شریل سندبرگ کارآفرین و مدیر اجرایی فیسبوک

شریل سندبرگ کارآفرین و مدیر اجرایی فیسبوک

شریل سندبرگ مدیر اجرایی فناوری و نویسنده آمریکایی است که به عنوان مدیر عامل اصلی (COO) فیس بوک شناخته می شود. وی در حال حاضر به عنوان اولین عضو زن در هیئت مدیره فیس بوک فعالیت می کند. او همچنین بنیانگذار Leanin.org و مولف دو کتاب «تغییر مسیر: زنان، شغل، و پیشرفت» و «گزینه B: روبرو شدن با سختی، ارتقای حد تحمل و یافتن شادی» است. او پیش از پیوستن به فیس بوک، معاون فروش جهانی و عملیات آنلاین در گوگل بود و به راه اندازی بخش بشردوستانه Google.org کمک کرد.

شریل سندبرگ همچنین به عنوان رئیس ستاد خزانه داری لارنس سامرز، که استاد و مربی لو در هاروارد بود، خدمت کرد. سندبرگ به عنوان سخنران اصلی در رویدادهای مختلف دعوت شده است و تجربه سخنرانی TED با عنوان «چرا ما تعداد کمی رهبران زن داریم» برگزار کرده تست. در سال ۲۰۱۲، او در فهرست سالانه ۱۰۰ نفر از بانفوذترین افراد جهان در مجله Time معرفی شد و هم اکنون در رتبه چهارم در لیست قوی ترین زنان فوربز قرار دارد.

بیوگرافی شریل سندبرگ کارآفرین

کودکی و اوایل زندگی

شریل کارا سندبرگ در ۲۸ آگوست ۱۹۶۹ در واشنگتن D.C متولد شد. والدین او ژول سندبرگ، چشم پزشک و ادل سندبرگ، معلم زبان فرانسه هستند. والدین شریل شغل و تحصیلات خود در مقطع دکترا، برای بزرگ کردن فرزندانش ترک کردند. شریل و خواهر و برادرهای کوچکترش، دیوید و میشل، در ساحل شمالی میامی فلوریدا بزرگ شدند. جایی که خانواده، زمانی که شریل دو ساله بود به آنجا مهاجرت کردند.

شریل سندبرگ کارآفرین و مدیر اجرایی فیسبوک

او دوران راهنمایی خود را در مدرسه Highland Oaks در North Miami-Dade شرکت کرد و در دبیرستان نیز وارد مدرسه North Beach Miami Beach شد. شریل در سال ۱۹۸۷ فارغ التحصیل شد. در سال های دبیرستان، در انجمن ملی افتخارات، هیئت اجرایی بود. او همچنین ایروبیک آموزش می داد. در سال ۱۹۹۱، او با لیسانس اقتصاد از هاروارد فارغ التحصیل شد و به عنوان دانشجوی برتر فارغ التحصیل اقتصاد، John H. Williams را دریافت کرد. استاد شریل سندبرگ، لری سامرز پیشنهاد داد که در مورد مقاله پایان نامه او مشاوره دهد.

وی حدود یک سال معاون تحقیقات سامرز در بانک جهانی بود و در این مدت روی پروژه های بهداشتی در هند که درمورد جذام، ایدز و نابینایی بود کار می کرد. او در سال ۱۹۹۳ وارد دانشکده بازرگانی هاروارد شد و دو سال بعد، فوق لیسانس خود را با بالاترین نمره بدست آورد.

حرفه شریل سندبرگ

اولین کار سندبرگ به عنوان مشاور مدیریت شرکت مک کینزی بود که حدود یک سال در سال های ۱۹۹۵-۱۹۹۶ انجام داد. در پنج سال بعدی، به لری سامرز که در آن زمان وزیر خزانه داری ایالات متحده در زمان ریاست جمهوری بیل کلینتون بود، کمک کرد. شریل سندبرگ پس از به قدرت رسیدن جمهوری خواهان در نوامبر ۲۰۰۰، شغل خود را ترک کرد و با انتقال به سیلیکون ولی، به شرکت گوگل پیوست.

از نوامبر ۲۰۰۱ تا مارس ۲۰۰۸، به عنوان معاون فروش و عملیات جهانی آنلاین، بر فروش و تبلیغات و انتشار محصولات، محصولات مصرفی و جستجوی گوگل نظارت داشت. در اواخر سال ۲۰۰۷، شریل سندبرگ که مشتاق مسئولیت پذیری بیشتری بود، تمایل خود را برای دریافت سمت مدیر اجرایی شرکت واشنگتن پست، به دونالد گراهام مدیرعامل آن اعلام کرد.

در ماه دسامبر، در مهمانی کریسمس به میزبانی دن روزنزویگ، او با مارک زاکربرگ، بنیانگذار و مدیرعامل فیسبوک ملاقات کرد و یک گفتگوی طولانی پس از معرفی خود با یکدیگر داشتند. در ماه های بعد، وی چندین ملاقات خصوصی با زاکربرگ داشت تا در مورد چگونگی سودآوری فیس بوک صحبت کند. پس از آن، زاکربرگ به او پیشنهاد سمت مدیر اجرایی فیس بوک (COO) را داد.

شریل سندبرگ با علم به اینکه شبکه های اجتماعی چشم انداز بهتری نسبت به روزنامه ها دارند، پیشنهاد دونالد گراهام و همچنین اریک اشمیت مدیرعامل گوگل را برای سمت مدیریت ارشد مالی، رد کرد.

شریل سندبرگ کارآفرین و مدیر اجرایی فیسبوک

شریل سندبرگ، که تمایل داشت نقش چالش برانگیزتری را برعهده بگیرد، پیشنهاد شغلی گوگل را رد کرد زیرا اشمیت و دو بنیانگذار آن، لری پیج و سرگئی برین، تصمیمات اصلی را در این شرکت گرفته بودند. در فوریه ۲۰۰۸، وی سرانجام تصمیم گرفت پیشنهاد زاکربرگ را بپذیرد و با وجود تلاش های فراوان مدیر گوگل برای ماندن او، آنجا را ترک کرد.

بلافاصله پس از پیوستن به فیسبوک در مارچ ۲۰۰۸، او با صدها نفر از کارمندان خود صحبت کرد تا رابطه صمیمی با آنها برقرار کند که زاکربرگ نتوانسته بود به آن دست یابد. در طی دو سال، او با ارائه تبلیغات هوشمندانه، فیسبوک را به یک شرکت سودآور تبدیل کرد. در سال ۲۰۱۲، وی به عنوان اولین زن، عضو هیئت مدیره فیسبوک انتخاب شد.

وی پیش از این در سال ۲۰۰۹ به عنوان عضوی از هیئت مدیره شرکت Walt Disney و Starbucks معرفی شده بود و همچنین در مرکز توسعه جهانی و V-Day مشغول فعالیت بود.

کتاب ها و فعالیت های انسان دوستانه شریل سندبرگ

شریل سندبرگ در کتاب خود با عنوان «تغییر مسیر: زنان، شغل و میل به پیشرفت» که در سال ۲۰۱۳ با نل اسکول همکاری داشت،  به مواردی چون نبود زنان در سمت های رهبری دولت و مشاغل مهم پرداخت. با وجود موفقیت بی حد و حصر این کتاب انتقاد هایی را نیز به جهت بیش از حد نخبه گرایی و بی توجهی به مبارزات پیش روی زنان متوسط ​​در محیط کار در پی داشت.

در سال ۲۰۱۳، با سود حاصل از فروش کتاب خود، موسسه غیرانتفاعی “Lean In” (به نام LeanIn.Org) را تاسیس کرد تا به طور مداوم الهام‌بخش زنان باشد و حمایت مداومی برای زنان ارائه دهد تا به آنها در رسیدن به اهدافشان کمک کند.

در سال ۲۰۱۶، آن را به «بنیاد خانوادگی شریل سندبرگ و دیو گلدبرگ» به عنوان یک سازمان اصلی برای LeanIn.Og تغییر داد و سازمان جدید دیگری بعد از انتشار کتاب «گزینه B» شکل گرفت.

شریل سندبرگ کارآفرین و مدیر اجرایی فیسبوک

آثار مهم

شریل سندبرگ به این معروف است که فیس بوک را به یک شرکت سودآور تبدیل کرده است. زیرا فیسبوک در ابتدا تنها به عنوان یک سایت جالب طراحی شده بود و تقریباً قبل از این که او به عنوان مدیر اجرایی آن فعالیت کند، درآمد دیگری نداشت. وی پیش از این به عنوان رئیس ستاد خزانه داری لارنس سامرز ایالات متحده خدمت کرده بود و در راه اندازی بخش خیرخواهانه Google.org نقش داشت.

جوایز و دستاوردها

شریل سندبرگ در گذشته توسط فوربز بارها در لیست قدرتمندترین زنان معرفی شده بود و در حال حاضر در رده چهارم این فهرست قرار دارد. در طول یک دهه گذشته، وی در فهرست های مختلفی با عناوین مختلف در مجلاتی چون Fortune، وال استریت ژورنال، Time،Business Week ،  The Jerusalem Post و … قرار گرفته است. در ژوئن ۲۰۱۲، او اولین زنی بود که به عنوان یکی از اعضای هیئت مدیره فیسبوک فعالیت کرد. در سال ۲۰۱۳، کتاب “Lean In” او در فهرست فایننشال تایمز قرار گرفت و جایزه کتاب کسب و کار سال را اخذ کرد.

زندگی شخصی و میراث

شریل سندبرگ در سال ۱۹۹۳ با برایان کراف ازدواج کرد، اما این زن و شوهر یک سال بعد طلاق گرفتند. در سال ۲۰۰۴، او با دیو گلدبرگ ازدواج کرد که در آن زمان مدیر اجرایی یاهو بود و سپس مدیرعامل SurveyMonkey شد.

در اول ماه می سال ۲۰۱۵ گزارش شد که همسر شریل درگذشت. دلیل فوت او آسیب دیدگی ناحیه سر که به هنگام تعطیلات در مکزیک برای او رخ داده بود اعلام شد، اما بعداً مشخص شد که وی به علت ورم مفاصل فوت کرده است. شیل هم اکنون به همراه پسر و دخترش در منلو پارک کالیفرنیا زندگی می کند.

در سال ۲۰۱۵، شریل سندبرگ یکی از ۳۵ امضا کننده نامه‌ای بود که خطاب به آنگلا مرکل صدراعظم آلمان و رئیس اتحادیه آفریقا، نکوسازانا دلامینی-زوما، نوشته شده و خواستار برابری زنان در مرحله جهانی بود. او همچنین از کمپین جنجالی “Ban Bossy” در سال ۲۰۱۴ حمایت مالی کرد.

داستان موفقیت سارا بلیکلی کارآفرین و موسس شرکت اسپنکس

داستان موفقیت سارا بلیکلی کارآفرین و موسس شرکت اسپنکس

سارا بلیکلی یک کارآفرین آمریکایی و میلیاردری خودساخته است. او بنیانگذار کمپانی اسپنکس (Spanx) است. این کمپانی، یک شرکت تولید جوراب شلواری مستقر در آتلانتا، جورجیا است. سارا دستاورد های زیادی داشته و فوربس او را به عنوان یکی از قدرتمندترین زنان جهان در سال ۲۰۱۴ معرفی کرده است. سارا بلیکلی با روحیه کارآفرینی واقعی خود، اخیراً “نسل بعدی LEG-UP” را معرفی کرده است. برنامه ای که برای شناسایی کارآفرینان زن موفق و همفکر طراحی شده است.

بلیکلی از دانشگاه ایالتی فلوریدا فارغ التحصیل لیسانس ارتباطات است. وی قبل از این که ابتدا به عنوان فروشنده در شرکت تأمین دنکا شروع به کار کند، شغل های مختلفی را در مدت سه ماه در والت دیزنی انجام داد. در مدتی که در این شرکت فعالیت می کرد مجبور بود از جوراب شلواری استفاده کند، برای اینکه راحت باشد تصمیم گرفت شلوار خود را ببرد و با ایده ای که داشت نوع جدیدی جوراب شلواری تولید کند که باعث شد لاغرتر به نظر برسد و بتواند همزمان از کفش های جلو باز استفاده کند، در نهایت متوجه شد که پوشاکی که تولید کرده است باب میل زنان بسیار دیگری است.‌

در سال ۲۰۰۰، سارا بلیکلی از ۵۰۰۰ دلار پس انداز شخصی خود برای بازاریابی ابتکارش استفاده کرد. او در طول روز در دانکا کار می کرد و شب ها را به تحقیق در مورد انواع پارچه، ثبت اختراعات و طرح های برند تجاری اختصاص می داد. او در نهایت یک کارخانه جوراب شلواری پیدا کرد که مایل به تولید جوراب خاص سارا بود.

سارا بلیکلی درخواست حق ثبت اختراع خود را نوشت و نام محصول را مشتاقانه “Spanx” گذاشت. سارا آرمی نیز با تصویر یک زن جوان بلوند که از خودش الگو گرفته بود، انتخاب کرد. بلیکلی به جای سرمایه گذاری در زمینه تبلیغات محصولاتش، به سراسر ایالات متحده آمریکا سفر کرد و برای معرفی آنها فروشگاه هایی مانندNeiman Marcus را متقاعد کرد تا به فروش محصولات او بپردازند.

داستان موفقیت سارا بلیکلی

دوران کودکی

سارا بلیکلی در ۲۷ فوریه ۱۹۷۱ در کلیرواتر، شهر ساحلی فلوریدا متولد شد. پدر وی وکیل دادگستری بود. او در دبیرستان کلیرواتر تحصیل کرده و در رشته ارتباطات از دانشگاه ایالتی فلوریدا فارغ التحصیل شد. سارا عضوی از انجمن FSU بود. او از همان کودکی مهارت های کارآفرینی خود را به نمایش گذاشت. او یک خانه خالی از سکنه برای هالووین در محله خود ساخت و از همسایگان بابت آن پول گرفت.

داستان موفقیت سارا بلیکلی کارآفرین و موسس شرکت اسپنکس

شروع فعالیت حرفه ای

سارا بلیکلی قصد داشت رشته حقوق و حرفه پدرش را دنبال کند، اما در آزمون پذیرش دانشکده حقوق حدنصاب نمره قبولی را کسب نکرد و به مدت چند ماه به دنیای والت دیزنی در اورلاندو، فلوریدا پیوست. او در این دوره به عنوان یک استندآپ کمدین مستقل فعالیت کرد.

