ساندار پیچای کارآفرین و مدیر عامل شرکت آلفابت

ساندار پیچای کارآفرین و مدیر عامل شرکت آلفابت

ساندار پیچای مهندس کامپیوتر و مدیر عامل شرکت آلفابت است. غول فناوری گوگل، متخصص در خدمات و محصولات مرتبط با اینترنت، در سال ۲۰۱۵ مورد بازسازی اساسی قرار گرفت که به دنبال آن لری پیج به عنوان مدیر عامل و سرگئی برین معاون گوگل، آلفابت را به عنوان شرکت مادر راه اندازی کردند.

پیچای را که در سمت مدیریت محصولات و مهندسی شرکت گوگل فعالیت می کرد به عنوان مدیرعامل جدید گوگل که بزرگترین شرکت زیرمجموعه آلفابت است، انتخاب شد. پس از آن در سال ۲۰۱۸ نیز به عنوان مدیرعامل شرکت آلفابت تعیین شد.

ساندار پیچای سال ها پیش در سال ۲۰۰۴ به عنوان مدیر محصول به شرکت گوگل پیوست و فعالیت خود را در این سازمان آغاز کرد. تلاش های ابتکاری بسیاری در محصولات گوگل از جمله Google Chrome و Chrome OS را انجام داد که بسیار موفق بودند.

سرانجام وی مدیریت سایر محصولات گوگل مانند جیمیل و گوگل داک را بر عهده گرفت و به سرعت جایگاه خود را ارتقا داد و در رده های بالاتر سازمانی قرار گرفت. پیچای متولد چنای هندوستان است و از کودکی باهوش و خلاق بود.

ساندار پیچای که تحصیلات خود را از معتبرترین موسسات جهان اخذ کرده است، قبل از شروع فعالیت خود در گوگل، در سمت مهندسی و مدیریت محصول در Applied Materials و به عنوان مشاوره مدیریت در McKinsey & Company همکاری می کرد. امروزه پیچای مورد توجه همکاران خود قرار گرفته و به او لقب «مرد مهمترین محصولات گوگل» را دادند.

دوران کودکی و سال های ابتدایی زندگی پیچای

پیچای ساندارجان در ۱۲ جولای ۱۹۷۲، در مادورای، تامیل نادو، هند متولد شد. پدرش، رجوناتا پیچای، به عنوان مهندس برق در مجتمع GEC انگلیس کار می کرد و مدیریت کارخانه ای را که اجزای الکتریکی تولید می کرد را برعهده داشت. مادر ساندار قبل از به دنیا آوردن فرزندان خود، تندنویس بود. ساندار یک برادر دارد.
ساندار پیچای در خانواده طبقه متوسط بزرگ شد و دانش آموز باهوشی بود. پیچای در مدرسه از نظر علمی سرآمد بود و موقعیتی را در موسسه فناوری در خاراگپور، یکی از معتبرترین موسسات مهندسی هند کسب کرد.

ساندار پیچای کارآفرین و مدیر عامل شرکت آلفابت

ساندار پیچای کارشناسی خود را در رشته مهندسی متالورژی IIT Kharagpur گذراند و سپس موفق به کسب بورسیه تحصیل در رشته علوم مواد و فیزیک نیمه هادی را از دانشگاه استنفورد شد و در آنجا مدرک کارشناسی ارشد خود را اخذ کرد.

از آنجا که پدر پیچای از نظر اقتصادی وضع مالی خوبی نداشت، برای او تامین هزینه تحصیلات در خارج از کشور دشوار بود. با این حال، پدر پیچای به سختی موفق شد ۱۰۰۰ دلار از پس انداز خانواده را برای تامین هزینه های سفر و باقی مخارج فرزندش تامین کند.

فعالیت حرفه ای پیچای

ساندار پیچای در ابتدا قصد داشت دکترای خود را در دانشکده استنفورد دنبال و فعالیت آکادمیک را ادامه دهد. با این حال، او تحصیل را رها کرد و به عنوان مهندس و مدیر محصول به Applied Materials، یک سازنده نیمه هادی سیلیکون ولی پیوست.

البته پیچای مدت زیادی در این شرکت کار نکرد و برای اخذ مدرک MBA خود از دانشکده وارتون دانشگاه پنسیلوانیا (۲۰۰۲) تحصیلات خود را ادامه داد. او در این دانشگاه افتخارات مهمی کسب کرد. پس از اتمام دوره MBA پیچای به عنوان مشاور مدیریت در شرکت McKinsey & Company شروع به کار کرد.

او در سال ۲۰۰۴ به شرکت گوگل پیوست. پیچای در ابتدا، روی نوار ابزار جستجوی گوگل به عنوان بخشی از یک تیم کوچک کار می کرد. نوار ابزار به کاربران اینترنت اکسپلورر و فایرفاکس دسترسی آسان به جستجوی گوگل را می دهد.
او همچنین روی محصولات دیگر این شرکت مانند Google Gears و Google Pack کار کرد. موفقیت نوار ابزار جستجوی گوگل موجب شکل گیری ایده جدیدی در ذهن ساندار پیچای شد. پیچای عقیده داشت که باید مرورگر خود گوگل را راه اندازی کنند. او ایده خود را با مدیران در میان گذاشت و با اعتراض مدیر عامل وقت اریک اشمیت روبرو شد که تصور می کرد راه اندازی یک مرورگر کار بسیار پر هزینه ای است.

با این حال، ساندار پیچای پافشاری کرد و در نهایت بنیانگذاران گوگل، لری پیج و سرگئی برین را متقاعد کرد تا مرورگر خود گوگل را راه اندازی کنند. پیچای نقش اصلی را در راه اندازی نهایی مرورگر، گوگل کروم، در سال ۲۰۰۸ ایفا کرد. کروم موفقیت بزرگی را کسب کرد. زیرا به کاربران اجازه می داد مستقیما به موتور جستجوی گوگل دسترسی پیدا کنند.

ساندار پیچای کارآفرین و مدیر عامل شرکت آلفابت

پیچای به دنبال موفقیت خارق العاده کروم که با پیشی گرفتن از رقبایی مانند اینترنت اکسپلورر و فایرفاکس، در نهایت به عنوان مرورگر شماره یک جهان شناخته شد، به چهره شناخته شده بین المللی تبدیل شد. گوگل کروم همچنین راه را برای مجموعه ای از محصولات مهم دیگر مانند سیستم عامل Chrome، Chromebookها و Chromecast هموار کرد.

در سال ۲۰۰۸، ساندار پیچای به سمت معاون توسعه محصولات ارتقا یافت. در این موقعیت او اغلب در سخنرانی های گوگل ظاهر می شد و به افزایش رتبه در گوگل ادامه داد . تا سال ۲۰۱۲، او معاون ارشد کروم و برنامه ها شده بود. در سال ۲۰۱۳، اندی روبین، خالق اندروید برای کار روی یک پروژه متفاوت سمت خود را ترک کرد. سپس لری پیج مسئولیت اندروید را نیز به عهده پیچای گذاشت. نفوذ پیچای همچنان افزایش یافت و در اکتبر ۲۰۱۴ به عنوان رئیس محصولات معرفی شد.

در سال ۲۰۱۵، گوگل شرکتی را به نام آلفابت تاسیس کرد تا به عنوان یک شرکت هلدینگ و جامع برای مالکیت شرکت های تابعه که قبلا متعلق به گوگل بودند، از جمله نسخه جدید خود گوگل،فعالیت کند. در ۱۰ آگوست ۲۰۱۵، ساندار پیچای به عنوان مدیرعامل جدید گوگل انتخاب شد.
در فوریه ۲۰۱۶، ۲۷۳۳۲۸ سهم هلدینگ گوگل آلفابت به وی تعلق گرفت که منجر به افزایش ارزش دارایی خالص وی شد. این سهام ۱۹۹ میلیون دلار ارزش داشت و همین امر دارایی پیجای را به ۶۵۰ میلیون دلار رساند.

ساندار پیچای پس از لری پیج و اریک اشمیت سومین و اولین مدیر عامل غیر سفید پوست گوگل است.
پیچای به دلیل توسعه بیشتر تیم اندروید اعتبار دارد. قبل از انتقال مسئولیت اندروید از اندی روبین به پیجای، واحد اندروید تا این اندازه موفق نبود. در ۳ دسامبر ۲۰۱۹، ساندار پیچای جایگزین لری پیج به عنوان مدیرعامل شرکت مادر گوگل یعنی آلفابت شد. لری پیج تصمیم گرفت از سمت خود به عنوان مدیرعامل کناره گیری کند و پیچای به عنوان مدیر عامل گوگل و آلفابت منصوب شد.
در ۲۲ دسامبر ۲۰۱۹، اعلام شد که پیچای طی سه سال آتی جایزه سهام مبتنی بر عملکرد به ارزش ۲۴۰ میلیون دلار دریافت خواهد کرد. این بالاترین بسته جوایز عملکردی است که تاکنون به مدیران اجرایی گوگل ارائه شده است و دومین در دنیای فناوری پس از Tim Cook اپل است.

ساندار پیچای کارآفرین و مدیر عامل شرکت آلفابت

فعالیت های مهم ساندار پیچای

یک نابغه مهندسی با ایده های نوآورانه اش شناخته می شود، اما پیچای بیشتر به عنوان مغز متفکر راه اندازی مرورگر کروم در سال ۲۰۰۸ شناخته می شود. وی نقشی اساسی در متقاعد کردن مدیران گوگل برای راه اندازی مرورگر اختصاصی آن داشت که به مرور زمان به محبوب ترین مرورگر اینترنت تبدیل شد و همچنین منجر به راه اندازی سیستم عامل کروم نیز شد.

زندگی شخصی و دارایی پیچای

ساندار پیچای با انجالی پیچای ازدواج کرده است و دو فرزند دارد. ارزش خالص دارایی پیچای برابر با ۱.۲ بیلیون دلار برآورد شده است.

۱۰ واقعیتی که در مورد ساندار پیچای نمی دانید

  • پیچای علاقه بسیاری به بازی کریکت دارد و کاپیتان تیم کریکت مدرسه اش بود.
  • خانواده وی به دلیل وضع مالی نامناسب، تا ۱۲ سالگی او تلفن نداشتند.
  • او قبل از پیوستن به شرکت گوگل، علاقه مند به همکاری در این شرکت بود.
  • پیچای قبل از عمومی شدن شرکت به گوگل پیوست.
  • او در به خاطر سپردن شماره ها بسیار تبحر دارد و می تواند هر شماره تلفنی را که گرفته است به خاطر بسپارد.
  • او در فواصل منظم با دانشجویان در IIT-Kharagpur از طریق اسکایپ ارتباط برقرار می کند.
  • وی همچنین یکی از مدعیان اصلی سمت مدیرعاملی در مایکروسافت بود که در نهایت به ساتیا نادلا رسید.
  • برخلاف ظاهر، پیچای رفتار بسیار صمیمی و دوستانه ای دارد.
  • وی طی چند سال گذشته مربی مراسم گوگل I / O بوده است.
  • شایعات حاکی از آن است که چند سال پیش در حالی که ساندار پیچای در گوگل کار می کرد، توییتر سعی داشت او را جذب کند اما گوگل برای حفظ او در سازمان مبلغ بسیار بالاتری را پرداخت کرد.
چارلز مریل بنیانگذار مریل لاینچ بزرگترین شرکت کارگزاری

چارلز مریل بنیانگذار مریل لاینچ بزرگترین شرکت کارگزاری

چارلز مریل (۱۸۸۵-۱۹۵۶) بنیانگذار مریل لاینچ، بزرگترین شرکت کارگزاری جهان بود. او که یک تحلیلگر و فروشنده موفق بازار سرمایه بود، صنعت سرمایه گذاری را برای جذب سرمایه گذاران خرد به بازار سهام، مجددا سازماندهی کرد.
چارلز ای مریل در ۱۹ اکتبر ۱۸۸۵ در گرین کاو اسپرینگز، فلوریدا متولد شد. مریل پسر یک پزشک و مدیر داروخانه، در مدرسه جان بی استتسون در دلند، فلوریدا و در کالج امهرست تحصیل کرد. پس از پایان تحصیلات دانشگاهی خود مریل قبل از یافتن جایگاه خود در دنیای تجارت و بورس، در زمینه روزنامه نگاری، دانشکده حقوق و بیس بال نیمه حرفه ای فعالیت هایی داشت.

چارلز مریل بنیانگذار مریل لاینچ بزرگترین شرکت کارگزاری

اوایل زندگی چارلز مریل

چارلز ای مریل، پسر دکتر چارلز مریل و اوکتاویا (ویلسون) مریل، در گرین کاو اسپرینگز، فلوریدا، متولد شد و کودکی خود را در آنجا سپری کرد. در سال ۱۸۹۸ خانواده مدت کوتاهی به ناکسویل، تنسی نقل مکان کردند؛ اما در طی یک سال به فلوریدا بازگشتند و در جکسونویل مستقر شدند.

پس از سوختن مدرسه مریل در آتش سوزی بزرگ سال ۱۹۰۱، والدینش تصمیم گرفتند او را به آکادمی مقدماتی کالج که توسط دانشگاه جان بی استتسون (اکنون به عنوان دانشگاه استتسون شناخته می شود) بفرستند. مریل از سال ۱۹۰۱ تا ۱۹۰۳ در آنجا تحصیل کرد و سپس در سال ۱۹۰۳ برای سال آخر دبیرستان به آکادمی Worcester منتقل شد. پس از دو سال تحصیل در کالج آمهرست، مریل از ۱۹۰۶ تا ۱۹۰۷ مدتی را در دانشکده حقوق دانشگاه میشیگان گذراند.

