زن-مزد

آزمون ذهن مردانه – ذهن زنانه

آزمون ذهن مردانه - ذهن زنانه

هر شخصی با فیزیک خاص که جنسیت او را مشخص می‌کند به دنیا می‌آید.

اما مغز زنان و مردان نیز با هم متفاوت هستند و در یک طیف می‌توان آنها را مورد بررسی قرار داده و عملکرد خود را براساس آن تنظیم کرد یا مهارت‌هایی آموخت تا بخش‌هایی از نواقص را پوشش داد.

شما با انجام این تست می‌توانید به شناخت بیشتری از خود دست یابید و در عملکرد خود بهینه باشید. احتمال دارد که مغز شما کمی با جنسیت شما تفاوت داشته باشد که با مراجعه به مشاور روانشناسی این امکان وجود دارد که بین بدن و ذهن خود هماهنگی ایجاد کنید.

این آزمون، دارای ۳۰ سوال است که یک عدد به عنوان امتیاز شما در پاسخ به شما ارائه می‌کند که لازم است توضیحات را در صفحه نتایج مطالعه کنید.

لطفا هر جمله را با دقت بخوانید و ببینید تا چه حد توصیف درستی از شما به دست می‌دهد.

انجام آزمون حدود ۱۵ دقیقه زمان می‌گیرد و لازم هست به همه سوالات پاسخ دهید.

پیشنهاد می‌گردد اگر از گوشی موبایل استفاده می‌کنید، گوشی را افقی بگیرید.

اکنون آزمون را در آرامش آغاز کنید.

از آنجاییکه محاسبات متفاوتی برای زن و مرد انجام خواهد شد، پیش از آغاز پاسخ به پرسش‌ها جنسیت بدن خود را تعیین کنید.


۱- وقتی می‌خواهید نقشه و یا راهنمای خیابان‌ها را بخوانید‬
۲- در حال پختن غذایی پیچیده از طریق برنامه‌ی آشپزی رادیو هستید که دوست‌تان تلفن می‫کند‬‬
۳- دوستان‌تان می‌خواهند برای دیدن‌تان بیایند و از شما مسیر خانه‌ی جدیدتان را می‌پرسند‬‬‬
۴- وقتی در حال توضیح یک نظریه یا مفهوم هستید، اغلب
۵- وقتی بعد از دیدن فیلمی فوق‏‌العاده به خانه برمی‌گردید ترجیح می‫دهید
۶- در سینما معمولا چه مکانی را برای نشستن انتخاب می‌کنید؟
۷- یکی از وسایل مکانیکی دوست‌تان از کار افتاده است، شما
۸- در محلی ناآشنا قرار گرفته‌اید و کسی از شما مسیر شمال را می‌پرسد،
۹- محل تنگی برای پارک کردن پیدا کرده‌اید و باید با دنده عقب وارد آن شوید،
۱۰- در حال تماشای تلویزیون هستید که تلفن زنگ می‏‌زند،

صفحه ۱ از ۳


هوش هیجانی

آزمون هوش هیجانی EQ

آزمون هوش هیجانی بار-آن

براساس این ارزیابی می‌توانید برنامه رشد و توسعه فردی خود را غنی‌تر کنید.

این پرسش‌نامه صفات شخصیتی را اندازه‌گیری نمی‌کند و به جای آن بر عملکرد فرد و استعداد برای عملکرد تاکید دارد.

با انجام این تست نقاط ضعف و قوت خود در هوش هیجانی را خواهید شناخت و می‌توانید روی نقاط ضعف خود کار کرده و میزان هوش هیجانی خود را افزایش دهید.

این آزمون، دارای ۹۰ سوال و ۱۵ خرده مقیاس می‌باشد.

افراد ۱۸ سال و بالاتر، مشروط بر دارا بودن حداقل تحصیلات دیپلم، می‌توانند به این آزمون پاسخ دهند.

پاسخ‌های آزمون بر روی مقیاس ۵ درجه ای (کاملاً موافقم، موافقم ، تا حدودی، مخالفم و کاملاً مخالفم) تنظیم شده است.

انجام آزمون حدود ۲۰ دقیقه زمان می‌گیرد و لازم هست به همه سوالات پاسخ دهید.

پیشنهاد می‌شود اگر از گوشی موبایل استفاده می‌کنید، گوشی را افقی بگیرید.

اکنون آزمون را در آرامش آغاز کنید .

۱- به نظر من براي غلبه بر مشكلات بايد گام به گام پيش رفت.

۲- لذت بردن از زندگي برايم مشكل است.

۳- شغلی را ترجیح می‌دهم که حتی‌الامکان من تصمیم گیرنده باشم.

۴- می‌توانم بدون تنش زیاد، با مشکلات مقابله کنم.

۵- می‌توانم برای معنی دادن به زندگی تا حد امکان تلاش کنم.

۶- نسبت به هیجاناتم آگاهم.

۷- سعی می‌کنم بدون خیال‌پردازی، واقعیت امور را در نظر بگیرم.

۸- به راحتی با دیگران دوست می‌شوم.

۹- معتقدم توانایی تسلط برشرایط دشوار را دارم.

۱۰- بیشتر مواقع به خودم اطمینان دارم.

۱۱- کنترل خشم برایم مشکل است.

۱۲- شروع دوباره، برایم سخت است.

۱۳- کمک کردن به دیگران را دوست دارم.

۱۴- به خوبی می‌توانم احساسات دیگران را درک کنم.

۱۵- هنگامی که از دیگران خشمگین می‌شوم، نمی‌توانم با آنها در این مورد صحبت کنم.


صفحه ۱ از ۶


آزمون شخصیت NEO

آزمون شخصیت NEO(فرم کوتاه)

شخصیت یک سری از ویژگی های آدمی است که در طول زمان پایدار می ماند. وقتی می گوییم فلانی شخصیت مهربانی دارد منظورمان این است که او در بیشتر زمان ها و تقریبا همیشه مهربان است.

پرسشنامه NEOPI-R یکی از آزمون های شخصیتی است که بر اساس تحلیل عوامل ساخته شده است و از جدیدترین ابزارها در زمینه شخصیت است که توسط مک کری و کوستا در سال ۱۹۸۵ تحت عنوان پرسشنامه شخصیتی NEO معرفی شد.

این آزمون، فرم کوتاه ۶۰ سوالی می باشد که ۵ عامل شخصیت را می سنجد.

پنج عامل اصلی شخصیت عبارتند از : روان نژندی ، برونگرایی ، انعطاف پذیری ، دلپذیر بودن ، مسئولیت پذیری و با وجدان بودن.

یادتان باشد که معمولا هر چه نمره شما و همسرتان به هم شبیه تر باشد، شما بهتر با هم کنار می آیید. البته مسلما همیشه هم این طور نیست!

پاسخ‌های آزمون بر روی مقیاس ۵ درجه ای (کاملاً موافقم، موافقم ، تا حدودی، مخالفم و کاملاً مخالفم) تنظیم شده است.

انجام آزمون حدود ۱۵ دقیقه زمان می‌گیرد و لازم هست به همه سوالات پاسخ دهید.

پیشنهاد می‌شود اگر از گوشی موبایل استفاده می‌کنید، گوشی را افقی بگیرید.

اکنون آزمون را در آرامش آغاز کنید .

۱- من آدم نگرانی هستم.

۲- من دوست دارم همیشه آدم‌های زیادی دور و برم باشند.

۳- من دوست ندارم وقتم را با خیال‌بافی هدر بدهم.

۴- من سعی می‌کنم با دیگران خوش‌رفتار و مودب باشم.

۵- من لوازم خودم را مرتب و پاکیزه نگه می‌دارم.

۶- من اغلب خودم را کمتر از دیگران حس می‌کنم.

۷- من لبخند‌زدن به دیگران و بیرون رفتن با آنها را کار آسانی می‌دانم.

۸- من وقتی روش درست انجام یک کار را پیدا کنم به همان می‌چسبم و ادامه می‌دهم.

۹- من اغلب با اعضای خانواده بگو نگو دارم.

۱۰- من به خوبی می‌توانم طوری برنامه‌ریزی کنم که کارهایم به موقع انجام شوند.

۱۱- وقتی من زیرِ بار یک استرس بزرگ هستم بعضی مواقع احساس می‌کنم دارم از هم می‌پاشم.

۱۲- من خودم را لزوما آدم امیدواری نمی‌دانم.

۱۳- نگاه کردن به نظم حاکم بر طبیعت و زیبایی هنرها برای من بسیار جالب است.

۱۴- بعضی از مردم من را آدم خودخواهی می‌دانند.

۱۵- من در کارهایم خیلی با برنامه نیستم.


صفحه ۱ از ۴


schema test

آزمون طرحواره های ناسازگار

آزمون طرحواره یانگ (فرم کوتاه)

طرحواره‌درمانی، یک شیوه‌ی درمانی است که توسط جفری یانگ برای درمان اختلالات شخصیتی و نیز دیگر اختلالات مزمن ذهنی توسعه پیدا کرده است.

چهار مفهوم اساسی در تکنیک‌های طرحواره‌درمانی شامل "طرحواره‌ی ناسازگار اولیه"، "سبک مقابله‌کننده"، "احتیاجات هیجانی و احساسی" و "حالات خلقی متفاوت" می‌باشد.

اکنون از طرحواره‌درمانی در زوج‌درمانی نیز استفاده می‌شود، به عنوان نوعی مشاوره در رابطه، به هر یک از شرکا کمک می‌کند تا تله ذهنی خود را بشناسند و ببیند چگونه باعث درگیری و بهم خوردن رابطه می‌شود.

این آزمون، دارای ۹۰ سوال است و ۱۸ طرحواره‌ی ناسازگار را در ۵ حوزه بررسی می‌کند.

لطفا هر جمله را با دقت بخوانید و ببینید تا چه حد توصیف درستی از شما به دست می‌دهد.

پاسخ‌های آزمون بر روی مقیاس ۶ درجه ای (کاملاً درست، تقریبا درست، اندکی درست، بیشتر درست است تا غلط، تقریبا غلط و کاملاً غلط) تنظیم شده است.

