بیوگرافی کیمبال ماسک مالک کیچن بولدر

کیمبال ماسک کارآفرین اجتماعی جهان و مالک کیچن بولدر

کیمبال ماسک متولد آفریقای جنوبی و اما سرمایه گذار کانادایی و رستوران دار است که به  انسان دوستی شهرت دارد. او برادر کوچکتر ایلان ماسک، بنیانگذار و مدیر عامل شرکت تسلا است. کیمبال ماسک فعالیت خود‌ را در اسکوشیا بانک شروع کرد و به عنوان یک کارآفرین اجتماعی جهانی شناخته می شود، به دلیل اینکه برای تحقق این عبارت، آمریکا کشوری که همه در آن به غذای سالم دسترسی دارند، بسیار تلاش کرد.

در سال ۱۹۹۵، کیمبال ماسک و برادرش ایلون یک شرکت راهنمای آنلاین شهر به نام زیپ۲ تاسیس کردند. نتیجه تلاش آنها برای این شرکت منجر به سود خوبی شد و کیمبال به تدریج به عنوان یک سرمایه گذار نرم افزار و فناوری شناخته شد.

کیمبال ماسک در اوایل دهه ۲۰۰۰ در مدرسه آشپزی فرانسه در نیویورک ثبت نام کرد و به این ترتیب صفحه جدیدی در زندگی حرفه ای خود باز کرد. پس از فارغ التحصیلی از این مدرسه، او با چند سرمایه گذار دیگر، رستوران کیچن بولدر در کلرادو را راه اندازی کرد. او همچنین یکی از بنیانگذاران کیچن کامیونیتی، یک موسسه غیرانتفاعی است که کلاس های زیادی با نام «باغ های یادگیری» در فضای باز و حیاط مدرسه های سراسر ایالات متحده را تشکیل می دهد.همچنین اسکوئر روت، تسریع کننده کشاورزی در جوامع شهری نیز از ایده های او است.

کیمبال ماسک مالک فعلی کیچن کافه و LLC، رستوران های زنجیره ای واقع در مناطق روستایی ایالات متحده و عضو هیئت مدیره شرکت های تسلا، اسپیس ایکس و چیپوتله گریل مکزیکی است. ماسک در سال ۲۰۱۷ جایزه کارآفرین اجتماعی سال را دریافت کرد و اغلب به عنوان «پدر بنیانگذار جنبش غذای مدرن» معرفی می شود.

بیوگرافی کیمبال ماسک مالک کیچن بولدر

دوران کودکی و نوجوانی کیمبال ماسک

کیمبال ماسک در ۲۰ سپتامبر ۱۹۷۲ در پرتوریای آفریقای جنوبی متولد و در یک خانواده بزرگ و جاه طلب در کنار الون، توسکا خواهرش و چندین پسر عموی خود بزرگ شد. پدرش ارول حرفه مهندسی خود را داشت. در حالی که مادرش مای، یک متخصص تغذیه بود. کیمبال پس از اینکه تحصیلات خود را در مدرسه تمام کرد، به کینگستون انتاریو رفت تا نزد برادرش بماند و در دانشگاه کوین در رشته کسب و کار تحصیل کند. با وجودی که دانشجو بود، اولین کار خود را در اسکوشیا بانک شروع کرد. ماسک تحصیلات دانشگاهی خود را در سال ۱۹۹۵ به پایان رساند.

فعالیت حرفه ای کیمبال ماسک

در سال ۱۹۹۵، کیمبال ماسک اولین ورود خود را به دنیای کارآفرینی و سرمایه گذاری از طریق فعالیت نقاشی مسکونی با تیم حرفه ای نقاشان دانشگاه انجام داد. در همان سال بود که به همراه ایلون بردارش، شرکت دوم خود را با نام زیپ۲ تاسیس کردند که به عنوان راهنمای آنلاین عمل می کرد و نسخه های الکترونیکی روزنامه های نیویورک تایمز و روزنامه های شیکاگو تریبون را ارائه می داد. در سال ۱۹۹۹، کامپک طی یک معامله ۳۰۷ میلیون دلاری، این شرکت را از آنها خرید.

کامبیل ماسک پس از این تجربه به یک سرمایه گذار برجسته در زمینه نرم افزار و فناوری تبدیل شد. او در یکی از تجربه های اول الون، X.com، یک بانک و ارائه دهنده خدمات مالی آنلاین سرمایه گذاری کرد. در مارس ۲۰۰۰، شرکتی به نام کانفینیتی با X.com ادغام شد و X.com خیلی زود تصمیم گرفت سایر عملیات بانکداری اینترنتی به غیر از خدمات مالی پی پال را خاتمه دهد. این شرکت در سال ۲۰۰۱ به پی پال تغییر نام داد. یک سال بعد، شرکت تجارت الکترونیک چند ملیتی ای‌بی، X.com را با قیمت ۱.۵ میلیارد دلار خرید.

اغلب کارآفرینان پس از چنین موفقیتی، خود را بازنشسته می کنند و ترجیح می دهند بقیه عمر خود را در آسایش سپری کنند، اما کیمبال ماسک هدف تازه ای پیدا کرده بود. در حالی که ایلون در کالیفرنیا اقامت داشت و در حال راه اندازی امپراتوری خود در بخش انرژی بود، کیمبال ماسک برای تحصیل در رشته آشپزی انستیتوی معتبر آشپزی فرانسه به نیویورک نقل مکان کرد.

پس از فارغ التحصیلی، ماسک و همسرش جن لوین در فوریه ۲۰۰۲ برای جستجوی فضای ایده آل رستوران خود، سفر جاده ای در سراسر ایالات متحده را شروع کردند. آنها قبل از اینکه بخاطر آب و هوا و منظره در بولدر مستقر شوند، از شیکاگو، جکسون هول، دنور، سانتافه، سان دیگو، لاگونا بیچ، لس آنجلس، سانفرانسیسکو، پورتلند و سیاتل بازدید کردند.

ماسک، لوین و سرآشپز هوگو ماتسون بیسترو کیچن بولدر را در آوریل ۲۰۰۴ افتتاح کردند. در طبقه فوقانی همان ساختمان نیز یک لانژ کوکتل به نام کیچن آپسترز راه اندازی کردند.
رستوران و بار کالاها و Lazy Dog در ملودی فارم شامل کافه باترمیلک، یک کافه صبحانه و قهوه، و زنجیره همبرگر و لرزشگیر Shake Shack است. رستوران آمریکایی نکث دور زیر مجموعه رستوران های کیچن ماسک است که وی در سال ۲۰۱۱ این رستوران را راه اندازی کرد.

بیوگرافی کیمبال ماسک مالک کیچن بولدر

طی ۱۳ سال گذشته، کیچن بولدر به رستورانی تبدیل شده است که ماموریت تهیه غذای واقعی و ساده برای آمریکایی ها را برعهده دارد. این رستوران توسط فروشگاه ها و سازمان های مختلف آشپزی از جمله اوپن‌تیبل، گورمت، زاگاتز، فوود اند واین، و بنیاد جیمز بیرد به عنوان یکی از بهترین رستوران های کشور انتخاب شده است.

در نوامبر ۲۰۰۶، ماسک مدیر عامل شرکت وان‌ریوت شد. شرکتی که راه حل های بازاریابی از طریق ایمیل را ارائه می دهد. کیمبال ماسک در سپتامبر ۲۰۱۱، از سمت مدیرعاملی خود کناره گرفت.

کیمبال ماسک در سال ۲۰۱۷، استارتاپ تولید مواد غذایی اسکوئر روت را تاسیس کرد. هدف این شرکت ایجاد مزارع عمودی هیدروپونیک، تحت کنترل آب و هوا و قابل احداث در محیط شهری است.

فعالیت های مهم کیمبال ماسک

کیمبال ماسک از سال ۲۰۰۴ با بنیاد GROWE همکاری می کند و هماهنگی های لازم برای کاشت باغ مدرسه بیشتر در جامعه بولدر را انجام می دهد. همچنین او و ماتسون کیچن کامیونیتی که امروز به نام بیگ گرین تغییر یافته، یک سازمان غیرانتفاعی برای ایجاد باغ های یادگیری تاسیس کردند. در این باغ ها به کودکان مفاهیم متنوعی درباره غذا، تغذیه سالم، انتخاب سبک زندگی و محیط آموزش می دهند.

کیمبال ماسک بخشی از فروش هر یک از رستوران های خود را برای ساخت و نگهداری باغ های یادگیری در جوامع مربوطه تعیین کرده است. در سال ۲۰۱۲، رام امانوئل شهردار شیکاگو، یک میلیون دلار از طرف شهر خود اهدا کرد تا کیمبال ماسک و سازمان او بتوانند ۸۰ باغ در آنجا بسازند. از سال ۲۰۱۷ تاکنون، شش سال از زمان تشکیل این موسسه، بیش از ۴۰۰ باغ یادگیری افتتاح شده است که بیش از ۱۰۰۰۰۰ دانش آموز را در سراسر شیکاگو، لس آنجلس، ممفیس، ایندیاناپولیس و دنور دربر می گیرد.

بیوگرافی کیمبال ماسک مالک کیچن بولدر

جوایز و دستاوردها

در مارس ۲۰۱۷، کیمبال ماسک توسط مجله فست کمپانی به عنوان یکی از خلاق ترین افراد در کسب و کار انتخاب شد.
بنیاد شواب، یک سازمان زیرمجموعه مجمع جهانی اقتصاد، برای کارهای خیرخواهانه کیمبال ماسک، او را به عنوان کارآفرین اجتماعی سال انتخاب کرد.

زندگی شخصی

کیمبال ماسک پیش از این با جن لوین که معمار بود، ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه فرزند است. پس از طلاق این زوج، کیمبال ماسک با کریستینا وایلی که کارآفرین است ازدواج کرد. این زوج در بولدر، کلرادو اقامت دارند.

ارزش خالص دارایی ماسک

ارزش دارایی کیمبال ماسک از تاریخ ۱ سپتامبر ۲۰۲۰ حداقل ۴۵۱ میلیون دلار اعلام شده است. ماسک بیش از ۳۶۳۷۵ واحد سهام کمپانی تسلا با ارزش بیش از ۳۸۴،۷۸۷،۷۸۶ دلار دارد و طی ۱۰ سال گذشته سهام تسلا را به ارزش بیش از ۶۶،۰۳۰،۴۳۵ دلار فروخته است. علاوه بر این، او به عنوان مدیر شرکت تسلا ۲۰،۰۰۰ دلار درآمد ماهانه کسب می کند.

گری وینرچاک کارآفرین اینترنتی و موسس شرکت VaynerMedia

گری وینرچاک کارآفرین اینترنتی و موسس شرکت VaynerMedia

گری وینرچاک نویسنده و کارآفرین شبکه های مبتنی بر اینترنت بلاروسی – آمریکایی است. وی در فضای بازاریابی دیجیتال و رسانه های اجتماعی به موفقیت چشمگیری دست یافته و شرکت های برتری مانند “VaynerMedia” و “VaynerX” را رهبری می کند.

گری وینرچاک همچنین کسب و کار خانوادگی خود را از یک شرکت ۳ میلیون دلاری به یک امپراتوری ۶۰ میلیون دلاری تبدیل کرده است. او در بابرویسک، اتحاد جماهیر شوروی (بلاروس کنونی) متولد شد و در ۳ سالگی به همراه خانواده به آمریکا مهاجرت کرد.

گری وینرچاک از نوجوانی خود شروع به مشارکت در چندین کسب و کار کوچک و پاره وقت، از جمله فروش کارت بیس بال و گل فروشی کرد و در نتیجه درآمد زیادی به دست آورد. سپس گری به کسب و کار خرده فروشی شراب خانواده اش پیوست و فعالیت خود در آن زمینه را آغاز کرد و متعاقب آن از “دانشگاه Mount Ida” در ماساچوست فارغ التحصیل شد.

او مدیریت شرکت خرده فروشی پدرش را به دست گرفت و در نهایت آن را به یک کسب و کار الکترونیکی بسیار موفق تبدیل کرد. او موسسات “Wine Library” ، “VaynerMedia ”  و “The Gallery” را بنیان نهاد. او به عنوان یک سرمایه گذار انجل، سرمایه گذاری های موفقیت آمیزی انجام داد و تخصص تجاری او به شکوفایی بسیاری از شرکت ها کمک کرد.

در سال ۲۰۰۹، گری به نویسندگی روی آورد و با HarperStudio قراردادی برای ۱۰ کتاب را امضا کرد. گری وینرچاک تاکنون شش کتاب نوشته است. او همچنین در طول این سال ها چندین بار در تلویزیون حضور داشته است.

بیوگرافی گری وینرچاک

دوران کودکی و اوایل زندگی گری وینرچاک

گری وینرچاک در ۱۴ نوامبر ۱۹۷۵ در بابرویسک، اتحاد جماهیر شوروی متولد شد، که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به بلاروس معروف شد. وی یکی از سه فرزند خانواده بود و با یک خواهر و برادر خود بزرگ شد.
گری پس از گذراندن سه سال اول زندگی خود در بابرویسک، با خانواده اش به آمریکا مهاجرت کرد. پدرش تاجر بود و خانواده بزرگ وینرچاک در یک آپارتمان در محله کویینز، شهر نیویورک اقامت گزیدند. پدرش کار خود را در یک فروشگاه مشروبات الکلی در نیوجرسی آغاز کرد. فروشگاه متعلق به یکی از نزدیکان آنها بود. او فرزندانش را با خود برد تا در ادیسون، نیوجرسی زندگی کنند.

