گوردون مور بنیانگذار شرکت اینتل و از پیشروان صنعت فناوری

گوردون مور بنیانگذار شرکت اینتل و از پیشروان صنعت فناوری

گوردون مور که بیشتر به عنوان بنیانگذار شرکت اینتل “Intel” شناخته می شود، در حال حاضر رئیس هیئت مدیره بازنشسته این شرکت است. گوردون مور بنیانگذار شرکت اینتل در حیطه فناوری و سازمان گوردون و بتی مور در زمینه حفاظت محیط زیست است.

مور چهره ای شناخته شده در دنیای فناوری است. او با تلاش های فراوان خود به افتخارات زیادی دست یافته است. مور تحصیلات خود را در رشته شیمی دنبال کرد و همچنین در فیزیک نیز مطالعاتی داشت.

درباره کودکی و او اطلاعات زیادی در دست نیست. با این حال، او به عنوان یک دانشجو علاقه زیادی به کارهای تحقیقاتی داشت و حتی مدرک دکترای خود را از موسسه فناوری کالیفرنیا “Caltech” اخذ کرد.

او هنگامی که توسط ویلیام شاکلی فیزیکدان از میان هشت نفر برای همکاری انتخاب شد، روی نیمه هادی ها مطالعاتی انجام داده بود. او مدتی با شاکلی همکاری کرد، اما نقطه عطف زندگی مور زمانی بود که تصمیم گرفت از او جدا شود و به شرمن فیرچایلد در شرکت فیرچایلد سمی کانداکتر پیوست.

ابتکار گوردون مور برای تاسیس  شرکت اینتل “Intel” و تلاش در زمینه کسب و کار در کنار مهارت های علمی وی، یک نقطه عطف مهم در زندگی این کارآفرین بود. با این حال، حتی قبل از راه اندازی این شرکت، مور به دلیل مشاهدات خود به عنوان «قانون مور» مشهور شد. این سهم مهمی بود که گوردون در دنیای فناوری داشت. جدای از این، مور به پیشرفت های دیگری از طریق فعالیت در شرکت اینتل رسیده است و در راه ارائه اختراعات بیشتر به جهان است.

گوردون مور بنیانگذار شرکت اینتل و از پیشروان صنعت فناوری

بیوگرافی گوردون مور، بنیانگذار شرکت اینتل

دوران کودکی و اوایل زندگی گوردون مور

در ۳ ژانویه ۱۹۲۹، گوردون ارل مور در فرانسیسکو، کالیفرنیا متولد شد. گوردون تحصیلات خود را در دبیرستان سکویا واقع در شهر ردوود به پایان رساند و سپس در دانشگاه ایالتی سن‌خوزه ثبت نام کرد. در نهایت مور تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی ارشد رشته شیمی در دانشگاه کالیفرنیا برکلی و در سال ۱۹۵۰، به پایان رساند.

بلافاصله بعد گوردون مور به موسسه فناوری کالیفرنیا (Caltech) پیوست و در آنجا دکترای شیمی را با یک استاد فیزیک دنبال کرد.

در طی سال های ۱۹۵۳ تا ۱۹۵۶، گوردون مشغول تحقیقات پسا دکتری بود که در آزمایشگاه فیزیک کاربردی دانشگاه جان هاپکینز واقع در بالتیمور به تحقیقات خود پرداخت. در سال ۱۹۵۴ دکترای خود را از موسسه فناوری کالیفرنیا (Caltech) کسب کرد.

حرفه گوردون مور

او با ویلیام شاکلی فیزیکدان همکاری کرد و با او در آزمایشگاه نیمه هادی شاکلی که بخشی از شرکت “Beckman Instruments” بود همکاری کرد. با این حال در سال ۱۹۵۷، گروهی متشکل از هشت نفر که توسط شاکلی به آزمایشگاه منتقل شدند، از آزمایشگاه جدا شدند و مور یکی از آنها بود. این گروه متشکل از هشت فارغ التحصیل با استعداد دوره دکتری به نام «هشت خائن» شناخته شدند. این هشت خائن توسط مخترع و کارآفرین آمریکایی شرمن فیرچایلد حمایت شدند.

شرکت Fairchild Semiconductor به سرپرستی شرمن فیرچایلد تشکیل شد و این هشت نفر در این شرکت مشغول به کار شدند. مور در سال ۱۹۶۵ به عنوان مدیر تحقیق و توسعه  Fairchild Semiconductorمنصوب شد. در همان زمان، مور با مجله الکترونیک مصاحبه کرد و در پاسخ به سوالی در مورد آینده اجزای نیمه هادی، مشاهده ای را انجام داد که به عنوان «قانون مور» مشهور شد.

این مشاهدات در ۱۹ آوریل ۱۹۶۵ در مجله Electronics منتشر شد. در این نسخه از مجله، مور گفت: از زمان اختراع مدار مجتمع هر ساله تعداد ترانزیستورها در هر اینچ مربع در مدارهای مجتمع دو برابر شده است. مور همچنین مشاهده کرد که این روند حداقل تا ده سال آینده به همین روال ادامه خواهد داشت.

با این حال، یک دهه بعد مور در مشاهدات خود تغییراتی ایجاد کرد و اظهار داشت که این روند به جای یک سال هر دو سال یکبار دنبال می شود. این مشاهدات قابل توجه بوده و به طور گسترده به صنعت نیمه هادی کمک کرده است.

گوردون مور بنیانگذار شرکت اینتل و از پیشروان صنعت فناوری

او “NM Electronics” را در کنار شخصیت تجاری رابرت نویس در سال ۱۹۶۸ تاسیس کرد. این شرکت بعداً به “Intel Corporation” مشهور تبدیل شد. مور قبل از اینکه به عنوان رئیس هیئت مدیره شرکت اینتل در سال ۱۹۷۵ معرفی شود، سمت معاون اجرایی را بر عهده داشت.

از آوریل ۱۹۷۹، این دانشمند با استعداد به عنوان مدیر ارشد اجرایی شرکت خدمت کرد و تا سال ۱۹۸۷ این سمت را در اختیار داشت. گوردون مور همچنین در همان زمان ریاست اجرایی شرکت را بر عهده داشت و همچنین عضو هیئت مدیره موسسه فناوری “Caltech” بود.

مور از سال ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۶ به عنوان عضو هیئت مشاوره بازرگانی با شرکت بیوتکنولوژی “Gilead Sciences” شروع به همکاری کرد. مور سپس به عنوان یکی از اعضای هیئت مدیره شرکت منصوب شد. در سال ۱۹۹۳، مور به عنوان رئیس هیئت امنای موسسه فناوری کالیفرنیا (Caltech) انتخاب شد. در حال حاضر، او معتمد موسسه فناوری کالیفرنیا است.

گوردون مور تا سال ۱۹۹۷ به ریاست مدیران اجرایی شرکت اینتل  ادامه داد و پس از آن به عنوان رئیس هیئت مدیره شرکت منصوب شد. در سال ۲۰۰۰، مور و همسرش بتی بنیانگذار سازمانی به نام «بنیاد گوردون و بتی مور» بودند. این سازمان عمدتا بر حفظ محیط زیست تمرکز دارد. این شخصیت برجسته همچنین چند سال با سازمان غیردولتی موسوم به Conservation International همکاری کرد.

فعالیت های تاثیرگذار گوردون مور

او یکی از بنیانگذاران غول فناوری، شرکت اینتل Intel Corporation است و در پیشرفت های مختلف فناوری منصوب به این شرکت از بدو تاسیس تاکنون، نقش مهمی داشته است. با این حال، یکی از مهمترین فعالیت های گوردون مور در دنیای فناوری مشاهدات او است که به عنوان قانون مور معروف است. قانونی که تأثیر خارق العاده ای در کوچک سازی صنعت نیمه هادی دارد. این قانون پیش بینی می کند که در یک مدار مجتمع، هر دو سال تعداد اجزای الکترونیکی به دو برابر افزایش می یابد.

Gordon Moore

جوایز و دستاوردها

در سال ۱۹۷۶، مور به عضویت آکادمی ملی مهندسی درآمد. رئیس جمهور جورج دبلیو بوش با مدال ملی فناوری و نوآوری در سال ۱۹۹۰ مور را مفتخر کرد. او در سال ۱۹۹۸ به عنوان عضو موزه تاریخ کامپیوتر معرفی شد. به دلیل کمک ها و پیشرفت های استثنایی خود در زمینه شیمی و علوم، گوردون مور در سال ۲۰۰۱ با مدال طلای Othmer مفتخر شد.

در سال ۲۰۰۲، به او مدال آزادی ریاست جمهوری اعطا شد و در همان سال، جایزه Bower را برای رهبری کسب و کار دریافت کرد.سال بعد، گوردون مور عضو “انجمن آمریکایی پیشرفت علم” شد. در سال ۲۰۰۸، مور نشان افتخار IEEE را دریافت کرد و دو سال بعد به دلیل کارهای برجسته خود در زمینه ارتباطات از راه دور، جایزه “Future Dan David Prize” را دریافت کرد.

زندگی شخصی و میراث

مور در ۹ سپتامبر ۱۹۵۰، با بتی ویتاکر ازدواج کرد و این دو فرزندانی به نام های استیو مور و کنت مور دارند. مور در بسیاری از فعالیت های خیرخواهانه نقش موثری داشته و کمک های قابل توجهی به بسیاری از سازمان ها مانند موسسه فناوری کالیفرنیا و دانشگاه کالیفرنیا کرده است. دومین تلسکوپ نوری بزرگ جهان به نام تلسکوپ سی متری با کمک مالی این دانشمند برجسته ساخته شد.

گوردون مور در پروژه های حفاظت از محیط زیست مشارکت داشته و در سال ۲۰۰۲ توسط شاهزاده برنهارد هلند به جهت کمک به حفاظت از محیط زیست به او نشان صندوقچه طلایی اعطا شد. او در این افتخار با کلود گاسکون، معاون ارشد سازمان غیر دولتی حفاظت بین المللی او، سهیم بود. بسیاری از موسسات مانند انجمن الکتروشیمیایی و انجمن صنایع شیمیایی جوایز و مدال هایی را به نام این دانشمند مشهور اهدا کرده اند. همچنین پلتفرم ژنوم شخصی از یون تورنت توالی ژنوم مور را تعیین کرد که اولین ژنوم انسانی بود که در این سیستم عامل توالی یابی شد.