انجام آزمون حدود ۲۰ دقیقه زمان می‌گیرد و لازم هست به همه سوالات پاسخ دهید.

پیشنهاد می‌شود اگر از گوشی موبایل استفاده می‌کنید، گوشی را افقی بگیرید.

اکنون آزمون را در آرامش آغاز کنید.

۱- در بیشتر اوقات کسی را نداشته‌ام که از من حمایت کند، حرف‌هایش را با من بزند و عمیقاً نگران اتفاقاتی باشد که برایم می‌افتند.

۲- من به افراد نزدیک خودم خیلی وابسته‌ام چون می‌ترسم مبادا مرا ترک کنند.

۳- احساس می‌کنم مردم از من سودجویی می‌کنند.

۴- فکر می‌کنم وصله ناجور جمع هستم.

۵- مردان یا زنانی که دوستشان دارم، وقتی نقطه ضعف مرا ببینند، دیگر دوستم ندارند.

۶- تقریباً هیچ کاری را نمی‌توانم به خوبیِ دیگران انجام دهم.

۷- احساس می‌کنم نمی‌توانم به تنهایی از پس کارهای زندگی روزمره‌ام بربیایم.

۸- نمی‌توانم از شر این احساس رها شوم که اتفاق بدی می‌خواهد بیفتد.

۹- قادر نیستم از والدینم جدا شوم؛ کاری که هم سن وسال‌هایم انجام می‌دهند.

۱۰- فکر می‌کنم اگر کاری را بکنم که دلم می‌خواهد، برای خودم دردسر درست می‌کنم.

۱۱- کار مراقبت از نزدیکانم روی دوش من است.

۱۲- از اینکه احساسات مثبتم مثل توجه و محبت را به دیگران نشان بدهم، خیلی خجالت می‌کشم.

۱۳- باید در هر کاری که انجام می‌دهم بهترین باشم؛ نمی‌توانم توقعم را کم کنم.

۱۴- وفتی از کسی چیزی می‌خواهم، خیلی برایم سخت است«نه» بشنوم.

۱۵- نمی‌توانم خودم را مقید کنم که کارهای تکراری و کسل‌کننده را انجام دهم.


صفحه ۱ از ۶


ارتباط گروهی چیست؟ چگونه میتوان ارتباط گروهی را تقویت کرد؟

ارتباط گروهی چیست؟ چگونه میتوان ارتباط گروهی را تقویت کرد؟

دوره ای که بتوان کارهای بزرگ را به تنهایی انجام داد، تمام شده است. این روزها موفقیت در گرو کارهای گروهی است. چرا که در گروه ها، برمبنای تخصص افراد به آنها وظایفی سپرده می شود. پس معمولا کیفیت انجام کارها در حد بالایی خواهد بود. زمانی که یک تیم برای انجام کاری با یکدیگر شروع به همکاری می کنند مهارت هایی برای ارتباط گروهی وجود دارند که رعایت آنها برای دستیابی به هدف ضروری است.

اغلب کارهای که در سازمان ها توسط مدیران به کارکنان شان محول می شود، نیازمند کار گروهی است. در این بین کیفیت ارتباط گروهی افراد تیم در رسیدن به موفقیت آنها بسیار موثر خواهد بود. بالطبع ضعف ارتباط گروهی باعث می شود کار گروهی، با ایجاد تنش و عصبانیت در بین کارمندان همراه شود.

ارتباط موثرمی تواند بخش زیادی از استرس و حس ناخوشایند افراد را در حین کار گروهی کاهش بدهد. در نتیجه مدیران سازمان ها نیز باید به ارتباط بین کارمندانشان که در قالب یک تیم فعالیت می کنند، اهمیت دهند. و آموزش های لازم در این زمینه را به آنان بدهند.

ارتباطاتی که با حمایت مدیر و سازمان از آن همراه باشد می تواند عاملی برای موفقیت تیم ها شود.. امروزه فناوری ارتباطات نیز برای این مهم تدابیری را تدارک دیده است. توسط ابزارها و امکانات پیشرفته موجود، موجب بهبود فرهنگ ارتباط گروهی در راستای افزایش عملکرد سازمان ها شده است.

هر چند شاهد دیدگاه منفی بسیاری از افراد نسبت به کار تیمی هستیم؛ چرا که اغلب افراد از کار تیمی خاطره خوبی ندارند و آن را سخت و پیچیده می دانند. چه بسا مواردی که در آن فردی مجبور شده به دلیل عدم انجام وظایف اعضای تیم به تنهایی کار تیم را به پایان ببرد و یا ناهماهنگی و بی مسئولیتی یک عضو باعث از هم پاشیدن گروه شده و… . اما واقعیت این است که در سازمان های امروزی به پایان بردن یک کار بدون مشارکت دیگران بسیار نزدیک به غیر ممکن است. در این نوشته به دنبال آنیم تا شاه کلید اصلی کارهای تیمی که همان ارتباط گروهی است را به شما معرفی کنیم. این راهکارها باعث بهبود ارتباط گروهی و در نتیجه موفقیت سازمانی خواهند شد.

ارتباط گروهی چیست؟ چگونه میتوان ارتباط گروهی را تقویت کرد؟

راه های تقویت ارتباط گروهی

۱- گوش دادن فعال

اولین کلیدی که به کیفیت ارتباط گروهی شما کمک می کند، گوش دادن فعال است. وقتی افراد به دلیل گوش ندادن به صحبت های یکدیگر به درستی متوجه منظور گوینده نمی شوند و ابهامات در جای خود باقی می مانند؛ پیامدهای ناگواری رخ می دهد. پیامدهایی که با یک توجه ساده و یا پرسیدن یک سوال از منظور گوینده  قابل حل شدن هستند.

برای گوش دادن فعال کافی است هنگام صحبت فرد مقابل کار دیگری انجام ندهید. با نگاه کردن به چشمان گوینده توجه تان را به او نشان دهید. به موقع از آواها و یا کلمات تأیید کننده استفاده کنید. کلام طرف مقابل را قطع نکنید. و در پایان صحبت های او آنچه را از کلامش متوجه شده اید به او باز خورد دهید و یا از منظور اصلی او و یا کلمات ابهام دارش سوال کنید.

۲- ابراز وجود

شما باید به درستی و با اعتماد به نفس کافی نظرات و یا احساستان را در مورد چیزی بیان کنید. افراد خجالتی و کم رو در ابراز وجود بیشترین مشکل را دارند. با استفاده از کلمات احترام آمیز عقیده تان را بیان کنید. و در ابراز احساس تان حتما در ابتدای جمله از کلمه “من” استفاده کنید؛ در ادامه علت احساستان را بیان کنید و در آخر کاری که از دیگران انتظار دارید را بیان کنید.

در این صورت جبهه گیری کمتری نسبت به شما صورت می گیرد و کمتر مورد قضاوت منفی قرار می گیرید. علاوه بر اینکه توانسته اید عقیده و حس تان را در درون خود نگه ندارید و از خود خوری نجات پیدا کنید.

۳- نه گفتن

در ارتباط گروهی یکی از آفت هایی که باعث مورد سوء استفاد قرار گرفتن می شود عدم توانایی نه گفتن است. در چنین شرایطی فرد خواسته های دیگران را نیز قبول می کند. در پی آن باید به سختی تلاش کند و انرژی بیشتری بگذارد تا هم کارهای خودش را انجام بدهد و هم خواسته دیگران را اجابت کند. نه گفتن در مواردی که توانایی و یا مهارت انجام دادن کاری را ندارید بسیار حیاتی است.

نه گفتن یک راه ساده برای داشتن امنیت و خرسندی شما در ارتباط گروهی خواهد بود.

ارتباط گروهی چیست؟ چگونه میتوان ارتباط گروهی را تقویت کرد؟

۴- هدف ارتباط را روشن کنید

یکی از کارهای ابتدایی در هر ارتباطی خصوصا ارتباط گروهی، تعیین هدف ارتباط افراد با یکدیگر است. با برگزاری یک جلسه توجیهی که در آن به شرح وظایف افراد، جایگاه افراد نسبت به یکدیگر و سلسله مراتب پاسخگویی و انتقال اطلاعات در بین افراد مطرح می شود، می توان به راحتی ابهامات را برطرف کرد. هدف تشکیل گروه و لزوم برقراری ارتباط برای همه روشن می شود. در نتیجه از اشتباهات یا سوء تفاهمات بعدی جلوگیری می شود.

۵- تنوع ارتباطی داشته باشید

در کنار روابط رسمی و کاری با یکدیگر، حتما به برقراری ارتباطات غیر رسمی و صمیمی بپردازید. ولی برای آن هم برنامه ریزی و حدود تعیین کنید. در ارتباطات غیر رسمی با یکدیگر بیشتر آشنا می شوید و اطلاعات بیشتری درباره روحیات یکدیگر به دست می آورید که می تواند شما را برای ارتباط گروهی بهتر توجیه کند. ضمنا در خلال این رابطه صمیمی عنصر بسیار مهم و حیاتی اعتماد نیز شکل می گیرد و یا تقویت می شود.

اعتماد به اعضای گروه باعث می شود تا به راحتی در شرایط مختلف بتوانید به یکدیگر تکیه کنید.

۶- فرافکن نباشید

افراد فرا فکن، اشتباهات خود را نمی پذیرند و اغلب هر عامل دیگری غیر از خود را به عنوان مقصر شناسایی و معرفی می کنند. وقتی اشتباهی مرتکب شدید عاقلانه ترین کار این است که اشتباه خود را بپذیرید و مسئولیت کاری را که انجام داده اید به عهده بگیرید. سپس نهایت تلاشتان را برای جبران آن به کار بگیرید. این امر در حفظ جلوه منطقی شما در ارتباط گروهی بسیار حیاتی است. و روی قضاوت دیگران از شما بسیار تأثیر گذار است. ضمن اینکه باعث جلوگیری بسیاری از مشاجرات شما با دیگران خواهد شد.