سارا به عنوان یک فروشنده به فروش دستگاه های فکس در دانکا، یک شرکت تامین کننده وسایل دفتر کار، فعالیت می کرد. ایده اولیه شرکت اسپنکس در حالی که هنوز در این شرکت به فروشندگی مشغول بود، در ذهن سارا جوانه زد. سفر سارا برای تبدیل شدن به یکی از موفق ترین و ثروتمندترین کارآفرینان زن، به خودی خود الهام بخش است. این یک استاندارد است که سایر کارآفرینان برای دستیابی به آن تلاش می کنند. او اکنون برای راه اندازی برنامه LEG UP تلاش می کند. سارا قصد دارد به کمک این برنامه، زنان شاغل را به نمایش بگذارد و تشویق کند.

این موفقیت سارا ‌۱۵ سال طول کشید. او همچنان انقلابی را در نحوه لباس پوشیدن زنان به وجود آورد. سارا بلیکلی کمپانی پوشاکی را تاسیس کرد که شامل محصولاتی مانند، جوراب شلواری و لباس مناسب یوگا بود. تجربه شخصی سارا در محل کار به او انگیزه داد و وی را ترغیب کرد که شرکت اسپنکس (Spanx) را راه اندازی کند.

سارا در سن ۲۷ سالگی، به آتلانتا جورجیا نقل مکان کرد و پس اندازی که از فروش دستگاه فکس به دست آورده بود را برای اجرای ایده جوراب شلواری سرمایه گذاری کرد. سارا بلیکلی حق ثبت اختراع خود را نوشت، زیرا نتوانست هیچ وکیل زنی را پیدا کند که همان کار را انجام دهد. کارخانجات تولید جوراب در کارولینای شمالی از ایده او استقبال نکردند.

اما مقاومت و سرسختی او، مسیر موفقیت را هموار کرد و خیلی زود اولین نمونه محصول خود را به پایان رساند. سارا با نوآوری و ماهیت مبتکرانه ایده خود، استانداردهای جدیدی را در بازار جوراب شلواری تنظیم کرد. او برای بسته بندی محصولات خود رنگ قرمز و جسورانه ای انتخاب کرد و از تصاویر متنوع زنان استفاده کرد.

سارا بلیکلی با نماینده گروه Neiman Marcus دیدار جنجالی و برنامه ریزی شده ای داشت که به عنوان نقطه عطف در حرفه او محسوب می شود. سارا نماینده گروه را بابت مزایای محصول طراحی شده خود قانع کرد. محصولات او در هفت فروشگاه Neiman Marcus برای فروش جایی پیدا کردند.

داستان موفقیت سارا بلیکلی کارآفرین و موسس شرکت اسپنکس

این تازه شروع ماجرا بود و برند های معتبر دیگری همچونBloomingdales ، Saksو Bergdorf Goodman با او همراه شدند. سارا به اپرا وینفری سبدی از محصولات خود را هدیه داد، با یادداشتی که ایده خود را توضیح می داد. این اقدام، موجب موفقیت بیشتر برند اسپنکس شد، زیرا وینفری Spanx را به عنوان کالای مورد علاقه خود معرفی کرد.

سارا صاحب ۱۰۰٪ برند اسپنکس است. دفتر مرکزی شرکت اسپنکس (Spanx) در آتلانتا، قرار دارد. Spanx در تقریباً ۵۰ کشور جهان نمایندگی دارد و مغازه های خرده فروشی نیز در ایالات متحده افتتاح کرده است. این برند شعار خود را با هدف درک زنان از ارزش واقعی خود حفظ کرده است.

سارا بلیکلی آرزویی مبنی بر طراحی راحت ترین کفش پاشنه بلند دارد. او در برنامه های مختلف تلویزیونی نیز حضور داشته است. او در The Rebel Billionaire، یک مجموعه تلویزیونی ریلیتی شو شرکت کرد و به جایگاه دوم دست یافت. سارا یکی از داوران ریلیتی شو تلویزیونی مخترعان آمریکایی بود.

فعالیت های بشردوستانه سارا بلیکلی

او بنیاد سارا بلیکلی را تأسیس کرد که به زنان آموزش تحصیلی و  کارآفرینی می دهد. این بنیاد بورس های تحصیلی را به زنان جوان در پردیس اجتماعات و انجمن توسعه فردی در آفریقای جنوبی اهدا می کند. سارا در برنامه اپرا وینفری ظاهر شد و درآمد خود را به آکادمی به رهبری اپرا وینفری برای دختران اهدا کرد. سارا اولین میلیاردر زنی بود که به “Giving Pledge” پیوست، جایی که یک شخص حداقل نیمی از ثروت خود را به امور خیریه اهدا می کند.

زندگی شخصی

سارا بلیکلی با خواننده رپ سابق آمریکایی Jesse Itzlerat ازدواج کرد. این عروسی در هتل و باشگاه گاسپاریلا در بوکا گراند، فلوریدا، ایالات متحده برگزار شد.

سارا در سال ۲۰۱۴ توسط فوربز در رتبه ۹۳مین زن قدرتمند جهان قرار گرفت. او اولین میلیاردر زنی بود که عضوی از Giving Pledge بود. تحت این تعهد، ثروتمندان حداقل نیمی از ثروت خود را برای فعالیت های بشردوستانه اهدا می کنند. مجله فوربز به دلیل دستاوردهای چشمگیر سارا بلیکلی، او را به عنوان جوانترین میلیاردر زن خود ساخته جهان معرفی کرد. او در مجله تایمز تحت عنوان ۱۰۰ نفر از بانفوذترین افراد جهان، معرفی شد.

داستان موفقیت سارا بلیکلی کارآفرین و موسس شرکت اسپنکس

۴ توصیه سارا بلیکلی برای موفقیت

۱) سارا یکی از طرفداران بزرگ بصری کردن هدف بزرگ خود از راه های خاص و مشخص است. او ۱۵ سال قبل از این اتفاق، خودش را به وضوح در برنامه تلویزیونی اپرا تصور می کرد. او می دانست که این اتفاق خواهد افتاد.

۲) پدر سارا به فرزندانش یاد داده بود که شکست نقطه عطفی در مسیر موفقیت فرد است. تمرکز بر شکست بزرگ به سارا این امکان را می دهد تا درک کند که شکست نتیجه نیست؛ بلکه به معنی عدم تلاش است. باید به اندازه کافی از منطقه راحتی خود دور شوید و سعی کنید بیشتر از آنچه روز گذشته بودید باشید. شکست بزرگ چیز خوبی است.

۳) خیلی زود ایده شکننده و تازه خود را با جهان به اشتراک نگذارید. سارا توضیح می دهد که ایده ها آسیب پذیر و شکننده هستند. صبر کنید تا کاملاً در مسیر اهداف خود پیش بروید قبل از اینکه آن را با مردم به اشتراک بگذارید. خوب، آنها شما را ناامید می کنند و تمام دلایلی را که باعث می شود ایده شما با شکست مواجه شود را ارائه می دهند. اما شما باید آمادگی مقابله با دلایل آنها را داشته باشید.

۴) باور کنید که شما توانایی اجرای ایده خود را دارید. سارا  بلیکلی مطلقاً چیزی در مورد لباس زیر زنانه، ثبت اختراع یک محصول جدید، تولید، بازاریابی، توسعه محصول، توسعه وب سایت، کسب و کار آنلاین و موارد دیگر نمی دانست. اما این مانع او نشد. او تحقیقاتی را در مورد آنچه نمی دانست انجام می داد، و برای آنچه که نمی توانست انجام دهد افرادی را استخدام کرد و با تعهد و انرژی به راه خود ادامه داد. اجرای ایده خود را فقط به این دلیل که فکر می کنید توانایی اجرای آن را ندارید متوقف نکنید.

 

مادام واکر اولین کارآفرین میلیونر زن آمریکا

مادام واکر اولین کارآفرین میلیونر زن آفریقایی تبار آمریکا

مادام واکر اولین زن میلیونر آمریکایی آفریقایی بود که با تولید محصولات تخصصی مراقبت مو کسب و کار موفقی راه اندازی کرد. او از اولین زنان آمریکایی بود که به یکی از ثروتمندترین کارآفرینان جهان تبدیل شد.

مادام سی.جی واکر چه کسی بود؟

مادام واکر که سال ها از بیماری پوست سر که منجر به ریزش موی او شده بود، رنج می برد، محصولات مراقبت مو آفریقایی آمریکایی را اختراع کرد. او به سراسر کشور سفر می کرد و با سخنرانی های خود، محصولات خود را تبلیغ می کرد. در نهایت آزمایشگاه های مادام سی.جی واکر را برای تولید لوازم آرایشی و آموزش زیبایی تاسیس کرد. کسب و کار او باعث شد که او یکی از اولین زنان آمریکایی باشد که به یک میلیونر خودساخته تبدیل می شود. او همچنین به خاطر تلاش های بشردوستانه خود، از جمله کمک مالی به انجمن YMCA ایندیاناپولیس در سال ۱۹۱۳، مشهور بود.

اوایل زندگی

مادام واکر با نام اصلی سارا بریدلاو در ۲۳ دسامبر ۱۸۶۷ در مزارع پنبه ای در نزدیکی دلتا، لوئیزیانا به دنیا آمد. والدین او، اوون و مینروا، که برده بودند اخیرا آزاد شده بودند. سارا، که فرزند پنجم آنها بود، اولین کسی بود که در خانواده اش، به عنوان شخصی آزاد به دنیا آمد. مینروا در سال ۱۸۷۴ و سال بعد اوون نیز درگذشت. بنابراین مادام واکر در سن هفت سالگی یتیم شد.

پس از درگذشت پدر و مادرش، سارا برای زندگی به خانه خواهرش لووینا و همسرش رفت. این سه نفر در سال ۱۸۷۷ به ویکسبورگ، می سی سی پی نقل مکان کردند، جایی که سارا پنبه می چید و به احتمال زیاد به کارهای خانه می پرداخت، اگرچه هیچ شواهدی در مورد اثبات اشتغال وی در آن زمان وجود ندارد.

مادام واکر محیط کار پر تنشی داشت و همچنین بدرفتاری های مکرر همسر خواهرش را تحمل می کرد. در نتیجه برای فرار از این شرایط با مردی به نام مک ویلیام ازدواج کرد. در ۶ ژوئن ۱۸۸۵، سارا دختری به نام “A’Lelia” به دنیا آورد. همسر مادام واکر دو سال بعد درگذشت. بنابراین سارا و A’Lelia به سنت لوئیس نقل مکان کردند. برادران سارا در این شهر به عنوان آرایشگر فعالیت می کردند.

مادام واکر اولین کارآفرین میلیونر زن آمریکا

سارا نیز به عنوان رختشوی کار خود را شروع کرد و روزانه ۱.۵۰ دلار درآمد داشت. درآمدی که برای فرستادن دخترش به مدارس عمومی شهر کافی بود. او همچنین هر وقت که ممکن بود در مدرسه عمومی شبانه شرکت می کرد. زمانی که در سنت لوئیس بود، مادام واکر با همسرش چارلز جی واکر که در زمینه تبلیغات فعالیت می کرد، آشنا شد. او بعداً به ارتقاء کسب و کار مادام واکر در زمینه محصولات مراقبت از مو کمک کرد.

مراقبت از مو

در دهه ۱۸۹۰، مادام واکر دچار اختلالی در پوست سرش شد که بیشتر موهای خود را طی این بیماری از دست داد. در  نتیجه او در تلاش برای بهبود وضعیت خود شروع به آزمایش روش های خانگی تولید محصولات مراقبت از مو و همچنین خرید این محصولات کرد. در سال ۱۹۰۵، توسط Annie Turnbo Malone، یک کارآفرین موفق، در زمینه محصولات مراقبت از مو، به عنوان نماینده شرکت استخدام شد و به دنور، کلرادو نقل مکان کرد.

شرکت خانم مادام واکر

در حالی که همسرش، چارلز، به او کمک می کرد تا تبلیغات درمانی را در مورد مراقبت از مو برای آمریکایی های آفریقایی تبار انجام دهد، او در حال بهبودی بود. همچنین چارلز او را تشویق کرد تا از نام “مادام واکر” استفاده کند. در نتیجه پس از آن به این نام شناخته شد. در سال ۱۹۰۷ واکر و همسرش برای تبلیغ محصولات خود به جنوب و جنوب شرقی سفر کردند و به سخنرانی در مورد «روش واکر» شامل فرمول پماد مخصوص، شانه مو و استفاده از شانه های گرم پرداختند.

واکر به یکی از مشهورترین آمریکایی های آفریقایی تبار تبدیل شد و مورد استقبال مطبوعات سیاه پوستان قرار گرفت. موفقیت کسب و کار او باعث شد بتواند در خانه هایی زندگی کند که نسبت به محلی که در آن بزرگ شده بود بسیار متفاوت بود.

مادام واکر اولین کارآفرین میلیونر زن آمریکا

نمایندگان واکر

واکر و همسرش در سال ۱۹۰۸، با افزایش سودی که از فروش محصولات خود به دست آوردند، یک کارخانه و یک موسسه زیبایی در پیتزبورگ افتتاح کردند. تا سال ۱۹۱۰، زمانی که مادام واکر کسب و کار خود را به ایندیاناپولیس منتقل کرد، شرکت تولیدی مادام سی جی واکر به شدت، با سودهایی که معادل چند میلیون دلار پول امروزی بود موفقیت کسب کرده بود. در ایندیاناپولیس، این شرکت نه تنها محصولات آرایشی و بهداشتی تولید می کرد، بلکه نحوه فروش محصولات را نیز آموزش می داد.

نمایندگی های واکر در کلیه جوامع سیاه‌پوست ایالات متحده مشهور شدند. آنها به نوبه خود، فلسفه اکیزگی و زیبایی واکر را به عنوان ابزاری برای پیشبرد وضعیت آمریکایی های آفریقایی تبار ترویج دادند. واکر برای نمایندگان خود انجمن ها و همایش هایی برگزار می کرد که نه تنها فروش موفق، بلکه موفقیت های بشردوستانه و تحصیلی را در بین آمریکایی های آفریقایی تبار رواج داد.