گری همیشه ذهنیت کارآفرینی داشت و برای بدست آوردن درآمد اضافی هنگام تحصیل در مدرسه لیموناد میفروخت. او حتی خیلی قبل تر از این، همیشه علاقه مند به کسب درآمد بود. در نوجوانی، از باغ های همسایه اش گل میکند و آنها را در خیابان ها فروخت. این اولین فعالیت تجاری گری وینرچاک بود.

جذابیت طبیعی گری به رشد کسب و کار او کمک کرد. دکه لیمونادی که وی در دوران نوجوانی راه اندازی کرد به سرعت به فروشگاه زنجیره ای تبدیل شد و سرانجام گری وینرچاک مدیریت بسیاری از غرفه های لیموناد را در شهر به دست گرفت. او همچنین کارت های بیسبال را خرید و فروش می کرد و هر هفته هزاران دلار درآمد کسب می کرد. پدرش تا آن زمان تجارت کامل مشروبات الکلی را به دست گرفته بود و خیلی زود از گری خواست تا به کسب و کار او بپیوندد. گری نتوانست این پیشنهاد را رد کند و همه فعالیت های مستقل و پراکنده او خیلی زود متوقف شد.

در همین حال، او دبیرستان را به پایان رساند و سپس در “کالج Mount Ida” واقع در ماساچوست ثبت نام کرد.

حرفه اصلی گری وینرچاک

گری در طول سال های دبیرستان و دانشگاه در مشروب فروشی پدرش کار می کرد. مدیریت فروشگاه آنها، “Shopper’s Discount Liquors” واقع در اسپرینگفیلد، نیوجرسی، به گری داده شد. با این حال، گری می دانست که کسب و کار الکترونیکی صنعتی است که به سرعت در حال رشد است؛ بنابراین می خواست از مزایای آن بهره ببرد. این منجر به ایده ای شد که کسب و‌ کار پدرش را دگرگون کرد.

گری یک فروشگاه آنلاین راه اندازی کرد و نام آن را به “کتابخانه شراب” تغییر داد. برای تبلیغات بیشتر، او همچنین یک کانال “YouTube” به نام “Wine Library TV” را راه اندازی کرد. یک پخش اینترنتی روزانه که در آن انواع مختلف شراب را مورد بحث قرار می داد.

در اواسط دهه ۲۰۰۰ با نام تجاری جدید، تجارت خانوادگی وینرچاک به صورت جهشی رشد کرد. در حالی که ارزش آن پیش از این ۳ میلیون دلار بود، اما تا سال ۲۰۰۵ ارزش این کسب و کار به ۶۰ میلیون دلار رسید.

در سال ۲۰۰۶، گری وینرچاک همچنین یک وبلاگ ویدیویی منظم در “YouTube” به نام “Wine Library TV” راه اندازی کرد که در آن گری نظرات و‌ مشاوره ای درباره انواع شراب، طعم انواع مختلف شراب، ارائه می داد. در سال ۲۰۱۱، این نمایش ۱۰۰۰ قسمت را به پایان رساند. سپس با پادکست روزانه ای تحت عنوان “The Daily Grape” جایگزین شد. اعتقاد بر این است که این مجموعه پادکست ویدیویی نقش زیادی در افزایش محبوبیت کسب و کار شراب گری وینرچاک داشته است. او با موفقیت این سرمایه گذاری هیجان زده شد و گری متوجه شد که بازاریابی آنلاین راهی است که باید دنبال کند.

گری وینرچاک کارآفرین اینترنتی و موسس شرکت VaynerMedia

در سال ۲۰۰۹، وی بنیان “VaynerMedia” را با مشارکت برادر کوچک خود بنیان نهاد. این شرکت در ابتدا یک سرمایه گذاری با بودجه کم بود اما خیلی زود به یک شرکت چند میلیون دلاری تبدیل شد. “VaynerMedia” خدمات مربوط به رسانه های پولی، استراتژی های رسانه ای، بازاریابی تاثیرگذار، استراتژی های تجارت الکترونیکی، نام تجاری شخصی و بازاریابی SMB را ارائه می دهد. در اصل تمام جنبه های بازاریابی آنلاین را پوشش می دهد. این شرکت به واسطه همکاری با مشتریانی مانند ‘epsiCo، General Electric و Johnson & Johnson خود را به عنوان یکی از بهترین موارد بین المللی در این بخش معرفی کرده است.

در عرض چند سال بعد از تاسیس، این شرکت در سال ۲۰۱۵ به لیست آژانس های A-list AAge راه یافت. سال بعد، این شرکت با درآمد ناخالص سالانه ۱۰۰ میلیون دلار و ۶۰۰ کارمند رشد فوق العاده ای داشت. این شرکت همچنین با “Vimeo” همکاری کرده است تا فیلمسازان و برند ها را برای محتوای آنلاین معرفی کند.
گری در سال ۲۰۱۷ شرکتی به نام “PureWow” را خرید و نام آن را “The Gallery” تغییر داد. بنابراین یک شرکت جدید پس از افزودن چند مورد به شرکت “PureWow” تشکیل شد.

سرمایه گذاری در شرکت های تازه تاسیس

گری وینرچاک جدا از اداره شرکت های شخصی خود، به عنوان یک سرمایه گذار انجل برای ده ها شرکت تازه کار و تازه تاسیس عمل کرده است. برخی از شرکت های بزرگی که وی در آنها سرمایه گذاری کرده عبارتند از Facebook ، Venmo و Twitter است. یک مجله معتبر آمریکایی به نام Entrepreneur، دارایی خالص گری وینرچاک در سال ۲۰۱۷ را ۱۶۰ میلیون دلار تخمین زده است.

گری وینرچاک همچنین علاقه بسیاری به رسانه های جمعی نشان داده است. او در سال ۲۰۱۷ در برنامه تلویزیونی Planet of the Apps ظاهر شد. این مجموعه بر روی اپ های جوان متمرکز بود و گری به عنوان یکی از داوران، آن ها را ارزیابی و راهنمایی می کرد.

گری وینرچاک کارآفرین اینترنتی و موسس شرکت VaynerMedia

در سال ۲۰۱۴، گری مجموعه ای از یوتیوب را با نام The #AskGaryVee Show راه اندازی کرد. گری تیم حرفه ای استخدام نکرد و به جای آن از تیم داخلی خود استفاده کرد. گری به سوالات کاربران از اینستاگرام و توییتر پاسخ می داد. در سال ۲۰۱۵، گری یک سری فیلم مستند ویدئویی را به نام DailyVee شروع کرد. این سریال زندگی گری را به عنوان یک کارآفرین به تصویر می کشد. او از خودش به صورت زنده فیلم می گرفت، با دیگران مصاحبه می کرد و جلسات سرمایه گذاران را پخش می کرد. گری می خواست فعالیت های شرکت خود را تا آنجا که می تواند برای عموم مردم شفاف کند و این مستند به او در انجام این کار کمک کرد.

گری همچنین تاکنون شش کتاب نوشته است. در سال ۲۰۰۹، او برای نوشتن ۱۰ کتاب با HarperStudio قرارداد بست. اولین کتاب او، «آن را له کنید! چرا اکنون وقت آن است که از اشتیاق خود لذت ببرید» به یک کتاب پرفروش تبدیل شد. پنج کتاب باقیمانده او نیز که مبتنی بر کارآفرینی بودند، تا حدودی ​​موفق شدند.

جوایز و افتخارات گری وینرچاک

داستان موفقیت الهام بخش گری وینرچاک در نیویورک تایمز، وال استریت ژورنال، تایم و GQ منتشر شده است. در سال ۲۰۱۱، وال استریت ژورنال گری را در لیست موفقیت های کسب و کار های کوچک معرفی کرد. Bloomberg Businessweek وینرچاک را در لیست «۲۰ نفری که هر کارآفرینی باید بشناسد» قرار داد. در سال ۲۰۱۴، او در لیست «۴۰ زیر ۴۰» فورچون نیز قرار گرفت.
زندگی شخصی
گری وینرچاک در سال ۲۰۰۴ با لیزی ازدواج کرد و از آن زمان این زوج با هم زندگی می کنند. آنها یک دختر به نام میشا اوا و یک پسر به نام ژاندر اوی دارند.

 

 

الیزابت هولمز

الیزابت هولمز مدیر عامل ترانوس و کارآفرینی که به کلاهبرداری متهم شد

الیزابت هولمز متولد ۳ فوریه ۱۹۸۴ یک کارآفرین آمریکایی و بنیانگذار و مدیر عامل ترانوس، یک شرکت فناوری بهداشت بود که در حال حاضر منحل شده است. این شرکت در ابتدای تاسیس، انقلابی در آزمایش خون با استفاده از روش های آزمایش نوظهور محسوب میشد.

تیم الیزابت هولمز ادعا کردند که می توانند با استفاده از حجم ناچیزی خون (مانند یک قطره خون از نوک انگشت) فرایند آزمایش خون و بیماری هایی مانند سرطان و کلسترول بالا را تشخیص دهند.

بر اساس ادعای ترانوس این آزمایشات با استفاده از دستگاه های کوچک خودکاری اجرا می شود که توسط این توسعه یافته است. فوربز در سال ۲۰۱۵، بر اساس ارزیابی های انجام شده و  ارزش ۹ میلیارد دلاری شرکت ترانوس، هولمز را به عنوان جوان ترین و ثروتمندترین میلیاردر زن خودساخته در آمریکا معرفی کرد. اما به دنبال افشای کلاهبرداری احتمالی الیزابت هولمز و منحل شدن شرکت ترانوس، فوربز برآورد منتشر شده از ارزش خالص او را به صفر رساند، و هولمز را به عنوان «ناامید کننده ترین مدیر جهان» معرفی کرد.

اعتبار ترانوس تا حدی به علت روابط شخصی هولمز، اختراعات او و توانایی او در متقاعد کردن دیگران و جذب نیرو از افراد با نفوذی از جمله هنری کیسینجر، هیلاری کلینتون، جورج شولتز، جیمز ماتیس و بتسی دیووس بود.

حرفه هولمز، ظهور و انحلال شرکت او و عواقب بعدی آن موضوع کتاب «خون بد: اسرار و دروغ ها در استارتاپ دره سیلیکون ولی» است که توسط جان استریو خبرنگار وال استریت ژورنال نوشته شده است. همچنین یک فیلم مستند HBO به نام «مخترع: به دنبال خون در سیلیکون ولی» ساخته شده است.

الیزابت هولمز مدیر عامل ترانوس

اوایل زندگی الیزابت هولمز

هولمز در واشنگتن دی سی به دنیا آمد. پدرش در شرکت انرون فعالیت می کرد و پس از آن سمت های اجرایی را در سازمان های دولتی مانندUSAID ،EPA و USTDA بر عهده داشت. مادر الیزابت نیز به عنوان کارمند کمیته کنگره کار می کرد.
هولمز در مدرسه سنت جان در هوستون تحصیل کرد. در دوران دبیرستان، او به برنامه نویسی رایانه علاقه داشت و اولین کسب و کار خود را با فروش کامپایلرهای C ++ به دانشگاه های چین آغاز کرد.

والدین او تدریس خصوصی زبان ماندارین را در خانه ترتیب داده بودند و در اواسط دوره دبیرستان، هولمز شروع به شرکت در برنامه تابستانی ماندارین دانشگاه استنفورد کرد. در سال ۲۰۰۱، هولمز در دانشگاه استنفورد حضور یافت و در آنجا مهندسی شیمی خواند و به عنوان محقق دانشجویی و دستیار آزمایشگاه در دانشکده مهندسی فعالیت کرد.

پس از پایان سال اول تحصیل، هولمز در آزمایشگاهی در موسسه ژنوم سنگاپور کار کرد و آزمایش سندرم حاد تنفسی را از طریق جمع آوری نمونه های خون با سرنگ انجام داد. او در سال ۲۰۰۳ اولین درخواست ثبت اختراع خود را برای یک دستگاه پزشکی پوشیدنی تحویل داد که برای انجام کارهایی مانند تنظیم دوز دارویی مورد نیاز و پایش خون به کار می رفت.

در مارس ۲۰۰۴، الیزابت هولمز از دانشکده مهندسی استنفورد انصراف داد و از پول شهریه خود به عنوان بودجه برای تاسیس یک شرکت فناوری مراقبت های بهداشتی استفاده کرد.

تاسیس شرکت ترانوس

الیزابت هولمز در ابتدا برای «دموکراتیک کردن مراقبت های بهداشتی» شرکت Real-Time Cures را در پالو آلتو، کالیفرنیا تاسیس کرد. ترس او از سوزن انگیزه ای برای ایده آزمایش خون فقط با استفاده از مقادیر کم خون بود.

هنگامی که هولمز این ایده را برای استاد پزشکی خود فیلیس گاردنر در استنفورد توضیح داد، گاردنر مخالفت خود را اعلام کرد و عقیده داشت که این ایده عملی نخواهد بود. چندین استاد پزشکی متخصص دیگر نیز همین حرف را به هولمز گفتند. با این حال، الیزابت هولمز تسلیم نشد و موفق شد رابرتسون مشاور و رئیس خود را در دانشکده مهندسی، برای حمایت از این ایده متقاعد کند.

در سال ۲۰۰۳، هولمز نام این شرکت را Theranos (تلفیقی از دو کلمه درمان و تشخیص) گذاشت. رابرتسون اولین عضو هیئت مدیره شرکت شد و هولمز را به سرمایه گذاران ریسک پذیر دیگری معرفی کرد.
الیزابت هولمز به شدت تحت تاثیر بنیانگذار اپل استیو جابز بود و عمدا از سبک او کپی می کرد و مانند او یک ژاکت سیاه و یقه دار می پوشید. او در بیشتر سخنرانی های خود با صدای بم صحبت می کرد، اگرچه بعدا یکی از همکاران سابق ترانوس ادعا کرد که صدای طبیعی او چند اکتاو بالاتر است.

