پیتر تیل کارآفرین آمریکایی و موسس شرکت پی پال

پیتر تیل کارآفرین آمریکایی و موسس شرکت پی پال

پیتر تیل (Peter Thiel) کارآفرین آمریکایی، سرمایه دار، سرمایه گذار، نویسنده و فردی خیرخواه است. وی به عنوان بنیانگذار شرکت خدمات پرداخت آنلاین آمریکایی پی پال (PayPal) و بنیانگذار شرکت مدیریت سرمایه گذاری و صندوق های تامینی Clarium Capital شناخته شده است.

تیل در فرانکفورت آلمان متولد شد و در ایالات متحده بزرگ شد. وی فعالیت خود را به عنوان منشی قضایی آغاز کرد و بعداً “Theil Capital” را تاسیس کرد. سپس پی پال را تاسیس کرد و مدیرعامل آن باقی ماند تا اینکه eBay این شرکت را خرید.

پیتر تیل سپس اقدام به راه اندازی Clarium Capital کرد و استارتاپ هایی مانند شرکت نرم افزاری خصوصی آمریکایی، Palantir Technologies، شرکت سرمایه گذاری، صندوق بنیانگذاران و صندوق سرمایه گذاری Valar Ventures را تاسیس کرد. او همچنین با Y Combinator همکاری کرد و اولین سرمایه گذار خارجی در فیسبوک شد. او به عنوان یک آزادی خواه محافظه کار، روزنامه دانشجویی با نام TheStanford Review را تاسیس کرد و به چندین سیاستمدار کمک مالی اهدا کرد. او همچنین بنیانگذار بنیاد تیل است.

پیتر تیل کارآفرین آمریکایی و موسس شرکت پی پال

کودکی و اوایل زندگی تیل

پیتر تیل در ۱۱ اکتبر ۱۹۶۷ در فرانکفورت آلمان غربی از پدر و مادری با نام های فریدریش تیل و سوزان به دنیا آمد. او یک برادر کوچکتر به نام پاتریک مایکل تیل دارد. وقتی پیتر تیل یک ساله بود، خانواده اش به ایالات متحده مهاجرت کردند و در کلیولند مستقر شدند. با تلاش های حرفه ای پدرش، خانواده به آفریقای جنوبی و آفریقای جنوبی غربی (در حال حاضر نامیبیا) قبل از اسکان در شهر فاستر، کالیفرنیا، در سال ۱۹۷۷ مهاجرت کردند.

پیتر تیل کارآفرین آمریکایی و موسس شرکت پی پال

پیتر به شطرنج علاقه‌مند بود. او فراگیری بازی شطرنج را از شش سالگی شروع کرد. در سال ۱۹۹۲، او از فدراسیون شطرنج ایالات متحده (USCF) به ۲۳۴۲، امتیاز برتر دست یافت. در نتیجه به وی عنوان استاد بزرگ اعطا شد. او در دبیرستان سن ماتئو تحصیل کرد و در سال ۱۹۸۵ به عنوان دانشجوی ممتاز فارغ التحصیل کلاس خود انتخاب شد.

سپس در دانشگاه استنفورد برای مطالعه فلسفه ثبت نام کرد. در استنفورد، تیل به همراه نورمن بوک روزنامه دانشجویی با نام بررسی استنفورد را تاسیس کرد تا دیدگاه های محافظه کار و آزادی خواه را ارائه دهد. تیل اولین سردبیر روزنامه شد و تا زمانی که در سال ۱۹۸۹ لیسانس هنر خود را اخذ کرد، در این زمینه به فعالیت خود ادامه داد. وی سپس در دانشکده حقوق استنفورد حضور یافت و در سال ۱۹۹۲ دکترای حقوق خود را اخذ کرد.

فعالیت های حرفه ای

پیتر تیل پس از دریافت دکترای خود، به عنوان منشی قضات برای قاضی جیمز لری ادموندسون شروع به کار کرد. پس از آن، وی حدود هفت ماه به عنوان وکیل دفتر بین المللی سالیوان و کرومول در نیویورک خدمت کرد. در سال ۱۹۹۳، او به عنوان معامله گر در زمینه ارزی کار خود را با Credit Suisse آغاز کرد. او همچنین به عنوان نویسنده سخنران، وزیر آموزش سابق ایالات متحده ویلیام بنت کار می کرد.

در سال ۱۹۹۶، او به کالیفرنیا بازگشت و شرکت «مدیریت سرمایه تیل» را راه اندازی کرد. در دسامبر سال ۱۹۹۸، وی به همراه Luke Nosek و Max Levchin، شرکت نرم افزاری آمریکایی “Confinity Inc” را در سیلیکون ولی تاسیس کردند. این شرکت در ابتدا به عنوان یک شرکت سیستم عامل پرداخت و رمزنگاری راه اندازی شد.

هدف تیل، ایجاد کیف پول دیجیتالی بود، که در نهایت باعث شد تا در سال ۱۹۹۹ پی پال را راه اندازی کند. پی پال از انتقال پول آنلاین پشتیبانی می کند و به عنوان یک جایگزین الکترونیکی برای روش های متعارف پرداخت، مانند چک و انتقالات بانکی کار می کند.

پیتر تیل کارآفرین آمریکایی و موسس شرکت پی پال

نمایندگان دویچه بانک و نوکیا هنگام راه اندازی PayPal، از آن در سیستم عامل پالم  خود برای ارسال سه میلیون دلار بودجه سرمایه گذاری به تیل استفاده کردند. با گذشت زمان، پی پال از طریق ادغام با X.com و Pixo وارد بازار تلفن بی سیم شد.

در ۱۵ فوریه ۲۰۰۲، این شرکت وارد بازار عمومی شد و در ماه اکتبر همان سال با قیمت ۱.۵ میلیارد دلار به eBay فروخته شد. پیتر تیل که سهم ۳.۷٪ در این شرکت داشت پس از فروش آن، از سمت خود به عنوان مدیر عامل کناره گیری کرد.

او در سال ۲۰۰۲ ، شرکت صندوق جهانی پوشش ریسک “Clarium Capital Management LLC” را در سان فرانسیسکو تاسیس کرد. بودجه تحت مدیریت شرکت در سال ۲۰۰۷ به ۸ میلیارد دلار افزایش یافت. با این حال تا سال ۲۰۱۱، دارایی های این شرکت به دلیل چندین سرمایه گذاری غیر سودآور و بازخرید مشتری، به ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیون دلار کاهش یافت.

تیل در ماه می ۲۰۰۳ یک شرکت نرم افزاری به نام Palantir Technologies را تاسیس کرد. پیتر تیل به عنوان رئیس شرکت در پالو آلتو، کالیفرنیا، فعالیت می کند و در تجزیه و تحلیل داده های بزرگ تخصص دارد. Palantir شاهد افزایش سرمایه مداوم بود و در اواخر سال ۲۰۱۵، ۲۰ میلیارد دلار ارزش داشت.‌ مورگان استنلی در سال ۲۰۱۸ ارزش آن را ۶ میلیارد دلار ارزیابی کرد.

پیتر در آگوست ۲۰۰۴ اولین سرمایه گذار خارجی در فیس بوک شد که با ۵۰۰ هزار دلار در این شرکت برای ۱۰.۲ درصد سهام آن سرمایه گذاری کرد. او همچنین عضو هیئت مدیره فیس بوک شد. پیتر تیل سرانجام، در سال ۲۰۱۲ بخش قابل توجهی از سهام فیسبوک خود را به قیمت ۶۳۸ میلیون دلار فروخت. با این حال او همچنان عضو هیئت مدیره شرکت است.

در جولای ۲۰۰۵، او یک شرکت سرمایه گذاری به نام «صندوق بنیانگذاران» مستقر در سان فرانسیسکو را تاسیس کرد. این شرکت در شرکت هایی که فناوری های انقلابی ساخته اند سرمایه گذاری می کند. در سطح شخصی، پیتر تیل در استارتاپ های مختلف سرمایه گذاری کرده است.

او صندوق سرمایه گذاری، “Valar Ventures” را به همراه اندرو مک کارماک و جیمز فیتزجرالد راه اندازی کرد. پیتر تیل به عنوان رییس شرکت اولین صندوق سرمایه گذاری فعالیت می کند  که در اکتبر ۲۰۱۰ در Xero سرمایه گذاری کرد. او همچنین رئیس کمیته سرمایه گذاری «مدیریت سرمایه میتریل» است که در ژوئن ۲۰۱۲ آن را بنیانگذاری کرد. پیتر تیل همچنین از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۷ در شرکت آمریکایی شتاب دهنده ایده “YCombinator” شریک بود.

پیتر تیل کارآفرین آمریکایی و موسس شرکت پی پال

فعالیت های سیاسی

پیتر تیل یک آزادی خواه است و به عنوان یک عضو اختصاصی حزب جمهوری خواه به دلایل مختلف لیبرتاری و جمهوری خواهانه مشارکت داشته است. وی در دسامبر ۲۰۰۷ ران پاول را به عنوان رئیس جمهور تایید کرد. در انتخابات ریاست جمهوری جان مک کین ۲۰۰۸ مشارکت کرد.، از مگ ویتمن در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۰ در کالیفرنیا و از ران پاول برای ریاست جمهوری در سال ۲۰۱۲  حمایت کرد و پس از عدم موفقیت پائول در نامزدی حزب جمهوریخواه برای ریاست جمهوری، تیل در انتخابات ریاست جمهوری میت رامنی / پل رایان در سال ۲۰۱۲ مشارکت داشت. پیتر تیل از دونالد ترامپ نیز حمایت کرد و ۱.۲۵ میلیون دلار برای حمایت از مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری او در سال ۲۰۱۶ اهدا کرد.

پس از پیروزی ترامپ، تیل در کمیته اجرایی تیم انتقال ترامپ قرار گرفت. تیل همچنین چندین سیاستمدار دیگر از جمله سناتور لامار الکساندر، رایان برومبرگ، مایک کافمن و داگلاس فارستر را از نظر مالی حمایت کرده است. پیتر تیل همچنین عضو کمیته راهبری گروه بیلدربرگ است.

فعالیت های خیرخواهانه پیتر تیل

پیترتیل «بنیاد تیل» را تاسیس کرد که بیشتر تلاش های بشر دوستانه خود را از طریق آن انجام می دهد. او سه پروژه اصلی خیرخواهانه را مدیریت می کند که عبارتند از: Breakout Labs ،  Imitatioو Thiel Fellowship. این بنیاد همچنین از گروه های خارجی پشتیبانی می کند و بودجه زیادی را صرف تحقیقات غیر سودآور در زمینه های دریا، هوش مصنوعی و افزایش عمر کرده است.

سایر تلاش های پیتر تیل

او به عنوان منتقد گاهی در شبکه CNBC حضور یافته است و در برنامه های CNBC مانند “Squawk Box” و “Bell Belling” شرکت کرده است. تیل با نویسندگی کتاب «فسانه تنوع: چند فرهنگی و سیاست عدم تحمل در استنفورد» با دیوید ا. ساکس همکاری کرد. در سپتامبر سال ۲۰۱۴، تیل و بلک مسترز کتاب «صفر تا یک» را منتشر کردند. تیل همچنین در مقالاتی در زمینه «بررسی سیاست»، «فوربز» ، «اولین چیزها» و «ژورنال وال استریت» همکاری کرده است. او برای تهیه کنندگی فیلم طنز موفق تجاری سال ۲۰۰۵، «ممنونم که سیگار میکشی» تشویق شد.