سال های هارلم

در سال ۱۹۱۳، واکر و چارلز از یکدیگر طلاق گرفتند. بعد از این جدایی او به تنهایی در سراسر آمریکای لاتین و کارائیب سفر کرد؛ کسب و کار خود را ارتقا داد و افراد دیگری را برای آموزش روش های مراقبت از مو استخدام کرد. A’Lelia در حالی که مادرش سفر می کرد، به خرید و فروش ملک در هارلم، نیویورک کمک می کرد و مناطقی که برای فعالیت های تجاری آینده مناسب بودند را تشخیص می داد.

در سال ۱۹۱۶، پس از بازگشت از سفرهای خود، مادام واکر به خانه شهری جدید خود در هارلم نقل مکان کرد. وی از آنجا به کار خود ادامه می داد. ضمن اینکه کارهای روزانه کارخانه خود در ایندیاناپولیس را به نماینده خود واگذار کرده بود. واکر به سرعت خودش را با فرهنگ اجتماعی و سیاسی رنسانس هارلم وفق داد. او بنیادهای خیرخواهی را تاسیس کرد که شامل بورس های تحصیلی، کمک های مالی به خانه سالمندان، NAACP و کنفرانس ملی لینچینگ، از جمله سازمان های متمرکز بر بهبود زندگی آمریکایی های آفریقایی تبار بود.

وی همچنین به عنوان یک آمریکایی آفریقایی بیشترین میزان پول را برای ساخت YMCA ایندیاناپولیس در سال ۱۹۱۳ اهدا کرد. شهرت واکر به عنوان یک کارآفرین با میزان شهرت او به جهت انجام فعالیت های نیکوکاری به یک اندازه بود. او باشگاه هایی را برای کارمندان خود تاسیس کرد و آنها را ترغیب کرد که به جوامع خود بازگردند و به آنها برای انجام این کار پاداش داد. در زمانی که مشاغل برای زنان سیاه پوست نسبتاً محدود بود، او استعدادهای زنان را رواج داد، حتی اساسنامه شرکت خود را مبنی بر این که فقط یک زن می تواند در سمت ریاست فعالیت کند، تغییر داد.

خانه مادام واکر

در سال ۱۹۱۸ در ایروینگتون، هادسون در حدود ۲۰ مایلی شمال شهر نیویورک در دره هادسون، یک عمارت ایتالیایی ساخت که Lewaro نام داشت. این طرح توسط Vertner Tandy، معمار برجسته آمریکای آفریقایی طراحی شد. این ویلا مکان تجمع بسیاری از مشاهیر دوره رنسانس هارلم بود و در سال ۱۹۷۶ به عنوان یک نشان تاریخی ملی معرفی شد.

مادام واکر اولین کارآفرین میلیونر زن آمریکا

مرگ مادام واکر

واکر در ۲۵ می ۱۹۱۹ در سن ۵۱ سالگی در ویلا لوارو در اثر فشار خون بالا درگذشت. در سال ۱۹۸۱، شرکت تولیدی واکر فعالیت خود را متوقف کرد. یک خط لوازم آرایشی و محصولات مراقبت از مو با نام مادام سی.جی واکر در شعب Sephora در دسترس است. واکر یک سوم املاک خود را به دختر خود واگذار کرد، که به عنوان یکی از افراد مهم در رنسانس هارلم شناخته می شود، و مابقی آن را به خیریه های مختلف اهدا کرد. مراسم تشییع پیکر واکر در ویلای او انجام شد و وی در گورستان وودلاون در برانکس نیویورک به خاک سپرده شد.

میراث مادام واکر

در سال ۱۹۲۷، ساختمان واکر، یک مرکز هنری که او قبل از مرگ خود کار روی آن را آغاز کرده بود، در ایندیاناپولیس افتتاح شد. این مرکز مهم فرهنگی آمریکایی آفریقایی به مدت ده ها سال فعالیت داشت و اکنون به عنوان یک مکان تاریخی ملی ثبت شده است. در سال ۱۹۹۸، سرویس پستی ایالات متحده تمبر واکر را به عنوان بخشی از سری «میراث سیاه پوستان» منتشر کرد.

برنامه های وی برای دفتر مرکزی ایندیاناپولیس، ساختمان واکر، پس از مرگ وی انجام شد و در سال ۱۹۲۷ به پایان رسید. امروز، مادام واکر به عنوان یک کارآفرین زن پیشگام سیاه پوست شناخته می شود که به جهت استقلال مالی، کسب و کار و نیکوکاری خود الهام بخش بسیاری از زنان است.

رابرت کیوساکی

رابرت کیوساکی: نویسنده معروفی که پس از دو بار ورشکستگی میلیاردر شد!

رابرت کیوساکی (Robert Toru Kiyosaki) شخصیت مشهوری است که دیدگاه مردم به پول و کسب ثروت را تغییر داده است. او یک کارآفرین، سرمایه گذار، نویسنده و سخنران انگیزشی حرفه ای است. رابرت کیوساکی دلیل اینکه امروزه اکثر مردم در تلاش برای کسب درآمد هستند و با مسائل مالی درگیرند، را این می داند که با وجود سال ها آموزش و تمرین رسمی، چیزی در مورد پول نمی دانند.

او نویسنده کتاب «پدر ثروتمند، پدر فقیر» یا همان «پدر پولدار، پدر بی پول» است. این کتاب به یکی از محبوب ترین کتاب ها در زمینه ثروت تبدیل شده است. کتاب پدر پولدار، پدر بی پول مقایسه ای بین پدر واقعی او که تحصیل کرده اما فقیر بود، با پدر خیالی او که از دانشگاه ترک تحصیل کرده بود، اما ثروتمندترین مرد هاوایی بود، است. جالب اینجا است مردی که به یک میلیونر تبدیل شده و به مردم یاد می دهد که چگونه ثروتمند شوند، در یک مقطع زمانی در سرمایه گذاری های تجاری خود دو بار ورشکسته شده بود. با این حال، او در برابر شکست هایی که تجربه کرد تسلیم نشد و در عوض، به مردم آموخت که چگونه فقیر نشوند و از اخذ تصمیمات مالی اشتباه خودداری کنند.

بیوگرافی رابرت کیوساکی

کودکی و سال های اول زندگی

رابرت کیوساکی فرزند رالف ا کیوساکی در هیلو، هاوایی متولد شده است. او یک جد آمریکایی ژاپنی داشت. پدرش معلم و مربی حرفه ای بود. در نتیجه این امکان را برای کیوساکی فراهم کرد تا در مؤسسات آموزشی بهتری تحصیل کند. وی تحصیلات مقدماتی خود را از دبیرستان هیلو به پایان رساند. پس از آن در آکادمی نیروی دریای ایالات متحده در نیویورک ثبت نام کرد و در سال ۱۹۶۹ به عنوان افسر عرشه فارغ التحصیل شد.

رابرت کیوساکی

حرفه رابرت کیوساکی

با پایان تحصیلات، رابرت کیوساکی کار خود را روی کشتی های بازرگانی آغاز کرد که به وی امکان سفر به نقاط مختلف جهان را می داد. این سفرها او را در معرض فرهنگ های جدید و شیوه های متنوع زندگی قرار می داد. علاوه بر این، او شاهد فقر مردم در سراسر جهان بود. این سفرها تاثیر عمیقی بر او گذاشت. در سال ۱۹۷۲، در طول جنگ ویتنام، وی به عنوان خلبان بالگرد در ارتش دریایی خدمت کرد. به خاطر خدماتش به او مدال هوایی اعطا شد. دو سال بعد، او از سپاه دریایی خارج شد. با این حال، به جای بازگشت به هاوایی، به نیویورک نقل مکان کرد.

اولین تجربه ورشکستگی

وی از سال ۱۹۷۴ تا ۱۹۷۸ به عنوان معاون فروش در یک شرکت زیراکس برای فروش دستگاه های کپی مشغول به کار شد. در همین حال، در سال ۱۹۷۷، با صرفه جویی و پس انداز کافی، شرکتی را راه اندازی کرد که کیف پول هایی از جنس نایلون و ولکرو را به بازار عرضه کرد. رابرت کیوساکی برای محدود کردن هزینه کیف پول ها و صرفه جویی بیشتر، به کیفیت محصول توجه نکرد. در نتیجه تقاضا برای این نوع کیف پول ها کاهش یافت که ضررهای مالی فراوانی برای شرکت در پی داشت. او اولین ورشکستگی خود را تجربه کرد.

دومین تجربه ورشکستگی

رابرت کیوساکی در ابتدای دهه ۱۹۸۰، کسب و کار جدیدی راه اندازی کرد که تی شرت و کلاه برای گروه های هوی متال، صادر می کرد. اگرچه این کسب و کار در ابتدا موفقیت اقتصادی استثنایی به همراه آورد، اما با تغییر سلیقه مردم، گروه های موسیقی هوی متال جای خود را به موسیقی آرامتر داد که منجر به کاهش تقاضای محصولات این شرکت شد. این شرکت در سال ۱۹۸۵ ورشکسته شد. وی در دوره پر رونق سرمایه گذاری دوم خود، در زمینه سهام و املاک و مستغلات سرمایه گذاری کرد.

با این حال، با گذشت زمان و کاهش کسب و کار، بدهی های وی به بانک ها نیز افزایش یافت. برای بازپرداخت همان مبلغ به بانک ها، بی پناه و بی خانمان ماند. رابرت کیوساکی علی رغم ورشکستگی، امید خود را از دست نداد و در عوض از تجربه و دانش خود برای کمک به مردم و آموزش به آنها در مورد چگونگی جلوگیری از ورشکستگی و دستیابی به موفقیت های مالی استفاده کرد. جالب است که اگرچه تجربیات و وضعیت متوسط ​​زندگی او با حرفه ای که داشت در تضاد بود؛ اما با این وجود به مردم آموزش داد که چگونه فقیر نشوند و تصمیمات مالی اشتباه نگیرند.

رابرت کیوساکی

فعالیت رابرت کیوساکی به عنوان سخنران انگیزشی

وی به عنوان سخنران انگیزشی برای یک سمینار رشد شخصی به نام پول و تو، فعالیت خود را آغاز کرد. این سمینار سه روزه بیشتر در زمینه آموزش دانش آموزان معطوف بود. به طور عمده فقط در کانادا و ایالات متحده برگزار می شد، اما محبوبیت این کسب و کار به آنها اجازه گسترش فعالیت خود به استرالیا و نیوزلند را داد. محبوبیت، رشد و جذابیت جهانی این سرمایه گذاری سودآور شد و او به یک میلیونر تبدیل شد. با این حال، او به مدت طولانی این کار را ادامه نداد و در عوض در سال  ۱۹۹۴ پروژه پول و تو را ترک کرد و در سن ۴۷ سالگی بازنشسته شد.

انتشار اولین کتاب خود

رابرت کیوساکی بیکار نماند و سرمایه گذاری در سهام و بازار املاک و مستغلات را دنبال کرد. با این حال، از آنجا که از کار عادی دست کشیده بود و وقت زیادی در طول روز داشت، روی نوشتن کتاب جدیدی تمرکز کرد. او با شارون لچتر همکاری کرد و آنها با هم اولین کتاب «پدر ثروتمند، پدر فقیر» را نوشتند. با این حال، ناشری برای آن پیدا نکردند و از این رو تصمیم گرفتند آن را به تنهایی منتشر کنند.

در همین حال، پس از سه سال وقفه، او به عرصه کسب و کار بازگشت و یک شرکت آموزش و پرورش مالی و اقتصادی با عنوان “Cash Flow Technologies Inc” راه اندازی کرد. این شرکت متعلق به همسرش، کیم کیوساکی و نویسنده همکارش شارون لچتر است و خودش صاحب Rich Dad و Cashflow است و آنها را اداره می کند.

در سال ۱۹۸۵، رابرت کیوساکی و دوستانش Erhard Seminars Training (EST) را خریداری کردند، شرکتی که به دلیل برگزاری سمینارهای محبوب در ایالات متحده آمریکا به عنوان یکی از بهترین ها شناخته شده بود. آنها شرکت EST را به عنوان یک شرکت آموزش کسب و کار، آموزش کارآفرینی، سرمایه گذاری، توسعه شخصی و مسئولیت اجتماعی معرفی کردند.

کتاب «پدر ثروتمند، پدر فقیر» که در سال ۲۰۰۰ منتشر شد، از استقلال مالی حمایت می کند و به اهمیت کسب ثروت از طریق سرمایه گذاری در املاک و مستغلات و شروع و اداره کسب و کار به خوانندگان خود می آموزد. این کتاب با فروش ده میلیون نسخه به یکی از پرفروش ترین کتاب ها در زمینه ثروت اندوزی تبدیل شد. موفقیت این کتاب منجر به انتشار آثار بعدی او از جمله کتاب های چرا ثروتمندان ثروتمندتر می شوند؟ و چرا ما می خواهیم شما ثروتمند شوید؟ و ده ها کتاب پرفروش دیگر شد.

رابرت کیوساکی

فعالیت های اقتصادی دیگر رابرت کیوساکی

در سال ۲۰۰۲، او معدن نقره ای در آمریکای جنوبی خریداری کرد و کنترل شرکت معادن طلا در چین را به دست گرفت. در سال ۲۰۱۰، او در نمایشگاه الکس جونز ظاهر شد و در آنجا دارایی های خود از جمله مجموعه های بزرگ آپارتمانی، هتل ها و زمین های گلف را فاش کرد. وی همچنین رئیس و سرمایه گذار عملیات حفاری نفت و همچنین چاه های نفت و حتی یک شرکت خورشیدی نوپا است.

آثار مهم او

سه کتاب اول رابرت کیوساکی، «پدر ثروتمند، پدر فقیر» «پیشگویی پدر پولدار» و «راهنمای سرمایه گذاری موفق» در فهرست ۱۰ کتاب پرفروش برتر به طور همزمان در وال استریت ژورنال، یو اس ای تودی و مجله نیویورک تایمز در رتبه یک قرار گرفته اند. موفقیت این کتاب ها، او را واداشت تا این حرفه را ادامه دهد که حاصل آن تا امروز شامل ۱۵ جلد کتاب است.