۷- با همه یکسان برخورد کنید

رعایت آداب معاشرت با همه یک امر بدیهی است. اما اینکه بخواهید قضاوت هایتان در مورد افراد را در نوع ارتباط گروهی تان دخیل کنید، وجهه شما را خراب می کند. ضمن اینکه موجب شکل گیری شایعاتی مخرب در مورد شما  می شود که اصلا به نفع شما نیست. حتما به یاد داشته باشید که حضور افراد در سازمان و یا موقعیت آنها در سازمان دائمی نیست. جایگاه افراد تغییر می کند و افراد هیچ گاه دیدگاه دیگران در مورد خود را فراموش نمی کنند. زمانی که با همه به طور مساوی برخورد کنید نگه آن ها نسبت به شما نیز مثبت می شود. در نتیجه مصونیت بیشتری خواهید داشت.

ارتباط گروهی چیست؟ چگونه میتوان ارتباط گروهی را تقویت کرد؟

۸- در ارتباط گروهی از اعضای گروه بازخورد بگیرید

همواره به یاد داسته باشید که یک برنامه دائمی برای تغییر و پیشرفت خود داشته باشید. هم پیشرفت در زمینه شخصیت و رفتارتان و هم در زمینه حرفه و تخصص تان. در ارتباط گروهی شما یکی از راه هایی که نشان دهنده اهمیت دادن شما به اعضای گروه است پرسیدن نظر آنها در مورد عملکرد کاری تان است. چه بسا راهنمایی و نظرات آنها موجب حل نقاط ضعف و تقویت نقاط مثبت شما گردد. این کار در نشان دادن شما به عنوان یک کارمند مسئول و مشتاق به یادگیری موثر است.

البته به همان اندازه که بازخورد گرفتن از دیگران می تواند برای شما سود آور باشد، برای دیگران نیز اهمیت دارد. دادن بازخورد سازنده و واقع بینانه که با الفاظ مناسب و در شرایط مناسب صورت می گیرد، می تواند به ارتباط گروهی شما رنگ دیگری دهد؛ چرا که چنین امری حاکی از توجه و دلسوزی شما نسبت به همکارتان در گروه است. این کار را با دادن بازخوردی که انتظار دارید خودتان از همکارتان دریافت کنید به راحتی می توانید انجام دهید.

۹- حقیقیت را شناسایی کنید

شاید گاهی برای شما پیش آمده باشد که دچار خطا در دید شده باشید و چیزی را برخلاف واقعیت آن تصور کنید. مثل اوقاتی که سایه چیزی باعث خطای دید شما در تخمین ارتفاع آن گردد.

این خطاها و یا تحریف ها در ارتباط گروهی مشکلات فراوانی می تواند به بار بیاورد. خطاهایی که ممکن است حاصل تفکر اشتباه و یا نوع نگاه غلط خودتان باشد. یا صحبت ها و شایعاتی که دیگران برای شما نقل می کنند. مثلا برخورد سرد یک کارمند شما را به این خطا بیندازد که او مغرور شده و یا با شخص شما مشکلی پیدا کرده است. در حالی که واقعیت حاکی از بروز یک مشکی شخصی در زندگی او است که کمی او را دچار تشویش نموده است.

در برخورد با صحبت هایی که از دیگران می شنوید، سعی کنید از اینکه در معرض چنین افرادی قرار بگیرید پرهیز کنید؛ چون ممکن است طرز صحبت آن ها باعث شود شما نیز همراهی کنید. در نتیجه صحبت هایی از جنس شایعه و یا غیبت را ناخواسته مرتکب شوید. در مرتبه بعد هم سعی نکنید بر طبق گفته های او عملی انجام دهید و یا تغییر موضعی اتخاذ کنید. حتما از راه های دیگری به کشف واقعیت بپردازید.

چگونه می توان یک مدیر موفق شد؟ (12 اقدام کلیدی مدیریت موفق)

چگونه می توان یک مدیر موفق شد؟ (۱۲ اقدام کلیدی مدیریت موفق)

تا به حال به عنوان یک مدیر به میزان موفقیت خود اندیشیده اید؟ و یا آن را مورد بررسی قرار داده اید؟ نقش حیاتی یک مدیر موفق در سازمان خود به حدی تعیین کننده است که رفتار او برای همه کارمندان به عنوان یک الگوی عملی تلقی می شود. پس مدیریت موفق یا ناموفق او نیز به همه آنان سرایت خواهد کرد. همان گونه که کارمندان در یادگیری فرهنگ سازمانی به مدیر خود به عنوان یک الگو توجه می کنند.

در تعیین میزان موفقیت یک مدیر عواملی را می توان نام برد که برای داشتن چنین ویژگی هایی حتما نباید در ذات خود به دنبال آن ها بگردید. بلکه از طریق اکتسابی و با آموزش و تمرین قابل یادگیری اند. در ادامه این مقاله از نیک اندیشان له بیان این عوامل می پردازیم.

چگونه می توان یک مدیر موفق شد؟

۱- زمینه کاری خود را درست انتخاب کنید

در ابتدای امر شما به عنوان مدیری که در حال راه اندازی یک کسب و کار هستید، باید به خاطر داشته باشبد میزان علاقه یا اطلاع و تخصص شما نسبت به حیطه کاری تان بسیار با اهمیت است. کاری را انتخاب کنید که از آن لذت می برید. به دنبال یافتن تازه های آن کار هستید. و استعداد خود را در آن کار می بینید. در این صورت مسیر کاری شما به مراتب هموارتر خواهد بود. چرا که میزان انگیزه بالای شما برایتان یک تقویت کننده خواهد بود. در نهایت برای سازمانتان سود آور خواهید بود و در پی این مدیریت موفق، لذت و علاقه شما به کارمندان نیز منتقل خواهد شد.

۲- چشم انداز و مأموریت طراحی کنید

وقتی بدانید مسیر حرکت شما چیست و اکنون در چه فاصله ای از هدف تان ایستاده اید، برای برنامه ریزی و تخصیص منابع، بهتر تصمیم گیری خواهید کرد.

یک مدیریت موفق ایجاب می کند که از هدر رفتن وقت و سرمایه سازمان خود جلوگیری کرده و از آن حداکثر استفاده را بنماید. تدوین یک چشم انداز که برای کارمندان شما هم راهگشا است. و هم ابهامات کاری آنان را رفع می کند.

چگونه می توان یک مدیر موفق شد؟ (12 اقدام کلیدی مدیریت موفق)

۳- کارمندان را درست استخدام و یا اخراج کنید

یک مدیر موفق برای استخدام کردن باید با استفاده از خصوصیات خاص هر شغلی به دنبال فرد مناسب، هم از نظر تخصص و مهارت و هم از نظر توانمندی های روانشناختی و فیزیولوژیک متناسب و کافی باشد.

یک مدیر موفق به خوبی جایگاه های شغلی سازمان خود را می شناسد. و با استفاده از هوش هیجانی بالایی که دارد انسان شناس خوبی نیز برای انتخاب افراد است و یا حداقل از دیگران برای تشخیص صحیح خود یاری می جوید.

روی دیگر این قضیه شهامت در اخراج کردن است. زمانی که تشخیص شما به شما این اطمینان را بدهد که حضور یک کارمند در سازمان فرسایشی شده و کارایی لازم را از دست داده است. یا با ترک این کار موقعیت های بهتری را می تواند تجربه کند. باید بدون هیچ ترسی به فکر جایگزین برای آن کارمند باشد و یا جایگاه شغلی کارمند خود را تغییر دهد تا به نتایج مطلوب خود برسد.

۴- کارمندان سازمان را به مشارکت کردن در تصمیم گیری و اظهار نظر تشویق کنید

مدیر موفق کسی است که کارمندان خود را صاحب نظرانی می بیند که گاهی می توانند بهتر از او درباره یک موضوع نظر بدهند. خود را دانای کل نمی داند. و خوب می داند که این مشارکت دادن کارمند خود را نسبت به کار و سازمانش متعهدتر می کند و شوق او را می افزاید.

وقتی یک محیط دوستانه در سازمان ایجاد شود که در آن همه فکر کنند و راه حل ارائه بدهند؛ موفقیت های بیشتری برای سازمان به دست خواهد آمد. چون فکر کردن فقط کار مدیر نیست. در یک سازمان همه باید فکر کنند و برای رشد سازمان تلاش کنند و سهیم باشند. این یکی از اصلی ترین اصول مدیریت موفق در سازمان است.

چگونه می توان یک مدیر موفق شد؟ (12 اقدام کلیدی مدیریت موفق)

۵- به ارتباطات درون سازمانتان اهمیت بدهید

یکی از ارتباطات مهم در هر سازمانی، ارتباطات انسانی آنها است. کارمندان هم مانند مدیر، یک انسان با دغدغه های خاص خودشان و نگرانی ها و علایق و احساسات متفاوت اند. آنها هم خانواده دارند و مسئولیت هایی در آن بر عهده دارند. با مسائلی درگیرند و منافعی را برای خودشان در نظر دارند.

نگاه مدیر موفق به کارمندان خود به عنوان یک انسان، آن ها را به ایجاد یک رابطه خوب با آنها تشویق می کند. مدیر موفق می تواند در برخی ساعات غیرکاری، یک فضای صمیمی با کارمندان خود ایجاد کند و صمیمیت را ایجاد کند. در چنین شرایطی کارمندان اعتمادشان جلب می شود و راحت تر می توانند حرف هایشان را با مدیر در میان بگذارند.

۶- مسئولیت پذیر باشید

مدیر نیز انسانی است مانند بقیه. پس ممکن است او هم گاهی مرتکب اشتباه شود. اما مسأله در این است که نباید آن را مخفی کند و یا به گردن دیگران انداخته و مسئولیت خود را فراموش کند.

مدیر موفق با جسارت تمام، وقتی اشتباهی رخ می دهد؛ قدم به جلو می گذارد و مسئولیت آن را می پذیرد. و تا جایی که بتواند برای تغییر شرایط و یا جبران اشتباه خود تلاش می کند.

در چنین حالتی که مدیر نسبت به اشتباهات خود واقع بینانه رفتار می کند، فرهنگ پاسخگویی و مسئولیت پذیری را نیز در سازمان خود و در بین همکاران رواج می دهد و کارمندان را متوجه اهمیت مسئولیت اقدامات و تصمیم های خود می شوند.