فعالیت حرفه ای چارلز مریل

در سال ۱۹۰۷ مریل در دفتر شعبه نیویورک یک شرکت نساجی موقعیتی به دست آورد و فعالیت خود را در آنجا شروع کرد. طی دو سال او به سمت مدیر شرکت ارتقا یافت. در سال ۱۹۰۹ چارلز مریل به یک شرکت تجارت کاغذ پیوست، و در آنجا یک بخش اوراق قرضه ایجاد و مدیریت کرد. سپس در سال ۱۹۱۳ از این شرکت استعفا داد و به عنوان مدیر فروش، یک شرکت مستقر در وال استریت به نام ایستمن، دیلون و شرکا به فعالیت حرفه ای خود ادامه داد.

چارلز مریل بنیانگذار مریل لاینچ بزرگترین شرکت کارگزاری

شروع فعالیت در بازار سرمایه

در ژانویه ۱۹۱۴ چارلز مریل تصمیم گرفت شرکت بانکی سرمایه گذاری خود را تاسیس کند و در نهایت شرکت چارلز مریل را در فضای اداری که از ایستمن، دیلون اجاره کرده بود، تاسیس کرد. شش ماه بعد، هنگامی که مریل با فردی به نام ادموند لاینچ شریک شد، نام این شرکت به مریل لاینچ و شرکا تبدیل شد. پس از بیمه موفقیت آمیز مریل در فروشگاه های مک کوری، این شرکت به عنوان یک بیمه گر موفق در فروشگاه های زنجیره ای شهرت پیدا کرد و رشد و سوددهی بالایی پیدا کرد.

از آنجا که مریل به عنوان بخشی از کمیسیون های خود سهامی در نظر گرفت و بعد با افزایش ارزش سهام شرکت، سهام خود را فروخت و در نتیجه ثروت شخصی نیز به دست آورد. بزرگترین موفقیت چارلز مریل به عنوان سرمایه گذاری سازمان وی در سال ۱۹۲۶ در فروشگاه های Safeway Stores Inc بود که بزرگترین سهامدار آن بود. در زمان مرگ مریل در سال ۱۹۵۶، این فروشگاه دومین خرده فروشی مواد غذایی در کشور بود.

خروج از بازار سهام

در سال ۱۹۲۸ چارلز مریل پیش‌بینی کرد که قیمت سهام سقوط می کند و به مشتریان خود توصیه کرد که دارایی های خود را بفروشند. کسانی که از توصیه های او استفاده کردند (رئیس جمهور، کالوین کولیج، هشدار او را نادیده گرفت). از ضرر فاجعه بزرگ اکتبر ۱۹۲۸ در امان ماندند. مریل در سال ۱۹۳۰ از تجارت کارگزاری خارج شد و ۵ میلیون دلار درآمد کسب کرد و شرکت ای اس پیرس را راه اندازی کرد و مشارکت خود را برای رسیدگی به سهام لیست رو به رشد فروشگاه های زنجیره ای خود، که در این زمان شامل First National Stores  S. S. Kresge، و Western Auto Supply بود، محدود کرد.

علاوه بر این، در سال ۱۹۳۲ به تاسیس Family Circle، اولین مجله توزیع شده توسط فروشگاه های مواد غذایی، کمک کرد. برای چارلز مریل این تاحدودی دور بازنشستگی محسوب می شد و او بیشتر دهه ۱۹۳۰ را با لذت بردن از ثمره کار خود در خانه های شیک خود در ساوتهمپتون، نیویورک و پالم بیچ، فلوریدا گذراند.

در سال ۱۹۴۰ مریل مجددا وارد کارگزاری شد و مریل لاینچ (لاینچ در این حین فوت کرد) با E. A. Pierce and Company را ادغام کرد. همچنین در سال ۱۹۴۱ این شرکت را با دو شرکت دیگر Fenner ، Beane ادغام کرد و بزرگترین کارگزاری در جهان، با بیش از ۹۳ شعبه در شهرهای مختلف را تاسیس کرد.

وال استریت را به خیابان اصلی بیاورید

در دهه ۱۹۴۰ مریل مسئول ایجاد تغییرات گسترده ای در نحوه فعالیت صنعت سرمایه گذاری بود. مریل با تطبیق مفاهیم خرده فروشی در بازار بورس، تصمیم گرفت تعداد زیادی سرمایه گذار کوچک را به بازار جذب کند. در سال ۱۹۴۱، مریل با استفاده از شعار «وال استریت را به خیابان اصلی بیاورید» کمپینی را شروع کرد تا آگاهی عموم مردم در مورد بازار را افزایش دهد. و علاوه بر این تغییراتی در ساختار تجارت ایجاد کند که مورد توجه سرمایه گذاران کوچک قرار گیرد.

چارلز مریل بنیانگذار مریل لاینچ بزرگترین شرکت کارگزاری

او هدف اول را با چاپ تبلیغات بزرگ در روزنامه ها و مجلات (و ارسال چاپ مجدد برای همه درخواست کنندگان) که عملکرد تجارت سرمایه گذاری را به زبان ساده توصیف می کرد. او یک بخش تحقیقاتی در نظر گرفته بود که گزارش تجزیه و تحلیل سهام را مطرح می کرد و به طور آزاد در بین عوام توزیع می شد.

علاوه بر این، چارلز مریل شرکت خود را دوباره اصلاح کرد تا ترس عمومی از کارگزاران بورس برای جلب مصرف کننده را کاهش دهد. مریل اصرار داشت که کارمندانش یک برنامه آموزشی را بگذرانند تا حداقل در این حرفه آموزش ببینند و دستمزد آنها را با حقوق و پاداش پرداخت می کرد. او هزینه های خدمات را لغو کرد و کمیسیون ها را پایین نگه داشت. او گزارش سالانه ای تنظیم کرد و آن را برای همه مشتریانش ارسال کرد تا به آنها اطمینان دهد که پولشان با مریل لاینچ امن خواهد بود.

استراتژی بازاریابی مریل فوق العاده موفق بود. سرمایه گذاران کوچک بسیاری را جذب کرد که به شرکت وفادار ماندند. اگرچه نوآوری های این شرکت به طور گسترده در وال استریت تقلید شد، مریل لاینچ موقعیت خود را به عنوان بزرگترین شرکت کارگزاری در جهان تثبیت کرد.

در زمان مرگ مریل در سال ۱۹۵۶، این شرکت ۱۱۵ دفتر در ایالات متحده، بیش از ۱۰۰ شریک و ۵۷۰ کارمند داشت. این شرکت هر روز بیش از ۱۰ درصد از معاملات بورس اوراق بهادار نیویورک را انجام می داد. در دهه ۱۹۸۰ مریل لاینچ، پیرس، فنر و اسمیت به عنوان بزرگترین خانه کارگزاری در جهان باقی ماند.

مریل نه تنها یکی از موفق ترین کارگزاران سهام در تاریخ آمریکا بود، بلکه احتمالاً از نظر تعیین دوره آموزشی سرمایه گذاری، نوآورترین و تأثیرگذارترین آنها بود. وی تصویری محافظه کارانه برای وال استریت ایجاد کرد که می تواند سرمایه گذار خرد را به سمت جذب سهام در اقتصاد کشور جلب کند و در نتیجه سرمایه گذاری را در بین طبقه متوسط معمول کند.

فعالیت خیرخواهانه و زندگی شخصی

مریل که اعتقاد راسخی به بازار سرمایه آزاد داشت، سهم خود را از مشارکت محدود مریل لاینچ (به ارزش ۵.۵ میلیون دلار) به بنیاد مریل برای پیشرفت دانش سرمایه گذاری، که وی در سال ۱۹۴۵ ایجاد کرده بود برای اعطای کمک هزینه به موسسات برای تحصیل رایگان، وصیت کرد.

چارلز مریل ۹۵ درصد املاک ۲۵ میلیون دلاری خود را به کالج ها، کلیساها و بیمارستان ها اهدا کرد. چارلز ای مریل سه بار ازدواج و طلاق گرفت. او سه فرزند داشت. وی در ۶ اکتبر ۱۹۵۶ درگذشت.

مریسا مایر مدیر فناوری اطلاعات و کارآفرین آمریکایی

مریسا مایر مدیر فناوری اطلاعات و کارآفرین آمریکایی

مریسا مایر مدیر فناوری اطلاعات، کارآفرین و سرمایه گذار آمریکایی است که از بنیانگذاران آزمایشگاه های لومی، رشد فناوری مبتنی بر فناوری اینترنت مصرف کننده است. او همچنین به عنوان مدیر ارشد اجرایی و عضو هیئت مدیره یاهو فعالیت داشته است.

مایر به مدت پنج سال و در این مدت او با راه‌اندازی و اصلاح مجدد این پلتفرم برای بهبود رابط کاربری موبایل، استفاده کاربران تلفن همراه را افزایش داد. با این حال، چون افت ارزش سهام شرکت در دوره مدیریت او ادامه پیدا کرد. در نهایت یاهو توسط شرکت ورایزون خریداری شد و شرکت جدید Oath (ورایزون مدیا فعلی) مریسا را در ترکیب کارمندان خود حفظ نکرد.

مریسا مایر به مدت ۱۳ سال در شرکت گوگل فعالیت کرد. او در آنجا صفحه اصلی گوگل را طراحی کرد و موتور جستجوی آن را بهبود بخشید. علاوه بر این مریسا در تصمیم گیری های اساسی مختلف برای تقریبا هر محصول ارائه شده توسط این سازمان، از جمله گوگل مپز، جیمیل و گوگل نیوز، مشارکت داشت.

رسانه های بسیاری در سال های مختلف از او در میان قدرتمندترین افراد در صنعت کسب و کار نام برده اند.

مریسا مایر مدیر فناوری اطلاعات و کارآفرین آمریکایی

دوران کودکی و اوایل زندگی مریسا

مریسا آن مایر در ۳۰ می ۱۹۷۵، در واوسو، ویسکانسین، ایالات متحده، از مادر فنلاندی به نام مارگارت که یک معلم هنر بود و پدری به نام مایکل مایر که به عنوان مهندس محیط زیست در شرکت های آب فعالیت می کرد، به دنیا آمد.

او برادر کوچکتری به نام میسون داشت و با او بزرگ شد. او از کودکی تحت تاثیر فعالیت های والدین خود در هنر و علم قرار گرفت و پدربزرگش را تحسین می کرد که با وجود ابتلا به فلج اطفال در سن ۷ سالگی، به مدت ۳۲ سال به عنوان شهردار جکسون، ویسکانسین خدمت کرد.

مریسا مایر مدیر فناوری اطلاعات و کارآفرین آمریکایی

اگرچه مریسا به طرز وحشتناکی خجالتی‌ بود. اما مادرش او را تحت فشار قرار می داد تا با یادگیری باله، اسکیت روی یخ، پیانو، شنا و مناظره فرصت های مختلفی را تجربه کند. همچنین تابستان در مشاغل پاره وقت مانند فروشنده مواد غذایی فعالیت می کرد. او در دروس علمی در مقطع دبیرستان عملکرد بی نظیری داشت. علاوه بر این مریسا در آن سال ها به عنوان کاپیتان تیم مناظره، قهرمانی ایالت ویسکانسین را به دست آورد و تیم پوم پوم را به مقام نایب قهرمانی ایالت هدایت کرد.

مریسا مایر پس از اتمام تحصیلات دبیرستان خود در سال ۱۹۹۳، به عنوان یکی از دو نماینده انتخاب شده توسط فرماندار تامی تامپسون، نماینده ویسکانسین در اردوگاه ملی علوم جوانان در ویرجینیای غربی بود.

مریسا در ۱۰ دانشگاه از جمله هاروارد، ییل، ​​دوک و نورث وسترن پذیرفته شد. اما سرانجام دانشگاه استنفورد را با هدف تبدیل شدن به جراح مغز و اعصاب کودکان، برای گذراندن دوره های پیش پزشکی انتخاب کرد.

مریسا مشتاق جستجوی چیزی بود که او را به فکر فرو ببرد. به همین دلیل کلاس مقدماتی علوم کامپیوتر را توسط اریک رابرتز گذراند و متعاقب آن رشته تحصیلی خود را به سیستم های نمادین تغییر داد که فلسفه، روانشناسی شناختی، زبان شناسی و علوم کامپیوتر را با هم ترکیب می کرد.

رابرتز او را راهنمایی کرد و در نهایت موفق شد او را برای شرکت در برخی کلاس های سیستم های نمادین متقاعد کند که مورد استقبال خوبی قرار گرفت و مریسا مایر مدرک لیسانس خود را با معدل ممتاز در سال ۱۹۹۷ با پایان نامه خود در مورد نرم افزار پیشنهاد سفر اخذ کرد.

مایر برای گذراندن دوره کارشناسی ارشد خود در علوم کامپیوتر با تمرکز ویژه در هوش مصنوعی تحصیلات خود در استنفورد را ادامه داد. در این دوره، او ۹ ماه را به عنوان کارآموز در Ubilab در زوریخ، سوئیس، و سپس شرکت سرمایه گذاری، UBS و SRI International، در منلو پارک  کالیفرنیا، که بازوی تحقیقاتی سوئیس بود گذراند.