زندگی شخصی و میراث

رابرت کیوساکی در حال حاضر یکی از ثروتمندترین و تاثیرگذارترین شخصیت ها در ایالات متحده آمریکا است. دارایی او ارزش خالص تقریبی ۱۰۰ میلیون دلار دارد. رابرت کیوساکی به دلیل حمایت از شیوه های قانونی که در فلسفه «سریع ثروتمند شوید» دیده می شود، مورد انتقاد قرار گرفته است. رابرت کیوساکی با کیم ازدواج که در برخی از املاک و مستغلات در فینیکس ایالات متحده آمریکا سرمایه گذار بود، ازدواج کرد.

در طول این سال ها، کیوساکی در تعدادی از کانال های خبری تلویزیونی از جمله CNBC ،  Fox Businessو Bloomberg به ارائه مشاوره مالی پرداخته است. علاوه بر این، وی در برنامه هایی مانند Oprah Winfrey Show ، Fox and Friends ، Larry King Live ، Factor O’Reilly Factory ، The Alex Jones Show ، Glenn Beck و World Your with Nil Cavuto حضور یافته است.

استیو کیس کارآفرین و بازرگان موفق آمریکایی

استیو کیس کارآفرین و بازرگان موفق آمریکایی

استیو کیس (Steve Case‎) یکی از مشهورترین و موفق ترین کارآفرینان آمریکا است. او همچنین یکی از پیشگامان در تبدیل اینترنت به بخشی از زندگی روزمره افراد است.  طی ۱۵ سال گذشته، تمرکز استیو بر توسعه Revolution، شرکت سرمایه گذاری مستقر در واشنگتن دی سی بوده است که اکنون از کارآفرینان در هر مرحله از توسعه فعالیت های خود پشتیبانی می کند. این شرکت نزدیک به یک میلیارد دلار در شرکت های رو به رشدی از جمله Sweetgreen ، Tempus ، Tala ، DraftKings و Clear سرمایه گذاری کرده است.

استیو کیس کارآفرین و بازرگان موفق آمریکایی

استیو کیس یک نام مشهور در دنیای کسب و کار است و فعالیت او نمونه خوبی از کارآفرینی محسوب می شود. استیو از کودکی به کسب و کار و کارآفرینی علاقه مند بود و حتی هنگامی که تنها شش سال داشت، یک مرکز فروش آبمیوه را راه اندازی کرد. او از رشته علوم سیاسی فارغ التحصیل شد و خیلی زود در شرکت تجاری معروف “Procter & Gamble” مشغول به کار شد. همکاری او با این شرکت چندین سال طول کشید. سپس او به «شرکت پیتزا هوت» رفت. فعالیت کیس در تمام این شرکت ها به او کمک کرد تا مهارت های بازاریابی ذاتی اش ارتقا یابد.

ملاقات استیو با بیل فون میستر، سرمایه گذار، بسیار ارزشمند بود زیرا راه او را برای تاسیس شرکت “Quantum Computer Services” هموار کرد. بیل که کارآفرین و سرمایه گذار مطرحی بود، استیو کیس را به طور موقت در شرکت کنترل ویدو خود استخدام کرد. با این حال، مالک جدید این شرکت، جیم کیمزی ارزش واقعی کار او را متوجه شد و به وی شغل دائمی در شرکت خود داد. جیم استعداد بازاریابی خود را تقویت کرد و به دلیل تفکر خلاقانه و دانش بازاریابی استیو کیس، او را به عنوان جانشین خود انتخاب کرد. به عنوان رئیس شرکت «خدمات کوانتومی کامپیوتر» استیو ابعاد جدیدی به رسانه های جمعی اجتماعی بخشید. تا جایی که او در ایجاد تغییر در نحوه برقراری ارتباط آنلاین نقش مهمی دارد.

کودکی و اوایل زندگی

استیو کیس کارآفرین و بازرگان موفق آمریکایی

استیو کیس فرزند دانیل هبارد کیس و کارول (هولمز)، در بیست و یکم آگوست سال ۱۹۵۸ در هونولولو، هاوایی به دنیا آمد. وی سومین فرزند از چهار فرزند والدین خود است.

هنگامی که استیو شش ساله بود، به همراه برادرش یک مرکز آب میوه را با هم راه اندازی کردند و سرانجام یک موسسه موسوم به “Case Enterprises” تاسیس کردند.

استیو تحصیلات ابتدایی خود را از «مدرسه پوناهو» دریافت کرد و سپس، در سال ۱۹۸۰، از «کالج ویلیامز» واقع در ویلیامزتون، ماساچوست، فارغ التحصیل شد و مدرک خود را در رشته علوم سیاسی دریافت کرد.

 فعالیت حرفه ای استیو کیس

پس از فارغ التحصیلی، استیو کیس با شرکت “Procter & Gamble” در سینسیناتی، اوهایو به عنوان دستیار مدیر برندها کار کرد. او دو سال در آنجا کار کرد و در سال ۱۹۸۲، به “Pizza Hut” واقع در ویچیتا، کانزاس منتقل شد و به عنوان مدیر بازاریابی جدید این شرکت معرفی شد.

سال بعد، او از طریق برادرش دن با مدیرعامل شرکت “کنترل فیلم”، بیل فون میستر آشنا شد. استیو به عنوان مشاور بازاریابی در پروژه جدید با نام “GameLine” انتخاب شد و نام تجاری کنسول بازی های ویدئویی به نام “Atari 2600” را انتخاب کرد.

با این حال، پس از تصرف این شرکت توسط سرمایه گذار فرانک کافیلد، استیو کیس به عنوان کارمند بازاریابی دائمی استخدام شد.

جیم کیمزی کارآفرین در سال ۱۹۸۵ شرکت «خدمات کوانتومی رایانه» را تاسیس کرد و کیس را به عنوان نایب رئیس بازاریابی منصوب کرد.

در سال ۱۹۸۷، کیمزی این مرد جوان را به عنوان معاون اجرایی انتخاب کرد و سرانجام، جیم مربی او شد و وی را به گونه ای تربیت کرد که پس از بازنشستگی مدیرعامل از سمت خود، استیو کیس به اندازه کافی توانایی برای این سمت و مدیر عاملی داشته باشد.

او چند تغییر در استراتژی “Quantum” ایجاد کرد و یکی از این موارد ایجاد سرویس در سال ۱۹۸۵ به نام “Quantum Link” یا “Q-Link” برای رایانه تک مدل به نام “Commodore 64” به همراه مارک سریف برنامه نویس بود.

سه سال بعد، این شرکت تسهیلات “AppleLink” را راه اندازی کرد، که به دستگاه های “Apple” و “PC-Link” خدمات ارائه می داد. این دستگاه برای دستگاه های سازگار با “IBM” طراحی شده بود. در همین زمان، این شرکت همچنین بسیاری از سرویس ها و بازی های آنلاین دیگری مانند “Habitat”  ، “Club Caribe” ، سریال Quantum Link ” “،”Quantum Space”  و”Neverwinter Nights”را ایجاد کرد.

استیو کیس کارآفرین و بازرگان موفق آمریکایی

در سال ۱۹۹۱، استیو کیس مدیرعامل «شرکت خدمات کوانتومی» شد و در این مقام، نام این شرکت را به آمریکا آنلاین  “AOL” تغییر داد ، و “AppleLink” و “PC-Link” را با این شرکت ترکیب کرد. در سه سال آینده، این خدمات تقریباً یک میلیون مشتری داشت. سرانجام وی به عنوان رئیس شرکت منصوب شد.

آمریکا آنلاین شرکتی بود که ایده رسانه های اجتماعی را به وجود آورد. زیرا این شرکت عمدتاً روی پیام های فوری و چت روم متمرکز بود. این شرکت همچنین در پی آن بود که خدمات خود در حجم های وسیع را به صورت مقرون به صرفه ارائه دهد.

سرویس “AOL” برخلاف بسیاری از خدمات دیگر موجود در آن زمان مانند “Prodigy” و “CompuServe”، به راحتی در دسترس افراد عادی بود. این موضوع به محبوبیت این سرویس کمک کرد تا در بین توده افراد محبوبیت پیدا کند و میلیون ها کاربر سرویس «AOL» و تعداد افرادی که از این تسهیلات استفاده می کنند سالانه افزایش یابد.

در سال ۲۰۰۱، شرکت رسانه ای چند ملیتی “Time Warner” “AOL” را به دست آورد و این شرکت عظیم را با زمینه سرگرمی، رسانه و ارتباطات ادغام کرد. با این حال، این شرکت با مجادلات مربوط به رکود “dot-com” روبرو شد. به دنبال این، استیو از سمت خود به عنوان رئیس استعفا داد، اما همچنان یکی از اعضای هیئت مدیره باقی ماند.

در سال ۲۰۰۵، او یک شرکت سرمایه گذاری به نام “Revolution LLC” به همراه دون دیویس تاسیس کرد. پس از شکست اتحاد “Time Warner” و “AOL”، آنها مسیر خود را از یکدیگر جدا کردند و استیو کیس بیشتر روی شرکت سرمایه گذاری خود تمرکز کرد.

استیو کیس بعداً در شرکت هایی مانند “Hello Wallet” ، “Revolution Money” ، “Zipcar” ، AddThis”” و “Living Social” سرمایه گذاری کرد. این بنگاه ها آنقدر محبوبیت کسب کردند که سرانجام توسط سایر شرکت های بزرگتر خریداری شدند. در حالی که “Zipcar” توسط “گروه بودجه آویس” خریداری شده بود، “Revolution Money” توسط “American Express” خریداری شد و “HelloWallet” توسط شرکت “MorningStar” خریداری شد.

استیو کیس در سال ۲۰۱۲ با سرمایه گذاران دون دیویس و تدلئونسیس همکاری کرده و ۴۵۰ میلیون دلار برای راه اندازی صندوق “Revolution Growth” سرمایه گذاری کرد. این موسسه در شرکت هایی مانند “FedBid” ، “Resonate” ، “Bigcommerce” ،”Lolly Wolly Doodle” و Custom Ink سرمایه گذاری کرده است.

او صندوق “Revolution Ventures” را در سال ۲۰۱۳ به همراه سرمایه گذاران دیوید گلدن و تیج ساواج تاسیس کرد. این شرکت در شرکت هایی مانند “Busbud” ، “BenchPrep” ، “OrderUp” ، “RunKeeper” و “Homesnap” سرمایه گذاری کرده است.

استیو کیس کارآفرین و بازرگان موفق آمریکایی

آثار مهم استیو کیس

استیو کیس بنیانگذار شرکت رسانه های جمعی AOL” (America Online) ” است که در رسانه های اجتماعی اولین مورد در نوع خود بوده است. استیو، به عنوان رئیس «خدمات کوانتومی کامپیوتر» (همانطور که ​​قبلاً شناخته شده بود)، این شرکت را بازسازی کرد و نام آن را «آمریکا آنلاین» گذاشت و رویکرد جدیدی را برای ارتباطات جمعی به وجود آورد.

جوایز و دستاوردها

در سال ۲۰۰۹، استیو کیس عضو «مشاهیر کسب و کار ایالات متحده» قرار گرفت. وی در سال ۲۰۱۱ به عنوان «عضو شورای شهروند» از «موسسه اسمیتسونیان» انتخاب شد. در سال ۲۰۱۱ «کنفرانس ملی شهروندی» استیو و همسرش ژان را به عنوان شهروندان سال اعلام کرد. در سال ۲۰۱۴، «دانشگاه جورج تاون» به این کارآفرین موفق «دکترای افتخاری دانش انسانی» را اعطا کرد.

زندگی شخصی و میراث

استیو کیس در سال ۱۹۸۵ با جووان بارکر ازدواج کرد. حاصل این ازدواج سه فرزند بود. با این حال، در سال ۱۹۹۶، این دو‌ تصمیم گرفتند تا راه خود را از یکدیگر جدا کنند. دو سال بعد، وی با همکار خود در “AOL” با نام ژان ویلانووا ازدواج کرد. ژان و کیس به همراه پنج فرزند خود که همه از ازدواج های قبلی آنها هستند، زندگی می کنند.

استیو کیس همچنین ریاست سازمان خیریه ای به نام «بنیاد کیس» را که توسط او و همسرش تاسیس شده است، برعهده دارد.

ارزش خالص

ارزش خالص دارایی این کارآفرین موفق آمریکایی توسط «فوربس» تا سال ۲۰۱۵، ۱.۳۶ میلیارد دلار تخمین زده شد.

آشنایی با پل آلن سرمایه گذار و بنیانگذار مایکروسافت

آشنایی با پل آلن سرمایه گذار و بنیانگذار مایکروسافت

پل آلن (Paul Gardner Allen) سرمایه گذار، مخترع، و بنیانگذار غول نرم افزار کامپیوتر شرکت مایکروسافت است. وی پنجاه و سومین ثروتمند جهان با دارایی به ارزش خالص تقریبی ۱۵ میلیارد دلار است.

آلن در ۲۱ ژانویه ۱۹۵۳ در سیاتل، واشنگتن متولد شد. او به مدرسه لیک ساید رفت و در آنجا با بیل گیتس که علاقه بسیاری به علوم رایانه و فناوری داشت، دوست شد. آنها روی مهارت های برنامه نویسی خود در رایانه های مدرسه کار می کردند. سپس آلن در دانشگاه ایالتی واشنگتن ثبت نام کرد، اما دو سال بعد آن را رها کرد تا به عنوان برنامه نویس برای هانیول کار کند.

در ادامه مقاله توضیح خواهیم داد که آلن و بیل گیتس چگونه مایکروسافت را راه اندازی کردند.

پل آلن که بود؟

پل آلن متولد ۲۱ ژانویه سال ۱۹۵۳، در سیاتل، واشنگتن، هنگامی که فقط ۱۴ سال سن داشت با بیل گیتس ۱۲ ساله یکی از دانش آموزان مدرسه ای که آلن در آن تحصیل می کرد، آشنا شد. این دو کمتر از ۱۰ سال بعد در سال ۱۹۷۵ مایکروسافت را پایه گذاری کردند. آلن پس از تشخیص بیماری هوچکین در سال ۱۹۸۳ استعفا داد و به دنبال سایر فرصت های شغلی، تحقیقاتی و بشردوستانه رفت.