۷- ریسک کنید ولی قبل از آن حتما محاسبه کنید

ریسک کردن جزء اقدامات لازم برای پیشرفت است. اما بسیار حساس و گاهی مخاطره آمیز است. یک مدیر موفق اهمیت ریسک کردن را می داند. ولی بی مهابا و بی پروا دست به آن نمی زند. هر ریسکی ارزش تجربه کردن ندارد. اشتیاق کسب تجربه ریسک زمانی که با دستاوردها و تجارب گذشته مدیر همراه شود و صورت حساب شده ای به خود بگیرد علاوه بر نداشتن خطر، می تواند بسیار سازنده و پیش برنده باشد.

چگونه می توان یک مدیر موفق شد؟ (12 اقدام کلیدی مدیریت موفق)

۸- خود را بهتر بشناسید و ویژگی های شخصیتی لازم را به دست آورید

برخی ویژگی های رفتاری و شناختی وجود دارد که برای هر مدیر موفق اجتناب ناپذیرند. ایجاد این ویژگی ها در خود، می طلبد که ابتدا یک شناخت همه جانبه و بی طرفانه از خودتان داشته باشید. نقاط ضعف و قوت خود را شناسایی کنید و سپس خلأهای موجود برای صفاتی که می گوییم را پر کنید.

صفاتی مثل: خودانگیزی به معنی انگیزه دادن به خود، صداقت، قابل اعتماد، خوش بینی، دارای اعتماد بنفس، آرامش، انعطاف پذیری، صبوری و گشودگی از جمله ویژگی هایی اند که شخصیت یک مدیر موفق را تشکیل می دهند.

۹- بهترین تصمیم را در بهترین زمان بگیرید

یکی از وظایف مهم مدیر موفق، تصمیم گیری در شرایط متنوع است. بسته به اینکه چه شرایطی پیش آمده است. چقدر زمان وجود دارد. قوانین موجود تا چه حدی راهگشا هستند. منابع و امکانات چیست؟ و تصمیم گیری بر عهده کیست؟ تصمیم های متفاوتی را می توان اتخاذ کرد.

برخی می گویند مدیر واقعی به طور متناوب می تواند ۳۰ تصمیم را در ۳۰ دقیقه اتخاذ کند. اما سوال مهم در مورد درستی این تصمیمات است. تصمیمات در جهت اهداف استراتژیک نهایی باید اتخاذ شوند. و کمترین خطا را داشته باشند.

۱۰- با رفتارتان دیگران را هدایت کنید

از لحاظ الگو بودن مدیر برای کارکنان خود، این وظیفه سنگین و مهمی برای مدیر خواهد بود که همواره مراقب رفتار و اخلاق خود باشد. چرا که تأثیر یک مدیر در رعایت عملی آنچه که خود از کارمندان توقع دارد، به مراتب بسیار زیاد است. اغلب افراد سازمان منتظرند که خطایی از مدیر سر بزند. به همین دلیل به شدت او را تحت نظر قرار می دهند. مدیر موفق به آنچه می گوید، عمل می کند و مراقب رفتار خود است.

چگونه می توان یک مدیر موفق شد؟ (12 اقدام کلیدی مدیریت موفق)

۱۱- مدیر موفق همه کارها را خودش انجام نمی دهد

اینکه مدیر عادت داشته باشد همه کارها را خودش انجام دهد و یا همه آنها را منوط به حضور و یا دخالت خود کند، هم سرعت عملکرد سازمان و کارکنان را پایین می آورد. هم فرصت ها و زمان را تلف می کند.

از طرفی لا این کار، کارکنان را دچار خمودگی و عدم استقلال در انجام کارهایشان می کند. و در پی آن بهره وری آنان را کاهش می دهد. مدیر موفق می داند که بعضی وظایف باید به دیگران محول شود و فقط کارهایی که در حد مدیریت اند باید توسط مدیر انجام بگیرد.

مدیر در صورت واگذاری کار به دیگران می تواند گاهی نقش راهنما را داشته باشد که برخی نکات را یادآوری می کند. این اقدام به کارمندان این باور را می دهد که می توانند از پس کارهایشان بربیایند و خلاقیت خود را به کار بگیرند.

۱۲- همیشه در حال یادگیری باشید

با تخصصی شدن کارها و علوم، و نیز تغییرات همیشگی علم و تکنولوژی، یادگیری امری اجتناب ناپذیر است. که تاثیر زیادی بر موفقیت سازمانی و حتی بقای شما در شغلتان اثرگذار باشد. مدیر موفق باید دائما اطلاعات و مهارت هایش را به روز کند به همین دلیل باید به دنبال یادگیری باشد. از طرفی این ضرورت را برای کارکنان خویش نیز لازم بداند و برای آموزش آنها برنامه ریزی و هزینه کند.

مدیریت تجربه ی ویژه ای است. شما را در راه هایی قرار می دهد که تا کنون در آن ها نبوده اید شرایطی را تجربه می کنید که خاص و ویژه اند. پس همین حالا مهارت های لازم را یاد بگیرید و با تلاش و تمرین در آنها به مدیر موفق تبدیل شوید.

20نکته کلیدی برای موفقیت در کسب و کارتان

۲۰ نکته کلیدی برای موفقیت در کسب و کارتان

موفقیت در کسب و کار و استارتاپ به عوامل بسیاری بستگی دارد. قبلا در مقاله ای با عنوان ده نکته طلایی از برایان تریسی برای موفقیت در کسب و کار به بیان چند نکته مهم پرداختیم. اکنون در این مقاله نیز قصد داریم به ۲۰ نکته کلیدی برای موفقیت در کسب و کارتان اشاره کنیم.

بخش بسیار مهمی از زندگی و فعالیت در استارتاپ، یادگیری از اشتباهات خود و دیگران است. برای موفقیت در کسب و کارتان، شما این شانس را دارید که ببینید چه چیزی باعث میشود که برخی کسب و کارها موفق شوند و برخی دیگر در کار خود شکست بخورند.

شما می توانید درس ها را قبل از انجام همان اشتباهات فرا بگیرید. هیچ دلیلی برای به اشتراک نگذاشتن خرد جمعی در تجارت وجود ندارد. هدف نهایی این مجموعه پرهیز از اشتباهاتی است که نه تنها به بنیانگذاران صدمه وارد می کند، بلکه به معیشت کسانی که تصمیم می گیرند از آن خرد پیروی کنند نیز آسیب میزند.

۲۰نکته کلیدی برای موفقیت در کسب و کارتان

بنابراین موفقیت در کسب و کار سخت نیست. فقط نیازمند رعایت برخی اصول حرفه ای است. در ادامه این مقاله به بررسی عوامل موثر برای موفقیت در کسب و کار و استارتاپ می پردازیم.

۱- برای کسب موفقیت در کسب و کارتان یک مشکل واقعی را شناسایی کنید

شما می توانید یک اختراع یا محصولی خلاقانه و هیجان انگیز در تخیل داشته باشید. اما مهمترین اقدام که سبب موفقیت در کسب و کار شما می شود، رفع نیاز واقعی بازاری است که قصد ارائه خدمت در آن را دارید. بهترین شرکت ها، شرکت هایی هستند که نیازهای مصرف کنندگان را به خوبی برآورده می سازند و قادرند که با تغییر این نیاز ها تغییرات لازم را انجام دهند.

۲- به یاد داشته باشید که رهبر بودن چیزی بیش از یک نگرش است

رهبری یک تیم با توجه به ایده و مسیری که برای کسب و کار شما اساسی است شروع می شود. اما موفقیت در کسب و کار شما در نهایت به نوع سکان داری شما مربوط می شود. شما با نوع نگرش، اخلاق، کار و اراده خود برای سایر شرکت ها الگو و نمونه می شوید.

۳- تیم مناسب خود را انتخاب کنید

چشم انداز و هدف نهایی شما ممکن است مختص شما باشد. اما برای رسیدن به موفقیت در کسب و کار به کمک نیاز دارید. برای رسیدن به اهداف نهایی خود در کسب و کار، باید خود را با افرادی که دید شما را درک می کنند و در فرهنگ و طرز فکر با شرکت شما همسو هستند همراه کنید.

20نکته کلیدی برای موفقیت در کسب و کار

۴- مربی و مشاور های مورد نیاز خود را پیدا کنید

وقتی که شروع به توسعه کسب و کار خود می کنید، احتیاج به مشاور دارید تا شما را  در راه موفقیت در کسب و کارتان کمک کنند. نترسید از دیگران بخواهید شما را راهنمایی کنند. اغلب آنها خوشحال می شوند که برای دریافت راهنمایی از آنها کمک بگیرید. در این صورت مشتاقانه به شما کمک خواهند کرد. درست مانند زمانی که توسط مربیان خودتان راهنمایی و هدایت می شدید.

۵- فرهنگ خود را به عنوان پایه و اساس در نظر داشته باشید

در صورت عدم وجود راهنمایی مستقیم، این ویژگی فرهنگی یک شرکت است که در اطلاع رسانی به تصمیمات و کار افراد شرکت شما برنده می شود. فرهنگ شرکت شما نه تنها باید بگوید که شما چه کسی هستید، بلکه هدف شما و اینکه چه می خواهید باشید را توصیف می کند.

۶- از خودتان با یک نهاد تجاری محافظت کنید

ممکن است در روزهای ابتدایی شروع کار، این موضوع به نظرتان مهم نباشد. اما راه اندازی یک کسب و کار بدون وجود یک نهاد تجاری می تواند دارایی های شخصی شما را در معرض خطر قرار دهد. مگر اینکه شما مایل باشید همه چیز را برای موفقیت در کسب و کار خود به خطر بیندازید. با یک متخصص صحبت کنید و یک نهاد تجاری برای حفاظت از کسب و کار خود ایجاد کنید.

۷- به قرار داد هایی که امضا می کنید دقت کنید

هنگامی که در خارج از محیط اداری کار می کنید، ممکن است کارهای اداری از نظرتان خسته کننده و غیر ضروری به نظر برسد. اما آنها می توانند کسب و کار شما را خراب یا آباد سازند. هر توافقی که شما دارید باید با یک قرارداد منعقد شده رسمیت یابد تا از هر دو طرف در مقابل دعواهای حقوقی در آینده محافظت شود.