الیزابت موفق شد سرمایه گذاران بیشتری را به شرکت خود جذب کند و به دلیل تشکیل درخشان ترین هیئت مدیره در تاریخ شرکت های ایالات متحده طی آنها سال ها شناخته شد.
ترانوس در سکوت و بدون وب سایت و انتشار خبری فعالیت می کرد تا در سپتامبر ۲۰۱۳ از مشارکت با Walgreens برای راه اندازی مراکز جمع آوری نمونه خون در فروشگاه ها خبر داد. توجه رسانه ها به شرکت الیزابت هولمز در سال ۲۰۱۴ و با انتشار خبری در مورد آن فوربز بیشتر شد.

در آن سال ترانوس ۹ میلیارد دلار ارزش داشت و بیش از ۴۰۰ میلیون دلار سرمایه جمع آوری کرده بود. تا پایان سال ۲۰۱۴، نام او در ۱۸ ثبت اختراع ایالات متحده و ۶۶ اختراع ثبت شده خارجی وجود داشت. در طول سال ۲۰۱۵، هولمز با کلینیک Cleveland ، Capital BlueCross و AmeriHealth Caritas برای استفاده از فناوری ترانوس توافق کرد.

الیزابت هولمز مدیر عامل ترانوس

سقوط ترانوس

جان کریرو از وال استریت ژورنال پس از اظهار نظر متخصصی که تصور می کرد دستگاه آزمایش خون ترانوس مشکوک به نظر می رسد، تحقیقات مخفی و چند ماهه ای را در مورد این شرکت آغاز کرد. کریرو با کارمند سابق ترانوس صحبت کرد و اسناد شرکت را به دست آورد.

وقتی هولمز از تحقیقات مطلع شد، از طریق وکیل خود، دیوید بویز، برای جلوگیری از انتشار این اطلاعات اقدام کرد. وی همچنین تهدیدهای قانونی و مالی علیه وال استریت ژورنال و افشاگران اعمال کرد.

در اکتبر ۲۰۱۵، علی رغم تهدیدهای قانونی الیزابت هولمز، این خبرنگار در مقاله ای نحوه ارائه نتایج آزمایش نادرست توسط دستگاه آزمایش خون ادیسون شرکت ترانوس را توضیح داد و ادعا کرد که این شرکت در بیشتر آزمایشات خود از ماشین های موجود در بازار که توسط سایر سازندگان ساخته شده استفاده کرده است.

کریرو در مقالات دیگری نیز به افشاگری در مورد هولمز ادامه داد و در سال ۲۰۱۸ کتابی با عنوان خون بد: راز ها و دروغ ها در استارتاپ سیلیکون ولی منتشر کرد، که جزئیات تحقیقات خود در مورد ترانوس را ارائه می داد. اما در نهایت هولمز همه این ادعاها را رد کرد.

این اتهامات ادامه داشت تا اینکه در ژوئیه ۲۰۱۶، CMS رسما هولمز را از مالکیت، فعالیت یا مدیریت شرکت آزمایش خون به مدت دو سال ممنوع کرد. ترانوس این تصمیم را به هیئت تجدیدنظر وزارت بهداشت و خدمات انسانی ایالات متحده واگذار کرد. اندکی پس از آن، والگرین به روابط خود با ترانوس پایان داد و مراکز جمع آوری خون فروشگاهی خود را تعطیل کرد.

FDA همچنین به این شرکت دستور داد تا از دستگاه “Capillary Tube Nanotainer”  خود که یکی از اصلی ترین اختراعات آن است، دست بردارد. در سال ۲۰۱۷، ایالت آریزونا علیه ترانوس شکایت کرد و ادعا کرد که این شرکت ۱.۵ میلیون آزمایش خون به آریزونایی ها فروخته است، در حالی که حقایق مهم مربوط به این آزمایشات را پنهان کرده یا نادرست معرفی کرده است.

در آوریل ۲۰۱۷، این شرکت با توافق در بازپرداخت هزینه آزمایشات به مصرف کنندگان، و پرداخت ۲۲۵،۰۰۰ دلار جریمه مدنی و حق الوکاله، در مجموع ۴.۶۵ میلیون دلار، این دادخواست را حل و فصل کرد.

الیزابت هولمز مدیر عامل ترانوس

ادعای این شرکت مبنی بر جریان درآمد ۱۰۰ میلیون دلاری در سال ۲۰۱۴‌ نیز دروغ بود. در آن سال، این شرکت فقط ۱۰۰۰۰۰ دلار درآمد داشت. در نتیجه هولمز به ممنوعیت مدیریت شرکت دولتی به مدت ۱۰ سال و جریمه ۵۰۰۰۰۰ دلاری محکوم شد.

ترانوس در سال ۲۰۱۵ بیش از ۸۰۰ کارمند داشت. اما به مرور و با حکم دادگاه تمامی آنها را اخراج کرد. در تاریخ ۵ سپتامبر ۲۰۱۸، این شرکت اعلام کرد که روند انحلال رسمی را آغاز کرده است، باقیمانده دارایی آن به طلبکاران توزیع می شود.

در فوریه سال ۲۰۲۰، الیزابت هولمز از دادگاه فدرال درخواست کرد که همه اتهامات علیه او و همکارش بالوانی را لغو کند. یک قاضی فدرال اتهامات را بررسی کرد و حکم داد که برخی از اتهامات باید لغو شود. از آنجا که آزمایش خون ترانوس توسط شرکت های بیمه پزشکی پرداخت می شد، هیچ پولی از بیماران اخذ نشده است. از این رو دادستانی مجاز به استدلال درباره کلاهبرداری از آنها نیست. با این حال، ۱۱ اتهام دیگر الیزابت همچنان باقی ماند.

فعالیت های تبلیغاتی

هولمز برای ارتقای آزمایش خون در مکزیک با کارلوس اسلیم همکاری کرد. در اکتبر ۲۰۱۵، او # Ironsisters را برای کمک به زنان در مشاغل علمی، فنی، مهندسی و ریاضیات اعلام کرد.

افتخارات الیزابت هولمز

قبل از فروپاشی ترانوس، الیزابت هولمز مورد تحسین گسترده قرار گرفت. در سال ۲۰۱۵، هولمز به عنوان عضو هیئت علمی دانشکده پزشکی هاروارد منصوب شد و به عنوان یکی از تاثیرگذارترین افراد در مجله TIME لقب گرفت. هولمز جایزه Under 30 Doers را از فوربز دریافت کرد و در لیست قدرتمندترین زنان آن سال قرار گرفت.

الیزابت هولمز همچنین توسط Glamour به عنوان زن سال برگزیده شد و از دانشگاه Pepperdine مدرک دکتر افتخاری دریافت کرد. هولمز جایزه Horatio Alger را در سال ۲۰۱۵ دریافت کرد، در حالی که جوان ترین دریافت کننده تاریخ این جایزه شناخته شد. او قبلا به عنوان تاجر سال مجله فورچون انتخاب شده بود.

به دنبال تحقیقات گسترده در مورد تخلفات شرکت ترانوس، الیزابت هولمز به کلاهبرداری متهم شد. در سال ۲۰۱۶، فورچون هولمز را به عنوان یکی از ناامید کننده ترین رهبران جهان معرفی کرد. در نهایت رویای هولمز با انحلال شرکت ترانوس پایان یافت.

ساندار پیچای کارآفرین و مدیر عامل شرکت آلفابت

ساندار پیچای کارآفرین و مدیر عامل شرکت آلفابت

ساندار پیچای مهندس کامپیوتر و مدیر عامل شرکت آلفابت است. غول فناوری گوگل، متخصص در خدمات و محصولات مرتبط با اینترنت، در سال ۲۰۱۵ مورد بازسازی اساسی قرار گرفت که به دنبال آن لری پیج به عنوان مدیر عامل و سرگئی برین معاون گوگل، آلفابت را به عنوان شرکت مادر راه اندازی کردند.

پیچای را که در سمت مدیریت محصولات و مهندسی شرکت گوگل فعالیت می کرد به عنوان مدیرعامل جدید گوگل که بزرگترین شرکت زیرمجموعه آلفابت است، انتخاب شد. پس از آن در سال ۲۰۱۸ نیز به عنوان مدیرعامل شرکت آلفابت تعیین شد.

ساندار پیچای سال ها پیش در سال ۲۰۰۴ به عنوان مدیر محصول به شرکت گوگل پیوست و فعالیت خود را در این سازمان آغاز کرد. تلاش های ابتکاری بسیاری در محصولات گوگل از جمله Google Chrome و Chrome OS را انجام داد که بسیار موفق بودند.

سرانجام وی مدیریت سایر محصولات گوگل مانند جیمیل و گوگل داک را بر عهده گرفت و به سرعت جایگاه خود را ارتقا داد و در رده های بالاتر سازمانی قرار گرفت. پیچای متولد چنای هندوستان است و از کودکی باهوش و خلاق بود.

ساندار پیچای که تحصیلات خود را از معتبرترین موسسات جهان اخذ کرده است، قبل از شروع فعالیت خود در گوگل، در سمت مهندسی و مدیریت محصول در Applied Materials و به عنوان مشاوره مدیریت در McKinsey & Company همکاری می کرد. امروزه پیچای مورد توجه همکاران خود قرار گرفته و به او لقب «مرد مهمترین محصولات گوگل» را دادند.

دوران کودکی و سال های ابتدایی زندگی پیچای

پیچای ساندارجان در ۱۲ جولای ۱۹۷۲، در مادورای، تامیل نادو، هند متولد شد. پدرش، رجوناتا پیچای، به عنوان مهندس برق در مجتمع GEC انگلیس کار می کرد و مدیریت کارخانه ای را که اجزای الکتریکی تولید می کرد را برعهده داشت. مادر ساندار قبل از به دنیا آوردن فرزندان خود، تندنویس بود. ساندار یک برادر دارد.
ساندار پیچای در خانواده طبقه متوسط بزرگ شد و دانش آموز باهوشی بود. پیچای در مدرسه از نظر علمی سرآمد بود و موقعیتی را در موسسه فناوری در خاراگپور، یکی از معتبرترین موسسات مهندسی هند کسب کرد.

ساندار پیچای کارآفرین و مدیر عامل شرکت آلفابت

ساندار پیچای کارشناسی خود را در رشته مهندسی متالورژی IIT Kharagpur گذراند و سپس موفق به کسب بورسیه تحصیل در رشته علوم مواد و فیزیک نیمه هادی را از دانشگاه استنفورد شد و در آنجا مدرک کارشناسی ارشد خود را اخذ کرد.

از آنجا که پدر پیچای از نظر اقتصادی وضع مالی خوبی نداشت، برای او تامین هزینه تحصیلات در خارج از کشور دشوار بود. با این حال، پدر پیچای به سختی موفق شد ۱۰۰۰ دلار از پس انداز خانواده را برای تامین هزینه های سفر و باقی مخارج فرزندش تامین کند.

فعالیت حرفه ای پیچای

ساندار پیچای در ابتدا قصد داشت دکترای خود را در دانشکده استنفورد دنبال و فعالیت آکادمیک را ادامه دهد. با این حال، او تحصیل را رها کرد و به عنوان مهندس و مدیر محصول به Applied Materials، یک سازنده نیمه هادی سیلیکون ولی پیوست.

البته پیچای مدت زیادی در این شرکت کار نکرد و برای اخذ مدرک MBA خود از دانشکده وارتون دانشگاه پنسیلوانیا (۲۰۰۲) تحصیلات خود را ادامه داد. او در این دانشگاه افتخارات مهمی کسب کرد. پس از اتمام دوره MBA پیچای به عنوان مشاور مدیریت در شرکت McKinsey & Company شروع به کار کرد.

او در سال ۲۰۰۴ به شرکت گوگل پیوست. پیچای در ابتدا، روی نوار ابزار جستجوی گوگل به عنوان بخشی از یک تیم کوچک کار می کرد. نوار ابزار به کاربران اینترنت اکسپلورر و فایرفاکس دسترسی آسان به جستجوی گوگل را می دهد.
او همچنین روی محصولات دیگر این شرکت مانند Google Gears و Google Pack کار کرد. موفقیت نوار ابزار جستجوی گوگل موجب شکل گیری ایده جدیدی در ذهن ساندار پیچای شد. پیچای عقیده داشت که باید مرورگر خود گوگل را راه اندازی کنند. او ایده خود را با مدیران در میان گذاشت و با اعتراض مدیر عامل وقت اریک اشمیت روبرو شد که تصور می کرد راه اندازی یک مرورگر کار بسیار پر هزینه ای است.

با این حال، ساندار پیچای پافشاری کرد و در نهایت بنیانگذاران گوگل، لری پیج و سرگئی برین را متقاعد کرد تا مرورگر خود گوگل را راه اندازی کنند. پیچای نقش اصلی را در راه اندازی نهایی مرورگر، گوگل کروم، در سال ۲۰۰۸ ایفا کرد. کروم موفقیت بزرگی را کسب کرد. زیرا به کاربران اجازه می داد مستقیما به موتور جستجوی گوگل دسترسی پیدا کنند.

ساندار پیچای کارآفرین و مدیر عامل شرکت آلفابت

پیچای به دنبال موفقیت خارق العاده کروم که با پیشی گرفتن از رقبایی مانند اینترنت اکسپلورر و فایرفاکس، در نهایت به عنوان مرورگر شماره یک جهان شناخته شد، به چهره شناخته شده بین المللی تبدیل شد. گوگل کروم همچنین راه را برای مجموعه ای از محصولات مهم دیگر مانند سیستم عامل Chrome، Chromebookها و Chromecast هموار کرد.

