ساخت یک کالسکه بدون اسب دنبال می کرد. فورد اولین خودروی گازوئیلی خود را ساخت که دارای موتور دو سیلندر با قدرت چهار اسب بخار بود. در سال ۱۸۹۶، او اولین اتومبیل مدل خود، یعنی Quadricycle را ساخت. در همان سال، در جلسه‌ای با حضور مدیران ادیسون شرکت کرد و برنامه های ساخت خودروی خود را به توماس ادیسون ارائه داد. نبوغ و پشتکار هنری فورد او را ترغیب به ساختن یک مدل دوم بهتر کرد.

شرکت موتور فورد

تا سال ۱۸۹۸، هنری فورد اولین حق ثبت اختراع خود را برای یک کاربراتور دریافت کرد. یک سال بعد با پولی که از سرمایه گذاران برای توسعه سومین مدل ماشین خود جمع آوری کرده بود، شرکت ادیسون را رها کرد تا کسب و کار تمام وقت خود را در زمینه ساخت اتومبیل ایجاد کند. پس از چند کار آزمایشی در زمینه ساخت اتومبیل، فورد در سال ۱۹۰۳ شرکت موتور خود را تاسیس کرد.

مدل T

در اکتبر سال ۱۹۰۸ مدل T، اولین اتومبیلی را که برای اکثر آمریکایی ها مقرون به صرفهبود، معرفی کرد و ساخت آن را تا ۱۹۲۷ ادامه داد. این خودرو همچنین با عنوان “Tin Lizzie” نیز شناخته می شود؛ ساخت این خودرو که به دوام و تطبیق پذیری بسیار مشهور بود، به سرعت به یک موفقیت تجاری بزرگ تبدیل شد.

برای چندین سال متوالی، شرکت فورد موتور، سود ۱۰۰ درصدی را به ثبت می رساند. خودرویی که رانندگی با آن بسیار ساده و تعمیر آن بسیار آسان بود. از سال ۱۹۱۸ به ویژه پس از اختراع خط مونتاژ فورد، تقریبا نیمی از کل اتومبیل های آمریکا مدل T بودند. تا سال ۱۹۲۷، فورد و پسرش ادسل ماشین موفقیت آمیز دیگری با نام مدل A را معرفی کردند و شرکت فورد موتور به یک بدنه صنعتی تبدیل شد.

 

هنری فورد یکی از بزرگ ترین کارآفرینان در صنعت خودروسازی

خط مونتاژ

در سال ۱۹۱۳، هنری فورد اولین خط مونتاژ متحرک را برای تولید انبوه خودرو آغاز کرد. این تکنیک جدید باعث شده مدت زمان لازم برای ساخت خودرو از ۱۲ ساعت به دو و نیم ساعت کاهش یابد که به نوبه خود هزینه مدل T را از ۸۵۰ دلار در سال ۱۹۰۸ به ۳۱۰ دلار در سال ۱۹۲۶ و برای یک مدل بسیار بهتر کاهش داد.

 

در ۱۹۱۴، فورد دستمزد ۵ دلاری را برای یک روز کاری ۸ ساعته (۱۱۰ دلار در سال ۲۰۱۱) به کارگران خود پیشنهاد کرد، چیزی بیش از دو برابر آنچه که قبلاً کارگران به طور متوسط ​​دریافت می کردند؛ او این افزایش حقوق را به عنوان روشی برای حفظ بهترین و وفادارترین کارگران خود به شرکت در نظر گرفت. هنری فورد بیشتر از سودآوری زیاد، به دید انقلابی خود مشهور شد؛ ساخت یک اتومبیل ارزان قیمت توسط کارگران ماهر که دستمزدهای پایدار می گیرند و هفته کاری آنها پنج روز و ۴۰ ساعت است.

فلسفه و بشردوستی

فورد یک صلح طلب سرسخت بود و با جنگ جهانی اول مخالف نمود، او حتی یک کشتی صلح به اروپا اهدا کرد. سپس، در سال ۱۹۳۶، فورد و خانواده اش بنیاد فورد را تاسیس کردند تا کمک های مالی مداوم برای تحقیق، آموزش و توسعه ارائه دهند. در این کسب و کار، هنری فورد تقسیم سود را برای انتخاب کارمندانی که شش ماه در این شرکت ماندند و از همه مهمتر، افرادی که ساختار زندگی قابل احترامی دارند، پیشنهاد کرد. در همان زمان، “گروه اجتماعی” شرکت برای بررسی صلاحیت افراد در مشارکت، آشامیدن نوشیدنی، قمار و همچنین فعالیت های ناپسند کارمندان را بررسی می کرد.

هنری فورد، ضد یهود

علیرغم تمایلات بشردوستانه فورد، او یک ضد یهود متعهد بود. حتی تا آنجا پیش رفت که از یک روزنامه هفتگی تحت عنوان Dearborn Independent که چنین دیدگاه هایی را ارائه می داد، حمایت میکرد.

فورد تعدادی از رساله های ضد یهودی از جمله رساله سال ۱۹۲۱ با عنوان “یهود بین المللی: مهمترین مشکل جهان” منتشر کرد.

او در سال ۱۹۳۸ توسط آدولف هیتلر، صلیب عقاب آلمانی را دریافت کرد؛ این مهمترین جایزه ای بود که نازی ها به خارجی ها اهدا می کردند. در ۱۹۹۸، دادخواستی در نیوجرسی، شرکت فورد موتور را متهم کرد که از کار اجباری هزاران نفر در یکی از کارخانه های کامیون خود در کلن آلمان در طول جنگ جهانی دوم، سود می برد. شرکت فورد نیز اعلام کرد که این کارخانه تحت کنترل نازی ها است، و جزو دفتر مرکزی شرکت های آمریکایی نیست. در سال ۲۰۰۱، شرکت فورد موتور مستنداتی را منتشر کرد که نشان می داد این شرکت از شرکت تابعه آلمان سود نمی برد، در عین حال قول داده بود که ۴ میلیون دلار به مطالعات حقوق بشر با محوریت برده داری و کار اجباری اهدا کند.

مرگ

هنری فورد در ۷ آوریل ۱۹۴۷ در اثر خونریزی مغزی و در سن ۸۳ سالگی، نزدیک املاک خود در دیربورن فیر لین درگذشت.

موزه هنری فورد

فورد یک جمع کننده مشتاق آمریکایی بود و علاقه خاصی به نوآوری های فناوری و زندگی مردم عادی داشت؛ کشاورزان، کارگران کارخانه، مغازه داران و افراد بازرگان. وی تصمیم گرفت محلی را ایجاد کند که بتواند از زندگی و علایق آنها تجلیل کند.