ارزش خالص دارایی

طبق گفته فوربز دارایی خالص این کارآفرین مشهور از ژوئن ۲۰۱۵ ۶.۸ میلیارد دلار تخمین زده شد.

رندی زاکربرگ بنیانگذار رسانه زاکربرگ و کارآفرین آمریکایی

رندی زاکربرگ بنیانگذار رسانه زاکربرگ و کارآفرین آمریکایی

رندی زاکربرگ یک کارآفرین زن آمریکایی و بنیانگذار و مدیر عامل شرکت رسانه زاکربرگ است. او پیش از این به عنوان مدیر توسعه بازار و سخنگوی شرکت فیس‌بوک فعالیت می کرد. رندی خواهر بزرگ بنیانگذار فیس‌بوک، مارک زاکربرگ، است و خودش به تنهایی به عنوان کارآفرین فعالیت می کند.

به غیر از رسانه زاکربرگ، رندی سردبیر وب سایت رادیویی Dot Complicated است و کنفرانس هایی را برای «ابتکار جهانی کلینتون»، «شرکت سیرک دوسولی»، «براوو»، و «بیچ‌‌مینت» تهیه کرده است. او در برنامه رادیویی خود با افراد مشهور حوزه فناوری و تکنولوژی در مورد این صنعت صحبت می کند. رندی زاکربرگ با وجود اینکه دو فرزند دارد، به خوبی از پس اداره حرفه کاری و زندگی خانوادگی خود برآمده است.

رندی علاوه بر اینکه الهام بخش بسیاری از زنان شاغل است، نویسنده شناخته شده کتاب Dot Complicated است. همچنین صداگذاری چند شخصیت انیمیشنی نیز با صدای او انجام شده است. وی علیه ناشناس بودن کاربران فیس بوک و ضرورت محافظت از کاربران اینترنت در برابر حملات هکرها در فضای مجازی صحبت کرده است.

او چندین بار از کاربران فیس بوک خواسته است که شخصاً با یکدیگر تعامل داشته باشند و زندگی خود را محدود به فناوری و زندگی سیمی نکنند. تلاش های حرفه ای رندی در درجه اول بر روی فناوری متمرکز است.

بیوگرافی رندی زاکربرگ

دوران کودکی و اوایل زندگی زاکربرگ

رندی جین زاکربرگ در ۲۸ فوریه ۱۹۸۲ در نیویورک در شهرستان وستچستر، از کارن کمپنر و ادوارد زاکربرگ، که یک کسب و کار در حیطه دندانپزشکی را اداره می کرد، متولد شد. آنها چهار خواهر و برادر هستند و رندی بزرگترین فرزند است و سه خواهر و برادر به نام های مارک، آریل و دونا دارد. خانواده زاکربرگ هنوز خانه خانوادگی قدیمی خود در دابز فری، نیویورک دارند.

رندی زاکربرگ بنیانگذار رسانه زاکربرگ و کارآفرین آمریکایی

رندی با اصرار مادرش که روانپزشک بود، روانشناسی را به عنوان رشته تحصیلی اصلی خود انتخاب کرد. او همچنین در کالج به تحصیل زبان عبری و موسیقی پرداخت. رندی زاکربرگ شیفته موسیقی و تئاتر بود و دوست داشت بازیگر برادوی شود. در سال ۲۰۰۳، وی از دانشگاه هاروارد در رشته روانشناسی فارغ التحصیل شد.

زندگی کاری و‌ حرفه اصلی رندی زاکربرگ

قبل از کار در فیس بوک، رندی دو سال با شرکت تبلیغاتی Ogilvy و Mather همکاری کرد. او این شغل را نقطه عطفی در تجربه کاری خود برای ایجاد جایگاهی مستحکم در فیس بوک می داند. در اواخر سال ۲۰۰۴، برادر رندی، مارک از او خواست که در راه اندازی فیس‌بوک به او ملحق شود. به گفته مارک، به خاطر مسافرت برخی پرسنل و کارمندان ناکارآمد، با کمبود نیرو مواجه بودند. رندی نقشی را به عهده گرفت و در سمتی شروع به فعالیت کرد که به جابجایی و کاهش دستمزد نیاز داشت، اما در عوض اختیارات سهام داشت.

رندی زاکربرگ گفته است که در ابتدا فکر می کرد این موقعیت موقتی است و نهایتا ممکن است شش ماه طول بکشد. هنگامی که در سیلیکون ولی و بخشی از جامعه مبتنی بر نوآوری کار می کرد، مجذوب این امکانات شد و ده سال در آنجا ماند. رندی علی رغم اینکه با موفقیت چندین پروژه برجسته بازاریابی در فیس‌بوک را اجرا کرد، احساس کرد که شخصیت پر انرژی او با فرهنگ این شرکت تناسب ندارد. در مقاله ای که وگ ​​منتشر کرد، رندی بیان کرد: «همه چیز هزینه دارد و من فهمیدم فرهنگی که جایی برای احساسات شخصی باقی نمی گذارد، هزینه دارد. اگر عقب نباشید، روی شرکت خود تمرکز کنید و برای موفقیت تلاش کنید، احمق محسوب می شوید.»

رندی مدیر توسعه بازار در شرکت فیس‌بوک بود. در سال ۲۰۱۱، رندی فیس بوک را ترک کرد و به نیویورک بازگشت. در سال ۲۰۱۱، زاکربرگ از سمت خود در فیس‌بوک استعفا داد و شرکت خود را معرفی کرد. او یک سال پس از ترک فیس‌بوک، شرکت تولیدی زاکربرگ مدیا را ایجاد کرد، جایی که در حال حاضر نظارت بر دو برنامه تلویزیونی و تعدادی از پروژه های بازاریابی را بر عهده دارد.

در سال ۲۰۰۸، در زمان انتخابات ریاست جمهوری، رندی زاکربرگ خبرنگار و سازمان دهنده بحث های مقدماتی ریاست جمهوری حزب دموکرات و حزب جمهوری خواه ایالات متحده در شبکه خبری ای بی سی نیوز و فیسبوک بود. رندی همچنین با شورای جهانی کارآفرینان سازمان ملل متحد همکاری کرده است. مدتی بعد زاکربرگ به عضویت کمیسیون نوآوری هیئت دولت در رادیو و تلویزیون ایالات متحده منصوب شد.

رندی زاکربرگ بنیانگذار رسانه زاکربرگ و کارآفرین آمریکایی

علاوه بر این، رندی زاکربرگ نویسنده موفقی نیز است. او نویسنده دو کتاب Spark Your Career in Advertising و Dot Complicated است. او دو کتاب Dot Complicated (یک کتاب غیر داستانی بزرگسالان که به تاثیر رسانه های اجتماعی بر زندگی ما می پردازد) و Dot (یک کتاب تصویری برای کودکان با هارپر کالینز) منتشر کرده است. او برای کتاب غیر داستانی و کودکانه خود عنوان نویسنده پرفروش نیویورک تایمز را دریافت کرد.

رندی در برنامه مالی فوربز درباره فاکس، که از شبکه فاکس نیوز پخش می شد، یکی از اعضای میزگرد بود. او اخیراً صداپیشگی شخصیتی به نام خانم رندی را در کارتونی که از کتاب تصویری او اقتباس شده، انجام داده است. رندی علیرغم ارتباط نزدیکش با تأثیرگذارترین سایت رسانه ای جهان، در موارد مختلف در مورد مضر بودن فناوری صحبت کرده است.

فعالیت های عمده رندی زاکربرگ

او چندین سال به عنوان مدیر توسعه بازار در یکی از بزرگترین شرکت های رسانه اجتماعی یعنی فیس‌بوک فعالیت کرد. در سال ۲۰۰۸ در جریان انتخابات ریاست جمهوری، رندی زاکربرگ به عنوان خبرنگار فعالیت می کرد و همچنین مناظره های ریاست جمهوری را سازمان می داد. او همچنین بخشی از پوشش تلویزیونی ۷ ساعته برای انتخابات بود.

او یک کتاب تصویری با عنوان «نقطه» برای رنج‌ سنی کودکان نوشت. هدف اصلی او از نوشتن این کتاب، توانمند سازی دختران بود. رندی با معرفی یک دختر باهوش در زمینه تکنولوژی و فناوری به عنوان شخصیت اصلی داستان خود، قصد داشت دختران را ترغیب به فعالیت در زمینه فناوری کند و شمار بیشتری از دختران وارد دنیای فنی شوند.  او اغلب در مورد رشد زنان در زمینه فناوری صحبت می کند.

رندی زاکربرگ به فعالیت های خیرخواهانه نیز علاقه بسیاری دارد. او در جریان مصاحبه خود با شرکت کلاریتی، تمام عواید حاصل از این گفتگو را به موسسات خیریه مورد علاقه خود اهدا کرد.

رندی زاکربرگ بنیانگذار رسانه زاکربرگ و کارآفرین آمریکایی

او صریحاً در مورد لزوم به کارگیری افرادی با مهارت های متنوع صحبت کرده است. رندی عقیده دارد به جای کارمندانی که تنها یک مهارت دارند باید از افرادی با چندین مهارت بهره برد. رندی زاکربرگ عقیده دارد فناوری بسیار سریعتر از مهارت افراد در حال رشد است. رندی علیه ناشناس ماندن کاربران فیس‌بوک و همچنین آزار و اذیت اینترنتی که کودکان و بزرگسالان را هدف قرار داده صحبت کرده است.

جوایز و دستاوردهای رندی زاکربرگ

در سال ۲۰۱۰، رندی در لیست «۵۰ نقش قدرتمند دنیای دیجیتال» هالیوود ریپورتر معرفی شد. وی انتخابات میان دوره ای کنگره در سال ۲۰۱۰ را در فیس‌بوک پوشش داد و این فیس‌بوک را به عنوان بستری برای انواع فعالیت ها سیاسی تا بازاریابی تبدیل کرد.

