آزمون استعدادیابی هالند

آزمون استعدادیابی هالند نیک اندیشان

شما به چند سوال پاسخ نداده اید!

باشه

آزمون استعدادیابی شغلی و تحصیلی هالند

از دغدغه‌های اساسی هر قردی انتخاب یک شغل در زندگی برای امرار معاش می‌باشد. و بدیهی است که برای انتخاب و انجام یک شغل نیاز به آموزش و تحصیل در آن زمینه دارد.

پیش‌نیاز آموزش و انتخاب شغل، شناخت علایق، استعدادها و توانایی‌های خود است تا فرد در زمینه‌ای تحصیل و کسب مهارت کند که علاقه و استعداد دارد تا بتواند در زندگی شغلی خود موفق باشد.

آزمون استعدادیابی شغلی و تحصیلی هالند می‌تواند به افراد کمک کند که در زمینه شغل مورد علاقه خود فعالیت کنند و به سازمان‌ها کمک کند که فرد مورد نظر برای شغل خاص را شناسایی کنند.

این آزمون، دارای ۲۲۸ انتخاب در مورد مهارت ، توانایی ، علاقه و شغل می‌باشد.

شش صفحه اول در خصوص فعالیت‌هایی که مایل و علاقمند به انجام آنها هستید می‌باشد. شش صفحه دوم در خصوص فعالیت‌هایی که تاکنون تجربه کرده‌اید و قادر به انجام آنها می‌باشید است.

شش صفحه سوم به بررسی احساسات و نگرش‌های شما در خصوص مشاغل مختلف می‌پردازد. دو صفحه نهایی که گزینه‌هایی برای امتیازدهی می‌باشند در خصوص مهارت‌ها و توانایی‌های شما در مقایسه با همسالانتان درجه‌بندی ارائه می‌کند.

کد هالند RIASEC بیانگر ۶ تیپ شخصیت «واقع‌گرا، محقق، هنرمند، اجتماعی، متهور، قراردادی» می‌باشد که کد برای هر فرد از کنار هم قرار گرفتن در نهایت ۳ حرف مثل (RSE) به معنای شخصیت شغلی فردی (واقع‌بین، اجتماعی، متهوز ) خواهد بود.

انجام آزمون به حدود 20 دقیقه زمان نیاز دارد. اکنون آزمون را در آرامش آغاز کنید.

هرکدام از فعالیت‌های زیر را که مایل و علاقمند به انجام آنها هستید، انتخاب کنید.












هرکدام از فعالیت‌های زیر را که مایل و علاقمند به انجام آنها هستید، انتخاب کنید.












هرکدام از فعالیت‌های زیر را که مایل و علاقمند به انجام آنها هستید، انتخاب کنید.












هرکدام از فعالیت‌های زیر را که مایل و علاقمند به انجام آنها هستید، انتخاب کنید.












هرکدام از فعالیت‌های زیر را که مایل و علاقمند به انجام آنها هستید، انتخاب کنید.












هرکدام از فعالیت‌های زیر را که مایل و علاقمند به انجام آنها هستید، انتخاب کنید.












هرکدام از فعالیت‌های زیر را که تاکنون تجربه کرده‌اید و می‌توانید آن را انجام دهید، انتخاب کنید.












هرکدام از فعالیت‌های زیر را که تاکنون تجربه کرده‌اید و می‌توانید آن را انجام دهید، انتخاب کنید.












هرکدام از فعالیت‌های زیر را که تاکنون تجربه کرده‌اید و می‌توانید آن را انجام دهید، انتخاب کنید.












هرکدام از فعالیت‌های زیر را که تاکنون تجربه کرده‌اید و می‌توانید آن را انجام دهید، انتخاب کنید.












هرکدام از فعالیت‌های زیر را که تاکنون تجربه کرده‌اید و می‌توانید آن را انجام دهید، انتخاب کنید.












هرکدام از فعالیت‌های زیر را که تاکنون تجربه کرده‌اید و می‌توانید آن را انجام دهید، انتخاب کنید.












هرکدام از فعالیت‌های زیر را که به آن علاقه دارید یا انجام دادن آن برایتان خوشایند است، انتخاب کنید.















هرکدام از فعالیت‌های زیر را که به آن علاقه دارید یا انجام دادن آن برایتان خوشایند است، انتخاب کنید.















هرکدام از فعالیت‌های زیر را که به آن علاقه دارید یا انجام دادن آن برایتان خوشایند است، انتخاب کنید.















هرکدام از فعالیت‌های زیر را که به آن علاقه دارید یا انجام دادن آن برایتان خوشایند است، انتخاب کنید.















هرکدام از فعالیت‌های زیر را که به آن علاقه دارید یا انجام دادن آن برایتان خوشایند است، انتخاب کنید.















هرکدام از فعالیت‌های زیر را که به آن علاقه دارید یا انجام دادن آن برایتان خوشایند است، انتخاب کنید.















به توانایی‌های خود در مقایسه با همسالان خود چه درجه‌ای می‌دهید؟ به كمترين توانايي نمره 1 و به بيشترين توانايي نمره 7 بدهيد و تا حد امكان از درجه‌بندي يكسان خود در توانايي‌های مختلف بپرهيزيد.

217- توانایی مكانیكی لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

218- توانایی تدریس لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

219- توانایی علمی لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

220- توانایی فروشندگی لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

221- توانایی هنری لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

222- توانایی اداری-مالی لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

به مهارت‌های خود در مقایسه با همسالان خود چه درجه‌ای می‌دهید؟ به كمترين توانايي نمره 1 و به بيشترين توانايي نمره 7 بدهيد و تا حد امكان از درجه‌بندي يكسان خود در مهارت‌های مختلف بپرهيزيد.

223- مهارت‌های دستی ( استفاده از ابزار ) لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

224- مهارت‌های دوستی و تعاون لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

225- مهارت‌های ریاضی یا علوم اجتماعی لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

226- مهارت‌های مدیریت لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

227- مهارت‌های نقاشی یا خط یا موسیقی لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

228- مهارت‌های مالی و اداری لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

زن-مزد

آزمون ذهن مردانه – ذهن زنانه

آزمون ذهن زنانه - ذهن مردانه نیک اندیشان

شما به چند سوال پاسخ نداده اید!

باشه

آزمون ذهن زنانه - ذهن مردانه

هر شخصی با فیزیک خاص که جنسیت او را مشخص می‌کند به دنیا می‌آید.

اما مغز زنان و مردان نیز با هم متفاوت هستند و در یک طیف می‌توان آنها را مورد بررسی قرار داده و عملکرد خود را براساس آن تنظیم کرد یا مهارت‌هایی آموخت تا بخش‌هایی از نواقص را پوشش داد.

شما با انجام این تست می‌توانید به شناخت بیشتری از خود دست یابید و در عملکرد خود بهینه باشید. احتمال دارد که مغز شما کمی با جنسیت شما تفاوت داشته باشد که با مراجعه به مشاور روانشناسی این امکان وجود دارد که بین بدن و ذهن خود هماهنگی ایجاد کنید.

این آزمون، دارای 30 سوال است که یک عدد به عنوان امتیاز شما در پاسخ به شما ارائه می‌کند که لازم است توضیحات را در صفحه نتایج مطالعه کنید.

لطفا هر جمله را با دقت بخوانید و ببینید تا چه حد توصیف درستی از شما به دست می‌دهد.

انجام آزمون حدود 15 دقیقه زمان می‌گیرد و لازم هست به همه سوالات پاسخ دهید.

پیشنهاد می‌گردد اگر از گوشی موبایل استفاده می‌کنید، گوشی را افقی بگیرید.

اکنون آزمون را در آرامش آغاز کنید.

از آنجاییکه محاسبات متفاوتی برای زن و مرد انجام خواهد شد، پیش از آغاز پاسخ به پرسش‌ها جنسیت بدن خود را تعیین کنید.ضروریست جنسیت خود را تعیین کنید.


1- وقتی می‌خواهید نقشه و یا راهنمای خیابان‌ها را بخوانید‬ لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

2- در حال پختن غذایی پیچیده از طریق برنامه‌ی آشپزی رادیو هستید که دوست‌تان تلفن می‫کندلازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

3- دوستان‌تان می‌خواهند برای دیدن‌تان بیایند و از شما مسیر خانه‌ی جدیدتان را می‌پرسند‬‬‬ لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

4- وقتی در حال توضیح یک نظریه یا مفهوم هستید، اغلب لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

5- وقتی بعد از دیدن فیلمی فوق‏‌العاده به خانه برمی‌گردید ترجیح می‫دهید لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

6- در سینما معمولا چه مکانی را برای نشستن انتخاب می‌کنید؟ لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

7- یکی از وسایل مکانیکی دوست‌تان از کار افتاده است، شما لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

8- در محلی ناآشنا قرار گرفته‌اید و کسی از شما مسیر شمال را می‌پرسد، لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

9- محل تنگی برای پارک کردن پیدا کرده‌اید و باید با دنده عقب وارد آن شوید، لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

10- در حال تماشای تلویزیون هستید که تلفن زنگ می‏‌زند، لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

11- به تازگی ترانه جدیدی از خواننده محبوب‌تان شنیده‏‌اید، لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

12- در پیشگویی نتایج کارها یا مسایل فوق‏‌العاده هستید چون لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

13- کلیدتان را گم کرده‌اید، لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

14- در هتل هستید و صدای آژیر خطر از فاصله دور به گوشتان می‏رسد لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

15- به یک گردهمایی می‏‌روید و به چند شخص جدید معرفی می‌شوید، روز بعد لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

16- برای تعطیلات دوست دارید به روستای حومه شهر بروید اما همسر یا نامزد و یا خانواده‌تان میل دارند به ساحل دریا بروند، برای همراه کردن آنها با نظر خود لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

17- هنگام برنامه‏‌ریزی فعالیت‌های روزانه‏‌تان لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

18- یکی از دوستان دچار مشکل شخصی شده و نزد شما می‌آید تا درباره آن با شما صحبت کند، لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

19- زن یکی از دوستان‌تان با شوهر دوست دیگرتان رابطه پنهانی دارد، چگونه به این رابطه پی می‏‌برید؟ لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

20- از دید شما زندگی به طور کلی چه مفهومی دارد؟ لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

21- اگر حق انتخاب داشته باشید، ترجیح می‏دهید لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

22- چه کتاب‏‌هایی را برای مطالعه ترجیح می‏دهید؟ لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

23- هنگام خرید، لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

24- ترجیح می‌‏دهید خوابیدن، بیدار شدن و غذا خوردن‏تان، لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

25- کار جدیدی را شروع کرده‌‏اید و با افراد جدیدی در محل کار آشنا شده‌اید، یکی از آنها به منزل شما تلفن می‌کند، لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

26- هنگام بحث با دیگران چه چیزی شما را بیشتر ناراحت می‏کند؟ لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

27- در مدرسه چه احساسی راجع به امتحانات کتبی و شفاهی داشتید؟ لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

28- وقتی می‌خواستید برقصید، لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

29- تا چه حد در تشخیص و تقلید صدای حیوانات توانا هستید؟ لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

30- در پایان روزی طولانی معمولا ترجیح می‏‌دهیدلازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

هوش هیجانی

آزمون هوش هیجانی EQ

آزمون هوش هیجانی بار-آن

براساس این ارزیابی می‌توانید برنامه رشد و توسعه فردی خود را غنی‌تر کنید.

این پرسش‌نامه صفات شخصیتی را اندازه‌گیری نمی‌کند و به جای آن بر عملکرد فرد و استعداد برای عملکرد تاکید دارد.

با انجام این تست نقاط ضعف و قوت خود در هوش هیجانی را خواهید شناخت و می‌توانید روی نقاط ضعف خود کار کرده و میزان هوش هیجانی خود را افزایش دهید.

این آزمون، دارای ۹۰ سوال و ۱۵ خرده مقیاس می‌باشد.

افراد ۱۸ سال و بالاتر، مشروط بر دارا بودن حداقل تحصیلات دیپلم، می‌توانند به این آزمون پاسخ دهند.

پاسخ‌های آزمون بر روی مقیاس ۵ درجه ای (کاملاً موافقم، موافقم ، تا حدودی، مخالفم و کاملاً مخالفم) تنظیم شده است.

انجام آزمون حدود ۲۰ دقیقه زمان می‌گیرد و لازم هست به همه سوالات پاسخ دهید.