مریسا مایر مدیر فناوری اطلاعات و کارآفرین آمریکایی

همکاری مریسا مایر با گوگل

پس از فارغ التحصیلی، مریسا مایر مجبور شد از بین ۱۴ پیشنهاد شغلی از جمله Oracle ، McKinsey & Company و دانشگاه Carnegie Mellon بین موقعیت تدریس تمام وقت و کار در صنعت فناوری یکی را انتخاب کند. او گوگل را انتخاب کرد تا خود را با افراد باهوشی که رشد او را به چالش می کشند احاطه کند و در ۲۳ ژوئن ۱۹۹۹ به عنوان بیستمین کارمند آنها و اولین مهندس زن به این شرکت پیوست. او به عنوان یک رمزگذار که ناظر تیم های کوچک مهندسان بود فعالیت خود را شروع کرد، خیلی زود به علت توجه خود به جزئیات هنگام توسعه و طراحی مورد توجه مدیران این سازمان قرار گرفت و در جولای ۲۰۰۱ به سمت مدیر محصول ارتقا یافت.

در سال ۲۰۰۲، او پلتفرم راهنمایی ابتکاری را به نام Associate Product Manager (APM) راه اندازی کرد، که این برنامه یک دوره شبانه دو ساله بود که از طریق آن تعدادی از کارمندان ارشد را انتخاب کرد تا در وظایف رهبری با تکالیف فوق برنامه فشرده نظارت شوند.

مریسا مایر در مارس ۲۰۰۳ مدیریت خدمات وب مصرف کننده را برعهده گرفت و در نوامبر ۲۰۰۵ به عنوان معاون جستجوی محصولات و تجربه کاربری منصوب شد. وی در این سمت بر فعالیت ۲۰۰ مدیر محصول نظارت داشت. در اکتبر ۲۰۱۰، اریک اشمیت مدیر عامل شرکت از او خواست که به عنوان معاون موقعیت یابی، نقشه و خدمات موقعیت مکانی فعالیت کند و علاوه بر این به کمیته عملیاتی تصمیم گیرندگان برتر گوگل نیز منصوب شد.

مایر عضو تیم سه نفره موسس Google AdWords، یک بستر تبلیغاتی که از طریق آن مشاغل می توانند مشتریان بالقوه را جذب کنند، بود که ۹۶٪ درآمد شرکت در سه ماهه اول سال ۲۰۱۱ را به دست آورد. همچنین در آن سال، او در خرید نظرسنجیGoogle Zagat به قیمت ۱۲۵ میلیون دلار برای گوگل نقش مهمی داشت.

مریسا مایر مدیر فناوری اطلاعات و کارآفرین آمریکایی

یاهو و سایر مشاغل

مریسا مایر در ۱۶ جولای ۲۰۱۲ پس از انتصاب به عنوان رئیس و مدیرعامل یاهو، سرانجام گوگل را ترک کرد. او زمانی به یاهو پیوست که این سازمان با رقبا و مشکلات مدیریت خود دست و پنجه نرم می کرد.

مایر برنامه PB&J را برای جمع آوری نظر کارمندان شرکت در معرفی حوزه های مشکل ساز ارائه داد. او در اوایل سال ۲۰۱۳ پس از به دنیا آوردن فرزند خود، به عنوان مشهورترین مادر شاغل آمریکا شناخته شد، و با تغییر سیاست ممنوعیت کار از راه دور، که بسیار مورد انتقاد قرار گرفت، از خانه به دفتر خود بازگشت.

او مرخصی زایمان و پاداش نقدی کارمندان را افزایش داد، اما به دلیل معرفی سیستم بررسی عملکرد بر اساس رتبه بندی منحنی زنگی، به تبعیض جنسیتی علیه کارمندان مرد متهم شد.

با ادامه افت سهام شرکت یاهو، سهامداران به شدت از عملکرد مریسا مایر انتقاد می کردند. تعداد کارمندان ۵۰٪ کاهش یافت و در حالی که گوگل به طور مداوم ارتقا می یافت، مایر نتوانست روند کاهش کاربران را تغییر دهد. در نهایت یاهو در ژوئن ۲۰۱۷ توسط ورایزون خریداری شد. سپس مریسا مایر استعفای خود را، با ذکر برخی از دستاوردهایی که در طول ۵ سال فعالیت به عنوان مدیرعامل شرکت داشت، اعلام کرد.

بعد از استعفای خود مریسا مایر دفتر پالو آلتو، کالیفرنیا را اجاره کرد. جایی که ابتدا برای گوگل فعالیت می کرد و سپس با همکاری انریکه مونوز تورس همکار سابق خود، شرکت هوش مصنوعی و رسانه های مصرفی Lumi Labs را تاسیس کرد.

ماریسا مایر عضو هیئت مدیره شرکت هایی مانند Walmart و Jawbone می باشد و در شرکت های مختلف فناوری مانند Minted ،Airtime.com ،uBeam ،Square ، One Kings Lane ، Natera و Nootrobox سرمایه گذاری کرده است.

خانواده و زندگی شخصی

مریسا مایر، با زک بوگ، وکیل و سرمایه گذار اینترنتی در دسامبر ۲۰۰۹ ازدواج کرد. او یک پسر و دو دختر دوقلو به نام های ماریل و سیلوانا دارد. او در پنت هاوس لوکس ۵ میلیون دلاری در بالای هتل Four easons در سانفرانسیسکو اقامت دارد. او کلکسیون دار هنر، علاقه مند به کاپ کیک است و به طور فعال در ماراتن ها شرکت می کند. و ارزش خالص دارایی او حدود ۶۰۰ میلیون دلار تخمین زده شده است.

جان کوم بنیانگذار برنامه واتس‌اپ

جان کوم بنیانگذار برنامه واتس‌اپ و کارآفرین فناوری

جان کوم یکی از کارآفرینان تکنولوژی آمریکا و متولد اوکراین است. او با همکاری برایان اکتون، برنامه پیام رسانی تلفن همراه واتس‌اپ (WhatsApp) را تاسیس کرد. این اپلیکیشن بسیار محبوب تلفن همراه توسط شرکت فیس‌بوک در سال ۲۰۱۴ با هزینه ای بالغ بر ۱۹ میلیارد دلار خریداری شد.

جان کوم که امروز یک میلیاردر است، از ثروتمندترین کارآفرینان آمریکایی محسوب می شود. اما تا همین چند سال پیش به حدی فقیر بود که برای گذران زندگی مجبور بود از برنامه کمک غذایی آمریکا(استمپ فود) استفاده کند. وی در خانواده ای متواضع در اوکراین متولد شد و در نوجوانی به همراه مادر و مادربزرگش به ایالات متحده مهاجرت کرد. سال های ابتدایی زندگی جان در کشور جدید بسیار دشوار بود. این خانواده به شدت برای تامین هزینه های زندگی تلاش می کردند.

وضعیت آنها زمانی بدتر شد که مادر جان به سرطان مبتلا شد و در نهایت از دنیا رفت. جان کوم با روحیه شکست ناپذیری که داشت دبیرستان رفت و در حالی که هنوز در دانشگاه تحصیل می کرد، در یاهو به عنوان مهندس زیرساخت شغلی شروع به فعالیت کرد. وی با برایان اکتون، یکی دیگر از کارمندان یاهو آشنا شد که در سال های بعدی با یکدیگر همکاری طولانی مدتی را آغاز کردند.

پس از چندین سال فعالیت در یاهو، جان کوم و اکتون شغل خود در یاهو را رها کردند تا مسیرهای جدیدتری را در شبکه های اجتماعی کشف کنند. سرانجام علاقه آنها به شبکه های اجتماعی باعث شد تا واتس‌اپ را به عنوان یک برنامه پیام رسان تلفن همراه تاسیس کنند، برنامه ای که به محبوب ترین پلتفرم پیام رسانی در جهان تبدیل شد.

جان کوم بنیانگذار برنامه واتس‌اپ و کارآفرین فناوری

دوران کودکی و سال های ابتدایی زندگی

جان کوم در ۲۴ فوریه ۱۹۷۶ در کیو، اتحاد جماهیر شوروی اوکراین، از پدر و مادری یهودی به دنیا آمد و‌‌ تک فرزند بود. آنها در شهری کوچک زندگی ساده ای داشتند، شهری که خانواده کوم در آن اقامت داشتند به دلیل فضای بی نظم سیاسی و یهود ستیزی در کشور بهم ریخته بود.

خانواده او برای فرار از شرایط نامساعد در سرزمین مادری خود، تصمیم گرفتند به ایالات متحده مهاجرت کنند. جان به همراه مادر و مادربزرگش در سال ۱۹۹۲ به آمریکا نقل مکان کردند و پدرش قصد داشت بعداً به خانواده بپیوندد. با این حال، پدر جان در اوکراین بیمار شد و نتوانست در ایالات متحده به خانواده خود بپیوندد و در سال ۱۹۹۷ درگذشت.

جان در زمان مهاجرت تنها ۱۶ سال سن داشت. او برای سازگاری با شرایط زندگی در کشور جدید با چالش های قابل توجهی روبرو شد. مادر جان برای کسب درآمد به پرستاری از کودکان پرداخت و خود جان کوم نیز به عنوان نظافتچی در یک فروشگاه مواد غذایی شروع به کار کرد.

او در دوران دبیرستان به حرفه برنامه نویسی علاقه مند شد و متوجه شد که استعداد ذاتی آن را دارد. زمانی که تحصیلات خود را در ۱۸ سالگی به پایان رساند، یک مهندس ماهر شبکه کامپیوتر بود که تنها با تلاش خود و بدون هیچ مربی مبانی آن را آموخته بود.

جان کوم در دانشگاه ایالتی سن خوزه ثبت نام کرد. در حالی که هنوز دانشجو بود، با شرکت حسابداران جهانی ارنست و یانگ به عنوان یک آزمایشگر امنیت شغلی شروع به همکاری کرد تا با درآمد آن از عهده هزینه های تحصیل خود بر بیاید.

جان کوم بنیانگذار برنامه واتس‌اپ

حرفه اصلی جان کوم

جان در ادامه مسیر حرفه ای خود به موتور جستجوی جدید یعنی شرکت یاهو پیوست تا سطح امنیتی را در سیستم تبلیغاتی این شرکت بررسی کند. در حالی که بر روی این موضوع کار میکرد، با برایان اکتون، یکی از کارمندان قدیمی یاهو آشنا شد. این دو مرد شباهت های زیادی با هم داشتند و به سرعت با یکدیگر صمیمی شدند .زیرا هر دو رویکرد غیرمنطقی مشابهی در کار داشتند.

بعد از چند ماه کوم در حالی که هنوز در دانشگاه ایالتی سن خوزه تحصیل می کرد به عنوان مهندس زیرساخت به یاهو پیوست. چند روز پس از اینکه جان فعالیت خود را در یاهو آغاز کرد، سیستم این شرکت دچار خرابی شد و کوم که در همان زمان در کلاس درس حضور داشت، بلافاصله برای حل این مشکل فراخوانده شد. در این مقطع کوم متوجه شد که باید بین تحصیل در دانشگاه یا فعالیت در یاهو یکی را انتخاب کند و دومی را انتخاب کرد.

کوم و اکتون به مدت نه سال در یاهو با هم کار کردند. در این مدت آنها نه تنها دوستان خوبی بودند، بلکه به علاقه متقابل خود در دنیای رسانه اجتماعی که به سرعت در حال رشد بود، پی بردند. با این حال، یاهو فرصتی برای کاوش در رسانه های اجتماعی به آنها نداد، بنابراین این دو در سال ۲۰۰۷ شغل خود را ترک کردند تا مسیر های جدیدتری را کشف کنند.

جان کوم و اکتون هر دو یک سال مرخصی گرفتند و به آمریکای جنوبی سفر کردند. در بازگشت به ایالات متحده، هر دو به طور جداگانه درخواست همکاری در فیس بوک و توییتر را دادند و هر دو توسط این دو شرکت رد شدند. در سال ۲۰۰۹، جان کوم یک آیفون جدید خریداری کرد. در بازدید از یکی از اولین اپ‌استپر هایی که افتتاح شد، متوجه پتانسیل ارائه شده توسط بازار برای برنامه های سازگار با آیفون شد.

به این صورت ایده برنامه ای برای ارتباط راحت و ارزان قیمت در ذهن جان جرقه زد. او که از این ایده هیجان زده شده بود، موضوع را با اکتون در میان گذاشت و این دو نفر در تولد کوم، یعنی ۲۴ فوریه ۲۰۰۹، شرکت جدید خود را، به نام WhatsApp Inc، تاسیس کردند. یکی از اصول اساسی آنها این بود که شرکت آنها هرگز به هیچ وجه درآمد تبلیغاتی را نمی پذیرد.

این دو در اوایل سال ۲۰۱۰ پیام رسان واتس‌اپ (WhatsApp) را راه اندازی کردند. پیام رسان اولیه آنها دائماً خراب می شد و جان کوم و اکتون در تبلیغ این برنامه با چالش های زیادی روبرو می شدند. کوم پس از چند ماه تلاش ناامید شد. او در آستانه تسلیم شدن بود که اکتون او را متقاعد کرد تا به پیام رسان واتس‌اپ فرصت بیشتری برای موفقیت بدهد.

در آن زمان تعداد زیادی پیام رسان وجود نداشت و به تدریج واتس‌اپ در بین کاربران به محبوب دست یافت. افزایش محبوبیت این برنامه بنیانگذاران را متقاعد کرد تا سرمایه بیشتری ارائه دهند. رابط کاربری واتس‌اپ طی چندین ماه به طور پیوسته رشد کرد و بهبود یافت، و تا فوریه ۲۰۱۳، حدود ۲۰۰ میلیون کاربر فعال داشت.