با افتتاح این موزه در سال ۱۹۳۳، در دیربورن میشیگان، هزاران اشیائی که فورد جمع آوری کرده و موارد جدید دیگری همچون ساعت مچی و دیواری و لیموزین های ریاست جمهوری و سایر آثار نمایشی، در آن به نمایش گذاشته شد. همچنین در یک فضای باز، ماکت هایی از دهکده گرینفیلد، موتورهای راه آهن عملیاتی، فروشگاه دوچرخه برادران رایت، ماکت آزمایشگاه منلو، پارک توماس ادیسون و محل تولد فورد واقع شده اند.

تصور فورد برای این موزه چنین بیان شد، “زمانی که ما در حال گذر هستیم، باید زندگی آمریکایی ها را همانطور بود، بازتولید کنیم؛ فکر می کنم این بهترین راه برای حفظ حداقل بخشی از تاریخ و سنت ما است.”

۷ درسی که می توان از موفقیت هنری فورد آموخت

 ۱. خدمت به دیگران

مشاغل کاملاً اختصاصی، اگر تنها در مورد سود خود نگران باشند و به خدمات خود به مردم توجهی نداشته باشند، بسیار شرم آور خواهند بود.

۲. تمرکز کنید

هیچ انسانی وجود ندارد که بیشتر از آنچه فکر می کند بتواند انجام دهد.

۳. تولید کننده باشید

اغلب افراد موفق در مدتی که دیگران زمان را از دست می دهند، پیشرفت می کنند.

۴. راه حل مشکلات

اکثر مردم وقت و انرژی بیشتری را صرف فکر برای حل مشکلات می کنند؛ اما برای آن تلاشی نمی کنند.

۵. هیچ چیزی به طور خاص سخت نیست

اگر آن را به کارهای کوچک تقسیم کنید، هیچ کاری سخت نیست.

۶. چشم خود را بر روی پاداش نگه دارید

موانع چیزهای ترسناکی هستند؛ اگر به آنها بیش از حد توجه کنید، خود را از هدف دور خواهید کرد.

۷. فکر کنید

فکر کردن سخت ترین کار در دنیا است، احتمالاً به همین دلیل تعداد کمی از افراد درگیر آن هستند.

موفقیت به سبک استیو جابز

موفقیت به سبک استیو جابز

با استیو جابز در مسیر موفقیت

موفقیت یکی از مطلوب ترین خواسته های افراد در تمام جهان محسوب می شود. همه افراد دوست دارند موفق باشند و بدین سبب در اجتماع جایگاه مطلوبی را به دست بیاورند و از زندگی خود لذت ببرند. اما برخی راه رسیدن به آن را بسیار سخت تصور می کنند و بر این باورند که باید خود را به آب و آتش بزنند تا بلکه بتوانند موفق شوند. البته برخی از افراد هم با اندکی درایت و تامل راه میان بُر را انتخاب می کنند و مایلند از این راه به مقصد برسند. یکی از راه های میان بُر که بسته به میزان همت شما، می تواند مفید هم باشد پیروی از سبک افراد موفق است؛ می توان آن را به عنوان الگوی موفقیت در نظر گرفت. یکی از الگوهای مطرح جهانی در خصوص موفقیت، استیو جابز می باشد. در این قسمت سعی داریم راهکارهای موفقیت به سبک استیو جابز را برایتان بگوییم تا بتوانید با الگوگیری و برنامه ای ساده و منظم، طعم موفقیت به سبک اسیو جابز را بچشید و در شمار افراد موفق قرار بگیرید. البته هر انسانی خصوصیات و شرایط مختص به خود را دارد و می تواند بسته به توانایی های فردی خود، از یک سبک مشخص موفقیت، الگوبرداری کند.

در ابتدا برای آشنایی بیشتر توضیحات مختصری در خصوص زندگی این انسان موفق بیان می کنیم و سپس راهکارهای موفقیت به سبک استیو جابز را برایتان شرح می دهیم.

مختصری از زندگی استیو جابز

استیو جابز متولد سال ۱۹۵۵ در سان فرانسیسکو است. مادر جابز دارای ملیت آلمانی- سوییسی و پدر او نیز فردی سوری و مسلمان بود. او کارآفرین آمریکایی و بنیانگذار شرکت اپل است. و یکی از چهره های مشهور در صنعت رایانه به شمار می آید. جابز در سال ۱۹۷۶ به همراه دوستش به نام استیو وازنیک اقدام به تاسیس شرکت اپل کرد. آنچه که امروز سبب شهرت استیو جابز را فراهم آورده بنیانگذاری شرکت اپل و ایده های خلاق او در خصوص تاسیس این شرکت است. استیو جابز و دوستش توانستند اولین رایانه شخصی را تحت عنوان اپل وارد بازار کنند. در سال ۱۹۸۵ به سبب وجود اختلاف مدیریتی استیو جابز شرکت اپل را ترک کرد و خود اقدام به تاسیس شرکت «نکست» نمود. شرکت مذکور نیز شرکتی بسیار موفق بود و بدین سبب در سال ۱۹۹۶ توسط شرکت اپل خریداری شد. فلذا استیو جابز مجدد به اپل برگشت. در سال ۲۰۰۷ استیو جابز به عنوان یکی از قدرتمند ترین افراد دنیا و حتی برتر از بیل گیتس، روپرت مرداک و اریک اشمت معرفی شد. همچنین در سال ۲۰۰۹ به عنوان برترین و تحسین برانگیز ترین کار آفرین مشهور جهان در نظر نوجوانان انتخاب شد. استیو جابز به راستی یک نابغه بود و توانست افتخارات بسیار زیادی را کسب کند. سرانجام بر اثر سرطان لوزالمعده در سن ۶۵ سالگی در ۵ اکتبر ۲۰۱۱ از دنیا رفت. اما چیزی که نام او را هنوز زنده نگه داشته، روش هایی است که می توان آن ها را به عنوان راهکارهای موفیقت به سبک استیو جابز نام برد.

روش هایی برای موفقیت به سبک استیو جابز

۱- نه گفتن به فرصت های گوناگون

یکی از راهکارهای موفقیت به سبک استیو جابز قدرت نه گفتن به مسئله های گوناگون زندگی است. نظر جابز در خصوص این راهکار موفقیت این گونه است: «من همانند خیلی از کارهای موثری که انجام داده ایم به موارد بسیاری که انجام نداده ایم هم افتخار می کنم. ابداع کردن شامل گفتن نه به هزاران مسئلهٔ گوناگون است». بنابراین کنترل مسیر موفقیت با استفاده از قدرت نه گفتن به سایر موارد وسوسه انگیز می تواند امکان پیشرفت شما را تقویت کند. در این مورد همیشه هم تصمیم گیری آسان نیست و شاید سود کوتاه مدت شما را به انتخاب راه های فرعی ترغیب کند. روش موفقیت به سبک استیو جابز دوراندیشی و گذشتن از بعضی کارها را به شما پیشنهاد می کند.