در سال ۲۰۰۸، ساندار پیچای به سمت معاون توسعه محصولات ارتقا یافت. در این موقعیت او اغلب در سخنرانی های گوگل ظاهر می شد و به افزایش رتبه در گوگل ادامه داد . تا سال ۲۰۱۲، او معاون ارشد کروم و برنامه ها شده بود. در سال ۲۰۱۳، اندی روبین، خالق اندروید برای کار روی یک پروژه متفاوت سمت خود را ترک کرد. سپس لری پیج مسئولیت اندروید را نیز به عهده پیچای گذاشت. نفوذ پیچای همچنان افزایش یافت و در اکتبر ۲۰۱۴ به عنوان رئیس محصولات معرفی شد.

در سال ۲۰۱۵، گوگل شرکتی را به نام آلفابت تاسیس کرد تا به عنوان یک شرکت هلدینگ و جامع برای مالکیت شرکت های تابعه که قبلا متعلق به گوگل بودند، از جمله نسخه جدید خود گوگل،فعالیت کند. در ۱۰ آگوست ۲۰۱۵، ساندار پیچای به عنوان مدیرعامل جدید گوگل انتخاب شد.
در فوریه ۲۰۱۶، ۲۷۳۳۲۸ سهم هلدینگ گوگل آلفابت به وی تعلق گرفت که منجر به افزایش ارزش دارایی خالص وی شد. این سهام ۱۹۹ میلیون دلار ارزش داشت و همین امر دارایی پیجای را به ۶۵۰ میلیون دلار رساند.

ساندار پیچای پس از لری پیج و اریک اشمیت سومین و اولین مدیر عامل غیر سفید پوست گوگل است.
پیچای به دلیل توسعه بیشتر تیم اندروید اعتبار دارد. قبل از انتقال مسئولیت اندروید از اندی روبین به پیجای، واحد اندروید تا این اندازه موفق نبود. در ۳ دسامبر ۲۰۱۹، ساندار پیچای جایگزین لری پیج به عنوان مدیرعامل شرکت مادر گوگل یعنی آلفابت شد. لری پیج تصمیم گرفت از سمت خود به عنوان مدیرعامل کناره گیری کند و پیچای به عنوان مدیر عامل گوگل و آلفابت منصوب شد.
در ۲۲ دسامبر ۲۰۱۹، اعلام شد که پیچای طی سه سال آتی جایزه سهام مبتنی بر عملکرد به ارزش ۲۴۰ میلیون دلار دریافت خواهد کرد. این بالاترین بسته جوایز عملکردی است که تاکنون به مدیران اجرایی گوگل ارائه شده است و دومین در دنیای فناوری پس از Tim Cook اپل است.

ساندار پیچای کارآفرین و مدیر عامل شرکت آلفابت

فعالیت های مهم ساندار پیچای

یک نابغه مهندسی با ایده های نوآورانه اش شناخته می شود، اما پیچای بیشتر به عنوان مغز متفکر راه اندازی مرورگر کروم در سال ۲۰۰۸ شناخته می شود. وی نقشی اساسی در متقاعد کردن مدیران گوگل برای راه اندازی مرورگر اختصاصی آن داشت که به مرور زمان به محبوب ترین مرورگر اینترنت تبدیل شد و همچنین منجر به راه اندازی سیستم عامل کروم نیز شد.

زندگی شخصی و دارایی پیچای

ساندار پیچای با انجالی پیچای ازدواج کرده است و دو فرزند دارد. ارزش خالص دارایی پیچای برابر با ۱.۲ بیلیون دلار برآورد شده است.

۱۰ واقعیتی که در مورد ساندار پیچای نمی دانید

  • پیچای علاقه بسیاری به بازی کریکت دارد و کاپیتان تیم کریکت مدرسه اش بود.
  • خانواده وی به دلیل وضع مالی نامناسب، تا ۱۲ سالگی او تلفن نداشتند.
  • او قبل از پیوستن به شرکت گوگل، علاقه مند به همکاری در این شرکت بود.
  • پیچای قبل از عمومی شدن شرکت به گوگل پیوست.
  • او در به خاطر سپردن شماره ها بسیار تبحر دارد و می تواند هر شماره تلفنی را که گرفته است به خاطر بسپارد.
  • او در فواصل منظم با دانشجویان در IIT-Kharagpur از طریق اسکایپ ارتباط برقرار می کند.
  • وی همچنین یکی از مدعیان اصلی سمت مدیرعاملی در مایکروسافت بود که در نهایت به ساتیا نادلا رسید.
  • برخلاف ظاهر، پیچای رفتار بسیار صمیمی و دوستانه ای دارد.
  • وی طی چند سال گذشته مربی مراسم گوگل I / O بوده است.
  • شایعات حاکی از آن است که چند سال پیش در حالی که ساندار پیچای در گوگل کار می کرد، توییتر سعی داشت او را جذب کند اما گوگل برای حفظ او در سازمان مبلغ بسیار بالاتری را پرداخت کرد.
چارلز مریل بنیانگذار مریل لاینچ بزرگترین شرکت کارگزاری

چارلز مریل بنیانگذار مریل لاینچ بزرگترین شرکت کارگزاری

چارلز مریل (۱۸۸۵-۱۹۵۶) بنیانگذار مریل لاینچ، بزرگترین شرکت کارگزاری جهان بود. او که یک تحلیلگر و فروشنده موفق بازار سرمایه بود، صنعت سرمایه گذاری را برای جذب سرمایه گذاران خرد به بازار سهام، مجددا سازماندهی کرد.
چارلز ای مریل در ۱۹ اکتبر ۱۸۸۵ در گرین کاو اسپرینگز، فلوریدا متولد شد. مریل پسر یک پزشک و مدیر داروخانه، در مدرسه جان بی استتسون در دلند، فلوریدا و در کالج امهرست تحصیل کرد. پس از پایان تحصیلات دانشگاهی خود مریل قبل از یافتن جایگاه خود در دنیای تجارت و بورس، در زمینه روزنامه نگاری، دانشکده حقوق و بیس بال نیمه حرفه ای فعالیت هایی داشت.

چارلز مریل بنیانگذار مریل لاینچ بزرگترین شرکت کارگزاری

اوایل زندگی چارلز مریل

چارلز ای مریل، پسر دکتر چارلز مریل و اوکتاویا (ویلسون) مریل، در گرین کاو اسپرینگز، فلوریدا، متولد شد و کودکی خود را در آنجا سپری کرد. در سال ۱۸۹۸ خانواده مدت کوتاهی به ناکسویل، تنسی نقل مکان کردند؛ اما در طی یک سال به فلوریدا بازگشتند و در جکسونویل مستقر شدند.

پس از سوختن مدرسه مریل در آتش سوزی بزرگ سال ۱۹۰۱، والدینش تصمیم گرفتند او را به آکادمی مقدماتی کالج که توسط دانشگاه جان بی استتسون (اکنون به عنوان دانشگاه استتسون شناخته می شود) بفرستند. مریل از سال ۱۹۰۱ تا ۱۹۰۳ در آنجا تحصیل کرد و سپس در سال ۱۹۰۳ برای سال آخر دبیرستان به آکادمی Worcester منتقل شد. پس از دو سال تحصیل در کالج آمهرست، مریل از ۱۹۰۶ تا ۱۹۰۷ مدتی را در دانشکده حقوق دانشگاه میشیگان گذراند.

فعالیت حرفه ای چارلز مریل

در سال ۱۹۰۷ مریل در دفتر شعبه نیویورک یک شرکت نساجی موقعیتی به دست آورد و فعالیت خود را در آنجا شروع کرد. طی دو سال او به سمت مدیر شرکت ارتقا یافت. در سال ۱۹۰۹ چارلز مریل به یک شرکت تجارت کاغذ پیوست، و در آنجا یک بخش اوراق قرضه ایجاد و مدیریت کرد. سپس در سال ۱۹۱۳ از این شرکت استعفا داد و به عنوان مدیر فروش، یک شرکت مستقر در وال استریت به نام ایستمن، دیلون و شرکا به فعالیت حرفه ای خود ادامه داد.

چارلز مریل بنیانگذار مریل لاینچ بزرگترین شرکت کارگزاری

شروع فعالیت در بازار سرمایه

در ژانویه ۱۹۱۴ چارلز مریل تصمیم گرفت شرکت بانکی سرمایه گذاری خود را تاسیس کند و در نهایت شرکت چارلز مریل را در فضای اداری که از ایستمن، دیلون اجاره کرده بود، تاسیس کرد. شش ماه بعد، هنگامی که مریل با فردی به نام ادموند لاینچ شریک شد، نام این شرکت به مریل لاینچ و شرکا تبدیل شد. پس از بیمه موفقیت آمیز مریل در فروشگاه های مک کوری، این شرکت به عنوان یک بیمه گر موفق در فروشگاه های زنجیره ای شهرت پیدا کرد و رشد و سوددهی بالایی پیدا کرد.

از آنجا که مریل به عنوان بخشی از کمیسیون های خود سهامی در نظر گرفت و بعد با افزایش ارزش سهام شرکت، سهام خود را فروخت و در نتیجه ثروت شخصی نیز به دست آورد. بزرگترین موفقیت چارلز مریل به عنوان سرمایه گذاری سازمان وی در سال ۱۹۲۶ در فروشگاه های Safeway Stores Inc بود که بزرگترین سهامدار آن بود. در زمان مرگ مریل در سال ۱۹۵۶، این فروشگاه دومین خرده فروشی مواد غذایی در کشور بود.

خروج از بازار سهام

در سال ۱۹۲۸ چارلز مریل پیش‌بینی کرد که قیمت سهام سقوط می کند و به مشتریان خود توصیه کرد که دارایی های خود را بفروشند. کسانی که از توصیه های او استفاده کردند (رئیس جمهور، کالوین کولیج، هشدار او را نادیده گرفت). از ضرر فاجعه بزرگ اکتبر ۱۹۲۸ در امان ماندند. مریل در سال ۱۹۳۰ از تجارت کارگزاری خارج شد و ۵ میلیون دلار درآمد کسب کرد و شرکت ای اس پیرس را راه اندازی کرد و مشارکت خود را برای رسیدگی به سهام لیست رو به رشد فروشگاه های زنجیره ای خود، که در این زمان شامل First National Stores  S. S. Kresge، و Western Auto Supply بود، محدود کرد.

علاوه بر این، در سال ۱۹۳۲ به تاسیس Family Circle، اولین مجله توزیع شده توسط فروشگاه های مواد غذایی، کمک کرد. برای چارلز مریل این تاحدودی دور بازنشستگی محسوب می شد و او بیشتر دهه ۱۹۳۰ را با لذت بردن از ثمره کار خود در خانه های شیک خود در ساوتهمپتون، نیویورک و پالم بیچ، فلوریدا گذراند.

در سال ۱۹۴۰ مریل مجددا وارد کارگزاری شد و مریل لاینچ (لاینچ در این حین فوت کرد) با E. A. Pierce and Company را ادغام کرد. همچنین در سال ۱۹۴۱ این شرکت را با دو شرکت دیگر Fenner ، Beane ادغام کرد و بزرگترین کارگزاری در جهان، با بیش از ۹۳ شعبه در شهرهای مختلف را تاسیس کرد.

وال استریت را به خیابان اصلی بیاورید

در دهه ۱۹۴۰ مریل مسئول ایجاد تغییرات گسترده ای در نحوه فعالیت صنعت سرمایه گذاری بود. مریل با تطبیق مفاهیم خرده فروشی در بازار بورس، تصمیم گرفت تعداد زیادی سرمایه گذار کوچک را به بازار جذب کند. در سال ۱۹۴۱، مریل با استفاده از شعار «وال استریت را به خیابان اصلی بیاورید» کمپینی را شروع کرد تا آگاهی عموم مردم در مورد بازار را افزایش دهد. و علاوه بر این تغییراتی در ساختار تجارت ایجاد کند که مورد توجه سرمایه گذاران کوچک قرار گیرد.

چارلز مریل بنیانگذار مریل لاینچ بزرگترین شرکت کارگزاری

او هدف اول را با چاپ تبلیغات بزرگ در روزنامه ها و مجلات (و ارسال چاپ مجدد برای همه درخواست کنندگان) که عملکرد تجارت سرمایه گذاری را به زبان ساده توصیف می کرد. او یک بخش تحقیقاتی در نظر گرفته بود که گزارش تجزیه و تحلیل سهام را مطرح می کرد و به طور آزاد در بین عوام توزیع می شد.

علاوه بر این، چارلز مریل شرکت خود را دوباره اصلاح کرد تا ترس عمومی از کارگزاران بورس برای جلب مصرف کننده را کاهش دهد. مریل اصرار داشت که کارمندانش یک برنامه آموزشی را بگذرانند تا حداقل در این حرفه آموزش ببینند و دستمزد آنها را با حقوق و پاداش پرداخت می کرد. او هزینه های خدمات را لغو کرد و کمیسیون ها را پایین نگه داشت. او گزارش سالانه ای تنظیم کرد و آن را برای همه مشتریانش ارسال کرد تا به آنها اطمینان دهد که پولشان با مریل لاینچ امن خواهد بود.

استراتژی بازاریابی مریل فوق العاده موفق بود. سرمایه گذاران کوچک بسیاری را جذب کرد که به شرکت وفادار ماندند. اگرچه نوآوری های این شرکت به طور گسترده در وال استریت تقلید شد، مریل لاینچ موقعیت خود را به عنوان بزرگترین شرکت کارگزاری در جهان تثبیت کرد.