محبوبیت فزاینده واتس‌اپ توجه غول رسانه های اجتماعی فیس‌بوک را به خود جلب کرد و در نهایت پیام رسان واتس‌اپ را با ۱۹ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۴ خرید. تا سال ۲۰۱۶ واتس‌اپ با داشتن یک میلیارد کاربر به محبوب ترین برنامه پیام رسانی تبدیل شد.

جان کوم بنیانگذار برنامه واتس‌اپ

کارهای عمده جان کوم

جان کوم به همراه برایان اکتون پیام رسان واتس‌اپ (توسعه یافته توسط WhatsApp Inc) را راه اندازی کرد که در ابتدای سال ۲۰۱۰ منتشر شد. این برنامه پیام‌رسان فوری برای تلفن های هوشمند، به محبوب ترین نرم افزار پیام‌رسانی در سال ۲۰۱۶ شد.

جوایز و دستاوردها

جان کوم و برایان اکتون در هشتمین دوره جوایز سالانه Crunchies در سال ۲۰۱۵ در گروه بنیانگذار سال موفق به کسب جایزه شدند.

ارزش خالص دارایی

دارایی خالص جان کوم ۹.۷ بیلیون برآورد شده است.

شریل سندبرگ کارآفرین و مدیر اجرایی فیسبوک

شریل سندبرگ کارآفرین و مدیر اجرایی فیسبوک

شریل سندبرگ مدیر اجرایی فناوری و نویسنده آمریکایی است که به عنوان مدیر عامل اصلی (COO) فیس بوک شناخته می شود. وی در حال حاضر به عنوان اولین عضو زن در هیئت مدیره فیس بوک فعالیت می کند. او همچنین بنیانگذار Leanin.org و مولف دو کتاب «تغییر مسیر: زنان، شغل، و پیشرفت» و «گزینه B: روبرو شدن با سختی، ارتقای حد تحمل و یافتن شادی» است. او پیش از پیوستن به فیس بوک، معاون فروش جهانی و عملیات آنلاین در گوگل بود و به راه اندازی بخش بشردوستانه Google.org کمک کرد.

شریل سندبرگ همچنین به عنوان رئیس ستاد خزانه داری لارنس سامرز، که استاد و مربی لو در هاروارد بود، خدمت کرد. سندبرگ به عنوان سخنران اصلی در رویدادهای مختلف دعوت شده است و تجربه سخنرانی TED با عنوان «چرا ما تعداد کمی رهبران زن داریم» برگزار کرده تست. در سال ۲۰۱۲، او در فهرست سالانه ۱۰۰ نفر از بانفوذترین افراد جهان در مجله Time معرفی شد و هم اکنون در رتبه چهارم در لیست قوی ترین زنان فوربز قرار دارد.

بیوگرافی شریل سندبرگ کارآفرین

کودکی و اوایل زندگی

شریل کارا سندبرگ در ۲۸ آگوست ۱۹۶۹ در واشنگتن D.C متولد شد. والدین او ژول سندبرگ، چشم پزشک و ادل سندبرگ، معلم زبان فرانسه هستند. والدین شریل شغل و تحصیلات خود در مقطع دکترا، برای بزرگ کردن فرزندانش ترک کردند. شریل و خواهر و برادرهای کوچکترش، دیوید و میشل، در ساحل شمالی میامی فلوریدا بزرگ شدند. جایی که خانواده، زمانی که شریل دو ساله بود به آنجا مهاجرت کردند.

شریل سندبرگ کارآفرین و مدیر اجرایی فیسبوک

او دوران راهنمایی خود را در مدرسه Highland Oaks در North Miami-Dade شرکت کرد و در دبیرستان نیز وارد مدرسه North Beach Miami Beach شد. شریل در سال ۱۹۸۷ فارغ التحصیل شد. در سال های دبیرستان، در انجمن ملی افتخارات، هیئت اجرایی بود. او همچنین ایروبیک آموزش می داد. در سال ۱۹۹۱، او با لیسانس اقتصاد از هاروارد فارغ التحصیل شد و به عنوان دانشجوی برتر فارغ التحصیل اقتصاد، John H. Williams را دریافت کرد. استاد شریل سندبرگ، لری سامرز پیشنهاد داد که در مورد مقاله پایان نامه او مشاوره دهد.

وی حدود یک سال معاون تحقیقات سامرز در بانک جهانی بود و در این مدت روی پروژه های بهداشتی در هند که درمورد جذام، ایدز و نابینایی بود کار می کرد. او در سال ۱۹۹۳ وارد دانشکده بازرگانی هاروارد شد و دو سال بعد، فوق لیسانس خود را با بالاترین نمره بدست آورد.

حرفه شریل سندبرگ

اولین کار سندبرگ به عنوان مشاور مدیریت شرکت مک کینزی بود که حدود یک سال در سال های ۱۹۹۵-۱۹۹۶ انجام داد. در پنج سال بعدی، به لری سامرز که در آن زمان وزیر خزانه داری ایالات متحده در زمان ریاست جمهوری بیل کلینتون بود، کمک کرد. شریل سندبرگ پس از به قدرت رسیدن جمهوری خواهان در نوامبر ۲۰۰۰، شغل خود را ترک کرد و با انتقال به سیلیکون ولی، به شرکت گوگل پیوست.

از نوامبر ۲۰۰۱ تا مارس ۲۰۰۸، به عنوان معاون فروش و عملیات جهانی آنلاین، بر فروش و تبلیغات و انتشار محصولات، محصولات مصرفی و جستجوی گوگل نظارت داشت. در اواخر سال ۲۰۰۷، شریل سندبرگ که مشتاق مسئولیت پذیری بیشتری بود، تمایل خود را برای دریافت سمت مدیر اجرایی شرکت واشنگتن پست، به دونالد گراهام مدیرعامل آن اعلام کرد.

در ماه دسامبر، در مهمانی کریسمس به میزبانی دن روزنزویگ، او با مارک زاکربرگ، بنیانگذار و مدیرعامل فیسبوک ملاقات کرد و یک گفتگوی طولانی پس از معرفی خود با یکدیگر داشتند. در ماه های بعد، وی چندین ملاقات خصوصی با زاکربرگ داشت تا در مورد چگونگی سودآوری فیس بوک صحبت کند. پس از آن، زاکربرگ به او پیشنهاد سمت مدیر اجرایی فیس بوک (COO) را داد.

شریل سندبرگ با علم به اینکه شبکه های اجتماعی چشم انداز بهتری نسبت به روزنامه ها دارند، پیشنهاد دونالد گراهام و همچنین اریک اشمیت مدیرعامل گوگل را برای سمت مدیریت ارشد مالی، رد کرد.

شریل سندبرگ کارآفرین و مدیر اجرایی فیسبوک

شریل سندبرگ، که تمایل داشت نقش چالش برانگیزتری را برعهده بگیرد، پیشنهاد شغلی گوگل را رد کرد زیرا اشمیت و دو بنیانگذار آن، لری پیج و سرگئی برین، تصمیمات اصلی را در این شرکت گرفته بودند. در فوریه ۲۰۰۸، وی سرانجام تصمیم گرفت پیشنهاد زاکربرگ را بپذیرد و با وجود تلاش های فراوان مدیر گوگل برای ماندن او، آنجا را ترک کرد.

بلافاصله پس از پیوستن به فیسبوک در مارچ ۲۰۰۸، او با صدها نفر از کارمندان خود صحبت کرد تا رابطه صمیمی با آنها برقرار کند که زاکربرگ نتوانسته بود به آن دست یابد. در طی دو سال، او با ارائه تبلیغات هوشمندانه، فیسبوک را به یک شرکت سودآور تبدیل کرد. در سال ۲۰۱۲، وی به عنوان اولین زن، عضو هیئت مدیره فیسبوک انتخاب شد.

وی پیش از این در سال ۲۰۰۹ به عنوان عضوی از هیئت مدیره شرکت Walt Disney و Starbucks معرفی شده بود و همچنین در مرکز توسعه جهانی و V-Day مشغول فعالیت بود.

کتاب ها و فعالیت های انسان دوستانه شریل سندبرگ

شریل سندبرگ در کتاب خود با عنوان «تغییر مسیر: زنان، شغل و میل به پیشرفت» که در سال ۲۰۱۳ با نل اسکول همکاری داشت،  به مواردی چون نبود زنان در سمت های رهبری دولت و مشاغل مهم پرداخت. با وجود موفقیت بی حد و حصر این کتاب انتقاد هایی را نیز به جهت بیش از حد نخبه گرایی و بی توجهی به مبارزات پیش روی زنان متوسط ​​در محیط کار در پی داشت.

در سال ۲۰۱۳، با سود حاصل از فروش کتاب خود، موسسه غیرانتفاعی “Lean In” (به نام LeanIn.Org) را تاسیس کرد تا به طور مداوم الهام‌بخش زنان باشد و حمایت مداومی برای زنان ارائه دهد تا به آنها در رسیدن به اهدافشان کمک کند.

در سال ۲۰۱۶، آن را به «بنیاد خانوادگی شریل سندبرگ و دیو گلدبرگ» به عنوان یک سازمان اصلی برای LeanIn.Og تغییر داد و سازمان جدید دیگری بعد از انتشار کتاب «گزینه B» شکل گرفت.

شریل سندبرگ کارآفرین و مدیر اجرایی فیسبوک

آثار مهم

شریل سندبرگ به این معروف است که فیس بوک را به یک شرکت سودآور تبدیل کرده است. زیرا فیسبوک در ابتدا تنها به عنوان یک سایت جالب طراحی شده بود و تقریباً قبل از این که او به عنوان مدیر اجرایی آن فعالیت کند، درآمد دیگری نداشت. وی پیش از این به عنوان رئیس ستاد خزانه داری لارنس سامرز ایالات متحده خدمت کرده بود و در راه اندازی بخش خیرخواهانه Google.org نقش داشت.

جوایز و دستاوردها

شریل سندبرگ در گذشته توسط فوربز بارها در لیست قدرتمندترین زنان معرفی شده بود و در حال حاضر در رده چهارم این فهرست قرار دارد. در طول یک دهه گذشته، وی در فهرست های مختلفی با عناوین مختلف در مجلاتی چون Fortune، وال استریت ژورنال، Time،Business Week ،  The Jerusalem Post و … قرار گرفته است. در ژوئن ۲۰۱۲، او اولین زنی بود که به عنوان یکی از اعضای هیئت مدیره فیسبوک فعالیت کرد. در سال ۲۰۱۳، کتاب “Lean In” او در فهرست فایننشال تایمز قرار گرفت و جایزه کتاب کسب و کار سال را اخذ کرد.

زندگی شخصی و میراث

شریل سندبرگ در سال ۱۹۹۳ با برایان کراف ازدواج کرد، اما این زن و شوهر یک سال بعد طلاق گرفتند. در سال ۲۰۰۴، او با دیو گلدبرگ ازدواج کرد که در آن زمان مدیر اجرایی یاهو بود و سپس مدیرعامل SurveyMonkey شد.

در اول ماه می سال ۲۰۱۵ گزارش شد که همسر شریل درگذشت. دلیل فوت او آسیب دیدگی ناحیه سر که به هنگام تعطیلات در مکزیک برای او رخ داده بود اعلام شد، اما بعداً مشخص شد که وی به علت ورم مفاصل فوت کرده است. شیل هم اکنون به همراه پسر و دخترش در منلو پارک کالیفرنیا زندگی می کند.

در سال ۲۰۱۵، شریل سندبرگ یکی از ۳۵ امضا کننده نامه‌ای بود که خطاب به آنگلا مرکل صدراعظم آلمان و رئیس اتحادیه آفریقا، نکوسازانا دلامینی-زوما، نوشته شده و خواستار برابری زنان در مرحله جهانی بود. او همچنین از کمپین جنجالی “Ban Bossy” در سال ۲۰۱۴ حمایت مالی کرد.

داستان موفقیت سارا بلیکلی کارآفرین و موسس شرکت اسپنکس

داستان موفقیت سارا بلیکلی کارآفرین و موسس شرکت اسپنکس

سارا بلیکلی یک کارآفرین آمریکایی و میلیاردری خودساخته است. او بنیانگذار کمپانی اسپنکس (Spanx) است. این کمپانی، یک شرکت تولید جوراب شلواری مستقر در آتلانتا، جورجیا است. سارا دستاورد های زیادی داشته و فوربس او را به عنوان یکی از قدرتمندترین زنان جهان در سال ۲۰۱۴ معرفی کرده است. سارا بلیکلی با روحیه کارآفرینی واقعی خود، اخیراً “نسل بعدی LEG-UP” را معرفی کرده است. برنامه ای که برای شناسایی کارآفرینان زن موفق و همفکر طراحی شده است.

بلیکلی از دانشگاه ایالتی فلوریدا فارغ التحصیل لیسانس ارتباطات است. وی قبل از این که ابتدا به عنوان فروشنده در شرکت تأمین دنکا شروع به کار کند، شغل های مختلفی را در مدت سه ماه در والت دیزنی انجام داد. در مدتی که در این شرکت فعالیت می کرد مجبور بود از جوراب شلواری استفاده کند، برای اینکه راحت باشد تصمیم گرفت شلوار خود را ببرد و با ایده ای که داشت نوع جدیدی جوراب شلواری تولید کند که باعث شد لاغرتر به نظر برسد و بتواند همزمان از کفش های جلو باز استفاده کند، در نهایت متوجه شد که پوشاکی که تولید کرده است باب میل زنان بسیار دیگری است.‌

در سال ۲۰۰۰، سارا بلیکلی از ۵۰۰۰ دلار پس انداز شخصی خود برای بازاریابی ابتکارش استفاده کرد. او در طول روز در دانکا کار می کرد و شب ها را به تحقیق در مورد انواع پارچه، ثبت اختراعات و طرح های برند تجاری اختصاص می داد. او در نهایت یک کارخانه جوراب شلواری پیدا کرد که مایل به تولید جوراب خاص سارا بود.