رابرت کیوساکی

رابرت کیوساکی: نویسنده معروفی که پس از دو بار ورشکستگی میلیاردر شد!

رابرت کیوساکی (Robert Toru Kiyosaki) شخصیت مشهوری است که دیدگاه مردم به پول و کسب ثروت را تغییر داده است. او یک کارآفرین، سرمایه گذار، نویسنده و سخنران انگیزشی حرفه ای است. رابرت کیوساکی دلیل اینکه امروزه اکثر مردم در تلاش برای کسب درآمد هستند و با مسائل مالی درگیرند، را این می داند که با وجود سال ها آموزش و تمرین رسمی، چیزی در مورد پول نمی دانند.

او نویسنده کتاب «پدر ثروتمند، پدر فقیر» یا همان «پدر پولدار، پدر بی پول» است. این کتاب به یکی از محبوب ترین کتاب ها در زمینه ثروت تبدیل شده است. کتاب پدر پولدار، پدر بی پول مقایسه ای بین پدر واقعی او که تحصیل کرده اما فقیر بود، با پدر خیالی او که از دانشگاه ترک تحصیل کرده بود، اما ثروتمندترین مرد هاوایی بود، است. جالب اینجا است مردی که به یک میلیونر تبدیل شده و به مردم یاد می دهد که چگونه ثروتمند شوند، در یک مقطع زمانی در سرمایه گذاری های تجاری خود دو بار ورشکسته شده بود. با این حال، او در برابر شکست هایی که تجربه کرد تسلیم نشد و در عوض، به مردم آموخت که چگونه فقیر نشوند و از اخذ تصمیمات مالی اشتباه خودداری کنند.

بیوگرافی رابرت کیوساکی

کودکی و سال های اول زندگی

رابرت کیوساکی فرزند رالف ا کیوساکی در هیلو، هاوایی متولد شده است. او یک جد آمریکایی ژاپنی داشت. پدرش معلم و مربی حرفه ای بود. در نتیجه این امکان را برای کیوساکی فراهم کرد تا در مؤسسات آموزشی بهتری تحصیل کند. وی تحصیلات مقدماتی خود را از دبیرستان هیلو به پایان رساند. پس از آن در آکادمی نیروی دریای ایالات متحده در نیویورک ثبت نام کرد و در سال ۱۹۶۹ به عنوان افسر عرشه فارغ التحصیل شد.

رابرت کیوساکی

حرفه رابرت کیوساکی

با پایان تحصیلات، رابرت کیوساکی کار خود را روی کشتی های بازرگانی آغاز کرد که به وی امکان سفر به نقاط مختلف جهان را می داد. این سفرها او را در معرض فرهنگ های جدید و شیوه های متنوع زندگی قرار می داد. علاوه بر این، او شاهد فقر مردم در سراسر جهان بود. این سفرها تاثیر عمیقی بر او گذاشت. در سال ۱۹۷۲، در طول جنگ ویتنام، وی به عنوان خلبان بالگرد در ارتش دریایی خدمت کرد. به خاطر خدماتش به او مدال هوایی اعطا شد. دو سال بعد، او از سپاه دریایی خارج شد. با این حال، به جای بازگشت به هاوایی، به نیویورک نقل مکان کرد.

اولین تجربه ورشکستگی

وی از سال ۱۹۷۴ تا ۱۹۷۸ به عنوان معاون فروش در یک شرکت زیراکس برای فروش دستگاه های کپی مشغول به کار شد. در همین حال، در سال ۱۹۷۷، با صرفه جویی و پس انداز کافی، شرکتی را راه اندازی کرد که کیف پول هایی از جنس نایلون و ولکرو را به بازار عرضه کرد. رابرت کیوساکی برای محدود کردن هزینه کیف پول ها و صرفه جویی بیشتر، به کیفیت محصول توجه نکرد. در نتیجه تقاضا برای این نوع کیف پول ها کاهش یافت که ضررهای مالی فراوانی برای شرکت در پی داشت. او اولین ورشکستگی خود را تجربه کرد.

دومین تجربه ورشکستگی

رابرت کیوساکی در ابتدای دهه ۱۹۸۰، کسب و کار جدیدی راه اندازی کرد که تی شرت و کلاه برای گروه های هوی متال، صادر می کرد. اگرچه این کسب و کار در ابتدا موفقیت اقتصادی استثنایی به همراه آورد، اما با تغییر سلیقه مردم، گروه های موسیقی هوی متال جای خود را به موسیقی آرامتر داد که منجر به کاهش تقاضای محصولات این شرکت شد. این شرکت در سال ۱۹۸۵ ورشکسته شد. وی در دوره پر رونق سرمایه گذاری دوم خود، در زمینه سهام و املاک و مستغلات سرمایه گذاری کرد.

با این حال، با گذشت زمان و کاهش کسب و کار، بدهی های وی به بانک ها نیز افزایش یافت. برای بازپرداخت همان مبلغ به بانک ها، بی پناه و بی خانمان ماند. رابرت کیوساکی علی رغم ورشکستگی، امید خود را از دست نداد و در عوض از تجربه و دانش خود برای کمک به مردم و آموزش به آنها در مورد چگونگی جلوگیری از ورشکستگی و دستیابی به موفقیت های مالی استفاده کرد. جالب است که اگرچه تجربیات و وضعیت متوسط ​​زندگی او با حرفه ای که داشت در تضاد بود؛ اما با این وجود به مردم آموزش داد که چگونه فقیر نشوند و تصمیمات مالی اشتباه نگیرند.

رابرت کیوساکی

فعالیت رابرت کیوساکی به عنوان سخنران انگیزشی

وی به عنوان سخنران انگیزشی برای یک سمینار رشد شخصی به نام پول و تو، فعالیت خود را آغاز کرد. این سمینار سه روزه بیشتر در زمینه آموزش دانش آموزان معطوف بود. به طور عمده فقط در کانادا و ایالات متحده برگزار می شد، اما محبوبیت این کسب و کار به آنها اجازه گسترش فعالیت خود به استرالیا و نیوزلند را داد. محبوبیت، رشد و جذابیت جهانی این سرمایه گذاری سودآور شد و او به یک میلیونر تبدیل شد. با این حال، او به مدت طولانی این کار را ادامه نداد و در عوض در سال  ۱۹۹۴ پروژه پول و تو را ترک کرد و در سن ۴۷ سالگی بازنشسته شد.

انتشار اولین کتاب خود

رابرت کیوساکی بیکار نماند و سرمایه گذاری در سهام و بازار املاک و مستغلات را دنبال کرد. با این حال، از آنجا که از کار عادی دست کشیده بود و وقت زیادی در طول روز داشت، روی نوشتن کتاب جدیدی تمرکز کرد. او با شارون لچتر همکاری کرد و آنها با هم اولین کتاب «پدر ثروتمند، پدر فقیر» را نوشتند. با این حال، ناشری برای آن پیدا نکردند و از این رو تصمیم گرفتند آن را به تنهایی منتشر کنند.

در همین حال، پس از سه سال وقفه، او به عرصه کسب و کار بازگشت و یک شرکت آموزش و پرورش مالی و اقتصادی با عنوان “Cash Flow Technologies Inc” راه اندازی کرد. این شرکت متعلق به همسرش، کیم کیوساکی و نویسنده همکارش شارون لچتر است و خودش صاحب Rich Dad و Cashflow است و آنها را اداره می کند.

در سال ۱۹۸۵، رابرت کیوساکی و دوستانش Erhard Seminars Training (EST) را خریداری کردند، شرکتی که به دلیل برگزاری سمینارهای محبوب در ایالات متحده آمریکا به عنوان یکی از بهترین ها شناخته شده بود. آنها شرکت EST را به عنوان یک شرکت آموزش کسب و کار، آموزش کارآفرینی، سرمایه گذاری، توسعه شخصی و مسئولیت اجتماعی معرفی کردند.

کتاب «پدر ثروتمند، پدر فقیر» که در سال ۲۰۰۰ منتشر شد، از استقلال مالی حمایت می کند و به اهمیت کسب ثروت از طریق سرمایه گذاری در املاک و مستغلات و شروع و اداره کسب و کار به خوانندگان خود می آموزد. این کتاب با فروش ده میلیون نسخه به یکی از پرفروش ترین کتاب ها در زمینه ثروت اندوزی تبدیل شد. موفقیت این کتاب منجر به انتشار آثار بعدی او از جمله کتاب های چرا ثروتمندان ثروتمندتر می شوند؟ و چرا ما می خواهیم شما ثروتمند شوید؟ و ده ها کتاب پرفروش دیگر شد.

رابرت کیوساکی

فعالیت های اقتصادی دیگر رابرت کیوساکی

در سال ۲۰۰۲، او معدن نقره ای در آمریکای جنوبی خریداری کرد و کنترل شرکت معادن طلا در چین را به دست گرفت. در سال ۲۰۱۰، او در نمایشگاه الکس جونز ظاهر شد و در آنجا دارایی های خود از جمله مجموعه های بزرگ آپارتمانی، هتل ها و زمین های گلف را فاش کرد. وی همچنین رئیس و سرمایه گذار عملیات حفاری نفت و همچنین چاه های نفت و حتی یک شرکت خورشیدی نوپا است.

آثار مهم او

سه کتاب اول رابرت کیوساکی، «پدر ثروتمند، پدر فقیر» «پیشگویی پدر پولدار» و «راهنمای سرمایه گذاری موفق» در فهرست ۱۰ کتاب پرفروش برتر به طور همزمان در وال استریت ژورنال، یو اس ای تودی و مجله نیویورک تایمز در رتبه یک قرار گرفته اند. موفقیت این کتاب ها، او را واداشت تا این حرفه را ادامه دهد که حاصل آن تا امروز شامل ۱۵ جلد کتاب است.

زندگی شخصی و میراث

رابرت کیوساکی در حال حاضر یکی از ثروتمندترین و تاثیرگذارترین شخصیت ها در ایالات متحده آمریکا است. دارایی او ارزش خالص تقریبی ۱۰۰ میلیون دلار دارد. رابرت کیوساکی به دلیل حمایت از شیوه های قانونی که در فلسفه «سریع ثروتمند شوید» دیده می شود، مورد انتقاد قرار گرفته است. رابرت کیوساکی با کیم ازدواج که در برخی از املاک و مستغلات در فینیکس ایالات متحده آمریکا سرمایه گذار بود، ازدواج کرد.

در طول این سال ها، کیوساکی در تعدادی از کانال های خبری تلویزیونی از جمله CNBC ،  Fox Businessو Bloomberg به ارائه مشاوره مالی پرداخته است. علاوه بر این، وی در برنامه هایی مانند Oprah Winfrey Show ، Fox and Friends ، Larry King Live ، Factor O’Reilly Factory ، The Alex Jones Show ، Glenn Beck و World Your with Nil Cavuto حضور یافته است.

جان دیویسون راکفلر تاجر نفت و یکی از ثروتمندترین مردان جهان

جان دیویسون راکفلر تاجر نفت و یکی از ثروتمندترین مردان جهان

جان دیویسون راکفلر رئیس شرکت نفتی و یکی از ثروتمندترین مردان جهان بود. او از ثروت خود همواره برای فعالیت های بشردوستانه استفاده کرد.