پیشنهاد می‌شود اگر از گوشی موبایل استفاده می‌کنید، گوشی را افقی بگیرید.

اکنون آزمون را در آرامش آغاز کنید.

آزمون هوش هیجانی (EQ) بار-آن نیک اندیشان

شما به چند سوال پاسخ نداده اید!

باشه
1- به نظر من براي غلبه بر مشكلات بايد گام به گام پيش رفت. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

2- لذت بردن از زندگي برايم مشكل است. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

3- شغلی را ترجیح می‌دهم که حتی‌الامکان من تصمیم گیرنده باشم.لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

4- می‌توانم بدون تنش زیاد، با مشکلات مقابله کنم.لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

5- می‌توانم برای معنی دادن به زندگی تا حد امکان تلاش کنم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

6- نسبت به هیجاناتم آگاهم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

7- سعی می‌کنم بدون خیال‌پردازی، واقعیت امور را در نظر بگیرم.لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

8- به راحتی با دیگران دوست می‌شوم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

9- معتقدم توانایی تسلط برشرایط دشوار را دارم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

10- بیشتر مواقع به خودم اطمینان دارم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

11- کنترل خشم برایم مشکل است. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

12- شروع دوباره، برایم سخت است.لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

13- کمک کردن به دیگران را دوست دارم.لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

14- به خوبی می‌توانم احساسات دیگران را درک کنم.لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

15- هنگامی که از دیگران خشمگین می‌شوم، نمی‌توانم با آنها در این مورد صحبت کنم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

16- هنگام رویارویی با یک موقعیت دشوار، دوست دارم تا حد ممکن در مورد آن اطلاعات جمع‌آوری کنم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

17- خندیدن برایم سخت است.لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

18- هنگام کار کردن با دیگران، بیشتر پیرو افکار آنها هستم تا فکر خودم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

19- نمی‌توانم به خوبی فشارها را تحمل کنم.لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

20- در چند سال گذشته کمتر کاری را به نتیجه رسانده‌ام. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

21- به سختی می‌توانم احساسات عمیقم را با دیگران در میان بگذارم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

22- دیگران نمی‌فهمند که من چه فکری دارم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

23- به خوبی با دیگران همراهی می‌کنم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

24- به اغلب کارهایی که انجام می‌دهم خوش‌بین هستم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

25- برای خودم احترام قائل هستم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

26- عصبی بودنم مشکل ایجاد می‌کند. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

27- به سختی می‌توانم فکرم را در مورد مسائل تغییر دهم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

28- کمک به دیگران، مرا کسل نمی‌کند، به خصوص اگر شایستگی آن را داشته باشند. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

29- دوستانم می‌توانند مسائل خصوصی خودشان را با من در میان بگذارند. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

30- می‌توانم مخالفتم را با دیگران ابراز نمایم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

31- هنگام مواجهه با یک مشکل‌، اولین کاری که انجام می‌دهم دست نگه داشتن و فکر کردن است. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

32- فرد با نشاطی هستم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

33- ترجیح می‌دهم دیگران برایم تصمیم بگیرند. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

34- احساس می‌کنم کنترل اضطراب برایم مشکل است. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

35- از کارهایی که انجام می‌دهم راضی نیستم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

36- به سختی می‌فهمم چه احساسی دارم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

37- تمایل دارم با آنچه در اطرافم می‌گذرد روبرو نشوم و از برخورد با آنها طفره می‌روم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

38- روابط صمیمی با دوستانم برای هر دو طرف‌مان اهمیت دارد. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

39- حتی در موقعیت‌های دشوار، معمولا برای ادامه‌ی کار انگیزه دارم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

40- نمی‌توانم خودم را این طور که هستم بپذیرم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

41- دیگران به من می‌گویند هنگام بحث آرام‌تر صحبت کنم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

42- به آسانی با شرایط جدید سازگار می‌شوم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

43- برای کمک به کودک گمشده اقدام می‌کنم ، حتی اگر همان موقع جای دیگری کار داشته باشم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

44- به اتفاقی که برای دیگران می‌افتد توجه دارم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

45- نه گفتن برایم مشکل است. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

46- هنگام تلاش برای حل یک مشکل، راه‌حل‌های ممکن را در نظر می‌آورم، سپس بهترین را انتخاب می‌کنم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

47- از زندگی‌ام راضی‌ام. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

48- تصمیم‌گیری برایم مشکل است. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

49- می‌دانم در شرایط دشوار، چگونه آرامشم را حفظ کنم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

50- هیچ‌چیز در من علاقه ایجاد نمی‌کند. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

51- از احساسی که دارم آگاهم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

52- در تصورات و خیال‌پردازی‌هایم غرق می‌شوم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

53- با دیگران رابطه خوبی دارم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

54- معمولاً انتظار دارم، مشکلات به خوبی ختم شوند، هر چند گاهی این طور نمی‌شود. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

55- از اندام و ظاهر خود راضی هستم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

56- کم‌صبر هستم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

57- می‌توانم عادات قبلی‌ام را تغییر دهم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

58- اگر لازم باشد با زیرِپا گذاشتن قانون از موقعیتی فرار کنم، این کار را انجام می‌دهم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

59- نسبت به احساسات دیگران حساس هستم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

60- می‌توانم به راحتی افکارم را به دیگران بگویم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

61- هنگام حل کردن مسایل، به سختی می‌توانم در مورد انتخاب بهترین راهِ‌حل تصمیم‌گیری کنم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

62- اهل شوخی هستم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

63- در انجام کارها و امور مختلف به دیگران وابسته‌ام. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

64- رویارویی با مسائل ناخوشایند برایم مشکل است. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

65- حتی‌الامکان کارهایی را به عهده می‌گیرم که برایم لذت‌بخش است. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

66- حتی هنگام آشفتگی، از آنچه در من اتفاق می‌افتد آگاهم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

67- تمایل به مبالغه گویی دارم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

68- به نظر دیگران من فردی اجتماعی هستم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

69- به توانایی‌ام برای مقابله با دشوارترین مسائل اطمینان دارم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

70- از شیوه‌ی نگرش و فکرم راضی هستم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

71- بدجوری خشمگین می‌شوم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

72- معمولاً ایجاد تغییر در زندگی روزانه برایم سخت است. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

73- قادر هستم احترام به دیگران را حفظ کنم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

74- دیدن رنج دیگران برایم سخت است. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

75- به نظر دیگران من نمی‌توانم احساسات و افکارم را بروز دهم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

76- هنگام روبرو شدن با شرایط دشوار، سعی می‌کنم در مورد راهِ‌حل‌های ممکن فکر کنم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

77- افسرده هستم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

78- فکر می‌کنم به دیگران بیشتر احتیاج دارم، تا دیگران به من. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

79- مضطرب هستم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

80- در مورد آنچه می‌خواهم در زندگی انجام دهم فکر مشخص و خوبی ندارم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

81- به سختی می‌توانم از امور برداشت صحیحی داشته باشم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

82- به سختی می‌توانم احساساتم را بیان کنم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

83- با دوستانم رابطه صمیمی برقرار می‌کنم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

84- قبل از شروع کارهای جدید، معمولاً احساس می‌کنم شکست خواهم خورد. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

85- هنگام بررسی نقاط ضعف و قوتم، باز هم احساس خوبی در مورد خودم دارم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

86- هنگام عصبانیت زود از کوره در می‌روم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

87- اگر مجبور به ترک وطنم باشم، سازگاری برایم دشوار خواهد بود. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

88- به نظر من پایبندی یک شهروند به قانون مهم است. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

89- از جریحه‌دار کردن احساسات دیگران خودداری می‌کنم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

90- مشکل می‌توانم از حق خودم دفاع کنم.لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

آزمون شخصیت NEO

آزمون شخصیت نئو (فرم کوتاه 60 سوالی)

شخصیت یک سری از ویژگی های آدمی است که در طول زمان پایدار می ماند. وقتی می گوییم فلانی شخصیت مهربانی دارد منظورمان این است که او در بیشتر زمان ها و تقریبا همیشه مهربان است.

پرسشنامه NEOPI-R یکی از آزمون های شخصیتی است که بر اساس تحلیل عوامل ساخته شده است و از جدیدترین ابزارها در زمینه شخصیت است که توسط مک کری و کوستا در سال ۱۹۸۵ تحت عنوان پرسشنامه شخصیتی NEO معرفی شد.

این آزمون، فرم کوتاه 60 سوالی می باشد که 5 عامل شخصیت را می سنجد.

پنج عامل اصلی شخصیت عبارتند از : روان نژندی ، برونگرایی ، انعطاف پذیری ، دلپذیر بودن ، مسئولیت پذیری و با وجدان بودن.

یادتان باشد که معمولا هر چه نمره شما و همسرتان به هم شبیه تر باشد، شما بهتر با هم کنار می آیید. البته مسلما همیشه هم این طور نیست!

پاسخ‌های آزمون بر روی مقیاس ۵ درجه ای (کاملاً موافقم، موافقم ، تا حدودی، مخالفم و کاملاً مخالفم) تنظیم شده است.

انجام آزمون حدود 15 دقیقه زمان می‌گیرد و لازم هست به همه سوالات پاسخ دهید.

پیشنهاد می‌شود اگر از گوشی موبایل استفاده می‌کنید، گوشی را افقی بگیرید.

اکنون آزمون را در آرامش آغاز کنید.

آزمون شخصیت نئو نیک اندیشان

شما به چند سوال پاسخ نداده اید!

باشه
1- من آدم نگرانی هستم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

2- من دوست دارم همیشه آدم‌های زیادی دور و برم باشند. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

3- من دوست ندارم وقتم را با خیال‌بافی هدر بدهم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

4- من سعی می‌کنم با دیگران خوش‌رفتار و مودب باشم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

5- من لوازم خودم را مرتب و پاکیزه نگه می‌دارم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

6- من اغلب خودم را کمتر از دیگران حس می‌کنم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

7- من لبخند‌زدن به دیگران و بیرون رفتن با آنها را کار آسانی می‌دانم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

8- من وقتی روش درست انجام یک کار را پیدا کنم به همان می‌چسبم و ادامه می‌دهم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

9- من اغلب با اعضای خانواده بگو نگو دارم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

10- من به خوبی می‌توانم طوری برنامه‌ریزی کنم که کارهایم به موقع انجام شوند. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

11- وقتی من زیرِ بار یک استرس بزرگ هستم بعضی مواقع احساس می‌کنم دارم از هم می‌پاشم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

12- من خودم را لزوما آدم امیدواری نمی‌دانم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

13- نگاه کردن به نظم حاکم بر طبیعت و زیبایی هنرها برای من بسیار جالب است. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

14- بعضی از مردم من را آدم خودخواهی می‌دانند. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

15- من در کارهایم خیلی با برنامه نیستم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

16- من به ندرت احساس تنهایی و دل افسردگی می‌کنم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

17- من واقعا از صحبت کردن با دیگران لذت می‌برم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

18- من معتقدم که اگر به دانشجویان اجازه بدهند که به سخنرانی های بحث برانگیز و متناقض گوش دهند، آن ها سردرگم و گمراه می‌شوند. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

19- من بیشتر ترجیح می‌دهم که با دیگران همکاری کنم تا با آن‌ها رقابت کنم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

20- من سعی می‌کنم وظایفی که بر عهده‌ام هست را با وجدان کار انجام دهم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

21- حس می‌کنم اغلب اوقات دچار تنش و وحشت زدگی هستم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

22- من ترجیح می‌دهم در جایی باشم که فعالیت وجود داشته باشد. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

23- خواندن یک شعر تاثیر ناچیزی بر من دارد یا این که اصلا تاثیری ندارد. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

24- معمولا من در مورد مقاصد دیگران بدگمان و عیب‌جو هستم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

25- من دارای اهداف مشخصی هستم و برای این اهداف برنامه دارم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

26- من بعضی وقت‌ها کاملا احساس بی‌ارزشی می‌کنم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

27- من معمولا ترجیح می‌دهم کارها را به تنهایی انجام دهم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

28- من معمولا غذاهای جدید و ناآشنا را امتحان می‌کنم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

29- من عقیده دارم که اکثر مردم اگر به آن‌ها اجازه داده شود می‌خواهند از آدم امتیاز به دست آورند. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

30- من قبل از شروعِ هر کاری وقت زیادی را تلف می‌کنم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

31- من به ندرت خودم را ترسو یا مضطرب می‌دانم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

