شان پارکر

بیوگرافی شان پارکر

داستان زندگی ثروت , موفقیت , بیوگرافی , میلیاردر شدن شان پارکر

شان پارکر (انگلیسی: Sean Parker؛ زادهٔ ۳ دسامبر ۱۹۷۹) مؤسس سایت اشتراک فایل نپستر و اولین مدیر سایت فیسبوک است

سن: ۳۶ سال

ثروت: ۲/۴ میلیارد دلار

سین پارکر کارآفرین آمریکایی که رئیس مؤسسان فیس بوک بود، شرکت هایی چون napster را تأسیس کرد. سین پارکر که یک تاجر در عرصه تکنولوژی است، از جمله جوانترین ثروتمندان حال حاضر دنیا محسوب می شود.

سین پارکر ممکن است به عنوان موسس یک سایت پیشگام به اشتراک گذاری موزیک تحت عنوان Napster شناخته شده باشد، اما او به عنوان رییس فیس بوک توانست به یک میلیاردر تبدیل شود. پارکر به عنوان نخستین رئیس فیس بوک برای دوره ای کمتر از یکسال ریاست این شرکت را بر عهده داشت و از سال ۲۰۰۴ کار خود را آغاز نمود.

سین پارکر در اوایل سال ۲۰۰۶ شرکت را ترک کرد، اما به گفته بلومبرگ تقریبا ۷۰ میلیون سهام فیس بوک را برای خود نگه داشت. او حدود ۳٫۵ میلیون سهم خود را پیش از اولین عرضه عمومی فیس بوک در سال ۲۰۱۲ به فروش رساند و همین امر باعث شد در رده میلیاردهای جهان قرار گیرد.

کشتی بادبانی کسب و کارتان را با انگیزه، در تلاطم امواج به مقصد مطلوب هدایت کنید.

بیوگرافی بهاءالدین حریری

بیوگرافی بهاءالدین حریری

سن: ۳۴ سال

ثروت: ۱/۸میلیارد دلار

فهد حریری کوچکترین پسر نخست وزیر پیشین لبنان، رفیق حریری، با ارثیه ای که پدرش برای او بر جا گذاشته، توانست در فهرست ثروتمندان جوان جهان قرار گیرد. فهد حریری که در حال حاضر در پاریس زندگی می کند پس از مرگ پدر در سال ۲۰۰۵ سهامدار شرکت عربستانی Oger ساخت و ساز، مخابرات و املاک و مستغلات پدر شد.

داستان زندگی ثروت , موفقیت , بیوگرافی , میلیاردر شدن رفیق بهاءالدین حریری (ابو بهاء)

رفیق بهاءالدین حریری (ابو بهاء) (زاده ۱ نوامبر ۱۹۴۴ – درگذشته ۱۴ فوریه ۲۰۰۵)، سیاست‌مدار، نخست‌وزیر و فعال اقتصادی لبنانی _ سعودی بود. وی طی دو دوره بین سال‌های ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۸ و ۲۰۰۰ تا استعفایش در ۲۰ اکتبر ۲۰۰۴ نخست‌وزیر لبنان بود. او رهبری پنج کابینه در دولت لبنان را طی دوران مسئولیتش برعهده داشت. حریری نقش کلیدی در بازسازی بیروت ایفا کرد.

حریری در ۱۴ فوریه ۲۰۰۵ توسط افراد ناشناس ترور شد. بر اثر این حادثه سازمان ملل تحقیقاتی پیرامون قتل وی را تحت عنوان دادگاه ویژه برای لبنان آغاز کرد و در دو گزارش نخست، به احتمال نقش دولت سوریه در این ترور اشاره نمود. ترور حریری تغییرات سیاسی بسیاری را در لبنان رقم زد و به رشته اتفاقاتی منتهی شد که وقوع انقلاب سدر و خروج نیروهای سوری از لبنان را در پی داشت.

زندگی و تحصیلات

حریری در تاریخ ۱ نوامبر سال ۱۹۴۴ در یک خانواده مسلمان سنی در شهر بندری سیدون لبنان متولد شد. او دو خواهر و برادر داشت. او در مدرسه ابتدایی و متوسطه در سیدون تحصیل کرد و در مدیریت امور تجاری از دانشگاه عرب بیروت فارغ‌التحصیل شد.

دوران سیاستمداری

حریری در سالهای ۱۹۸۰ یک فرد خود ساخته ثروتمندی بود که با کمک مالی و شرکت در گروه‌های مختلف لبنانی مشهور گردید. همزمان او در سال ۱۹۸۳ مشاور سیاسی شاهزاده بندر بن سلطان بود. او بعد از در سراشیبی قرار گرفتن ساف و در نبود یک رهبر قابل اعتماد مرد قدرتمند سنی در کشور شد که همزمان بود با سربرآوردن شبه نظامیان شیعه امل در لبنان. بعنوان نماینده سابق سعودی نقش مهمی را در عقد توافقنامه ۱۹۹۰ طائف داشت که به جنگ داخلی شانزده ساله لبنان خاتمه داد. در سال ۱۹۹۲ حریری اولین نخست‌وزیر بعد از جنگ در دولت پرزیدنت الیاس حراوی بود. او تا سال ۱۹۹۸ در این سمت بود که جای خود را به سلیم حوص داد. در حقیقت او در نتیجه جنگ قدرت بین حریری و پرزیدنت جدید امیل لحود از سمتش برکنار شد. درسال ۲۰۰۰ حریری مجدداً نامزد نخست‌وزیری بجای سلیم حص شد. در سپتامبر ۲۰۰۴ حریری طرفدار اجرای قرارداد ۱۵۵۹ شورای امنیت شد که خواهان عقب کشیدن کلیه نیروهای خارجی از لبنان است گردید. در اکتبر ۲۰۰۴ از سمت خود مستعفی و عمر کرامی جایگزین او شد.

سیاست‌های اقتصادی حریری از ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۸

حریری یک سیاست اقتصادی پیشرفته‌ای را بنیان گذاشت. در ابتدای کار نخست‌وزیری‌اش طرحی بنام افق ۲۰۰۰ که نام دولتش برای نوسازی لبنان بود را شروع کرد. یک مؤلفه مهم افق ۲۰۰۰ بنیانگذاری یک شرکت خصوصی بنام سولیدر بود که نوسازی لبنان بعد از جنگ را بعهده گرفت. سولیدر با شرکت دولت و بخش خصوصی تأسیس شد. این شرکت بازسازی بخش جنوبی بیروت را هدف قرار داد و آنرا بسرعت به یک مرکز جدید شهری تبدیل کرد. در طرح ده ساله‌ای خصوصی‌سازی صنایع لبنان در برنامه‌اش بود. قراردادهای بسیاری در زمینه انرژی، ارتباطات، برق، فرودگاه‌ها و راهسازی بسته شد. مهمترین موضوع در طرح افق ۲۰۰ که مشخصاً خود رفیق حریری پشت آن بود ترغیب سرمایه گذاران خارجی و دعوت شرکتها و بخش خصوصی برای شرکت در بازسازی لبنان بود.