چگونه پل آلن و بیل گیتس یکدیگر را ملاقات کردند؟

آلن ۱۴ ساله هنگام حضور در مدرسه لیک ساید (Lakeside) در خارج از سیاتل، با بیل گیتس ۱۲ ساله، دانش آموز علاقه مند به کامپیوتر آشنا شد. کمتر از یک دهه بعد، در ژوئن سال ۱۹۷۵، آلن و گیتس، هر دو دانشگاه را رها کردند. آلن که اهل دانشگاه ایالتی واشنگتن بود، مایکروسافت را با هدف طراحی نرم افزاری برای موج جدید رایانه های شخصی تاسیس کرد.

 

آشنایی با پل آلن سرمایه گذار و بنیانگذار مایکروسافت

زمانی که آلن در پی هماهنگی خرید یک سیستم عامل به نام Q-DOS به مبلغ ۵۰،۰۰۰ دلار برای مایکروسافت بود، این شرکت قبلاً نرم افزاری را برای شرکت های نوظهوری مانند Apple و Commodore تهیه کرده بود. گیتس و آلن Q-DOS را به عنوان MS-DOS دوباره معرفی کردند و آن را به عنوان سیستم عاملی برای عرضه کامپیوتر های IBM نصب کردند که پس از انتشار آنها در سال ۱۹۸۱ بر بازار حاکم شدند.

مایکروسافت و ولکان ونچرز

با بزرگ شدن مایکروسافت و رشد نرخ سهام آن به طور پیوسته، آلن از طریق سهامی که در این شرکت داشت، به یک میلیاردر در سن حدودا ۳۰ سالگی تبدیل شد. در سال ۱۹۸۳ آلن، به عنوان «مرد ایده پرداز»در کنار بیل گیتس به عنوان «مرد عمل» معروف شد. پس از مدتی پزشکان تشخیص دادند که پل آلن به بیماری سرطان خون مبتلاست. در نتیجه او از مایکروسافت استعفا داد. پس از چند ماه درمان با اشعه، سلامتی او بازگشت.

پس از مایکروسافت، پل آلن به تمرکز بر روی پروژه های دیگر پرداخت، به این امید که ایده بزرگ بعدی را که هنوز اجرا نشده پیدا کنند. در سال ۱۹۸۶، او شرکتی به نام ولکان ونچرز را برای تحقیق در مورد سرمایه گذاری های احتمالی تاسیس کرد. برای این منظور، وی در سال ۱۹۹۲ یک اتاق فکر در سیلیکون ولی با نام اینتروال ریسرچ تاسیس کرد. آلن از طریق اینتروال ریسرچ و ولکان ونچرز، رویای بلند مدت خود را برای یک جامعه جهانی متصل، که تقریباً همه افراد در آن آنلاین هستند به اجرا درآورد.

سرمایه گذاری های متنوع

او در زمینه های متنوعی به سرمایه گذاری پرداخت، از جمله: America Online ، SureFind (یک سرویس تبلیغات آنلاین)، Teluscan (یک سرویس مالی آنلاین)، Starwave (ارائه دهنده محتوای آنلاین)، و همچنین سخت افزار، نرم افزار و ارتباطات بی سیم نیز از جمله سرمایه گذاری های او بود.

از سال ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۸، پل آلن برای دستیابی به استراتژی «دنیای متصل» خود زیرساخت هایی متشکل از ۳۰ شرکت مختلف را بنیان نهاد. در نهایت شرکت ولکان ونچرز، شرکت تلویزیون کابلی مارکوس را در سال ۱۹۹۸ و بیش از ۹۰ درصد سهام شرکت ارتباطات چارتر را خرید. در نتیجه پل آلن صاحب هفتمین شرکت بزرگ کابلی کشور شد. وی در سال ۱۹۹۹، در شرکت RCN نزدیک به ۲ میلیارد دلار سرمایه گذاری کرد. در نتیجه کل دارایی های وی در مشاغل کابلی و اینترنت را به بیش از ۲۵ میلیارد دلار رساند.

آشنایی با پل آلن سرمایه گذار و بنیانگذار مایکروسافت

آلن همچنین سرمایه گذاری خوبی در تولید رسانه های تعاملی و سرگرمی انجام داد. در کل، پل آلن سرمایه گذاری های اساسی در بیش از ۱۰۰ شرکت رسانه ای انجام داده است. وی در سال ۱۹۹۳، ۸۰ درصد از شرکت Ticketmaster را به دست آورد تا اینکه بیش از نیمی از سهام خود را در سال ۱۹۹۷ به شبکه خرید خانگی (HSN) فروخت.

در اواخر سال ۱۹۹۹، آلن و ولکان ونچرز موافقت کردند تا در POP.com سرمایه گذاری و کمک مالی کنند. این یک شرکت سرگرمی اینترنتی بود که به عنوان همکاری بین دو شرکت تولید کننده برجسته بود. Imagine Entertainment که توسط مدیر ران هاوارد و تهیه کننده برایان گرازر تاسیس شده و DreamWorks SKG که توسط غول های صنعت سرگرمی یعنی استیون اسپیلبرگ، جفری کاتزنبرگ و دیوید گفین تاسیس شده است.

پل آلن که در حال حاضر یکی از سرمایه گذاران شرکت DreamWorks است، طبق گزارشی ۵۰ میلیارد دلار نیز در این شرکت سرمایه گذاری کرده است، که هدف آن ایجاد و توزیع ویدیو های کوتاه انحصاری در اینترنت است. POP.com قرار بود در بهار سال ۲۰۰۰ فعالیت خود را آغاز کند، اما نهایتا عملکرد خوبی نداشت. آلن همچنین در شرکت اکسیژن مدیا، یک شرکت بسیار مرفه که آن را اپرا وینفری تاسیس کرده و به تولید برنامه کابلی و اینترنتی برای زنان اختصاص یافته، سرمایه گذاری کرده است.

سایر علاقه مندی ها

پل آلن علاقه بسیاری به موسیقی و ورزش داشت. او مالک تیم Trailblazers Portland در NBA و تیم راگبی Seattle Seahawks NFL است. در ۲۳ ژوئن سال ۲۰۰۰، پروژه موسیقی را با سرمایه گذاری ۲۵۰ میلیون دلار راه اندازی کرد. یک موزه موسیقی در مورد سبک راک اندرول که در زادگاه او راه اندازی شد.

نوازندگی گیتار

آلن از اولین باری که در سال ۱۹۶۹ شاهد اجرای هندریکس بود، طرفدار ویژه او‌ شد تا جایی که در یک گروه سیاتل به نام Grown Men گیتار می نواخت. این گروه اولین آلبوم خود را در بهار سال ۲۰۰۰ منتشر کرد. پل آلن در سال ۲۰۱۳ آلبوم دیگری با گروهش ( Underthinkers) به ​​نام Everywhere at Once از طریق کمپانی سونی منتشر کرد.

آشنایی با پل آلن سرمایه گذار و بنیانگذار مایکروسافت

مشاغل بعدی

در تاریخ ۲۹ می ۲۰۱۳، اعلام شد که شرکت رسانه ای برتر آلن یعنی ولکان ونچرز، با شرکت پاندورا، قرارداد یک همکاری مشترک را امضا کردند. این قرارداد یک مستند در رابطه با رابرت استیون کارگردان معروف بود. این فیلم در جشنواره فیلم ساندنس ۲۰۱۳ به نمایش درآمد.

مطابق با انتشار بیانیه مطبوعاتی منتشر شده توسط شرکت تولیدی ولکان در ماه می ۲۰۱۳، فیلم استون «داستان های شخصی متخصصان محیط زیست و کارشناسان انرژی را نشان می دهد که در زمینه انرژی هسته ای به فعالیت می پردازند و منافع شغلی و شهرت آنها را در این راه به خطر می افتد.»

استون این اختلافات زیست محیطی را با داستان هایی از پناهندگی استوارت برند، ریچارد رودز، گوینت کراونز، مارک لیناس و مایکل شلنبرگر به نمایش می گذارد. آلن اظهار داشت: پاندورا انرژی هسته ای را به عنوان یک راه حل امیدوارکننده برای تغییرات آب و هوایی معرفی می کند و ذهن مردم را در مورد یکی از مهمترین موضوعات زمان ما روشن می کند. وی گفت: «این دقیقاً همان خط فکری است که ما مفتخر به همکاری و پشتیبانی آن هستیم.»

در سال ۲۰۱۴، پل آلن ۱۰۰ میلیون دلار برای مبارزه با ویروس ابولا در غرب آفریقا کمک کرد. در همان سال، او موسسه آلن برای علوم سلولی را تاسیس کرد که بر روی سلول ها به منظور درک رفتار سلولی در چگونگی مبارزه با بیماری ها، تحقیق می کند. آلن همچنین به سفرهای فضایی علاقه بسیاری نشان داده و Vulcan Aerospace را در سال ۲۰۱۵ راه اندازی کرده است. آلن در جزیره مرکر در دریاچه واشنگتن، در نزدیکی سیاتل زندگی می کرد.

قایق بادبانی پل آلن

جدا از فعالیت های خیرخواهانه و اکتشافات علمی او، پل آلن قایق بادبانی، به اسم اختاپوس دارد که یکی از بزرگترین ها در جهان با طول بیش از ۴۰۰ فوت و مجهز به دو بالگرد، استخر و دو زیر دریایی است.

نبرد با سرطان و مرگ

در پاییز سال ۲۰۰۹، پل آلن سلامتی خود را از دست داد. سرطان غدد لنفی در او گسترش یافت و مجبور بود تحت معالجه پرتودرمانی بیشتری قرار گیرد. خوشبختانه، آلن این سرطان را نیز شکست داد. با این حال، در اکتبر سال ۲۰۱۸، پل آلن فاش کرد که وی درمان سرطان لنفوم را آغاز کرده است. وی در ۱۵ اکتبر سال ۲۰۱۸ در اثر بیماری درگذشت.

والت دیزنی ، کارآفرین و پیشگام صنعت انیمیشن

والت دیزنی ، کارآفرین و پیشگام صنعت انیمیشن

معرفی والت دیزنی کارآفرین و خالق انیمیشن های ماندگار

والت دیزنی (۱۹۰۱ – ۱۹۶۶) تهیه کننده فیلم، چهره با نفوذ رسانه و بنیانگذار شرکت والت دیزنی بود. وی چهره ای شناخته شده در صنعت رسانه و سرگرمی قرن بیستم به شمار آمده و در تولید فیلم های زیادی مشارکت داشت. او با کارمندان خود شخصیت های معروف کارتونی مانند میکی موس و دانلد داک را خلق کرد. نام او همچنین در پارک های موفق دیزنی نیز استفاده شده است. وی در طول زندگی، ۵۹ مرتبه نامزد دریافت جایزه اسکار شد و ۲۲ جایزه را به دست آورد.

اوایل زندگی، والت دیزنی

والت دیزنی در ۵ دسامبر سال ۱۹۰۱ در شیکاگو متولد شد. والدین وی آلمانی / انگلیسی تبار و ایرلندی بودند. در کودکی، خانواده دیزنی بین مارسلین و‌ کانزاس سیتی ایالت میزوری در رفت و آمد بودند و سپس به شیکاگو نقل مکان کردند. دیزنی جوان به هنر علاقه بسیاری نشان داد و در موسسه هنری کانزاس و سپس در موسسه هنری شیکاگو درس هایی در این زمینه فرا گرفت. در نهایت او کاریکاتوریست مجله مدرسه شد. هنگامی که آمریکا به جنگ جهانی اول پیوست، والت مدرسه را ترک کرد و سعی داشت در ارتش ملی ثبت نام کند. وی به دلیل سن کمتر از حد نصاب قانونی رد شد اما بعداً توانست به صلیب سرخ بپیوندد و در اواخر سال ۱۹۱۸ برای رانندگی آمبولانس به فرانسه اعزام شد.

در سال ۱۹۱۹، وی به کانزاس سیتی بازگشت و در آنجا پیش از آنکه در حوزه مورد علاقه خود یعنی صنعت فیلم، اشتغال پیدا کند به مشاغل مختلف پرداخت. این شرکت برای کمپانی تبلیغاتی کانزاس سیتی کار می کرد؛ و او این فرصت را پیدا کرد تا در زمینه انیمیشن که نسبتاً صنعت نوپدیدی بود، شروع به کار کند. والت برای شروع از استعداد خود به عنوان کاریکاتوریست استفاده کرد.

موفقیت اولین کارتون های او باعث شد تا استودیوی خود را با نام Laugh-O-Gram راه اندازی کند. با این حال، محبوبیت کارتون های والت با توانایی او در انجام یک کسب و کار پرسود مطابقت نداشت. شرکت دیزنی با هزینه های بالایی که داشت ورشکست شد. پس از اولین شکست دیزنی، او تصمیم گرفت به هالیوود، کالیفرنیا که محل رشد صنعت فیلم در آمریکا بود، نقل مکان کند. توانایی غلبه بر ناسازگاری، یک ویژگی استاندارد در حرفه والت دیزنی بود.

“تمام سختی هایی که در زندگی داشته ام، همه مشکلات و موانع، من مرا قوی تر کرده است. ممکن است وقتی اتفاق بیفتد آن را درک نکنی، اما مشتی در دهانت ممکن است بهترین اتفاق در جهان باشد.”

والت دیزنی (۱۹۵۷)

والت دیزنی ، کارآفرین و پیشگام صنعت انیمیشن

دیزنی به همراه برادرش روی، شرکت دیگری راه اندازی کرد و به دنبال یافتن توزیع کننده برای فیلم جدید خود، کمدی های آلیس، بر اساس ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب بود.

خلق میکی موس

در سال ۱۹۲۷، استودیوی دیزنی انیمیشن موفق ” اسوالد، خرگوش خوش شانس ” را به تهیه کنندگی یونیورسال استودیوز تولید کرد. با این حال، با حقوقی که یونیورسال استودیوز برای “اسوالد خرگوش خوش شانس” در اختیار داشت، والت نتوانست از این موفقیت سودی ببرد. وی پیشنهاد یونیورسال را برای تهیه کنندگی رد کرد و خودش کار را بر عهده گرفت. در این مرحله بود که او شخصیت میکی موس (در ابتدا با نام مورتیمر موس) را خلق کرد. آب آیورکس میکی ماوس را کشید، و صداپیشگی این شخصیت توسط خود والت انجام شد.

کارتون های میکی موس به همراه موسیقی متن، بسیار مشهور شدند که باعث افزایش شهرت و قدرت روز افزون شرکت دیزنی گردید. مهارت والت دیزنی این بود که به کارتون های خود ویژگی های باور کردنی زندگی واقعی را می داد. مخاطب داستان را به واسطه استفاده پیشگامانه او از داستان های بلند و ویژگی های اخلاقی، به سادگی تصور می کردند.