در زمان مرگ مریل در سال ۱۹۵۶، این شرکت ۱۱۵ دفتر در ایالات متحده، بیش از ۱۰۰ شریک و ۵۷۰ کارمند داشت. این شرکت هر روز بیش از ۱۰ درصد از معاملات بورس اوراق بهادار نیویورک را انجام می داد. در دهه ۱۹۸۰ مریل لاینچ، پیرس، فنر و اسمیت به عنوان بزرگترین خانه کارگزاری در جهان باقی ماند.

مریل نه تنها یکی از موفق ترین کارگزاران سهام در تاریخ آمریکا بود، بلکه احتمالاً از نظر تعیین دوره آموزشی سرمایه گذاری، نوآورترین و تأثیرگذارترین آنها بود. وی تصویری محافظه کارانه برای وال استریت ایجاد کرد که می تواند سرمایه گذار خرد را به سمت جذب سهام در اقتصاد کشور جلب کند و در نتیجه سرمایه گذاری را در بین طبقه متوسط معمول کند.

فعالیت خیرخواهانه و زندگی شخصی

مریل که اعتقاد راسخی به بازار سرمایه آزاد داشت، سهم خود را از مشارکت محدود مریل لاینچ (به ارزش ۵.۵ میلیون دلار) به بنیاد مریل برای پیشرفت دانش سرمایه گذاری، که وی در سال ۱۹۴۵ ایجاد کرده بود برای اعطای کمک هزینه به موسسات برای تحصیل رایگان، وصیت کرد.

چارلز مریل ۹۵ درصد املاک ۲۵ میلیون دلاری خود را به کالج ها، کلیساها و بیمارستان ها اهدا کرد. چارلز ای مریل سه بار ازدواج و طلاق گرفت. او سه فرزند داشت. وی در ۶ اکتبر ۱۹۵۶ درگذشت.

مریسا مایر مدیر فناوری اطلاعات و کارآفرین آمریکایی

مریسا مایر مدیر فناوری اطلاعات و کارآفرین آمریکایی

مریسا مایر مدیر فناوری اطلاعات، کارآفرین و سرمایه گذار آمریکایی است که از بنیانگذاران آزمایشگاه های لومی، رشد فناوری مبتنی بر فناوری اینترنت مصرف کننده است. او همچنین به عنوان مدیر ارشد اجرایی و عضو هیئت مدیره یاهو فعالیت داشته است.

مایر به مدت پنج سال و در این مدت او با راه‌اندازی و اصلاح مجدد این پلتفرم برای بهبود رابط کاربری موبایل، استفاده کاربران تلفن همراه را افزایش داد. با این حال، چون افت ارزش سهام شرکت در دوره مدیریت او ادامه پیدا کرد. در نهایت یاهو توسط شرکت ورایزون خریداری شد و شرکت جدید Oath (ورایزون مدیا فعلی) مریسا را در ترکیب کارمندان خود حفظ نکرد.

مریسا مایر به مدت ۱۳ سال در شرکت گوگل فعالیت کرد. او در آنجا صفحه اصلی گوگل را طراحی کرد و موتور جستجوی آن را بهبود بخشید. علاوه بر این مریسا در تصمیم گیری های اساسی مختلف برای تقریبا هر محصول ارائه شده توسط این سازمان، از جمله گوگل مپز، جیمیل و گوگل نیوز، مشارکت داشت.

رسانه های بسیاری در سال های مختلف از او در میان قدرتمندترین افراد در صنعت کسب و کار نام برده اند.

مریسا مایر مدیر فناوری اطلاعات و کارآفرین آمریکایی

دوران کودکی و اوایل زندگی مریسا

مریسا آن مایر در ۳۰ می ۱۹۷۵، در واوسو، ویسکانسین، ایالات متحده، از مادر فنلاندی به نام مارگارت که یک معلم هنر بود و پدری به نام مایکل مایر که به عنوان مهندس محیط زیست در شرکت های آب فعالیت می کرد، به دنیا آمد.

او برادر کوچکتری به نام میسون داشت و با او بزرگ شد. او از کودکی تحت تاثیر فعالیت های والدین خود در هنر و علم قرار گرفت و پدربزرگش را تحسین می کرد که با وجود ابتلا به فلج اطفال در سن ۷ سالگی، به مدت ۳۲ سال به عنوان شهردار جکسون، ویسکانسین خدمت کرد.

مریسا مایر مدیر فناوری اطلاعات و کارآفرین آمریکایی

اگرچه مریسا به طرز وحشتناکی خجالتی‌ بود. اما مادرش او را تحت فشار قرار می داد تا با یادگیری باله، اسکیت روی یخ، پیانو، شنا و مناظره فرصت های مختلفی را تجربه کند. همچنین تابستان در مشاغل پاره وقت مانند فروشنده مواد غذایی فعالیت می کرد. او در دروس علمی در مقطع دبیرستان عملکرد بی نظیری داشت. علاوه بر این مریسا در آن سال ها به عنوان کاپیتان تیم مناظره، قهرمانی ایالت ویسکانسین را به دست آورد و تیم پوم پوم را به مقام نایب قهرمانی ایالت هدایت کرد.

مریسا مایر پس از اتمام تحصیلات دبیرستان خود در سال ۱۹۹۳، به عنوان یکی از دو نماینده انتخاب شده توسط فرماندار تامی تامپسون، نماینده ویسکانسین در اردوگاه ملی علوم جوانان در ویرجینیای غربی بود.

مریسا در ۱۰ دانشگاه از جمله هاروارد، ییل، ​​دوک و نورث وسترن پذیرفته شد. اما سرانجام دانشگاه استنفورد را با هدف تبدیل شدن به جراح مغز و اعصاب کودکان، برای گذراندن دوره های پیش پزشکی انتخاب کرد.

مریسا مشتاق جستجوی چیزی بود که او را به فکر فرو ببرد. به همین دلیل کلاس مقدماتی علوم کامپیوتر را توسط اریک رابرتز گذراند و متعاقب آن رشته تحصیلی خود را به سیستم های نمادین تغییر داد که فلسفه، روانشناسی شناختی، زبان شناسی و علوم کامپیوتر را با هم ترکیب می کرد.

رابرتز او را راهنمایی کرد و در نهایت موفق شد او را برای شرکت در برخی کلاس های سیستم های نمادین متقاعد کند که مورد استقبال خوبی قرار گرفت و مریسا مایر مدرک لیسانس خود را با معدل ممتاز در سال ۱۹۹۷ با پایان نامه خود در مورد نرم افزار پیشنهاد سفر اخذ کرد.

مایر برای گذراندن دوره کارشناسی ارشد خود در علوم کامپیوتر با تمرکز ویژه در هوش مصنوعی تحصیلات خود در استنفورد را ادامه داد. در این دوره، او ۹ ماه را به عنوان کارآموز در Ubilab در زوریخ، سوئیس، و سپس شرکت سرمایه گذاری، UBS و SRI International، در منلو پارک  کالیفرنیا، که بازوی تحقیقاتی سوئیس بود گذراند.

مریسا مایر مدیر فناوری اطلاعات و کارآفرین آمریکایی

همکاری مریسا مایر با گوگل

پس از فارغ التحصیلی، مریسا مایر مجبور شد از بین ۱۴ پیشنهاد شغلی از جمله Oracle ، McKinsey & Company و دانشگاه Carnegie Mellon بین موقعیت تدریس تمام وقت و کار در صنعت فناوری یکی را انتخاب کند. او گوگل را انتخاب کرد تا خود را با افراد باهوشی که رشد او را به چالش می کشند احاطه کند و در ۲۳ ژوئن ۱۹۹۹ به عنوان بیستمین کارمند آنها و اولین مهندس زن به این شرکت پیوست. او به عنوان یک رمزگذار که ناظر تیم های کوچک مهندسان بود فعالیت خود را شروع کرد، خیلی زود به علت توجه خود به جزئیات هنگام توسعه و طراحی مورد توجه مدیران این سازمان قرار گرفت و در جولای ۲۰۰۱ به سمت مدیر محصول ارتقا یافت.

در سال ۲۰۰۲، او پلتفرم راهنمایی ابتکاری را به نام Associate Product Manager (APM) راه اندازی کرد، که این برنامه یک دوره شبانه دو ساله بود که از طریق آن تعدادی از کارمندان ارشد را انتخاب کرد تا در وظایف رهبری با تکالیف فوق برنامه فشرده نظارت شوند.

مریسا مایر در مارس ۲۰۰۳ مدیریت خدمات وب مصرف کننده را برعهده گرفت و در نوامبر ۲۰۰۵ به عنوان معاون جستجوی محصولات و تجربه کاربری منصوب شد. وی در این سمت بر فعالیت ۲۰۰ مدیر محصول نظارت داشت. در اکتبر ۲۰۱۰، اریک اشمیت مدیر عامل شرکت از او خواست که به عنوان معاون موقعیت یابی، نقشه و خدمات موقعیت مکانی فعالیت کند و علاوه بر این به کمیته عملیاتی تصمیم گیرندگان برتر گوگل نیز منصوب شد.

مایر عضو تیم سه نفره موسس Google AdWords، یک بستر تبلیغاتی که از طریق آن مشاغل می توانند مشتریان بالقوه را جذب کنند، بود که ۹۶٪ درآمد شرکت در سه ماهه اول سال ۲۰۱۱ را به دست آورد. همچنین در آن سال، او در خرید نظرسنجیGoogle Zagat به قیمت ۱۲۵ میلیون دلار برای گوگل نقش مهمی داشت.

مریسا مایر مدیر فناوری اطلاعات و کارآفرین آمریکایی

یاهو و سایر مشاغل

مریسا مایر در ۱۶ جولای ۲۰۱۲ پس از انتصاب به عنوان رئیس و مدیرعامل یاهو، سرانجام گوگل را ترک کرد. او زمانی به یاهو پیوست که این سازمان با رقبا و مشکلات مدیریت خود دست و پنجه نرم می کرد.

مایر برنامه PB&J را برای جمع آوری نظر کارمندان شرکت در معرفی حوزه های مشکل ساز ارائه داد. او در اوایل سال ۲۰۱۳ پس از به دنیا آوردن فرزند خود، به عنوان مشهورترین مادر شاغل آمریکا شناخته شد، و با تغییر سیاست ممنوعیت کار از راه دور، که بسیار مورد انتقاد قرار گرفت، از خانه به دفتر خود بازگشت.

او مرخصی زایمان و پاداش نقدی کارمندان را افزایش داد، اما به دلیل معرفی سیستم بررسی عملکرد بر اساس رتبه بندی منحنی زنگی، به تبعیض جنسیتی علیه کارمندان مرد متهم شد.

با ادامه افت سهام شرکت یاهو، سهامداران به شدت از عملکرد مریسا مایر انتقاد می کردند. تعداد کارمندان ۵۰٪ کاهش یافت و در حالی که گوگل به طور مداوم ارتقا می یافت، مایر نتوانست روند کاهش کاربران را تغییر دهد. در نهایت یاهو در ژوئن ۲۰۱۷ توسط ورایزون خریداری شد. سپس مریسا مایر استعفای خود را، با ذکر برخی از دستاوردهایی که در طول ۵ سال فعالیت به عنوان مدیرعامل شرکت داشت، اعلام کرد.

بعد از استعفای خود مریسا مایر دفتر پالو آلتو، کالیفرنیا را اجاره کرد. جایی که ابتدا برای گوگل فعالیت می کرد و سپس با همکاری انریکه مونوز تورس همکار سابق خود، شرکت هوش مصنوعی و رسانه های مصرفی Lumi Labs را تاسیس کرد.

ماریسا مایر عضو هیئت مدیره شرکت هایی مانند Walmart و Jawbone می باشد و در شرکت های مختلف فناوری مانند Minted ،Airtime.com ،uBeam ،Square ، One Kings Lane ، Natera و Nootrobox سرمایه گذاری کرده است.

خانواده و زندگی شخصی

مریسا مایر، با زک بوگ، وکیل و سرمایه گذار اینترنتی در دسامبر ۲۰۰۹ ازدواج کرد. او یک پسر و دو دختر دوقلو به نام های ماریل و سیلوانا دارد. او در پنت هاوس لوکس ۵ میلیون دلاری در بالای هتل Four easons در سانفرانسیسکو اقامت دارد. او کلکسیون دار هنر، علاقه مند به کاپ کیک است و به طور فعال در ماراتن ها شرکت می کند. و ارزش خالص دارایی او حدود ۶۰۰ میلیون دلار تخمین زده شده است.

جان کوم بنیانگذار برنامه واتس‌اپ

جان کوم بنیانگذار برنامه واتس‌اپ و کارآفرین فناوری

جان کوم یکی از کارآفرینان تکنولوژی آمریکا و متولد اوکراین است. او با همکاری برایان اکتون، برنامه پیام رسانی تلفن همراه واتس‌اپ (WhatsApp) را تاسیس کرد. این اپلیکیشن بسیار محبوب تلفن همراه توسط شرکت فیس‌بوک در سال ۲۰۱۴ با هزینه ای بالغ بر ۱۹ میلیارد دلار خریداری شد.

جان کوم که امروز یک میلیاردر است، از ثروتمندترین کارآفرینان آمریکایی محسوب می شود. اما تا همین چند سال پیش به حدی فقیر بود که برای گذران زندگی مجبور بود از برنامه کمک غذایی آمریکا(استمپ فود) استفاده کند. وی در خانواده ای متواضع در اوکراین متولد شد و در نوجوانی به همراه مادر و مادربزرگش به ایالات متحده مهاجرت کرد. سال های ابتدایی زندگی جان در کشور جدید بسیار دشوار بود. این خانواده به شدت برای تامین هزینه های زندگی تلاش می کردند.