کشتی بادبانی کسب و کارتان را با انگیزه، در تلاطم امواج به مقصد مطلوب هدایت کنید.

بیوگرافی یانگ هویی یان‌

بیوگرافی یانگ هویی یان‌

داستان زندگی ثروت , موفقیت , بیوگرافی , میلیاردر شدن یانگ هویی یان‌

سن: ۳۵ سال

ثروت: ۶/۹ میلیارد دلار

یانگ هویی یان تنها زن حاضر در بین ۱۰ ثروتمند جوان دنیا از چین است. یانگ هویی یان که پدرش رئیس یکی از بزرگترین سرمایه های چین در گوانگژو است، به لطف این سرمایه پدر در این لیست قرار گرفته است.

در سال ۲۰۰۷ پدر هیویان پیش از اینکه سهام این دارایی را به عموم واگذار کند، آن را به دخترش بخشید و هر سال سود شرکت او بیشتر میشود.

یانگ هویی یان‌، خانم میلیاردر چینی است که ثروت خود را از پدرش، یانگ گوئو کیانگ،‌ به ارث برده است. یانگ هویی یان با ثروت ۴/۳ میلیارد دلار از سوی مجله فوربز در سال ۲۰۱۰ به عنوان دویست و هفتاد و هفتمین میلیاردر دنیا معرفی شد.

یانگ هویی یان‌، خانم میلیاردر چینی است که ثروت خود را از پدرش، یانگ گوئو کیانگ،‌ به ارث برده است. یانگ هویی یان با ثروت ۴/۳ میلیارد دلار از سوی مجله فوربز در سال ۲۰۱۰ به عنوان دویست و هفتاد و هفتمین میلیاردر دنیا معرفی شد. خانم یانگ در حال حاضر سهامدار اصلی شرکت کانتری گاردن است. زمینه اصلی فعالیت این شرکت در حوزه املاک و مستغلات است.
یانگ هویی یان در سال ۱۹۸۱ در شاند در استان گوانگ دانگ چین به دنیا آمد. او دو خواهر دیگر نیز دارد. پدر او، یانگ گوئو کیانگ در سال ۱۹۹۷ شرکت بیگویی یوان را تاسیس کرد. این شرکت بعدها به کانتری گاردن تبدیل شد. یانگ هویی یان از همان دوران نوجوانی در جریان معاملات کسب و کار املاک و مستغلات پدر قرار داشت.
یانگ گوئو کیانگ در سال ۱۹۵۴ در گوانگ دانگ شاند بیجیائو متولد شد. او یک کارآفرین معروف چینی در زمینه املاک و مستغلات است. خانواده او در جوانی اش بسیار فقیر بودند و در یک مزرعه زندگی می‌کردند.
او ابتدا به عنوان کارگر ساختمانی و با حقوق ناچیز مشغول به کار شد. او زمانی که تنها ۲۰ سال داشت در یکی از شرکت‌های مهندسی عمران دولتی کار خود را از پایه شروع کرد.

داستان زندگی ثروت , موفقیت , بیوگرافی , میلیاردر شدن یانگ هویی یان‌
یانگ گوئو کیانگ تا اوایل دهه ۱۹۹۰ به مقام مدیریت کل ارتقا یافت. یانگ گوئو کیانگ علاوه بر امور کسب و کار در امور خیریه نیز فعالیت دارد. وی طی ۱۰ سال هزینه تحصیلی بیش از ۴۰۰۰ دانشجو را تامین کرده است.
یانگ گوئو کیانگ در سال ۲۰۰۷ در حدود ۷۰ درصد سهام خود را در شرکت کانتری گاردن قبل از عرضه عمومی ‌سهام آن در بازار سهام به دخترش یانگ هویی یان منتقل کرد. در سال ۲۰۰۷ مجله فوربز خانم یانگ را تنها با سن ۲۶ سال و ثروت ۱۶ میلیارد دلار ثروتمندترین زن آسیا معرفی کرد. یانگ هویی یان
به دانشگاه ایالت اوهایو رفت و در سال ۲۰۰۳ با مدرک بازاریابی و لجستیک از این دانشگاه فارغ‌التحصیل شد.
خانم یانگ‌هویی‌یان در ابتدا مسوول نظارت بر استراتژی‌های تدارکات و منابع شرکت خانوادگی بود. او در سال ۲۰۰۵ به عنوان مدیر دپارتمان تدارکات گروه کانتری گاردن انتخاب شد. با اینکه یانگ هویی یان سهامدار عمده این شرکت است، پدرش همچنان رییس شرکت باقی مانده است.
خانم یانگ هویی یان همچنین در سال ۲۰۰۶ به عنوان مدیر اجرایی شرکت انتخاب شد. خانم یانگ به‌رغم از دست دادن بخش زیادی از ثروتش به خاطر رکودهای اقتصادی همچنان جزو ثروتمندترین افراد در چین به شمار می‌رود.
کانتری گاردن یک شرکت توسعه دارایی‌ها و املاک در گوانگ دانگ چین است. تمرکز این شرکت بر ساخت املاک مسکونی برای مشتریان نهایی است.
خانم یانگ هویی یان در سال ۲۰۰۶ ازدواج کرد و ساکن فوشان در چین است. خانم یانگ هویی یان خانه‌هایی در بخش‌هایی از چین،‌ آسیا و استرالیا دارد.

 

کشتی بادبانی کسب و کارتان را با انگیزه، در تلاطم امواج به مقصد مطلوب هدایت کنید.

ادواردو لوئیز ساورین

بیوگرافی ادواردو لوئیز ساورین

ادواردو لوئیز ساورین (به انگلیسی: Eduardo Luiz Saverin؛ متولد ۱۹ مارس ۱۹۸۲) کارآفرین و سرمایه‌گذار فرشته برزیلی است. ساورین به همراه مارک زاکربرگ؛ یکی از دو بنیان‌گذار شبکه اجتماعی فیس‌بوک است.تا سال ۲۰۱۸؛ ساورین ۵۳ میلیون سهام در فیس‌بوک دارد.

در سال ۲۰۱۰؛ فیلم شبکه اجتماعی به کارگردانی دیوید فینچر ساخته شد که به ماجراهای چگونگی خلق فیسبوک می‌پردازد. در این فیلم بازیگر آمریکایی؛ اندرو گارفیلد نقش ادواردو ساورین را بازی کرده‌است.