بیوگرافی جان دیویسون راکفلر

جان دیویسون راکفلر، صنعتگر آمریکایی، ۸ ژوئیه ۱۸۳۹ در ریچفورد، نیویورک متولد شد. والدین او ویلیام اوری راکفلر و الیزا دیویسون بودند. پدرش دارای نژاد آلمانی و انگلیسی بود و مادرش اسکاتلندی-ایرلندی بود. جان دی راکفلر فرزند دوم از شش فرزند حاصل از ازدواج والدینش بود و او بزرگترین پسر خانواده بود. پدرش وقت زیادی با خانواده نمی گذراند. چرا که او یک فروشنده مسافرتی بود که به ندرت به خانه می آمد.

ویلیام به دلیل شیوه های کسب و کار مشکوک و اخلاق دمدمی مزاج خود مشهور بود. از طرف دیگر مادر جان، الیزا زن خانه دار پرهیزکاری بود که برای حفظ عدالت در خانواده تلاش می کرد. به عنوان مثال، او در ازای تنبیه جان، کارهای خانگی را به او می سپرد.

در سال ۱۸۵۱، هنگامی که جان دوازده ساله بود، خانواده به اوگو نقل مکان کردند. در اینجا جان به آکادمی اوگو پیوست. زندگی جان دیویسون راکفلر در اینجا بسیار کوتاه بود، زیرا خانواده دو سال بعد به استرانگ ویل نقل مکان کردند. در آنجا جان در دبیرستان کلیولند شرکت کرد. شخصیت جان در آن روزها مطیع، درس خوان و فرومایه توصیف می شود. در کلیولند اولین دوره خود در زمینه کسب و کار را در کالج تجاری فولسوم گذراند.

او نخستین پالایشگاه نفت خود را در نزدیکی کلیولند ساخته و در سال ۱۸۷۰ شرکت استاندارد نفتی خود را نیز تاسیس کرد. در سال ۱۸۸۲ تقریبا تمام انحصار تجارت نفت در ایالات متحده در دست شرکت نفتی راکفلر بود، اما شیوه های تجارت وی منجر به تصویب قوانین ضد انحصاری شد. راکفلر در اواخر زندگی، خود را وقف اعمال انسان دوستانه کرد. وی در سال ۱۹۳۷ درگذشت.

سال های اولیه زندگی جان دیویسون راکفلر

او که در ریچفورد، نیویورک متولد شد، در ۸ ژوئیه ۱۸۳۹، در سن ۱۴ سالگی به همراه خانواده اش به کلیولند، اوهایو نقل مکان کرد، وی که از کار سخت و طاقت فرسا ترسی نداشت، در سن نوجوانی به تعدادی مشاغل کوچک پرداخت. اولین کار دفتری خود را در سن ۱۶ سالگی به عنوان دستیار دفتردار در شرکت هویت و تاتل، شروع کرد.

در سن ۲۰ سالگی، راکفلر که پیشرفت خوبی در شغل خود داشت، با یک شریک تجاری دست به کار شد و به عنوان بازرگان در زمینه یونجه، گوشت، حبوبات و کالاهای دیگر مشغول به کار شد. در پایان سال اول فعالیت، این شرکت ۴۵۰ هزار دلار درآمد کسب کرده بود.

راکفلر، که یک تاجر دقیق و مشتاق بود و از ریسک های غیرضروری خودداری می کرد، متوجه فرصتی برای تجارت نفت در اوایل دهه ۱۸۶۰ شد. با افزایش تولید نفت در غرب پنسیلوانیا، راکفلر فهمید تاسیس پالایشگاه نفتی در نزدیکی کلیولند، در فاصله کمی با پیتسبورگ، می تواند یک اقدام تجاری خوب باشد. در سال ۱۸۶۳، او اولین پالایشگاه خود را افتتاح کرد و طی دو سال به بزرگترین منطقه موجود تبدیل شد. این موفقیت راکفلر را برای اشتغال تمام وقت به تجارت نفت متقاعد کرد.

جان دیویسون راکفلر تاجر نفت و یکی از ثروتمندترین مردان جهان

استاندارد اویل

در سال ۱۸۷۰، راکفلر و همکارانش شرکت استاندارد اویل را تاسیس کردند که به لطف شرایط مطلوب اقتصادی، صنعت و تلاش راکفلر برای تحقق اهداف شرکت و حفظ بودجه، بلافاصله رونق گرفت. با موفقیت به دست آمده، او شروع به خرید سهم رقبای خود کرد. روند پیشرفت استاندارد اویل آنقدر سریع و گسترده بود که طی دو سال اکثر پالایشگاه های منطقه کلیولند را تحت کنترل درآورد. سپس استاندارد اویل از قدرت خود در منطقه استفاده کرد تا معاملات مطلوبی با راه‌آهن برای حمل و نقل نفت خود انجام دهد.

در همین زمان، استاندارد اویل با خرید خطوط لوله و پایانه وارد کار شد و سیستم حمل و نقل را برای محصولات خود راه اندازی کرد. با کنترل و تملک تقریباً هر جنبه ای از کسب و کار، نفوذ استاندارد اویل در صنعت افزایش یافت. جان دیویسون راکفلر حتی هزاران هکتار جنگل را برای الوار و حفاری خریداری کرد و مانع فعالیت رقیبان خود در این زمینه شد.

استاندارد اویل روز به روز قوی تر شد و سهام رقبای دیگر در منطقه را نیز خرید. راکفلر جاه طلبی خود برای حضور در صنعت نفت در ایالات متحده و خارج از کشور را دنبال کرد. با گذشت بیش از یک دهه از ابتکار استاندارد اویل، تقریباً انحصار تجارت نفت در آمریکا در اختیار جان دیویسون راکفلر بود و هر بخش را تحت یک شرکت بزرگ ادغام کرد، و خود نیز بر آن نظارت داشت. کار هایی که راکفلر تا آن زمان انجام داده بود منجر به اولین انحصار آمریکا و اعتمادسازی شده بود. تا جایی که این امر به عنوان چراغ راهنما برای دیگران در کسب و کارهای پس از او محسوب می شود.

مسائل ضد انحصاری

با چنین فشار تهاجمی به صنعت، مردم و کنگره ایالات متحده متوجه استاندارد اویل و انحصار طلبی غیر قابل توقف آن شدند. رفتار انحصار گرایانه جان دیویسون راکفلر مورد استقبال قرار نگرفت. استاندارد اویل خیلی زود مظهر یک شرکت بیش از حد بزرگ و حد مسلط بر نفع عمومی شد. کنگره در سال ۱۸۹۰ با قانون ضد انحصار شرمن وارد شد و دو سال بعد دیوان عالی اوهایو استاندارد اویل را انحصاری دانست که خلاف قانون اوهایو بود. جان دیویسون راکفلر که همیشه مشتاق بود یک قدم جلوتر باشد، شرکت را منحل کرد و اجازه داد که هر یک از املاک زیر پرچم استاندارد اویل توسط دیگران اداره شود. سلسله مراتب کلی همچنان در جای خود باقی ماند، و هیئت مدیره استاندارد اویل کنترل شرکت های غیرفعال را حفظ کرد. تنها ۹ سال پس از تجزیه شرکت در مقابل مقررات ضد انحصاری، بخش های شرکت در یک شرکت هلدینگ مجدداً به یکدیگر پیوستند. با این حال در سال ۱۹۱۱، دیوان عالی ایالات متحده نهاد جدید را به دلیل نقض قانون ضد انحصار شرمن غیرقانونی اعلام کرد و مجدداً مجبور به انحلال آن شدند.

جان دیویسون راکفلر تاجر نفت و یکی از ثروتمندترین مردان جهان

سال های آخر زندگی و میراث جان دیویسون راکفلر

راکفلر یک باپتیست فداکاری بود که توسط یک زن پرهیزگار بزرگ شده بود. چیزی که پس از پایان کار بزرگترین شرکت در جهان، در اقدامات او خود را نشان داد. او شروع به تمرکز روی تلاش های خیرخواهانه کرد و به یکی از بزرگترین نیکوکاران تاریخ تبدیل شد. او در یافتن دانشگاه شیکاگو در سال ۱۸۸۲ کمک کرد. و زمانی که از اداره یکی از بزرگترین مشاغل جهان (در سال ۱۸۹۵، در ۵۶ سالگی) بازنشسته شد، خود را وقف کارهای خیرخواهانه کرد و به یکی از نیکوکار ترین افراد تاریخ تبدیل شد.

جان دیویسون راکفلر برای تاسیس دانشگاه شیکاگو (۱۹۸۲) کمک کرد، که قبل از مرگ وی بیش از ۸۰ میلیون دلار به آنها پرداخت. او همچنین به موسسه تحقیقات پزشکی راکفلر (که بعدها دانشگاه راکفلر نامیده شد) در نیویورک و بنیاد راکفلر کمک کرد. در مجموع وی بیش از ۵۳۰ میلیون دلار به عناوین مختلف اهدا کرد.

جان دیویسون راکفلر به همراه همسرش لورا، پنج فرزند داشت که یکی از دختران او به نام آلیس در نوزادی درگذشت. جان دیویسون راکفلر در ۲۳ می ۱۹۳۷ در ساحل اورموند، فلوریدا درگذشت. میراث وی همچنان ادامه دارد، راکفلر یکی از تاجران برجسته آمریکا محسوب می شود و به عنوان فردی که کمک کرد تا ایالات متحده را به آنچه امروز است تبدیل کند، شناخته می شود.

تنها پسر وی به نام جان نیز در حالی که پدرش هنوز زنده بود از طرف پدر به عنوان خیرخواه خدمت می کرد. او در طول جنگ جهانی دوم به تاسیس سازمان ملل متحد (USO) کمک کرد و پس از جنگ، زمین هایی را برای دفتر مرکزی سازمان ملل متحد نیویورک اهدا کرد. وی همچنین ۵ میلیون دلار برای مرکز هنرهای نمایشی لینکلن در شهر نیویورک اهدا کرد. جان به ترمیم ویلیامزبرگ، ویرجینیا کمک کرد و بودجه لازم را برای موزه هنرهای مدرن فراهم کرد.

رازهای موفقیت راکفلر به نقل از جان دیویسون راکفلر

اگر می خواهید موفق شوید باید در مسیرهای جدید قدم بگذارید، نه اینکه در مسیرهای فرسوده موفقیت های قبلی حرکت کنید.

من هیچ چیزی را از مردی که همه ساعات روز بیداری را به خاطر پول به کسب پول اختصاص می دهد، تحقیرآمیز تر نمی دانم.

اگر تنها هدف شما ثروتمند شدن است، هرگز به آن دست نمی یابید.

من اعتقاد دارم که هر حقی به معنای یک مسئولیت، هر فرصتی یک تعهد؛ و هر موقعیتی یک وظیفه است.

مهمترین چیز برای یک جوان تامین اعتبار، شهرت و شخصیت است.

رهبری خوب شامل نشان دادن چگونگی انجام کار افراد برتر به افراد متوسط ​​ است.

من به شان کار اعتقاد دارم. خواه با سر و یا دست انجام شود. جهان به هیچ کس یک زندگی مدیون نیست، بلکه به هر فردی فرصتی برای ساخت زندگی مدیون است.