سارا بلیکلی درخواست حق ثبت اختراع خود را نوشت و نام محصول را مشتاقانه “Spanx” گذاشت. سارا آرمی نیز با تصویر یک زن جوان بلوند که از خودش الگو گرفته بود، انتخاب کرد. بلیکلی به جای سرمایه گذاری در زمینه تبلیغات محصولاتش، به سراسر ایالات متحده آمریکا سفر کرد و برای معرفی آنها فروشگاه هایی مانندNeiman Marcus را متقاعد کرد تا به فروش محصولات او بپردازند.

داستان موفقیت سارا بلیکلی

دوران کودکی

سارا بلیکلی در ۲۷ فوریه ۱۹۷۱ در کلیرواتر، شهر ساحلی فلوریدا متولد شد. پدر وی وکیل دادگستری بود. او در دبیرستان کلیرواتر تحصیل کرده و در رشته ارتباطات از دانشگاه ایالتی فلوریدا فارغ التحصیل شد. سارا عضوی از انجمن FSU بود. او از همان کودکی مهارت های کارآفرینی خود را به نمایش گذاشت. او یک خانه خالی از سکنه برای هالووین در محله خود ساخت و از همسایگان بابت آن پول گرفت.

داستان موفقیت سارا بلیکلی کارآفرین و موسس شرکت اسپنکس

شروع فعالیت حرفه ای

سارا بلیکلی قصد داشت رشته حقوق و حرفه پدرش را دنبال کند، اما در آزمون پذیرش دانشکده حقوق حدنصاب نمره قبولی را کسب نکرد و به مدت چند ماه به دنیای والت دیزنی در اورلاندو، فلوریدا پیوست. او در این دوره به عنوان یک استندآپ کمدین مستقل فعالیت کرد.

سارا به عنوان یک فروشنده به فروش دستگاه های فکس در دانکا، یک شرکت تامین کننده وسایل دفتر کار، فعالیت می کرد. ایده اولیه شرکت اسپنکس در حالی که هنوز در این شرکت به فروشندگی مشغول بود، در ذهن سارا جوانه زد. سفر سارا برای تبدیل شدن به یکی از موفق ترین و ثروتمندترین کارآفرینان زن، به خودی خود الهام بخش است. این یک استاندارد است که سایر کارآفرینان برای دستیابی به آن تلاش می کنند. او اکنون برای راه اندازی برنامه LEG UP تلاش می کند. سارا قصد دارد به کمک این برنامه، زنان شاغل را به نمایش بگذارد و تشویق کند.

این موفقیت سارا ‌۱۵ سال طول کشید. او همچنان انقلابی را در نحوه لباس پوشیدن زنان به وجود آورد. سارا بلیکلی کمپانی پوشاکی را تاسیس کرد که شامل محصولاتی مانند، جوراب شلواری و لباس مناسب یوگا بود. تجربه شخصی سارا در محل کار به او انگیزه داد و وی را ترغیب کرد که شرکت اسپنکس (Spanx) را راه اندازی کند.

سارا در سن ۲۷ سالگی، به آتلانتا جورجیا نقل مکان کرد و پس اندازی که از فروش دستگاه فکس به دست آورده بود را برای اجرای ایده جوراب شلواری سرمایه گذاری کرد. سارا بلیکلی حق ثبت اختراع خود را نوشت، زیرا نتوانست هیچ وکیل زنی را پیدا کند که همان کار را انجام دهد. کارخانجات تولید جوراب در کارولینای شمالی از ایده او استقبال نکردند.

اما مقاومت و سرسختی او، مسیر موفقیت را هموار کرد و خیلی زود اولین نمونه محصول خود را به پایان رساند. سارا با نوآوری و ماهیت مبتکرانه ایده خود، استانداردهای جدیدی را در بازار جوراب شلواری تنظیم کرد. او برای بسته بندی محصولات خود رنگ قرمز و جسورانه ای انتخاب کرد و از تصاویر متنوع زنان استفاده کرد.

سارا بلیکلی با نماینده گروه Neiman Marcus دیدار جنجالی و برنامه ریزی شده ای داشت که به عنوان نقطه عطف در حرفه او محسوب می شود. سارا نماینده گروه را بابت مزایای محصول طراحی شده خود قانع کرد. محصولات او در هفت فروشگاه Neiman Marcus برای فروش جایی پیدا کردند.

داستان موفقیت سارا بلیکلی کارآفرین و موسس شرکت اسپنکس

این تازه شروع ماجرا بود و برند های معتبر دیگری همچونBloomingdales ، Saksو Bergdorf Goodman با او همراه شدند. سارا به اپرا وینفری سبدی از محصولات خود را هدیه داد، با یادداشتی که ایده خود را توضیح می داد. این اقدام، موجب موفقیت بیشتر برند اسپنکس شد، زیرا وینفری Spanx را به عنوان کالای مورد علاقه خود معرفی کرد.

سارا صاحب ۱۰۰٪ برند اسپنکس است. دفتر مرکزی شرکت اسپنکس (Spanx) در آتلانتا، قرار دارد. Spanx در تقریباً ۵۰ کشور جهان نمایندگی دارد و مغازه های خرده فروشی نیز در ایالات متحده افتتاح کرده است. این برند شعار خود را با هدف درک زنان از ارزش واقعی خود حفظ کرده است.

سارا بلیکلی آرزویی مبنی بر طراحی راحت ترین کفش پاشنه بلند دارد. او در برنامه های مختلف تلویزیونی نیز حضور داشته است. او در The Rebel Billionaire، یک مجموعه تلویزیونی ریلیتی شو شرکت کرد و به جایگاه دوم دست یافت. سارا یکی از داوران ریلیتی شو تلویزیونی مخترعان آمریکایی بود.

فعالیت های بشردوستانه سارا بلیکلی

او بنیاد سارا بلیکلی را تأسیس کرد که به زنان آموزش تحصیلی و  کارآفرینی می دهد. این بنیاد بورس های تحصیلی را به زنان جوان در پردیس اجتماعات و انجمن توسعه فردی در آفریقای جنوبی اهدا می کند. سارا در برنامه اپرا وینفری ظاهر شد و درآمد خود را به آکادمی به رهبری اپرا وینفری برای دختران اهدا کرد. سارا اولین میلیاردر زنی بود که به “Giving Pledge” پیوست، جایی که یک شخص حداقل نیمی از ثروت خود را به امور خیریه اهدا می کند.

زندگی شخصی

سارا بلیکلی با خواننده رپ سابق آمریکایی Jesse Itzlerat ازدواج کرد. این عروسی در هتل و باشگاه گاسپاریلا در بوکا گراند، فلوریدا، ایالات متحده برگزار شد.

سارا در سال ۲۰۱۴ توسط فوربز در رتبه ۹۳مین زن قدرتمند جهان قرار گرفت. او اولین میلیاردر زنی بود که عضوی از Giving Pledge بود. تحت این تعهد، ثروتمندان حداقل نیمی از ثروت خود را برای فعالیت های بشردوستانه اهدا می کنند. مجله فوربز به دلیل دستاوردهای چشمگیر سارا بلیکلی، او را به عنوان جوانترین میلیاردر زن خود ساخته جهان معرفی کرد. او در مجله تایمز تحت عنوان ۱۰۰ نفر از بانفوذترین افراد جهان، معرفی شد.

داستان موفقیت سارا بلیکلی کارآفرین و موسس شرکت اسپنکس

۴ توصیه سارا بلیکلی برای موفقیت

۱) سارا یکی از طرفداران بزرگ بصری کردن هدف بزرگ خود از راه های خاص و مشخص است. او ۱۵ سال قبل از این اتفاق، خودش را به وضوح در برنامه تلویزیونی اپرا تصور می کرد. او می دانست که این اتفاق خواهد افتاد.

۲) پدر سارا به فرزندانش یاد داده بود که شکست نقطه عطفی در مسیر موفقیت فرد است. تمرکز بر شکست بزرگ به سارا این امکان را می دهد تا درک کند که شکست نتیجه نیست؛ بلکه به معنی عدم تلاش است. باید به اندازه کافی از منطقه راحتی خود دور شوید و سعی کنید بیشتر از آنچه روز گذشته بودید باشید. شکست بزرگ چیز خوبی است.

۳) خیلی زود ایده شکننده و تازه خود را با جهان به اشتراک نگذارید. سارا توضیح می دهد که ایده ها آسیب پذیر و شکننده هستند. صبر کنید تا کاملاً در مسیر اهداف خود پیش بروید قبل از اینکه آن را با مردم به اشتراک بگذارید. خوب، آنها شما را ناامید می کنند و تمام دلایلی را که باعث می شود ایده شما با شکست مواجه شود را ارائه می دهند. اما شما باید آمادگی مقابله با دلایل آنها را داشته باشید.

۴) باور کنید که شما توانایی اجرای ایده خود را دارید. سارا  بلیکلی مطلقاً چیزی در مورد لباس زیر زنانه، ثبت اختراع یک محصول جدید، تولید، بازاریابی، توسعه محصول، توسعه وب سایت، کسب و کار آنلاین و موارد دیگر نمی دانست. اما این مانع او نشد. او تحقیقاتی را در مورد آنچه نمی دانست انجام می داد، و برای آنچه که نمی توانست انجام دهد افرادی را استخدام کرد و با تعهد و انرژی به راه خود ادامه داد. اجرای ایده خود را فقط به این دلیل که فکر می کنید توانایی اجرای آن را ندارید متوقف نکنید.

 

مادام واکر اولین کارآفرین میلیونر زن آمریکا

مادام واکر اولین کارآفرین میلیونر زن آفریقایی تبار آمریکا

مادام واکر اولین زن میلیونر آمریکایی آفریقایی بود که با تولید محصولات تخصصی مراقبت مو کسب و کار موفقی راه اندازی کرد. او از اولین زنان آمریکایی بود که به یکی از ثروتمندترین کارآفرینان جهان تبدیل شد.

مادام سی.جی واکر چه کسی بود؟

مادام واکر که سال ها از بیماری پوست سر که منجر به ریزش موی او شده بود، رنج می برد، محصولات مراقبت مو آفریقایی آمریکایی را اختراع کرد. او به سراسر کشور سفر می کرد و با سخنرانی های خود، محصولات خود را تبلیغ می کرد. در نهایت آزمایشگاه های مادام سی.جی واکر را برای تولید لوازم آرایشی و آموزش زیبایی تاسیس کرد. کسب و کار او باعث شد که او یکی از اولین زنان آمریکایی باشد که به یک میلیونر خودساخته تبدیل می شود. او همچنین به خاطر تلاش های بشردوستانه خود، از جمله کمک مالی به انجمن YMCA ایندیاناپولیس در سال ۱۹۱۳، مشهور بود.

اوایل زندگی

مادام واکر با نام اصلی سارا بریدلاو در ۲۳ دسامبر ۱۸۶۷ در مزارع پنبه ای در نزدیکی دلتا، لوئیزیانا به دنیا آمد. والدین او، اوون و مینروا، که برده بودند اخیرا آزاد شده بودند. سارا، که فرزند پنجم آنها بود، اولین کسی بود که در خانواده اش، به عنوان شخصی آزاد به دنیا آمد. مینروا در سال ۱۸۷۴ و سال بعد اوون نیز درگذشت. بنابراین مادام واکر در سن هفت سالگی یتیم شد.

پس از درگذشت پدر و مادرش، سارا برای زندگی به خانه خواهرش لووینا و همسرش رفت. این سه نفر در سال ۱۸۷۷ به ویکسبورگ، می سی سی پی نقل مکان کردند، جایی که سارا پنبه می چید و به احتمال زیاد به کارهای خانه می پرداخت، اگرچه هیچ شواهدی در مورد اثبات اشتغال وی در آن زمان وجود ندارد.

مادام واکر محیط کار پر تنشی داشت و همچنین بدرفتاری های مکرر همسر خواهرش را تحمل می کرد. در نتیجه برای فرار از این شرایط با مردی به نام مک ویلیام ازدواج کرد. در ۶ ژوئن ۱۸۸۵، سارا دختری به نام “A’Lelia” به دنیا آورد. همسر مادام واکر دو سال بعد درگذشت. بنابراین سارا و A’Lelia به سنت لوئیس نقل مکان کردند. برادران سارا در این شهر به عنوان آرایشگر فعالیت می کردند.

مادام واکر اولین کارآفرین میلیونر زن آمریکا

سارا نیز به عنوان رختشوی کار خود را شروع کرد و روزانه ۱.۵۰ دلار درآمد داشت. درآمدی که برای فرستادن دخترش به مدارس عمومی شهر کافی بود. او همچنین هر وقت که ممکن بود در مدرسه عمومی شبانه شرکت می کرد. زمانی که در سنت لوئیس بود، مادام واکر با همسرش چارلز جی واکر که در زمینه تبلیغات فعالیت می کرد، آشنا شد. او بعداً به ارتقاء کسب و کار مادام واکر در زمینه محصولات مراقبت از مو کمک کرد.

مراقبت از مو

در دهه ۱۸۹۰، مادام واکر دچار اختلالی در پوست سرش شد که بیشتر موهای خود را طی این بیماری از دست داد. در  نتیجه او در تلاش برای بهبود وضعیت خود شروع به آزمایش روش های خانگی تولید محصولات مراقبت از مو و همچنین خرید این محصولات کرد. در سال ۱۹۰۵، توسط Annie Turnbo Malone، یک کارآفرین موفق، در زمینه محصولات مراقبت از مو، به عنوان نماینده شرکت استخدام شد و به دنور، کلرادو نقل مکان کرد.