سن: ۳۴ سال

ثروت: ۷/۶ میلیارد دلار

ادواردو ساورین جمله همراهان زاکربرگ در فیس بوک بود که صاحب ۳۰% سهام این شرکت شد، اما چندی بعد رابطه آنها با شکایت زاکربرگ از ساورین بهم خورد و ادواردو ساورین هم اکنون تنها صاحب ۲% از سهام فیس بوک است که البته چون سهام متعلق به شرکت فیس بوک است، حتی ۱% آنهم هم مبلغی قابل توجه به شمار می آید.

کشتی بادبانی کسب و کارتان را با انگیزه، در تلاطم امواج به مقصد مطلوب هدایت کنید.

بیوگرافی آدام اسکات متسون دانکن

داستان زندگی ثروت , موفقیت , بیوگرافی , میلیاردر شدن آدام اسکات متسون دانکن

آدام اسکات متسون دانکن (به انگلیسی: Adam Scott Mattheson Duncan) (زاده:۲ نوامبر ۱۸۸۸ – درگذشته:۳ اکتبر ۱۹۷۶) بازیکن فوتبال و مربی فوتبال اسکاتلندی بود.

سن: ۳۲ سال

ثروت: ۳/۱ میلیارد دلار

اسکات دانکان که پسر مرحوم دن دانکان است، پس از مرگ پدر کنترل امپراطوری یکی از خط لوله های نفت در آمریکا به ارزش ۱۲/۴ میلیارد دلار را به عهده گرفت. اسکات دانکان در کودکی با فقر بزرگ شد، اما امروز صاحب بیش از ۴۹ هزار مایل خط لوله در آمریکاست.

 

کشتی بادبانی کسب و کارتان را با انگیزه، در تلاطم امواج به مقصد مطلوب هدایت کنید.

 

آلبرت وون تارن اوند تاکسیز

بیوگرافی آلبرت وون تارن اوند تاکسیز

آلبرت وون تارن اوند تاکسیز (Tarn vessel Taksyz)

سن: ۳۲ سال

ثروت: ۴ میلیارد دلار

آلبرت وون تارن اوند تاکسیز جوان آلمانی زمانی که تنها ۸ سال داشت سر از فهرست ثروتمندان اروپا درآورد، اما به صورت رسمی در سال ۲۰۰۱ و همزمان با تولد ۱۸ سالگی اش صاحب ارثی هنگفت شد. ثروتی که آلبرت وون تارن اوند تاکسیز صاحبش شد، شامل املاک و مستغلات، شرکت “هنری فناوری” به علاوه ۳۰ هزار هکتار جنگل در آلمان است.

کشتی بادبانی کسب و کارتان را با انگیزه، در تلاطم امواج به مقصد مطلوب هدایت کنید.

بیوگرافی مارک زاکربرگ

بیوگرافی مارک زاکربرگ

داستان زندگی ثروت , موفقیت , بیوگرافی , میلیاردر شدن مارک زاکربرگ (Mark Zuckerberg)

مارک الیوت زاکربرگ (به انگلیسی: Mark Elliot Zuckerberg) (متولد ۱۴ مه ۱۹۸۴) برنامه‌نویس رایانه و مؤسس وب‌گاه شبکه اجتماعی آنلاین فیس‌بوک در آمریکا است. مجلهٔ تایم وی را به عنوان شخصیت سال ۲۰۱۰ انتخاب کرده‌است.

او به عنوان یک دانشجوی دانشگاه هاروارد با کمک دانشجویان علوم کامپیوتر به خصوص پشتوانهٔ «اندرو مک‌کالم»، «داستین موسکویتز» و «کریس هاگز» اقدام به تأسیس این وب‌گاه کرد. او اکنون به عنوان مدیر اجرایی در فیس‌بوک فعالیت می‌کند.

در سال ۲۰۰۸، مجله فوربس او را جوانترین میلیاردر، که ثروتش را شخصاً کسب کرده معرفی کرد و ثروت او را ۱٬۵ میلیارد دلار تخمین زده‌است. هم اکنون وب‌گاه فوربس، دارایی‌های وی را ۵۰٬۳ میلیارد دلار اعلام کرده‌است و از این لحاظ پنجمین شخص ثروتمند در جهان است.

در فوریه سال ۲۰۰۴ میلادی زاکربرگ همراه با چند دانشجوی هم اتاقی اش، ادواردو ساورین(Eduardo Saverin)، اندرو مک کالوم(Andrew McCollum)، داستین موسکاویتز(Dustin Moskovitz), شبکه اجتماعی فیسبوک را راه اندازی کردند. آن‌ها فیسبوک را از اتاق خوابگاه‌شان در دانشگاه هاروارد راه اندازی نمودند و سپس شروع به معرفی آن به دانشجویان سایر دانشکده‌ها نمودند. بعداً فیسبوک به سرعت گسترش یافت به‌طوری‌که در سال ۲۰۱۲ تعداد کاربران فیسبوک بالغ بر یک میلیارد نفر بود. در حال حاضر این رقم متجاوز از ۱٫۵ میلیارد نفر می‌باشد. زاکربرگ تا بحال در چندین مورد از طرف افراد شامل همان گروه اولیه در مورد سهم شان از فیسبوک مورد اتهام قرارگرفته‌است.

درسال ۲۰۱۰ او به عنوان شخص سال تایم از سوی مجله تایم انتخاب شد

سن: ۳۲سال

ثروت: ۵۵ میلیارد دلار

این روزها نام مارک زاکربرگ مترادف با پول و سرمایه شده است. شبکه اجتماعی (فیس بوک) که او بنیانگذارش بود، آنقدر قوی بود که نقش کلیدی در انقلاب های تونس، مصر، یمن و لیبی ایفا کرد. همین نقش پررنگ دلیلی کافی برای محبوبیت صدچندان و در نتیجه سرازیر شدن سرمایه به سمت فیس بوک بود.

زاکربرگ بدون هیچ تردیدی و با یک محاسبه سرانگشتی ثروتمندترین جوانی این روزهاست که رازهای موفقیت او ابتکار و تکنولوژی مدرن بوده است.

کشتی بادبانی کسب و کارتان را با انگیزه، در تلاطم امواج به مقصد مطلوب هدایت کنید.