۸- حواستان به ایده هایتان باشد

این یک عادت خوب است که ایده های خود را برای همه بازگو نکنید. اما در نهایت اگر امیدوار به رشد و پیشرفت و جمع آوری سرمایه برای کسب و کار خود هستید، باید در مورد ایده هایتان با برخی افراد صحبت کنید. وقتی در مورد ایده های خود در ملا عام صحبت می کنید، هوشمندانه است که همه افراد توافقنامه عدم افشای اسرار (NDAS) را امضا کنند تا از اطلاعات حساس و ایده های شما محافظت شود.

۹- همواره از مالکیت معنوی خود محافظت کنید

از همان ابتدای کار، مالکیت معنوی یا همان ((IPبا ارزش ترین دارایی شما محسوب می شود. شناسایی و محافظت از تمام IP هایی که ایجاد می کنید برای موفقیت طولانی مدت و زنده ماندن سرمایه گذاری و استارتاپ شما بسیار مهم است.

۱۰- برنامه ریزی هدفمند داشته باشید

هدف نهایی شما برای تجارت هر چه که باشد از ابتدا آن را در ذهن داشته باشید و برای رسیدن به آن تلاش فراوان کنید. با گذشت زمان همه چیز تغییر می کند. اما داشتن این هدف در ذهن شما در برنامه ریزی ها و تصمیم گیری ها برای رسیدن به آن کمک خواهد کرد.

۱۱- اگر به دنبال موفقیت در کسب و کارتان هستید از رقابت نترسید

تنها بودن یک شرکت در بازار هدف خاص، می تواند کمی دلهره آور باشد. به خصوص که شما به دنبال جلب توجه هستید. اما اجازه ندهید که فضای رقابت شما را منفعل و خاموش سازد. رقابت اثبات این است که شما روی چیزی قرار دارید و می تواند شما را وادار به تمرکز و پیشرفت کند. برای موفقیت در کسب و کار داشتن رقابت سالم واجب است.

۱۲- موفقیت در کسب و کار نیازمند تهیه نقشه راه است

کنار گذاشتن مسیرهای بحرانی در کسب و کار شما می تواند به شما کمک کند فراتر از برنامه ای که برای رسیدن به اهدافتان در نظر گرفته اید عمل کنید. و به جلوگیری از هرگونه انحراف و حواس پرتی غیر ضروری کمک می کند. ممکن است کار سختی باشد، اما آیا موفقیت کسب و کار شما ارزش آن را ندارد؟

۱۳- تخصص خود را مشخص کنید

بخشی از موفقیت کسب و کارتان به اعتبار شما به عنوان یک متخصص در فضایی که کار می کنید بستگی دارد. از این گذشته، هیچ کس نمی خواهد چیزی را از کسی بخرد که اطلاعات کافی ندارد و نمی داند در مورد چه چیزی صحبت می کند. نوشتن و صحبت کردن در مورد تخصص خاص شما یک روش عالی برای جلوه دادن هر چه بیشتر نام شما و و ایجاد اعتبار و شخصیت برای شماست.

۱۴- کلید موفقیت در کسب و کار امروزه، تولید محتوا است

محتوا در این عصر اینترنت مانند پادشاه است. با وبلاگ ها، فیلم ها، پادکست ها و هر محتوای دیگری که به شما امکان می دهد نام و ایده های خود را در مقابل مشتریان خود ارائه دهید. کلیک ها، و تعاملات و دیدگاه ها، مطمئن ترین راه برای معرفی خود به عنوان رهبر فکری در مورد یک موضوع است.

20نکته کلیدی برای موفقیت در کسب و کار

۱۵- برای موفقیت در کسب و کارتان  روابط خوبی شکل دهید

فرم موفقیت در کسب و کار این است که چه کسی شما را به اندازه آنچه انجام می‌دهید پیش‌بینی می‌کند. اما کلید روابط خوب ساختن یک طرفه آنها نیست. تا جایی که می‌توانید به دیگران کمک کنید و یک شبکه قوی از افرادی را که می‌توانید به آن‌ها تکیه کنید، ایجاد کنید.

۱۶- در صورت لزوم همه چیز را زیر سؤال ببرید!

ممکن است رد وضع موجود یا عقل متعارف ترسناک به نظر برسد. اما برای رسیدن به جایی که به عنوان هدف در کسب و کار خود در نظر گرفته اید، به دنبال پاسخ همه چیز باشید، و از حرف زدن نترسید.

۱۷- به آرامی شروع کنید

شور و شوق اولیه در مورد کسب و کار جدید شما بسیار عالی است، اما باید احتیاط لازم را حفظ کنید. بهتر است کاملا عاقلانه در مورد شرایط تصمیم گیری کنید تا بتوانید تصور خود را از محصولی که هنوز وارد بازار نشده به خوبی عملی سازید.

۱۸- برای کسب درآمد صبور باشید

وقتی تصمیم می گیرید برای کسب و کار خود پول جمع کنید، بدانید که این می تواند یک روند طولانی و چالش برانگیز باشد. می تواند اولین پیشنهادی که به دست شما می آید وسوسه انگیز باشد. اما مطمئن باشید که پیشنهاد خوبی است که می تواند به پیشرفت تجاری شما کمک کند.

۱۹- تفریح و سرگرمی را فراموش نکنید

اگر تمام تلاشی که برای موفقیت در کسب و کار خود کردید بی فایده بوده. و هر روز در این شغل احساس ناراحتی می کنید، ممکن است این امر با دشواری در فروش محصولات شما همراه باشد. بهتر است که کار را تا زمانی انجام دهید که برای شما سرگرم کننده و جذاب باشد. پس سعی کنید که کارمندان تان نیز با کار سرگرم باشند. چون مطمئنا این کار از زجر کشیدن در یک اتاق بدون پنجره خوشایندتر است!

۲۰- به رضایت مندی مشتریان تان اهمیت بدهید

فرقی نمی کند که مشتریان شما مردم عادی هستند یا سازمان ها و شرکت ها. رضایتمندی مشتری یکی از اصول مهم موفقیت در کسب و کارتان است.. توانایی شما در راضی نگاه‌داشتن مشتریان باید به آن حدی باشد که مشتری را ترغیب به خرید مجدد خدمات یا محصولات تان کند. اگر مشتری ناراضی دارید، ببینید مشکل از کجا است و آن را رفع کنید

خلاقیت و نوآوری: اهمیت خلاقیت و نو آوری در استارتاپ ها

خلاقیت و نوآوری: اهمیت خلاقیت و نو آوری در استارتاپ ها

واژه خلاقیت تعاریف متعددی دارد و برداشت های متفاوتی نیز از آن می شود. البته به دلیل ماهیت پیچیده آن، طبیعی به نظر می رسد. از نظر برخی، خلاقیت یعنی رسیدن به ایده های جدید به منظور حل مشکلات با صحیح ترین روش. یا مثلا برخی معتقدند:

تعریف خلاقیت

خلاقیت، به کارگیری توانایی های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید است. خلاقیت عبارت است از طی کردن راهی تازه با پیمودن یک راه طی شده قبلی به طرز جدید. بدین ترتیب خلاقیت چیزی جز حل کردن مسائل، مشکلات، تعارضات با بن بست ها نیست.

تعریف خلاقیت از دیدگاه روانشناسی به عنوان یکی از جنبه های اصلی تفکر یا اندیشیدن است. بر این اساس، خلاقیت ارتباط مستقیمی با قوه ی تخیل یا توانایی تصویر سازی ذهنی دارد.

خلاقیت پیشتر در مواردی مثل انجام کارهای حرفه ای یا سرگرمی ها مطرح می شد. اما در حال حاضر در سراسر مسائل و موقعیت های جهان به ویژه در اداره ها و شرکت ها خصوصا در استارت آپ ها کاربرد دارند. خلاقیت هم برای مدیران و هم کارمندان به یک امر لازم تبدیل شده است. اما اینکه خلاقیت را تقویت کرد و آن را در کارهای تیمی و استارت آپ ها به کار بست نیازمند رعایت برخی نکات است که هم از طرف مدیران باید انجام بگیرد و هم از طرف کارکنان.

اهمیت خلاقیت در رشد و پیشرفت کسب و کارها

خلاقیت را می توان دور شدن از کلیشه های مرسوم و قالب های تکراری ذهنی متدوال و رسیدن به موارد جدید و معنادار دانست. در سال های اخیر آنقدر اهمیت خلّاقیت برجسته شده که استمرار حیات سازمان ها در گرو آن می باشد. چرا که از  خلاقیت به عنوان هسته اصلی و مرکزی مزیت آفرینی و درآمدزایی یاد می شود.

خلاقیت و نوآوری: اهمیت خلاقیت و نو آوری در استارتاپ ها

اشتباهی که در بسیاری از افراد وجود دارد این است که آنها فکر می کنند خلاقیت در انحصار افراد خاصی است و آنها از آن بی بهره اند. حال آنکه این تصور بسیار اشتباه است.

خلّاقیت را می توان نوعی مهارت دانست که می توان با انجام برخی راه حل های علمی پرورش داد. آن موقع است که استعداد های نهفته و ناشناخته انسان بروز می کند. علاوه بر این خلاقیت هیچ گونه محدودیت سنی و جنسیتی ندارد. افراد در سنین مختلف می توانند خلاقیت خود را بروز دهند. چه بسا افراد بسیار کم سن و سال خلاقیتی در کار را نشان دهند که افراد با تجربه نتوانند تصور آن را کنند.

حتی نمی توان جنسیت افراد را به عناون عاملی در گسترش یا تضعیف خلاقیت برشمرد. عوامل دیگری نیز وجود دارد که به اشتباه در بین  مردم به عنوان پارامتر سنجش خلاقیت نام برده می شود. یکی از آنها میزان تحصیلات افراد است. زیرا این امر در بروز و ایجاد خلاقیت جزء عوامل اساسی محسوب نمی شود. جوامعی که در آنها کارآفرینی و اشتغال پیشرو است، محیط را برای بروز خلاقیت در کار فراهم کرده اند.