زندگی شخصی رندی زاکربرگ

رندی در سال ۲۰۰۸، با برنت تورتسکی ازدواج کرد. او در حال حاضر در شهر نیویورک زندگی می کند. در اول ماه می سال ۲۰۱۱، این زوج اولین فرزندشان، یک پسر به نام اشر تورتسکی را به دنیا آوردند. آنها در ۱۰ اکتبر ۲۰۱۴ صاحب فرزند پسر دیگری شدند.

رندی زاکربرگ اغلب در مورد لزوم فاصله گرفتن از رسانه های اجتماعی و فناوری صحبت می کند. وی همچنین بر اهمیت شروع کار حرفه ای در یک فضای مناسب و بدون استرس تأکید می کند. رندی در مصاحبه ای اظهار داشت که شبکه های اجتماعی برای نزدیک کردن ما به افرادی که دوستشان داریم ساخته شده اند نه اینکه بین ما قرار بگیرند.

ارزش خالص دارایی

از سال ۲۰۱۷ ارزش خالص دارایی رندی زاکربرگ را حدود ۱۰۰ میلیون دلار تخمین زدند.

جان جانسون کارآفرین و ناشر آفریقایی تبار

جان جانسون کارآفرین و ناشر آفریقایی تبار

جان هارولد جانسون کارآفرین و ناشر آفریقایی-آمریکایی است که شرکت انتشارات جانسون را تأسیس کرد. جان پدرش را در شش سالگی از دست داد، و سپس توسط مادر و ناپدری اش ابتدا در شهر آرکانزاس و سپس در شیکاگو بزرگ شد. او که از همان کودکی مجبور به مبارزه با مشکلات زندگی بود، به خودش قول داد که روزی در زندگی موفق خواهد شد.

او به گفته خود وفادار ماند و “Negro Digest”، یک مجله محبوب آفریقایی-آمریکایی را در سن ۲۴ سالگی و بدون استفاده از هیچ گونه وام بانکی یا سرمایه گذاری راه اندازی کرد. با استفاده از یک تکنیک بازاریابی که قبلاً هیچ کس به آن فکر نکرده بود، درآمد کافی کسب کرد تا بتواند در مدت سه سال دومین انتشارات خود را با عنوان “Ebony” تاسیس کند.

پس از آن، او «جت» را راه اندازی کرد و به آرامی به سمت ایستگاه رادیویی، انتشار کتاب و تهیه کنندگی تلویزیون تغییر مسیر داد. جانسون ضمن ایجاد امپراطوری خود، نسلی از عکاسان، تبلیغ کنندگان، بازاریاب ها و متخصصان تیراژ را از جامعه آفریقایی-آمریکایی تربیت کرد و پتانسیل پنهان خود را به نمایش گذاشت. تا سال ۱۹۸۲، او به اندازه کافی ثروتمند شده بود و به اولین آفریقایی-آمریکایی تبدیل شد که در لیست ۴۰۰ ثروتمند جهان فوربز قرار گرفت.

جان جانسون کارآفرین و ناشر آفریقایی تبار

کودکی و سال های ابتدایی زندگی جانسون

جان جانسون در ۱۹ ژانویه ۱۹۱۸ به عنوان جانی جانسون در شهر آرکانزاس آمریکا متولد شد. پدرش، لروی جانسون، پسر یک برده، در حالی که جانی شش ساله بود، طی حادثه ای در یک کارخانه چوب بری درگذشت. پس از آن، او توسط مادرش گرترود جانسون، که به عنوان آشپز اردوگاه کار می کرد، بزرگ شد. مرگ پدرش جانسون را مجبور کرد که از کودکی شروع به کار کند. او بعداً در مصاحبه ای با جیم هوسکین، نویسنده کتابستارگان سیاه: کارآفرینان آفریقایی-آمریکایی گفت: «من یک کودک کار بودم. قبل از اینکه یاد بگیرم چگونه بازی کنم، کار کردن را یاد گرفتم.»

مادرش علیرغم سختی زندگی، کاملاً از اهمیت تحصیل آگاه بود. بنابراین، او اصرار داشت که جانسون به مدرسه برود. بنابراین او را در یک مدرسه ابتدایی ثبت نام کرد که مخصوص دانش آموزان سیاه پوست بود. در همین حال، در سال ۱۹۲۷، او با جیمز ویلیامز ازدواج کرد.

جان جانسون کارآفرین و ناشر آفریقایی تبار

مدرسه ای که جانسون در آن تحصیل میکرد فقط تا کلاس هشتم داشت. از آنجا که در آرکانزاس مدرسه دیگری برای سیاه پوستان وجود نداشت، گرترود تصمیم گرفت به شمال مهاجرت کند جایی که چشم انداز بهتری را برای سیاه پوستان متصور بود. بنابراین، در حالی که جانسون کلاس هشتم خود را برای بار دوم گذراند، مادرش بر کسب درآمد بیشتر تمرکز کرد.

در سال ۱۹۳۳، جان جانسون و مادرش به شیکاگو سفر کردند و از نمایشگاه کسب و کار جهانی که در آنجا برگزار می شود بازدید کردند. ناپدری وی، جیمز ویلیام نیز در شیکاگو به آنها پیوست. متاسفانه، اواسط رکود مالی بزرگ بود. در حالی که جانسون به دبیرستان وندل فیلیپس می رفت، مادر و ناپدری اش شروع به جستجوی کار کردند. اما بدون هیچ موفقیتی در نهایت برخلاف میل باطنی خود از بهزیستی درخواست کمک کردند.

نه جانسون و نه مادرش زندگی در شرایط رفاهی را که برای مدت دو سال اعطا شده بود، دوست نداشتند. در عین حال جانسون از وندل فیلیپس به دبیرستان DuSable نقل مکان کرد. در هر دو این مدارس، او در گروه سیاه پوستان طبقه متوسط ​​تحصیل کرد. او نه تنها به خاطر لباس های فرسوده، بلکه برای کشورش نیز مورد تحقیر قرار گرفت. جانسون به علت تمسخر هایی که باید تحمل می کرد، تصمیم گرفت تا خودش را تثبیت کند. بنابراین شروع به مطالعه کتاب های خودسازی در شب کرد. تلاش های او هنگامی که به عنوان مدیر کلاس انتخاب شد، نتیجه داد و او را از نظر کیفیت رهبری متمایز کرد.

او همچنین به عنوان سردبیر روزنامه مدرسه و مدیر سالنامه کلاس انتخاب شد. بعداً به باشگاه فرانسوی پیوست و رئیس شورای دانش آموزی شد. همزمان، او شغل خود را در اداره ملی جوانان، یک پروژه جدید تضمین کرد. در سال ۱۹۳۶، جانسون از دانشگاه شیکاگو ۲۰۰ دلار بورس تحصیلی دریافت کرد. با این حال او که نمی دانست چگونه سایر هزینه ها را تامین کند، تصمیم گرفت تحصیل در دانشگاه را رها کند.

اما سرنوشت چیز دیگری می خواست. اندکی پس از مراسم فارغ التحصیلی، جانسون و برخی دیگر از دانش آموزان توسط یک سازمان حقوق مدنی مستقر در نیویورک، به یک شام دعوت شدند. در آنجا از جانسون درخواست شد تا سخنرانی کند. هری اچ پیس، رئیس شرکت بیمه زندگی (SLL)، یکی از دعوت شدگان بود. او چنان تحت تاثیر سخنان جان جانسون قرار گرفت که به او پیشنهاد کار داد تا بتواند از بورس تحصیلی ۲۰۰ دلاری خود استفاده کند و به تحصیل ادامه دهد. جانسون کار نیمه وقت خود را در دفتر کار SLL در اول سپتامبر ۱۹۳۶ آغاز کرد و همزمان تحصیلات خود را در دانشگاه شیکاگو ادامه داد.

جان جانسون کارآفرین و ناشر آفریقایی تبار

زندگی حرفه ای جان جانسون

در ابتدا کار جان جانسون خواندن تمام نشریات دوره ای موجود، و انتخاب مقالاتی بود که ممکن است مورد توجه مشتریان SLL که بیشتر متعلق به جامعه آفریقایی-آمریکایی بودند، قرار گیرد. سپس پیس آن مقالات را مرور می کرد و چاپ آنها را در مجله ماهانه شرکت، “گاردین” انجام می داد. به تدریج جانسون با یادگیری فنون کسب و کار بیش از پیش به او نزدیکتر شد. در سال ۱۹۳۹، هنگامی که به سمت سردبیر ماهنامه گاردین ارتقا یافت، تحصیل در دانشگاه را رها کرد تا تمام وقت در SLL کار کند و ترجیح داد در حین کار یاد بگیرد.

هنگام کار به عنوان سردبیر، به ذهن جان جانسون رسید که آفریقایی-آمریکایی ها ممکن است از یک مجله انحصاری لذت ببرند که فقط نیازهای آنها را تامین کند. جان جانسون سپس تصمیم گرفت یک نسخه آفریقایی-آمریکایی از “Readers Digest” ایجاد کند، و به طور موقت آن را “Negro Digest” نامید. اخبار در “Negro Digest” به صورت خلاصه منتشر می شد. جانسون خیلی زود متوجه شد که خوانندگان همچنین می خواهند اخبار را ببینند و بسیاری از آنها دنبال کننده مجله هایی مانند “Life” و “Look” هستند. با توجه به این موارد “Ebony” متولد شد، همسرش به او گفت ابونی نام یک چوب سیاه خوب آفریقایی است.

اولین شماره در نوامبر ۱۹۴۵ منتشر شد. ابونی از همان ابتدا موفق بود و وقتی ۲۵۰۰۰ نسخه در چند ساعت اول به فروش رسید، ۲۵۰۰۰ نسخه دیگر چاپ شد. در ابتدا او مجبور بود بدون تبلیغات پیش برود، اما در سال ۱۹۴۶، تبلیغات را نه تنها از طریق SLL، بلکه از سوی غول های سفید پوست رسانه مانند Armour Foods ، Quaker Oats ، Chesterfield ، Elgin Watch و Zenith گرفت.