بیوگرافی داستین موسکوویتز

بیوگرافی داستین موسکوویتز

داستان زندگی ثروت , موفقیت , بیوگرافی , میلیاردر شدن داستین موسکوویتز

داستین موسکوویتز (Dustin Moskovitz) (متولد ۲۲ مه ۱۹۸۴)، کارآفرین اینترنتی آمریکایی که یکی از بنیانگذاران وب سایت فیس‌بوک وی به‌همراه مارک زوکربرگ، ادواردو ساورین، اندرو مک‌کولم و کریس هیوز، فیس‌بوک را پایه‌ریزی کردند. موسکوویتز با زاکربرگ ۸ روز فاصله سنی دارد. وی که ابتدا مسوول ارشد بخش تکنولوژی و سپس معاون زاکربرگ در فیس بوک شد، در سال ۲۰۰۸ از این شبکه اجتماعی جدا شد تا شرکت نرم‌افزاری آسانا را تأسیس کند.

سن: ۳۲ سال

ثروت: ۱۰/۳ میلیارد دلار

هم اتاقی مارک زاکربرگ در دوران دانشگاه و سومین کارمند فیس بوک، جوانترین ثروتمند جهان. داستین موسکوویتز که تنها ۸ روز با زاکربرگ فاصله سنی دارد، به همراه او درس و دانشگاه در هاروارد را رها کرده و به کالیفرنیا رفت تا به همراه رفیق شفیق خود تمام وقتشان را صرف کار بر روی شبکه ای اجتماعی کنند.

کشتی بادبانی کسب و کارتان را با انگیزه، در تلاطم امواج به مقصد مطلوب هدایت کنید.

بیوگرافی سید محمد رضا گرامی

سید محمد رضا گرامی داشتن علاقه، سخت کوشی ( بیش از ۱۲ ساعت کار روزانه) و هدف درست را از عوامل موفقیت خود می دانست. او معتقد بود امید و تلاش می تواند درهای بسته را به روی بنده های خدا باز کند

شعار او در زندگی و سال های سخت کار همیشه این آیه قرآن بود:« نه بترسید، نه غصه بخورید. شما بهترین هستید اگر ایمان به خدا دارید. شکست آغاز موفقیت است چون انسان را متوجه خدا می کند و از او کمک می گیرد.» سید محمد گرامی در اوایل اقتدار و سلطنت پهلوی اول در شهرستان یزد، در حاشیه کویر مرکزی ایران به دنیا آمد. این دوره با آغاز نوسازی و اصلاحات در کل کشور از جمله یزد هم زمان بود؛ ساخت مدارس، درمانگاه و عمران و آبادانی شهر یزد مورد توجه حکومت بود و همین مسئله باعث شد که بسیاری از طبقات پایین جامعه شهری از جمله سید محمد تا حد زیادی به آموزش دسترسی داشته باشند و بخت تغییر وضعیت و موقعیت اجتماعی برایشان فراهم باشد.

داستان زندگی ثروت , موفقیت , بیوگرافی , میلیاردر شدن سید محمد رضا گرامی

سید محمد پسر بزرگ خانواده ، ده ساله بود که پدرش همسر دیگری گرفته و از مادر او جدا شد. رنج جدائی از پدر در حالی که کلاس چهارم بود همراه محرومیت و فقر در کنار برادر و مادر نقش برجسته ای در کیفیت زندگی آینده او داشت. فاطمه مادرش از خانواده با موقعیت پایین اقتصادی بود و در روزهای ابتدایی جدایی سید محمد موظف بود هر روز به مغازه پدرش برود تا از او، خرجی روزانه بگیرد. اما این شرایط طولانی نبود؛ او به همراه مادر و برادرش در محله امیر چخماق کوچه آبشخور یزد با کارهای مختلف امرار و معاش می کردند. مادر پارچه برش داده را از نورالله خیاط می گرفت و در منزل می دوخت و برای هر پیراهن دو قران اجرت می گرفت. شکستن بادام و جدا کرن مغز و استفاده از پوست آن برای سوخت نیز یکی از کارهای دیگر آن ها برای درآمدزایی بود. همچنین آن ها از مغازه حاج خلیفه خمیر و موا داخل شیرینی را می گرفتند و در منزل شب ها شیرینی قطاب را می پیچیند و از بابت هرکیلو یک قران می گرفتند.

البته با تمام این کارها آن ها زندگی را با سختی سپری می کردند و قدرت خرید چندانی برای خرید تمام کتاب های درسی کلاس پنجم و ششم محمد را نداشتند تا اینکه فرد خیری به نام رضائیان کتاب های درسی او را برایش خرید و این مسئله نیز نقش موثری در تشویق او برای خوب درس خواندن داشت. او ریاضیات بسیار خوبی داشت و برای حل مسائل ریاضی همیشه مور تشویق معلم هایش قرار می گرفت. سید محمد تا کلاس ششم به خوبی درس خواند و با مدل ۱۸ قبول شد.

او در زمان تعطیلات تابستان با روزی یک ریال دستمزد در مغازه پارچه فروشی حاج حسین سعیدی کار می کرد و هر شب بخشی از حقوقش رابه مادرش می داد. محمد با کمک یکی از معلمانش در مدرسه دینداری بدون پرداخت هزینه ثبت نام کرد البته فاصله زیادی بین خانه و مدرسه وجود داشت و او مجبور بود این فاصله را پیاده طی کند. او بعد از پایان کلاس هشتم به دلیل مشکلات مالی دیگر نتوانست درس خود را ادامه دهد و ترک تحصیل کرد تا کمک خرج مادرش باشد.

سید محمد گرامی در ۱۵ سالگی به تجارتخانه حاج علی اکبر ریسمانی ( از تجار نیکو کار یزد) رفت و به عنوان شاگرد با حقوق ماهانه ۸ تومان ریال ۱۳۲۱ مشغول به کار شد و کارهایی مانند نظافت حجره، رفتن به بانک و اداره پست و تلگراف را برعهده داشت. او صبح زود در حالی که هنوز کار شروع نشده بود به تجارتخانه می رفت و آن جا را آب و جارو می کرد. کاری که همیشه به خاطر آن همشاگردی هایش او را مسخره می کرند و به او می گفتند چرا وقتی حاجی ریسمانی اصلا متوجه کارهای او نمی شود زمین را آب و جارو می کند و او پاسخ می داد؛ خدا شاهد کار من هست. او هروز در ابتدای کار وقتی زمان داشت قرآن می خواند. سید محمد در این دوران براثر آلودگی به بیماری برونشیت مبتلا شد و برای درمان و استراحت مجبور شد مدتی را به روستاهای اطراف یزد برود. او در زمان بازگشت چون پولی نداشت مجبور شد با پای پیاده ۱۴ ساعت تا شهر راه بیاید تا به شهر برسد. او در طول مسیر شعری از حافظ را زمزمه می کرد، شعری که هرگز آن را فراموش نکرد و حتی آن را نیز شیشه میز خود گذاشت:

آن ها که خاک را به نظر کیمیا کنند    آیا شود که گوشه چشمی به ما کنند

او بعد از بازگشت به یزد باردیگر در تجارتخانه حاجی آقای ریسمانی مشغول کار شد و به مرور زمان حقوقش افزایش یافت و به ۱۵ تومان در ماه رسید. همچنین در این مدت کارهای بیشتری به او اگذار شد و دلالی و فروش کالاهای مختلف به مغازه داران بخشی از کارهایش در سال های ۱۳۲۴ تا ۱۳۲۵ بود.