والت دیزنی ، کارآفرین و پیشگام صنعت انیمیشن

والت دیزنی ، کارآفرین و پیشگام صنعت انیمیشن

معرفی والت دیزنی کارآفرین و خالق انیمیشن های ماندگار

والت دیزنی (۱۹۰۱ – ۱۹۶۶) تهیه کننده فیلم، چهره با نفوذ رسانه و بنیانگذار شرکت والت دیزنی بود. وی چهره ای شناخته شده در صنعت رسانه و سرگرمی قرن بیستم به شمار آمده و در تولید فیلم های زیادی مشارکت داشت. او با کارمندان خود شخصیت های معروف کارتونی مانند میکی موس و دانلد داک را خلق کرد. نام او همچنین در پارک های موفق دیزنی نیز استفاده شده است. وی در طول زندگی، ۵۹ مرتبه نامزد دریافت جایزه اسکار شد و ۲۲ جایزه را به دست آورد.

اوایل زندگی، والت دیزنی

والت دیزنی در ۵ دسامبر سال ۱۹۰۱ در شیکاگو متولد شد. والدین وی آلمانی / انگلیسی تبار و ایرلندی بودند. در کودکی، خانواده دیزنی بین مارسلین و‌ کانزاس سیتی ایالت میزوری در رفت و آمد بودند و سپس به شیکاگو نقل مکان کردند. دیزنی جوان به هنر علاقه بسیاری نشان داد و در موسسه هنری کانزاس و سپس در موسسه هنری شیکاگو درس هایی در این زمینه فرا گرفت. در نهایت او کاریکاتوریست مجله مدرسه شد. هنگامی که آمریکا به جنگ جهانی اول پیوست، والت مدرسه را ترک کرد و سعی داشت در ارتش ملی ثبت نام کند. وی به دلیل سن کمتر از حد نصاب قانونی رد شد اما بعداً توانست به صلیب سرخ بپیوندد و در اواخر سال ۱۹۱۸ برای رانندگی آمبولانس به فرانسه اعزام شد.

در سال ۱۹۱۹، وی به کانزاس سیتی بازگشت و در آنجا پیش از آنکه در حوزه مورد علاقه خود یعنی صنعت فیلم، اشتغال پیدا کند به مشاغل مختلف پرداخت. این شرکت برای کمپانی تبلیغاتی کانزاس سیتی کار می کرد؛ و او این فرصت را پیدا کرد تا در زمینه انیمیشن که نسبتاً صنعت نوپدیدی بود، شروع به کار کند. والت برای شروع از استعداد خود به عنوان کاریکاتوریست استفاده کرد.

موفقیت اولین کارتون های او باعث شد تا استودیوی خود را با نام Laugh-O-Gram راه اندازی کند. با این حال، محبوبیت کارتون های والت با توانایی او در انجام یک کسب و کار پرسود مطابقت نداشت. شرکت دیزنی با هزینه های بالایی که داشت ورشکست شد. پس از اولین شکست دیزنی، او تصمیم گرفت به هالیوود، کالیفرنیا که محل رشد صنعت فیلم در آمریکا بود، نقل مکان کند. توانایی غلبه بر ناسازگاری، یک ویژگی استاندارد در حرفه والت دیزنی بود.

“تمام سختی هایی که در زندگی داشته ام، همه مشکلات و موانع، من مرا قوی تر کرده است. ممکن است وقتی اتفاق بیفتد آن را درک نکنی، اما مشتی در دهانت ممکن است بهترین اتفاق در جهان باشد.”

والت دیزنی (۱۹۵۷)

والت دیزنی ، کارآفرین و پیشگام صنعت انیمیشن

دیزنی به همراه برادرش روی، شرکت دیگری راه اندازی کرد و به دنبال یافتن توزیع کننده برای فیلم جدید خود، کمدی های آلیس، بر اساس ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب بود.

خلق میکی موس

در سال ۱۹۲۷، استودیوی دیزنی انیمیشن موفق ” اسوالد، خرگوش خوش شانس ” را به تهیه کنندگی یونیورسال استودیوز تولید کرد. با این حال، با حقوقی که یونیورسال استودیوز برای “اسوالد خرگوش خوش شانس” در اختیار داشت، والت نتوانست از این موفقیت سودی ببرد. وی پیشنهاد یونیورسال را برای تهیه کنندگی رد کرد و خودش کار را بر عهده گرفت. در این مرحله بود که او شخصیت میکی موس (در ابتدا با نام مورتیمر موس) را خلق کرد. آب آیورکس میکی ماوس را کشید، و صداپیشگی این شخصیت توسط خود والت انجام شد.

کارتون های میکی موس به همراه موسیقی متن، بسیار مشهور شدند که باعث افزایش شهرت و قدرت روز افزون شرکت دیزنی گردید. مهارت والت دیزنی این بود که به کارتون های خود ویژگی های باور کردنی زندگی واقعی را می داد. مخاطب داستان را به واسطه استفاده پیشگامانه او از داستان های بلند و ویژگی های اخلاقی، به سادگی تصور می کردند.

در سال ۱۹۳۲، او اولین جایزه اسکار خود را برای بازسازی رنگی انیمیشن محبوب ” Flowers and trees ” دریافت کرد. او همچنین یک جایزه ویژه آکادمی برای میکی موس دریافت کرد. در سال ۱۹۳۳، او موفق ترین کارتون خود را در تمام دوران “سه خوک کوچک” (۱۹۳۳) با آهنگ معروف ” چه کسی از گرگ بزرگ بد می ترسد” ساخت؛ که موفق به کسب دومین جایزه اسکار شد.

در سال ۱۹۳۴، والت دیزنی جاه طلبانه ترین پروژه خود تا به امروز را آغاز کرد. او آرزو داشت یک انیمیشن بلند با عنوان “سفید برفی و هفت کوتوله” بسازد. بسیاری اعتقاد داشتند که این پروژه یک شکست تجاری خواهد بود. اما با استفاده از تکنیک های جدید فیلمبرداری، این انیمیشن با نتایج درخشانی روبرو شد. تقریباً سه سال طول کشید تا فیلمبرداری آن تمام شود، بعد از اینکه دیزنی تمام سرمایه اش را از دست داد، این انیمیشن در سال ۱۹۳۷ اکران شد. اما استقبال جدی از فیلم، آن را به موفق ترین فیلم سال ۱۹۳۸ تبدیل کرد و در اولین اکران آن ۸ میلیون دلار فروخت.

این فیلم دارای ارزش تولید بسیار بالایی بود، اما دیزنی افسانه فیلم را برای اولین بار به تصویر کشید. والت دیزنی جایی گفته بود که او هیچ وقت فیلم هایی را برای منتقدان تولید نکرده است، بلکه برای عموم مردم ساخته است. وی در پاسخ به انتقاد مبنی بر اینکه تولیدات وی تا حدودی چرند است، پاسخ داد:

“خیلی خوب، من چرند هستم اما فکر می کنم تقریباً صد و چهل میلیون نفر در این کشور وجود دارند که دقیقاً مثل من هستند. ”

والت دیزنی می دانست مردم دوست دارند چه چیزی تماشا کنند و در این زمینه توانایی فوق العاده ای داشت.

پس از موفقیت سفید برفی و هفت کوتوله، استودیو چندین انیمیشن موفق دیگر مانند “پینوکیو”، “پیتر پن”، “بامبی” و “باد در میان بیدها” تولید کرد. پس از ورود آمریکا به جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۱، این عصر طلایی از انیمیشن محو شد و استودیو دیزنی با ساخت فیلم های تبلیغاتی غیر سودآور، ادامه داد.

موفقیت والت دیزنی پس از جنگ

در طول جنگ، تقاضای انیمیشن کارتونی به مراتب کمتر بود. تا اواخر دهه ۱۹۴۰ طول کشید تا دیزنی بخشی از درخشش و موفقیت خود را بازیابد. او تولید سیندرلا و همچنین پیتر پن (که در طول جنگ به آن پناه آورده بود) را به پایان رساند، در دهه ۵۰، کمپانی والت دیزنی شروع به گسترش فعالیت خود در زمینه فیلم های اکشن محبوب کرد. آنها چندین فیلم موفق مانند “جزیره گنج” (۱۹۵۰) ، ” ۲۰۰۰۰ فرسنگ زیر دریا” (۱۹۵۴) و “پولیانا” (۱۹۶۰) را تولید کردند.

در نوآوری دیگری، استودیو دیزنی یکی از اولین نمایش های مخصوص کودکان را با نام کلاب میکی موس تولید کرد. در دهه ۱۹۶۰ امپراتوری دیزنی با موفقیت گسترش یافت. در سال ۱۹۶۴، آنها موفق ترین فیلم خود تا آن زمان را با نام “مری پاپینز” تولید کردند.

دیزنی لند

در اواخر دهه ۱۹۴۰، والت دیزنی شروع به ساختن تم پارک والت دیزنی کرد. او آرزو داشت تم پارک مانند چیزی باشد که تاکنون روی زمین ایجاد نشده است. به ویژه، او می خواست که این مکان یک دنیای جادویی برای کودکان باشد و با قطار احاطه شود. دیزنی از زمان کودکی علاقه زیادی به قطارها داشت و مرتباً قطارهایی که از نزدیکی خانه آنها می گذشتند را تماشا می کرد. مشخصه والت دیزنی این بود که برای تلاش در تحقق چیزهای جدید، حاضر بود خطرات زیادی انجام دهد.

“به نظر من شجاعت مهمترین کیفیت رهبری است، و مهم نیست که در کجا اعمال می شود. معمولاً این امر به ویژه در نوآوری ها خطرات خود را نشان می دهد. شجاعت برای شروع چیزی و ادامه آن، روحیه پیشگامانه و ماجراجو برای امتحان کردن راه های جدید، غالباً در سرزمین پر از فرصت ما ضروری است. “

کتاب زمینه های فکری دیزنی (۲۰۰۰) توسط بیل کپوداگلی

پس از چندین سال برنامه ریزی و ساخت و ساز، دیزنی لند در ۱۷ ژانویه سال ۱۹۵۵ افتتاح شد. بخشی از صحبت های دیزنی در افتتاحیه آن:

” به همه کسانی که به این مکان شاد می آیند، خوش آمد می گویم. دیزنی لند سرزمین شماست. در اینجا خاطرات دلنشین گذشته یادآوری می شود و جوانان ممکن است از چالش و نوید آینده بهره مند شوند. دیزنی لند به ایده آل ها، رویاها و حقایق سختی که آمریکا را ایجاد کرده، اختصاص یافته است. با این امید که منشأ شادی و برای همه جهان الهام بخش باشد. ”

پایان زندگی والت دیزنی

موفقیت دیزنی لند، والت را ترغیب کرد تا پارک دیگری در اورلاندو، فلوریدا بسازد. در سال ۱۹۶۵ یک تم پارک دیگر ساخته شد. والت دیزنی در ۱۵ دسامبر ۱۹۶۶ بر اثر سرطان ریه درگذشت. وی در طول زندگی به شدت سیگار می کشید.

پس از مرگ وی، برادرش روی برای رهبری شرکت دیزنی انتخاب شد، اما این شرکت رهبری و نبوغ والت دیزنی را از دست داد. دهه ۱۹۷۰ دوره افول والت دیزنی قبل از دهه ۱۹۸۰ بود، در دهه ۱۹۸۰ نسل جدیدی از فیلم ها، مانند “چه کسی برای راجر رابیت پاپوش دوخت” (۱۹۸۸) و “شاه شیر” (۱۹۹۴) ساخته شد.