۲- توجه به ارزش کار

به عقیدهٔ استیوجابز «بدل شدن به ثروتمند ترین مرد جهان که در گوشه ای از قبرستان آرام گرفته است برایم ارزش ندارد، اینکه هر شب وقتی به رختخواب می روم احساس کنم کاری ارزشمند انجام داده ام چیزی است که برایم مهم محسوب می شود». بسیاری از افراد صرف کسب ثروت فراوان را هدف خود قرار می دهند. در موفقیت به سبک استیو جابز ارزش کار انجام شده است که ملاک در نظر گرفته شده است. وقتی عمل افراد با ارزش باشد قطعا قیمت خوبی هم پیدا می کند.

۳- توجه به کیفیت عمل

همیشه آنچه که سبب پایداری افراد و اعمال شان می شود کیفیت و به عبارتی مطلوب بودن فعالیتی است که از سوی آنها انجام شده است. گاهی افراد به کارهای زیادی مشغول می شوند و به سبب افزایش حجم فعالیت های خود، کلا یادشان می رود که در کجای راه ایستاده اند. اگر می خواهید موفقیت به سبک استیو جابز را تجربه کنید، باید بدانید که «کیفیت، بسیار مهم تر از کمیت است. یک موفقیت بسیار بزرگ بهتر از موفقیت های مقطعی و کوتاه مدت است».

۴- تلاش و پشتکار

وقتی بخواهیم میزان موفقیت افراد را بسنجیم متوجه می شویم که انسان ها دو گونه هستند. ۱- افراد باهوش ۲- افراد با پشتکار. آنچه که با تجربه بدست آمده و می توان با نهایت جرات و اطمینان از آن سخن گفت این است که برای رسیدن به موفقیت، پشتکار بیشتر از هوش کارساز است. چرا که فرد با پشتکار تمام تلاش خود را برای رسیدن به خواسته هایش به کار می برد. استیو جابز در این خصوص می گوید: «من بر این باور هستم آنچه بیش از نیمی از کارآفرینان موفق را از غیرموفق ها جدا می نماید. پشتکار خالص است». در نتیجه می توان پشتکار را به عنوان یکی از اصلی ترین راهکارهای موفقیت به سبک استیو جابز نام برد.

۵- انتخاب راه های ساده

موفقیت به سبک استیو جابز

از دیگر مولفه های موفقیت به سبک استیو جابز انتخاب راه های ساده برای رسیدن به موفقیت است. جابز در این خصوص می گوید: «تمرکز و سادگی، یکی از مهم ترین اعتقادات من است. پدیده ساده می تواند دیر یاب تر و دشوار تر از یک پدیده پیچیده باشد. باید تلاش بسیاری کنید تا فکر و ایده خود را به ساده ترین وجه ممکن به بار بنشانید». توجه به ساده بودن روش و ساده عمل کردن یکی از آسان ترین و مطمئن ترین راه هایی است که احتمال رسیدن به موفقیت را افزایش می دهد.

۶- نا امید نشدن از شکست، مهمترین راهکار موفقیت به سبک استیو جابز

گاهی افراد با دنیایی از آرزو برای رسیدن به موفقیت تلاش می کنند و چه بسا در چندین مرحله نیز موفق می شوند. اما ممکن است به حسب اتفاق یا اشتباه محاسباتی، موفقیت های قبلی جای خود را به شکست بدهند. در روش موفقیت به سبک استیو جابز شکست معنی ندارد. او در خصوص اخراج کوتاه مدت از شرکت اپل که به ظاهر شکستی بزرگ است می گوید: «اخراج از شرکت اپل، بهترین اتفاقی بود که در زندگی من افتاد. با این اتفاق سنگین بار یک فرد موفق بودن، با فروغ و خوش دلی یک تازه کار بودن جایگزین شد. این اتفاق به من انگیزه داد تا وارد یکی از خلاقانه ترین دوره های زندگی ام شوم». در نتیجه شکست هرگز به معنی عدم موفقیت نیست و می توان آن را محرکی برای موفقیت های بعدی به حساب آورد.

۷- رابطه خلاقیت و موفقیت

موفقیت به سبک استیو جابز

یکی از مواردی که وجه تمایز افراد موفق از غیر موفق می باشد، میزان ابتکار و خلاقیت آنان است. هر چقدر که فرد خلاق باشد ایده های بیشتری به ذهنش خطور می کند و راهکارهای بهتری از میان آن ها بدست می آورد. خلاقیت و ابتکار را نیز می توان به عنوان یکی از راهکارهای موفقیت به سبک استیو جابز معرفی کرد. به عقیده او «ابتکار و خلاقیت است که بین یک رهبر و یک پیرو تفاوت ایجاد می کند». هر چه شما بتوانید خلاق تر عمل کنید، به تبع آن می توانید بیشتر به عنوان پرچمدار موفقیت مطرح شوید. این مهارت اکتسابی است یعنی شما با تمرین و وادار کردن خود می توانید میزان خلاقیت تان را رشد بدهید.

۸- علاقه به شغل

برای موفقیت در هر زمینه ای شرط اول این است که با علاقه به سمت آن بروید. اگر کاری را با بی میلی و از سر اجبار و یا به هر دلیل دیگری غیر از علاقه شروع کنید، مطمئن باشید که شکست نتیجهٔ نهایی آن خواهد بود. اگر می خواهید طعم موفقیت به روش استیو جابز را بچشید، باید بدانید که: «تنها راه انجام کارهای بزرگ این است که عمیقا عاشق آنچه انجام می دهید باشید. اگر هنوز شغل مورد علاقه خود را پیدا نکرده اید به جستجو ادامه دهید و توقف نکنید. قلب تان، به شما می گوید که چه زمانی به آن رسیده اید». در نتیجه برای اطمیان از شروع مسیر انتخابی خود در خصوص موفقیت، راه کار ساده این است که بدانید چه میزان به وضعیتی که خواستار رسیدن به آن هستید علاقه دارید. زیرا میزان علاقه شما، بیانگر میزان تلاش برای رسیدن به موفقیت مذکور است.