وضعیت آنها زمانی بدتر شد که مادر جان به سرطان مبتلا شد و در نهایت از دنیا رفت. جان کوم با روحیه شکست ناپذیری که داشت دبیرستان رفت و در حالی که هنوز در دانشگاه تحصیل می کرد، در یاهو به عنوان مهندس زیرساخت شغلی شروع به فعالیت کرد. وی با برایان اکتون، یکی دیگر از کارمندان یاهو آشنا شد که در سال های بعدی با یکدیگر همکاری طولانی مدتی را آغاز کردند.

پس از چندین سال فعالیت در یاهو، جان کوم و اکتون شغل خود در یاهو را رها کردند تا مسیرهای جدیدتری را در شبکه های اجتماعی کشف کنند. سرانجام علاقه آنها به شبکه های اجتماعی باعث شد تا واتس‌اپ را به عنوان یک برنامه پیام رسان تلفن همراه تاسیس کنند، برنامه ای که به محبوب ترین پلتفرم پیام رسانی در جهان تبدیل شد.

جان کوم بنیانگذار برنامه واتس‌اپ و کارآفرین فناوری

دوران کودکی و سال های ابتدایی زندگی

جان کوم در ۲۴ فوریه ۱۹۷۶ در کیو، اتحاد جماهیر شوروی اوکراین، از پدر و مادری یهودی به دنیا آمد و‌‌ تک فرزند بود. آنها در شهری کوچک زندگی ساده ای داشتند، شهری که خانواده کوم در آن اقامت داشتند به دلیل فضای بی نظم سیاسی و یهود ستیزی در کشور بهم ریخته بود.

خانواده او برای فرار از شرایط نامساعد در سرزمین مادری خود، تصمیم گرفتند به ایالات متحده مهاجرت کنند. جان به همراه مادر و مادربزرگش در سال ۱۹۹۲ به آمریکا نقل مکان کردند و پدرش قصد داشت بعداً به خانواده بپیوندد. با این حال، پدر جان در اوکراین بیمار شد و نتوانست در ایالات متحده به خانواده خود بپیوندد و در سال ۱۹۹۷ درگذشت.

جان در زمان مهاجرت تنها ۱۶ سال سن داشت. او برای سازگاری با شرایط زندگی در کشور جدید با چالش های قابل توجهی روبرو شد. مادر جان برای کسب درآمد به پرستاری از کودکان پرداخت و خود جان کوم نیز به عنوان نظافتچی در یک فروشگاه مواد غذایی شروع به کار کرد.

او در دوران دبیرستان به حرفه برنامه نویسی علاقه مند شد و متوجه شد که استعداد ذاتی آن را دارد. زمانی که تحصیلات خود را در ۱۸ سالگی به پایان رساند، یک مهندس ماهر شبکه کامپیوتر بود که تنها با تلاش خود و بدون هیچ مربی مبانی آن را آموخته بود.

جان کوم در دانشگاه ایالتی سن خوزه ثبت نام کرد. در حالی که هنوز دانشجو بود، با شرکت حسابداران جهانی ارنست و یانگ به عنوان یک آزمایشگر امنیت شغلی شروع به همکاری کرد تا با درآمد آن از عهده هزینه های تحصیل خود بر بیاید.

جان کوم بنیانگذار برنامه واتس‌اپ

حرفه اصلی جان کوم

جان در ادامه مسیر حرفه ای خود به موتور جستجوی جدید یعنی شرکت یاهو پیوست تا سطح امنیتی را در سیستم تبلیغاتی این شرکت بررسی کند. در حالی که بر روی این موضوع کار میکرد، با برایان اکتون، یکی از کارمندان قدیمی یاهو آشنا شد. این دو مرد شباهت های زیادی با هم داشتند و به سرعت با یکدیگر صمیمی شدند .زیرا هر دو رویکرد غیرمنطقی مشابهی در کار داشتند.

بعد از چند ماه کوم در حالی که هنوز در دانشگاه ایالتی سن خوزه تحصیل می کرد به عنوان مهندس زیرساخت به یاهو پیوست. چند روز پس از اینکه جان فعالیت خود را در یاهو آغاز کرد، سیستم این شرکت دچار خرابی شد و کوم که در همان زمان در کلاس درس حضور داشت، بلافاصله برای حل این مشکل فراخوانده شد. در این مقطع کوم متوجه شد که باید بین تحصیل در دانشگاه یا فعالیت در یاهو یکی را انتخاب کند و دومی را انتخاب کرد.

کوم و اکتون به مدت نه سال در یاهو با هم کار کردند. در این مدت آنها نه تنها دوستان خوبی بودند، بلکه به علاقه متقابل خود در دنیای رسانه اجتماعی که به سرعت در حال رشد بود، پی بردند. با این حال، یاهو فرصتی برای کاوش در رسانه های اجتماعی به آنها نداد، بنابراین این دو در سال ۲۰۰۷ شغل خود را ترک کردند تا مسیر های جدیدتری را کشف کنند.

جان کوم و اکتون هر دو یک سال مرخصی گرفتند و به آمریکای جنوبی سفر کردند. در بازگشت به ایالات متحده، هر دو به طور جداگانه درخواست همکاری در فیس بوک و توییتر را دادند و هر دو توسط این دو شرکت رد شدند. در سال ۲۰۰۹، جان کوم یک آیفون جدید خریداری کرد. در بازدید از یکی از اولین اپ‌استپر هایی که افتتاح شد، متوجه پتانسیل ارائه شده توسط بازار برای برنامه های سازگار با آیفون شد.

به این صورت ایده برنامه ای برای ارتباط راحت و ارزان قیمت در ذهن جان جرقه زد. او که از این ایده هیجان زده شده بود، موضوع را با اکتون در میان گذاشت و این دو نفر در تولد کوم، یعنی ۲۴ فوریه ۲۰۰۹، شرکت جدید خود را، به نام WhatsApp Inc، تاسیس کردند. یکی از اصول اساسی آنها این بود که شرکت آنها هرگز به هیچ وجه درآمد تبلیغاتی را نمی پذیرد.

این دو در اوایل سال ۲۰۱۰ پیام رسان واتس‌اپ (WhatsApp) را راه اندازی کردند. پیام رسان اولیه آنها دائماً خراب می شد و جان کوم و اکتون در تبلیغ این برنامه با چالش های زیادی روبرو می شدند. کوم پس از چند ماه تلاش ناامید شد. او در آستانه تسلیم شدن بود که اکتون او را متقاعد کرد تا به پیام رسان واتس‌اپ فرصت بیشتری برای موفقیت بدهد.

در آن زمان تعداد زیادی پیام رسان وجود نداشت و به تدریج واتس‌اپ در بین کاربران به محبوب دست یافت. افزایش محبوبیت این برنامه بنیانگذاران را متقاعد کرد تا سرمایه بیشتری ارائه دهند. رابط کاربری واتس‌اپ طی چندین ماه به طور پیوسته رشد کرد و بهبود یافت، و تا فوریه ۲۰۱۳، حدود ۲۰۰ میلیون کاربر فعال داشت.

محبوبیت فزاینده واتس‌اپ توجه غول رسانه های اجتماعی فیس‌بوک را به خود جلب کرد و در نهایت پیام رسان واتس‌اپ را با ۱۹ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۴ خرید. تا سال ۲۰۱۶ واتس‌اپ با داشتن یک میلیارد کاربر به محبوب ترین برنامه پیام رسانی تبدیل شد.

جان کوم بنیانگذار برنامه واتس‌اپ

کارهای عمده جان کوم

جان کوم به همراه برایان اکتون پیام رسان واتس‌اپ (توسعه یافته توسط WhatsApp Inc) را راه اندازی کرد که در ابتدای سال ۲۰۱۰ منتشر شد. این برنامه پیام‌رسان فوری برای تلفن های هوشمند، به محبوب ترین نرم افزار پیام‌رسانی در سال ۲۰۱۶ شد.

جوایز و دستاوردها

جان کوم و برایان اکتون در هشتمین دوره جوایز سالانه Crunchies در سال ۲۰۱۵ در گروه بنیانگذار سال موفق به کسب جایزه شدند.

ارزش خالص دارایی

دارایی خالص جان کوم ۹.۷ بیلیون برآورد شده است.

شریل سندبرگ کارآفرین و مدیر اجرایی فیسبوک

شریل سندبرگ کارآفرین و مدیر اجرایی فیسبوک

شریل سندبرگ مدیر اجرایی فناوری و نویسنده آمریکایی است که به عنوان مدیر عامل اصلی (COO) فیس بوک شناخته می شود. وی در حال حاضر به عنوان اولین عضو زن در هیئت مدیره فیس بوک فعالیت می کند. او همچنین بنیانگذار Leanin.org و مولف دو کتاب «تغییر مسیر: زنان، شغل، و پیشرفت» و «گزینه B: روبرو شدن با سختی، ارتقای حد تحمل و یافتن شادی» است. او پیش از پیوستن به فیس بوک، معاون فروش جهانی و عملیات آنلاین در گوگل بود و به راه اندازی بخش بشردوستانه Google.org کمک کرد.

شریل سندبرگ همچنین به عنوان رئیس ستاد خزانه داری لارنس سامرز، که استاد و مربی لو در هاروارد بود، خدمت کرد. سندبرگ به عنوان سخنران اصلی در رویدادهای مختلف دعوت شده است و تجربه سخنرانی TED با عنوان «چرا ما تعداد کمی رهبران زن داریم» برگزار کرده تست. در سال ۲۰۱۲، او در فهرست سالانه ۱۰۰ نفر از بانفوذترین افراد جهان در مجله Time معرفی شد و هم اکنون در رتبه چهارم در لیست قوی ترین زنان فوربز قرار دارد.

بیوگرافی شریل سندبرگ کارآفرین

کودکی و اوایل زندگی

شریل کارا سندبرگ در ۲۸ آگوست ۱۹۶۹ در واشنگتن D.C متولد شد. والدین او ژول سندبرگ، چشم پزشک و ادل سندبرگ، معلم زبان فرانسه هستند. والدین شریل شغل و تحصیلات خود در مقطع دکترا، برای بزرگ کردن فرزندانش ترک کردند. شریل و خواهر و برادرهای کوچکترش، دیوید و میشل، در ساحل شمالی میامی فلوریدا بزرگ شدند. جایی که خانواده، زمانی که شریل دو ساله بود به آنجا مهاجرت کردند.

شریل سندبرگ کارآفرین و مدیر اجرایی فیسبوک

او دوران راهنمایی خود را در مدرسه Highland Oaks در North Miami-Dade شرکت کرد و در دبیرستان نیز وارد مدرسه North Beach Miami Beach شد. شریل در سال ۱۹۸۷ فارغ التحصیل شد. در سال های دبیرستان، در انجمن ملی افتخارات، هیئت اجرایی بود. او همچنین ایروبیک آموزش می داد. در سال ۱۹۹۱، او با لیسانس اقتصاد از هاروارد فارغ التحصیل شد و به عنوان دانشجوی برتر فارغ التحصیل اقتصاد، John H. Williams را دریافت کرد. استاد شریل سندبرگ، لری سامرز پیشنهاد داد که در مورد مقاله پایان نامه او مشاوره دهد.

وی حدود یک سال معاون تحقیقات سامرز در بانک جهانی بود و در این مدت روی پروژه های بهداشتی در هند که درمورد جذام، ایدز و نابینایی بود کار می کرد. او در سال ۱۹۹۳ وارد دانشکده بازرگانی هاروارد شد و دو سال بعد، فوق لیسانس خود را با بالاترین نمره بدست آورد.

حرفه شریل سندبرگ

اولین کار سندبرگ به عنوان مشاور مدیریت شرکت مک کینزی بود که حدود یک سال در سال های ۱۹۹۵-۱۹۹۶ انجام داد. در پنج سال بعدی، به لری سامرز که در آن زمان وزیر خزانه داری ایالات متحده در زمان ریاست جمهوری بیل کلینتون بود، کمک کرد. شریل سندبرگ پس از به قدرت رسیدن جمهوری خواهان در نوامبر ۲۰۰۰، شغل خود را ترک کرد و با انتقال به سیلیکون ولی، به شرکت گوگل پیوست.

از نوامبر ۲۰۰۱ تا مارس ۲۰۰۸، به عنوان معاون فروش و عملیات جهانی آنلاین، بر فروش و تبلیغات و انتشار محصولات، محصولات مصرفی و جستجوی گوگل نظارت داشت. در اواخر سال ۲۰۰۷، شریل سندبرگ که مشتاق مسئولیت پذیری بیشتری بود، تمایل خود را برای دریافت سمت مدیر اجرایی شرکت واشنگتن پست، به دونالد گراهام مدیرعامل آن اعلام کرد.

در ماه دسامبر، در مهمانی کریسمس به میزبانی دن روزنزویگ، او با مارک زاکربرگ، بنیانگذار و مدیرعامل فیسبوک ملاقات کرد و یک گفتگوی طولانی پس از معرفی خود با یکدیگر داشتند. در ماه های بعد، وی چندین ملاقات خصوصی با زاکربرگ داشت تا در مورد چگونگی سودآوری فیس بوک صحبت کند. پس از آن، زاکربرگ به او پیشنهاد سمت مدیر اجرایی فیس بوک (COO) را داد.

شریل سندبرگ با علم به اینکه شبکه های اجتماعی چشم انداز بهتری نسبت به روزنامه ها دارند، پیشنهاد دونالد گراهام و همچنین اریک اشمیت مدیرعامل گوگل را برای سمت مدیریت ارشد مالی، رد کرد.

شریل سندبرگ کارآفرین و مدیر اجرایی فیسبوک

شریل سندبرگ، که تمایل داشت نقش چالش برانگیزتری را برعهده بگیرد، پیشنهاد شغلی گوگل را رد کرد زیرا اشمیت و دو بنیانگذار آن، لری پیج و سرگئی برین، تصمیمات اصلی را در این شرکت گرفته بودند. در فوریه ۲۰۰۸، وی سرانجام تصمیم گرفت پیشنهاد زاکربرگ را بپذیرد و با وجود تلاش های فراوان مدیر گوگل برای ماندن او، آنجا را ترک کرد.