شرکت خانم مادام واکر

در حالی که همسرش، چارلز، به او کمک می کرد تا تبلیغات درمانی را در مورد مراقبت از مو برای آمریکایی های آفریقایی تبار انجام دهد، او در حال بهبودی بود. همچنین چارلز او را تشویق کرد تا از نام “مادام واکر” استفاده کند. در نتیجه پس از آن به این نام شناخته شد. در سال ۱۹۰۷ واکر و همسرش برای تبلیغ محصولات خود به جنوب و جنوب شرقی سفر کردند و به سخنرانی در مورد «روش واکر» شامل فرمول پماد مخصوص، شانه مو و استفاده از شانه های گرم پرداختند.

واکر به یکی از مشهورترین آمریکایی های آفریقایی تبار تبدیل شد و مورد استقبال مطبوعات سیاه پوستان قرار گرفت. موفقیت کسب و کار او باعث شد بتواند در خانه هایی زندگی کند که نسبت به محلی که در آن بزرگ شده بود بسیار متفاوت بود.

مادام واکر اولین کارآفرین میلیونر زن آمریکا

نمایندگان واکر

واکر و همسرش در سال ۱۹۰۸، با افزایش سودی که از فروش محصولات خود به دست آوردند، یک کارخانه و یک موسسه زیبایی در پیتزبورگ افتتاح کردند. تا سال ۱۹۱۰، زمانی که مادام واکر کسب و کار خود را به ایندیاناپولیس منتقل کرد، شرکت تولیدی مادام سی جی واکر به شدت، با سودهایی که معادل چند میلیون دلار پول امروزی بود موفقیت کسب کرده بود. در ایندیاناپولیس، این شرکت نه تنها محصولات آرایشی و بهداشتی تولید می کرد، بلکه نحوه فروش محصولات را نیز آموزش می داد.

نمایندگی های واکر در کلیه جوامع سیاه‌پوست ایالات متحده مشهور شدند. آنها به نوبه خود، فلسفه اکیزگی و زیبایی واکر را به عنوان ابزاری برای پیشبرد وضعیت آمریکایی های آفریقایی تبار ترویج دادند. واکر برای نمایندگان خود انجمن ها و همایش هایی برگزار می کرد که نه تنها فروش موفق، بلکه موفقیت های بشردوستانه و تحصیلی را در بین آمریکایی های آفریقایی تبار رواج داد.

سال های هارلم

در سال ۱۹۱۳، واکر و چارلز از یکدیگر طلاق گرفتند. بعد از این جدایی او به تنهایی در سراسر آمریکای لاتین و کارائیب سفر کرد؛ کسب و کار خود را ارتقا داد و افراد دیگری را برای آموزش روش های مراقبت از مو استخدام کرد. A’Lelia در حالی که مادرش سفر می کرد، به خرید و فروش ملک در هارلم، نیویورک کمک می کرد و مناطقی که برای فعالیت های تجاری آینده مناسب بودند را تشخیص می داد.

در سال ۱۹۱۶، پس از بازگشت از سفرهای خود، مادام واکر به خانه شهری جدید خود در هارلم نقل مکان کرد. وی از آنجا به کار خود ادامه می داد. ضمن اینکه کارهای روزانه کارخانه خود در ایندیاناپولیس را به نماینده خود واگذار کرده بود. واکر به سرعت خودش را با فرهنگ اجتماعی و سیاسی رنسانس هارلم وفق داد. او بنیادهای خیرخواهی را تاسیس کرد که شامل بورس های تحصیلی، کمک های مالی به خانه سالمندان، NAACP و کنفرانس ملی لینچینگ، از جمله سازمان های متمرکز بر بهبود زندگی آمریکایی های آفریقایی تبار بود.

وی همچنین به عنوان یک آمریکایی آفریقایی بیشترین میزان پول را برای ساخت YMCA ایندیاناپولیس در سال ۱۹۱۳ اهدا کرد. شهرت واکر به عنوان یک کارآفرین با میزان شهرت او به جهت انجام فعالیت های نیکوکاری به یک اندازه بود. او باشگاه هایی را برای کارمندان خود تاسیس کرد و آنها را ترغیب کرد که به جوامع خود بازگردند و به آنها برای انجام این کار پاداش داد. در زمانی که مشاغل برای زنان سیاه پوست نسبتاً محدود بود، او استعدادهای زنان را رواج داد، حتی اساسنامه شرکت خود را مبنی بر این که فقط یک زن می تواند در سمت ریاست فعالیت کند، تغییر داد.

خانه مادام واکر

در سال ۱۹۱۸ در ایروینگتون، هادسون در حدود ۲۰ مایلی شمال شهر نیویورک در دره هادسون، یک عمارت ایتالیایی ساخت که Lewaro نام داشت. این طرح توسط Vertner Tandy، معمار برجسته آمریکای آفریقایی طراحی شد. این ویلا مکان تجمع بسیاری از مشاهیر دوره رنسانس هارلم بود و در سال ۱۹۷۶ به عنوان یک نشان تاریخی ملی معرفی شد.

مادام واکر اولین کارآفرین میلیونر زن آمریکا

مرگ مادام واکر

واکر در ۲۵ می ۱۹۱۹ در سن ۵۱ سالگی در ویلا لوارو در اثر فشار خون بالا درگذشت. در سال ۱۹۸۱، شرکت تولیدی واکر فعالیت خود را متوقف کرد. یک خط لوازم آرایشی و محصولات مراقبت از مو با نام مادام سی.جی واکر در شعب Sephora در دسترس است. واکر یک سوم املاک خود را به دختر خود واگذار کرد، که به عنوان یکی از افراد مهم در رنسانس هارلم شناخته می شود، و مابقی آن را به خیریه های مختلف اهدا کرد. مراسم تشییع پیکر واکر در ویلای او انجام شد و وی در گورستان وودلاون در برانکس نیویورک به خاک سپرده شد.

میراث مادام واکر

در سال ۱۹۲۷، ساختمان واکر، یک مرکز هنری که او قبل از مرگ خود کار روی آن را آغاز کرده بود، در ایندیاناپولیس افتتاح شد. این مرکز مهم فرهنگی آمریکایی آفریقایی به مدت ده ها سال فعالیت داشت و اکنون به عنوان یک مکان تاریخی ملی ثبت شده است. در سال ۱۹۹۸، سرویس پستی ایالات متحده تمبر واکر را به عنوان بخشی از سری «میراث سیاه پوستان» منتشر کرد.

برنامه های وی برای دفتر مرکزی ایندیاناپولیس، ساختمان واکر، پس از مرگ وی انجام شد و در سال ۱۹۲۷ به پایان رسید. امروز، مادام واکر به عنوان یک کارآفرین زن پیشگام سیاه پوست شناخته می شود که به جهت استقلال مالی، کسب و کار و نیکوکاری خود الهام بخش بسیاری از زنان است.

رابرت کیوساکی

رابرت کیوساکی: نویسنده معروفی که پس از دو بار ورشکستگی میلیاردر شد!

رابرت کیوساکی (Robert Toru Kiyosaki) شخصیت مشهوری است که دیدگاه مردم به پول و کسب ثروت را تغییر داده است. او یک کارآفرین، سرمایه گذار، نویسنده و سخنران انگیزشی حرفه ای است. رابرت کیوساکی دلیل اینکه امروزه اکثر مردم در تلاش برای کسب درآمد هستند و با مسائل مالی درگیرند، را این می داند که با وجود سال ها آموزش و تمرین رسمی، چیزی در مورد پول نمی دانند.

او نویسنده کتاب «پدر ثروتمند، پدر فقیر» یا همان «پدر پولدار، پدر بی پول» است. این کتاب به یکی از محبوب ترین کتاب ها در زمینه ثروت تبدیل شده است. کتاب پدر پولدار، پدر بی پول مقایسه ای بین پدر واقعی او که تحصیل کرده اما فقیر بود، با پدر خیالی او که از دانشگاه ترک تحصیل کرده بود، اما ثروتمندترین مرد هاوایی بود، است. جالب اینجا است مردی که به یک میلیونر تبدیل شده و به مردم یاد می دهد که چگونه ثروتمند شوند، در یک مقطع زمانی در سرمایه گذاری های تجاری خود دو بار ورشکسته شده بود. با این حال، او در برابر شکست هایی که تجربه کرد تسلیم نشد و در عوض، به مردم آموخت که چگونه فقیر نشوند و از اخذ تصمیمات مالی اشتباه خودداری کنند.

بیوگرافی رابرت کیوساکی

کودکی و سال های اول زندگی

رابرت کیوساکی فرزند رالف ا کیوساکی در هیلو، هاوایی متولد شده است. او یک جد آمریکایی ژاپنی داشت. پدرش معلم و مربی حرفه ای بود. در نتیجه این امکان را برای کیوساکی فراهم کرد تا در مؤسسات آموزشی بهتری تحصیل کند. وی تحصیلات مقدماتی خود را از دبیرستان هیلو به پایان رساند. پس از آن در آکادمی نیروی دریای ایالات متحده در نیویورک ثبت نام کرد و در سال ۱۹۶۹ به عنوان افسر عرشه فارغ التحصیل شد.

رابرت کیوساکی

حرفه رابرت کیوساکی

با پایان تحصیلات، رابرت کیوساکی کار خود را روی کشتی های بازرگانی آغاز کرد که به وی امکان سفر به نقاط مختلف جهان را می داد. این سفرها او را در معرض فرهنگ های جدید و شیوه های متنوع زندگی قرار می داد. علاوه بر این، او شاهد فقر مردم در سراسر جهان بود. این سفرها تاثیر عمیقی بر او گذاشت. در سال ۱۹۷۲، در طول جنگ ویتنام، وی به عنوان خلبان بالگرد در ارتش دریایی خدمت کرد. به خاطر خدماتش به او مدال هوایی اعطا شد. دو سال بعد، او از سپاه دریایی خارج شد. با این حال، به جای بازگشت به هاوایی، به نیویورک نقل مکان کرد.

اولین تجربه ورشکستگی

وی از سال ۱۹۷۴ تا ۱۹۷۸ به عنوان معاون فروش در یک شرکت زیراکس برای فروش دستگاه های کپی مشغول به کار شد. در همین حال، در سال ۱۹۷۷، با صرفه جویی و پس انداز کافی، شرکتی را راه اندازی کرد که کیف پول هایی از جنس نایلون و ولکرو را به بازار عرضه کرد. رابرت کیوساکی برای محدود کردن هزینه کیف پول ها و صرفه جویی بیشتر، به کیفیت محصول توجه نکرد. در نتیجه تقاضا برای این نوع کیف پول ها کاهش یافت که ضررهای مالی فراوانی برای شرکت در پی داشت. او اولین ورشکستگی خود را تجربه کرد.

دومین تجربه ورشکستگی

رابرت کیوساکی در ابتدای دهه ۱۹۸۰، کسب و کار جدیدی راه اندازی کرد که تی شرت و کلاه برای گروه های هوی متال، صادر می کرد. اگرچه این کسب و کار در ابتدا موفقیت اقتصادی استثنایی به همراه آورد، اما با تغییر سلیقه مردم، گروه های موسیقی هوی متال جای خود را به موسیقی آرامتر داد که منجر به کاهش تقاضای محصولات این شرکت شد. این شرکت در سال ۱۹۸۵ ورشکسته شد. وی در دوره پر رونق سرمایه گذاری دوم خود، در زمینه سهام و املاک و مستغلات سرمایه گذاری کرد.

با این حال، با گذشت زمان و کاهش کسب و کار، بدهی های وی به بانک ها نیز افزایش یافت. برای بازپرداخت همان مبلغ به بانک ها، بی پناه و بی خانمان ماند. رابرت کیوساکی علی رغم ورشکستگی، امید خود را از دست نداد و در عوض از تجربه و دانش خود برای کمک به مردم و آموزش به آنها در مورد چگونگی جلوگیری از ورشکستگی و دستیابی به موفقیت های مالی استفاده کرد. جالب است که اگرچه تجربیات و وضعیت متوسط ​​زندگی او با حرفه ای که داشت در تضاد بود؛ اما با این وجود به مردم آموزش داد که چگونه فقیر نشوند و تصمیمات مالی اشتباه نگیرند.

رابرت کیوساکی

فعالیت رابرت کیوساکی به عنوان سخنران انگیزشی

وی به عنوان سخنران انگیزشی برای یک سمینار رشد شخصی به نام پول و تو، فعالیت خود را آغاز کرد. این سمینار سه روزه بیشتر در زمینه آموزش دانش آموزان معطوف بود. به طور عمده فقط در کانادا و ایالات متحده برگزار می شد، اما محبوبیت این کسب و کار به آنها اجازه گسترش فعالیت خود به استرالیا و نیوزلند را داد. محبوبیت، رشد و جذابیت جهانی این سرمایه گذاری سودآور شد و او به یک میلیونر تبدیل شد. با این حال، او به مدت طولانی این کار را ادامه نداد و در عوض در سال  ۱۹۹۴ پروژه پول و تو را ترک کرد و در سن ۴۷ سالگی بازنشسته شد.

انتشار اولین کتاب خود

رابرت کیوساکی بیکار نماند و سرمایه گذاری در سهام و بازار املاک و مستغلات را دنبال کرد. با این حال، از آنجا که از کار عادی دست کشیده بود و وقت زیادی در طول روز داشت، روی نوشتن کتاب جدیدی تمرکز کرد. او با شارون لچتر همکاری کرد و آنها با هم اولین کتاب «پدر ثروتمند، پدر فقیر» را نوشتند. با این حال، ناشری برای آن پیدا نکردند و از این رو تصمیم گرفتند آن را به تنهایی منتشر کنند.