علاوه بر این، دیزنی یک دانشگاه، موسسه هنر کالیفرنیا، معروف به کال آرتز ایجاد و از آن حمایت مالی کرد. وی اهمیت زیادی برای آموزش هنر قائل بود؛ جایی که افراد به اشکال مختلف می توانند در کنار هم کار کنند، رویا بکشند و فعالیت هنری خود را توسعه دهند.

در زمان مرگ والت دیزنی، شرکت های او احترام، تحسین و یک امپراتوری تجاری به ارزش بیش از ۱۰۰ میلیون دلار در سال به دست آورده بودند، اما دیزنی را هنوز هم به عنوان مردی که تقریباً چهل سال قبل میکی موس را خلق کرده بود، به یاد می آورند.

هنری فورد یکی از بزرگ ترین کارآفرینان در صنعت خودروسازی

هنری فورد یکی از بزرگ ترین کارآفرینان در صنعت خودروسازی

هنری فورد چه کسی بود؟

هنری فورد کارآفرین، مخترع، نظریه پرداز و تولید کننده اتومبیل آمریکایی بود که شرکت خودرو سازی فورد را در سال ۱۹۰۳ تاسیس کرد. وی مخترع خط تولید صنعتی می‌باشد، که نخستین بار با هدف تولید خودروی ارزان ‌قیمت خط تولید را به کار گرفت. او ماشین مدل T را در سال ۱۹۰۸ ساخت و در ادامه کارخانه مونتاژ اتومبیل را راه اندازی کرد که انقلابی در صنعت خودروسازی بود.

در سال های بعد فورد میلیون ها اتومبیل فروخت و رهبر یک کسب و کار بزرگ شد. به همین سبب او یکی از مشهور ترین کارآفرینان جهان به شمار می آید.

این شرکت بعدا تسلط بازار را از دست داد اما تاثیر ماندگاری در توسعه فناوری، صنعت ماشین سازی و زیرساخت های ایالات متحده داشت. امروزه اقدامات فورد برای کمک به ساخت اقتصاد آمریکا در سالهای ابتدایی پیشرفت این کشور، قابل احترام است و یکی از بازرگانان برجسته آمریکا محسوب می شود.

مطالعه زندگی افراد موفق و کارآفرینان بزرگ الهام بخش و راهنمای خوبی برای ادامه مسیر موفقیت می باشد. درصد بالایی از کارآفرین های برتر که امروزه مشهور و موفق هستند، ابتدا افرادی عادی بوده و امکانات خاصی نداشته اند. لیکن تفاوت آنها در این است که مشکلات، آنها را از مسیرشان منصرف نمی کند. کارآفرین برتر شدن هرگز اتفاقی نبوده و در سایه ی شانس و اقبال نیز محقق نمی شود؛ بلکه باید پیوسته در تلاش بود و ناامید نشد.

نوجوانی و جوانی هنری فورد

در ۳۰ ژوئیه ۱۸۶۳ در مزرعه خانوادگی خود در وین کانتی، در نزدیکی دبورن میشیگان متولد شد. او علاقه بسیاری به ابزار مکانیکی داشت؛  وقتی در ۱۳ سالگی پدرش یک ساعت جیبی به او هدیه داد، پسر جوان فوراً قطعات آن را از هم جدا و دوباره سرهم کرد. این میزان تبحر و استعداد دوستان و همسایگان را تحت تاثیر قرار داد. آنها ساعت هایشان را برای تعمیر پیش او می آوردند.

هنری فورد از کار در مزرعه ناراضی بود، بنابراین در سن ۱۶ سالگی خانه خود را ترک کرد تا به عنوان کارآموز مکانیک در یک شرکت کشتی سازی در دیترویت کار کند. در سال های بعد، او با دقت و تلاش خود یاد گرفت که به طرز ماهرانه ای سرویس دهی موتورهای بخار را انجام دهد.

در سال ۱۸۸۸، فورد با کلارا جین برایانت ازدواج کرد. این زوج در سال ۱۸۹۳ یک پسر به نام ادسل داشتند.

اختراعات هنری فورد

هنری فورد یکی از بزرگ ترین کارآفرینان در صنعت خودروسازی

هنری فورد در سال ۱۸۹۰ و در سن ۲۷ سالگی به عنوان مهندس شرکت دیترویت ادیسون استخدام شد. در سال ۱۸۹۳، استعدادهای طبیعی وی موجب شد به سمت مهندس ارشد ارتقا یابد. مدتی بود که هنری فورد برنامه خود را برای ساخت یک کالسکه بدون اسب دنبال می کرد. فورد اولین خودروی گازوئیلی خود را ساخت که دارای موتور دو سیلندر با قدرت چهار اسب بخار بود. در سال ۱۸۹۶، او اولین اتومبیل مدل خود، یعنی Quadricycle را ساخت. در همان سال، در جلسه‌ای با حضور مدیران ادیسون شرکت کرد و برنامه های ساخت خودروی خود را به توماس ادیسون ارائه داد. نبوغ و پشتکار هنری فورد او را ترغیب به ساختن یک مدل دوم بهتر کرد.

شرکت موتور فورد

تا سال ۱۸۹۸، هنری فورد اولین حق ثبت اختراع خود را برای یک کاربراتور دریافت کرد. یک سال بعد با پولی که از سرمایه گذاران برای توسعه سومین مدل ماشین خود جمع آوری کرده بود، شرکت ادیسون را رها کرد تا کسب و کار تمام وقت خود را در زمینه ساخت اتومبیل ایجاد کند. پس از چند کار آزمایشی در زمینه ساخت اتومبیل، فورد در سال ۱۹۰۳ شرکت موتور خود را تاسیس کرد.

مدل T

در اکتبر سال ۱۹۰۸ مدل T، اولین اتومبیلی را که برای اکثر آمریکایی ها مقرون به صرفهبود، معرفی کرد و ساخت آن را تا ۱۹۲۷ ادامه داد. این خودرو همچنین با عنوان “Tin Lizzie” نیز شناخته می شود؛ ساخت این خودرو که به دوام و تطبیق پذیری بسیار مشهور بود، به سرعت به یک موفقیت تجاری بزرگ تبدیل شد.

برای چندین سال متوالی، شرکت فورد موتور، سود ۱۰۰ درصدی را به ثبت می رساند. خودرویی که رانندگی با آن بسیار ساده و تعمیر آن بسیار آسان بود. از سال ۱۹۱۸ به ویژه پس از اختراع خط مونتاژ فورد، تقریبا نیمی از کل اتومبیل های آمریکا مدل T بودند. تا سال ۱۹۲۷، فورد و پسرش ادسل ماشین موفقیت آمیز دیگری با نام مدل A را معرفی کردند و شرکت فورد موتور به یک بدنه صنعتی تبدیل شد.

 

هنری فورد یکی از بزرگ ترین کارآفرینان در صنعت خودروسازی

خط مونتاژ

در سال ۱۹۱۳، هنری فورد اولین خط مونتاژ متحرک را برای تولید انبوه خودرو آغاز کرد. این تکنیک جدید باعث شده مدت زمان لازم برای ساخت خودرو از ۱۲ ساعت به دو و نیم ساعت کاهش یابد که به نوبه خود هزینه مدل T را از ۸۵۰ دلار در سال ۱۹۰۸ به ۳۱۰ دلار در سال ۱۹۲۶ و برای یک مدل بسیار بهتر کاهش داد.

 

در ۱۹۱۴، فورد دستمزد ۵ دلاری را برای یک روز کاری ۸ ساعته (۱۱۰ دلار در سال ۲۰۱۱) به کارگران خود پیشنهاد کرد، چیزی بیش از دو برابر آنچه که قبلاً کارگران به طور متوسط ​​دریافت می کردند؛ او این افزایش حقوق را به عنوان روشی برای حفظ بهترین و وفادارترین کارگران خود به شرکت در نظر گرفت. هنری فورد بیشتر از سودآوری زیاد، به دید انقلابی خود مشهور شد؛ ساخت یک اتومبیل ارزان قیمت توسط کارگران ماهر که دستمزدهای پایدار می گیرند و هفته کاری آنها پنج روز و ۴۰ ساعت است.

فلسفه و بشردوستی

فورد یک صلح طلب سرسخت بود و با جنگ جهانی اول مخالف نمود، او حتی یک کشتی صلح به اروپا اهدا کرد. سپس، در سال ۱۹۳۶، فورد و خانواده اش بنیاد فورد را تاسیس کردند تا کمک های مالی مداوم برای تحقیق، آموزش و توسعه ارائه دهند. در این کسب و کار، هنری فورد تقسیم سود را برای انتخاب کارمندانی که شش ماه در این شرکت ماندند و از همه مهمتر، افرادی که ساختار زندگی قابل احترامی دارند، پیشنهاد کرد. در همان زمان، “گروه اجتماعی” شرکت برای بررسی صلاحیت افراد در مشارکت، آشامیدن نوشیدنی، قمار و همچنین فعالیت های ناپسند کارمندان را بررسی می کرد.

هنری فورد، ضد یهود

علیرغم تمایلات بشردوستانه فورد، او یک ضد یهود متعهد بود. حتی تا آنجا پیش رفت که از یک روزنامه هفتگی تحت عنوان Dearborn Independent که چنین دیدگاه هایی را ارائه می داد، حمایت میکرد.

فورد تعدادی از رساله های ضد یهودی از جمله رساله سال ۱۹۲۱ با عنوان “یهود بین المللی: مهمترین مشکل جهان” منتشر کرد.

او در سال ۱۹۳۸ توسط آدولف هیتلر، صلیب عقاب آلمانی را دریافت کرد؛ این مهمترین جایزه ای بود که نازی ها به خارجی ها اهدا می کردند. در ۱۹۹۸، دادخواستی در نیوجرسی، شرکت فورد موتور را متهم کرد که از کار اجباری هزاران نفر در یکی از کارخانه های کامیون خود در کلن آلمان در طول جنگ جهانی دوم، سود می برد. شرکت فورد نیز اعلام کرد که این کارخانه تحت کنترل نازی ها است، و جزو دفتر مرکزی شرکت های آمریکایی نیست. در سال ۲۰۰۱، شرکت فورد موتور مستنداتی را منتشر کرد که نشان می داد این شرکت از شرکت تابعه آلمان سود نمی برد، در عین حال قول داده بود که ۴ میلیون دلار به مطالعات حقوق بشر با محوریت برده داری و کار اجباری اهدا کند.

مرگ

هنری فورد در ۷ آوریل ۱۹۴۷ در اثر خونریزی مغزی و در سن ۸۳ سالگی، نزدیک املاک خود در دیربورن فیر لین درگذشت.

موزه هنری فورد

فورد یک جمع کننده مشتاق آمریکایی بود و علاقه خاصی به نوآوری های فناوری و زندگی مردم عادی داشت؛ کشاورزان، کارگران کارخانه، مغازه داران و افراد بازرگان. وی تصمیم گرفت محلی را ایجاد کند که بتواند از زندگی و علایق آنها تجلیل کند.

با افتتاح این موزه در سال ۱۹۳۳، در دیربورن میشیگان، هزاران اشیائی که فورد جمع آوری کرده و موارد جدید دیگری همچون ساعت مچی و دیواری و لیموزین های ریاست جمهوری و سایر آثار نمایشی، در آن به نمایش گذاشته شد. همچنین در یک فضای باز، ماکت هایی از دهکده گرینفیلد، موتورهای راه آهن عملیاتی، فروشگاه دوچرخه برادران رایت، ماکت آزمایشگاه منلو، پارک توماس ادیسون و محل تولد فورد واقع شده اند.