بلافاصله پس از پیوستن به فیسبوک در مارچ ۲۰۰۸، او با صدها نفر از کارمندان خود صحبت کرد تا رابطه صمیمی با آنها برقرار کند که زاکربرگ نتوانسته بود به آن دست یابد. در طی دو سال، او با ارائه تبلیغات هوشمندانه، فیسبوک را به یک شرکت سودآور تبدیل کرد. در سال ۲۰۱۲، وی به عنوان اولین زن، عضو هیئت مدیره فیسبوک انتخاب شد.

وی پیش از این در سال ۲۰۰۹ به عنوان عضوی از هیئت مدیره شرکت Walt Disney و Starbucks معرفی شده بود و همچنین در مرکز توسعه جهانی و V-Day مشغول فعالیت بود.

کتاب ها و فعالیت های انسان دوستانه شریل سندبرگ

شریل سندبرگ در کتاب خود با عنوان «تغییر مسیر: زنان، شغل و میل به پیشرفت» که در سال ۲۰۱۳ با نل اسکول همکاری داشت،  به مواردی چون نبود زنان در سمت های رهبری دولت و مشاغل مهم پرداخت. با وجود موفقیت بی حد و حصر این کتاب انتقاد هایی را نیز به جهت بیش از حد نخبه گرایی و بی توجهی به مبارزات پیش روی زنان متوسط ​​در محیط کار در پی داشت.

در سال ۲۰۱۳، با سود حاصل از فروش کتاب خود، موسسه غیرانتفاعی “Lean In” (به نام LeanIn.Org) را تاسیس کرد تا به طور مداوم الهام‌بخش زنان باشد و حمایت مداومی برای زنان ارائه دهد تا به آنها در رسیدن به اهدافشان کمک کند.

در سال ۲۰۱۶، آن را به «بنیاد خانوادگی شریل سندبرگ و دیو گلدبرگ» به عنوان یک سازمان اصلی برای LeanIn.Og تغییر داد و سازمان جدید دیگری بعد از انتشار کتاب «گزینه B» شکل گرفت.

شریل سندبرگ کارآفرین و مدیر اجرایی فیسبوک

آثار مهم

شریل سندبرگ به این معروف است که فیس بوک را به یک شرکت سودآور تبدیل کرده است. زیرا فیسبوک در ابتدا تنها به عنوان یک سایت جالب طراحی شده بود و تقریباً قبل از این که او به عنوان مدیر اجرایی آن فعالیت کند، درآمد دیگری نداشت. وی پیش از این به عنوان رئیس ستاد خزانه داری لارنس سامرز ایالات متحده خدمت کرده بود و در راه اندازی بخش خیرخواهانه Google.org نقش داشت.

جوایز و دستاوردها

شریل سندبرگ در گذشته توسط فوربز بارها در لیست قدرتمندترین زنان معرفی شده بود و در حال حاضر در رده چهارم این فهرست قرار دارد. در طول یک دهه گذشته، وی در فهرست های مختلفی با عناوین مختلف در مجلاتی چون Fortune، وال استریت ژورنال، Time،Business Week ،  The Jerusalem Post و … قرار گرفته است. در ژوئن ۲۰۱۲، او اولین زنی بود که به عنوان یکی از اعضای هیئت مدیره فیسبوک فعالیت کرد. در سال ۲۰۱۳، کتاب “Lean In” او در فهرست فایننشال تایمز قرار گرفت و جایزه کتاب کسب و کار سال را اخذ کرد.

زندگی شخصی و میراث

شریل سندبرگ در سال ۱۹۹۳ با برایان کراف ازدواج کرد، اما این زن و شوهر یک سال بعد طلاق گرفتند. در سال ۲۰۰۴، او با دیو گلدبرگ ازدواج کرد که در آن زمان مدیر اجرایی یاهو بود و سپس مدیرعامل SurveyMonkey شد.

در اول ماه می سال ۲۰۱۵ گزارش شد که همسر شریل درگذشت. دلیل فوت او آسیب دیدگی ناحیه سر که به هنگام تعطیلات در مکزیک برای او رخ داده بود اعلام شد، اما بعداً مشخص شد که وی به علت ورم مفاصل فوت کرده است. شیل هم اکنون به همراه پسر و دخترش در منلو پارک کالیفرنیا زندگی می کند.

در سال ۲۰۱۵، شریل سندبرگ یکی از ۳۵ امضا کننده نامه‌ای بود که خطاب به آنگلا مرکل صدراعظم آلمان و رئیس اتحادیه آفریقا، نکوسازانا دلامینی-زوما، نوشته شده و خواستار برابری زنان در مرحله جهانی بود. او همچنین از کمپین جنجالی “Ban Bossy” در سال ۲۰۱۴ حمایت مالی کرد.

داستان موفقیت سارا بلیکلی کارآفرین و موسس شرکت اسپنکس

داستان موفقیت سارا بلیکلی کارآفرین و موسس شرکت اسپنکس

سارا بلیکلی یک کارآفرین آمریکایی و میلیاردری خودساخته است. او بنیانگذار کمپانی اسپنکس (Spanx) است. این کمپانی، یک شرکت تولید جوراب شلواری مستقر در آتلانتا، جورجیا است. سارا دستاورد های زیادی داشته و فوربس او را به عنوان یکی از قدرتمندترین زنان جهان در سال ۲۰۱۴ معرفی کرده است. سارا بلیکلی با روحیه کارآفرینی واقعی خود، اخیراً “نسل بعدی LEG-UP” را معرفی کرده است. برنامه ای که برای شناسایی کارآفرینان زن موفق و همفکر طراحی شده است.

بلیکلی از دانشگاه ایالتی فلوریدا فارغ التحصیل لیسانس ارتباطات است. وی قبل از این که ابتدا به عنوان فروشنده در شرکت تأمین دنکا شروع به کار کند، شغل های مختلفی را در مدت سه ماه در والت دیزنی انجام داد. در مدتی که در این شرکت فعالیت می کرد مجبور بود از جوراب شلواری استفاده کند، برای اینکه راحت باشد تصمیم گرفت شلوار خود را ببرد و با ایده ای که داشت نوع جدیدی جوراب شلواری تولید کند که باعث شد لاغرتر به نظر برسد و بتواند همزمان از کفش های جلو باز استفاده کند، در نهایت متوجه شد که پوشاکی که تولید کرده است باب میل زنان بسیار دیگری است.‌

در سال ۲۰۰۰، سارا بلیکلی از ۵۰۰۰ دلار پس انداز شخصی خود برای بازاریابی ابتکارش استفاده کرد. او در طول روز در دانکا کار می کرد و شب ها را به تحقیق در مورد انواع پارچه، ثبت اختراعات و طرح های برند تجاری اختصاص می داد. او در نهایت یک کارخانه جوراب شلواری پیدا کرد که مایل به تولید جوراب خاص سارا بود.

سارا بلیکلی درخواست حق ثبت اختراع خود را نوشت و نام محصول را مشتاقانه “Spanx” گذاشت. سارا آرمی نیز با تصویر یک زن جوان بلوند که از خودش الگو گرفته بود، انتخاب کرد. بلیکلی به جای سرمایه گذاری در زمینه تبلیغات محصولاتش، به سراسر ایالات متحده آمریکا سفر کرد و برای معرفی آنها فروشگاه هایی مانندNeiman Marcus را متقاعد کرد تا به فروش محصولات او بپردازند.

داستان موفقیت سارا بلیکلی

دوران کودکی

سارا بلیکلی در ۲۷ فوریه ۱۹۷۱ در کلیرواتر، شهر ساحلی فلوریدا متولد شد. پدر وی وکیل دادگستری بود. او در دبیرستان کلیرواتر تحصیل کرده و در رشته ارتباطات از دانشگاه ایالتی فلوریدا فارغ التحصیل شد. سارا عضوی از انجمن FSU بود. او از همان کودکی مهارت های کارآفرینی خود را به نمایش گذاشت. او یک خانه خالی از سکنه برای هالووین در محله خود ساخت و از همسایگان بابت آن پول گرفت.

داستان موفقیت سارا بلیکلی کارآفرین و موسس شرکت اسپنکس

شروع فعالیت حرفه ای

سارا بلیکلی قصد داشت رشته حقوق و حرفه پدرش را دنبال کند، اما در آزمون پذیرش دانشکده حقوق حدنصاب نمره قبولی را کسب نکرد و به مدت چند ماه به دنیای والت دیزنی در اورلاندو، فلوریدا پیوست. او در این دوره به عنوان یک استندآپ کمدین مستقل فعالیت کرد.

سارا به عنوان یک فروشنده به فروش دستگاه های فکس در دانکا، یک شرکت تامین کننده وسایل دفتر کار، فعالیت می کرد. ایده اولیه شرکت اسپنکس در حالی که هنوز در این شرکت به فروشندگی مشغول بود، در ذهن سارا جوانه زد. سفر سارا برای تبدیل شدن به یکی از موفق ترین و ثروتمندترین کارآفرینان زن، به خودی خود الهام بخش است. این یک استاندارد است که سایر کارآفرینان برای دستیابی به آن تلاش می کنند. او اکنون برای راه اندازی برنامه LEG UP تلاش می کند. سارا قصد دارد به کمک این برنامه، زنان شاغل را به نمایش بگذارد و تشویق کند.

این موفقیت سارا ‌۱۵ سال طول کشید. او همچنان انقلابی را در نحوه لباس پوشیدن زنان به وجود آورد. سارا بلیکلی کمپانی پوشاکی را تاسیس کرد که شامل محصولاتی مانند، جوراب شلواری و لباس مناسب یوگا بود. تجربه شخصی سارا در محل کار به او انگیزه داد و وی را ترغیب کرد که شرکت اسپنکس (Spanx) را راه اندازی کند.

سارا در سن ۲۷ سالگی، به آتلانتا جورجیا نقل مکان کرد و پس اندازی که از فروش دستگاه فکس به دست آورده بود را برای اجرای ایده جوراب شلواری سرمایه گذاری کرد. سارا بلیکلی حق ثبت اختراع خود را نوشت، زیرا نتوانست هیچ وکیل زنی را پیدا کند که همان کار را انجام دهد. کارخانجات تولید جوراب در کارولینای شمالی از ایده او استقبال نکردند.

اما مقاومت و سرسختی او، مسیر موفقیت را هموار کرد و خیلی زود اولین نمونه محصول خود را به پایان رساند. سارا با نوآوری و ماهیت مبتکرانه ایده خود، استانداردهای جدیدی را در بازار جوراب شلواری تنظیم کرد. او برای بسته بندی محصولات خود رنگ قرمز و جسورانه ای انتخاب کرد و از تصاویر متنوع زنان استفاده کرد.

سارا بلیکلی با نماینده گروه Neiman Marcus دیدار جنجالی و برنامه ریزی شده ای داشت که به عنوان نقطه عطف در حرفه او محسوب می شود. سارا نماینده گروه را بابت مزایای محصول طراحی شده خود قانع کرد. محصولات او در هفت فروشگاه Neiman Marcus برای فروش جایی پیدا کردند.

داستان موفقیت سارا بلیکلی کارآفرین و موسس شرکت اسپنکس

این تازه شروع ماجرا بود و برند های معتبر دیگری همچونBloomingdales ، Saksو Bergdorf Goodman با او همراه شدند. سارا به اپرا وینفری سبدی از محصولات خود را هدیه داد، با یادداشتی که ایده خود را توضیح می داد. این اقدام، موجب موفقیت بیشتر برند اسپنکس شد، زیرا وینفری Spanx را به عنوان کالای مورد علاقه خود معرفی کرد.

سارا صاحب ۱۰۰٪ برند اسپنکس است. دفتر مرکزی شرکت اسپنکس (Spanx) در آتلانتا، قرار دارد. Spanx در تقریباً ۵۰ کشور جهان نمایندگی دارد و مغازه های خرده فروشی نیز در ایالات متحده افتتاح کرده است. این برند شعار خود را با هدف درک زنان از ارزش واقعی خود حفظ کرده است.

سارا بلیکلی آرزویی مبنی بر طراحی راحت ترین کفش پاشنه بلند دارد. او در برنامه های مختلف تلویزیونی نیز حضور داشته است. او در The Rebel Billionaire، یک مجموعه تلویزیونی ریلیتی شو شرکت کرد و به جایگاه دوم دست یافت. سارا یکی از داوران ریلیتی شو تلویزیونی مخترعان آمریکایی بود.

فعالیت های بشردوستانه سارا بلیکلی

او بنیاد سارا بلیکلی را تأسیس کرد که به زنان آموزش تحصیلی و  کارآفرینی می دهد. این بنیاد بورس های تحصیلی را به زنان جوان در پردیس اجتماعات و انجمن توسعه فردی در آفریقای جنوبی اهدا می کند. سارا در برنامه اپرا وینفری ظاهر شد و درآمد خود را به آکادمی به رهبری اپرا وینفری برای دختران اهدا کرد. سارا اولین میلیاردر زنی بود که به “Giving Pledge” پیوست، جایی که یک شخص حداقل نیمی از ثروت خود را به امور خیریه اهدا می کند.

زندگی شخصی

سارا بلیکلی با خواننده رپ سابق آمریکایی Jesse Itzlerat ازدواج کرد. این عروسی در هتل و باشگاه گاسپاریلا در بوکا گراند، فلوریدا، ایالات متحده برگزار شد.