32- من اغلب احساس می‌کنم که پر از نیرو و انرژی هستم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

33- من به ندرت متوجه می‌شوم که احساساتم در محیط‌های مختلف فرق می‌کند. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

34- بیشتر مردمانی را که می‌شناسم مرا دوست دارند. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

35- من برای دستیابی به اهداف خودم سخت تلاش می‌کنم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

36- اغلب از نحوه برخورد دیگران با من عصبانی می‌شوم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

37- من آدم بشاش و دارای روحیه بالایی هستم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

38- من معتقدم که برای اخذ تصمیم درباره موضوعات اخلاقی باید به مقامات دینی خودمان اقتدا کنیم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

39- بعضی از افراد فکر می‌کنند من آدم سرد و حساب‌گری هستم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

40- وقتی به انجام کاری متعهد می‌شوم مردم می‌توانند همیشه مطمئن باشند که کار را پیگیری می‌کنم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

41- اغلب وقتی کارها طبق نقشه پیش نمی‌رود یا اشتباه از آب در می‌آید احساس دلسردی می‌کنم و می‌خواهم آن را نیمه‌تمام رها کنم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

42- من آدم خوش بینی نیستم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

43- گاهی وقتی که شعری می‌خوانم یا به یک اثر هنری نگاه می کنم یک حالت یاس یا موجی از برافروختگی را در خودم تجربه می‌کنم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

44- من در رفتار و نظر خود آدم سخت و بی‌انعطافی هستم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

45- گاهی آن‌قدری که خودم می‌خواهم، قابل اعتماد نیستم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

46- من به ندرت افسرده یا غمگین می‌شوم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

47- همه زندگی و کارهای من با سرعت طی می‌شوند. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

48- من علاقه‌ای به تامل و تفکر در مورد ماهیت جهان یا وضعیت انسان ندارم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

49- اغلب سعی می‌کنم با فکر و با ملاحظه باشم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

50- من آدمِ سازنده و مولدی هستم که همیشه کارها را به ثمر می‌رساند. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

51- من اغلب احساس درماندگی می‌کنم و میل دارم شخص دیگری مسائلم را حل کند. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

52- من شخص بسیار فعالی هستم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

53- من خیلی کنجکاوم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

54- من اگر اشخاصی را دوست نداشته باشم از آن ها پنهان نمی‌کنم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

55- به نظر نمی‌رسد هرگز بتوانم کارهای خود را نظم و ترتیب بدهم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

56- بعضی وقت‌ها من طوری احساس خجالت می‌کنم که دلم می‌خواهد خودم را از دیگران پنهان کنم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

57- من ترجیح می‌دهم راه خودم را بروم تا اینکه رهبر دیگران باشم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

58- من اغلب از بازی کردن با نظریه‌ها و افکار انتزاعی لذت می‌برم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

59- اگر نیاز باشد من حاضرم از افراد دیگر برای رسیدن به مقاصد خودم استفاده کنم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

60- من سعی می‌کنم کارهایم در حد عالی باشد.لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

schema test

آزمون طرحواره های ناسازگار

آزمون طرحواره های ناسازگار یانگ نیک اندیشان

طرحواره‌درمانی، یک شیوه‌ی درمانی است که توسط جفری یانگ برای درمان اختلالات شخصیتی و نیز دیگر اختلالات مزمن ذهنی توسعه پیدا کرده است.

چهار مفهوم اساسی در تکنیک‌های طرحواره‌درمانی شامل "طرحواره‌ی ناسازگار اولیه"، "سبک مقابله‌کننده"، "احتیاجات هیجانی و احساسی" و "حالات خلقی متفاوت" می‌باشد.

اکنون از طرحواره‌درمانی در زوج‌درمانی نیز استفاده می‌شود، به عنوان نوعی مشاوره در رابطه، به هر یک از شرکا کمک می‌کند تا تله ذهنی خود را بشناسند و ببیند چگونه باعث درگیری و بهم خوردن رابطه می‌شود.

این آزمون، دارای ۹۰ سوال است و 18 طرحواره‌ی ناسازگار را در 5 حوزه بررسی می‌کند.

لطفا هر جمله را با دقت بخوانید و ببینید تا چه حد توصیف درستی از شما به دست می‌دهد.

پاسخ‌های آزمون بر روی مقیاس 6 درجه ای (کاملاً درست، تقریبا درست، اندکی درست، بیشتر درست است تا غلط، تقریبا غلط و کاملاً غلط) تنظیم شده است.

انجام آزمون حدود ۲۰ دقیقه زمان می‌گیرد و لازم هست به همه سوالات پاسخ دهید.

پیشنهاد می‌شود اگر از گوشی موبایل استفاده می‌کنید، گوشی را افقی بگیرید.

اکنون آزمون را در آرامش آغاز کنید.

آزمون طرحواره های ناسازگار یانگ نیک اندیشان

شما به چند سوال پاسخ نداده اید!

باشه
1- در بیشتر اوقات کسی را نداشته‌ام که از من حمایت کند، حرف‌هایش را با من بزند و عمیقاً نگران اتفاقاتی باشد که برایم می‌افتند. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

2- من به افراد نزدیک خودم خیلی وابسته‌ام چون می‌ترسم مبادا مرا ترک کنند. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

3- احساس می‌کنم مردم از من سودجویی می‌کنند. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

4- فکر می‌کنم وصله ناجور جمع هستم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

5- مردان یا زنانی که دوستشان دارم، وقتی نقطه ضعف مرا ببینند، دیگر دوستم ندارند. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

6- تقریباً هیچ کاری را نمی‌توانم به خوبیِ دیگران انجام دهم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

7- احساس می‌کنم نمی‌توانم به تنهایی از پس کارهای زندگی روزمره‌ام بربیایم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

8- نمی‌توانم از شر این احساس رها شوم که اتفاق بدی می‌خواهد بیفتد. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

9- قادر نیستم از والدینم جدا شوم؛ کاری که هم سن وسال‌هایم انجام می‌دهند. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

10- فکر می‌کنم اگر کاری را بکنم که دلم می‌خواهد، برای خودم دردسر درست می‌کنم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

11- کار مراقبت از نزدیکانم روی دوش من است. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

12- از اینکه احساسات مثبتم مثل توجه و محبت را به دیگران نشان بدهم، خیلی خجالت می‌کشم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

13- باید در هر کاری که انجام می‌دهم بهترین باشم؛ نمی‌توانم توقعم را کم کنم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

14- وفتی از کسی چیزی می‌خواهم، خیلی برایم سخت است«نه» بشنوم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

15- نمی‌توانم خودم را مقید کنم که کارهای تکراری و کسل‌کننده را انجام دهم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

16- ثروتمند بودن و ارتباط با افراد مهم به من احساس ارزشمندی می‌دهد. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

17- حتی مواقعی که کارها به خوبی جریان می‌یابند، من احساس می‌کنم که آنها موقتی بوده و به زودی پایان می‌پذیرد. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

18- چنانچه اشتباهی مرتکب شوم، سزاوار مجازات هستم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

19- به طور کلی، کسی نبوده که به من عاطفه، محبت و صداقت نشان دهد. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

20- آنقدر به دیگران نیازمندم که نگران از دست دادن آنها هستم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

21- احساس می‌کنم باید در حضور دیگران از خودم محافظت کنم، چون فکر می‌کنم درغیر این صورت به من آسیب می‌زنند. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

22- اساسا با بقیه خیلی فرق دارم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

23- اگر کسی واقعاً مرا بشناسد، مایل نیست با من ارتباط نزدیکی برقرار کند. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

24- وقتی به موفقیت‌هایم نگاه می‌کنم، از درون احساس بی‌کفایتی می‌کنم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

25- فکر می‌کنم برای انجام کارهای روزمره‌ام به دیگران وابسته هستم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

26- احساس می‌کنم هر لحظه ممکن است یک فاجعۀ طبیعی، جنایی، حقوقی یا پزشکی برایم اتفاق بیفتد. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

27- من و والدینم تمایل داریم خود را بیش از حد در مشکلات زندگی یکدیگر درگیر کنیم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

28- احساس می‌کنم چاره‌ای ندارم جز اینکه به خواسته‌های دیگران تن بدهم، چون در غیر این صورت مرا ترک می‌کنند یا در صدد تلافی برمی‌آیند. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

29- آدم خوبی هستم، چون بیش از آنکه به فکر خودم باشم، به فکر دیگرانم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

30- برایم شرم‌آور است که احساساتم را به دیگران ابراز کنم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

31- سعی می کنم کارم را به بهترین نحو انجام دهم، اینکه کاری «تا حدودی خوب باشد» راضی‌ام نمی‌کند. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

32- آدم خاصی هستم و نمی‌توانم محدودیت‌هایی را که بر سر راهم وجود دارد بپذیرم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

33- اگر به یکی از اهدافم نرسم زود مایوس می‌شوم و دست از کار می‌کشم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

34- دستیابی به موفقیت، هنگامی برای من ارزشمند است که دیگران آن را ببینند. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

35- اگر اتفاق خوبی بیفتد، از اینکه به دنبال آن احتمال دارد اتفاق بدی بیفتد، نگرانم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

36- اگر سخت تلاش نکنم باید منتظر ضرر و باخت باشم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

37- در بیشتر اوقات زندگی، این احساس به من دست نداد که برای فرد دیگری، شخص ویژه و ممتازی به شمار می‌روم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

38- نگرانم افرادی که به آنها احساس نزدیکی می‌کنم مرا ترک کنند. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

39- دیگران دیر یا زود به من خیانت می‌کنند. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

40- نمی‌توانم به کسی تعلق خاطر داشته باشم، انسان تنهایی هستم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

41- لیاقتِ عشق، توجه و احترام دیگران را ندارم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

42- بیشتر مردم در حوزه‌های کار و موفقیت از من تواناترند. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

43- نمی‌توانم عاقلانه فکر کنم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

44- نگرانم که از جانب دیگران مورد حمله فیزیکی قرار بگیرم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

45- برای من و والدینم بسیار سخت است که بدون داشتن احساس گناه یا خیانت، مسایل جزئی خصوصی خود را از یکدیگر پنهان نگاه داریم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

46- در روابطم به دیگران اجازه می‌دهم که بر من مسلط شوند. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

47- آنفدر سرگرم انجام کارهای دیگران هستم که نمی‌توانم وقتی را برای خودم کنار بگذارم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

48- برای من خیلی سخت است که راحت و خودجوش (صمیمی و بدون تکلف) رفتار کنم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

49- من باید به تمام مسئولیت‌هایم عمل کنم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

50- از اینکه مرا محدود کنند یا نگذارند کاری را که می‌خواهم، انجام دهم متنفرم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

51- برایم بسیار دشوار است که برای دستیابی به اهداف بلند‌مدت، کارهای لذّت‌بخشِ آنی را رها کنم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

52- در صورتی که توجه کافی از سوی دیگران دریافت نکنم، احساس کم اهمیت بودن می‌کنم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

53- دقت و احتیاط زیاد فایده‌ای ندارد، چون تقریباً همیشه مشکلی به وجود می‌آید. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

54- اگر کاری را درست انجام ندهم باید از عواقب آن رنج ببرم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

55- در اغلب اوقات کسی را نداشتم که واقعاً درد دل من را گوش دهد، مرا بفهمد یا اینکه احساس‌ها و نیازهای واقعی مرا درک کند. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

56- وقتی احساس می‌کنم کسی که برایم مهم است از من دوری می‌کند، مایوس می‌شوم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

57- نسبت به انگیزه‌های دیگران سوء ظن شدید دارم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

58- احساس می‌کنم که از دیگران بریده‌ام و با آنها غریبه شده‌ام. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

59- احساس می‌کنم دوست‌داشتنی نیستم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

60- نمی‌توانم مانند اغلب مردم در کارهایم با استعداد باشم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

61- اصلاً به قضاوت‌های خودم در موقعیت‌های روزمره، اعتماد ندارم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

62- نگرانم همه سرمایه‌ام را از دست بدهم و خیلی فقیر و بی‌خانمان شوم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

63- اغلب احساس می‌کنم که انگار سایه سنگین والدینم بر زندگی من است و من نمی‌توانم یک زندگی جداگانه برای خودم داشته باشم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

64- همیشه به دیگران اجازه داده‌ام به جای من تصمیم بگیرند، در نتیجه من واقعاً نمی‌دانم چه می‌خواهم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

65- همیشه سنگ صبور مشکلات دیگران بوده‌ام و به مشکلات آنها گوش داده‌ام. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