تصور فورد برای این موزه چنین بیان شد، “زمانی که ما در حال گذر هستیم، باید زندگی آمریکایی ها را همانطور بود، بازتولید کنیم؛ فکر می کنم این بهترین راه برای حفظ حداقل بخشی از تاریخ و سنت ما است.”

۷ درسی که می توان از موفقیت هنری فورد آموخت

 ۱. خدمت به دیگران

مشاغل کاملاً اختصاصی، اگر تنها در مورد سود خود نگران باشند و به خدمات خود به مردم توجهی نداشته باشند، بسیار شرم آور خواهند بود.

۲. تمرکز کنید

هیچ انسانی وجود ندارد که بیشتر از آنچه فکر می کند بتواند انجام دهد.

۳. تولید کننده باشید

اغلب افراد موفق در مدتی که دیگران زمان را از دست می دهند، پیشرفت می کنند.

۴. راه حل مشکلات

اکثر مردم وقت و انرژی بیشتری را صرف فکر برای حل مشکلات می کنند؛ اما برای آن تلاشی نمی کنند.

۵. هیچ چیزی به طور خاص سخت نیست

اگر آن را به کارهای کوچک تقسیم کنید، هیچ کاری سخت نیست.

۶. چشم خود را بر روی پاداش نگه دارید

موانع چیزهای ترسناکی هستند؛ اگر به آنها بیش از حد توجه کنید، خود را از هدف دور خواهید کرد.

۷. فکر کنید

فکر کردن سخت ترین کار در دنیا است، احتمالاً به همین دلیل تعداد کمی از افراد درگیر آن هستند.

yavarian-bookstore

بیوگرافی اسرافیل یاوریان؛ کتابفروشی در اردبیل

بیوگرافی اسرافیل یاوریان؛ کتابفروشی در اردبیل

اسرافیل یاوریان در سال ۱۳۱۴ در خانواده ای مذهبی در شهر اردبیل به دنیا آمد. پدربزرگ او ، کربلایی نصیر از بزرگان شهر و محله عالی قاپو و متولی بقعه شیخ صفی بود. پدر ایشان ، حاجی محمد معروف به قوجا از بزرگان محله عالی قاپو و شهر اردبیل بود. اسرافیل یاوریان در شهر اردبیل ، تحصیلات خود را تا سوم دبیرستان ادامه داد و به زبان فرانسه که به عنوان زبان دوم در آن دوران در دبیرستان تدریس می شد علاقه داشت.

بعد از خدمت سربازی ، در ادارات خالصه و آبیاری از وزارت کشاورزی به کار اداری مشغول بود. در سال ۱۳۳۹ با پس انداز ناچیزی که داشت در مرکز شهر روبروی پارک شهر مغازه ای اجاره کرد و فروش نوشت ابزار و کتاب را با تابلوی “کتابفروشی و مطبوعاتی یاوریان” آغاز کرد که دومین کتابفروشی اردبیل محسوب می شد.

ایشان در سال ۱۳۴۹ ازدواج کرده و دارای ۴ فرزند پسر و یک فرزند دختر می باشد. وجود کتابفروشی معتبر که با شناسایی نیاز جامعه و فراهم کردن کتاب های مفید برای شهروندان ، نه تنها برای شهروندان که برای خود فرد کتابفروش و خانواده او نیز بسیار مفید می باشد. به گونه ای که با فراهم بودن محیط و امکان مطالعه کتاب های مختلف برای فرزندان، درجات عالی را طی کردند. در این میان برادرزاده اسرافیل یاوریان نیز از ایشان الگو گرفته و در شهر اردبیل کتابفروشی دایر کرده و به واسطه ایشان به انتشارات مختلف معرفی شد و انتشارات یاوریان را در اردبیل تاسیس کرد که نشر کتب دانشگاهی را به طور اختصاصی سرلوحه قرار داده است.

Esrafil-Yavarianاسرافیل یاوریان – بالیخلی چای – پل ۷ چشمه اردبیل

 

در سال ۱۳۶۵ به همراه ۱۹ نفر از دوستان اهل کسب و کار ، کارخانه آرتاماشین (سهامی خاص-اردبیل) دومین کارخانه ریخته گری ایران (شرکت ریخته گری پارس-تهران اولین بود) را بنیان نهاد. تجهیزات از آلمان شرقی تهیه گردید که در آن زمان دو دستگاه  کامپیوتر ۲۸۶ از اولین کامپیوترها بود. بعد از خیانت مدیر عامل و فرار به کانادا، اسرافیل یاوریان ریاست هیئت مدیره شرکت را به عهده گرفت و در سال ۱۳۷۵ با اصرار هیئت مدیره و با وجود مخالفت ایشان، کارخانه به فروش رفت.

اسرافیل یاوریان، همراستا با کتابفروشی، در اوایل راه اندازی کتابفروشی،  نمایندگی روزنامه اطلاعات و خبرنگاری این روزنامه را برای شهر اردبیل به عهده گرفت که اخبار بسیار  از جمله خبر و عکس باریدن برف در اردبیل در خرداد ماه از ایشان در روزنامه اطلاعات به یادگار مانده است. همچنین ایشان نماینگی مجلات ماشین، دانشمند، الکترونیک و مجلات بسیار دیگر را در اردبیل به عهده داشت.

نمایندگی انحصاری انتشارات امیرکبیر در اردبیل و انتشارات دیگر به ایشان اهدا شده بود که توسط ایشان کتاب های بسیاری از جمله تاریخ تمدن ویل دورانت در شهر اردبیل و استان اردبیل توزیع شد.

به همراه کتاب، در زمینه نوشت ابزار نیز فعال بود و نمایندگی کاسیو ( دستگاه کپی، صندوق ، ماشین حساب  و…) در اردبیل را نیز به عهده داشت.

در سال ۱۳۸۸ به عنوان کتابفروش برتر از وزارت فرهنگ و ارشاد، هدیه و لوح تقدیر دریافت کرد که در سال ۱۳۹۷ این موضوع با عنوان کتابفروش نمونه تکرار شد و با حضور وزیر فرهنگ از ایشان تقدیر به عمل آمد.

امید که همچنان با وجود ورود سیل آسای تکنولوژی های مدرن ،  کتاب و کتابخوانی و کتابفروشی ارج نهاده شود و در حفظ آن کوشش گردد.

 

با همراهی پیشروان کسب و کار ؛ کشتی بادبانی کسب و کار خود را در تلاطم امواج بازار با انگیزه و لذت تا مقصد مطلوب رهبری کنید.

 

 

yavarian-bookstore-googlemap
کتابفروشی یاوریان بر روی نقشه گوگل

شماره تماس کتابفروشی یاوریان : ۰۰۹۸۴۵۳۳۲۳۹۹۹۰

 

کشتی بادبانی کسب و کارتان را با انگیزه، در تلاطم امواج به مقصد مطلوب هدایت کنید.

بیوگرافی کارل آلبرشت

بیوگرافی کارل آلبرشت

کارل آلبرشت (به آلمانی: Karl Albrecht) ۲۰ فوریه ۱۹۲۰- درگذشته ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۴) کارآفرین آلمانی که به‌همراه برادرش تئو، مؤسس و مالک سوپرمارکت‌های زنجیره‌ای آلدی است.

در ماه اکتبر ۲۰۱۲، آلبرشت با دارایی خالص ۲۲٫۶ میلیارد دلار، به‌عنوان یکی از ثروتمندترین افراد جهان شناخته شد.پیش از این، در سال ۲۰۱۱ مجله فوربز، دارایی‌های آلبرشت را، ۲۵،۴ میلیارد دلار برآورد کرد و در فهرست ثروتمندترین افراد جهان، در رتبه دهم قرار گرفت.

کارل آلبرشت، تا پیش از درگذشت در سال ۲۰۱۴ ثروتمندترین فرد آلمان به شمار می‌آمد. همچنین چهارمین فرد ثروتمند اروپا شناخته می‌شد

دوران کودکی و جوانی

کارل و تئو آلبرشت در وضغیت متوسطی در اسن بزرگ شدند.

پدرشان ابتدا کارگر معدن بود. سپس به عنوان دستیار نانوایی، مشغول به کار شد. مادرشان صاحب یک خواربارفروشی کوچک، در محله کارگران «شانه بِک» بود. تئو نزد مادرش به شاگردی پرداخت؛ درحالی که کارل در مغازه پخت غذاهای آماده مشغول به کار شد. کارل همچنین طی جنگ جهانی دوم در ارتش آلمان نازی مشغول به خدمت شد.

دوران حرفه‌ای و موفقیت ثروت کارل

پس از پایان جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۶، این دو برادر کسب و کار مادرشان را، به دست گرفتند. تا سال ۱۹۵۰ برادران آلبرشت، ۱۳ مغازه در «روهر والی» داشتند.

این دو برادر ایده‌ای داشتند، که در آن زمان بسیار جدید بود. آنها حداکثر میزانی را که به طور قانونی می‌توانستند، از قیمت کالا قبل از فروش کم کنند (یعنی ۳٪ درصد) به عنوان تخفیف در نظر می‌گرفتند. این در حالی بود که پیشگامان بازار آن دوره که اغلب نیز با هم، همکاری داشتند، مشتریان را برای دریافت تخفیف، ملزم به جمع‌آوری برچسب‌های تخفیف می‌کردند، تا پس از جمع‌آوری و ارسال آنها، بتوانند مقداری از پولشان را پس بگیرند.

برادران آلبرشت همچنین کالاهایی را که خوب به فروش نمی‌رفتند، از لیست فروشگاهشان حذف می‌کردند. به علاوه آنها با عدم انجام تبلیغات و تا جای ممکن کوچک نگه‌داشتن اندازه فروشگاه‌هایشان، هزینه‌ها را کاهش می‌دادند.

زمانی که دو برادر در سال ۱۹۶۰ شرکت را به دو بخش تقسیم کردند، همه فکر می‌کردند، که آنها ورشکست خواهند شد، در حالی‌که در همان زمان، آنها مالک ۳۰۰ فروشگاه و درآمد سالانه ۹۰ میلیون (به پول رایج آلمان در آن زمان) بودند.

کارهای فروشگاه آلدی بین دو برادر تقسیم شد، به این شکل که کارل کنترل بخش سودآورتر آلدی «سود» (جنوب) و برادرش تئو کنترل آلدی «نورد» (شمال) را به عهده گرفتند. با اینکه هر دوی این گروه‌ها از سال ۱۹۶۶ از لحاظ قانونی و مالی کاملاً جدا شده‌اند، همواره روابط‌شان را، روابطی دوستانه نامیده‌اند.

آنها در سال ۱۹۶۲ برای اولین بار، برند فروشگاه آلدی (Albrecht-Discount) را معرفی کردند. گروه آلدی شمال، در حال حاضر شامل ۳۵ شعبه مستقل منطقه‌ای با حدود ۲۵۰۰ فروشگاه و گروه آلدی جنوب، شامل ۳۱ کمپانی با ۱۶۰۰ فروشگاه می‌باشند.

آلدی شمال مختص بازارهایی چون بازار بلژیک، هلند، لوکزامبورگ، فرانسه، اسپانیا، پرتغال و دانمارک است.

آلدی جنوب هم بازارهای ایالات متحده آمریکا، استرالیا، بریتانیا، ایرلند، سوییس، اسلوونی و غیره را پوشش می‌دهد.