کار در تهران و ازدواج

با پایان جنگ جهانی و بازگشت آرامش و رونق اقتصادی و کسب و کار تهران به قلب اقتصادی کشور تبدیل شد و سید محمد تصمیم گرفت برای پیشرفت به تهران بیاید و بتواند درآمد خود را افزایش دهد. او زمانی که به همراه یکی از دوستانش به تهران آمدند ۱۹ ساله بود البته به دلیل مشکلاتی که برایش پیش آمد و عدم رضایت مادر در تهران نماند و باردیگر به شهرش بازگشت ولی مدت کوتاهی بعد با رضایت مادر دوباره با یکی دیگر از دوستانش (همشاگردیش در تجارتخانه حاج ریسمانی) به تهران آمدند و اتاقی را با ماهی ۳۰ تومان اجاره کردند و کار ویزیتوری را شروع کرند. آن ها سرمایه چندانی نداشتند و در واقع کار مشترک، اعتماد به نفس و درستکاری سرمایه مشترکشان بود. آن ها کار بازاریابی برات (بدون نیاز به سرمایه) پارچه و برنج را شروع کردند. آن ها واسطه انتقال برات از تهران به یزد بودند و مشتریان برنج را برای تجارتخانه های تهران پیدا و به آن ها معرفی می کردند. آن ها برای این کارها به صورت درصدی حق دلالی می گرفتند. آن ها در کار خود موفق بودند و تلاش بسیاری می کردند و همین باعث شد تا خیلی زود هرکدام بتوانند مقداری پول پس انداز کنند.

سید محمد بعد از اینکه ۷۰۰، ۸۰۰ تومان پول پس انداز کرد به فکر تامین نیازهای خانواده اش افتاد و در اولین قدم تصمیم گرفت آرزوی مادرش برای زیارت کربلا را برآورده کند. او معتقد بود می تواند بعدها هم پول پس انداز کند اما شاید هیچگاه دیگر مادرش فرصت رفتن به این سفر را نداشته باشد. همچنین بعد از اینکه سید محمد توانست میزانی پول پس انداز کند مادر و برادرش نیز برای زندگی به تهران آورد و برادرش در تجارتخانه ای مشغول کار شد.

یکی از تحولات مهم دیگر در زندگی سید محمد در این دوره ازدواج او با معصومه کوچک زاده خواهر دوستش بود. اتفاقی که در سال ۱۳۲۷ افتاد، البته در ابتدا محمد به دلیل شرایط اقتصادی و مالی خود با ازدواج موافق نبود اما بعد چند حادثه و اتفاق مانند دیدن خواب سید الشهدا و بشارت رخداد خوب تصمیم به ازدواج گرفت. همسر او ۱۴ ساله و سید محمد در این زمان ۲۱ ساله بود. آن ها با تشریفات بسیار مختصر ازدواج کردند و مراسم عروسی بسیار ساده ای برپا کردند و درهمان خانه ۴۵ متری سید محمد در کنار مادر و بردار او زندگی مشترک خود را شروع کردند.

سید محمد بعد از ازدواج به دلیل افزایش هزینه های زندگی تلاش خود را بیشتر کرد و کارش را افزایش داد و توانست دو سال بعد زمینی به مساحت ۱۰۰ متر در میدان امام حسین خریداری کند و در حالی که ۲۰۰۰ تومان بیشتر پول نداشت خانه ای در این زمین ساخت و برای آن ۹۰۰۰ هزار تومان هزینه کرد، موضوعی که نشان دهنده اعتماد به نفس، بلند پروازی ها و امیدش به آینده بود.

او بعد از سروسامان گرفتن زندگی شخصی اش به دلیل مشکلات بازار برات و برنج تصمیم گرفت تغییراتی در شغل خود ایجاد کند و به همین منظور ویزیتوری صابون را شروع کند. البته بازار صابون هم رونق چندانی نداشت و کسادی بازار در بین سال های ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۳ باعث شد که بر حسب اتفاق و به دنبال کارهای جدید سری هم به تجارتخانه گرجی صاحب چای جهان برای ویزیتوری بزند. او بعد از جلب موافقت گرجی از همان ساعت با کمک کوچک زاده از میدان ۱۵ خرداد تا میدان امام حسین و صبح بعد تا چهار راه حسن آباد و حافظ در جستجوی مشتری به سراغ تک تک مغازه ها رفتند. کاری که باعث شد سید محمد بتواند به تنهایی ۱۴ صندوق چای بفروشد و برای هر صندوق ۵ تومان دریافت کند؛ یعنی او در مجموع در دو روز ۹۰ تومان درآمد کسب کرد. روش کار آن ها به این صورت بود که یک سوی خیابان را سید محمد گرامی و سوی دیگر را دوستش کوچک زاده ویزیتوری می کرد. کار آن ها خیلی زود تا جایی گسترش پیدا کرد که برای آن ها دوچرخه ای خریداری شد که به نوبت بتوانند کار کنند. گرامی و کوچک زاده خیلی زود توانستند اعتماد گرجی صاحب تجارتخانه را جلب کنند. آن ها تصمیم گرفتند از حق کمیسیونی که دریافت می کنند هر کدام هفته ای ۱۰۰ تومان را برای هزینه ها در نظر بگیرند  و مابقی را برای سرمایه گذاری آینده پس انداز کنند تا درآینده خودشان بتوانند کاری مستقل را شروع کنند.

بعد از مدتی آن ها آن چنان در کار خود پیشرفت کردند که از گرجی درخواست نمایندگی فروش انحصاری چای را کردند اما با مخالفت او رو به رو شدند و به همین خاطر تصمیم گرفتند از گرجی جدا شوند و کار مستقل خود را شروع کنند. آن ها در این دوره با دریانی صاحب چای عقاب آشنا شدند و کار با او را شروع کردند، دریانی حاضر به بستن قرداد با آن ها شد. قراردادی که چند سال ادامه داشت ولی در نهایت آن ها به فکر شروع کاری مستقل افتادند.