راهکارهای گفته شده در خصوص موفقیت به سبک استیو جابز نکاتی طلایی برای رسیدن به موفقیت محسوب می شوند. در این نوشتار سعی شد که با جملات استیو جابز و از زبان خود او شما را با راهکارهایی که استفاده کرده آشنا کنیم. همان گونه که ملاحظه کردید این روش ها، ساده و در عین حال پر کاربرد است. امیدوارم مطالب گفته شده مفید بوده و تلنگر کوچکی برای آغاز موفقیت های شما در زندگی محسوب شود. اقدام نهایی را خود شما بر میدارید و مطالعه زندگی انسان های بزرگ، تنها چراغ راه هستند.

yavarian-bookstore

بیوگرافی اسرافیل یاوریان؛ کتابفروشی در اردبیل

بیوگرافی اسرافیل یاوریان؛ کتابفروشی در اردبیل

اسرافیل یاوریان در سال ۱۳۱۴ در خانواده ای مذهبی در شهر اردبیل به دنیا آمد. پدربزرگ او ، کربلایی نصیر از بزرگان شهر و محله عالی قاپو و متولی بقعه شیخ صفی بود. پدر ایشان ، حاجی محمد معروف به قوجا از بزرگان محله عالی قاپو و شهر اردبیل بود. اسرافیل یاوریان در شهر اردبیل ، تحصیلات خود را تا سوم دبیرستان ادامه داد و به زبان فرانسه که به عنوان زبان دوم در آن دوران در دبیرستان تدریس می شد علاقه داشت.

بعد از خدمت سربازی ، در ادارات خالصه و آبیاری از وزارت کشاورزی به کار اداری مشغول بود. در سال ۱۳۳۹ با پس انداز ناچیزی که داشت در مرکز شهر روبروی پارک شهر مغازه ای اجاره کرد و فروش نوشت ابزار و کتاب را با تابلوی “کتابفروشی و مطبوعاتی یاوریان” آغاز کرد که دومین کتابفروشی اردبیل محسوب می شد.

ایشان در سال ۱۳۴۹ ازدواج کرده و دارای ۴ فرزند پسر و یک فرزند دختر می باشد. وجود کتابفروشی معتبر که با شناسایی نیاز جامعه و فراهم کردن کتاب های مفید برای شهروندان ، نه تنها برای شهروندان که برای خود فرد کتابفروش و خانواده او نیز بسیار مفید می باشد. به گونه ای که با فراهم بودن محیط و امکان مطالعه کتاب های مختلف برای فرزندان، درجات عالی را طی کردند. در این میان برادرزاده اسرافیل یاوریان نیز از ایشان الگو گرفته و در شهر اردبیل کتابفروشی دایر کرده و به واسطه ایشان به انتشارات مختلف معرفی شد و انتشارات یاوریان را در اردبیل تاسیس کرد که نشر کتب دانشگاهی را به طور اختصاصی سرلوحه قرار داده است.

Esrafil-Yavarianاسرافیل یاوریان – بالیخلی چای – پل ۷ چشمه اردبیل

 

در سال ۱۳۶۵ به همراه ۱۹ نفر از دوستان اهل کسب و کار ، کارخانه آرتاماشین (سهامی خاص-اردبیل) دومین کارخانه ریخته گری ایران (شرکت ریخته گری پارس-تهران اولین بود) را بنیان نهاد. تجهیزات از آلمان شرقی تهیه گردید که در آن زمان دو دستگاه  کامپیوتر ۲۸۶ از اولین کامپیوترها بود. بعد از خیانت مدیر عامل و فرار به کانادا، اسرافیل یاوریان ریاست هیئت مدیره شرکت را به عهده گرفت و در سال ۱۳۷۵ با اصرار هیئت مدیره و با وجود مخالفت ایشان، کارخانه به فروش رفت.

اسرافیل یاوریان، همراستا با کتابفروشی، در اوایل راه اندازی کتابفروشی،  نمایندگی روزنامه اطلاعات و خبرنگاری این روزنامه را برای شهر اردبیل به عهده گرفت که اخبار بسیار  از جمله خبر و عکس باریدن برف در اردبیل در خرداد ماه از ایشان در روزنامه اطلاعات به یادگار مانده است. همچنین ایشان نماینگی مجلات ماشین، دانشمند، الکترونیک و مجلات بسیار دیگر را در اردبیل به عهده داشت.

نمایندگی انحصاری انتشارات امیرکبیر در اردبیل و انتشارات دیگر به ایشان اهدا شده بود که توسط ایشان کتاب های بسیاری از جمله تاریخ تمدن ویل دورانت در شهر اردبیل و استان اردبیل توزیع شد.

به همراه کتاب، در زمینه نوشت ابزار نیز فعال بود و نمایندگی کاسیو ( دستگاه کپی، صندوق ، ماشین حساب  و…) در اردبیل را نیز به عهده داشت.

در سال ۱۳۸۸ به عنوان کتابفروش برتر از وزارت فرهنگ و ارشاد، هدیه و لوح تقدیر دریافت کرد که در سال ۱۳۹۷ این موضوع با عنوان کتابفروش نمونه تکرار شد و با حضور وزیر فرهنگ از ایشان تقدیر به عمل آمد.

امید که همچنان با وجود ورود سیل آسای تکنولوژی های مدرن ،  کتاب و کتابخوانی و کتابفروشی ارج نهاده شود و در حفظ آن کوشش گردد.

 

با همراهی پیشروان کسب و کار ؛ کشتی بادبانی کسب و کار خود را در تلاطم امواج بازار با انگیزه و لذت تا مقصد مطلوب رهبری کنید.

 

 

yavarian-bookstore-googlemap
کتابفروشی یاوریان بر روی نقشه گوگل

شماره تماس کتابفروشی یاوریان : ۰۰۹۸۴۵۳۳۲۳۹۹۹۰

 

کشتی بادبانی کسب و کارتان را با انگیزه، در تلاطم امواج به مقصد مطلوب هدایت کنید.

بیوگرافی کارل آلبرشت

بیوگرافی کارل آلبرشت

کارل آلبرشت (به آلمانی: Karl Albrecht) ۲۰ فوریه ۱۹۲۰- درگذشته ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۴) کارآفرین آلمانی که به‌همراه برادرش تئو، مؤسس و مالک سوپرمارکت‌های زنجیره‌ای آلدی است.

در ماه اکتبر ۲۰۱۲، آلبرشت با دارایی خالص ۲۲٫۶ میلیارد دلار، به‌عنوان یکی از ثروتمندترین افراد جهان شناخته شد.پیش از این، در سال ۲۰۱۱ مجله فوربز، دارایی‌های آلبرشت را، ۲۵،۴ میلیارد دلار برآورد کرد و در فهرست ثروتمندترین افراد جهان، در رتبه دهم قرار گرفت.

کارل آلبرشت، تا پیش از درگذشت در سال ۲۰۱۴ ثروتمندترین فرد آلمان به شمار می‌آمد. همچنین چهارمین فرد ثروتمند اروپا شناخته می‌شد

دوران کودکی و جوانی

کارل و تئو آلبرشت در وضغیت متوسطی در اسن بزرگ شدند.