زندگی شخصی

از آنجا که کارل همیشه از مطرح شدن زندگی شخصی‌اش در جامعه اجتناب کرده، اطلاعات کمی درباره او وجود دارد. او متاهل است و به گفته مجله فوربز دو فرزند دارد، که هیچ کدامشان در آلدی کار نمی‌کنند.

تا سال ۲۰۱۴ و پیش از درگذشت کارل، برادران آلبرشت هر دو در اسن آلمان زندگی می‌کردند. کارل یکی از طرفداران گلف بود و گاهی اوقات در زمین گلف خود، که در سال ۱۹۷۶ آن را ساخته بود، گلف‌بازی می‌کرد.

او همچنین گل‌های ارکیده پرورش می‌داد. شایعاتی وجود دارد، در مورد اینکه او کلکسیونر دستگاه‌های تایپ قدیمی و عتیقه نیز می‌باشد. کارل آلبرشت در سال ۱۹۹۴ خودش را از فعالیت‌های روزانه آلدی کنار کشید و تنها به عنوان رییس هیئت مدیره شرکت به فعالیت پرداخت. او در آغاز سال ۲۰۰۲ از این مقام هم کناره‌گیری و به این شکل، تمام کنترل شرکت را، واگذار کرد. در حال حاضر هیچ‌کدام از این دو برادر دیگر این فروشگاه را اداره نمی‌کنند. هم‌اکنون فروشگاه‌های آلدی در حدود ۶۰ کشور دنیا شعبه دارند.

آلدی

شرکت آلدی (مخفف Albrecht Discount) بعنوان یکی از شرکت‌های موفق در صنعت خرده فروشی با تخفیف شناخته می‌شود. این شرکت فروشگاهی است زنجیره‌ای متشکل از ۲ گروه که هرکدام توسط ۲ برادر کارل و تئو آلبرشت تاسیس شده و هر یک مالکیت قسمت‌های مختلف شرکت را بر عهده دارند. برادر بزرگتر کارل البریچ با ثروتی بالغ بر ۱۷ میلیارد یورو ثروتمندترین فرد آلمان محسوب می‌شود. یکی از این گروه‌ها دارای ۲۵۰۰ فروشگاه است که در قسمت‌های شمالی و شرقی آلمان فعالیت کرده و دیگری دارای ۱۶۰۰ فروشگاه است که در مناطق جنوبی و غربی مشغول به فعالیت می‌باشند. طبق آخرین آمار در کشور آلمان ۹۵٪ از کارمندان یقه آبی، ۸۸٪ از کارمندان یقه سفید، و ۸۰٪ از کسانی که دارای کسب و کار شخصی هستند از فروشگاه‌های زنجیره‌ای آلدی خرید می‌کنند. شایان ذکر است که دلیل اصلی جدایی این دو برادر عدم موافقت بر سر فروش سیگار در محلی نزدیک به صندوق فروشگاه (محل خروج مشتریان) بود.

کارل آلبرشت در سال ۱۹۲۰ میلادی و تئو در سال ۱۹۲۲ متولد شده و هر دو آنها از سنین کودکی در مغازه خواربار فروشی مادرشان که در سال ۱۹۱۳ افتتاح گشته بود مشغول به کار می‌شوند. پدر این دو فرزند نیز بعنوان دستیار شیرینی پز مشغول به کار می‌شود. یکی از شعارهای تبلیغاتی که این فروشگاه همیشه از آن استفاده می‌نمود شعار “ارزانترین منبع غذایی” بود که بر درب فروشگاه نصب شده بود. پس از اتمام خدمت سربازی، این دو برادر کسب و کار مادری خود را تصاحب کرده و تا سال ۱۹۵۰ یعنی در بازه زمانی ۴ ساله تعداد فروشگاه‌ها را به ۱۳ رساندند. ایده این دو برادر برای توسعه کسب و کار، که در آن زمان ایده‌ای نوین بود، اعمال تخفیف حداکثری و قبل از تعیین قیمت فروش بود. در آن زمان یکی از روشهای متداول بازاریابی ارائه کوپنی همراه با خرید اجناس بود که مشتری با جمع‌آوری این کوپن‌ها و ارسال آنها برای فروشنده قادر به دریافت قسمتی از پول خود بود. برادران آلبرشت با حدف این پروسه تخفیف را مستقیماً بر روی قیمت اجناس اعمال نمودند که این روش با استقبال خوبی روبرو شد. یکی از روشهای دیگر مورد استفاده این دو برادر حذف بسیار سریع اجناس کم فروش و کاهش هزینه‌ها با حذف هزینه‌های تبلیغاتی و بازاریابی بود. آنها همچنین سعی بر آن داشتند تا سایز فروشگاه‌های خود را کوچک نگاه دارند. در سال ۱۹۶۲ هنگامی‌که دو برادر بر سر اختلاف یاد شده کسب و کار خود را جدا نمودند فروشگاه‌های آلدی تعداد سیصد شعبه و گردش مالی سالانه‌ای بالغ بر ۹۰ میلیون فرانک داشتند.

فروشگاه‌های آلدی در آلمان بالغ بر ۲۵۰۰ شعبه بوده که تحت نظر ۳۵ حوزه مدیریتی فعالیت می‌کنند. در عرصع بین‌المللی این زنجیره دارای ۸ هزار فروشگاه می‌باشد. گفتنی است در حال حاضر در کشور انگلیس بطور متوسط هفته‌ای یک فروشگاه افتتاح می‌شود.

 

با همراهی پیشروان کسب و کار ؛ کشتی بادبانی کسب و کار خود را در تلاطم امواج بازار با انگیزه و لذت تا مقصد مطلوب رهبری کنید.

ثروت , موفقیت , کارل آلبرشت ثروت , موفثروت , موفقیت , کارل آلبرشتثروت , موفقیت , کارل آلبرشتثروت , موفقیت , کارل آلبرشتثروت , موفقیت , کارل آلبرشتثروت , موفقیت , کارل آلبرشتثروت , موفقیت , کارل آلبرشتثروت , موفقیت ,کارل آلبرتقت , کارل آلبرشت ثروت , موفقیت , کارل آلبرشت ثروت , موفقیت , کارل آلبرشت

بیوگرافی جیمز کار والتون میلیاردر

بیوگرافی جیمز کار والتون میلیاردر

جیمز کار والتون، (به انگلیسی: James Carr Walton) (زاده ۷ ژوئن ۱۹۴۸) که با نام جیم والتون شناخته می‌شود، جوانترین پسر بنیانگذار شرکت وال‌مارت؛ سام والتون می‌باشد، که هم‌اکنون رییس هیئت مدیره آروست بانک است.

ثروت خالص: ۴۶٫۴ میلیارد دلار

سن: ۶۹ سال

تابعیت: ایالات‌متحده آمریکا

نوع فعالیت: خرده‌فروشی

منبع ثروت:‌ وال مارت (موروثی)

تحصیلات: کارشناسی MBA دانشگاه آرکانزاس

افتخارات: جایزه رضایتمندی مشتری بانک آروست

 مقدمه

جیم والتون، جوان‌ترین پسر مؤسس فروشگاه‌های زنجیره‌ای وال مارت، سام والتون است که در حال حاضر مدیریت بانک آروست را بر عهده دارد. او تا سال ۲۰۱۶ از اعضای هیئت‌مدیره وال مارت بود ولی از ژوئن ۲۰۱۶ میلادی این سمت را به پسرش واگذار کرد. او و دیگر اعضای خانواده والتون مالک کمتر از ۵۰ درصد سهام وال مارت هستند. طبق مجله فوربز، جیم والتون با ۴۶ میلیارد دلار ثروت خالص، چهاردهمین ثروتمند دنیا و یازدهمین میلیاردر آمریکا است. در ادامه همراه ما باشید تا نگاهی به داستان زندگی جوان‌ترین پسر خانواده والتون داشته باشیم.

سال‌های نخست زندگی

جیمز کار والتون (جیم والتون) در هفتم ژوئن سال ۱۹۴۸ میلادی در نیوپورت ایالت آرکانزاس به دنیا آمد. پدرش سم والتون بود که در سال ۱۹۶۲ میلادی شرکت وال مارت را تأسیس کرد و مادرش هلن رابسون که علاوه بر جیم، سه فرزند دیگر به نام‌های راب والتون، جان والتون و آلیس والتون هم دارد.

پدر جیم، سم والتون کارمند سابق شرکت J. C. Penney در سال ۱۹۴۵ میلادی یکی از شعبات فروشگاه Ben Franklin را از برادران Butler اجاره کرد تا بتواند محصولات بیشتری را با سود کمتر به فروش برساند و توانست بعد از گذشت پنج سال روند افزایش فروش را حفظ کند اما بعد از عدم توافق با مالکان بر تمدید قرارداد اجاره، او مغازه جدیدی را بانام Walton’s Five and Dime راه‌اندازی کرد که امروزه این مغازه تبدیل به موزه وال مارت شده است. او در سال ۱۹۶۲ میلادی اولین فروشگاه تخفیف‌دار وال مارت را در شهر راجرز ایالت آرکانزاس راه‌اندازی کرد و در ۵ سال اول فعالیت تعداد شعبه‌های وال مارت به ۲۴ عدد در سراسر ایالت آرکانزاس افزایش یافت.

سم والتون شرکت وال مارت را در تاریخ ۳۱ اکتبر سال ۱۹۶۹ میلادی به ثبت رساند. هدف او از پیشی گرفتن از رقبا این بود که برای تأمین محصولات فروشگاه خود، تولیدکنندگان آمریکایی باقیمت ارزان‌تر پیدا کند. سم والتون در تاریخ ۵ آوریل سال ۱۹۹۲ میلادی در اثر ابتلا به‌نوعی سرطان خون درگذشت و مالکیت فروشگاه‌های وال مارت به همسر و فرزندانش سپرده شد.

جیم در سال ۱۹۶۵ میلادی دوران دبیرستان را در مدرسه بنتون‌ویل به پایان رساند. سپس وارد دانشگاه آرکانزاس شد و در سال ۱۹۷۱ میلادی با مدرک کارشناسی در رشته MBA فارغ‌التحصیل شد. او هم‌زمان با تحصیل، یکی از اعضای فعال انجمن برادری Lambda Chi Alpha نیز بود. جیم بعد از اتمام تحصیل و قبل از پیوستنش به وال مارت،  یک سال از زمانش را به سفر و اخذ مدرک خلبانی‌اش گذاشت و در سال ۱۹۷۲ میلادی با کار در بخش املاک به وال مارت پیوست اما پس از چهار سال وال مارت را رها کرد و به اداره سازمان والتون مشغول شد که درواقع هلدینگ برای کنترل دارایی‌های خانواده والتون به شمار می‌رود.

سال‌های زندگی حرفه‌ای

برادر جیم، جان والتون در سال ۲۰۰۵ در پی حادثه سقوط هواپیمای شخصی درگذشت. بعدازاین اتفاق، جیم در ۲۸ سپتامبر همان سال به اعضای هیئت‌مدیره شرکت وال مارت اضافه شد. اما جیم در حال حاضر بیشتر وقت خود را در بانک آروست می‌گذراند. سم والتون در اوایل دهه ۶۰ میلادی، بانک بنتون ویل را خریداری کرد و سپس به همراه جیم آرام‌آرام و در طول چند دهه آن را شکل داد و نام آن به بانگ گروه آروست(Arvest Bank Group)  تغییر کرد و جیم مدیرعامل و رئیس هیئت‌مدیره آن شد.