از چای بره نشان تا شرکت گلستان

سید محمد در آستانه ۳۰ سالگی تصمیم گرفت با توجه به تجربه این سال های خود کاری مستقل را شروع کند، او در آن زمان تجربه ۱۱ سال ویزیتوری در تهران را داشت، تا حدی سرمایه جمع کرده بود، اعتماد به نفس بسیاری داشت و همچنین بسیاری از مشتریان نیز او را به خوبی می شناختند. از سوی دیگر او به دلیل شناختی که در این سال ها نسبت به کار و بازار چای کسب کرده بود تصمیم گرفت کاری در بازار چای با کمک کوچک زاده شروع کند. آن ها انبار سرای دلگشا را از گرجی خریداری کردند  چای با مارک بره نشان را در آن بسته بندی می کردند. آن ها نظارت کاملی هم به کار کارگران خود داشتند و حتی اجازه نمی دادند ۵ گرم از وزن چای بسته بندی شده کمتر باشد. سید محمد یک بار که مشکلی در این زمینه پیش آمده بود به کارگر خود گفت چای ما را پیرزنی می خرد که پولش را به سختی جمع آوری کرده است، نباید حق مردم را اگرچه کم باشد، دزدید. کار بسته بندی کم کم پیشرفت کرد و به غیر از تهران حوزه فروش تجاری را آن ها به یزد هم توسعه داند. آن ها بعد از توزیع آزاد چای در قدم بعدی برای گسترش کار خود تصمیم گرفتند شرکت گلستان را تاسیس کنند. شرکتی که با شراکت گرامی، کوچک زاده و سهام داری دو همسر آن ها با سرمایه ۵ میلیون ریال در سال ۱۳۴۰ تاسیس شد.

دفتر این شرکت در سه راه دلگشا بود و اولین همکاران آن ها از دوستان و اعضای خانواده بودند. محصول تجاری شرکت آن ها با نام تجاری بره نشان و شترنشان عرضه می شد و به تدریج فعالیت شان در اصفهان، مشهد، یزد، گرگان و…. توسعه پیدا کرد. با گسترش کار تعداد کارگران آن ها نیز افزایش پیدا کرد، در شروع کار آن ها ۱۰ کارگر داشتن و به تدریج تعداد پرسنل آن ها به ۶۰ نفر رسید.

سید محمد و کچک زاده پنج سال پس از تاسیس شرکت گلستان سعی کردند بخشی از پروسه تولید محصول تجاری را خود دردست بگیرند و به همین دلیل شرکت گلستان در سال ۱۳۴۴ در شهرستان لاهیجان اقدام به خرید کارخانه کردند. آن ها پس از مدتی در آن کارخانه با خرید برگ سبز به خشک کردن چای شکسته، باروتی و چای قلم پرداختند. کارخانه چای لاهیجان یکی از کارخانه هایی بود که در پرداخت به موقع بهای برگ سبز چای به کشاورزان و خرید برگ با کیفیت و تبدیل آن به چای خشک مناسب شهره بود ، موضوعی که روی حفظ استاندارد برند گلستان بسیار موثر بود. شرکت گلستان علاوه بر واردات، بسته بندی و توزیع چای در سطح کشور در سال ۱۳۴۶ به تولی کننده نیز تبدیل شد.

آن ها همچنین در اقدام بعدی علاوه بر چای؛ خشکبار و حبوبات را نیز به محصولات خود اضافه کردند. در دهه پنجاه کار آن ها تا جایی توسعه پیدا کرد که توانستند بخش بزرگی از بازار تجاری چای کشور را در دست داشته باشند. در سال ۱۳۵۰ اولین دستگاه اتوماتیک بسته بندی چای به انبار شرکت گلستان وارد شد و چای ۱۰۰ گرمی گلستان و ۵۰۰ گرمی با ماشین بسته بندی می شد. تا پیش از آن بسته بندی ها همگی دستی انجام می شد. همچنین در سال ۱۳۵۲ نیز آن ها اولین دستگاه تولید چای تی بگ دو گرمی را خریداری کردند. دستگاهی که در دقیقه ۱۰۰ چای تی بگ تولید می کرد. البته در آن زمان بعد از مدتی به دلیل عدم استقبال از تی بگ تولید این نوع چای متوقف شد.

علاوه بر این ها در سال ۱۳۴۵ با شراکت سید محمد گرامی، رضا کوچک زاده و عبدالحسین شرکا شرکت رویال تی در زمینه واردات چای فعالیت خود را در انبار شوش شروع کرد. این اقدام نقش محمد گرامی و کوچک زاده را به عنوان یکی از بزرگ ترین تجار چای تثبیت کرد. در این سال ها البته محمد گرامی به تحصیل و پیشرفت فرزندانش نیز اهمیت بسیاری می داد موضوعی که چند سال بعد ظرفیت های جدیدی را در شرکت گلستان ایجاد کرد.

دختر او اشرف گرامی با مهندس سیگاری فارغ التحصیل آمریکا ازدواج کرد و پسرش مهدی که تحصیل کرده مدیریت از آمریکا بود به کشور بازگشت و زمینه های بسیاری را برای فعالیت های بعدی پدر فراهم کرد. سید محمد گرامی در بین سال های ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷ در عرصه های تازه ای سرمایه گذاری کرد. او تا سال ۱۳۵۷ دو شرکت تجاری و شرکت زنجیره ای مرغداری به نام سیمرغ را با کمک خانواده علی آگاه و حاج علی اکبر برخوردار تاسیس کرد. همچنین به خرید سهام در چندین شرکت صنعتی وابسته به حاج محمد تقی برخوردار اقدام کرد. شرکت سیمرغ یکی از کارخانه های اتوماتیک و بزرگ منطقه بود که با شرکت کلمین آمریکا شریک شد و روزی چند تن تولید تخم مرغ و مرغ داشت. آن ها در شراکت سه اصل راستی، درستی و دینداری را مبنای فعالیت خود قرار دادند.

همچنین خانواده گرامی با خرید کارخانه آرد اسدی در اطراف تهران تاسیس کارخانه برنج کوبی، تاسیس دومین کارخانه چای خشک کنی با مشارکت کوچک زاده و… در مازندران، تولید نوشابه از چای برای اولین بار در ایران؛ به فعالیت صنعتی خود از اواسط دهه ۱۳۸۰ تداوم دادند.