پدرشان ابتدا کارگر معدن بود. سپس به عنوان دستیار نانوایی، مشغول به کار شد. مادرشان صاحب یک خواربارفروشی کوچک، در محله کارگران «شانه بِک» بود. تئو نزد مادرش به شاگردی پرداخت؛ درحالی که کارل در مغازه پخت غذاهای آماده مشغول به کار شد. کارل همچنین طی جنگ جهانی دوم در ارتش آلمان نازی مشغول به خدمت شد.

دوران حرفه‌ای و موفقیت ثروت کارل

پس از پایان جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۶، این دو برادر کسب و کار مادرشان را، به دست گرفتند. تا سال ۱۹۵۰ برادران آلبرشت، ۱۳ مغازه در «روهر والی» داشتند.

این دو برادر ایده‌ای داشتند، که در آن زمان بسیار جدید بود. آنها حداکثر میزانی را که به طور قانونی می‌توانستند، از قیمت کالا قبل از فروش کم کنند (یعنی ۳٪ درصد) به عنوان تخفیف در نظر می‌گرفتند. این در حالی بود که پیشگامان بازار آن دوره که اغلب نیز با هم، همکاری داشتند، مشتریان را برای دریافت تخفیف، ملزم به جمع‌آوری برچسب‌های تخفیف می‌کردند، تا پس از جمع‌آوری و ارسال آنها، بتوانند مقداری از پولشان را پس بگیرند.

برادران آلبرشت همچنین کالاهایی را که خوب به فروش نمی‌رفتند، از لیست فروشگاهشان حذف می‌کردند. به علاوه آنها با عدم انجام تبلیغات و تا جای ممکن کوچک نگه‌داشتن اندازه فروشگاه‌هایشان، هزینه‌ها را کاهش می‌دادند.

زمانی که دو برادر در سال ۱۹۶۰ شرکت را به دو بخش تقسیم کردند، همه فکر می‌کردند، که آنها ورشکست خواهند شد، در حالی‌که در همان زمان، آنها مالک ۳۰۰ فروشگاه و درآمد سالانه ۹۰ میلیون (به پول رایج آلمان در آن زمان) بودند.

کارهای فروشگاه آلدی بین دو برادر تقسیم شد، به این شکل که کارل کنترل بخش سودآورتر آلدی «سود» (جنوب) و برادرش تئو کنترل آلدی «نورد» (شمال) را به عهده گرفتند. با اینکه هر دوی این گروه‌ها از سال ۱۹۶۶ از لحاظ قانونی و مالی کاملاً جدا شده‌اند، همواره روابط‌شان را، روابطی دوستانه نامیده‌اند.

آنها در سال ۱۹۶۲ برای اولین بار، برند فروشگاه آلدی (Albrecht-Discount) را معرفی کردند. گروه آلدی شمال، در حال حاضر شامل ۳۵ شعبه مستقل منطقه‌ای با حدود ۲۵۰۰ فروشگاه و گروه آلدی جنوب، شامل ۳۱ کمپانی با ۱۶۰۰ فروشگاه می‌باشند.

آلدی شمال مختص بازارهایی چون بازار بلژیک، هلند، لوکزامبورگ، فرانسه، اسپانیا، پرتغال و دانمارک است.

آلدی جنوب هم بازارهای ایالات متحده آمریکا، استرالیا، بریتانیا، ایرلند، سوییس، اسلوونی و غیره را پوشش می‌دهد.

زندگی شخصی

از آنجا که کارل همیشه از مطرح شدن زندگی شخصی‌اش در جامعه اجتناب کرده، اطلاعات کمی درباره او وجود دارد. او متاهل است و به گفته مجله فوربز دو فرزند دارد، که هیچ کدامشان در آلدی کار نمی‌کنند.

تا سال ۲۰۱۴ و پیش از درگذشت کارل، برادران آلبرشت هر دو در اسن آلمان زندگی می‌کردند. کارل یکی از طرفداران گلف بود و گاهی اوقات در زمین گلف خود، که در سال ۱۹۷۶ آن را ساخته بود، گلف‌بازی می‌کرد.

او همچنین گل‌های ارکیده پرورش می‌داد. شایعاتی وجود دارد، در مورد اینکه او کلکسیونر دستگاه‌های تایپ قدیمی و عتیقه نیز می‌باشد. کارل آلبرشت در سال ۱۹۹۴ خودش را از فعالیت‌های روزانه آلدی کنار کشید و تنها به عنوان رییس هیئت مدیره شرکت به فعالیت پرداخت. او در آغاز سال ۲۰۰۲ از این مقام هم کناره‌گیری و به این شکل، تمام کنترل شرکت را، واگذار کرد. در حال حاضر هیچ‌کدام از این دو برادر دیگر این فروشگاه را اداره نمی‌کنند. هم‌اکنون فروشگاه‌های آلدی در حدود ۶۰ کشور دنیا شعبه دارند.

آلدی

شرکت آلدی (مخفف Albrecht Discount) بعنوان یکی از شرکت‌های موفق در صنعت خرده فروشی با تخفیف شناخته می‌شود. این شرکت فروشگاهی است زنجیره‌ای متشکل از ۲ گروه که هرکدام توسط ۲ برادر کارل و تئو آلبرشت تاسیس شده و هر یک مالکیت قسمت‌های مختلف شرکت را بر عهده دارند. برادر بزرگتر کارل البریچ با ثروتی بالغ بر ۱۷ میلیارد یورو ثروتمندترین فرد آلمان محسوب می‌شود. یکی از این گروه‌ها دارای ۲۵۰۰ فروشگاه است که در قسمت‌های شمالی و شرقی آلمان فعالیت کرده و دیگری دارای ۱۶۰۰ فروشگاه است که در مناطق جنوبی و غربی مشغول به فعالیت می‌باشند. طبق آخرین آمار در کشور آلمان ۹۵٪ از کارمندان یقه آبی، ۸۸٪ از کارمندان یقه سفید، و ۸۰٪ از کسانی که دارای کسب و کار شخصی هستند از فروشگاه‌های زنجیره‌ای آلدی خرید می‌کنند. شایان ذکر است که دلیل اصلی جدایی این دو برادر عدم موافقت بر سر فروش سیگار در محلی نزدیک به صندوق فروشگاه (محل خروج مشتریان) بود.