سارا در سال ۲۰۱۴ توسط فوربز در رتبه ۹۳مین زن قدرتمند جهان قرار گرفت. او اولین میلیاردر زنی بود که عضوی از Giving Pledge بود. تحت این تعهد، ثروتمندان حداقل نیمی از ثروت خود را برای فعالیت های بشردوستانه اهدا می کنند. مجله فوربز به دلیل دستاوردهای چشمگیر سارا بلیکلی، او را به عنوان جوانترین میلیاردر زن خود ساخته جهان معرفی کرد. او در مجله تایمز تحت عنوان ۱۰۰ نفر از بانفوذترین افراد جهان، معرفی شد.

داستان موفقیت سارا بلیکلی کارآفرین و موسس شرکت اسپنکس

۴ توصیه سارا بلیکلی برای موفقیت

۱) سارا یکی از طرفداران بزرگ بصری کردن هدف بزرگ خود از راه های خاص و مشخص است. او ۱۵ سال قبل از این اتفاق، خودش را به وضوح در برنامه تلویزیونی اپرا تصور می کرد. او می دانست که این اتفاق خواهد افتاد.

۲) پدر سارا به فرزندانش یاد داده بود که شکست نقطه عطفی در مسیر موفقیت فرد است. تمرکز بر شکست بزرگ به سارا این امکان را می دهد تا درک کند که شکست نتیجه نیست؛ بلکه به معنی عدم تلاش است. باید به اندازه کافی از منطقه راحتی خود دور شوید و سعی کنید بیشتر از آنچه روز گذشته بودید باشید. شکست بزرگ چیز خوبی است.

۳) خیلی زود ایده شکننده و تازه خود را با جهان به اشتراک نگذارید. سارا توضیح می دهد که ایده ها آسیب پذیر و شکننده هستند. صبر کنید تا کاملاً در مسیر اهداف خود پیش بروید قبل از اینکه آن را با مردم به اشتراک بگذارید. خوب، آنها شما را ناامید می کنند و تمام دلایلی را که باعث می شود ایده شما با شکست مواجه شود را ارائه می دهند. اما شما باید آمادگی مقابله با دلایل آنها را داشته باشید.

۴) باور کنید که شما توانایی اجرای ایده خود را دارید. سارا  بلیکلی مطلقاً چیزی در مورد لباس زیر زنانه، ثبت اختراع یک محصول جدید، تولید، بازاریابی، توسعه محصول، توسعه وب سایت، کسب و کار آنلاین و موارد دیگر نمی دانست. اما این مانع او نشد. او تحقیقاتی را در مورد آنچه نمی دانست انجام می داد، و برای آنچه که نمی توانست انجام دهد افرادی را استخدام کرد و با تعهد و انرژی به راه خود ادامه داد. اجرای ایده خود را فقط به این دلیل که فکر می کنید توانایی اجرای آن را ندارید متوقف نکنید.

 

مادام واکر اولین کارآفرین میلیونر زن آمریکا

مادام واکر اولین کارآفرین میلیونر زن آفریقایی تبار آمریکا

مادام واکر اولین زن میلیونر آمریکایی آفریقایی بود که با تولید محصولات تخصصی مراقبت مو کسب و کار موفقی راه اندازی کرد. او از اولین زنان آمریکایی بود که به یکی از ثروتمندترین کارآفرینان جهان تبدیل شد.

مادام سی.جی واکر چه کسی بود؟

مادام واکر که سال ها از بیماری پوست سر که منجر به ریزش موی او شده بود، رنج می برد، محصولات مراقبت مو آفریقایی آمریکایی را اختراع کرد. او به سراسر کشور سفر می کرد و با سخنرانی های خود، محصولات خود را تبلیغ می کرد. در نهایت آزمایشگاه های مادام سی.جی واکر را برای تولید لوازم آرایشی و آموزش زیبایی تاسیس کرد. کسب و کار او باعث شد که او یکی از اولین زنان آمریکایی باشد که به یک میلیونر خودساخته تبدیل می شود. او همچنین به خاطر تلاش های بشردوستانه خود، از جمله کمک مالی به انجمن YMCA ایندیاناپولیس در سال ۱۹۱۳، مشهور بود.

اوایل زندگی

مادام واکر با نام اصلی سارا بریدلاو در ۲۳ دسامبر ۱۸۶۷ در مزارع پنبه ای در نزدیکی دلتا، لوئیزیانا به دنیا آمد. والدین او، اوون و مینروا، که برده بودند اخیرا آزاد شده بودند. سارا، که فرزند پنجم آنها بود، اولین کسی بود که در خانواده اش، به عنوان شخصی آزاد به دنیا آمد. مینروا در سال ۱۸۷۴ و سال بعد اوون نیز درگذشت. بنابراین مادام واکر در سن هفت سالگی یتیم شد.

پس از درگذشت پدر و مادرش، سارا برای زندگی به خانه خواهرش لووینا و همسرش رفت. این سه نفر در سال ۱۸۷۷ به ویکسبورگ، می سی سی پی نقل مکان کردند، جایی که سارا پنبه می چید و به احتمال زیاد به کارهای خانه می پرداخت، اگرچه هیچ شواهدی در مورد اثبات اشتغال وی در آن زمان وجود ندارد.

مادام واکر محیط کار پر تنشی داشت و همچنین بدرفتاری های مکرر همسر خواهرش را تحمل می کرد. در نتیجه برای فرار از این شرایط با مردی به نام مک ویلیام ازدواج کرد. در ۶ ژوئن ۱۸۸۵، سارا دختری به نام “A’Lelia” به دنیا آورد. همسر مادام واکر دو سال بعد درگذشت. بنابراین سارا و A’Lelia به سنت لوئیس نقل مکان کردند. برادران سارا در این شهر به عنوان آرایشگر فعالیت می کردند.

مادام واکر اولین کارآفرین میلیونر زن آمریکا

سارا نیز به عنوان رختشوی کار خود را شروع کرد و روزانه ۱.۵۰ دلار درآمد داشت. درآمدی که برای فرستادن دخترش به مدارس عمومی شهر کافی بود. او همچنین هر وقت که ممکن بود در مدرسه عمومی شبانه شرکت می کرد. زمانی که در سنت لوئیس بود، مادام واکر با همسرش چارلز جی واکر که در زمینه تبلیغات فعالیت می کرد، آشنا شد. او بعداً به ارتقاء کسب و کار مادام واکر در زمینه محصولات مراقبت از مو کمک کرد.

مراقبت از مو

در دهه ۱۸۹۰، مادام واکر دچار اختلالی در پوست سرش شد که بیشتر موهای خود را طی این بیماری از دست داد. در  نتیجه او در تلاش برای بهبود وضعیت خود شروع به آزمایش روش های خانگی تولید محصولات مراقبت از مو و همچنین خرید این محصولات کرد. در سال ۱۹۰۵، توسط Annie Turnbo Malone، یک کارآفرین موفق، در زمینه محصولات مراقبت از مو، به عنوان نماینده شرکت استخدام شد و به دنور، کلرادو نقل مکان کرد.

شرکت خانم مادام واکر

در حالی که همسرش، چارلز، به او کمک می کرد تا تبلیغات درمانی را در مورد مراقبت از مو برای آمریکایی های آفریقایی تبار انجام دهد، او در حال بهبودی بود. همچنین چارلز او را تشویق کرد تا از نام “مادام واکر” استفاده کند. در نتیجه پس از آن به این نام شناخته شد. در سال ۱۹۰۷ واکر و همسرش برای تبلیغ محصولات خود به جنوب و جنوب شرقی سفر کردند و به سخنرانی در مورد «روش واکر» شامل فرمول پماد مخصوص، شانه مو و استفاده از شانه های گرم پرداختند.

واکر به یکی از مشهورترین آمریکایی های آفریقایی تبار تبدیل شد و مورد استقبال مطبوعات سیاه پوستان قرار گرفت. موفقیت کسب و کار او باعث شد بتواند در خانه هایی زندگی کند که نسبت به محلی که در آن بزرگ شده بود بسیار متفاوت بود.

مادام واکر اولین کارآفرین میلیونر زن آمریکا

نمایندگان واکر

واکر و همسرش در سال ۱۹۰۸، با افزایش سودی که از فروش محصولات خود به دست آوردند، یک کارخانه و یک موسسه زیبایی در پیتزبورگ افتتاح کردند. تا سال ۱۹۱۰، زمانی که مادام واکر کسب و کار خود را به ایندیاناپولیس منتقل کرد، شرکت تولیدی مادام سی جی واکر به شدت، با سودهایی که معادل چند میلیون دلار پول امروزی بود موفقیت کسب کرده بود. در ایندیاناپولیس، این شرکت نه تنها محصولات آرایشی و بهداشتی تولید می کرد، بلکه نحوه فروش محصولات را نیز آموزش می داد.

نمایندگی های واکر در کلیه جوامع سیاه‌پوست ایالات متحده مشهور شدند. آنها به نوبه خود، فلسفه اکیزگی و زیبایی واکر را به عنوان ابزاری برای پیشبرد وضعیت آمریکایی های آفریقایی تبار ترویج دادند. واکر برای نمایندگان خود انجمن ها و همایش هایی برگزار می کرد که نه تنها فروش موفق، بلکه موفقیت های بشردوستانه و تحصیلی را در بین آمریکایی های آفریقایی تبار رواج داد.

سال های هارلم

در سال ۱۹۱۳، واکر و چارلز از یکدیگر طلاق گرفتند. بعد از این جدایی او به تنهایی در سراسر آمریکای لاتین و کارائیب سفر کرد؛ کسب و کار خود را ارتقا داد و افراد دیگری را برای آموزش روش های مراقبت از مو استخدام کرد. A’Lelia در حالی که مادرش سفر می کرد، به خرید و فروش ملک در هارلم، نیویورک کمک می کرد و مناطقی که برای فعالیت های تجاری آینده مناسب بودند را تشخیص می داد.

در سال ۱۹۱۶، پس از بازگشت از سفرهای خود، مادام واکر به خانه شهری جدید خود در هارلم نقل مکان کرد. وی از آنجا به کار خود ادامه می داد. ضمن اینکه کارهای روزانه کارخانه خود در ایندیاناپولیس را به نماینده خود واگذار کرده بود. واکر به سرعت خودش را با فرهنگ اجتماعی و سیاسی رنسانس هارلم وفق داد. او بنیادهای خیرخواهی را تاسیس کرد که شامل بورس های تحصیلی، کمک های مالی به خانه سالمندان، NAACP و کنفرانس ملی لینچینگ، از جمله سازمان های متمرکز بر بهبود زندگی آمریکایی های آفریقایی تبار بود.

وی همچنین به عنوان یک آمریکایی آفریقایی بیشترین میزان پول را برای ساخت YMCA ایندیاناپولیس در سال ۱۹۱۳ اهدا کرد. شهرت واکر به عنوان یک کارآفرین با میزان شهرت او به جهت انجام فعالیت های نیکوکاری به یک اندازه بود. او باشگاه هایی را برای کارمندان خود تاسیس کرد و آنها را ترغیب کرد که به جوامع خود بازگردند و به آنها برای انجام این کار پاداش داد. در زمانی که مشاغل برای زنان سیاه پوست نسبتاً محدود بود، او استعدادهای زنان را رواج داد، حتی اساسنامه شرکت خود را مبنی بر این که فقط یک زن می تواند در سمت ریاست فعالیت کند، تغییر داد.

خانه مادام واکر

در سال ۱۹۱۸ در ایروینگتون، هادسون در حدود ۲۰ مایلی شمال شهر نیویورک در دره هادسون، یک عمارت ایتالیایی ساخت که Lewaro نام داشت. این طرح توسط Vertner Tandy، معمار برجسته آمریکای آفریقایی طراحی شد. این ویلا مکان تجمع بسیاری از مشاهیر دوره رنسانس هارلم بود و در سال ۱۹۷۶ به عنوان یک نشان تاریخی ملی معرفی شد.

مادام واکر اولین کارآفرین میلیونر زن آمریکا

مرگ مادام واکر

واکر در ۲۵ می ۱۹۱۹ در سن ۵۱ سالگی در ویلا لوارو در اثر فشار خون بالا درگذشت. در سال ۱۹۸۱، شرکت تولیدی واکر فعالیت خود را متوقف کرد. یک خط لوازم آرایشی و محصولات مراقبت از مو با نام مادام سی.جی واکر در شعب Sephora در دسترس است. واکر یک سوم املاک خود را به دختر خود واگذار کرد، که به عنوان یکی از افراد مهم در رنسانس هارلم شناخته می شود، و مابقی آن را به خیریه های مختلف اهدا کرد. مراسم تشییع پیکر واکر در ویلای او انجام شد و وی در گورستان وودلاون در برانکس نیویورک به خاک سپرده شد.

میراث مادام واکر

در سال ۱۹۲۷، ساختمان واکر، یک مرکز هنری که او قبل از مرگ خود کار روی آن را آغاز کرده بود، در ایندیاناپولیس افتتاح شد. این مرکز مهم فرهنگی آمریکایی آفریقایی به مدت ده ها سال فعالیت داشت و اکنون به عنوان یک مکان تاریخی ملی ثبت شده است. در سال ۱۹۹۸، سرویس پستی ایالات متحده تمبر واکر را به عنوان بخشی از سری «میراث سیاه پوستان» منتشر کرد.

برنامه های وی برای دفتر مرکزی ایندیاناپولیس، ساختمان واکر، پس از مرگ وی انجام شد و در سال ۱۹۲۷ به پایان رسید. امروز، مادام واکر به عنوان یک کارآفرین زن پیشگام سیاه پوست شناخته می شود که به جهت استقلال مالی، کسب و کار و نیکوکاری خود الهام بخش بسیاری از زنان است.