66- آنقدر خودم را کنترل می‌کنم که مردم فکر می‌کنند آدم بی‌احساسی هستم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

67- احساس می‌کنم برای پیشرفت و دستیابی به خواسته‌هایم همواره تحت فشار هستم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

68- احساس می‌کنم نباید از قانون‌ها و قراردادهای بهنجاری که مردم تابع آن هستند، اطاعت کنم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

69- نمی‌توانم به خودم فشار بیاورم که کارهایی را که برایم خوشایند نیستند، انجام دهم، حتی وقتی که می‌دانم نتایج خوبی در پی دارند. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

70- اگر در یک جمع صحبت کنم یا در یک موقعیّت اجتماعی معرفی شوم، برایم مهم است که تأیید و تحسین شوم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

71- وقتی کاری می‌کنم، برایم مهم نیست که چقدر سخت است اما نگرانم از لحاظ مالی ورشکست شوم و همۀ دارایی‌ام را از دست بدهم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

72- فرقی ندارد که چرا اشتباه کردم، در صورت اشتباه باید بهایش را بپردازم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

73- وقتی که نمی‌دانستم کاری را چگونه انجام دهم، به ندرت شخصی پیدا می‌شد که مرا نصیحت و راهنمایی کند. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

74- برخی اوقات آنقدر نگران آن هستم که مردم مرا ترک کنند، آنها را از خودم می‌رانم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

75- معمولا به طور جدی به انگیزه‌های نهانی مردم فکر می‌کنم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

76- فکر می‌کنم فرد مناسبی برای جمع نیستم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

77- در بسیاری از موقعیت‌ها، برای نشان دادن یا ابراز کردن خودم از طرف دیگران پذیرفتنی نیستم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

78- در کار یا تحصیل، مثل بقیه باهوش نیستم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

79- احساس می‌کنم قادر نیستم به تنهایی مسائلی که برایم اتفاق می‌افتد را حل کنم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

80- اغلب نگرانم دچار یک بیماری جدی بشوم، حتی وقتی دلایل پزشکی کمی برای این احتمال وجود دارد. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

81- اغلب احساس می‌کنم هویت جداگانه‌ای از والدین یا همسرم ندارم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

82- خیلی برایم مشکل است از دیگران تقاضا کنم حقوقم را رعایت کنند و احساساتم را درک کنند. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

83- دیگران نظرشان این است که من برای دیگران خیلی کار می‌کنم، ولی برای خودم کاری انجام نمی‌دهم لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

84- مردم نظرشان این است که من فردی عصبی و ناراحتم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

85- وقتی که کاری را اشتباه انجام می دهم، نمی‌توانم خودم را ببخشم یا برای اشتباهم بهانه‌تراشی کنم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

86- احساس می‌کنم کاری که من برای دیگران انجام می‌دهم، بیشتر از کارهایی است که آنها برای من انجام می‌دهند. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

87- به ندرت توانسته‌ام به تصمیمات و راه‌حل‌های خودم پای‌بند باشم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

88- برای اینکه احساس کنم فرد ارزشمندی هستم، نیازمند تایید، تحسین و تمجید زیاد دیگران هستم. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

89- نگرانم که مبادا یک تصمیم اشتباه به یک فاجعه منجر شود. لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

90- فرد بدی هستم و سزاوار مجازاتم.لازم است به این سوال نیز پاسخ دهید.

ارتباط گروهی چیست؟ چگونه میتوان ارتباط گروهی را تقویت کرد؟

ارتباط گروهی چیست؟ چگونه میتوان ارتباط گروهی را تقویت کرد؟

دوره ای که بتوان کارهای بزرگ را به تنهایی انجام داد، تمام شده است. این روزها موفقیت در گرو کارهای گروهی است. چرا که در گروه ها، برمبنای تخصص افراد به آنها وظایفی سپرده می شود. پس معمولا کیفیت انجام کارها در حد بالایی خواهد بود. زمانی که یک تیم برای انجام کاری با یکدیگر شروع به همکاری می کنند مهارت هایی برای ارتباط گروهی وجود دارند که رعایت آنها برای دستیابی به هدف ضروری است.

اغلب کارهای که در سازمان ها توسط مدیران به کارکنان شان محول می شود، نیازمند کار گروهی است. در این بین کیفیت ارتباط گروهی افراد تیم در رسیدن به موفقیت آنها بسیار موثر خواهد بود. بالطبع ضعف ارتباط گروهی باعث می شود کار گروهی، با ایجاد تنش و عصبانیت در بین کارمندان همراه شود.

ارتباط موثرمی تواند بخش زیادی از استرس و حس ناخوشایند افراد را در حین کار گروهی کاهش بدهد. در نتیجه مدیران سازمان ها نیز باید به ارتباط بین کارمندانشان که در قالب یک تیم فعالیت می کنند، اهمیت دهند. و آموزش های لازم در این زمینه را به آنان بدهند.

ارتباطاتی که با حمایت مدیر و سازمان از آن همراه باشد می تواند عاملی برای موفقیت تیم ها شود.. امروزه فناوری ارتباطات نیز برای این مهم تدابیری را تدارک دیده است. توسط ابزارها و امکانات پیشرفته موجود، موجب بهبود فرهنگ ارتباط گروهی در راستای افزایش عملکرد سازمان ها شده است.

هر چند شاهد دیدگاه منفی بسیاری از افراد نسبت به کار تیمی هستیم؛ چرا که اغلب افراد از کار تیمی خاطره خوبی ندارند و آن را سخت و پیچیده می دانند. چه بسا مواردی که در آن فردی مجبور شده به دلیل عدم انجام وظایف اعضای تیم به تنهایی کار تیم را به پایان ببرد و یا ناهماهنگی و بی مسئولیتی یک عضو باعث از هم پاشیدن گروه شده و… . اما واقعیت این است که در سازمان های امروزی به پایان بردن یک کار بدون مشارکت دیگران بسیار نزدیک به غیر ممکن است. در این نوشته به دنبال آنیم تا شاه کلید اصلی کارهای تیمی که همان ارتباط گروهی است را به شما معرفی کنیم. این راهکارها باعث بهبود ارتباط گروهی و در نتیجه موفقیت سازمانی خواهند شد.

ارتباط گروهی چیست؟ چگونه میتوان ارتباط گروهی را تقویت کرد؟

راه های تقویت ارتباط گروهی

1- گوش دادن فعال

اولین کلیدی که به کیفیت ارتباط گروهی شما کمک می کند، گوش دادن فعال است. وقتی افراد به دلیل گوش ندادن به صحبت های یکدیگر به درستی متوجه منظور گوینده نمی شوند و ابهامات در جای خود باقی می مانند؛ پیامدهای ناگواری رخ می دهد. پیامدهایی که با یک توجه ساده و یا پرسیدن یک سوال از منظور گوینده  قابل حل شدن هستند.

برای گوش دادن فعال کافی است هنگام صحبت فرد مقابل کار دیگری انجام ندهید. با نگاه کردن به چشمان گوینده توجه تان را به او نشان دهید. به موقع از آواها و یا کلمات تأیید کننده استفاده کنید. کلام طرف مقابل را قطع نکنید. و در پایان صحبت های او آنچه را از کلامش متوجه شده اید به او باز خورد دهید و یا از منظور اصلی او و یا کلمات ابهام دارش سوال کنید.

2- ابراز وجود

شما باید به درستی و با اعتماد به نفس کافی نظرات و یا احساستان را در مورد چیزی بیان کنید. افراد خجالتی و کم رو در ابراز وجود بیشترین مشکل را دارند. با استفاده از کلمات احترام آمیز عقیده تان را بیان کنید. و در ابراز احساس تان حتما در ابتدای جمله از کلمه “من” استفاده کنید؛ در ادامه علت احساستان را بیان کنید و در آخر کاری که از دیگران انتظار دارید را بیان کنید.

در این صورت جبهه گیری کمتری نسبت به شما صورت می گیرد و کمتر مورد قضاوت منفی قرار می گیرید. علاوه بر اینکه توانسته اید عقیده و حس تان را در درون خود نگه ندارید و از خود خوری نجات پیدا کنید.

3- نه گفتن

در ارتباط گروهی یکی از آفت هایی که باعث مورد سوء استفاد قرار گرفتن می شود عدم توانایی نه گفتن است. در چنین شرایطی فرد خواسته های دیگران را نیز قبول می کند. در پی آن باید به سختی تلاش کند و انرژی بیشتری بگذارد تا هم کارهای خودش را انجام بدهد و هم خواسته دیگران را اجابت کند. نه گفتن در مواردی که توانایی و یا مهارت انجام دادن کاری را ندارید بسیار حیاتی است.

نه گفتن یک راه ساده برای داشتن امنیت و خرسندی شما در ارتباط گروهی خواهد بود.

ارتباط گروهی چیست؟ چگونه میتوان ارتباط گروهی را تقویت کرد؟

4- هدف ارتباط را روشن کنید

یکی از کارهای ابتدایی در هر ارتباطی خصوصا ارتباط گروهی، تعیین هدف ارتباط افراد با یکدیگر است. با برگزاری یک جلسه توجیهی که در آن به شرح وظایف افراد، جایگاه افراد نسبت به یکدیگر و سلسله مراتب پاسخگویی و انتقال اطلاعات در بین افراد مطرح می شود، می توان به راحتی ابهامات را برطرف کرد. هدف تشکیل گروه و لزوم برقراری ارتباط برای همه روشن می شود. در نتیجه از اشتباهات یا سوء تفاهمات بعدی جلوگیری می شود.

5- تنوع ارتباطی داشته باشید

در کنار روابط رسمی و کاری با یکدیگر، حتما به برقراری ارتباطات غیر رسمی و صمیمی بپردازید. ولی برای آن هم برنامه ریزی و حدود تعیین کنید. در ارتباطات غیر رسمی با یکدیگر بیشتر آشنا می شوید و اطلاعات بیشتری درباره روحیات یکدیگر به دست می آورید که می تواند شما را برای ارتباط گروهی بهتر توجیه کند. ضمنا در خلال این رابطه صمیمی عنصر بسیار مهم و حیاتی اعتماد نیز شکل می گیرد و یا تقویت می شود.

اعتماد به اعضای گروه باعث می شود تا به راحتی در شرایط مختلف بتوانید به یکدیگر تکیه کنید.

6- فرافکن نباشید

افراد فرا فکن، اشتباهات خود را نمی پذیرند و اغلب هر عامل دیگری غیر از خود را به عنوان مقصر شناسایی و معرفی می کنند. وقتی اشتباهی مرتکب شدید عاقلانه ترین کار این است که اشتباه خود را بپذیرید و مسئولیت کاری را که انجام داده اید به عهده بگیرید. سپس نهایت تلاشتان را برای جبران آن به کار بگیرید. این امر در حفظ جلوه منطقی شما در ارتباط گروهی بسیار حیاتی است. و روی قضاوت دیگران از شما بسیار تأثیر گذار است. ضمن اینکه باعث جلوگیری بسیاری از مشاجرات شما با دیگران خواهد شد.

7- با همه یکسان برخورد کنید

رعایت آداب معاشرت با همه یک امر بدیهی است. اما اینکه بخواهید قضاوت هایتان در مورد افراد را در نوع ارتباط گروهی تان دخیل کنید، وجهه شما را خراب می کند. ضمن اینکه موجب شکل گیری شایعاتی مخرب در مورد شما  می شود که اصلا به نفع شما نیست. حتما به یاد داشته باشید که حضور افراد در سازمان و یا موقعیت آنها در سازمان دائمی نیست. جایگاه افراد تغییر می کند و افراد هیچ گاه دیدگاه دیگران در مورد خود را فراموش نمی کنند. زمانی که با همه به طور مساوی برخورد کنید نگه آن ها نسبت به شما نیز مثبت می شود. در نتیجه مصونیت بیشتری خواهید داشت.

ارتباط گروهی چیست؟ چگونه میتوان ارتباط گروهی را تقویت کرد؟

8- در ارتباط گروهی از اعضای گروه بازخورد بگیرید

همواره به یاد داسته باشید که یک برنامه دائمی برای تغییر و پیشرفت خود داشته باشید. هم پیشرفت در زمینه شخصیت و رفتارتان و هم در زمینه حرفه و تخصص تان. در ارتباط گروهی شما یکی از راه هایی که نشان دهنده اهمیت دادن شما به اعضای گروه است پرسیدن نظر آنها در مورد عملکرد کاری تان است. چه بسا راهنمایی و نظرات آنها موجب حل نقاط ضعف و تقویت نقاط مثبت شما گردد. این کار در نشان دادن شما به عنوان یک کارمند مسئول و مشتاق به یادگیری موثر است.