در جاهای مختلف می خوانیم و می شنویم که خلاقیت و نوآوری را مترادف همدیگر بکار می برند. در صورتی که این دو دارای تعاریف متفاوتی هستند. تعریف خلاقیت و نحوه عملکرد آن در بالا ذکر شد، اما به راستی نوآوری و خلاقیت چه تفاوتی با همدیگر دارند؟

نوآوری چیست؟

تعریف جامعی که از نوآوری شده، این است که:

نوآوری به کارگیری و به عمل درآوردن ایده های خلّاقیت جهت ارائه یک محصول جدید یا خدمت جدید یا راه حل جدید انجام کارها است.

به عبارت دیگر می توان نوآوری را عرصه تجلی و تحقق یافتن خلاقیت دانست. نوآوری موجب به کارگیری خلاقیت برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید است. نوآوری موجب عملی کردن اندیشه های خلاق به محصولاتی است که موجب دستیابی به سود است. نوآوری موجب تغییر در بسیاری از پیشرفت های روز است . نوآوری می تواند به شکل ارائه مفاهیم نوین مدیریت خود را نشان دهد و گاهی نیز به شکل شیوه های تولید مدرن اطلاق می شود.

خلاقیت و نوآوری: اهمیت خلاقیت و نو آوری در استارتاپ ها

نوآوری می تواند باعث تمایز سازمان ها نسبت به هم باشد. در سازمان هایی که نوآوری به عنوان هدف قرار گیرد قطعاً پایه های مستحکمی نسبت به سایر رقبا خواهد داشت و در نتیجه موفقیت سازمانی با این چنین سازمان هایی است.

علت توجه در سالیان اخیر به مقوله نوآوری به این دلیل است که دنیا از عصر صنعتی به سمت عصر دانش کوچ کرده است. حال در این مسیر بسیار ناپایدار، شرکت ها و سازمان هایی که بتوانند نوآوری را سرلوحه خود قرار دهند، می توانند به برتری استراتژیک وقدرت برسند. زیرا که آنها هستند که به سایرین برنامه خواهند داد، نه اینکه از برنامه دیگران پیروی نمایند.

با توضیحات داده شده میتوان به تفاوت بین خلاقیت و نوآوری رسید. خلاقیت عبارت است از آوردن چیزی جدید به مرحله وجود، درحالی‌که نوآوری به آوردن چیزی جدید به مرحله استفاده عینیت پیدا می‌کند.  با این اوصاف نوآوری مرحله بعد از خلاقیت است، یا به این شکل نیز می توان گفت که خلاقیت پیش زمینه نوآوری است.

استارتاپ چیست؟

تعریف دیگری که لازم است بدانیم استارت آپ است. استارت آپ واژه چندان قدیمی نیست. شاید کمتر از دو دهه از عمر این واژه در ایران و سایر نقاط جهان بگذرد. به علت جاذبه ای که این واژه دارد، بسیاری از شرکت ها و کسب و کارها نام استارت آپ را برای خود برگزیدند، اما غافل از آن که تنها یک اسم نمی تواند به آنها اعتبار ببخشد. قطعاً خلاقیت در کار و کار تیمی پر تلاش است که عنوان استارت آپ را به گروهی منتسب می کند.

استارت آپ به پروژه هایی اطلاق می شود که طی آن ایده خام ارائه شده، به واسطه تحقیق و تلاش یک گروه یا تیم به تولید محصول، خدمت و یا راه حل اصلاحی منجر می شود و زمینه برای ارائه آن فرام می شود.

نکته قابل توجه این است که لزوماً موفقیت در تمامی استارت آپ ها منوط بر کار پایه ای علمی پیچیده نیست. بلکه آنها توانسته اند در تولید یک محصول خاص و نحوه فروش به مشتری موفق تر از سایر رقبای خود عمل کرده اند.

حال می توان نتیجه گرفت که زمینه ایجاد یک استارت آپ موفق وجود یک ایده خلاقانه و به عرصه عمل آوردن آن است. این خلاقیت و نوآوری است که یک استارت آپ را از سایرین متمایز می کند.

امروزه یکی از موضوعات بسیار مهم در ارتباط با محیط های کاری به ویژه کارهای تیمی و استارت آپ ها، خلاقیت و اثرات آن در این محیط ها است. در تعاریف مختلفی که از کارهای تیمی آمده است، مهم ترین کارکرد یک تیم هم افزایی خلاق است که براساس آن تمام فعالیت های خلاقانه فردی در یک کار تیمی به نوعی باهم در ارتباط اند و برهم اثر می گذارند و نوعی هم افزایی خلاقانه شکل می گیرد. اما در بین توضیحات سوال ی پیش می آید که آیا نتایج اثر بخشی که از یک کار تیمی بیرون می آید حاصل خلاقیت فردی است؟ یا نه خلاقیت تیمی؟

خلاقیت و نوآوری: اهمیت خلاقیت و نو آوری در استارتاپ ها

خلّاقیت فردی یا نه خلاقیت تیمی؟

زمانی که تیمی تشکیل می شود، اهدافی  را تعیین می کنند و سعی اعضا بر آن است که تمام تلاش خود برای رسیدن به آن اهداف را انجام دهند. در این بین باید به این نکته توجه کرد که هر کدام از این افراد با دیدگاه خود نسبت به آن اهداف نگاه می کنند و اینجا است که نوعی اختلاف دیدگاه پدیدار می شود.

هر کدام از افراد تیم با خلاقیت فردی که دارن سعی می کنند ایده ای خلاقانه را ارائه نمایند که به نفع کل تیم باشد. بدون شک تیم ها و استارت آپ هایی که اعضای آن از خلاقیت فردی بیشتری برخوردار باشد، خلاقیت گروهی و تیمی بیشتری نیز خواهند داشت. شما تیمی را در نظر بگیرید که اعضای آن بدون ایده و براساس کلیشه های مرسوم، تصمیم گیری می کنند. نتیجه این امر چه خواهد بود؟ شاید راه حلی که پیدا می کنند بتواند آنها را برای مدتی از مشکل پیش آمده رها کند، ولی بعد از گذشت چند وقت باز آنها باید به دنبال راه حل جایگزین باشند.

اکنون تیمی را در نظر بگیرید که با ایده های خلاقانه تصمیم می گیرد و آن ایده را به مرحله نوآوری می رساند. این تیم نه تنها به بن بست نمی رسد، بلکه به طور روز افزون شروع به پیشرفت و شکوفایی می کند.

نقش خلّاقیت و نوآوری در استارت آپ ها و کارهای تیمی آنقدر مهم است که بسیاری از این گروه ها براساس خلاقانه بودن تشکیل می شوند و به حیات خود ادامه می دهند.

قطعاً کارهای تیمی که در آنها خلاقیت پایه است بطور ذاتی سعی بر ارتقا روز افزون خود خواهد داشت. چرا که اگر این گونه نباشد، در بازار رقابتی امروزه از سایرین عقب مانده و زمان و منابع مالی خود را از دست خواهد داد.

نکته مثبت دیگری در ارتباط با کارهای تیمی که براساس خلاقیت و نوآوری تشکیل می شوند وجود دارد، این است که اگر فردی در این گروه سطح تفکر خلاقانه کمتری دارد می تواند با همفکری سایر اعضا و مطالبی که از آنها فرا می گیرد، خلاقیت خود را پرورش دهد و به شکوفایی هرچه بهتر استعداد و خلاقیت و منجر شود.

در نتیجه می توان نتیجه گرفت خلاقیت و نوآوری در استارت آپ ها و کار های تیمی به نوعی اثر متقابل مثبت دارند. از یک سو تولید محصول یا خدمت جدید و از یک سو موجب رشد و پرورش خلاقیت می شود.

12 نکته کلیدی برای ایجاد یک تیم موفق

۱۲ نکته کلیدی برای ایجاد یک تیم موفق

افراد در هر محیط کاری در مورد ایجاد یک تیم موفق صحبت میکنند. اما کمتر کسی میداند که چطور میتوان تجربه ی کار تیمی  و یک تیم موفق را به وجود آورد یا چگونه میتوان یک تیم موفق ایجاد کرد.

متعلق بودن و عضو بودن در یک تیم  موفق  احساس رضایت بخش تر نتیجه حس کردن یک چیز بزرگتر در خودتان است و این مطلب ارتباط بسیار زیادی از درک و تعبیر شما از رسالت و اهداف سازمان تان دارد. دراین مطلب به بررسی ویژگی های تیم موفق و اهداف تیم موفق و همچنین روابط بین افراد در یک تیم موفق می پردازیم.

مشارکت در موفقیت تیم

در یک محیط تیمی موفق شما در موفقیت کلی سازمان سهیم هستید. شما با سایر اعضای سازمان جهت ایجاد این نتایج همکاری می کنید. حتی اگر شما یک وظیفه شغلی خاص و ویژه دارید و به یک دپارتمان خاص تعلق دارید، در راستای رسیدن به اهداف کلی سازمان با سایر اعضا در ارتباط هستید عملکرد شما بر ارائه تصویری بزرگتر و بهتر از سازمان نقش دارد.

نیاز است که شما بین این حس کلی کار گروهی و وظیفه پیشرفت یک تیم غیر همدل که برای تحقق یک هدف خاص تشکیل شده تفاوت قایل شوید. چون افراد اهداف ایجاد تیم را اشتباه میگیرند و به همین دلیل بسیاری از سمینارها و جلسات و فعالیت هایی که برای ساخت تیم محسوب می شود، نوعی شکست است .

انواع تیم سازی

با این که همه کسب و کارها تلاش خود را برای بهبود شرایط فردی و گروهی تیم خود انجام می دهند و تلاش میکنند تا فروش خدمات خود را افزایش دهند، با این حال تعداد کمی از آن ها از نتایج تلاش تیم خود راضی اند و می توانند یک تیم موفق ایجاد کنند.

اگر تلاش های شما برای بهبود عملکرد تیم شما موفق نبوده است، چک لیست زیر میتواند به شما بگوید که چرا ایجاد یک تیم موفق که کار های تیمی متمرکز و موفق ایجاد میکند نیازمند توجه به همه ی موارد زیر است.