شرکت ایران سرعت و پیروزی انقلاب

علاوه بر تولید چای، خشکبار، برنج، مرغ، تخم مرغ و… سید محمد گرامی شرکت ایران سرعت را با همراهی روح الامینی تشکیل داد. کار شرکت انتقال کالا از بندر به تهران و شهرستان ها براساس قرداد با دولت بود که ۸۵ درصد بار متعلق به دولت و ۱۵ درصد را به طور آزاد می توانستند جا به جا کنند. با اعتبار مالی بانک ملی حدود ۵۰۰ کامیون را خریداری کردند و شرکت کار جابه جایی کالا را در کشور، انجام می داد. به علت کمبود راننده آنان مجبور شدند از بنگلادش و …. راننده برای ماشین های خود وارد کنند، مهندس سیگاری داماد خانواده گرامی مدیرعامل این شرکت بود. شرکت سرعت ایران با بروز انقلاب، اعتصاب و اختلال در بندرها و سرانجام با پیروزی انقلاب و ناتوانی در پرداخت وام دچار مشکلاتی شد و به ناچار ماشین ها و دارایی شرکت به عنوان ضمانت به بانک برگردانده شد.

با پیروزی انقلاب اسلامی و دولتی شدن فعالیت ها و کنترل شدید چای از سوی سازمان چای، تصرف سیمرغ بزرگترین شرکت تولیدی آن ها در سال ۱۳۵۹ توسط سازمان های دولتی، فعالیت خانواده گرامی به شدت محدود شد. بخشی از دارائی صنعتی سید محمد توسط نهادهای انقلابی مصادره شد. سید محمد گرامی پیش از انقلاب در شرکت های متعددی مانند شرکت پوشش، سرامیک البرز، کارتن البرز، کشت و صنعت جیرفت، پارس الکتریک و… سهامدار بود که تمام این شرکت ها توسط دولت، ملی اعلام شد. شرکت هایی که طی سال های بعد از انقلاب بر اثر ناکارائی و زیاندهی چندین ساله اکثر آن ها تعطیل و سهامداران متضرر شدند.

سید محمد گرامی بعد از انقلاب به آمریکا و پیش سه تن از فرزندانش که در آمریکا تحصیل می کردند رفت و بعد از اقامتی کوتاه به دلیل مشکلات داخل هنگام بازگشت با مخالفت اعضا خانواده رو به رو شد اما با این وجود سید محمد گرامی تصمیم گرفت به کشور بازگردد. بازگشتی که همزمان بود با کنترل شرکت سیمرغ از سوی نهادها. او با ورود به ایران برای چند سال ممنوع الخروج شد. البته بخشی از این مشکلات بعد از چند سال حل شد و سید محمد گرامی با کمک فرزندانش شروعی دوباره در بازار داشتند و توانستند دوباره به روزهای اوج کار خود بازگردند و حتی فعالیت خود را توسعه دهند.

گسترش نظام توزیع و ایجاد شبکه سراسری پخش با واردات برنج از هندوستان، برنج داخلی، بسته بندی انواع حبوبات، چای و پسته، تولید صنعتی قارچ، توسعه حدود ده ها هکتار پسته، فعالیت ساختمان سازی، واردات ماشین ازمیتسوبشی و کوماتسوی ژاپن، هیوندای کره، در کنار چند واحد صنعتی در زمینه اقتصاد کشاورزی بخش عمده ی فعالیت تجاری و صنعتی خانواده گرامی در طی سال های پس از انقلاب است.

شرکت گلستان که در زمان شروع کار حدود ۵ تا ۱۰ نفر پرسنل داشت هم اکنون با تاسیس ۶۵ شعبه و ۷۶ مرکز فروش در استان های بزرگ و شهرستان با بیش از ۱۲۵۰ نفر پرسنل دارد و جزء ۵ شرکت برتر در میان شرکت های توزیع کننده کشور در زمینه توزیع کالاهای پر مصرف و از لحاظ نیروی فروش است.

 

داستان زندگی ثروت , موفقیت , بیوگرافی , میلیاردر شدن سید محمد رضا گرامی

 

کلید موفقیت و وجوه اجتماعی

سید محمد گرامی داشتن علاقه، سخت کوشی ( بیش از ۱۲ ساعت کار روزانه) و هدف درست را از عوامل موفقیت خود می دانست. او معتقد بود امید و تلاش می تواند درهای بسته را به روی بنده های خدا باز کند. او در کار همیشه به حفظ بازار اهمیت بسیار می داد زیرا معتقد بود هزینه کارگر و هزینه بنگاه از طریق فروش تامین می شد. او می گفت از نظر آمریکایی ها بازار جزو ناموسشان است و این موضوع را باید مدیر به زیر دستانش بفهماند وقتی شخصی خوب کار نمی کند باید شخص دیگری جای او گذاشته شود. دنیا جنگ بازار است ولی متاسفانه در ایران از این موضوع غافلیم.  او همیشه می گفت در ژاپن کارمند، شرکت را خانواده خود می داند. برای توسعه  موفقیت باید شرکت ها به صورت خودگردان اداره شوند ویزیتورها نیز در شرکت، سهام دار شوند تا عشق به کار داشته باشند تا همه برای پیشرفت شرکت کار کنند.

علاوه بر این نگاه مدیریتی  و توجه به نقش کارکنان و کارگران سید محمد گرامی دست خیر هم در زندگی بسیار داشت و کمک به مردم خصوصا پرورش کودکان مستعدد را کاری بسیار مهم در بهسازی اجتماع و گسترش سعادت جامعه می دانست. ساخت درمانگاه در یزد، مدرسه سازی در مقاطع مختلف تحصیلی برای دختران و پسران، ساخت واحدی برای معلولین، سالمندان و بیماران روانی در یزد و ساخت چند خانه برای معلولین بهزیستی شهر یزد از جمله فعالیت های خیریه او است. او همچنین تعدادی از معلولان را در شرکت هایش به کار می گرفت. سید محمد گرامی در سال ۱۳۸۸ پس از چندین دهه کارآفرینی و نقش آفرینی در اقتصاد ایران فوت شد. روحش شاد و یادش گرامی…

کشتی بادبانی کسب و کارتان را با انگیزه، در تلاطم امواج به مقصد مطلوب هدایت کنید.

بیوگرافی حاج احمد ابریشم چی

آقای حاج احمد ابریشم چی ، فرزند محمدرضا، متولد سال ۱۳۱۷ در شهر قم می باشند. در سن هفده سالگی پدر ایشان فوت کرده و مادر بزرگوارشان مسئولیت نگهداری از نُه فرزند را به عهده داشتند و آن ها را با تربیت دینی و شیوه ی صحیح زندگی آشنا نمودند. آقای ابریشم چی همیشه ذکر می کنند که تمامی موفقیت های خود را مدیون مادرشان هستند که کمتر از آنی از آن ها غافل نبود.
ایشان در سن هجده سالگی، در حالی که در ابتدا کارگر ساده ای بودند، ازدواج می کنند و صاحب پنج فرزند می شوند. در سال ۱۳۶۷ مادرشان نیز به رحمت خدا می روند. ایشان می گویند: ” مادرم یک استاد، یک مربی به تمام معنی و یک مادر تمام عیار بود که در همه حال به او افتخار می کنم و لحظه ای خود را از او جدا نمی دانم. امید دارم که او هم من و عزیزانم را همیشه دعا می کند. “
بعد از فوت مادر، همسر مهربان و بزرگوار و فرزندان شان از همراهان همیشگی شان بودند.
آقای دکتر حسین رثایی در مورد ایشان می نویسند :

او انسانی بزرگ، توانمند، خودساخته و بسیار مهربان و خیرخواه است و از نوجوانی دارای هوش سرشار، مدیریتی قوی و اراده ای محکم بوده است و خیلی سریع مراحل ترقی را در تجارت و سایر کارهایش طی کرده است.