کارل آلبرشت در سال ۱۹۲۰ میلادی و تئو در سال ۱۹۲۲ متولد شده و هر دو آنها از سنین کودکی در مغازه خواربار فروشی مادرشان که در سال ۱۹۱۳ افتتاح گشته بود مشغول به کار می‌شوند. پدر این دو فرزند نیز بعنوان دستیار شیرینی پز مشغول به کار می‌شود. یکی از شعارهای تبلیغاتی که این فروشگاه همیشه از آن استفاده می‌نمود شعار “ارزانترین منبع غذایی” بود که بر درب فروشگاه نصب شده بود. پس از اتمام خدمت سربازی، این دو برادر کسب و کار مادری خود را تصاحب کرده و تا سال ۱۹۵۰ یعنی در بازه زمانی ۴ ساله تعداد فروشگاه‌ها را به ۱۳ رساندند. ایده این دو برادر برای توسعه کسب و کار، که در آن زمان ایده‌ای نوین بود، اعمال تخفیف حداکثری و قبل از تعیین قیمت فروش بود. در آن زمان یکی از روشهای متداول بازاریابی ارائه کوپنی همراه با خرید اجناس بود که مشتری با جمع‌آوری این کوپن‌ها و ارسال آنها برای فروشنده قادر به دریافت قسمتی از پول خود بود. برادران آلبرشت با حدف این پروسه تخفیف را مستقیماً بر روی قیمت اجناس اعمال نمودند که این روش با استقبال خوبی روبرو شد. یکی از روشهای دیگر مورد استفاده این دو برادر حذف بسیار سریع اجناس کم فروش و کاهش هزینه‌ها با حذف هزینه‌های تبلیغاتی و بازاریابی بود. آنها همچنین سعی بر آن داشتند تا سایز فروشگاه‌های خود را کوچک نگاه دارند. در سال ۱۹۶۲ هنگامی‌که دو برادر بر سر اختلاف یاد شده کسب و کار خود را جدا نمودند فروشگاه‌های آلدی تعداد سیصد شعبه و گردش مالی سالانه‌ای بالغ بر ۹۰ میلیون فرانک داشتند.

فروشگاه‌های آلدی در آلمان بالغ بر ۲۵۰۰ شعبه بوده که تحت نظر ۳۵ حوزه مدیریتی فعالیت می‌کنند. در عرصع بین‌المللی این زنجیره دارای ۸ هزار فروشگاه می‌باشد. گفتنی است در حال حاضر در کشور انگلیس بطور متوسط هفته‌ای یک فروشگاه افتتاح می‌شود.

 

با همراهی پیشروان کسب و کار ؛ کشتی بادبانی کسب و کار خود را در تلاطم امواج بازار با انگیزه و لذت تا مقصد مطلوب رهبری کنید.

ثروت , موفقیت , کارل آلبرشت ثروت , موفثروت , موفقیت , کارل آلبرشتثروت , موفقیت , کارل آلبرشتثروت , موفقیت , کارل آلبرشتثروت , موفقیت , کارل آلبرشتثروت , موفقیت , کارل آلبرشتثروت , موفقیت , کارل آلبرشتثروت , موفقیت ,کارل آلبرتقت , کارل آلبرشت ثروت , موفقیت , کارل آلبرشت ثروت , موفقیت , کارل آلبرشت

بیوگرافی جیمز کار والتون میلیاردر

بیوگرافی جیمز کار والتون میلیاردر

جیمز کار والتون، (به انگلیسی: James Carr Walton) (زاده ۷ ژوئن ۱۹۴۸) که با نام جیم والتون شناخته می‌شود، جوانترین پسر بنیانگذار شرکت وال‌مارت؛ سام والتون می‌باشد، که هم‌اکنون رییس هیئت مدیره آروست بانک است.

ثروت خالص: ۴۶٫۴ میلیارد دلار

سن: ۶۹ سال

تابعیت: ایالات‌متحده آمریکا

نوع فعالیت: خرده‌فروشی

منبع ثروت:‌ وال مارت (موروثی)

تحصیلات: کارشناسی MBA دانشگاه آرکانزاس

افتخارات: جایزه رضایتمندی مشتری بانک آروست

 مقدمه

جیم والتون، جوان‌ترین پسر مؤسس فروشگاه‌های زنجیره‌ای وال مارت، سام والتون است که در حال حاضر مدیریت بانک آروست را بر عهده دارد. او تا سال ۲۰۱۶ از اعضای هیئت‌مدیره وال مارت بود ولی از ژوئن ۲۰۱۶ میلادی این سمت را به پسرش واگذار کرد. او و دیگر اعضای خانواده والتون مالک کمتر از ۵۰ درصد سهام وال مارت هستند. طبق مجله فوربز، جیم والتون با ۴۶ میلیارد دلار ثروت خالص، چهاردهمین ثروتمند دنیا و یازدهمین میلیاردر آمریکا است. در ادامه همراه ما باشید تا نگاهی به داستان زندگی جوان‌ترین پسر خانواده والتون داشته باشیم.

سال‌های نخست زندگی

جیمز کار والتون (جیم والتون) در هفتم ژوئن سال ۱۹۴۸ میلادی در نیوپورت ایالت آرکانزاس به دنیا آمد. پدرش سم والتون بود که در سال ۱۹۶۲ میلادی شرکت وال مارت را تأسیس کرد و مادرش هلن رابسون که علاوه بر جیم، سه فرزند دیگر به نام‌های راب والتون، جان والتون و آلیس والتون هم دارد.

پدر جیم، سم والتون کارمند سابق شرکت J. C. Penney در سال ۱۹۴۵ میلادی یکی از شعبات فروشگاه Ben Franklin را از برادران Butler اجاره کرد تا بتواند محصولات بیشتری را با سود کمتر به فروش برساند و توانست بعد از گذشت پنج سال روند افزایش فروش را حفظ کند اما بعد از عدم توافق با مالکان بر تمدید قرارداد اجاره، او مغازه جدیدی را بانام Walton’s Five and Dime راه‌اندازی کرد که امروزه این مغازه تبدیل به موزه وال مارت شده است. او در سال ۱۹۶۲ میلادی اولین فروشگاه تخفیف‌دار وال مارت را در شهر راجرز ایالت آرکانزاس راه‌اندازی کرد و در ۵ سال اول فعالیت تعداد شعبه‌های وال مارت به ۲۴ عدد در سراسر ایالت آرکانزاس افزایش یافت.

سم والتون شرکت وال مارت را در تاریخ ۳۱ اکتبر سال ۱۹۶۹ میلادی به ثبت رساند. هدف او از پیشی گرفتن از رقبا این بود که برای تأمین محصولات فروشگاه خود، تولیدکنندگان آمریکایی باقیمت ارزان‌تر پیدا کند. سم والتون در تاریخ ۵ آوریل سال ۱۹۹۲ میلادی در اثر ابتلا به‌نوعی سرطان خون درگذشت و مالکیت فروشگاه‌های وال مارت به همسر و فرزندانش سپرده شد.