در سال ۱۹۳۲، او اولین جایزه اسکار خود را برای بازسازی رنگی انیمیشن محبوب ” Flowers and trees ” دریافت کرد. او همچنین یک جایزه ویژه آکادمی برای میکی موس دریافت کرد. در سال ۱۹۳۳، او موفق ترین کارتون خود را در تمام دوران “سه خوک کوچک” (۱۹۳۳) با آهنگ معروف ” چه کسی از گرگ بزرگ بد می ترسد” ساخت؛ که موفق به کسب دومین جایزه اسکار شد.

در سال ۱۹۳۴، والت دیزنی جاه طلبانه ترین پروژه خود تا به امروز را آغاز کرد. او آرزو داشت یک انیمیشن بلند با عنوان “سفید برفی و هفت کوتوله” بسازد. بسیاری اعتقاد داشتند که این پروژه یک شکست تجاری خواهد بود. اما با استفاده از تکنیک های جدید فیلمبرداری، این انیمیشن با نتایج درخشانی روبرو شد. تقریباً سه سال طول کشید تا فیلمبرداری آن تمام شود، بعد از اینکه دیزنی تمام سرمایه اش را از دست داد، این انیمیشن در سال ۱۹۳۷ اکران شد. اما استقبال جدی از فیلم، آن را به موفق ترین فیلم سال ۱۹۳۸ تبدیل کرد و در اولین اکران آن ۸ میلیون دلار فروخت.

این فیلم دارای ارزش تولید بسیار بالایی بود، اما دیزنی افسانه فیلم را برای اولین بار به تصویر کشید. والت دیزنی جایی گفته بود که او هیچ وقت فیلم هایی را برای منتقدان تولید نکرده است، بلکه برای عموم مردم ساخته است. وی در پاسخ به انتقاد مبنی بر اینکه تولیدات وی تا حدودی چرند است، پاسخ داد:

“خیلی خوب، من چرند هستم اما فکر می کنم تقریباً صد و چهل میلیون نفر در این کشور وجود دارند که دقیقاً مثل من هستند. ”

والت دیزنی می دانست مردم دوست دارند چه چیزی تماشا کنند و در این زمینه توانایی فوق العاده ای داشت.

پس از موفقیت سفید برفی و هفت کوتوله، استودیو چندین انیمیشن موفق دیگر مانند “پینوکیو”، “پیتر پن”، “بامبی” و “باد در میان بیدها” تولید کرد. پس از ورود آمریکا به جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۱، این عصر طلایی از انیمیشن محو شد و استودیو دیزنی با ساخت فیلم های تبلیغاتی غیر سودآور، ادامه داد.

موفقیت والت دیزنی پس از جنگ

در طول جنگ، تقاضای انیمیشن کارتونی به مراتب کمتر بود. تا اواخر دهه ۱۹۴۰ طول کشید تا دیزنی بخشی از درخشش و موفقیت خود را بازیابد. او تولید سیندرلا و همچنین پیتر پن (که در طول جنگ به آن پناه آورده بود) را به پایان رساند، در دهه ۵۰، کمپانی والت دیزنی شروع به گسترش فعالیت خود در زمینه فیلم های اکشن محبوب کرد. آنها چندین فیلم موفق مانند “جزیره گنج” (۱۹۵۰) ، ” ۲۰۰۰۰ فرسنگ زیر دریا” (۱۹۵۴) و “پولیانا” (۱۹۶۰) را تولید کردند.

در نوآوری دیگری، استودیو دیزنی یکی از اولین نمایش های مخصوص کودکان را با نام کلاب میکی موس تولید کرد. در دهه ۱۹۶۰ امپراتوری دیزنی با موفقیت گسترش یافت. در سال ۱۹۶۴، آنها موفق ترین فیلم خود تا آن زمان را با نام “مری پاپینز” تولید کردند.

دیزنی لند

در اواخر دهه ۱۹۴۰، والت دیزنی شروع به ساختن تم پارک والت دیزنی کرد. او آرزو داشت تم پارک مانند چیزی باشد که تاکنون روی زمین ایجاد نشده است. به ویژه، او می خواست که این مکان یک دنیای جادویی برای کودکان باشد و با قطار احاطه شود. دیزنی از زمان کودکی علاقه زیادی به قطارها داشت و مرتباً قطارهایی که از نزدیکی خانه آنها می گذشتند را تماشا می کرد. مشخصه والت دیزنی این بود که برای تلاش در تحقق چیزهای جدید، حاضر بود خطرات زیادی انجام دهد.

“به نظر من شجاعت مهمترین کیفیت رهبری است، و مهم نیست که در کجا اعمال می شود. معمولاً این امر به ویژه در نوآوری ها خطرات خود را نشان می دهد. شجاعت برای شروع چیزی و ادامه آن، روحیه پیشگامانه و ماجراجو برای امتحان کردن راه های جدید، غالباً در سرزمین پر از فرصت ما ضروری است. “

کتاب زمینه های فکری دیزنی (۲۰۰۰) توسط بیل کپوداگلی

پس از چندین سال برنامه ریزی و ساخت و ساز، دیزنی لند در ۱۷ ژانویه سال ۱۹۵۵ افتتاح شد. بخشی از صحبت های دیزنی در افتتاحیه آن:

” به همه کسانی که به این مکان شاد می آیند، خوش آمد می گویم. دیزنی لند سرزمین شماست. در اینجا خاطرات دلنشین گذشته یادآوری می شود و جوانان ممکن است از چالش و نوید آینده بهره مند شوند. دیزنی لند به ایده آل ها، رویاها و حقایق سختی که آمریکا را ایجاد کرده، اختصاص یافته است. با این امید که منشأ شادی و برای همه جهان الهام بخش باشد. ”

پایان زندگی والت دیزنی

موفقیت دیزنی لند، والت را ترغیب کرد تا پارک دیگری در اورلاندو، فلوریدا بسازد. در سال ۱۹۶۵ یک تم پارک دیگر ساخته شد. والت دیزنی در ۱۵ دسامبر ۱۹۶۶ بر اثر سرطان ریه درگذشت. وی در طول زندگی به شدت سیگار می کشید.

پس از مرگ وی، برادرش روی برای رهبری شرکت دیزنی انتخاب شد، اما این شرکت رهبری و نبوغ والت دیزنی را از دست داد. دهه ۱۹۷۰ دوره افول والت دیزنی قبل از دهه ۱۹۸۰ بود، در دهه ۱۹۸۰ نسل جدیدی از فیلم ها، مانند “چه کسی برای راجر رابیت پاپوش دوخت” (۱۹۸۸) و “شاه شیر” (۱۹۹۴) ساخته شد.

علاوه بر این، دیزنی یک دانشگاه، موسسه هنر کالیفرنیا، معروف به کال آرتز ایجاد و از آن حمایت مالی کرد. وی اهمیت زیادی برای آموزش هنر قائل بود؛ جایی که افراد به اشکال مختلف می توانند در کنار هم کار کنند، رویا بکشند و فعالیت هنری خود را توسعه دهند.

در زمان مرگ والت دیزنی، شرکت های او احترام، تحسین و یک امپراتوری تجاری به ارزش بیش از ۱۰۰ میلیون دلار در سال به دست آورده بودند، اما دیزنی را هنوز هم به عنوان مردی که تقریباً چهل سال قبل میکی موس را خلق کرده بود، به یاد می آورند.

اندرو کارنگی ، صنعتگر و نیکوکار اسکاتلندی

اندرو کارنگی ، صنعتگر و نیکوکار اسکاتلندی

اندرو کارنگی چطور به یک صنعتگر بزرگ تبدیل شد؟

اندرو کارنگی ، کارآفرین، سرمایه دار و صنعتگر آمریکایی و متولد اسکاتلند بود که ثروت خود را در صنعت فولاد به دست آورد و سپس به اقدامات خیرخواهانه بسیاری روی آورد. اندرو کارنگی قبل از رسیدن به مقام سرپرستی واحد مدیریت شرکت پنسیلوانیا در سال ۱۸۵۹ و زمانی که یک پسربچه بود، در یک کارخانه کتان کار می کرد. بعدها در حالی که برای شرکت راه آهن کار می کرد، در سرمایه گذاری های مختلف از جمله شرکت های آهن و نفت سرمایه گذاری کرد و اولین ثروتش را در اوایل دهه ۳۰ زندگی خود به دست آورد. در اوایل دهه ۱۸۷۰، او وارد صنعت فولاد شد و طی دو دهه بعدی به یک نیروی غالب در این صنعت تبدیل شد.

در سال ۱۹۰۱، او شرکت فولاد کارنگی را با قیمتی حدود ۴۸۰ میلیون دلار به بانکداری به نام جان پیرپونت مورگان فروخت. پس از آن کارنگی خود را وقف امور بشردوستانه کرد و تا پایان عمر بیش از ۳۵۰ میلیون دلار صرف فعالیت های خیرخواهانه کرد.

آشنایی با تجربیات و زندگی افراد موفق الهام بخش و راهنمای خوبی برای پیمودن مسیر موفقیت است. هر انسانی بسته به شرایط و توانایی های خود می تواند انتخابی بین کمترین تا بیشترین استفاده از مهارت های خود و فرصت هایی که در مسیرش قرار می گیرد داشته باشد. مطالعه زندگی افرادی که با تلاش و تصمیمات به موقع به نتیجه مطلوب رسیده اند این را اثبات می کند که همیشه می توان یک قدم جلوتر رفت.

سرگذشت اندرو کارنگی

اندرو کارنگی در ۲۵ نوامبر ۱۸۳۵ در دانفرملاین اسکاتلند، در خانواده ای فقیر متولد شد. او فرزند دوم ویلی و مارگارت کارنگی بود. پدرش یک بافنده دستی بود که برای تولیدی های محلی کفش، خیاطی می کرد. در سال ۱۸۴۸، خانواده کارنگی carnegie در جستجوی فرصت های بهتر اقتصادی به آمریکا نقل مکان کردند و در شهر آلگنی (اکنون بخشی از پیتسبورگ است) پنسیلوانیا مستقر شدند.

اندرو کارنگی، که تحصیلات رسمی او با ترک اسکاتلند به پایان رسید و سال های کمی به تحصیل پرداخته بود، به همراه پدرش در یک کارخانه تولید کتان مشغول به کار شد. درآمد او ۱.۲۰ دلار در هفته بود. او با جاه طلبی و سخت کوشی که داشت، در ادامه سلسله مشاغلی از جمله پیام رسان در یک دفتر تلگراف، دبیر و اپراتور تلگراف و سرپرست بخش مدیریت راه‌آهن پنسیلوانیا را گذراند.

پیشرفت های کاری

اندرو کارنگی، صنعتگر و نیکوکار اسکاتلندی

در سال ۱۸۵۹، اندرو کارنگی با شایستگی هایی که از خود نشان داده بود، به عنوان جانشین رئیس برای سمت سرپرست بخش مدیریت راه آهن انتخاب شد. این عنوان به او کمک کرد تا در مورد صنعت راه آهن اطلاعات بیشتری کسب و بتواند فرصت های سرمایه گذاری هوشمند را شناسایی کند؛ با اینکه هنوز ثروتی برای سرمایه گذاری در این زمینه نداشت. وی در حالی که در این جایگاه قرار داشت، در مشاغل مختلفی از جمله شرکت های ذغال سنگ، آهن، نفت و ماشین سازی سرمایه گذاری های سودآوری را شروع کرده بود.

هنگامی که توماس اسکات، مدیر کارنگی در راه آهن پنسیلوانیا، به او گفت که شرکت آدامز اکسپرس قصد فروش ۱۰ درصد از سهام خود را دارد، مادر کارنگی برای تهیه ۵۰۰ دلار مورد نیاز خانه خود را گرو گذاشت. پس از آن، تئودور وودروف با ایده قطارهای کابین دار به کارنگی نزدیک شد و سهم خود را در شرکت قطار کابین دار وودروف به وی پیشنهاد داد. برای این سرمایه گذاری، کارنگی مجبور شد وام بانکی دیگری را نیز تهیه کند. با افزایش ارزش این سهام ها، قرض های او  بازپرداخت شد و دو سال پس از این سرمایه گذاری، کارنگی به بازده ۵۰۰۰ دلاری در سال رسیده بود. این بیش از سه برابر حقوق وی از کار در راه آهن پنسیلوانیا بود. در طول جنگ داخلی، پیتسبورگ به مکانی مهم برای تولید اسلحه، توپ و سایر موارد تبدیل شد. کارنگی در یک چاه نفت سرمایه گذاری کرد که بیش از یک میلیون دلار سود سهام نقدی داشت. همچنین در آن زمان برای تاسیس کارخانه فولاد تلاش کرد.

پس از جنگ، اندرو کارنگی تلاش های خود را برای تاسیس کارخانه های آهنی از جمله Keystone Bridge Works و Union Ironworks متمرکز کرد. او از روابط خود با مدیریت شرکت راه آهن پنسیلوانیا برای تامین قراردادها و طی مسیرهای مختلف در این ایالت استفاده کرد.

اندرو کارنگی پس از ترک سمت خود در شرکت راه آهن در سال ۱۸۶۵، مسیر پیشرفت صعودی در دنیای کسب و کار و سرمایه گذاری را ادامه داد. با ورود صنعت راه آهن به ایالات متحده، او وارد دوره رشد سریعی شد؛ سرمایه گذاری های مربوط به راه آهن را گسترش داد و سرمایه گذاری هایی همچون مشارکت در تاسیس یک شرکت پل و تولیدات (شرکت پل کیستون) و یک شرکت تلگراف را آغاز کرد.  اغلب از ارتباطات خود برای پیروزی در قراردادهای داخلی استفاده می کرد. در زمانی که او تازه ۳۰ سال سن داشت، به یک مرد بسیار ثروتمند تبدیل شده بود.