در اواخر دهه ۱۹۵۰، جان جانسون از مارتین لوتر کینگ دعوت کرد تا ستونی در Ebony بنویسد و بدین ترتیب از طریق بستری که جانسون فراهم کرد توانست حمایت از جنبش خود را به دست آورد. سپس جان بخش خاصی را برای مقالات مربوط به جنبش استقلال آفریقا در هر شماره ذخیره کرد.

در سال ۱۹۴۹ جان جانسون نام انتشارات Negro Digest را به انتشارات جانسون تغییر داد. پس از آن، او مجلات دیگر، “Tan”، یک نوع مجله با اعتراف واقعی و در سال ۱۹۵۱، خلاصه اخبار هفتگی، «جت» را تاسیس کرد.  او همچنین «ستاره های آفریقایی آمریکایی» و «ابونی جونیور» را تاسیس کرد، که دومی یک مجله اختصاصی برای کودکان است. در سال ۱۹۵۸، او با ایجاد «نمایشگاه مد ابونی» به سمت هدف جدیدی حرکت کرد.

جان جانسون کارآفرین و ناشر آفریقایی تبار

موفقیت آن باعث شد که او خط تولید لوازم آرایشی خود را در سال ۱۹۷۳ راه اندازی کند. در سال ۱۹۷۰، او نام Negro Digest را به دنیای سیاه تغییر داد. پس از آن، او سه ایستگاه رادیویی خریداری کرد، یک شرکت چاپ کتاب و یک شرکت تلویزیونی راه اندازی کرد. در اوایل دهه ۱۹۸۰، وی به یکی از ثروتمندترین رهبران کسب و کار جهان تبدیل شده بود.

فعالیت های عمده جانسون

جان جانسون را بیشتر به خاطر تاسیس “Ebony”، مجله ای که از سال ۱۹۴۵ به طور مداوم در حال انتشار است، به یاد می آورند. در ابتدا با هدف به تصویر کشیدن دیدگاه جامعه آفریقایی-آمریکایی، بر موفقیت های افراد آفریقایی-آمریکایی تبار تاکید کرد، اما بعداً شامل سایر موضوعات مهم برای جامعه آفریقایی-آمریکایی شد.

Ebony همچنین مورخان حرفه ای را برای مستند کردن سهم جامعه سیاه پوستان در تاریخ ایالات متحده استخدام کرد. همچنین فرهنگ آفریقایی- آمریکایی را مثبت نشان داد و از مدل های آفریقایی- آمریکایی در تبلیغات خود استفاده کرد. همچنین به پیشرفت آگاهی در جامعه سیاه پوستان نیز کمک کرد.

جوایز و دستاوردهای جان جانسون

در سال ۱۹۵۱، جان جانسون توسط اتاق بازرگانی ایالات متحده به عنوان مرد جوان سال انتخاب شد. او اولین آفریقایی-آ مریکایی بود که چنین افتخاری را دریافت کرد. در سال ۱۹۶۶، به دلیل مشارکت خود در حوزه روابط نژادی، توسط انجمن ملی پیشرفت افراد رنگین پوست، مدال اسپینگارن را دریافت کرد. در سال ۱۹۹۵، جانسون به مناسبت پنجاهمین سالگرد مجله ابونی جایزه ارتباطات را دریافت کرد. وی در سال ۱۹۹۶ از رئیس جمهور بیل کلینتون نشان آزادی را دریافت کرد.

جان جانسون در ۸ آگوست ۲۰۰۵ بر اثر نارسایی قلبی درگذشت و در گورستان اوک وود در شیکاگو دفن شد. در مراسم تشییع جنازه وی بیش از ۱۰۰۰ نفر از جمله رئیس جمهور آینده ایالات متحده، باراک اوباما، فعال الشارپتون و کارول مسیلی براون، سیاستمدار حضور داشتند.

روپرت مرداک

بیوگرافی روپرت مرداک غول بزرگ صنعت رسانه

روپرت مرداک کارآفرین مشهور استرالیایی است که به دلیل تاسیس «نیوز کورپوریشن» معروف است. مرداک پس از مرگ پدرش، با فعالیت در نشریات کوچک در استرالیا کار خود در زمینه رسانه را شروع کرد. اولین تجربه سرمایه گذاری خارجی او با خرید “The Dominion” روزنامه مستقر در نیوزلند است.

از آن زمان او به تدریج امپراتوری کسب و کار خود را بنا نهاد و در صنعت رسانه به نامی مشهور تبدیل شد. روپرت مرداک افتخار مدیریت نشریاتی از جمله News of the World ،The Sun ، The Daily Telegraph” ، New York Post و HarperCollins را دارد. او همچنین روزنامه جدیدی مانند «استرالیا» را نیز با سرمایه خود راه اندازی کرده است.

مرداک با افزایش مشاغلی در ایالات متحده داشت، شهروند ایالات متحده شود. زمانی که بیش از پیش روزنامه هایی در انگلستان و ایالات متحده را در اختیار داشت، به خرید “فاکس قرن بیستم” اقدام کرد. در حال حاضر بیشتر فعالیت های این نشریات توسط پسر کوچکتر مرداک، جیمز اداره می شود. به گفته فوربز، او یکی از ثروتمندترین و بانفوذترین آمریکایی ها در ایالات متحده و جهان است.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد زندگی و آثار روپرت مرداک ادامه این مقاله را دنبال کنید.

روپرت مرداک غول بزرگ صنعت رسانه

کودکی و زندگی اولیه

روپرت مرداک از پدری روزنامه نگار و مادری نیکوکار، الیزابت جوی گرین، در ملبورن، در ۱۱ مارس ۱۹۳۱ متولد شد. او به عنوان یک پسر جوان، تحصیلات خود را در مدرسه “Geelong Grammar” در استرالیا دنبال کرد. در آن سال ها، مرداک به عنوان سردبیر مجلات مختلف مدرسه از جمله “The Corian” ، و “If Revived” فعالیت می کرد. روپرت به کار نیمه وقتی در ‘ملبورن هرالد’ مشغول بود و توسط پدرش مسائل حرفه ای را آموخت. وی ادامه تحصیلات خود را در کالج ورکستر متعلق به دانشگاه آکسفورد انگلستان ادامه داد. او حتی در دانشکده مدیریت “انتشارات دانشجویی آکسفورد” را برعهده داشت. پس از اخذ مدرک کارشناسی ارشد خود از کالج، برای مدت کوتاهی در “دیلی اکسپرس” استخدام شد.

روپرت مرداک

حرفه اصلی

هنگامی که کیت پدر مرداک در سال ۱۹۵۲ درگذشت، مرداک جوان به خانه بازگشت و مدیریت “News Limited”، یک شرکت رسانه ای که توسط پدرش تاسیس شده بود را به دست گرفت. پس از شروع فعالیت روپرت در این رسانه، یکی از روزنامه های آن “آدلاید نیوز” به یکی از خواندنی ترین روزنامه ها تبدیل شد.

در سال های ۱۹۵۶-۱۹۶۰، این کارآفرین جوان توجه خود را به دستیابی شرکت های خبری از دیگر شرکت های رسانه ای معطوف کرد و موفق به خرید «ساندی تایمز» در پرت، استرالیا غربی و “The Daily Mirror” شد. او همچنین موفق شد سهام خود را نسبت به سایر شرکت های رسانه ای در سراسر استرالیا افزایش دهد.

در سال ۱۹۶۴، روپرت در سفر به نیوزلند از پیشنهادی برای خرید روزنامه مستقر در ولینگتون با عنوان “Dominion” مطلع شد. رقیب او تاجر قدرتمند کانادا، لرد تامسون بود. با این حال، روپرت مرداک سی و سه ساله بود که در نهایت مدیریت “The Dominion” را به دست آورد.

بعداً در همان سال، او قبل از انتقال شرکت خود به سیدنی، «استرالیا» را معرفی کرد، اولین روزنامه کشور که فعالیت های اولیه خود را در کانبرا انجام می داد. در سال ۱۹۶۸، کارآفرین مشهور رسانه استرالیا وارد بازار انگلیس شد و مدیریت “News of the World” را به دست گرفت و سال بعد را با مدیریت “The Sun” ادامه داد. این روزنامه ها ابتدا در صفحاتی با ابعاد گسترده چاپ می شدند، اما سپس در صفحات کوچکتر چاپ شدند تا هزینه های نشریه را کاهش دهند.

روپرت مرداک از سال ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۶ نشریاتی با عنوان روزنامه دیلی تلگراف، سان آنتونیو، اکسپرس نیوز و نیویورک پست را خریداری کرد، در همین حال یک روزنامه جدیدی به نام The Star را راه اندازی کرد. در سال ۱۹۷۹، او به عنوان شریک تجاری نشریه های News Limited و News Corporation را تاسیس کرد. مرداک همچنین به عنوان مدیر News Corp یک شرکت مستقر در شهر نیویورک، فعالیت خود را آغاز کرد.

روپرت مرداک

روزنامه های روپرت مرداک به دلیل دیدگاه های سیاسی مشهور بودند، که در ابتدا به نفع مارگارت تاچر بود، و سپس به «حزب کارگر» تونی بلر تغییر یافت و بعداً از «حزب محافظه کار» به حمایت از دیوید کامرون پرداخت. در سال ۱۹۸۱، مرداک مدیریت چند نشریه دیگر را از جمله روزنامه معروف انگلیسی تایمز به دست گرفت.

در سال ۱۹۸۵، “News Corporation” مدیریت «فاکس قرن بیستم» را به دست آورد و مرداک به جهت خرید شرکت های بسیاری در آمریکا، شهروند این کشور شد. در سال ۱۹۸۶، هنگامی که نشریه الکترونیکی را در منطقه ووپینگ در لندن معرفی کرد، این تاجر تحت نظارت قرار گرفت. این فرایندها به اندازه قبل به نیروی انسانی احتیاج نداشتند و این قضیه موجب تعدیل کارمندان شد. کارمندان موجود اعتراض کردند و این مشکل با پرداخت خسارت ۶۰ میلیون پوندی حل و فصل شد.