در همین حال، پس از سه سال وقفه، او به عرصه کسب و کار بازگشت و یک شرکت آموزش و پرورش مالی و اقتصادی با عنوان “Cash Flow Technologies Inc” راه اندازی کرد. این شرکت متعلق به همسرش، کیم کیوساکی و نویسنده همکارش شارون لچتر است و خودش صاحب Rich Dad و Cashflow است و آنها را اداره می کند.

در سال ۱۹۸۵، رابرت کیوساکی و دوستانش Erhard Seminars Training (EST) را خریداری کردند، شرکتی که به دلیل برگزاری سمینارهای محبوب در ایالات متحده آمریکا به عنوان یکی از بهترین ها شناخته شده بود. آنها شرکت EST را به عنوان یک شرکت آموزش کسب و کار، آموزش کارآفرینی، سرمایه گذاری، توسعه شخصی و مسئولیت اجتماعی معرفی کردند.

کتاب «پدر ثروتمند، پدر فقیر» که در سال ۲۰۰۰ منتشر شد، از استقلال مالی حمایت می کند و به اهمیت کسب ثروت از طریق سرمایه گذاری در املاک و مستغلات و شروع و اداره کسب و کار به خوانندگان خود می آموزد. این کتاب با فروش ده میلیون نسخه به یکی از پرفروش ترین کتاب ها در زمینه ثروت اندوزی تبدیل شد. موفقیت این کتاب منجر به انتشار آثار بعدی او از جمله کتاب های چرا ثروتمندان ثروتمندتر می شوند؟ و چرا ما می خواهیم شما ثروتمند شوید؟ و ده ها کتاب پرفروش دیگر شد.

رابرت کیوساکی

فعالیت های اقتصادی دیگر رابرت کیوساکی

در سال ۲۰۰۲، او معدن نقره ای در آمریکای جنوبی خریداری کرد و کنترل شرکت معادن طلا در چین را به دست گرفت. در سال ۲۰۱۰، او در نمایشگاه الکس جونز ظاهر شد و در آنجا دارایی های خود از جمله مجموعه های بزرگ آپارتمانی، هتل ها و زمین های گلف را فاش کرد. وی همچنین رئیس و سرمایه گذار عملیات حفاری نفت و همچنین چاه های نفت و حتی یک شرکت خورشیدی نوپا است.

آثار مهم او

سه کتاب اول رابرت کیوساکی، «پدر ثروتمند، پدر فقیر» «پیشگویی پدر پولدار» و «راهنمای سرمایه گذاری موفق» در فهرست ۱۰ کتاب پرفروش برتر به طور همزمان در وال استریت ژورنال، یو اس ای تودی و مجله نیویورک تایمز در رتبه یک قرار گرفته اند. موفقیت این کتاب ها، او را واداشت تا این حرفه را ادامه دهد که حاصل آن تا امروز شامل ۱۵ جلد کتاب است.

زندگی شخصی و میراث

رابرت کیوساکی در حال حاضر یکی از ثروتمندترین و تاثیرگذارترین شخصیت ها در ایالات متحده آمریکا است. دارایی او ارزش خالص تقریبی ۱۰۰ میلیون دلار دارد. رابرت کیوساکی به دلیل حمایت از شیوه های قانونی که در فلسفه «سریع ثروتمند شوید» دیده می شود، مورد انتقاد قرار گرفته است. رابرت کیوساکی با کیم ازدواج که در برخی از املاک و مستغلات در فینیکس ایالات متحده آمریکا سرمایه گذار بود، ازدواج کرد.

در طول این سال ها، کیوساکی در تعدادی از کانال های خبری تلویزیونی از جمله CNBC ،  Fox Businessو Bloomberg به ارائه مشاوره مالی پرداخته است. علاوه بر این، وی در برنامه هایی مانند Oprah Winfrey Show ، Fox and Friends ، Larry King Live ، Factor O’Reilly Factory ، The Alex Jones Show ، Glenn Beck و World Your with Nil Cavuto حضور یافته است.

استیو کیس کارآفرین و بازرگان موفق آمریکایی

استیو کیس کارآفرین و بازرگان موفق آمریکایی

استیو کیس (Steve Case‎) یکی از مشهورترین و موفق ترین کارآفرینان آمریکا است. او همچنین یکی از پیشگامان در تبدیل اینترنت به بخشی از زندگی روزمره افراد است.  طی ۱۵ سال گذشته، تمرکز استیو بر توسعه Revolution، شرکت سرمایه گذاری مستقر در واشنگتن دی سی بوده است که اکنون از کارآفرینان در هر مرحله از توسعه فعالیت های خود پشتیبانی می کند. این شرکت نزدیک به یک میلیارد دلار در شرکت های رو به رشدی از جمله Sweetgreen ، Tempus ، Tala ، DraftKings و Clear سرمایه گذاری کرده است.

استیو کیس کارآفرین و بازرگان موفق آمریکایی

استیو کیس یک نام مشهور در دنیای کسب و کار است و فعالیت او نمونه خوبی از کارآفرینی محسوب می شود. استیو از کودکی به کسب و کار و کارآفرینی علاقه مند بود و حتی هنگامی که تنها شش سال داشت، یک مرکز فروش آبمیوه را راه اندازی کرد. او از رشته علوم سیاسی فارغ التحصیل شد و خیلی زود در شرکت تجاری معروف “Procter & Gamble” مشغول به کار شد. همکاری او با این شرکت چندین سال طول کشید. سپس او به «شرکت پیتزا هوت» رفت. فعالیت کیس در تمام این شرکت ها به او کمک کرد تا مهارت های بازاریابی ذاتی اش ارتقا یابد.

ملاقات استیو با بیل فون میستر، سرمایه گذار، بسیار ارزشمند بود زیرا راه او را برای تاسیس شرکت “Quantum Computer Services” هموار کرد. بیل که کارآفرین و سرمایه گذار مطرحی بود، استیو کیس را به طور موقت در شرکت کنترل ویدو خود استخدام کرد. با این حال، مالک جدید این شرکت، جیم کیمزی ارزش واقعی کار او را متوجه شد و به وی شغل دائمی در شرکت خود داد. جیم استعداد بازاریابی خود را تقویت کرد و به دلیل تفکر خلاقانه و دانش بازاریابی استیو کیس، او را به عنوان جانشین خود انتخاب کرد. به عنوان رئیس شرکت «خدمات کوانتومی کامپیوتر» استیو ابعاد جدیدی به رسانه های جمعی اجتماعی بخشید. تا جایی که او در ایجاد تغییر در نحوه برقراری ارتباط آنلاین نقش مهمی دارد.

کودکی و اوایل زندگی

استیو کیس کارآفرین و بازرگان موفق آمریکایی

استیو کیس فرزند دانیل هبارد کیس و کارول (هولمز)، در بیست و یکم آگوست سال ۱۹۵۸ در هونولولو، هاوایی به دنیا آمد. وی سومین فرزند از چهار فرزند والدین خود است.

هنگامی که استیو شش ساله بود، به همراه برادرش یک مرکز آب میوه را با هم راه اندازی کردند و سرانجام یک موسسه موسوم به “Case Enterprises” تاسیس کردند.

استیو تحصیلات ابتدایی خود را از «مدرسه پوناهو» دریافت کرد و سپس، در سال ۱۹۸۰، از «کالج ویلیامز» واقع در ویلیامزتون، ماساچوست، فارغ التحصیل شد و مدرک خود را در رشته علوم سیاسی دریافت کرد.

 فعالیت حرفه ای استیو کیس

پس از فارغ التحصیلی، استیو کیس با شرکت “Procter & Gamble” در سینسیناتی، اوهایو به عنوان دستیار مدیر برندها کار کرد. او دو سال در آنجا کار کرد و در سال ۱۹۸۲، به “Pizza Hut” واقع در ویچیتا، کانزاس منتقل شد و به عنوان مدیر بازاریابی جدید این شرکت معرفی شد.

سال بعد، او از طریق برادرش دن با مدیرعامل شرکت “کنترل فیلم”، بیل فون میستر آشنا شد. استیو به عنوان مشاور بازاریابی در پروژه جدید با نام “GameLine” انتخاب شد و نام تجاری کنسول بازی های ویدئویی به نام “Atari 2600” را انتخاب کرد.

با این حال، پس از تصرف این شرکت توسط سرمایه گذار فرانک کافیلد، استیو کیس به عنوان کارمند بازاریابی دائمی استخدام شد.

جیم کیمزی کارآفرین در سال ۱۹۸۵ شرکت «خدمات کوانتومی رایانه» را تاسیس کرد و کیس را به عنوان نایب رئیس بازاریابی منصوب کرد.

در سال ۱۹۸۷، کیمزی این مرد جوان را به عنوان معاون اجرایی انتخاب کرد و سرانجام، جیم مربی او شد و وی را به گونه ای تربیت کرد که پس از بازنشستگی مدیرعامل از سمت خود، استیو کیس به اندازه کافی توانایی برای این سمت و مدیر عاملی داشته باشد.

او چند تغییر در استراتژی “Quantum” ایجاد کرد و یکی از این موارد ایجاد سرویس در سال ۱۹۸۵ به نام “Quantum Link” یا “Q-Link” برای رایانه تک مدل به نام “Commodore 64” به همراه مارک سریف برنامه نویس بود.

سه سال بعد، این شرکت تسهیلات “AppleLink” را راه اندازی کرد، که به دستگاه های “Apple” و “PC-Link” خدمات ارائه می داد. این دستگاه برای دستگاه های سازگار با “IBM” طراحی شده بود. در همین زمان، این شرکت همچنین بسیاری از سرویس ها و بازی های آنلاین دیگری مانند “Habitat”  ، “Club Caribe” ، سریال Quantum Link ” “،”Quantum Space”  و”Neverwinter Nights”را ایجاد کرد.

استیو کیس کارآفرین و بازرگان موفق آمریکایی

در سال ۱۹۹۱، استیو کیس مدیرعامل «شرکت خدمات کوانتومی» شد و در این مقام، نام این شرکت را به آمریکا آنلاین  “AOL” تغییر داد ، و “AppleLink” و “PC-Link” را با این شرکت ترکیب کرد. در سه سال آینده، این خدمات تقریباً یک میلیون مشتری داشت. سرانجام وی به عنوان رئیس شرکت منصوب شد.

آمریکا آنلاین شرکتی بود که ایده رسانه های اجتماعی را به وجود آورد. زیرا این شرکت عمدتاً روی پیام های فوری و چت روم متمرکز بود. این شرکت همچنین در پی آن بود که خدمات خود در حجم های وسیع را به صورت مقرون به صرفه ارائه دهد.

سرویس “AOL” برخلاف بسیاری از خدمات دیگر موجود در آن زمان مانند “Prodigy” و “CompuServe”، به راحتی در دسترس افراد عادی بود. این موضوع به محبوبیت این سرویس کمک کرد تا در بین توده افراد محبوبیت پیدا کند و میلیون ها کاربر سرویس «AOL» و تعداد افرادی که از این تسهیلات استفاده می کنند سالانه افزایش یابد.

در سال ۲۰۰۱، شرکت رسانه ای چند ملیتی “Time Warner” “AOL” را به دست آورد و این شرکت عظیم را با زمینه سرگرمی، رسانه و ارتباطات ادغام کرد. با این حال، این شرکت با مجادلات مربوط به رکود “dot-com” روبرو شد. به دنبال این، استیو از سمت خود به عنوان رئیس استعفا داد، اما همچنان یکی از اعضای هیئت مدیره باقی ماند.

در سال ۲۰۰۵، او یک شرکت سرمایه گذاری به نام “Revolution LLC” به همراه دون دیویس تاسیس کرد. پس از شکست اتحاد “Time Warner” و “AOL”، آنها مسیر خود را از یکدیگر جدا کردند و استیو کیس بیشتر روی شرکت سرمایه گذاری خود تمرکز کرد.

استیو کیس بعداً در شرکت هایی مانند “Hello Wallet” ، “Revolution Money” ، “Zipcar” ، AddThis”” و “Living Social” سرمایه گذاری کرد. این بنگاه ها آنقدر محبوبیت کسب کردند که سرانجام توسط سایر شرکت های بزرگتر خریداری شدند. در حالی که “Zipcar” توسط “گروه بودجه آویس” خریداری شده بود، “Revolution Money” توسط “American Express” خریداری شد و “HelloWallet” توسط شرکت “MorningStar” خریداری شد.

استیو کیس در سال ۲۰۱۲ با سرمایه گذاران دون دیویس و تدلئونسیس همکاری کرده و ۴۵۰ میلیون دلار برای راه اندازی صندوق “Revolution Growth” سرمایه گذاری کرد. این موسسه در شرکت هایی مانند “FedBid” ، “Resonate” ، “Bigcommerce” ،”Lolly Wolly Doodle” و Custom Ink سرمایه گذاری کرده است.

او صندوق “Revolution Ventures” را در سال ۲۰۱۳ به همراه سرمایه گذاران دیوید گلدن و تیج ساواج تاسیس کرد. این شرکت در شرکت هایی مانند “Busbud” ، “BenchPrep” ، “OrderUp” ، “RunKeeper” و “Homesnap” سرمایه گذاری کرده است.