12 نکته کلیدی برای ایجاد یک تیم موفق

۱۲ نکته کلیدی برای ایجاد یک تیم موفق

۱- تیم موفق و انتظارات واضح از تیم

آیا رهبر اجرایی تیم انتظارات خود را به وضوح برای نحوه عملکرد تیم و نتایج مورد انتظار مرتبط کرده است؟ آیا اعضای تیم می دانند که دلیل تشکیل گروه چه بوده است؟ آیا سازمان  حمایت خود از گروه را با منابع مالی با پول و زمان نشان می دهد و از کار تیمی حمایت لازم را می کند؟ آیا کار تیم از نظر زمان و توجه و علاقه مندی از طرف رهبران اجرایی مورد توجه قرار گرفته است؟

در یک تیم موفق تمامی انتظارات باید کاملا واضح باشد.

۲- جایگاه متن و بیانیه مشترک در تیم موفق

در تیم موفق مدیران و رهبران درک می کنند که آیا اعضای تیم از دلیل و علت حضور خود در تیم آگاه هستند؟ چگونه استراتژی استفاده از تیم های مختلف برای پیش برد اهداف تجاری سازمان ها کمک کننده است؟ آیا اعضای تیم می توانند اهمیت حضور خود در تیم را برای تحقق اهداف سازمان تعریف کنند؟ آیا تیم می داند که کار و عملکرد آنها در چارچوب اهداف و اصول و چشم اندازها و ارزش ها سازمان است؟

در یک تیم موفق جایگاه همه افراد بر اساس اصول مشخصی تعیین شده است.

۳- تیم موفق و جایگاه تعهد در آن

آیا اعضای تیم از صمیم قلب تمایل به شرکت در گروه را دارند؟ آیا اعضای تیم احساس میکند که تا چه حد رسالت و ماموریت تیم مهم است؟ آیا اعضای تیم نسبت به انجام ماموریت های تیم و نتایج آن متعهد هستند؟ آیا افراد حاضر در تیم خدمات ارایه شده توسط خود را برای سازمان و شغلشان ارزشمند می دانند؟ آیا اعضای تیم  انتظار دارند که مهارت های آنها در تیم رشد و پیشرفت ایجاد کند؟ آیا اعضای تیم از موقعیت های مختلفی که در تیم ایجاد می شود هیجان زده و به چالش کشیده می شوند؟

در یک تیم موفق همه ی اعضا به وظایف و اهداف متعهدند.

 

۴- تیم موفق و صلاحیت تیم

آیا تیم احساس میکند که افراد متناسبی در آن حضور دارند؟ به عنوان مثال در بهبود پروژه و فرایند های در حال اجرا آیا هر مرحله از انجام فرایند برای گروه به نمایش گذاشته می شود؟ آیا تیم حس میکند که اعضای عضو در آن مهارت و دانش و اطلاعات کافی برای پرداختن به موضوعاتی که گروه برای آن تشکیل شده را دارند؟ اگر اینگونه نیست؟ آیا گروه به کمک های مورد نیاز خود دسترسی دارد؟ آیا تیم احساس میکند که از منابع و استراتژی ها و پشتیبانی لازم در جهت انجام ماموریت های خود برخوردار است؟

در یک تیم موفق همه ی افراد از صلاحیت کافی برخوردارند.

12 نکته کلیدی برای ایجاد یک تیم موفق

۵- تیم موفق و منشور تیم

آیا تیم مسئولیت وظایفی که به او متحمل شده را بر عهده میگیرد و رسالت ها و چشم انداز و استراتژی های خود برای انجام این ماموریت را طراحی کرده است؟ آیا تیم اهداف خود را تعریف و تبیین کرده است و به اعضا ابلاغ نموده است؟ نتایج و همچنین مشارکت هایی که قابل پیش بینی هستند و جدول زمانی و فرایند انجام ماموریت ها را اندازه گیری و بررسی میکند؟ آیا تیم رهبری یا گروه هماهنگ کننده دیگر از آن چیزی که گروه طراحی کرده پشتیبانی میکند؟

در یک تیم موفق منشور تیم بسیار مورد احترام است.

۶- تیم موفق و کنترل تیم

آیا تیم دارای قابلیت و توانایی لازم به برای به دست آوردن مالکیت هر آنچه در منشور خود آمده است؟ آیا اعضای تیم مرزهای منشور و رسالت های تیم را به خوبی درک کرده اند؟ اعضای تیم تا چه اندازه مجازند که به جستجوی راه حل بپردازند ؟

آیا محدودیت های احتمالی به عنوان مثال منابع مالی و مالی و زمانی در ابتدای کار و پروژه و قبل از اینکه تیم با مشکلات و موانع کار روبه رو شود برای اعضا تعریف شده است؟ آیا ارتباط و مسئولیت گزارش دهی تیم توسط همه ی اعضای سازمان قابل درک و فهم است؟

آیا سازمان صلاحیت اعضای تیم را برای بین توصیه ها برای اجرای یک طرح تعریف نموده است؟ آیا فرایند بررسی تعریف شده ای وجود دارد؟ آیا تیم و سازمان همواره میتواند هم جهت و  هم سو با هم فعالیت نمایند؟ آیا اعضای گروه یکدیگر را برای زمان پروژه و تعهدات و نتایج حاصله پاسخگو میدانند؟ آیا سازمان برنامه ای برای افزایش فرصت های خود مدیریتی اعضای تیم فراهم نموده است؟

در یک تیم موفق  همه شرایط و افراد تحت کنترل و نظارتند.

 

۷-تیم موفق و همکاری تیمی

آیا  اعضای تیم فرایند تیم و گروه را درک می کنند؟ آیا اعضای تیم مراحل پیشرفت گروه را درک می کنند؟ آیا اعضای تیم به گونه موثری به صورت بین فردی همکاری می کنند؟ آیا تمامی اعضای تیم نقش و مسئولیت اعضای دیگر و رهبران و ضابطان گروه را درک می کنند؟

آیا تیم توانایی حل مسئله و بهبود فرایند ها و تبیین اهداف  به صورت مشترک را دارد؟ آیا قوانین رفتاری خاصی به جهت حل اختلافات و تصمیم گیری در مورد هنجار های گروهی را و مدیریت جلسه ها در تیم وجود دارد؟ آیا اعضای تیم برای تحقق یافتن منشور تیم همکاری های لازم را انجام می دهند؟ آیا تیم برای تحقق و دستیابی نتایج و برنامه های خود از استراتژی مناسبی استفاده می کنند؟

در یک تیم موفق همکاری بین اعضا مثال زدنی است.

۸-تیم موفق و ارتباطی صمیمی بین اعضا

آیا اعضای تیم نسبت به وظایف و اولویت بندی آشنا هستند؟ آیا روش مناسب و ویژه ای به جهت دریافت بازخورد در تیم وجود دارد؟ آیا اعضا میتوان بازخوردی صادقانه دریافت نمایند؟ آیا سازمان به ارایه ی اطلاعات مهم تجاری به طور منظم می پردازد؟ آیا تیم ها زمینه حضور خود را درک می کنند؟  آیا اعضای تیم صادقانه و آشکار با هم ارتباط برقرار می کنند؟ آیا اعضای تیم نظرات متفاوتی را اراِیه می دهند و درگیری هاو چالش های ایجاد شده به خوبی پاسخ داده می شود؟

در یک تیم موفق رابطه ی بین اعضای تیم دوستانه و صمیمی است.

۹- تیم موفق و نوآوری و خلاقیت

آیا سازمان به تغییر علاقه مند است؟ آیا سازمان ارزش تفکر خلاق و نوآوری و راه حل های بی نظیر  و ایده های جدید را دارد؟ آیا به افرادی که ریسک های معقولی برا پیشرفت انجام می دهند تشویق و پاداشی داده می شود یا اینکه به افرادی که همواره در ثبات هستند و در جا میزنند پاداش و تشویق می دهند؟ آیا فرصت لازم و آموزش های مناسب از طریق کتاب و فیلم و سفرهای میدانی را در جهت ایجاد تفکرات جدید در افراد ارایه می دهند؟

در تیم موفق خلاقیت همواره مورد توجه است.

۱۰- تیم موفق و پیامدهای تیم

آیا اعضای مختلف تیم نسبت به نتایج و دستاوردهای گروه احساس مسئولیت می کنند؟ آیا جوایز و پاداش هایی هنگام موفقیت تیم ها ارائه می شود؟ آیا ریسک های عاقلانه در سازمان مورد تشویق و احترام قرار میگیرد؟ آیا اعضای تیم از تنبیه و انتقام ترس دارند؟ یا اعضای تیم به جای حل مسائل و مشکلات وقت خود را صرف انگشت نگاری می نمایند؟

آیا سازمان توانایی طراحی سیستمی را دارد که پاداش های فردی و تیمی را تشخیص دهد؟ آیا سازمان قصد دارد که افزایش سود را با تیم و همکارانش در میان بگذارد؟ آیا شرکت کنندگان و مشارکت کنندگان می توانند تاثیر خود را در افزایش موفقیت های سازمان مشاهده کنند؟

در تیم موفق همواره اعضا مورد تشویق و حمایت قرار می گیرند.

۱۱- تیم موفق و هماهنگی تیمی

آیا تیم ها تحت یک رهبری در جهت کمک به سایر اعضای تیم مرکزی هماهنگ می شوند؟ آیا منابع و اولویت ها  به بخش های مختلف تخصیص داده می شود؟ آیا تیم ها مفهوم مشتری داخلی را درک می کنند؟ آیا تیم ها دارای بخش های مشترک با هم هستند و با هم به صورت موثر کار می کنند؟ آیا سازمان در حال فاصله گرفتن از روش های سنتی دپارتمان وجهت گیری به سمت مشتری مداری است؟

در تیم موفق اعضا بصورت هماهنگ و همدل همکاری می کنند.