البته به همان اندازه که بازخورد گرفتن از دیگران می تواند برای شما سود آور باشد، برای دیگران نیز اهمیت دارد. دادن بازخورد سازنده و واقع بینانه که با الفاظ مناسب و در شرایط مناسب صورت می گیرد، می تواند به ارتباط گروهی شما رنگ دیگری دهد؛ چرا که چنین امری حاکی از توجه و دلسوزی شما نسبت به همکارتان در گروه است. این کار را با دادن بازخوردی که انتظار دارید خودتان از همکارتان دریافت کنید به راحتی می توانید انجام دهید.

9- حقیقیت را شناسایی کنید

شاید گاهی برای شما پیش آمده باشد که دچار خطا در دید شده باشید و چیزی را برخلاف واقعیت آن تصور کنید. مثل اوقاتی که سایه چیزی باعث خطای دید شما در تخمین ارتفاع آن گردد.

این خطاها و یا تحریف ها در ارتباط گروهی مشکلات فراوانی می تواند به بار بیاورد. خطاهایی که ممکن است حاصل تفکر اشتباه و یا نوع نگاه غلط خودتان باشد. یا صحبت ها و شایعاتی که دیگران برای شما نقل می کنند. مثلا برخورد سرد یک کارمند شما را به این خطا بیندازد که او مغرور شده و یا با شخص شما مشکلی پیدا کرده است. در حالی که واقعیت حاکی از بروز یک مشکی شخصی در زندگی او است که کمی او را دچار تشویش نموده است.

در برخورد با صحبت هایی که از دیگران می شنوید، سعی کنید از اینکه در معرض چنین افرادی قرار بگیرید پرهیز کنید؛ چون ممکن است طرز صحبت آن ها باعث شود شما نیز همراهی کنید. در نتیجه صحبت هایی از جنس شایعه و یا غیبت را ناخواسته مرتکب شوید. در مرتبه بعد هم سعی نکنید بر طبق گفته های او عملی انجام دهید و یا تغییر موضعی اتخاذ کنید. حتما از راه های دیگری به کشف واقعیت بپردازید.

چگونه می توان یک مدیر موفق شد؟ (12 اقدام کلیدی مدیریت موفق)

چگونه می توان یک مدیر موفق شد؟ (12 اقدام کلیدی مدیریت موفق)

تا به حال به عنوان یک مدیر به میزان موفقیت خود اندیشیده اید؟ و یا آن را مورد بررسی قرار داده اید؟ نقش حیاتی یک مدیر موفق در سازمان خود به حدی تعیین کننده است که رفتار او برای همه کارمندان به عنوان یک الگوی عملی تلقی می شود. پس مدیریت موفق یا ناموفق او نیز به همه آنان سرایت خواهد کرد. همان گونه که کارمندان در یادگیری فرهنگ سازمانی به مدیر خود به عنوان یک الگو توجه می کنند.

در تعیین میزان موفقیت یک مدیر عواملی را می توان نام برد که برای داشتن چنین ویژگی هایی حتما نباید در ذات خود به دنبال آن ها بگردید. بلکه از طریق اکتسابی و با آموزش و تمرین قابل یادگیری اند. در ادامه این مقاله از نیک اندیشان له بیان این عوامل می پردازیم.

چگونه می توان یک مدیر موفق شد؟

1- زمینه کاری خود را درست انتخاب کنید

در ابتدای امر شما به عنوان مدیری که در حال راه اندازی یک کسب و کار هستید، باید به خاطر داشته باشبد میزان علاقه یا اطلاع و تخصص شما نسبت به حیطه کاری تان بسیار با اهمیت است. کاری را انتخاب کنید که از آن لذت می برید. به دنبال یافتن تازه های آن کار هستید. و استعداد خود را در آن کار می بینید. در این صورت مسیر کاری شما به مراتب هموارتر خواهد بود. چرا که میزان انگیزه بالای شما برایتان یک تقویت کننده خواهد بود. در نهایت برای سازمانتان سود آور خواهید بود و در پی این مدیریت موفق، لذت و علاقه شما به کارمندان نیز منتقل خواهد شد.

2- چشم انداز و مأموریت طراحی کنید

وقتی بدانید مسیر حرکت شما چیست و اکنون در چه فاصله ای از هدف تان ایستاده اید، برای برنامه ریزی و تخصیص منابع، بهتر تصمیم گیری خواهید کرد.

یک مدیریت موفق ایجاب می کند که از هدر رفتن وقت و سرمایه سازمان خود جلوگیری کرده و از آن حداکثر استفاده را بنماید. تدوین یک چشم انداز که برای کارمندان شما هم راهگشا است. و هم ابهامات کاری آنان را رفع می کند.

چگونه می توان یک مدیر موفق شد؟ (12 اقدام کلیدی مدیریت موفق)

3- کارمندان را درست استخدام و یا اخراج کنید

یک مدیر موفق برای استخدام کردن باید با استفاده از خصوصیات خاص هر شغلی به دنبال فرد مناسب، هم از نظر تخصص و مهارت و هم از نظر توانمندی های روانشناختی و فیزیولوژیک متناسب و کافی باشد.

یک مدیر موفق به خوبی جایگاه های شغلی سازمان خود را می شناسد. و با استفاده از هوش هیجانی بالایی که دارد انسان شناس خوبی نیز برای انتخاب افراد است و یا حداقل از دیگران برای تشخیص صحیح خود یاری می جوید.

روی دیگر این قضیه شهامت در اخراج کردن است. زمانی که تشخیص شما به شما این اطمینان را بدهد که حضور یک کارمند در سازمان فرسایشی شده و کارایی لازم را از دست داده است. یا با ترک این کار موقعیت های بهتری را می تواند تجربه کند. باید بدون هیچ ترسی به فکر جایگزین برای آن کارمند باشد و یا جایگاه شغلی کارمند خود را تغییر دهد تا به نتایج مطلوب خود برسد.

4- کارمندان سازمان را به مشارکت کردن در تصمیم گیری و اظهار نظر تشویق کنید

مدیر موفق کسی است که کارمندان خود را صاحب نظرانی می بیند که گاهی می توانند بهتر از او درباره یک موضوع نظر بدهند. خود را دانای کل نمی داند. و خوب می داند که این مشارکت دادن کارمند خود را نسبت به کار و سازمانش متعهدتر می کند و شوق او را می افزاید.

وقتی یک محیط دوستانه در سازمان ایجاد شود که در آن همه فکر کنند و راه حل ارائه بدهند؛ موفقیت های بیشتری برای سازمان به دست خواهد آمد. چون فکر کردن فقط کار مدیر نیست. در یک سازمان همه باید فکر کنند و برای رشد سازمان تلاش کنند و سهیم باشند. این یکی از اصلی ترین اصول مدیریت موفق در سازمان است.

چگونه می توان یک مدیر موفق شد؟ (12 اقدام کلیدی مدیریت موفق)

5- به ارتباطات درون سازمانتان اهمیت بدهید

یکی از ارتباطات مهم در هر سازمانی، ارتباطات انسانی آنها است. کارمندان هم مانند مدیر، یک انسان با دغدغه های خاص خودشان و نگرانی ها و علایق و احساسات متفاوت اند. آنها هم خانواده دارند و مسئولیت هایی در آن بر عهده دارند. با مسائلی درگیرند و منافعی را برای خودشان در نظر دارند.

نگاه مدیر موفق به کارمندان خود به عنوان یک انسان، آن ها را به ایجاد یک رابطه خوب با آنها تشویق می کند. مدیر موفق می تواند در برخی ساعات غیرکاری، یک فضای صمیمی با کارمندان خود ایجاد کند و صمیمیت را ایجاد کند. در چنین شرایطی کارمندان اعتمادشان جلب می شود و راحت تر می توانند حرف هایشان را با مدیر در میان بگذارند.

6- مسئولیت پذیر باشید

مدیر نیز انسانی است مانند بقیه. پس ممکن است او هم گاهی مرتکب اشتباه شود. اما مسأله در این است که نباید آن را مخفی کند و یا به گردن دیگران انداخته و مسئولیت خود را فراموش کند.

مدیر موفق با جسارت تمام، وقتی اشتباهی رخ می دهد؛ قدم به جلو می گذارد و مسئولیت آن را می پذیرد. و تا جایی که بتواند برای تغییر شرایط و یا جبران اشتباه خود تلاش می کند.

در چنین حالتی که مدیر نسبت به اشتباهات خود واقع بینانه رفتار می کند، فرهنگ پاسخگویی و مسئولیت پذیری را نیز در سازمان خود و در بین همکاران رواج می دهد و کارمندان را متوجه اهمیت مسئولیت اقدامات و تصمیم های خود می شوند.

7- ریسک کنید ولی قبل از آن حتما محاسبه کنید

ریسک کردن جزء اقدامات لازم برای پیشرفت است. اما بسیار حساس و گاهی مخاطره آمیز است. یک مدیر موفق اهمیت ریسک کردن را می داند. ولی بی مهابا و بی پروا دست به آن نمی زند. هر ریسکی ارزش تجربه کردن ندارد. اشتیاق کسب تجربه ریسک زمانی که با دستاوردها و تجارب گذشته مدیر همراه شود و صورت حساب شده ای به خود بگیرد علاوه بر نداشتن خطر، می تواند بسیار سازنده و پیش برنده باشد.

چگونه می توان یک مدیر موفق شد؟ (12 اقدام کلیدی مدیریت موفق)

8- خود را بهتر بشناسید و ویژگی های شخصیتی لازم را به دست آورید

برخی ویژگی های رفتاری و شناختی وجود دارد که برای هر مدیر موفق اجتناب ناپذیرند. ایجاد این ویژگی ها در خود، می طلبد که ابتدا یک شناخت همه جانبه و بی طرفانه از خودتان داشته باشید. نقاط ضعف و قوت خود را شناسایی کنید و سپس خلأهای موجود برای صفاتی که می گوییم را پر کنید.

صفاتی مثل: خودانگیزی به معنی انگیزه دادن به خود، صداقت، قابل اعتماد، خوش بینی، دارای اعتماد بنفس، آرامش، انعطاف پذیری، صبوری و گشودگی از جمله ویژگی هایی اند که شخصیت یک مدیر موفق را تشکیل می دهند.

9- بهترین تصمیم را در بهترین زمان بگیرید

یکی از وظایف مهم مدیر موفق، تصمیم گیری در شرایط متنوع است. بسته به اینکه چه شرایطی پیش آمده است. چقدر زمان وجود دارد. قوانین موجود تا چه حدی راهگشا هستند. منابع و امکانات چیست؟ و تصمیم گیری بر عهده کیست؟ تصمیم های متفاوتی را می توان اتخاذ کرد.

برخی می گویند مدیر واقعی به طور متناوب می تواند 30 تصمیم را در 30 دقیقه اتخاذ کند. اما سوال مهم در مورد درستی این تصمیمات است. تصمیمات در جهت اهداف استراتژیک نهایی باید اتخاذ شوند. و کمترین خطا را داشته باشند.

10- با رفتارتان دیگران را هدایت کنید

از لحاظ الگو بودن مدیر برای کارکنان خود، این وظیفه سنگین و مهمی برای مدیر خواهد بود که همواره مراقب رفتار و اخلاق خود باشد. چرا که تأثیر یک مدیر در رعایت عملی آنچه که خود از کارمندان توقع دارد، به مراتب بسیار زیاد است. اغلب افراد سازمان منتظرند که خطایی از مدیر سر بزند. به همین دلیل به شدت او را تحت نظر قرار می دهند. مدیر موفق به آنچه می گوید، عمل می کند و مراقب رفتار خود است.

چگونه می توان یک مدیر موفق شد؟ (12 اقدام کلیدی مدیریت موفق)

11- مدیر موفق همه کارها را خودش انجام نمی دهد

اینکه مدیر عادت داشته باشد همه کارها را خودش انجام دهد و یا همه آنها را منوط به حضور و یا دخالت خود کند، هم سرعت عملکرد سازمان و کارکنان را پایین می آورد. هم فرصت ها و زمان را تلف می کند.