تاسیس کارخانه فولاد

در اوایل دهه ۱۸۷۰، کارنگی اولین شرکت فولادی خود را در نزدیکی پیتسبورگ تاسیس کرد. و در طی سالهای بعد کارخانه های دیگری تاسیس کرد که سوددهی آن را به حداکثر رساند. به سبب مالکیت کارخانه ها، مواد اولیه و زیرساخت های حمل و نقل درگیر در ساخت فولاد، هزینه تولید و قیمت نهایی را به حداقل رساند. در سال ۱۸۹۲، کارخانه اصلی او به اسم شرکت فولاد کارنگی ثبت شد. در نهایت او شرکت رقیب با نام تجاری Homestead را نیز خرید و به اسم شرکت خود ثبت کرد.

در همان سال شهرت وی توسط اعتصاب خشونت بار در کارخانه فولاد او در Homestead پنسیلوانیا به خطر افتاد. پس از اعتراض کارگران اتحادیه نسبت به کاهش دستمزدها، مدیر کل کارخانه کارنگی، هنری کلای فریک، که مصمم به برهم زدن اتحادیه بود، کارگران را از کارخانه اخراج کرد. اندرو کارنگی به هنگام اعتصاب در اسکاتلند و مشغول گذراندن تعطیلات بود. اما از فریک که در حدود ۳۰۰ نگهبان مسلح پینکرتون برای محافظت از کارخانه فراخوانده بود، پشتیبانی کرد. نبرد خونین بین کارگران اعتصاب کننده و پینکرتون آغاز شد و حداقل ۱۰ مرد کشته شدند. سپس شبه نظامیان ایالتی برای کنترل شهر مستقر شدند؛ رهبران اتحادیه دستگیر و فریک کارگران جایگزینی را برای این کارخانه استخدام کرد. پس از پنج ماه، اعتصاب با شکست اتحادیه پایان یافت. علاوه بر این، جنبش کارگری در کارخانه های فولادی منطقه پیتسبورگ برای چهار دهه آینده فلج شد.

در سال ۱۹۰۱، بانکداری به نام جان پیرپونت مورگان، کارخانه اندرو کارنگی را با مبلغ ۴۸۰ میلیون دلار خریداری کرد و کارنگی بدین شکل به یکی از ثروتمندترین مردان جهان تبدیل شد. در همان سال، مورگان کارخانه فولاد‌ کارنگی را با گروهی دیگر از مشاغل فولاد ادغام کرد تا فولاد ایالات متحده، اولین شرکت میلیارد دلاری جهان را تشکیل دهد.

 

فعالیت های بشردوستانه اندرو کارنگی

اندرو کارنگی، صنعتگر و نیکوکار اسکاتلندی

بعد از اینکه کارنگی شرکت فولاد خود را فروخت، خود را بازنشسته و تمام وقت خود را وقف امور بشردوستانه کرد. او مقاله ای به نام “انجیل ثروت” نوشت که در آن اظهار داشت که ثروتمندان “وظیفه اخلاقی دارند که پول خود را به طریقی که موجب رفاه و سعادت انسان های عادی می شود، وقف کنند.” کارنگی همچنین گفت، “مردی که ثروتمند می میرد، بی آبرو مرده است.”

سرانجام کارنگی حدود ۳۵۰ میلیون دلار (معادل میلیاردها دلار به پول امروز) وقف کرد، که بخش عمده ای از ثروت وی بود. در میان فعالیت های بشردوستانه وی، بودجه تاسیس بیش از ۲۵۰۰ کتابخانه عمومی در سراسر جهان، اهداء بیش از ۷۶۰۰ ارگان به کلیساها در سراسر جهان و سازمان های وقف (بسیاری از آنها هنوز وجود دارند) جهت اختصاص به پژوهش در علم، آموزش و صلح جهانی نیز به چشم می خورد.

 

از جمله هدایای وی ۱.۱ میلیون دلار هزینه برای زمین و ساخت کارنگی هال و سالن کنسرت افسانه ای نیویورک سیتی بود. موسسه کارنگی برای دانش، دانشگاه کارنگی ملون و بنیاد کارنگی همه به لطف حمایت مالی وی تاسیس شدند.‌ همچنین وقف برای عاشقان کتاب را نیز فراموش نکرد؛ و بزرگترین سرمایه گذار فردی در زمینه کتابخانه های عمومی در تاریخ آمریکا بود.

بدون شک، اندرو کارنگی این بخشندگی را از کودکی خود الهام گرفته بود. هنگامی که او در مدرسه رایگان در شهر دانفرملاین اسکاتلند که توسط آدام رولند به این شهر اعطا شده بود تحصیل می کرد؛ و یا به کتابخانه ای می رفت که سرهنگ جیمز اندرسون، برای پسران شاغل محلی در زمان جوانی کارنگی افتتاح کرده بود.

اندرو کارنگی با وجود تلاش های خیرخواهانه ای که داشت، ثروتمند درگذشت. در وصیت نامه خود، ۳۰ میلیون دلار، به معنی بخش عمده ای از ثروت باقیمانده خود را به شرکت کارنگی داد، که امیدوار بود به ایجاد قوانین بین المللی و تقویت صلح جهانی کمک کند.

زندگی خانوادگی و سال های پایانی عمر

مادر کارنگی، که تاثیر عمده ای در زندگی او داشت، تا زمان مرگش در سال ۱۸۸۶ با او زندگی کرد. سال بعد، کارنگی ۵۱ ساله با لوئیز ویتفیلد دختر یکی از بازرگانان شهر نیویورک ازدواج کرد، که بیست سال از او جوان تر بود. این زوج یک فرزند به نام مارگارت داشتند. کارنگی در یک عمارت در منهتن زندگی می کرد و تابستان ها را در اسکاتلند می گذراند، جایی که یک  قلعه اسکیبو، با حدود ۲۸،۰۰۰ هکتار مساحت داشت.

اندرو کارنگی در سن ۸۳ سالگی در ۱۱ آگوست سال ۱۹۱۹ در لنوکس ماساچوست درگذشت. وی در گورستان اسلیپی هالو در نیویورک به خاک سپرده شد.

هنری فورد یکی از بزرگ ترین کارآفرینان در صنعت خودروسازی

هنری فورد یکی از بزرگ ترین کارآفرینان در صنعت خودروسازی

هنری فورد چه کسی بود؟

هنری فورد کارآفرین، مخترع، نظریه پرداز و تولید کننده اتومبیل آمریکایی بود که شرکت خودرو سازی فورد را در سال ۱۹۰۳ تاسیس کرد. وی مخترع خط تولید صنعتی می‌باشد، که نخستین بار با هدف تولید خودروی ارزان ‌قیمت خط تولید را به کار گرفت. او ماشین مدل T را در سال ۱۹۰۸ ساخت و در ادامه کارخانه مونتاژ اتومبیل را راه اندازی کرد که انقلابی در صنعت خودروسازی بود.

در سال های بعد فورد میلیون ها اتومبیل فروخت و رهبر یک کسب و کار بزرگ شد. به همین سبب او یکی از مشهور ترین کارآفرینان جهان به شمار می آید.

این شرکت بعدا تسلط بازار را از دست داد اما تاثیر ماندگاری در توسعه فناوری، صنعت ماشین سازی و زیرساخت های ایالات متحده داشت. امروزه اقدامات فورد برای کمک به ساخت اقتصاد آمریکا در سالهای ابتدایی پیشرفت این کشور، قابل احترام است و یکی از بازرگانان برجسته آمریکا محسوب می شود.

مطالعه زندگی افراد موفق و کارآفرینان بزرگ الهام بخش و راهنمای خوبی برای ادامه مسیر موفقیت می باشد. درصد بالایی از کارآفرین های برتر که امروزه مشهور و موفق هستند، ابتدا افرادی عادی بوده و امکانات خاصی نداشته اند. لیکن تفاوت آنها در این است که مشکلات، آنها را از مسیرشان منصرف نمی کند. کارآفرین برتر شدن هرگز اتفاقی نبوده و در سایه ی شانس و اقبال نیز محقق نمی شود؛ بلکه باید پیوسته در تلاش بود و ناامید نشد.

نوجوانی و جوانی هنری فورد

در ۳۰ ژوئیه ۱۸۶۳ در مزرعه خانوادگی خود در وین کانتی، در نزدیکی دبورن میشیگان متولد شد. او علاقه بسیاری به ابزار مکانیکی داشت؛  وقتی در ۱۳ سالگی پدرش یک ساعت جیبی به او هدیه داد، پسر جوان فوراً قطعات آن را از هم جدا و دوباره سرهم کرد. این میزان تبحر و استعداد دوستان و همسایگان را تحت تاثیر قرار داد. آنها ساعت هایشان را برای تعمیر پیش او می آوردند.

هنری فورد از کار در مزرعه ناراضی بود، بنابراین در سن ۱۶ سالگی خانه خود را ترک کرد تا به عنوان کارآموز مکانیک در یک شرکت کشتی سازی در دیترویت کار کند. در سال های بعد، او با دقت و تلاش خود یاد گرفت که به طرز ماهرانه ای سرویس دهی موتورهای بخار را انجام دهد.

در سال ۱۸۸۸، فورد با کلارا جین برایانت ازدواج کرد. این زوج در سال ۱۸۹۳ یک پسر به نام ادسل داشتند.

اختراعات هنری فورد

هنری فورد یکی از بزرگ ترین کارآفرینان در صنعت خودروسازی

هنری فورد در سال ۱۸۹۰ و در سن ۲۷ سالگی به عنوان مهندس شرکت دیترویت ادیسون استخدام شد. در سال ۱۸۹۳، استعدادهای طبیعی وی موجب شد به سمت مهندس ارشد ارتقا یابد. مدتی بود که هنری فورد برنامه خود را برای ساخت یک کالسکه بدون اسب دنبال می کرد. فورد اولین خودروی گازوئیلی خود را ساخت که دارای موتور دو سیلندر با قدرت چهار اسب بخار بود. در سال ۱۸۹۶، او اولین اتومبیل مدل خود، یعنی Quadricycle را ساخت. در همان سال، در جلسه‌ای با حضور مدیران ادیسون شرکت کرد و برنامه های ساخت خودروی خود را به توماس ادیسون ارائه داد. نبوغ و پشتکار هنری فورد او را ترغیب به ساختن یک مدل دوم بهتر کرد.

شرکت موتور فورد

تا سال ۱۸۹۸، هنری فورد اولین حق ثبت اختراع خود را برای یک کاربراتور دریافت کرد. یک سال بعد با پولی که از سرمایه گذاران برای توسعه سومین مدل ماشین خود جمع آوری کرده بود، شرکت ادیسون را رها کرد تا کسب و کار تمام وقت خود را در زمینه ساخت اتومبیل ایجاد کند. پس از چند کار آزمایشی در زمینه ساخت اتومبیل، فورد در سال ۱۹۰۳ شرکت موتور خود را تاسیس کرد.

مدل T

در اکتبر سال ۱۹۰۸ مدل T، اولین اتومبیلی را که برای اکثر آمریکایی ها مقرون به صرفهبود، معرفی کرد و ساخت آن را تا ۱۹۲۷ ادامه داد. این خودرو همچنین با عنوان “Tin Lizzie” نیز شناخته می شود؛ ساخت این خودرو که به دوام و تطبیق پذیری بسیار مشهور بود، به سرعت به یک موفقیت تجاری بزرگ تبدیل شد.

برای چندین سال متوالی، شرکت فورد موتور، سود ۱۰۰ درصدی را به ثبت می رساند. خودرویی که رانندگی با آن بسیار ساده و تعمیر آن بسیار آسان بود. از سال ۱۹۱۸ به ویژه پس از اختراع خط مونتاژ فورد، تقریبا نیمی از کل اتومبیل های آمریکا مدل T بودند. تا سال ۱۹۲۷، فورد و پسرش ادسل ماشین موفقیت آمیز دیگری با نام مدل A را معرفی کردند و شرکت فورد موتور به یک بدنه صنعتی تبدیل شد.

 

هنری فورد یکی از بزرگ ترین کارآفرینان در صنعت خودروسازی

خط مونتاژ

در سال ۱۹۱۳، هنری فورد اولین خط مونتاژ متحرک را برای تولید انبوه خودرو آغاز کرد. این تکنیک جدید باعث شده مدت زمان لازم برای ساخت خودرو از ۱۲ ساعت به دو و نیم ساعت کاهش یابد که به نوبه خود هزینه مدل T را از ۸۵۰ دلار در سال ۱۹۰۸ به ۳۱۰ دلار در سال ۱۹۲۶ و برای یک مدل بسیار بهتر کاهش داد.

 

در ۱۹۱۴، فورد دستمزد ۵ دلاری را برای یک روز کاری ۸ ساعته (۱۱۰ دلار در سال ۲۰۱۱) به کارگران خود پیشنهاد کرد، چیزی بیش از دو برابر آنچه که قبلاً کارگران به طور متوسط ​​دریافت می کردند؛ او این افزایش حقوق را به عنوان روشی برای حفظ بهترین و وفادارترین کارگران خود به شرکت در نظر گرفت. هنری فورد بیشتر از سودآوری زیاد، به دید انقلابی خود مشهور شد؛ ساخت یک اتومبیل ارزان قیمت توسط کارگران ماهر که دستمزدهای پایدار می گیرند و هفته کاری آنها پنج روز و ۴۰ ساعت است.

فلسفه و بشردوستی

فورد یک صلح طلب سرسخت بود و با جنگ جهانی اول مخالف نمود، او حتی یک کشتی صلح به اروپا اهدا کرد. سپس، در سال ۱۹۳۶، فورد و خانواده اش بنیاد فورد را تاسیس کردند تا کمک های مالی مداوم برای تحقیق، آموزش و توسعه ارائه دهند. در این کسب و کار، هنری فورد تقسیم سود را برای انتخاب کارمندانی که شش ماه در این شرکت ماندند و از همه مهمتر، افرادی که ساختار زندگی قابل احترامی دارند، پیشنهاد کرد. در همان زمان، “گروه اجتماعی” شرکت برای بررسی صلاحیت افراد در مشارکت، آشامیدن نوشیدنی، قمار و همچنین فعالیت های ناپسند کارمندان را بررسی می کرد.

هنری فورد، ضد یهود

علیرغم تمایلات بشردوستانه فورد، او یک ضد یهود متعهد بود. حتی تا آنجا پیش رفت که از یک روزنامه هفتگی تحت عنوان Dearborn Independent که چنین دیدگاه هایی را ارائه می داد، حمایت میکرد.

فورد تعدادی از رساله های ضد یهودی از جمله رساله سال ۱۹۲۱ با عنوان “یهود بین المللی: مهمترین مشکل جهان” منتشر کرد.