استیو کیس کارآفرین و بازرگان موفق آمریکایی

آثار مهم استیو کیس

استیو کیس بنیانگذار شرکت رسانه های جمعی AOL” (America Online) ” است که در رسانه های اجتماعی اولین مورد در نوع خود بوده است. استیو، به عنوان رئیس «خدمات کوانتومی کامپیوتر» (همانطور که ​​قبلاً شناخته شده بود)، این شرکت را بازسازی کرد و نام آن را «آمریکا آنلاین» گذاشت و رویکرد جدیدی را برای ارتباطات جمعی به وجود آورد.

جوایز و دستاوردها

در سال ۲۰۰۹، استیو کیس عضو «مشاهیر کسب و کار ایالات متحده» قرار گرفت. وی در سال ۲۰۱۱ به عنوان «عضو شورای شهروند» از «موسسه اسمیتسونیان» انتخاب شد. در سال ۲۰۱۱ «کنفرانس ملی شهروندی» استیو و همسرش ژان را به عنوان شهروندان سال اعلام کرد. در سال ۲۰۱۴، «دانشگاه جورج تاون» به این کارآفرین موفق «دکترای افتخاری دانش انسانی» را اعطا کرد.

زندگی شخصی و میراث

استیو کیس در سال ۱۹۸۵ با جووان بارکر ازدواج کرد. حاصل این ازدواج سه فرزند بود. با این حال، در سال ۱۹۹۶، این دو‌ تصمیم گرفتند تا راه خود را از یکدیگر جدا کنند. دو سال بعد، وی با همکار خود در “AOL” با نام ژان ویلانووا ازدواج کرد. ژان و کیس به همراه پنج فرزند خود که همه از ازدواج های قبلی آنها هستند، زندگی می کنند.

استیو کیس همچنین ریاست سازمان خیریه ای به نام «بنیاد کیس» را که توسط او و همسرش تاسیس شده است، برعهده دارد.

ارزش خالص

ارزش خالص دارایی این کارآفرین موفق آمریکایی توسط «فوربس» تا سال ۲۰۱۵، ۱.۳۶ میلیارد دلار تخمین زده شد.

آشنایی با پل آلن سرمایه گذار و بنیانگذار مایکروسافت

آشنایی با پل آلن سرمایه گذار و بنیانگذار مایکروسافت

پل آلن (Paul Gardner Allen) سرمایه گذار، مخترع، و بنیانگذار غول نرم افزار کامپیوتر شرکت مایکروسافت است. وی پنجاه و سومین ثروتمند جهان با دارایی به ارزش خالص تقریبی ۱۵ میلیارد دلار است.

آلن در ۲۱ ژانویه ۱۹۵۳ در سیاتل، واشنگتن متولد شد. او به مدرسه لیک ساید رفت و در آنجا با بیل گیتس که علاقه بسیاری به علوم رایانه و فناوری داشت، دوست شد. آنها روی مهارت های برنامه نویسی خود در رایانه های مدرسه کار می کردند. سپس آلن در دانشگاه ایالتی واشنگتن ثبت نام کرد، اما دو سال بعد آن را رها کرد تا به عنوان برنامه نویس برای هانیول کار کند.

در ادامه مقاله توضیح خواهیم داد که آلن و بیل گیتس چگونه مایکروسافت را راه اندازی کردند.

پل آلن که بود؟

پل آلن متولد ۲۱ ژانویه سال ۱۹۵۳، در سیاتل، واشنگتن، هنگامی که فقط ۱۴ سال سن داشت با بیل گیتس ۱۲ ساله یکی از دانش آموزان مدرسه ای که آلن در آن تحصیل می کرد، آشنا شد. این دو کمتر از ۱۰ سال بعد در سال ۱۹۷۵ مایکروسافت را پایه گذاری کردند. آلن پس از تشخیص بیماری هوچکین در سال ۱۹۸۳ استعفا داد و به دنبال سایر فرصت های شغلی، تحقیقاتی و بشردوستانه رفت.

چگونه پل آلن و بیل گیتس یکدیگر را ملاقات کردند؟

آلن ۱۴ ساله هنگام حضور در مدرسه لیک ساید (Lakeside) در خارج از سیاتل، با بیل گیتس ۱۲ ساله، دانش آموز علاقه مند به کامپیوتر آشنا شد. کمتر از یک دهه بعد، در ژوئن سال ۱۹۷۵، آلن و گیتس، هر دو دانشگاه را رها کردند. آلن که اهل دانشگاه ایالتی واشنگتن بود، مایکروسافت را با هدف طراحی نرم افزاری برای موج جدید رایانه های شخصی تاسیس کرد.

 

آشنایی با پل آلن سرمایه گذار و بنیانگذار مایکروسافت

زمانی که آلن در پی هماهنگی خرید یک سیستم عامل به نام Q-DOS به مبلغ ۵۰،۰۰۰ دلار برای مایکروسافت بود، این شرکت قبلاً نرم افزاری را برای شرکت های نوظهوری مانند Apple و Commodore تهیه کرده بود. گیتس و آلن Q-DOS را به عنوان MS-DOS دوباره معرفی کردند و آن را به عنوان سیستم عاملی برای عرضه کامپیوتر های IBM نصب کردند که پس از انتشار آنها در سال ۱۹۸۱ بر بازار حاکم شدند.

مایکروسافت و ولکان ونچرز

با بزرگ شدن مایکروسافت و رشد نرخ سهام آن به طور پیوسته، آلن از طریق سهامی که در این شرکت داشت، به یک میلیاردر در سن حدودا ۳۰ سالگی تبدیل شد. در سال ۱۹۸۳ آلن، به عنوان «مرد ایده پرداز»در کنار بیل گیتس به عنوان «مرد عمل» معروف شد. پس از مدتی پزشکان تشخیص دادند که پل آلن به بیماری سرطان خون مبتلاست. در نتیجه او از مایکروسافت استعفا داد. پس از چند ماه درمان با اشعه، سلامتی او بازگشت.

پس از مایکروسافت، پل آلن به تمرکز بر روی پروژه های دیگر پرداخت، به این امید که ایده بزرگ بعدی را که هنوز اجرا نشده پیدا کنند. در سال ۱۹۸۶، او شرکتی به نام ولکان ونچرز را برای تحقیق در مورد سرمایه گذاری های احتمالی تاسیس کرد. برای این منظور، وی در سال ۱۹۹۲ یک اتاق فکر در سیلیکون ولی با نام اینتروال ریسرچ تاسیس کرد. آلن از طریق اینتروال ریسرچ و ولکان ونچرز، رویای بلند مدت خود را برای یک جامعه جهانی متصل، که تقریباً همه افراد در آن آنلاین هستند به اجرا درآورد.

سرمایه گذاری های متنوع

او در زمینه های متنوعی به سرمایه گذاری پرداخت، از جمله: America Online ، SureFind (یک سرویس تبلیغات آنلاین)، Teluscan (یک سرویس مالی آنلاین)، Starwave (ارائه دهنده محتوای آنلاین)، و همچنین سخت افزار، نرم افزار و ارتباطات بی سیم نیز از جمله سرمایه گذاری های او بود.

از سال ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۸، پل آلن برای دستیابی به استراتژی «دنیای متصل» خود زیرساخت هایی متشکل از ۳۰ شرکت مختلف را بنیان نهاد. در نهایت شرکت ولکان ونچرز، شرکت تلویزیون کابلی مارکوس را در سال ۱۹۹۸ و بیش از ۹۰ درصد سهام شرکت ارتباطات چارتر را خرید. در نتیجه پل آلن صاحب هفتمین شرکت بزرگ کابلی کشور شد. وی در سال ۱۹۹۹، در شرکت RCN نزدیک به ۲ میلیارد دلار سرمایه گذاری کرد. در نتیجه کل دارایی های وی در مشاغل کابلی و اینترنت را به بیش از ۲۵ میلیارد دلار رساند.

آشنایی با پل آلن سرمایه گذار و بنیانگذار مایکروسافت

آلن همچنین سرمایه گذاری خوبی در تولید رسانه های تعاملی و سرگرمی انجام داد. در کل، پل آلن سرمایه گذاری های اساسی در بیش از ۱۰۰ شرکت رسانه ای انجام داده است. وی در سال ۱۹۹۳، ۸۰ درصد از شرکت Ticketmaster را به دست آورد تا اینکه بیش از نیمی از سهام خود را در سال ۱۹۹۷ به شبکه خرید خانگی (HSN) فروخت.

در اواخر سال ۱۹۹۹، آلن و ولکان ونچرز موافقت کردند تا در POP.com سرمایه گذاری و کمک مالی کنند. این یک شرکت سرگرمی اینترنتی بود که به عنوان همکاری بین دو شرکت تولید کننده برجسته بود. Imagine Entertainment که توسط مدیر ران هاوارد و تهیه کننده برایان گرازر تاسیس شده و DreamWorks SKG که توسط غول های صنعت سرگرمی یعنی استیون اسپیلبرگ، جفری کاتزنبرگ و دیوید گفین تاسیس شده است.

پل آلن که در حال حاضر یکی از سرمایه گذاران شرکت DreamWorks است، طبق گزارشی ۵۰ میلیارد دلار نیز در این شرکت سرمایه گذاری کرده است، که هدف آن ایجاد و توزیع ویدیو های کوتاه انحصاری در اینترنت است. POP.com قرار بود در بهار سال ۲۰۰۰ فعالیت خود را آغاز کند، اما نهایتا عملکرد خوبی نداشت. آلن همچنین در شرکت اکسیژن مدیا، یک شرکت بسیار مرفه که آن را اپرا وینفری تاسیس کرده و به تولید برنامه کابلی و اینترنتی برای زنان اختصاص یافته، سرمایه گذاری کرده است.

سایر علاقه مندی ها

پل آلن علاقه بسیاری به موسیقی و ورزش داشت. او مالک تیم Trailblazers Portland در NBA و تیم راگبی Seattle Seahawks NFL است. در ۲۳ ژوئن سال ۲۰۰۰، پروژه موسیقی را با سرمایه گذاری ۲۵۰ میلیون دلار راه اندازی کرد. یک موزه موسیقی در مورد سبک راک اندرول که در زادگاه او راه اندازی شد.

نوازندگی گیتار

آلن از اولین باری که در سال ۱۹۶۹ شاهد اجرای هندریکس بود، طرفدار ویژه او‌ شد تا جایی که در یک گروه سیاتل به نام Grown Men گیتار می نواخت. این گروه اولین آلبوم خود را در بهار سال ۲۰۰۰ منتشر کرد. پل آلن در سال ۲۰۱۳ آلبوم دیگری با گروهش ( Underthinkers) به ​​نام Everywhere at Once از طریق کمپانی سونی منتشر کرد.

آشنایی با پل آلن سرمایه گذار و بنیانگذار مایکروسافت

مشاغل بعدی

در تاریخ ۲۹ می ۲۰۱۳، اعلام شد که شرکت رسانه ای برتر آلن یعنی ولکان ونچرز، با شرکت پاندورا، قرارداد یک همکاری مشترک را امضا کردند. این قرارداد یک مستند در رابطه با رابرت استیون کارگردان معروف بود. این فیلم در جشنواره فیلم ساندنس ۲۰۱۳ به نمایش درآمد.

مطابق با انتشار بیانیه مطبوعاتی منتشر شده توسط شرکت تولیدی ولکان در ماه می ۲۰۱۳، فیلم استون «داستان های شخصی متخصصان محیط زیست و کارشناسان انرژی را نشان می دهد که در زمینه انرژی هسته ای به فعالیت می پردازند و منافع شغلی و شهرت آنها را در این راه به خطر می افتد.»

استون این اختلافات زیست محیطی را با داستان هایی از پناهندگی استوارت برند، ریچارد رودز، گوینت کراونز، مارک لیناس و مایکل شلنبرگر به نمایش می گذارد. آلن اظهار داشت: پاندورا انرژی هسته ای را به عنوان یک راه حل امیدوارکننده برای تغییرات آب و هوایی معرفی می کند و ذهن مردم را در مورد یکی از مهمترین موضوعات زمان ما روشن می کند. وی گفت: «این دقیقاً همان خط فکری است که ما مفتخر به همکاری و پشتیبانی آن هستیم.»

در سال ۲۰۱۴، پل آلن ۱۰۰ میلیون دلار برای مبارزه با ویروس ابولا در غرب آفریقا کمک کرد. در همان سال، او موسسه آلن برای علوم سلولی را تاسیس کرد که بر روی سلول ها به منظور درک رفتار سلولی در چگونگی مبارزه با بیماری ها، تحقیق می کند. آلن همچنین به سفرهای فضایی علاقه بسیاری نشان داده و Vulcan Aerospace را در سال ۲۰۱۵ راه اندازی کرده است. آلن در جزیره مرکر در دریاچه واشنگتن، در نزدیکی سیاتل زندگی می کرد.

قایق بادبانی پل آلن

جدا از فعالیت های خیرخواهانه و اکتشافات علمی او، پل آلن قایق بادبانی، به اسم اختاپوس دارد که یکی از بزرگترین ها در جهان با طول بیش از ۴۰۰ فوت و مجهز به دو بالگرد، استخر و دو زیر دریایی است.

نبرد با سرطان و مرگ

در پاییز سال ۲۰۰۹، پل آلن سلامتی خود را از دست داد. سرطان غدد لنفی در او گسترش یافت و مجبور بود تحت معالجه پرتودرمانی بیشتری قرار گیرد. خوشبختانه، آلن این سرطان را نیز شکست داد. با این حال، در اکتبر سال ۲۰۱۸، پل آلن فاش کرد که وی درمان سرطان لنفوم را آغاز کرده است. وی در ۱۵ اکتبر سال ۲۰۱۸ در اثر بیماری درگذشت.