در سه سال بعدی، وی “The Herald and Weekly Time Ltd” و “HarperCollins” را خرید. در سال ۱۹۹۰، او یک شرکت ارتباطات از راه دور را با نام “BSkyB” در انگلیس راه اندازی کرد و همچنین به بازار رسانه های آسیا نیز چشم دوخت. در همان سال، News Corp به حدی ضرر کرده بود که روپرت مرداک مجبور شد سهام خود را به شرکت های دیگر بفروشد.

سه سال بعد News Corporation مسئولیت پخش لیگ ملی فوتبال (NFL) را از رقبای CBS به عهده گرفت. در سال ۱۹۹۳، روپرت مرداک یک شبکه مستقر در هنگ کنگ، Star Tv که اخبار و برنامه های دیگر را به کشورهای آسیایی از جمله هند و ژاپن توزیع می کرد را خرید. در سال ۱۹۹۵، این کارآفرین تأثیرگذار به اتهام در اختیار داشتن غیر قانونی قدرت در شبکه فاکس متهم شد. این اتهام خیلی زود توسط کمیسیون ارتباطات فدرال(FCC) که اظهار داشتند این کنترل برای شبکه سودمند است، رد شد.

در همان سال، روپرت مرداک تصمیم خود را برای راه اندازی یک وب سایت خبری به نام The Weekly Standard به همراه مجله ای با همین نام در همکاری با MCI Connection  اعلام کرد. از سال ۱۹۹۶ تا سال ۱۹۹۸ روپرت مرداک تصمیمات مهمی اخذ کرد، از جمله راه اندازی “کانال فاکس نیوز”. وی همچنین برای خرید باشگاه فوتبال منچستریونایتد ۶۲۵ میلیون پوند پیشنهاد داد که با وجود مبلغ سنگین، این پیشنهاد رد شد.

روپرت مرداک

در سال ۱۹۹۹، او شرکت موسیقی استرالیایی، Mushroom Records را خریداری کرد و آن را با Festival Records ادغام کرد تا Record Mushroom Records را راه اندازی کند.

در سال ۲۰۱۰، او مبلغ یک میلیون دلار به هر کدام از سازمان های اتاق بازرگانی و انجمن مدیران جمهوری خواه ایالات متحده اهدا کرد.  در همان سال، روپرت مرداک عضو شورای روابط خارجی و انستیتو کاتو شد. در سال ۲۰۱۲، مرداک برای سومین بار به جرم دزدیدن تلفن همراه شخصیت های برجسته، به منظور انتشار اخبار مهم متهم شد. این اتهام منجر به یک سری تحقیقات توسط FBI شد و در نتیجه مرداک مجبور شد از سمت مدیریت انتشارات اخبار بین الملل کناره گیری کند.

در سال ۲۰۱۴، فاکس قرن بیستم اقدام به خرید Time Warner کرد، اما این پیشنهاد او رد شد. در حال حاضر، مدیریت بیشتر شرکت های روپرت مرداک توسط پسر کوچکتر وی، جیمز انجام می شود.

آثار مهم مرداک

روپرت مرداک به عنوان یک کارآفرین مالکیت چندین شرکت بزرگ را به دست آورد. اما مهمترین تصمیم وی در مورد تاسیس “News Corporation” بود. مرداک به واسطه این نام تجاری، توانست به نام های بزرگ دیگری در صنعت رسانه دسترسی پیدا کند. مرداک در طی بیست سال از عمر این شرکت، به ثروت ۵ میلیون دلاری دست پیدا کرد.

جوایز و دستاوردها

در سال ۱۹۸۴، روپرت توسط دولت استرالیا تقدیر شد. روپرت مرداک در سال ۲۰۱۳، در فهرست ثروتمندترین آمریکایی ها در ایالات متحده فوربز و همچنین در جهان حضور داشته است.

زندگی شخصی و میراث

در سال ۱۹۵۶ مرداک با مهماندار سابق هوایی، پاتریشیا بوئر، ازدواج کرد که یک دختر به نام Prudence دارند. روپرت مرداک پس از جدایی از همسر اول خود، در سال ۱۹۶۷ با روزنامه نگار اسکاتلندی، آنا ماریا تورو ازدواج کرد. این زوج دارای سه فرزند به نام های الیزابت، لاچلان و جیمز بودند که همگی کارآفرینان تاثیر گذاری هستند. این زوج بعد از ۳۲ سال طلاق گرفتند.

پس از جدایی از همسر دوم خود، مرداک با وندی دنگ تاجر ازدواج کرد، این زوج دو دختر به نام های گریس و کلویی دارند. این کارآفرین موفق اغلب الهام بخش شخصیت های مختلف نمایش تلویزیونی بوده است. بری همفریس، کمدین، ​​شخصیت او را در مستند “Selling Hitler” بازی کرد. شخصیت او همچنین توسط بازیگر انگلیسی، هیو لوری، در برنامه تلویزیونی “Bit of Fry & Laurie” اجرا شده است. حتی رسوایی های تجاری روپرت موضوع فیلم “Outfoxed” و نمایش تلویزیونی “Hacks” بوده اند.

ارزش خالص دارایی روپرت مرداک

به گفته فوربز، دارایی این سرمایه دار استرالیایی ۱۳.۴ بیلیون دلار ارزش دارد.

اریک اشمیت کارآفرین آمریکایی

اریک اشمیت کارآفرین آمریکایی و مدیر شرکت آلفابت

اریک اشمیت مهندس نرم افزار آمریکایی است که هم اکنون به عنوان مدیر اجرایی شرکت آلفابت فعالیت می کند. این شرکت هلدینگ فناوری آمریکایی چندین زیرمجموعه دارد که شرکت گوگل یکی از چند زیرمجموعه متعلق به این شرکت است. قبل از منصوب شدن به عنوان مدیر اجرایی آلفابت، اشمیت به مدت یک دهه به عنوان مدیر ارشد اجرایی (مدیر عامل) گوگل خدمت کرده بود. با مدیریت اشمیت گوگل توانست با تقویت فرهنگ نوآوری در زمینه مدیریت ارشد، دامنه محصولات خود را بسیار متنوع کند.

او که در خانواده تحصیل کرده و موفق متولد شده بود، از همان ابتدای جوانی به دنبال موفقیت بود. اریک اشمیت فردی باهوش، کنجکاو و مصمم بود. او نه تنها در دانشگاه و در زمینه تحصیل بلکه در ورزش نیز سرآمد بود. اشمیت در دوره دبیرستان دونده موفقی بود. اشمیت در ابتدا تمایل زیادی به معماری داشت؛ به همین جهت در دانشگاه پرینستون ثبت نام کرد. با این حال او خیلی زود متوجه شد که بیشتر به مهندسی برق علاقه مند است و رشته تحصیلی خود را تغییر داد.

اریک‌ اشمیت تحصیلات خود را در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی ادامه داد و در ادامه مدرک دکترای خود را نیز اخذ کرد. اشمیت قبل از پیوستن به شرکت گوگل در سال ۲۰۰۱، به عنوان مدیرعامل در چندین شرکت از جمله سان میکروسیستمز فعالیت کرد. او همچنین از اعضای هیئت امنای دانشگاه کارنگی ملون و همچنین دانشگاه پرینستون است.

از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۱، اشمیت به عنوان مدیرعامل گوگل فعالیت داشت. وی در هیئت های مختلف در آکادمی و صنعت، از جمله هیئت امنای دانشگاه کارنگی ملون، پنسیلوانیا، و دانشگاه پرینستون، نیوجرسی خدمت کرده است.

اریک اشمیت کارآفرین آمریکایی

بیوگرافی اریک اشمیت کارآفرین آمریکایی

کودکی و اوایل زندگی

اریک امرسون اشمیت متولد ۲۷ آوریل ۱۹۵۵، در واشنگتن، D.C و فرزند النور و ویلسون امرسون اشمیت است. مادرش مدرک فوق لیسانس روانشناسی داشت در حالی که پدرش استاد اقتصاد بین المللی دانشگاه ویرجینیا تک و دانشگاه جان هاپکینز بود. اریک دو برادر دارد. او پسری باهوش و ورزشکار بود که در مدرسه عملکرد خوبی داشت و دونده خوبی بود.

وی در سال ۱۹۷۲ از دبیرستان یورک تاون در آرلینگتون، ویرجینیا فارغ التحصیل شد. در نوجوانی آرزو داشت معمار شود و در رشته معماری در دانشگاه پرینستون ثبت نام کرد. اما، اشمیت خیلی زود متوجه شد که بیشتر به مهندسی برق علاقه مند است، بنابراین از معماری انصراف داد و رشته خود را به مهندسی برق تغییر داد.

اریک اشمیت در سال ۱۹۷۶ در مقطع کارشناسی فارغ التحصیل شد. اریک سپس در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی ثبت نام کرد، همان دانشگاهی که مدرک کارشناسی ارشد خود را در سال ۱۹۷۹ اخذ کرده بود. وی در زمان تحصیل در این دانشگاه، شبکه ای را ایجاد کرد که مرکز کامپیوتر دانشگاه را با بخش های CS و EECS مرتبط می کند.

او در دوره دکتری خود را پس از اتمام دوره کارشناسی ارشد از همان دانشگاه ادامه داد و مدرک خود را در سال ۱۹۸۲ در مهندسی برق و علوم کامپیوتر کسب کرد. پایان نامه اشمیت در مورد چالش های مدیریت توسعه نرم افزار توزیع شده، بود.

حرفه اریک اشمیت

یکی از فعالیت های  اریک، کار در شرکت بل بود. در آنجا او در کنار مایک لسک برای بازنویسی لکس، برنامه ای برای تولید آنالایزر لغوی برای سیستم عامل رایانه یونیکس کار می کرد. او بر توضیحات منظم کار کرد و آن را به ابزاری مهم برای ساخت کامپایلر تبدیل کرد. اشمیت در سال ۱۹۸۳ به شرکت سان مایکروسیستمز به عنوان اولین مدیر فناوری آن پیوست. او دارای دانش فنی عالی و درجه بالایی از مهارت های شغلی بود و در نتیجه رتبه این شرکت را توانست ارتقا دهد. وی قبل از اینکه به عنوان مدیر کل بخش محصولات فناوری فعالیت کند، به عنوان مدیر مهندسی نرم افزار منصوب شد.