او در سال ۱۹۳۸ توسط آدولف هیتلر، صلیب عقاب آلمانی را دریافت کرد؛ این مهمترین جایزه ای بود که نازی ها به خارجی ها اهدا می کردند. در ۱۹۹۸، دادخواستی در نیوجرسی، شرکت فورد موتور را متهم کرد که از کار اجباری هزاران نفر در یکی از کارخانه های کامیون خود در کلن آلمان در طول جنگ جهانی دوم، سود می برد. شرکت فورد نیز اعلام کرد که این کارخانه تحت کنترل نازی ها است، و جزو دفتر مرکزی شرکت های آمریکایی نیست. در سال ۲۰۰۱، شرکت فورد موتور مستنداتی را منتشر کرد که نشان می داد این شرکت از شرکت تابعه آلمان سود نمی برد، در عین حال قول داده بود که ۴ میلیون دلار به مطالعات حقوق بشر با محوریت برده داری و کار اجباری اهدا کند.

مرگ

هنری فورد در ۷ آوریل ۱۹۴۷ در اثر خونریزی مغزی و در سن ۸۳ سالگی، نزدیک املاک خود در دیربورن فیر لین درگذشت.

موزه هنری فورد

فورد یک جمع کننده مشتاق آمریکایی بود و علاقه خاصی به نوآوری های فناوری و زندگی مردم عادی داشت؛ کشاورزان، کارگران کارخانه، مغازه داران و افراد بازرگان. وی تصمیم گرفت محلی را ایجاد کند که بتواند از زندگی و علایق آنها تجلیل کند.

با افتتاح این موزه در سال ۱۹۳۳، در دیربورن میشیگان، هزاران اشیائی که فورد جمع آوری کرده و موارد جدید دیگری همچون ساعت مچی و دیواری و لیموزین های ریاست جمهوری و سایر آثار نمایشی، در آن به نمایش گذاشته شد. همچنین در یک فضای باز، ماکت هایی از دهکده گرینفیلد، موتورهای راه آهن عملیاتی، فروشگاه دوچرخه برادران رایت، ماکت آزمایشگاه منلو، پارک توماس ادیسون و محل تولد فورد واقع شده اند.

تصور فورد برای این موزه چنین بیان شد، “زمانی که ما در حال گذر هستیم، باید زندگی آمریکایی ها را همانطور بود، بازتولید کنیم؛ فکر می کنم این بهترین راه برای حفظ حداقل بخشی از تاریخ و سنت ما است.”

۷ درسی که می توان از موفقیت هنری فورد آموخت

 ۱. خدمت به دیگران

مشاغل کاملاً اختصاصی، اگر تنها در مورد سود خود نگران باشند و به خدمات خود به مردم توجهی نداشته باشند، بسیار شرم آور خواهند بود.

۲. تمرکز کنید

هیچ انسانی وجود ندارد که بیشتر از آنچه فکر می کند بتواند انجام دهد.

۳. تولید کننده باشید

اغلب افراد موفق در مدتی که دیگران زمان را از دست می دهند، پیشرفت می کنند.

۴. راه حل مشکلات

اکثر مردم وقت و انرژی بیشتری را صرف فکر برای حل مشکلات می کنند؛ اما برای آن تلاشی نمی کنند.

۵. هیچ چیزی به طور خاص سخت نیست

اگر آن را به کارهای کوچک تقسیم کنید، هیچ کاری سخت نیست.

۶. چشم خود را بر روی پاداش نگه دارید

موانع چیزهای ترسناکی هستند؛ اگر به آنها بیش از حد توجه کنید، خود را از هدف دور خواهید کرد.

۷. فکر کنید

فکر کردن سخت ترین کار در دنیا است، احتمالاً به همین دلیل تعداد کمی از افراد درگیر آن هستند.

بیوگرافی کارل آلبرشت

بیوگرافی کارل آلبرشت

کارل آلبرشت (به آلمانی: Karl Albrecht) ۲۰ فوریه ۱۹۲۰- درگذشته ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۴) کارآفرین آلمانی که به‌همراه برادرش تئو، مؤسس و مالک سوپرمارکت‌های زنجیره‌ای آلدی است.

در ماه اکتبر ۲۰۱۲، آلبرشت با دارایی خالص ۲۲٫۶ میلیارد دلار، به‌عنوان یکی از ثروتمندترین افراد جهان شناخته شد.پیش از این، در سال ۲۰۱۱ مجله فوربز، دارایی‌های آلبرشت را، ۲۵،۴ میلیارد دلار برآورد کرد و در فهرست ثروتمندترین افراد جهان، در رتبه دهم قرار گرفت.

کارل آلبرشت، تا پیش از درگذشت در سال ۲۰۱۴ ثروتمندترین فرد آلمان به شمار می‌آمد. همچنین چهارمین فرد ثروتمند اروپا شناخته می‌شد

دوران کودکی و جوانی

کارل و تئو آلبرشت در وضغیت متوسطی در اسن بزرگ شدند.

پدرشان ابتدا کارگر معدن بود. سپس به عنوان دستیار نانوایی، مشغول به کار شد. مادرشان صاحب یک خواربارفروشی کوچک، در محله کارگران «شانه بِک» بود. تئو نزد مادرش به شاگردی پرداخت؛ درحالی که کارل در مغازه پخت غذاهای آماده مشغول به کار شد. کارل همچنین طی جنگ جهانی دوم در ارتش آلمان نازی مشغول به خدمت شد.

دوران حرفه‌ای و موفقیت ثروت کارل

پس از پایان جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۶، این دو برادر کسب و کار مادرشان را، به دست گرفتند. تا سال ۱۹۵۰ برادران آلبرشت، ۱۳ مغازه در «روهر والی» داشتند.

این دو برادر ایده‌ای داشتند، که در آن زمان بسیار جدید بود. آنها حداکثر میزانی را که به طور قانونی می‌توانستند، از قیمت کالا قبل از فروش کم کنند (یعنی ۳٪ درصد) به عنوان تخفیف در نظر می‌گرفتند. این در حالی بود که پیشگامان بازار آن دوره که اغلب نیز با هم، همکاری داشتند، مشتریان را برای دریافت تخفیف، ملزم به جمع‌آوری برچسب‌های تخفیف می‌کردند، تا پس از جمع‌آوری و ارسال آنها، بتوانند مقداری از پولشان را پس بگیرند.

برادران آلبرشت همچنین کالاهایی را که خوب به فروش نمی‌رفتند، از لیست فروشگاهشان حذف می‌کردند. به علاوه آنها با عدم انجام تبلیغات و تا جای ممکن کوچک نگه‌داشتن اندازه فروشگاه‌هایشان، هزینه‌ها را کاهش می‌دادند.

زمانی که دو برادر در سال ۱۹۶۰ شرکت را به دو بخش تقسیم کردند، همه فکر می‌کردند، که آنها ورشکست خواهند شد، در حالی‌که در همان زمان، آنها مالک ۳۰۰ فروشگاه و درآمد سالانه ۹۰ میلیون (به پول رایج آلمان در آن زمان) بودند.

کارهای فروشگاه آلدی بین دو برادر تقسیم شد، به این شکل که کارل کنترل بخش سودآورتر آلدی «سود» (جنوب) و برادرش تئو کنترل آلدی «نورد» (شمال) را به عهده گرفتند. با اینکه هر دوی این گروه‌ها از سال ۱۹۶۶ از لحاظ قانونی و مالی کاملاً جدا شده‌اند، همواره روابط‌شان را، روابطی دوستانه نامیده‌اند.

آنها در سال ۱۹۶۲ برای اولین بار، برند فروشگاه آلدی (Albrecht-Discount) را معرفی کردند. گروه آلدی شمال، در حال حاضر شامل ۳۵ شعبه مستقل منطقه‌ای با حدود ۲۵۰۰ فروشگاه و گروه آلدی جنوب، شامل ۳۱ کمپانی با ۱۶۰۰ فروشگاه می‌باشند.

آلدی شمال مختص بازارهایی چون بازار بلژیک، هلند، لوکزامبورگ، فرانسه، اسپانیا، پرتغال و دانمارک است.

آلدی جنوب هم بازارهای ایالات متحده آمریکا، استرالیا، بریتانیا، ایرلند، سوییس، اسلوونی و غیره را پوشش می‌دهد.

زندگی شخصی

از آنجا که کارل همیشه از مطرح شدن زندگی شخصی‌اش در جامعه اجتناب کرده، اطلاعات کمی درباره او وجود دارد. او متاهل است و به گفته مجله فوربز دو فرزند دارد، که هیچ کدامشان در آلدی کار نمی‌کنند.

تا سال ۲۰۱۴ و پیش از درگذشت کارل، برادران آلبرشت هر دو در اسن آلمان زندگی می‌کردند. کارل یکی از طرفداران گلف بود و گاهی اوقات در زمین گلف خود، که در سال ۱۹۷۶ آن را ساخته بود، گلف‌بازی می‌کرد.

او همچنین گل‌های ارکیده پرورش می‌داد. شایعاتی وجود دارد، در مورد اینکه او کلکسیونر دستگاه‌های تایپ قدیمی و عتیقه نیز می‌باشد. کارل آلبرشت در سال ۱۹۹۴ خودش را از فعالیت‌های روزانه آلدی کنار کشید و تنها به عنوان رییس هیئت مدیره شرکت به فعالیت پرداخت. او در آغاز سال ۲۰۰۲ از این مقام هم کناره‌گیری و به این شکل، تمام کنترل شرکت را، واگذار کرد. در حال حاضر هیچ‌کدام از این دو برادر دیگر این فروشگاه را اداره نمی‌کنند. هم‌اکنون فروشگاه‌های آلدی در حدود ۶۰ کشور دنیا شعبه دارند.

آلدی

شرکت آلدی (مخفف Albrecht Discount) بعنوان یکی از شرکت‌های موفق در صنعت خرده فروشی با تخفیف شناخته می‌شود. این شرکت فروشگاهی است زنجیره‌ای متشکل از ۲ گروه که هرکدام توسط ۲ برادر کارل و تئو آلبرشت تاسیس شده و هر یک مالکیت قسمت‌های مختلف شرکت را بر عهده دارند. برادر بزرگتر کارل البریچ با ثروتی بالغ بر ۱۷ میلیارد یورو ثروتمندترین فرد آلمان محسوب می‌شود. یکی از این گروه‌ها دارای ۲۵۰۰ فروشگاه است که در قسمت‌های شمالی و شرقی آلمان فعالیت کرده و دیگری دارای ۱۶۰۰ فروشگاه است که در مناطق جنوبی و غربی مشغول به فعالیت می‌باشند. طبق آخرین آمار در کشور آلمان ۹۵٪ از کارمندان یقه آبی، ۸۸٪ از کارمندان یقه سفید، و ۸۰٪ از کسانی که دارای کسب و کار شخصی هستند از فروشگاه‌های زنجیره‌ای آلدی خرید می‌کنند. شایان ذکر است که دلیل اصلی جدایی این دو برادر عدم موافقت بر سر فروش سیگار در محلی نزدیک به صندوق فروشگاه (محل خروج مشتریان) بود.

کارل آلبرشت در سال ۱۹۲۰ میلادی و تئو در سال ۱۹۲۲ متولد شده و هر دو آنها از سنین کودکی در مغازه خواربار فروشی مادرشان که در سال ۱۹۱۳ افتتاح گشته بود مشغول به کار می‌شوند. پدر این دو فرزند نیز بعنوان دستیار شیرینی پز مشغول به کار می‌شود. یکی از شعارهای تبلیغاتی که این فروشگاه همیشه از آن استفاده می‌نمود شعار “ارزانترین منبع غذایی” بود که بر درب فروشگاه نصب شده بود. پس از اتمام خدمت سربازی، این دو برادر کسب و کار مادری خود را تصاحب کرده و تا سال ۱۹۵۰ یعنی در بازه زمانی ۴ ساله تعداد فروشگاه‌ها را به ۱۳ رساندند. ایده این دو برادر برای توسعه کسب و کار، که در آن زمان ایده‌ای نوین بود، اعمال تخفیف حداکثری و قبل از تعیین قیمت فروش بود. در آن زمان یکی از روشهای متداول بازاریابی ارائه کوپنی همراه با خرید اجناس بود که مشتری با جمع‌آوری این کوپن‌ها و ارسال آنها برای فروشنده قادر به دریافت قسمتی از پول خود بود. برادران آلبرشت با حدف این پروسه تخفیف را مستقیماً بر روی قیمت اجناس اعمال نمودند که این روش با استقبال خوبی روبرو شد. یکی از روشهای دیگر مورد استفاده این دو برادر حذف بسیار سریع اجناس کم فروش و کاهش هزینه‌ها با حذف هزینه‌های تبلیغاتی و بازاریابی بود. آنها همچنین سعی بر آن داشتند تا سایز فروشگاه‌های خود را کوچک نگاه دارند. در سال ۱۹۶۲ هنگامی‌که دو برادر بر سر اختلاف یاد شده کسب و کار خود را جدا نمودند فروشگاه‌های آلدی تعداد سیصد شعبه و گردش مالی سالانه‌ای بالغ بر ۹۰ میلیون فرانک داشتند.

فروشگاه‌های آلدی در آلمان بالغ بر ۲۵۰۰ شعبه بوده که تحت نظر ۳۵ حوزه مدیریتی فعالیت می‌کنند. در عرصع بین‌المللی این زنجیره دارای ۸ هزار فروشگاه می‌باشد. گفتنی است در حال حاضر در کشور انگلیس بطور متوسط هفته‌ای یک فروشگاه افتتاح می‌شود.

 

با همراهی پیشروان کسب و کار ؛ کشتی بادبانی کسب و کار خود را در تلاطم امواج بازار با انگیزه و لذت تا مقصد مطلوب رهبری کنید.

ثروت , موفقیت , کارل آلبرشت ثروت , موفثروت , موفقیت , کارل آلبرشتثروت , موفقیت , کارل آلبرشتثروت , موفقیت , کارل آلبرشتثروت , موفقیت , کارل آلبرشتثروت , موفقیت , کارل آلبرشتثروت , موفقیت , کارل آلبرشتثروت , موفقیت ,کارل آلبرتقت , کارل آلبرشت ثروت , موفقیت , کارل آلبرشت ثروت , موفقیت , کارل آلبرشت