۱۲- تیم موفق و تغییر فرهنگ تیم

آیا سازمان توانایی تشخیص این مسئله که تیم محوری و مشارکت و فرهنگ سازی در زمان آینده متفاوت با سازمان های سنتی و سلسله مراتب است را دارد؟ آیا سازمان قصد تغییر در فرایند هایی همچون پاداش و استخدام و مدیریت سنتی و ارزیابی و ایجاد انگیزه و مدیریت فردی تغییری ایجاد نماید؟ آیا سازمان قصد دارد که ریسک های معقول انجام دهد؟ آیا سازمان تشخیص میدهد که اگر حمایت خود را از تیم ها بیشتر نماید در نتیجه باز خورد آن در تیم نیز بیشتر می شود؟

حضور در یک تیم موفق به بهبود توانایی و افزایش بهره وری سیستم کمک می کند.

با همراهی پیشروان کسب و کار ؛ کشتی بادبانی کسب و کار خود را در تلاطم امواج بازار با انگیزه و لذت تا مقصد مطلوب رهبری کنید.

موفیت در کار چیست؟ چگونه می توان در کار موفق شد؟

موفقیت در کار چیست؟ چگونه می توان در کار موفق شد؟

موفقیت در کار خواسته هر فردی در هر شغلی است. تمامی مردم دوست دارند با موفقیت در کار به مقام و جایگاه قابل توجهی در سازمان یا محیط کار برسند.

حال این سوال مطرح میشود که موفقیت در کار چیست؟ دلایل اهمیت موفقیت در کار برای برخی افراد چیست؟ با ما در این مقاله همراه باشید تا به سوالات شما در زمینه ی موفقیت در کار پاسخ داده شود.

سعی کنید بیشتر ازاینکه فردی موفق باشید یک انسان ارزشمند باشید.

آلبرت انیشتن

چه چیزی موفقیت در کار را تعیین میکند؟ چه چیزی سبب می شود یک حرفه موفق باشد؟

به عبارت دیگر فقط تعداد افراد معدودی هستند که همیشه در رده های بالای حرفه های موفق قرار دارند. در حالی که بقیه افراد که افراد زیادی هم هستند تنها توانسته اند باقی بمانند و تعداد زیادی نیز شکست خورده اند. به عبارت دیگر موفقیت در کار نصیب هر کسی نمی شود.

این سوالات بیش از دو دهه در قلب و ذهن من قرار داشت. بیایید با اولین سوال شروع کنیم.

تعریف معمول از موفقیت اساسا حول محور دو فرضیه ی اصلی است.

  • اول : قهرمان محیط کار کسی است که تمام مراحل را با پیشرفت گذرانده و به بالا صعود کرده است.
  • دوم: رسیدن به بهترین پیشرفت پس از پیشرفت قبلی – بنابراین تنها چیزی که اهمیت دارد این طرز تفکر است که ما را به سمت صعود بی وقفه از نردبان کار و شغلی سوق می دهد و نیازمند استقامت جسمی و روحی است تا در نهایت بتوانیم به مقام قهرمان کاری یا شغلی برسیم.

آیا این مفاهیم واقعا اثر دارد؟

بیایید فرض اول را به چالش بکشیم.

قهرمان چه کسی است؟

به نظر من قهرمان مرد میان سالی است که شغل و سپس و هویت خود را از دست می دهد. اما این قدرت را دارد که رویا پردازی کند و از ابتدا شروع کند.

قهرمان مادر تنهایی است که هیچگاه تسلیم نمی شود. چون می خواهد که فرزندانش آینده بهتری داشته باشند.

قهرمان زن جوانی است که با نرخ بیکاری گسترده ای مواجهه می شود، اما به تلاشش ادامه میدهد تا وقتی که بتواند کاری پیدا کند، تحصیلاتش را به پایان برساند و یا اینکه بتواند کسب و کار خودش را راه بیندازد.

قهرمان کارگر شیفت شبی است که ۳۰ سال ساعت ۵ صبح سوار یک اتوبوس تکراری می شود.

خانم خدمتکاری که قبل از ساعت ۸ صبح تا بعد از ساعت ۸ شب با عزت و شرافت کار می کند تا ما دفتری مرتب و تمیز داشته باشیم.

مهاجری که از جایی دور دست آمده و معلم و یا وکیل بوده و هر آنچه را که به دست می آورد برای خانواده اش می فرستد.

قهرمان، مردان و زنان متدین و با اعتقادی هستند که به افراد محروم و فراموش شده و ناتوان کمک می کنند.

قهرمان، پزشکان معلمان و قاضیان و پرستاران و افسران پلیسی هستند که به افراد جامعه خود کمک می کنند.

قهرمان، دستگاه های اجرایی هستند که فساد و تقلب لابیگری و کلاهبرداری های کثیف و توطئه را از افرادی که منتظر فرصت هستند قبول نمی کنند.

قهرمان، روزنامه نگاران یا هنرمندانی هستند که از هنر و دانش خود استفاده می کنند تا داستان ها و حقیقت ها را به ما بگویند و فساد را افشا نمایند و به عموم مردم کمک کنند و به منافع عمومی یاری می رسانند و باعث کاهش رنج می شوند و به ما جرات و شجاعت می بخشند.

قهرمان کسی است که برای حفظ محیط زیست ما تلاش میکند.

زمان آن رسیده است که نظرات قدیمی خود را در مورد قهرمان های شغلی و شرکتی عوض کنیم

قهرمان شدن یک فرایند عجیب و غر یب و جادویی نیست که مختص افراد معدودی باشد. بلکه چیزی است که در صورت تلاش برای پیشرفت خود و تلاش برای بهتر شدن درون همه ی ما وجود دارد و برای همه ی ما امکان پذیر است .

موفیت در کار چیست؟ چگونه می توان در کار موفق شد؟

حال فرضیه ی دوم را به چالش می کشیم:

آیا تنها صعود و ترقی  از نردبان شغلی و شرکتی اهمیت دارد؟

ما باید این سوال را جایگزین کنیم که «چگونه می توانم به صدر برسم و یا چه چیزی واقعا اهمیت دارد؟»

موفقیت در کار و موفقیت حرفه ای را چگونه ارزیابی می کنید و چه کسی این ارزیابی و سنجش را انجام می دهد؟

در اولین روز کاری ام در سرمایه گذاری بانکی در نیویورک: در اوایل دهه ی ۹۰ با شخصی ملاقات کردم که نامش را به من نگفت و تنها با مقامش  به من معرفی شد  «من یک مدیر عامل هست»

او ادعا کرد که باید حداقل تا سه سال به معاون رییس جمهور ارتقا پیدا کنم. چون فقط شغلی سریع شغلی موفق محسوب می شود. چند سال گذشت تا متوجه شدم که در آن روز دو اشتباه کردم.

اول من اعتقاد زیادی به مدیر عامل داشتم. و دوم حتی هرگز سوالی مطرح نکردم که آیا راه های دیگری برای موفقیت در کار و تعریف شغل موفق  وجود دارد یا نه؟

زمان حرکت از ایده موفقیت در کار به صورت تعریف شده توسط یک سازمان به معنای مهم تعریف شده توسط ماست.

موفقیت در کار همواره غایت نهایی همه ی کارمندان و کار فرمایان در هر سازمان است.

  • صعود بی وقفه از نردبان شغلی از یک رده به رده بعدی به سه دلیل زیر موثر نیست.
  • برای موفقیت در کار اگر ما فقط برای کسانی که به صدر سلسله مراتب رسیده اند ارزش و احترام قایل شویم در واقع با این تعریف ما ۹۹% دیگر را حذف می کنیم و یک تضاد و تفاوت بی رحمانه ایجاد می نماییم.

ما افراد ناامیدی ایجاد میکنیم که ناراحت و بدون انگیزه می شوند که اغلب به اشتباه باور دارند که فقط کسانی که در صدر سازمان یا سلسله مراتب قرار دارند واقعاً پیروزند.

  • با در نظر گرفتن مشاغل به عنوان یک مسابقه ما وارد یک شرایط همیشگی نزاع و مبارزه خواهیم شد. «ما در برابر همه»

موفیت در کار چیست؟ چگونه می توان در کار موفق شد؟

به عنوان مثال در مورد سیستم های تشویقی فکر کنید: من بسیاری از آنها را دیده ام که برخی از آنها بر روی نتایج عملکرد فردی متمرکز شده اند. اما هرگز مبتنی بر اشتراک همکاری و احساس مشترک هدف داشتن نیستند.

من معتقدم که استرس تنها به مقدار کاری که ما داریم و به حجم کاری مربوط نمی شود. بلکه به کیفیت ضعیف روابط ما با همکاران مان در ارتباط است.

  • در نهایت .همه ی ما در پایان شرکت درمسابقه ی موش ها  همچنان موش خواهیم بود. اما ما آنقدر مشغول تلاش برای پیروزی و خود بینی هستیم که از آن غافل می شویم.

اگر موفقیت در کار بصورت کار شرکتی تنها راهی است که شما با آن می توانید هویت خود را تعریف کنید. باید بدانید که این هویت انتخابی با تمام پیامدهای عاطفی و اجتماعی ناشی از آن از بین خواهد رفت.

بنابراین چگونه میتوانیم موفقیت در کار را تعریف کنیم؟

من صدها نفر و مشاغل آنها را مشاهده و دنبال کرده ام. من علاوه بر اینکه می خواهم با شما این موضوع را به اشتراک بگذارم که موفقیت در کار و موفقیت شغلی چیست. بلکه به شما بگویم که چگونه می توانیم موفقیت در کار را با توجه به معیارهای خودمان موفقیت در کار را بسنجیم و بر آن نظارت کنیم نه آنهایی که توسط سایرین تعریف شده است.

در یک سری ۱۰ پست بر اساس ۲۵ سال تجربه ابزار های عملی برای تجدید نظر کردن در مورد موفقیت در کار و خود مبحث کار را ارائه خواهم کرد. من اعتقاد دارم که همه ی ما غالبا آنچه را که مهم است از دست می دهیم.

هدف و مقصد اوج و نهایت کار دور از ذهن نیست. بلکه سفر به زندگی کار ماست و معنایی که برای آن اختصاص می دهیم.  موفقیت در کار چیزی است که با تغییر نگرش و تلاش برای پیشرفت و ترقی قابل دسترس است.

 

با همراهی پیشروان کسب و کار ؛ کشتی بادبانی کسب و کار خود را در تلاطم امواج بازار با انگیزه و لذت تا مقصد مطلوب رهبری کنید.