اریک اشمیت سرانجام به عنوان نایب رئیس گروه سیستم های عمومی و رئیس بخش سرمایه گذاری شرکت سان مایکروسیستمز منصوب شد. در اواخر دهه ۱۹۹۰ او به عنوان مدیر اجرایی بسیار کارآمد بازرگانی شهرت پیدا کرد. در سال ۱۹۹۷ به عنوان مدیرعامل و رئیس هیئت مدیره شرکت نوول که یکی از شرکت های عرضه کننده زیرساخت های نرم افزاری است، منصوب شد. در سال ۲۰۰۱، اریک اشمیت با لری پیج و سرگئی برین، بنیانگذاران گوگل مصاحبه کرد. شرکت گوگل که در سال ۱۹۹۸ تأسیس شد، هنوز یک شرکت جوان بود و بنیانگذاران آن به دنبال یک فرد با تجربه برای اداره آن بودند.

اریک اشمیت کارآفرین آمریکایی

پیج و برین ویژگی های نماینده خود را در اشمیت پیدا کردند و در آگوست همان سال، اریک اشمیت را به عنوان مدیر عامل گوگل منصوب کردند. به عنوان مدیرعامل، اشمیت در ابتدا فعالیت معاونان و سازمان فروش را تحت نظر داشت و بر زیرساخت های مورد نیاز برای حفظ روند رشد سریع گوگل متمرکز شد. این شرکت با رهبری اریک اشمیت شاهد رشد و تنوع سریعی شد. در نتیجه گوگل خیلی زود به یکی از موفق ترین شرکت های در حال رشد جهان تبدیل شد.

در سال ۲۰۱۱، پیج در سمت مدیر عاملی جایگزین اشمیت شد و اریک اشمیت به عنوان رئیس اجرایی شرکت به فعالیت خود ادامه داد. در تاریخ ۲۰ ژانویه ۲۰۱۱، گوگل اعلام کرد که اشمیت به عنوان مدیرعامل گوگل کناره گیری می کند، اما به عنوان رئیس اجرائی شرکت ادامه خواهد داد و به عنوان مشاور بنیانگذاران پیج و برین فعالیت می کند.  در ۴ آوریل ۲۰۱۱، پیج جایگزین اشمیت به عنوان مدیرعامل انتخاب شد. در این مقام اشمیت مسئولیت ایجاد مشارکت و روابط گسترده تر تجاری و دسترسی را بر عهده داشت. وی همچنین در زمینه کسب و کار و سیاست با مدیرعامل و رهبر شرکت مشاوره می کرد.

اشمیت در حین فعالیت در شرکت گوگل، مشغول فعالیت هایی بود که بعداً موضوع پرونده دادرسی ضد انحصار کارمندان با تکنولوژی بالا شد که منجر به تسویه ۴۱۵ میلیون دلار پرداختی توسطAdobe ، Apple ، Google و Intel به کارمندان شد.

در سال ۲۰۱۵، گوگل به دنبال تجدید ساختار شرکت های بزرگ، با تاسیس شرکت آلفابت به عنوان شرکت هلدینگ، به عنوان زیرمجموعه این هلدینگ قرار گرفت و چندین شرکت وابسته به آن نیز به این مجموعه پیوستند. اریک اشمیت نیز به عنوان مدیر اجرایی آلفابت منصوب شد. وی علاوه بر مسئولیت های سازمانی خود، عضو شورای مشاوران علوم و فناوری رئیس جمهور (PCAST) در دولت ریاست جمهوری باراک اوباما بوده است.

اریک اشمیت کارآفرین آمریکایی

جوایز و دستاوردها

اریک اشمیت در سال ۲۰۰۶، موفق به اخذ جایزه آکادمی ملی مهندسی شد و در سال ۲۰۰۷ به آکادمی علوم و هنر آمریکا به عنوان همکار معرفی شد.

اشمیت یکی از معدود افرادی است که براساس سهام دریافت شده به عنوان کارمند در شرکت هایی که نه بنیانگذار آنها بوده و نه بستگان بنیانگذاران، میلیاردر شده است.

مجله فوربز در فهرست «میلیاردرهای جهان» در سال ۲۰۱۱، اشمیت را به عنوان ۱۳۶ مین فرد ثروتمند جهان با ثروت تقریبی ۷ میلیارد دلار قرار داد. گوگل در سال ۲۰۱۱، هنگامی که اشمیت به عنوان مدیرعامل کناره‌گیری کرد، جایزه ۱۰۰ میلیون دلاری به او اهدا کرد. دارایی او در سال ۲۰۱۵، ۹.۱ میلیارد دلار اعلام شده است.

زندگی شخصی و میراث

اریک اشمیت در سال ۱۹۸۹ با وندی سوزان بویل ازدواج کرد. آنها دو دختر به نام سوفی و ​​آلیسون دارند. این زوج در سال ۲۰۱۱ از هم جدا شدند، اما طلاق نگرفتند.

فعالیت های بشردوستانه

اریک اشمیت به همراه همسرش وندی در سال ۲۰۰۶ بنیاد خصوصی موسسه خانواده اشمیت را ایجاد کردند تا به موضوعات مربوط به استفاده مسئولانه از منابع طبیعی و حفظ آن بپردازد. این بنیاد به چندین سازمان از جمله بنیاد انرژی، آکادمی علوم کالیفرنیا، پروژه احیا منابع طبیعی، مرکز کلمبیا برای بهداشت محیط کودکان و بهداشت محیط سبز برای همه، کمک های مالی اهدا کرده است.

این زوج یک برنامه مدرسه تابستانی دانشگاه شیکاگو برای دانشمندان مشتاق علم به نام «علم داده های اریک و وندی اشمیت برای کمک به امور اجتماعی خوب» ایجاد کردند. اشمیت همچنین ۲۵ میلیون دلار به عنوان کمک هزینه به صندوق فناوری قابل تحول اشمیت در دانشگاه پرینستون در سال ۲۰۰۹ اهدا کرد.

سرگی برین کارآفرین حوزه علوم کامپیوتر و اینترنت

سرگی برین کارآفرین حوزه علوم کامپیوتر و اینترنت

در این داستان موفقیت، ما قصد داریم بیوگرافی سرگی برین دانشمند رایانه و کارآفرین اینترنتی آمریکایی را که با لری پیج، گوگل را که یکی از سودآورترین شرکت های امروزی محسوب می شود، تاسیس کرده اند، به اشتراک بگذاریم.

ویژگی های بارز شخصیتی سرگی برین استقامت، خلاقیت، بصیرت و هوش هیجانی است. مردم بسیاری می دانند که برین از شش سالگی از اتحاد جماهیر شوروی به ایالات متحده مهاجرت کرده است، اما همه با شرح حال کامل او آشنا نیستند. ما از شما دعوت می کنیم تا در ادامه این مقاله از کامپرو زندگی نامه سرگی برین را مطالعه کنید.

سرگی برین دانشمند علوم رایانه و کارآفرین در زمینه اینترنت است که به همراه لری پیج در سال ۱۹۹۸ گوگل را بنیان نهاد. برین در جوانی از اتحاد جماهیر شوروی به ایالات متحده مهاجرت کرد.

مایکل برین پدر او، زمانی که در اتحاد جماهیر شوروی زندگی می کرد، مرتباً با موانع بسیاری روبرو می شد. رویای مایکل این بود که یک ستاره شناس باشد. او قصد تحصیل در رشته فیزیک در دانشگاه را داشت، اما اجازه ورود به هیچ کدام از آنها را نداشت. در آن زمان، حزب کمونیست برای جلوگیری از دسترسی یهودیان به اسرار هسته ای کشور، تحصیل آنها را در موضوعات خاص از جمله فیزیک  را ممنوع می دانست. در نتیجه او به رشته ریاضی روی آورد.

زمانی که سرگی ۶ سال داشت، خانواده برین از زندگی خود در مسکو راضی بودند اما مایکل می دانست که سرانجام سرگی برین به دلیل ملیت یهودی خود از فعالیت ها و فرصت های بسیاری محدود خواهد شد. در نتیجه آنها مجبور به مهاجرت شدند.

سرگی برین در کالج ریاضیات و علوم رایانه تحصیل کرد و سپس برای ادامه تحصیل در رشته دکترای علوم کامپیوتر، به دانشگاه استنفورد رفت. به عنوان یک محقق، حوزه های مورد علاقه وی شامل استخراج اطلاعات از منابع بدون ساختار، موتورهای جستجو و استخراج داده از مجموعه های بزرگ داده بود.

وی با محققی به نام لری پیج که در یک پروژه تحقیقاتی کار می کرد، ملاقات کرد. این دو نفر سطح فکری نزدیکی داشتند و شروع به طراحی جدید موتورهای جستجوگر در کامپیوترهای دانشگاه کردند.

در ابتدا، پروژه آنها “BackRub” نامگذاری شد و از طریق بنیاد ملی علوم حمایت مالی شد. سرگی برین و لری پیج الگوریتم PageRank را ایجاد کردند، که توسط گوگل برای رتبه بندی صفحات وب به کار می رود. اجرای موفقیت آمیز پروژه آنها بر روی کامپیوترهای دانشگاه در مدت طولانی، این دو نفر را متقاعد کرد که شرکت خود را تاسیس کنند. آنها هر دو مطالعات خود در مقطع دکتری را رها کردند و با سرمایه گذاری مالی در قالب چک ۱۰۰۰۰۰ دلاری از طرف شرکت سان میکروسیستمز، اندی بچتولشیم، به طور رسمی شرکت گوگل در کالیفرنیا را راه اندازی کردند.