از طرفی لا این کار، کارکنان را دچار خمودگی و عدم استقلال در انجام کارهایشان می کند. و در پی آن بهره وری آنان را کاهش می دهد. مدیر موفق می داند که بعضی وظایف باید به دیگران محول شود و فقط کارهایی که در حد مدیریت اند باید توسط مدیر انجام بگیرد.

مدیر در صورت واگذاری کار به دیگران می تواند گاهی نقش راهنما را داشته باشد که برخی نکات را یادآوری می کند. این اقدام به کارمندان این باور را می دهد که می توانند از پس کارهایشان بربیایند و خلاقیت خود را به کار بگیرند.

12- همیشه در حال یادگیری باشید

با تخصصی شدن کارها و علوم، و نیز تغییرات همیشگی علم و تکنولوژی، یادگیری امری اجتناب ناپذیر است. که تاثیر زیادی بر موفقیت سازمانی و حتی بقای شما در شغلتان اثرگذار باشد. مدیر موفق باید دائما اطلاعات و مهارت هایش را به روز کند به همین دلیل باید به دنبال یادگیری باشد. از طرفی این ضرورت را برای کارکنان خویش نیز لازم بداند و برای آموزش آنها برنامه ریزی و هزینه کند.

مدیریت تجربه ی ویژه ای است. شما را در راه هایی قرار می دهد که تا کنون در آن ها نبوده اید شرایطی را تجربه می کنید که خاص و ویژه اند. پس همین حالا مهارت های لازم را یاد بگیرید و با تلاش و تمرین در آنها به مدیر موفق تبدیل شوید.

20نکته کلیدی برای موفقیت در کسب و کارتان

20 نکته کلیدی برای موفقیت در کسب و کارتان

موفقیت در کسب و کار و استارتاپ به عوامل بسیاری بستگی دارد. قبلا در مقاله ای با عنوان ده نکته طلایی از برایان تریسی برای موفقیت در کسب و کار به بیان چند نکته مهم پرداختیم. اکنون در این مقاله نیز قصد داریم به 20 نکته کلیدی برای موفقیت در کسب و کارتان اشاره کنیم.

بخش بسیار مهمی از زندگی و فعالیت در استارتاپ، یادگیری از اشتباهات خود و دیگران است. برای موفقیت در کسب و کارتان، شما این شانس را دارید که ببینید چه چیزی باعث میشود که برخی کسب و کارها موفق شوند و برخی دیگر در کار خود شکست بخورند.

شما می توانید درس ها را قبل از انجام همان اشتباهات فرا بگیرید. هیچ دلیلی برای به اشتراک نگذاشتن خرد جمعی در تجارت وجود ندارد. هدف نهایی این مجموعه پرهیز از اشتباهاتی است که نه تنها به بنیانگذاران صدمه وارد می کند، بلکه به معیشت کسانی که تصمیم می گیرند از آن خرد پیروی کنند نیز آسیب میزند.

20نکته کلیدی برای موفقیت در کسب و کارتان

بنابراین موفقیت در کسب و کار سخت نیست. فقط نیازمند رعایت برخی اصول حرفه ای است. در ادامه این مقاله به بررسی عوامل موثر برای موفقیت در کسب و کار و استارتاپ می پردازیم.

1- برای کسب موفقیت در کسب و کارتان یک مشکل واقعی را شناسایی کنید

شما می توانید یک اختراع یا محصولی خلاقانه و هیجان انگیز در تخیل داشته باشید. اما مهمترین اقدام که سبب موفقیت در کسب و کار شما می شود، رفع نیاز واقعی بازاری است که قصد ارائه خدمت در آن را دارید. بهترین شرکت ها، شرکت هایی هستند که نیازهای مصرف کنندگان را به خوبی برآورده می سازند و قادرند که با تغییر این نیاز ها تغییرات لازم را انجام دهند.

2- به یاد داشته باشید که رهبر بودن چیزی بیش از یک نگرش است

رهبری یک تیم با توجه به ایده و مسیری که برای کسب و کار شما اساسی است شروع می شود. اما موفقیت در کسب و کار شما در نهایت به نوع سکان داری شما مربوط می شود. شما با نوع نگرش، اخلاق، کار و اراده خود برای سایر شرکت ها الگو و نمونه می شوید.

3- تیم مناسب خود را انتخاب کنید

چشم انداز و هدف نهایی شما ممکن است مختص شما باشد. اما برای رسیدن به موفقیت در کسب و کار به کمک نیاز دارید. برای رسیدن به اهداف نهایی خود در کسب و کار، باید خود را با افرادی که دید شما را درک می کنند و در فرهنگ و طرز فکر با شرکت شما همسو هستند همراه کنید.

20نکته کلیدی برای موفقیت در کسب و کار

4- مربی و مشاور های مورد نیاز خود را پیدا کنید

وقتی که شروع به توسعه کسب و کار خود می کنید، احتیاج به مشاور دارید تا شما را  در راه موفقیت در کسب و کارتان کمک کنند. نترسید از دیگران بخواهید شما را راهنمایی کنند. اغلب آنها خوشحال می شوند که برای دریافت راهنمایی از آنها کمک بگیرید. در این صورت مشتاقانه به شما کمک خواهند کرد. درست مانند زمانی که توسط مربیان خودتان راهنمایی و هدایت می شدید.

5- فرهنگ خود را به عنوان پایه و اساس در نظر داشته باشید

در صورت عدم وجود راهنمایی مستقیم، این ویژگی فرهنگی یک شرکت است که در اطلاع رسانی به تصمیمات و کار افراد شرکت شما برنده می شود. فرهنگ شرکت شما نه تنها باید بگوید که شما چه کسی هستید، بلکه هدف شما و اینکه چه می خواهید باشید را توصیف می کند.

6- از خودتان با یک نهاد تجاری محافظت کنید

ممکن است در روزهای ابتدایی شروع کار، این موضوع به نظرتان مهم نباشد. اما راه اندازی یک کسب و کار بدون وجود یک نهاد تجاری می تواند دارایی های شخصی شما را در معرض خطر قرار دهد. مگر اینکه شما مایل باشید همه چیز را برای موفقیت در کسب و کار خود به خطر بیندازید. با یک متخصص صحبت کنید و یک نهاد تجاری برای حفاظت از کسب و کار خود ایجاد کنید.

7- به قرار داد هایی که امضا می کنید دقت کنید

هنگامی که در خارج از محیط اداری کار می کنید، ممکن است کارهای اداری از نظرتان خسته کننده و غیر ضروری به نظر برسد. اما آنها می توانند کسب و کار شما را خراب یا آباد سازند. هر توافقی که شما دارید باید با یک قرارداد منعقد شده رسمیت یابد تا از هر دو طرف در مقابل دعواهای حقوقی در آینده محافظت شود.

8- حواستان به ایده هایتان باشد

این یک عادت خوب است که ایده های خود را برای همه بازگو نکنید. اما در نهایت اگر امیدوار به رشد و پیشرفت و جمع آوری سرمایه برای کسب و کار خود هستید، باید در مورد ایده هایتان با برخی افراد صحبت کنید. وقتی در مورد ایده های خود در ملا عام صحبت می کنید، هوشمندانه است که همه افراد توافقنامه عدم افشای اسرار (NDAS) را امضا کنند تا از اطلاعات حساس و ایده های شما محافظت شود.

9- همواره از مالکیت معنوی خود محافظت کنید

از همان ابتدای کار، مالکیت معنوی یا همان ((IPبا ارزش ترین دارایی شما محسوب می شود. شناسایی و محافظت از تمام IP هایی که ایجاد می کنید برای موفقیت طولانی مدت و زنده ماندن سرمایه گذاری و استارتاپ شما بسیار مهم است.

10- برنامه ریزی هدفمند داشته باشید

هدف نهایی شما برای تجارت هر چه که باشد از ابتدا آن را در ذهن داشته باشید و برای رسیدن به آن تلاش فراوان کنید. با گذشت زمان همه چیز تغییر می کند. اما داشتن این هدف در ذهن شما در برنامه ریزی ها و تصمیم گیری ها برای رسیدن به آن کمک خواهد کرد.

11- اگر به دنبال موفقیت در کسب و کارتان هستید از رقابت نترسید

تنها بودن یک شرکت در بازار هدف خاص، می تواند کمی دلهره آور باشد. به خصوص که شما به دنبال جلب توجه هستید. اما اجازه ندهید که فضای رقابت شما را منفعل و خاموش سازد. رقابت اثبات این است که شما روی چیزی قرار دارید و می تواند شما را وادار به تمرکز و پیشرفت کند. برای موفقیت در کسب و کار داشتن رقابت سالم واجب است.

12- موفقیت در کسب و کار نیازمند تهیه نقشه راه است

کنار گذاشتن مسیرهای بحرانی در کسب و کار شما می تواند به شما کمک کند فراتر از برنامه ای که برای رسیدن به اهدافتان در نظر گرفته اید عمل کنید. و به جلوگیری از هرگونه انحراف و حواس پرتی غیر ضروری کمک می کند. ممکن است کار سختی باشد، اما آیا موفقیت کسب و کار شما ارزش آن را ندارد؟

13- تخصص خود را مشخص کنید

بخشی از موفقیت کسب و کارتان به اعتبار شما به عنوان یک متخصص در فضایی که کار می کنید بستگی دارد. از این گذشته، هیچ کس نمی خواهد چیزی را از کسی بخرد که اطلاعات کافی ندارد و نمی داند در مورد چه چیزی صحبت می کند. نوشتن و صحبت کردن در مورد تخصص خاص شما یک روش عالی برای جلوه دادن هر چه بیشتر نام شما و و ایجاد اعتبار و شخصیت برای شماست.

14- کلید موفقیت در کسب و کار امروزه، تولید محتوا است

محتوا در این عصر اینترنت مانند پادشاه است. با وبلاگ ها، فیلم ها، پادکست ها و هر محتوای دیگری که به شما امکان می دهد نام و ایده های خود را در مقابل مشتریان خود ارائه دهید. کلیک ها، و تعاملات و دیدگاه ها، مطمئن ترین راه برای معرفی خود به عنوان رهبر فکری در مورد یک موضوع است.

20نکته کلیدی برای موفقیت در کسب و کار

15- برای موفقیت در کسب و کارتان  روابط خوبی شکل دهید

فرم موفقیت در کسب و کار این است که چه کسی شما را به اندازه آنچه انجام می‌دهید پیش‌بینی می‌کند. اما کلید روابط خوب ساختن یک طرفه آنها نیست. تا جایی که می‌توانید به دیگران کمک کنید و یک شبکه قوی از افرادی را که می‌توانید به آن‌ها تکیه کنید، ایجاد کنید.

16- در صورت لزوم همه چیز را زیر سؤال ببرید!

ممکن است رد وضع موجود یا عقل متعارف ترسناک به نظر برسد. اما برای رسیدن به جایی که به عنوان هدف در کسب و کار خود در نظر گرفته اید، به دنبال پاسخ همه چیز باشید، و از حرف زدن نترسید.

17- به آرامی شروع کنید

شور و شوق اولیه در مورد کسب و کار جدید شما بسیار عالی است، اما باید احتیاط لازم را حفظ کنید. بهتر است کاملا عاقلانه در مورد شرایط تصمیم گیری کنید تا بتوانید تصور خود را از محصولی که هنوز وارد بازار نشده به خوبی عملی سازید.

18- برای کسب درآمد صبور باشید

وقتی تصمیم می گیرید برای کسب و کار خود پول جمع کنید، بدانید که این می تواند یک روند طولانی و چالش برانگیز باشد. می تواند اولین پیشنهادی که به دست شما می آید وسوسه انگیز باشد. اما مطمئن باشید که پیشنهاد خوبی است که می تواند به پیشرفت تجاری شما کمک کند.

19- تفریح و سرگرمی را فراموش نکنید

اگر تمام تلاشی که برای موفقیت در کسب و کار خود کردید بی فایده بوده. و هر روز در این شغل احساس ناراحتی می کنید، ممکن است این امر با دشواری در فروش محصولات شما همراه باشد. بهتر است که کار را تا زمانی انجام دهید که برای شما سرگرم کننده و جذاب باشد. پس سعی کنید که کارمندان تان نیز با کار سرگرم باشند. چون مطمئنا این کار از زجر کشیدن در یک اتاق بدون پنجره خوشایندتر است!