این بانک اخیراً رشد بسیار سریع داشته است. شعبه‌های این بانک بسیار به شعبه‌های خود وال مارت شباهت دارد درواقع زمانی که فردی به یکی از شعبه‌های این بانک برود احساس می‌کند در نسخه بانکی وال مارت قرار دارد. عملکرد مالی آروست در سطح متوسط است. سود حاشیه‌ای این بانک بیش از همتایانش بوده اما بازگشت سرمایه آن پایین‌تر از آن‌هاست. این بانک در ایالت‌های آرکانزاس، اوکلاهاما و میسوری دارای بیش از ۲۶۰ شعبه هست. بانک آروست تاکنون چندین بار توانسته جایزه رضایتمندی مشتری را از موسسه خدماتی آماری “J. D. power and Associates” دریافت کند.

جیم علاوه بر مدیریت بانک آروست، سال‌ها قبل روزنامه بنتون‌ویل را از پدرش خریداری کرد و آن را به زیرمجموعه شرکت “Community Publishers” درآورد و خود رئیس هیئت‌مدیره این شرکت شد. این شرکت چاپ روزنامه در آرکانزاس، میسوری و اوکلاهاما را بر عهده دارد.

 

 ثروت , موفقیت , بیوگرافی , میلیارد ، جیمز کار والتون

 

زندگی خصوصی و فعالیت‌های بشردوستانه

جیم با لین مک ناب والتون ازدواج کرد و صاحب چهار به نام‌های آلیس (متولد ۱۹۷۹)، استوارت والتون (متولد ۱۹۸۱)، توماس ال والتون (متولد ۱۹۸۳) و جیمز ام والتون (متولد ۱۹۸۷) شدند. جیم به همراه خانواده‌اش در بنتون ویل ایالت آرکانزاس زندگی می‌کنند.

در گزارش سپتامبر سال ۲۰۱۶ میلادی اعلام شد که جیم والتون مالک بیش از ۱۵۲ میلیون سهم از وال مارت به ارزش ۱۱ میلیارد دلار است. او به همراه خانواده‌اش میلیون‌ها دلار از طریق بنیاد خانواده والتون صرف امور خیریه کرده است به‌طوری‌که گفته می‌شود او و برادرش راب، ۱٫۵ میلیون دلار از سهام خود را به خیریه بخشیده‌اند.

جیم والتون در حال حاضر با ثروت ۴۲٫۷ میلیارد دلاری در رتبه چهاردهم لیست ثروتمندان فوربز قرار دارد. در سال ۲۰۱۳ میلادی او هفتمین ثروتمند آمریکایی از نگاه فوربز به شمار می‌رفت

 

با همراهی پیشروان کسب و کار ؛ کشتی بادبانی کسب و کار خود را در تلاطم امواج بازار با انگیزه و لذت تا مقصد مطلوب رهبری کنید.

 

ثروت , موفقیت , بیوگرافی , میلیاردثروت , موفقیت , بیوگرافی , میلیارد ، جیمز کار والتون ثروت , موفقیت , بیوگرافی , میلیارد ، جیمز کار والتون ثروت , موفقیت , بیوگرافی , میلیارد ، جیمز کار والتون ثروت , موفقیت , بیوگرافی , میلیارد ، جیمز کار والتون ثروت , موفقیت , بیوگرافی , میلیارد ، جیمز کار والتون , موفقیت , بیوگرافی , میلیارد ، جیمز کار والتون ثروت , موفقیت , بیوگرافی , میلیارد ، جیمز کار والتون ثروت , موفقیت , بیوگرافی , میلیارد ، جیمز کار والتون ثروت , موفقیت , بیوگرافی , میلیارد ، جیمز کار والتون ثروت , موفقیت , بیوگرافی , میلیارد ، جیمز کار والتون

بیوگرافی لیلیان هنریت شارلوت بتانکور

بیوگرافی لیلیان هنریت شارلوت بتانکور

لیلیان هنریت شارلوت بتانکور، (فرانسوی: Liliane Henriette Charlotte Bettencourt، تلفظ فرانسوی: ​[lil.jan be.tɑ̃.ku:ʁ]؛ زاده ۲۱ اکتبر ۱۹۲۲ – درگذشته ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۷)، بازرگان، کارآفرین و نیکوکار فرانسوی بود، که سهام‌دار و مالک اصلی شرکت لوازم آرایشی و بهداشتی لورئال محسوب می‌شد. وی تنها فرزند اوژن شولر؛ بنیانگذار این شرکت بود.

آغاز کار شارلوت بتانکور

لیلیان بتانکور در ۱۵ سالگی به عنوان کارآموز در شرکت کوچک پدر خود آغاز به کار کرد. او با اینکه فرزند صاحب و مدیر مؤسسه بود از کارهای کوچک آغاز کرد و اندک اندک در همان شرکت مسئولیت‌های مهمتری به عهده گرفت.

ریاست

در سال ۱۹۵۷ و پس از مرگ پدرش، او وارث «اُرئال» و رئیس هیئت مدیره شرکت لورئال شد. از آن پس و با همکاری همسر خود (آندره بتانکور) در گسترش جهانی آن تلاش کرد.

کناره‌گیری

او در سال ۲۰۱۲ هیئت مدیره شرکت لورئال را ترک کرد و پس از آن به ندرت در انظار عمومی دیده شد. بخشی از این انزوای او به دلیل ابتلا به بیماری زوال عقل بود.

 

شارلوت بتانکور

 

درگیری‌ها

پس از مرگ همسرش در سال ۲۰۰۷، بتانکور گرفتار دو ماجرای پرسر و صدای قضائی شد.

در نخستین مورد در سال[۶] ۲۰۰۸ (که به ماجرای «بانیه» شناخته شد) شکایت تنها فرزند او، فرانسواز بتانکور مییر (متولد ۱۹۵۳)، از هنرمندِ عکاسی به نام «فرانسوا ماری بانیه» بود که در ازای عکس‌های زیبا و نیز دوستی و همراهی با مادر وی، مبالغ هنگفتی از وی گرفته و به عنوان یگانه مجری وصیت‌نامه او تعیین شده بود. از آنجا که این ثروت به لیلیان بتانکور تعلق داشت و او می‌توانست آنگونه که می‌خواهد آن را به خرج برساند، دختر، مادر را به از دست دادن حواس متهم ساخت و خواستار «تحت قیمومت» قرار دادن وی شد و از این طریق «فرانسوا ماری بانیه» را به «سوء استفاده از ضعف» مادر خود متهم کرد. این شکایت موجب شد که دادگاه دستور معاینه پزشکی خانم لیلیان بتانکور را صادر کند و روندی «تحقیرکننده» برای وی بکار افتد. خانم بتانکور و دختر او، پس از محکوم شدن «فرانسوا ماری بانیه» در دسامبر ۲۰۱۰ با یکدیگر آشتی کردند. وی دو سال بعد به سبب «ضعف توانائی‌های فکری» از سوی دادگاه «تحت قیمومت» قرار گرفت.

درگیری دوم تأمین منابع مالی احزاب سیاسی و هزینه‌های مبارزات انتخاباتی شخصیت‌های مختلف بود. زیرا خانواده بتانکور، به سبب داشتن ثروت فراوان، در این زمینه کمک‌های قانونی بسیاری می‌کرد. اما به دلیل محدودیت قانونی برقرار شده، لیلیان بتانکور به پرداخت کمک‌های پنهانی به مبارزات انتخاباتی نیکولا سارکوزی، رئیس جمهوری پیشین فرانسه، نیز متهم شد. در این پرونده ۱۲ نفر مظنون به برخورداری از کمک‌های مالی و یا مشارکت در سازمان دادن و پرداخت آن‌ها شدند. دادسرا به دلیل «نبود اسناد و شواهد مکفی» حکم عدم تعقیب برای ۶ نفر از آنان و از جمله نیکولا سارکوزی و اریک ورت، وزیر پیشین دارائی و رئیس مالی مبارزات انتخاباتی وی صادر کرد و پرونده ۶ تن دیگر را به دادگاه ارجاع نمود. این ماجرا بسیار بیش از نتایج قضائی، اثرات سیاسی ببار آورد و ماه‌ها موضوع کشمکش‌های سیاسی و انتخاباتی شد.

ثروت شارلوت بتانکور

در ۲۰۱۷ و به هنگام مرگ، بتانکور با دارایی خالصی بالغ بر ۴۴٫۹ میلیارد دلار، به عنوان ثروتمندترین زن جهان، در فهرست بلومبرگ، ذکر شده‌است.وی همچنین در فهرست ثروتمندترین افراد جهان در سال ۲۰۱۷ در رتبه چهاردهم قرار گرفت. بتانکور تا مرگش به عنوان ثروتمندترین زن فرانسه شناخته می‌شد. همچنین پس از برنار آرنو، رتبه دوم از فهرست ثروتمندترین افراد فرانسه را به خود اختصاص داده بود.

لیلیان بتانکور در ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۷، در سن ۹۴ سالگی در پاریس درگذشت.

 

 

با همراهی پیشروان کسب و کار ؛ کشتی بادبانی کسب و کار خود را در تلاطم امواج بازار با انگیزه و لذت تا مقصد مطلوب رهبری کنید.

بیوگرافی مایکل روبنس بلومبرگ

بیوگرافی مایکل روبنس بلومبرگ

داستان زندگی زندگی ثروت , موفقیت , بیوگرافی , میلیاردر شدن مایکل روبنس بلومبرگ

مایکل روبنس بلومبرگ (به انگلیسی: Michael Rubens Bloomberg) ابرتاجر، سیاستمدار و نیکوکار آمریکاییست. او از ۱ ژانویه ۲۰۰۲ به مدت سه دوره به عنوان یک‌صدوهشتمین شهردار کلان‌شهر نیویورک فعالیت کرد. او با ۴۷/۵ میلیارد دلار ثروت، دهمین فرد ثروتمند جهان در آمار مارس ۲۰۱۷ مجله فوربس است.

بلومبرگ مؤسس، مدیرعامل اجرایی و مالک بلومبرگ ال. پی. از شرکت‌های داده‌های مالی جهانی و رسانه‌ای است که نام او را بر خود دارد و به خاطر سیستم کامپیوتری بلومبرگ ترمینال که به طور گسترده از سوی سرمایه گذاران در جهان استفاده می‌شود، مشهور است.

بلومبرگ دارای مدرک کارشناسی مهندسی برق از دانشگاه جانز هاپکینز و نیز کارشناسی ارشد بیزنس از هاروارد است.

بلومبرگ رئیس مؤسسه سرویس خبری بلومبرگ است هم چنین از ثروتمندترین یهودیان در عرصه رسانه‌ای است. ثروت او در سال ۲۰۱۲ نزدیک به ۲۲ میلیارد دلار تخمین زده شد.

و در سپتامبر ۲۰۱۳، فوربس ثروت بلومبرگ، را ۳۱ میلیارد دلار گزارش داد و او را به عنوان ۱۳دهمین ثروتمندترین فرد در جهان قرار گرفت.

او تا کنون نزدیک به ۳۰۰ میلیون دلار به دانشگاه جانز هاپکینز اهدا کرده که این در تاریخ آموزش عالی در آمریکا بسیار کم سابقه است.

 

 

با همراهی پیشروان کسب و کار ؛ کشتی بادبانی کسب و کار خود را در تلاطم امواج بازار با انگیزه و لذت تا مقصد مطلوب رهبری کنید.