سرگی برین کارآفرین حوزه علوم کامپیوتر و اینترنت

کودکی و زندگی اولیه

سرگی برین از پدر و مادر یهودی به نام های مایکل برین و یوجینیا برین در مسکو متولد شد. پدر وی استاد ریاضیات و مادرش محقق مرکز پرواز فضایی گودارد ناسا بود. زمانی که او شش سال داشت،  به ایالات متحده مهاجرت کردند. چرا که ادامه تحصیلات عالی برای یهودیان در مسکو و پرداختن به حرفه مورد نظر خود دشوار بود. سرگی برین در مدرسه نقاشی مونته سروی در مریلند شرکت کرد. پدرش او را تشویق می کرد تا در خانه به مطالعه ریاضیات بپردازد.

پس از اتمام دبیرستان، او برای تحصیل در ریاضیات و علوم کامپیوتر به دانشگاه مریلند رفت و لیسانس علوم خود را در سال ۱۹۹۳ دریافت کرد. وی برای تحصیلات تکمیلی خود در رشته کامپیوتر در دانشگاه استنفورد به کمک بورس تحصیلات تکمیلی بنیاد ملی علوم ثبت نام کرد.

تاسیس گوگل

ایده گوگل زمانی شکل گرفت که برین با لری پیج در مورد پروژه تحقیقاتی برای پایان نامه خود همکاری می کرد. پیج علاقه مند به کاوش در مورد خصوصیات ریاضی شبکه جهانی وب بود، مفهومی که برای برین نیز جذابیت داشت. آنها در ابتدا بر روی پروژه تحقیقاتی به نام “BackRub” شروع به همکاری کردند. برین به همراه پیج، الگوریتم PageRank را توسعه دادند.

آنها پس از تجزیه و تحلیل خروجی BackRub با استفاده از این الگوریتم، متوجه شدند که موتور جستجوگر مبتنی بر PageRank نتایج بهتری را نسبت به تکنیک های موجود ایجاد می کند. آنها فرضیه خود را بر روی رایانه های دانشگاه استنفورد آزمایش کردند و نتایج بسیار خوبی گرفتند.

پروژه آنها به مدت چندین ماه روی رایانه های استنفورد اجرا شد. در ابتدا این پروژه از وب سایت دانشگاه با دامنه google.stanford.edu استفاده می کرد. در سال ۱۹۹۷، آنها دامنه google.com را ثبت کردند.

این شرکت به طور قانونی در ۴ سپتامبر ۱۹۹۸ در گاراژ یک دوست در منلو پارک، کالیفرنیا تاسیس شد. اندی بچتولشیم، بنیانگذار سان میکروسیستمز، اولین بودجه آنها را با پرداخت ۱۰۰۰۰۰ دلار به گوگل تامین کرد. تا سال ۱۹۹۹، این شرکت با هشت کارمند مشغول به کار بود و دفتر خود را به پالو آلتو در کالیفرنیا منتقل کرده بود، منطقه ای که منجر به رشد بیشتر آن شد. این مجتمع اداری اکنون به عنوان “Googleplex” شناخته می شود.

سرگی برین کارآفرین حوزه علوم کامپیوتر و اینترنت

طی سال های بعد، گوگل ویژگی های جدید بسیاری را راه اندازی کرد، و چندین شرکت اینترنتی دیگر را نیز راه اندازی کرد و با سایر شرکت ها وارد همکاری شد تا به یکی از سریع ترین شرکت های اینترنتی در جهان تبدیل شود.

دستاورد های مهم

تاسیس گوگل بزرگترین دستاورد برین تاکنون بوده است. شرکتی که وی در سال ۱۹۹۸ از یک گاراژ تاسیس کرد، در مدت کوتاهی شاهد رشد و موفقیت چشمگیری بوده است. برین و پیج در جستجوی اطلاعات جهان به صورت آنلاین انقلاب کردند. Google.org، بازوی شرکت گوگل با اهداف خیرخواهانه، در سال ۲۰۰۴ برای فعالیت در حوزه هایی که بر کل جامعه تاثیر می گذارند، شکل گرفت. این شرکت فناوری را توسعه می دهد که به رفع مشکلات جهانی مانند آموزش، بحران انرژی، مدیریت گرسنگی و … کمک می کند.

جوایز و دستاوردها

_ سرگی برین به همراه لری پیج توسط تکنولوژی MIT TR100 جزء ۱۰ نوآور برتر جهان زیر ۳۵ سال شناخته شد.

_ برین و پیج مدرک افتخاری MBA را از مدرسه کسب و کار IE به جهت «تجسم روحیه کارآفرینی و وام دادن به ایجاد مشاغل جدید» دریافت کردند.

_ جایزه بنیاد مارکنی، که «با ارزش ترین جایزه مهندسی» محسوب می شود در سال ۲۰۰۴ به برین و پیج اهدا شد و آنها به عنوان عضو بنیاد مارکونی در دانشگاه کلمبیا انتخاب شدند.

_ در سال ۲۰۰۴، برین به دلیل «رهبری در توسعه نمایه سازی سریع و بازیابی اطلاعات مربوطه از شبکه جهانی وب» به آکادمی ملی مهندسی دعوت شد.

زندگی شخصی و میراث

برین در سال ۲۰۰۷ با بنیانگذار ۲۳andMe به نام آن وجچیکی ازدواج کرد. این زوج در سال ۲۰۰۸ صاحب یک پسر و در سال ۲۰۱۱ یک فرزند دختر شدند. زندگی مشترک برین پس از رابطه با مدیر بازاریابی گوگل گلس، آماندا روزنبرگ به اتمام رسید. این دو در سال ۲۰۱۳ به زندگی مشترک خود خاتمه دادند و سرانجام در سال ۲۰۱۵ طلاق گرفتند. سرگی برین و همسر سابقش بنیاد برین وجچیکی را اداره می کنند که به موضوعات مختلف اجتماعی کمک مالی می کند.

سرگی برین کارآفرین حوزه علوم کامپیوتر و اینترنت

در سپتامبر ۲۰۰۷، سرگی برین و لری پیج ۳۰ میلیون دلار به عنوان جایزه لونار ایکس‌پرایز گوگل به هر کسی که یک سفینه فضایی خصوصی بسازد و آن را روی ماه بگذارد، در نظر گرفتند. در ژوئن سال ۲۰۰۸، برین قصد خود را برای پرواز به ایستگاه فضایی بین المللی (ISS) به عنوان یک توریست فضایی اعلام کرد. وی مبلغ ۵ میلیون دلار به اسپیس ادونچرز اختصاص داده است، و این موجب می شود یک صندلی برای او در ISS تضمین شود.

جزئیاتی درباره سرگی برین و شرکت گوگل

_ نام گوگل تغییریافته کلمه “gogool” است که به معنای بالاترین رقم است (رقم ۱ با ۱۰۰ صفر).

_ سرگی برین جهش ژن LRRK2 دارد که احتمال ابتلا به بیماری پارکینسون را در سنین بعدی افزایش می دهد.

_ او و لری پیج یک بوئینگ  ۷۶۷-۲۰۰ سفارشی و یک آلفا جت دورنیز مشترک دارند.

ارزش خالص

در ژانویه سال ۲۰۱۷، ارزش خالص دارایی سرگی برین ۴۵ میلیارد دلار آمریکا تخمین زده شده است و او دوازدهمین فرد ثروتمند جهان است.

سرگی برین به عنوان انسانی خلاق، بسیار قابل اعتماد و با اخلاق و در نهایت به وجود آورنده تفاوت بزرگی در جهان به یاد می آید. او که اصالتاً اهل مسکو است. از پدر خود متشکر است که در شش سالگی او را به آمریکا آورد و در بسیاری از مصاحبه ها نیز این چنین گفته بود. با این حال، بسیاری از نقل قول های وی در مورد شرکت او با لری پیج است، آنها همچنین اظهار داشتند که «می خواهند گوگل نیمه سوم مغز شما باشد» و افراد بزرگی برای آنها کار کنند.

هنری فورد یکی از بزرگ ترین کارآفرینان در صنعت خودروسازی

هنری فورد یکی از بزرگ ترین کارآفرینان در صنعت خودروسازی

هنری فورد چه کسی بود؟

هنری فورد کارآفرین، مخترع، نظریه پرداز و تولید کننده اتومبیل آمریکایی بود که شرکت خودرو سازی فورد را در سال ۱۹۰۳ تاسیس کرد. وی مخترع خط تولید صنعتی می‌باشد، که نخستین بار با هدف تولید خودروی ارزان ‌قیمت خط تولید را به کار گرفت. او ماشین مدل T را در سال ۱۹۰۸ ساخت و در ادامه کارخانه مونتاژ اتومبیل را راه اندازی کرد که انقلابی در صنعت خودروسازی بود.

در سال های بعد فورد میلیون ها اتومبیل فروخت و رهبر یک کسب و کار بزرگ شد. به همین سبب او یکی از مشهور ترین کارآفرینان جهان به شمار می آید.

این شرکت بعدا تسلط بازار را از دست داد اما تاثیر ماندگاری در توسعه فناوری، صنعت ماشین سازی و زیرساخت های ایالات متحده داشت. امروزه اقدامات فورد برای کمک به ساخت اقتصاد آمریکا در سالهای ابتدایی پیشرفت این کشور، قابل احترام است و یکی از بازرگانان برجسته آمریکا محسوب می شود.

مطالعه زندگی افراد موفق و کارآفرینان بزرگ الهام بخش و راهنمای خوبی برای ادامه مسیر موفقیت می باشد. درصد بالایی از کارآفرین های برتر که امروزه مشهور و موفق هستند، ابتدا افرادی عادی بوده و امکانات خاصی نداشته اند. لیکن تفاوت آنها در این است که مشکلات، آنها را از مسیرشان منصرف نمی کند. کارآفرین برتر شدن هرگز اتفاقی نبوده و در سایه ی شانس و اقبال نیز محقق نمی شود؛ بلکه باید پیوسته در تلاش بود و ناامید نشد.

نوجوانی و جوانی هنری فورد

در ۳۰ ژوئیه ۱۸۶۳ در مزرعه خانوادگی خود در وین کانتی، در نزدیکی دبورن میشیگان متولد شد. او علاقه بسیاری به ابزار مکانیکی داشت؛  وقتی در ۱۳ سالگی پدرش یک ساعت جیبی به او هدیه داد، پسر جوان فوراً قطعات آن را از هم جدا و دوباره سرهم کرد. این میزان تبحر و استعداد دوستان و همسایگان را تحت تاثیر قرار داد. آنها ساعت هایشان را برای تعمیر پیش او می آوردند.