20- به رضایت مندی مشتریان تان اهمیت بدهید

فرقی نمی کند که مشتریان شما مردم عادی هستند یا سازمان ها و شرکت ها. رضایتمندی مشتری یکی از اصول مهم موفقیت در کسب و کارتان است.. توانایی شما در راضی نگاه‌داشتن مشتریان باید به آن حدی باشد که مشتری را ترغیب به خرید مجدد خدمات یا محصولات تان کند. اگر مشتری ناراضی دارید، ببینید مشکل از کجا است و آن را رفع کنید

خلاقیت و نوآوری: اهمیت خلاقیت و نو آوری در استارتاپ ها

خلاقیت و نوآوری: اهمیت خلاقیت و نو آوری در استارتاپ ها

واژه خلاقیت تعاریف متعددی دارد و برداشت های متفاوتی نیز از آن می شود. البته به دلیل ماهیت پیچیده آن، طبیعی به نظر می رسد. از نظر برخی، خلاقیت یعنی رسیدن به ایده های جدید به منظور حل مشکلات با صحیح ترین روش. یا مثلا برخی معتقدند:

تعریف خلاقیت

خلاقیت، به کارگیری توانایی های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید است. خلاقیت عبارت است از طی کردن راهی تازه با پیمودن یک راه طی شده قبلی به طرز جدید. بدین ترتیب خلاقیت چیزی جز حل کردن مسائل، مشکلات، تعارضات با بن بست ها نیست.

تعریف خلاقیت از دیدگاه روانشناسی به عنوان یکی از جنبه های اصلی تفکر یا اندیشیدن است. بر این اساس، خلاقیت ارتباط مستقیمی با قوه ی تخیل یا توانایی تصویر سازی ذهنی دارد.

خلاقیت پیشتر در مواردی مثل انجام کارهای حرفه ای یا سرگرمی ها مطرح می شد. اما در حال حاضر در سراسر مسائل و موقعیت های جهان به ویژه در اداره ها و شرکت ها خصوصا در استارت آپ ها کاربرد دارند. خلاقیت هم برای مدیران و هم کارمندان به یک امر لازم تبدیل شده است. اما اینکه خلاقیت را تقویت کرد و آن را در کارهای تیمی و استارت آپ ها به کار بست نیازمند رعایت برخی نکات است که هم از طرف مدیران باید انجام بگیرد و هم از طرف کارکنان.

اهمیت خلاقیت در رشد و پیشرفت کسب و کارها

خلاقیت را می توان دور شدن از کلیشه های مرسوم و قالب های تکراری ذهنی متدوال و رسیدن به موارد جدید و معنادار دانست. در سال های اخیر آنقدر اهمیت خلّاقیت برجسته شده که استمرار حیات سازمان ها در گرو آن می باشد. چرا که از  خلاقیت به عنوان هسته اصلی و مرکزی مزیت آفرینی و درآمدزایی یاد می شود.

خلاقیت و نوآوری: اهمیت خلاقیت و نو آوری در استارتاپ ها

اشتباهی که در بسیاری از افراد وجود دارد این است که آنها فکر می کنند خلاقیت در انحصار افراد خاصی است و آنها از آن بی بهره اند. حال آنکه این تصور بسیار اشتباه است.

خلّاقیت را می توان نوعی مهارت دانست که می توان با انجام برخی راه حل های علمی پرورش داد. آن موقع است که استعداد های نهفته و ناشناخته انسان بروز می کند. علاوه بر این خلاقیت هیچ گونه محدودیت سنی و جنسیتی ندارد. افراد در سنین مختلف می توانند خلاقیت خود را بروز دهند. چه بسا افراد بسیار کم سن و سال خلاقیتی در کار را نشان دهند که افراد با تجربه نتوانند تصور آن را کنند.

حتی نمی توان جنسیت افراد را به عناون عاملی در گسترش یا تضعیف خلاقیت برشمرد. عوامل دیگری نیز وجود دارد که به اشتباه در بین  مردم به عنوان پارامتر سنجش خلاقیت نام برده می شود. یکی از آنها میزان تحصیلات افراد است. زیرا این امر در بروز و ایجاد خلاقیت جزء عوامل اساسی محسوب نمی شود. جوامعی که در آنها کارآفرینی و اشتغال پیشرو است، محیط را برای بروز خلاقیت در کار فراهم کرده اند.

در جاهای مختلف می خوانیم و می شنویم که خلاقیت و نوآوری را مترادف همدیگر بکار می برند. در صورتی که این دو دارای تعاریف متفاوتی هستند. تعریف خلاقیت و نحوه عملکرد آن در بالا ذکر شد، اما به راستی نوآوری و خلاقیت چه تفاوتی با همدیگر دارند؟

نوآوری چیست؟

تعریف جامعی که از نوآوری شده، این است که:

نوآوری به کارگیری و به عمل درآوردن ایده های خلّاقیت جهت ارائه یک محصول جدید یا خدمت جدید یا راه حل جدید انجام کارها است.

به عبارت دیگر می توان نوآوری را عرصه تجلی و تحقق یافتن خلاقیت دانست. نوآوری موجب به کارگیری خلاقیت برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید است. نوآوری موجب عملی کردن اندیشه های خلاق به محصولاتی است که موجب دستیابی به سود است. نوآوری موجب تغییر در بسیاری از پیشرفت های روز است . نوآوری می تواند به شکل ارائه مفاهیم نوین مدیریت خود را نشان دهد و گاهی نیز به شکل شیوه های تولید مدرن اطلاق می شود.

خلاقیت و نوآوری: اهمیت خلاقیت و نو آوری در استارتاپ ها

نوآوری می تواند باعث تمایز سازمان ها نسبت به هم باشد. در سازمان هایی که نوآوری به عنوان هدف قرار گیرد قطعاً پایه های مستحکمی نسبت به سایر رقبا خواهد داشت و در نتیجه موفقیت سازمانی با این چنین سازمان هایی است.

علت توجه در سالیان اخیر به مقوله نوآوری به این دلیل است که دنیا از عصر صنعتی به سمت عصر دانش کوچ کرده است. حال در این مسیر بسیار ناپایدار، شرکت ها و سازمان هایی که بتوانند نوآوری را سرلوحه خود قرار دهند، می توانند به برتری استراتژیک وقدرت برسند. زیرا که آنها هستند که به سایرین برنامه خواهند داد، نه اینکه از برنامه دیگران پیروی نمایند.

با توضیحات داده شده میتوان به تفاوت بین خلاقیت و نوآوری رسید. خلاقیت عبارت است از آوردن چیزی جدید به مرحله وجود، درحالی‌که نوآوری به آوردن چیزی جدید به مرحله استفاده عینیت پیدا می‌کند.  با این اوصاف نوآوری مرحله بعد از خلاقیت است، یا به این شکل نیز می توان گفت که خلاقیت پیش زمینه نوآوری است.

استارتاپ چیست؟

تعریف دیگری که لازم است بدانیم استارت آپ است. استارت آپ واژه چندان قدیمی نیست. شاید کمتر از دو دهه از عمر این واژه در ایران و سایر نقاط جهان بگذرد. به علت جاذبه ای که این واژه دارد، بسیاری از شرکت ها و کسب و کارها نام استارت آپ را برای خود برگزیدند، اما غافل از آن که تنها یک اسم نمی تواند به آنها اعتبار ببخشد. قطعاً خلاقیت در کار و کار تیمی پر تلاش است که عنوان استارت آپ را به گروهی منتسب می کند.

استارت آپ به پروژه هایی اطلاق می شود که طی آن ایده خام ارائه شده، به واسطه تحقیق و تلاش یک گروه یا تیم به تولید محصول، خدمت و یا راه حل اصلاحی منجر می شود و زمینه برای ارائه آن فرام می شود.

نکته قابل توجه این است که لزوماً موفقیت در تمامی استارت آپ ها منوط بر کار پایه ای علمی پیچیده نیست. بلکه آنها توانسته اند در تولید یک محصول خاص و نحوه فروش به مشتری موفق تر از سایر رقبای خود عمل کرده اند.

حال می توان نتیجه گرفت که زمینه ایجاد یک استارت آپ موفق وجود یک ایده خلاقانه و به عرصه عمل آوردن آن است. این خلاقیت و نوآوری است که یک استارت آپ را از سایرین متمایز می کند.

امروزه یکی از موضوعات بسیار مهم در ارتباط با محیط های کاری به ویژه کارهای تیمی و استارت آپ ها، خلاقیت و اثرات آن در این محیط ها است. در تعاریف مختلفی که از کارهای تیمی آمده است، مهم ترین کارکرد یک تیم هم افزایی خلاق است که براساس آن تمام فعالیت های خلاقانه فردی در یک کار تیمی به نوعی باهم در ارتباط اند و برهم اثر می گذارند و نوعی هم افزایی خلاقانه شکل می گیرد. اما در بین توضیحات سوال ی پیش می آید که آیا نتایج اثر بخشی که از یک کار تیمی بیرون می آید حاصل خلاقیت فردی است؟ یا نه خلاقیت تیمی؟

خلاقیت و نوآوری: اهمیت خلاقیت و نو آوری در استارتاپ ها

خلّاقیت فردی یا نه خلاقیت تیمی؟

زمانی که تیمی تشکیل می شود، اهدافی  را تعیین می کنند و سعی اعضا بر آن است که تمام تلاش خود برای رسیدن به آن اهداف را انجام دهند. در این بین باید به این نکته توجه کرد که هر کدام از این افراد با دیدگاه خود نسبت به آن اهداف نگاه می کنند و اینجا است که نوعی اختلاف دیدگاه پدیدار می شود.

هر کدام از افراد تیم با خلاقیت فردی که دارن سعی می کنند ایده ای خلاقانه را ارائه نمایند که به نفع کل تیم باشد. بدون شک تیم ها و استارت آپ هایی که اعضای آن از خلاقیت فردی بیشتری برخوردار باشد، خلاقیت گروهی و تیمی بیشتری نیز خواهند داشت. شما تیمی را در نظر بگیرید که اعضای آن بدون ایده و براساس کلیشه های مرسوم، تصمیم گیری می کنند. نتیجه این امر چه خواهد بود؟ شاید راه حلی که پیدا می کنند بتواند آنها را برای مدتی از مشکل پیش آمده رها کند، ولی بعد از گذشت چند وقت باز آنها باید به دنبال راه حل جایگزین باشند.

اکنون تیمی را در نظر بگیرید که با ایده های خلاقانه تصمیم می گیرد و آن ایده را به مرحله نوآوری می رساند. این تیم نه تنها به بن بست نمی رسد، بلکه به طور روز افزون شروع به پیشرفت و شکوفایی می کند.

نقش خلّاقیت و نوآوری در استارت آپ ها و کارهای تیمی آنقدر مهم است که بسیاری از این گروه ها براساس خلاقانه بودن تشکیل می شوند و به حیات خود ادامه می دهند.

قطعاً کارهای تیمی که در آنها خلاقیت پایه است بطور ذاتی سعی بر ارتقا روز افزون خود خواهد داشت. چرا که اگر این گونه نباشد، در بازار رقابتی امروزه از سایرین عقب مانده و زمان و منابع مالی خود را از دست خواهد داد.

نکته مثبت دیگری در ارتباط با کارهای تیمی که براساس خلاقیت و نوآوری تشکیل می شوند وجود دارد، این است که اگر فردی در این گروه سطح تفکر خلاقانه کمتری دارد می تواند با همفکری سایر اعضا و مطالبی که از آنها فرا می گیرد، خلاقیت خود را پرورش دهد و به شکوفایی هرچه بهتر استعداد و خلاقیت و منجر شود.

در نتیجه می توان نتیجه گرفت خلاقیت و نوآوری در استارت آپ ها و کار های تیمی به نوعی اثر متقابل مثبت دارند. از یک سو تولید محصول یا خدمت جدید و از یک سو موجب رشد و پرورش خلاقیت می شود.

12 نکته کلیدی برای ایجاد یک تیم موفق

12 نکته کلیدی برای ایجاد یک تیم موفق

افراد در هر محیط کاری در مورد ایجاد یک تیم موفق صحبت میکنند. اما کمتر کسی میداند که چطور میتوان تجربه ی کار تیمی  و یک تیم موفق را به وجود آورد یا چگونه میتوان یک تیم موفق ایجاد کرد.

متعلق بودن و عضو بودن در یک تیم  موفق  احساس رضایت بخش تر نتیجه حس کردن یک چیز بزرگتر در خودتان است و این مطلب ارتباط بسیار زیادی از درک و تعبیر شما از رسالت و اهداف سازمان تان دارد. دراین مطلب به بررسی ویژگی های تیم موفق و اهداف تیم موفق و همچنین روابط بین افراد در یک تیم موفق می پردازیم.