جیم در سال ۱۹۶۵ میلادی دوران دبیرستان را در مدرسه بنتون‌ویل به پایان رساند. سپس وارد دانشگاه آرکانزاس شد و در سال ۱۹۷۱ میلادی با مدرک کارشناسی در رشته MBA فارغ‌التحصیل شد. او هم‌زمان با تحصیل، یکی از اعضای فعال انجمن برادری Lambda Chi Alpha نیز بود. جیم بعد از اتمام تحصیل و قبل از پیوستنش به وال مارت،  یک سال از زمانش را به سفر و اخذ مدرک خلبانی‌اش گذاشت و در سال ۱۹۷۲ میلادی با کار در بخش املاک به وال مارت پیوست اما پس از چهار سال وال مارت را رها کرد و به اداره سازمان والتون مشغول شد که درواقع هلدینگ برای کنترل دارایی‌های خانواده والتون به شمار می‌رود.

سال‌های زندگی حرفه‌ای

برادر جیم، جان والتون در سال ۲۰۰۵ در پی حادثه سقوط هواپیمای شخصی درگذشت. بعدازاین اتفاق، جیم در ۲۸ سپتامبر همان سال به اعضای هیئت‌مدیره شرکت وال مارت اضافه شد. اما جیم در حال حاضر بیشتر وقت خود را در بانک آروست می‌گذراند. سم والتون در اوایل دهه ۶۰ میلادی، بانک بنتون ویل را خریداری کرد و سپس به همراه جیم آرام‌آرام و در طول چند دهه آن را شکل داد و نام آن به بانگ گروه آروست(Arvest Bank Group)  تغییر کرد و جیم مدیرعامل و رئیس هیئت‌مدیره آن شد.

این بانک اخیراً رشد بسیار سریع داشته است. شعبه‌های این بانک بسیار به شعبه‌های خود وال مارت شباهت دارد درواقع زمانی که فردی به یکی از شعبه‌های این بانک برود احساس می‌کند در نسخه بانکی وال مارت قرار دارد. عملکرد مالی آروست در سطح متوسط است. سود حاشیه‌ای این بانک بیش از همتایانش بوده اما بازگشت سرمایه آن پایین‌تر از آن‌هاست. این بانک در ایالت‌های آرکانزاس، اوکلاهاما و میسوری دارای بیش از ۲۶۰ شعبه هست. بانک آروست تاکنون چندین بار توانسته جایزه رضایتمندی مشتری را از موسسه خدماتی آماری “J. D. power and Associates” دریافت کند.

جیم علاوه بر مدیریت بانک آروست، سال‌ها قبل روزنامه بنتون‌ویل را از پدرش خریداری کرد و آن را به زیرمجموعه شرکت “Community Publishers” درآورد و خود رئیس هیئت‌مدیره این شرکت شد. این شرکت چاپ روزنامه در آرکانزاس، میسوری و اوکلاهاما را بر عهده دارد.

 

 ثروت , موفقیت , بیوگرافی , میلیارد ، جیمز کار والتون

 

زندگی خصوصی و فعالیت‌های بشردوستانه

جیم با لین مک ناب والتون ازدواج کرد و صاحب چهار به نام‌های آلیس (متولد ۱۹۷۹)، استوارت والتون (متولد ۱۹۸۱)، توماس ال والتون (متولد ۱۹۸۳) و جیمز ام والتون (متولد ۱۹۸۷) شدند. جیم به همراه خانواده‌اش در بنتون ویل ایالت آرکانزاس زندگی می‌کنند.

در گزارش سپتامبر سال ۲۰۱۶ میلادی اعلام شد که جیم والتون مالک بیش از ۱۵۲ میلیون سهم از وال مارت به ارزش ۱۱ میلیارد دلار است. او به همراه خانواده‌اش میلیون‌ها دلار از طریق بنیاد خانواده والتون صرف امور خیریه کرده است به‌طوری‌که گفته می‌شود او و برادرش راب، ۱٫۵ میلیون دلار از سهام خود را به خیریه بخشیده‌اند.

جیم والتون در حال حاضر با ثروت ۴۲٫۷ میلیارد دلاری در رتبه چهاردهم لیست ثروتمندان فوربز قرار دارد. در سال ۲۰۱۳ میلادی او هفتمین ثروتمند آمریکایی از نگاه فوربز به شمار می‌رفت

 

با همراهی پیشروان کسب و کار ؛ کشتی بادبانی کسب و کار خود را در تلاطم امواج بازار با انگیزه و لذت تا مقصد مطلوب رهبری کنید.

 

ثروت , موفقیت , بیوگرافی , میلیاردثروت , موفقیت , بیوگرافی , میلیارد ، جیمز کار والتون ثروت , موفقیت , بیوگرافی , میلیارد ، جیمز کار والتون ثروت , موفقیت , بیوگرافی , میلیارد ، جیمز کار والتون ثروت , موفقیت , بیوگرافی , میلیارد ، جیمز کار والتون ثروت , موفقیت , بیوگرافی , میلیارد ، جیمز کار والتون , موفقیت , بیوگرافی , میلیارد ، جیمز کار والتون ثروت , موفقیت , بیوگرافی , میلیارد ، جیمز کار والتون ثروت , موفقیت , بیوگرافی , میلیارد ، جیمز کار والتون ثروت , موفقیت , بیوگرافی , میلیارد ، جیمز کار والتون ثروت , موفقیت , بیوگرافی , میلیارد ، جیمز کار والتون

بیوگرافی لیلیان هنریت شارلوت بتانکور

بیوگرافی لیلیان هنریت شارلوت بتانکور

لیلیان هنریت شارلوت بتانکور، (فرانسوی: Liliane Henriette Charlotte Bettencourt، تلفظ فرانسوی: ​[lil.jan be.tɑ̃.ku:ʁ]؛ زاده ۲۱ اکتبر ۱۹۲۲ – درگذشته ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۷)، بازرگان، کارآفرین و نیکوکار فرانسوی بود، که سهام‌دار و مالک اصلی شرکت لوازم آرایشی و بهداشتی لورئال محسوب می‌شد. وی تنها فرزند اوژن شولر؛ بنیانگذار این شرکت بود.

آغاز کار شارلوت بتانکور

لیلیان بتانکور در ۱۵ سالگی به عنوان کارآموز در شرکت کوچک پدر خود آغاز به کار کرد. او با اینکه فرزند صاحب و مدیر مؤسسه بود از کارهای کوچک آغاز کرد و اندک اندک در همان شرکت مسئولیت‌های مهمتری به عهده گرفت.