هنری فورد از کار در مزرعه ناراضی بود، بنابراین در سن ۱۶ سالگی خانه خود را ترک کرد تا به عنوان کارآموز مکانیک در یک شرکت کشتی سازی در دیترویت کار کند. در سال های بعد، او با دقت و تلاش خود یاد گرفت که به طرز ماهرانه ای سرویس دهی موتورهای بخار را انجام دهد.

در سال ۱۸۸۸، فورد با کلارا جین برایانت ازدواج کرد. این زوج در سال ۱۸۹۳ یک پسر به نام ادسل داشتند.

اختراعات هنری فورد

هنری فورد یکی از بزرگ ترین کارآفرینان در صنعت خودروسازی

هنری فورد در سال ۱۸۹۰ و در سن ۲۷ سالگی به عنوان مهندس شرکت دیترویت ادیسون استخدام شد. در سال ۱۸۹۳، استعدادهای طبیعی وی موجب شد به سمت مهندس ارشد ارتقا یابد. مدتی بود که هنری فورد برنامه خود را برای ساخت یک کالسکه بدون اسب دنبال می کرد. فورد اولین خودروی گازوئیلی خود را ساخت که دارای موتور دو سیلندر با قدرت چهار اسب بخار بود. در سال ۱۸۹۶، او اولین اتومبیل مدل خود، یعنی Quadricycle را ساخت. در همان سال، در جلسه‌ای با حضور مدیران ادیسون شرکت کرد و برنامه های ساخت خودروی خود را به توماس ادیسون ارائه داد. نبوغ و پشتکار هنری فورد او را ترغیب به ساختن یک مدل دوم بهتر کرد.

شرکت موتور فورد

تا سال ۱۸۹۸، هنری فورد اولین حق ثبت اختراع خود را برای یک کاربراتور دریافت کرد. یک سال بعد با پولی که از سرمایه گذاران برای توسعه سومین مدل ماشین خود جمع آوری کرده بود، شرکت ادیسون را رها کرد تا کسب و کار تمام وقت خود را در زمینه ساخت اتومبیل ایجاد کند. پس از چند کار آزمایشی در زمینه ساخت اتومبیل، فورد در سال ۱۹۰۳ شرکت موتور خود را تاسیس کرد.

مدل T

در اکتبر سال ۱۹۰۸ مدل T، اولین اتومبیلی را که برای اکثر آمریکایی ها مقرون به صرفهبود، معرفی کرد و ساخت آن را تا ۱۹۲۷ ادامه داد. این خودرو همچنین با عنوان “Tin Lizzie” نیز شناخته می شود؛ ساخت این خودرو که به دوام و تطبیق پذیری بسیار مشهور بود، به سرعت به یک موفقیت تجاری بزرگ تبدیل شد.

برای چندین سال متوالی، شرکت فورد موتور، سود ۱۰۰ درصدی را به ثبت می رساند. خودرویی که رانندگی با آن بسیار ساده و تعمیر آن بسیار آسان بود. از سال ۱۹۱۸ به ویژه پس از اختراع خط مونتاژ فورد، تقریبا نیمی از کل اتومبیل های آمریکا مدل T بودند. تا سال ۱۹۲۷، فورد و پسرش ادسل ماشین موفقیت آمیز دیگری با نام مدل A را معرفی کردند و شرکت فورد موتور به یک بدنه صنعتی تبدیل شد.

 

هنری فورد یکی از بزرگ ترین کارآفرینان در صنعت خودروسازی

خط مونتاژ

در سال ۱۹۱۳، هنری فورد اولین خط مونتاژ متحرک را برای تولید انبوه خودرو آغاز کرد. این تکنیک جدید باعث شده مدت زمان لازم برای ساخت خودرو از ۱۲ ساعت به دو و نیم ساعت کاهش یابد که به نوبه خود هزینه مدل T را از ۸۵۰ دلار در سال ۱۹۰۸ به ۳۱۰ دلار در سال ۱۹۲۶ و برای یک مدل بسیار بهتر کاهش داد.

 

در ۱۹۱۴، فورد دستمزد ۵ دلاری را برای یک روز کاری ۸ ساعته (۱۱۰ دلار در سال ۲۰۱۱) به کارگران خود پیشنهاد کرد، چیزی بیش از دو برابر آنچه که قبلاً کارگران به طور متوسط ​​دریافت می کردند؛ او این افزایش حقوق را به عنوان روشی برای حفظ بهترین و وفادارترین کارگران خود به شرکت در نظر گرفت. هنری فورد بیشتر از سودآوری زیاد، به دید انقلابی خود مشهور شد؛ ساخت یک اتومبیل ارزان قیمت توسط کارگران ماهر که دستمزدهای پایدار می گیرند و هفته کاری آنها پنج روز و ۴۰ ساعت است.

فلسفه و بشردوستی

فورد یک صلح طلب سرسخت بود و با جنگ جهانی اول مخالف نمود، او حتی یک کشتی صلح به اروپا اهدا کرد. سپس، در سال ۱۹۳۶، فورد و خانواده اش بنیاد فورد را تاسیس کردند تا کمک های مالی مداوم برای تحقیق، آموزش و توسعه ارائه دهند. در این کسب و کار، هنری فورد تقسیم سود را برای انتخاب کارمندانی که شش ماه در این شرکت ماندند و از همه مهمتر، افرادی که ساختار زندگی قابل احترامی دارند، پیشنهاد کرد. در همان زمان، “گروه اجتماعی” شرکت برای بررسی صلاحیت افراد در مشارکت، آشامیدن نوشیدنی، قمار و همچنین فعالیت های ناپسند کارمندان را بررسی می کرد.

هنری فورد، ضد یهود

علیرغم تمایلات بشردوستانه فورد، او یک ضد یهود متعهد بود. حتی تا آنجا پیش رفت که از یک روزنامه هفتگی تحت عنوان Dearborn Independent که چنین دیدگاه هایی را ارائه می داد، حمایت میکرد.

فورد تعدادی از رساله های ضد یهودی از جمله رساله سال ۱۹۲۱ با عنوان “یهود بین المللی: مهمترین مشکل جهان” منتشر کرد.

او در سال ۱۹۳۸ توسط آدولف هیتلر، صلیب عقاب آلمانی را دریافت کرد؛ این مهمترین جایزه ای بود که نازی ها به خارجی ها اهدا می کردند. در ۱۹۹۸، دادخواستی در نیوجرسی، شرکت فورد موتور را متهم کرد که از کار اجباری هزاران نفر در یکی از کارخانه های کامیون خود در کلن آلمان در طول جنگ جهانی دوم، سود می برد. شرکت فورد نیز اعلام کرد که این کارخانه تحت کنترل نازی ها است، و جزو دفتر مرکزی شرکت های آمریکایی نیست. در سال ۲۰۰۱، شرکت فورد موتور مستنداتی را منتشر کرد که نشان می داد این شرکت از شرکت تابعه آلمان سود نمی برد، در عین حال قول داده بود که ۴ میلیون دلار به مطالعات حقوق بشر با محوریت برده داری و کار اجباری اهدا کند.

مرگ

هنری فورد در ۷ آوریل ۱۹۴۷ در اثر خونریزی مغزی و در سن ۸۳ سالگی، نزدیک املاک خود در دیربورن فیر لین درگذشت.

موزه هنری فورد

فورد یک جمع کننده مشتاق آمریکایی بود و علاقه خاصی به نوآوری های فناوری و زندگی مردم عادی داشت؛ کشاورزان، کارگران کارخانه، مغازه داران و افراد بازرگان. وی تصمیم گرفت محلی را ایجاد کند که بتواند از زندگی و علایق آنها تجلیل کند.

با افتتاح این موزه در سال ۱۹۳۳، در دیربورن میشیگان، هزاران اشیائی که فورد جمع آوری کرده و موارد جدید دیگری همچون ساعت مچی و دیواری و لیموزین های ریاست جمهوری و سایر آثار نمایشی، در آن به نمایش گذاشته شد. همچنین در یک فضای باز، ماکت هایی از دهکده گرینفیلد، موتورهای راه آهن عملیاتی، فروشگاه دوچرخه برادران رایت، ماکت آزمایشگاه منلو، پارک توماس ادیسون و محل تولد فورد واقع شده اند.

تصور فورد برای این موزه چنین بیان شد، “زمانی که ما در حال گذر هستیم، باید زندگی آمریکایی ها را همانطور بود، بازتولید کنیم؛ فکر می کنم این بهترین راه برای حفظ حداقل بخشی از تاریخ و سنت ما است.”

۷ درسی که می توان از موفقیت هنری فورد آموخت

 ۱. خدمت به دیگران

مشاغل کاملاً اختصاصی، اگر تنها در مورد سود خود نگران باشند و به خدمات خود به مردم توجهی نداشته باشند، بسیار شرم آور خواهند بود.

۲. تمرکز کنید

هیچ انسانی وجود ندارد که بیشتر از آنچه فکر می کند بتواند انجام دهد.

۳. تولید کننده باشید

اغلب افراد موفق در مدتی که دیگران زمان را از دست می دهند، پیشرفت می کنند.

۴. راه حل مشکلات

اکثر مردم وقت و انرژی بیشتری را صرف فکر برای حل مشکلات می کنند؛ اما برای آن تلاشی نمی کنند.

۵. هیچ چیزی به طور خاص سخت نیست

اگر آن را به کارهای کوچک تقسیم کنید، هیچ کاری سخت نیست.

۶. چشم خود را بر روی پاداش نگه دارید

موانع چیزهای ترسناکی هستند؛ اگر به آنها بیش از حد توجه کنید، خود را از هدف دور خواهید کرد.

۷. فکر کنید

فکر کردن سخت ترین کار در دنیا است، احتمالاً به همین دلیل تعداد کمی از افراد درگیر آن هستند.