مشارکت در موفقیت تیم

در یک محیط تیمی موفق شما در موفقیت کلی سازمان سهیم هستید. شما با سایر اعضای سازمان جهت ایجاد این نتایج همکاری می کنید. حتی اگر شما یک وظیفه شغلی خاص و ویژه دارید و به یک دپارتمان خاص تعلق دارید، در راستای رسیدن به اهداف کلی سازمان با سایر اعضا در ارتباط هستید عملکرد شما بر ارائه تصویری بزرگتر و بهتر از سازمان نقش دارد.

نیاز است که شما بین این حس کلی کار گروهی و وظیفه پیشرفت یک تیم غیر همدل که برای تحقق یک هدف خاص تشکیل شده تفاوت قایل شوید. چون افراد اهداف ایجاد تیم را اشتباه میگیرند و به همین دلیل بسیاری از سمینارها و جلسات و فعالیت هایی که برای ساخت تیم محسوب می شود، نوعی شکست است .

انواع تیم سازی

با این که همه کسب و کارها تلاش خود را برای بهبود شرایط فردی و گروهی تیم خود انجام می دهند و تلاش میکنند تا فروش خدمات خود را افزایش دهند، با این حال تعداد کمی از آن ها از نتایج تلاش تیم خود راضی اند و می توانند یک تیم موفق ایجاد کنند.

اگر تلاش های شما برای بهبود عملکرد تیم شما موفق نبوده است، چک لیست زیر میتواند به شما بگوید که چرا ایجاد یک تیم موفق که کار های تیمی متمرکز و موفق ایجاد میکند نیازمند توجه به همه ی موارد زیر است.

12 نکته کلیدی برای ایجاد یک تیم موفق

12 نکته کلیدی برای ایجاد یک تیم موفق

1- تیم موفق و انتظارات واضح از تیم

آیا رهبر اجرایی تیم انتظارات خود را به وضوح برای نحوه عملکرد تیم و نتایج مورد انتظار مرتبط کرده است؟ آیا اعضای تیم می دانند که دلیل تشکیل گروه چه بوده است؟ آیا سازمان  حمایت خود از گروه را با منابع مالی با پول و زمان نشان می دهد و از کار تیمی حمایت لازم را می کند؟ آیا کار تیم از نظر زمان و توجه و علاقه مندی از طرف رهبران اجرایی مورد توجه قرار گرفته است؟

در یک تیم موفق تمامی انتظارات باید کاملا واضح باشد.

2- جایگاه متن و بیانیه مشترک در تیم موفق

در تیم موفق مدیران و رهبران درک می کنند که آیا اعضای تیم از دلیل و علت حضور خود در تیم آگاه هستند؟ چگونه استراتژی استفاده از تیم های مختلف برای پیش برد اهداف تجاری سازمان ها کمک کننده است؟ آیا اعضای تیم می توانند اهمیت حضور خود در تیم را برای تحقق اهداف سازمان تعریف کنند؟ آیا تیم می داند که کار و عملکرد آنها در چارچوب اهداف و اصول و چشم اندازها و ارزش ها سازمان است؟

در یک تیم موفق جایگاه همه افراد بر اساس اصول مشخصی تعیین شده است.

3- تیم موفق و جایگاه تعهد در آن

آیا اعضای تیم از صمیم قلب تمایل به شرکت در گروه را دارند؟ آیا اعضای تیم احساس میکند که تا چه حد رسالت و ماموریت تیم مهم است؟ آیا اعضای تیم نسبت به انجام ماموریت های تیم و نتایج آن متعهد هستند؟ آیا افراد حاضر در تیم خدمات ارایه شده توسط خود را برای سازمان و شغلشان ارزشمند می دانند؟ آیا اعضای تیم  انتظار دارند که مهارت های آنها در تیم رشد و پیشرفت ایجاد کند؟ آیا اعضای تیم از موقعیت های مختلفی که در تیم ایجاد می شود هیجان زده و به چالش کشیده می شوند؟

در یک تیم موفق همه ی اعضا به وظایف و اهداف متعهدند.

 

4- تیم موفق و صلاحیت تیم

آیا تیم احساس میکند که افراد متناسبی در آن حضور دارند؟ به عنوان مثال در بهبود پروژه و فرایند های در حال اجرا آیا هر مرحله از انجام فرایند برای گروه به نمایش گذاشته می شود؟ آیا تیم حس میکند که اعضای عضو در آن مهارت و دانش و اطلاعات کافی برای پرداختن به موضوعاتی که گروه برای آن تشکیل شده را دارند؟ اگر اینگونه نیست؟ آیا گروه به کمک های مورد نیاز خود دسترسی دارد؟ آیا تیم احساس میکند که از منابع و استراتژی ها و پشتیبانی لازم در جهت انجام ماموریت های خود برخوردار است؟

در یک تیم موفق همه ی افراد از صلاحیت کافی برخوردارند.

12 نکته کلیدی برای ایجاد یک تیم موفق

5- تیم موفق و منشور تیم

آیا تیم مسئولیت وظایفی که به او متحمل شده را بر عهده میگیرد و رسالت ها و چشم انداز و استراتژی های خود برای انجام این ماموریت را طراحی کرده است؟ آیا تیم اهداف خود را تعریف و تبیین کرده است و به اعضا ابلاغ نموده است؟ نتایج و همچنین مشارکت هایی که قابل پیش بینی هستند و جدول زمانی و فرایند انجام ماموریت ها را اندازه گیری و بررسی میکند؟ آیا تیم رهبری یا گروه هماهنگ کننده دیگر از آن چیزی که گروه طراحی کرده پشتیبانی میکند؟

در یک تیم موفق منشور تیم بسیار مورد احترام است.

6- تیم موفق و کنترل تیم

آیا تیم دارای قابلیت و توانایی لازم به برای به دست آوردن مالکیت هر آنچه در منشور خود آمده است؟ آیا اعضای تیم مرزهای منشور و رسالت های تیم را به خوبی درک کرده اند؟ اعضای تیم تا چه اندازه مجازند که به جستجوی راه حل بپردازند ؟

آیا محدودیت های احتمالی به عنوان مثال منابع مالی و مالی و زمانی در ابتدای کار و پروژه و قبل از اینکه تیم با مشکلات و موانع کار روبه رو شود برای اعضا تعریف شده است؟ آیا ارتباط و مسئولیت گزارش دهی تیم توسط همه ی اعضای سازمان قابل درک و فهم است؟

آیا سازمان صلاحیت اعضای تیم را برای بین توصیه ها برای اجرای یک طرح تعریف نموده است؟ آیا فرایند بررسی تعریف شده ای وجود دارد؟ آیا تیم و سازمان همواره میتواند هم جهت و  هم سو با هم فعالیت نمایند؟ آیا اعضای گروه یکدیگر را برای زمان پروژه و تعهدات و نتایج حاصله پاسخگو میدانند؟ آیا سازمان برنامه ای برای افزایش فرصت های خود مدیریتی اعضای تیم فراهم نموده است؟

در یک تیم موفق  همه شرایط و افراد تحت کنترل و نظارتند.

 

7-تیم موفق و همکاری تیمی

آیا  اعضای تیم فرایند تیم و گروه را درک می کنند؟ آیا اعضای تیم مراحل پیشرفت گروه را درک می کنند؟ آیا اعضای تیم به گونه موثری به صورت بین فردی همکاری می کنند؟ آیا تمامی اعضای تیم نقش و مسئولیت اعضای دیگر و رهبران و ضابطان گروه را درک می کنند؟

آیا تیم توانایی حل مسئله و بهبود فرایند ها و تبیین اهداف  به صورت مشترک را دارد؟ آیا قوانین رفتاری خاصی به جهت حل اختلافات و تصمیم گیری در مورد هنجار های گروهی را و مدیریت جلسه ها در تیم وجود دارد؟ آیا اعضای تیم برای تحقق یافتن منشور تیم همکاری های لازم را انجام می دهند؟ آیا تیم برای تحقق و دستیابی نتایج و برنامه های خود از استراتژی مناسبی استفاده می کنند؟

در یک تیم موفق همکاری بین اعضا مثال زدنی است.

8-تیم موفق و ارتباطی صمیمی بین اعضا

آیا اعضای تیم نسبت به وظایف و اولویت بندی آشنا هستند؟ آیا روش مناسب و ویژه ای به جهت دریافت بازخورد در تیم وجود دارد؟ آیا اعضا میتوان بازخوردی صادقانه دریافت نمایند؟ آیا سازمان به ارایه ی اطلاعات مهم تجاری به طور منظم می پردازد؟ آیا تیم ها زمینه حضور خود را درک می کنند؟  آیا اعضای تیم صادقانه و آشکار با هم ارتباط برقرار می کنند؟ آیا اعضای تیم نظرات متفاوتی را اراِیه می دهند و درگیری هاو چالش های ایجاد شده به خوبی پاسخ داده می شود؟

در یک تیم موفق رابطه ی بین اعضای تیم دوستانه و صمیمی است.

9- تیم موفق و نوآوری و خلاقیت

آیا سازمان به تغییر علاقه مند است؟ آیا سازمان ارزش تفکر خلاق و نوآوری و راه حل های بی نظیر  و ایده های جدید را دارد؟ آیا به افرادی که ریسک های معقولی برا پیشرفت انجام می دهند تشویق و پاداشی داده می شود یا اینکه به افرادی که همواره در ثبات هستند و در جا میزنند پاداش و تشویق می دهند؟ آیا فرصت لازم و آموزش های مناسب از طریق کتاب و فیلم و سفرهای میدانی را در جهت ایجاد تفکرات جدید در افراد ارایه می دهند؟

در تیم موفق خلاقیت همواره مورد توجه است.

10- تیم موفق و پیامدهای تیم

آیا اعضای مختلف تیم نسبت به نتایج و دستاوردهای گروه احساس مسئولیت می کنند؟ آیا جوایز و پاداش هایی هنگام موفقیت تیم ها ارائه می شود؟ آیا ریسک های عاقلانه در سازمان مورد تشویق و احترام قرار میگیرد؟ آیا اعضای تیم از تنبیه و انتقام ترس دارند؟ یا اعضای تیم به جای حل مسائل و مشکلات وقت خود را صرف انگشت نگاری می نمایند؟

آیا سازمان توانایی طراحی سیستمی را دارد که پاداش های فردی و تیمی را تشخیص دهد؟ آیا سازمان قصد دارد که افزایش سود را با تیم و همکارانش در میان بگذارد؟ آیا شرکت کنندگان و مشارکت کنندگان می توانند تاثیر خود را در افزایش موفقیت های سازمان مشاهده کنند؟

در تیم موفق همواره اعضا مورد تشویق و حمایت قرار می گیرند.

11- تیم موفق و هماهنگی تیمی

آیا تیم ها تحت یک رهبری در جهت کمک به سایر اعضای تیم مرکزی هماهنگ می شوند؟ آیا منابع و اولویت ها  به بخش های مختلف تخصیص داده می شود؟ آیا تیم ها مفهوم مشتری داخلی را درک می کنند؟ آیا تیم ها دارای بخش های مشترک با هم هستند و با هم به صورت موثر کار می کنند؟ آیا سازمان در حال فاصله گرفتن از روش های سنتی دپارتمان وجهت گیری به سمت مشتری مداری است؟

در تیم موفق اعضا بصورت هماهنگ و همدل همکاری می کنند.

12- تیم موفق و تغییر فرهنگ تیم

آیا سازمان توانایی تشخیص این مسئله که تیم محوری و مشارکت و فرهنگ سازی در زمان آینده متفاوت با سازمان های سنتی و سلسله مراتب است را دارد؟ آیا سازمان قصد تغییر در فرایند هایی همچون پاداش و استخدام و مدیریت سنتی و ارزیابی و ایجاد انگیزه و مدیریت فردی تغییری ایجاد نماید؟ آیا سازمان قصد دارد که ریسک های معقول انجام دهد؟ آیا سازمان تشخیص میدهد که اگر حمایت خود را از تیم ها بیشتر نماید در نتیجه باز خورد آن در تیم نیز بیشتر می شود؟

حضور در یک تیم موفق به بهبود توانایی و افزایش بهره وری سیستم کمک می کند.

با همراهی پیشروان کسب و کار ؛ کشتی بادبانی کسب و کار خود را در تلاطم امواج بازار با انگیزه و لذت تا مقصد مطلوب رهبری کنید.