ریاست

در سال ۱۹۵۷ و پس از مرگ پدرش، او وارث «اُرئال» و رئیس هیئت مدیره شرکت لورئال شد. از آن پس و با همکاری همسر خود (آندره بتانکور) در گسترش جهانی آن تلاش کرد.

کناره‌گیری

او در سال ۲۰۱۲ هیئت مدیره شرکت لورئال را ترک کرد و پس از آن به ندرت در انظار عمومی دیده شد. بخشی از این انزوای او به دلیل ابتلا به بیماری زوال عقل بود.

 

شارلوت بتانکور

 

درگیری‌ها

پس از مرگ همسرش در سال ۲۰۰۷، بتانکور گرفتار دو ماجرای پرسر و صدای قضائی شد.

در نخستین مورد در سال[۶] ۲۰۰۸ (که به ماجرای «بانیه» شناخته شد) شکایت تنها فرزند او، فرانسواز بتانکور مییر (متولد ۱۹۵۳)، از هنرمندِ عکاسی به نام «فرانسوا ماری بانیه» بود که در ازای عکس‌های زیبا و نیز دوستی و همراهی با مادر وی، مبالغ هنگفتی از وی گرفته و به عنوان یگانه مجری وصیت‌نامه او تعیین شده بود. از آنجا که این ثروت به لیلیان بتانکور تعلق داشت و او می‌توانست آنگونه که می‌خواهد آن را به خرج برساند، دختر، مادر را به از دست دادن حواس متهم ساخت و خواستار «تحت قیمومت» قرار دادن وی شد و از این طریق «فرانسوا ماری بانیه» را به «سوء استفاده از ضعف» مادر خود متهم کرد. این شکایت موجب شد که دادگاه دستور معاینه پزشکی خانم لیلیان بتانکور را صادر کند و روندی «تحقیرکننده» برای وی بکار افتد. خانم بتانکور و دختر او، پس از محکوم شدن «فرانسوا ماری بانیه» در دسامبر ۲۰۱۰ با یکدیگر آشتی کردند. وی دو سال بعد به سبب «ضعف توانائی‌های فکری» از سوی دادگاه «تحت قیمومت» قرار گرفت.

درگیری دوم تأمین منابع مالی احزاب سیاسی و هزینه‌های مبارزات انتخاباتی شخصیت‌های مختلف بود. زیرا خانواده بتانکور، به سبب داشتن ثروت فراوان، در این زمینه کمک‌های قانونی بسیاری می‌کرد. اما به دلیل محدودیت قانونی برقرار شده، لیلیان بتانکور به پرداخت کمک‌های پنهانی به مبارزات انتخاباتی نیکولا سارکوزی، رئیس جمهوری پیشین فرانسه، نیز متهم شد. در این پرونده ۱۲ نفر مظنون به برخورداری از کمک‌های مالی و یا مشارکت در سازمان دادن و پرداخت آن‌ها شدند. دادسرا به دلیل «نبود اسناد و شواهد مکفی» حکم عدم تعقیب برای ۶ نفر از آنان و از جمله نیکولا سارکوزی و اریک ورت، وزیر پیشین دارائی و رئیس مالی مبارزات انتخاباتی وی صادر کرد و پرونده ۶ تن دیگر را به دادگاه ارجاع نمود. این ماجرا بسیار بیش از نتایج قضائی، اثرات سیاسی ببار آورد و ماه‌ها موضوع کشمکش‌های سیاسی و انتخاباتی شد.

ثروت شارلوت بتانکور

در ۲۰۱۷ و به هنگام مرگ، بتانکور با دارایی خالصی بالغ بر ۴۴٫۹ میلیارد دلار، به عنوان ثروتمندترین زن جهان، در فهرست بلومبرگ، ذکر شده‌است.وی همچنین در فهرست ثروتمندترین افراد جهان در سال ۲۰۱۷ در رتبه چهاردهم قرار گرفت. بتانکور تا مرگش به عنوان ثروتمندترین زن فرانسه شناخته می‌شد. همچنین پس از برنار آرنو، رتبه دوم از فهرست ثروتمندترین افراد فرانسه را به خود اختصاص داده بود.

لیلیان بتانکور در ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۷، در سن ۹۴ سالگی در پاریس درگذشت.

 

 

با همراهی پیشروان کسب و کار ؛ کشتی بادبانی کسب و کار خود را در تلاطم امواج بازار با انگیزه و لذت تا مقصد مطلوب رهبری کنید.

بیوگرافی مایکل روبنس بلومبرگ

بیوگرافی مایکل روبنس بلومبرگ

داستان زندگی زندگی ثروت , موفقیت , بیوگرافی , میلیاردر شدن مایکل روبنس بلومبرگ

مایکل روبنس بلومبرگ (به انگلیسی: Michael Rubens Bloomberg) ابرتاجر، سیاستمدار و نیکوکار آمریکاییست. او از ۱ ژانویه ۲۰۰۲ به مدت سه دوره به عنوان یک‌صدوهشتمین شهردار کلان‌شهر نیویورک فعالیت کرد. او با ۴۷/۵ میلیارد دلار ثروت، دهمین فرد ثروتمند جهان در آمار مارس ۲۰۱۷ مجله فوربس است.

بلومبرگ مؤسس، مدیرعامل اجرایی و مالک بلومبرگ ال. پی. از شرکت‌های داده‌های مالی جهانی و رسانه‌ای است که نام او را بر خود دارد و به خاطر سیستم کامپیوتری بلومبرگ ترمینال که به طور گسترده از سوی سرمایه گذاران در جهان استفاده می‌شود، مشهور است.

بلومبرگ دارای مدرک کارشناسی مهندسی برق از دانشگاه جانز هاپکینز و نیز کارشناسی ارشد بیزنس از هاروارد است.

بلومبرگ رئیس مؤسسه سرویس خبری بلومبرگ است هم چنین از ثروتمندترین یهودیان در عرصه رسانه‌ای است. ثروت او در سال ۲۰۱۲ نزدیک به ۲۲ میلیارد دلار تخمین زده شد.

و در سپتامبر ۲۰۱۳، فوربس ثروت بلومبرگ، را ۳۱ میلیارد دلار گزارش داد و او را به عنوان ۱۳دهمین ثروتمندترین فرد در جهان قرار گرفت.

او تا کنون نزدیک به ۳۰۰ میلیون دلار به دانشگاه جانز هاپکینز اهدا کرده که این در تاریخ آموزش عالی در آمریکا بسیار کم سابقه است.

 

 

با همراهی پیشروان کسب و کار ؛ کشتی بادبانی کسب و کار خود را در تلاطم امواج بازار با انگیزه و لذت تا مقصد مطلوب رهبری کنید.