دکتر رثایی دلیل این ویژگی ها و عنایات خداوندی را در ایشان به این ترتیب می دانند:

یک : رابطه ی زلال و خوب با خداوند، نماز اول وقت و نماز های فراوان که از نشانه های این ارتباط مقدس است.
دوم : دعای پدر و مادر، مخصوصاً مادرشان و خدماتی که ایشان به مادرشان کردند و بعد از فوت ایشان نیز تا به حال هر هفته به پابوس مادر رفته و می روند.
سوم : نظم بسیار زیاد در کارها که در این مورد بر خودشان و دیگران بسیار سختگیر اند.
چهارم : اراده ی محکم، صبر و استقامت، قاطعیت و پیگیری در امور، حتی امور جزئی.
پنجم : سخت کوشی در همه ی زندگی ، حتی در این سال ها که حدود هفتاد سال سن دارند.
ششم : هوش سرشار و هوشیاری در امور که به لطف خدا حتی در این سن همه ی امور داخلی و برون سازمانی مربوطه را کنترل و پیگیری می کنند.
هفتم : اصول و روش های مدیریتی ویژه ای که در کارها دارند. ( با اینکه رشته ی تخصصی من مدیریت است و در این زمینه چهل سال سابقه ی مدیریتی در امور مختلف و بعضاً کارهای مملکتی دارم، بعضی از نکات و روش های مدیریتی را از ایشان آموخته ام. )
هشتم : تواضع، محبت سرشار، مردم دوستی، مهرورزی و نیکوکاری آقای حاج احمد ابریشم چی که از مهمترین و برجسته ترین خصوصیات ایشان است.
احمد ابریشم چی از کسانی است که در واردات تلفن همراه و وسایل جانبی و دستگاه های مخابراتی یکی از چهره های شاخص در ایران به شمار می رود. همه نام او را در کنار ایراتل، نوکیا میشناسند.
آقای نوکیا فقط در زمینه واردات و تجارت فعالیت نمی کند، ابریشمچی در امور خیریه هم فعالیت هایی داشته است. از آن جمله می توان به پذیرایی از مهمانان در تمام طول سال در ویلاها و مهمانسراها در شمال و مشهد، اشاره کرد. همان چیزی که یکبار مورد نقد و حمله شدید روزنامه کیهان نسبت به او شد.
در هفته اول اسفندماه سال ۸۵، و در جریان فرار شهرام جزایری، حسین شریعتمداری در یادداشتی به بررسی احتمال دست داشتن برخی از افراد در فرار شهرام جزایری می‌پردازد که به دلایلی از سوی برخی از افراد حمایت می‌شدند. در این یادداشت نامی از این افراد برده نمی‌شود و تنها به اشارتی از محل‌ها و مکان‌ها اکتفا می‌شود. ماجرای جزایری و حامیان او مسکوت می‌ماند تا فروردین همین امسال.
در ۲۲ فروردین سال ۸۸ حسین شریعتمداری در شماره ۱۹۳۳۲ در ستون «یادداشت روز» سرمقاله‌ای به امضای خود تحت عنوان «آنجا چه خبر است؟» نگاشت که تامل برانگیز بود و به موارد مورد ابهام در پرونده جزایری اشاره داشت. نامبرده در بندهفتم این یادداشت نوشته: کاش برخی از مسئولان محترم دستگاه قضایی به جای آنکه گذران اوقات فراغت خود – که متاسفانه خیلی هم زیاد هست! – به نقاط خوش آب و هوای کشور رفته و در خانه‌های اشرافی کلان سرمایه‌داران جا خوش کنند، بخشی از وقت خود – بخوانید وقت متعلق به ملت- را نیز صرف رسیدگی به امور قضایی بر زمین مانده مردم و بررسی هویت برخی از مدیران این دستگاه می‌کردند ـ البته به عنوان وظیفه خویش نه منت به مردم.
مثلا چرا تعطیلات نوروزی را در باغ رویایی! و چند ده هکتاری آقای «الف» – در منطقه خوش آب و هوای شمال سپری کرده و در ویلاهای آنچنانی و اشرافی این کلان سرمایه‌دار لم داده‌اند؟ که خدای نخواسته مجبور باشند بهای این «لم دادن»‌ها را از کیسه ملت هزینه کنند؟!
با توجه به اینکه این مدیر در یکی از شهرهای شمالی کشور، املاک زیادی دارد، برخی از منابع معتقد بودند احتمالا منظور شریعتمداری از «الف.الف» همان مدیر شرکت ایراتل است.آیا این گمانه درست است؟ احمد ابریشمچی بنیانگذار یک صندوق قرض الحسنه نیز به حساب می آید.
البته همه اینها یک طرف، وجهه ابریشمچی در واردات تلفن همراه به کشور طرف دیگر. شاید تمام این موقعیت از همان وجهه ابریشمچی به عنوان تاجری موفق در واردات تلفن همراه برآمده باشد.

نوکیا در ایران

یک دهه بعد از ظهور تلفن همراه در جهان در سال ۱۳۶۷ وزارت پست و تلگراف سابق اقدام به طراحی تلفن سیار کرد و با یک تجدید نظر در این طرح در سال ۱۳۷۲ تجهیزات آن خریداری شد و در مرداد ماه ۱۳۷۳ فاز اول این طرح به ظرفیت صد هزار شماره ایجاد شد.
طی سال‌‏های ۱۳۷۳ تا اوایل ۱۳۷۴ تعداد متقاضیان تلفن همراه بیشتراز ۱۵۰۰ نفر نبود. اما از همان ابتدا، نام نوکیا با تلفن همراه در ایران پیوند خورده بود چراکه اولین گوشی‌ها در ایران نوکیا بود و همچنان، نوکیا بیشترین سهم را در گوشی‌های بازار ایران دارد.
نوکیا، یکی از بزرگ‌ترین تولید‌کنندگان تلفن همراه در جهان است که در سال ۱۸۶۵ میلادی در جنوب غربی فنلاند کار خود را با تولید کاغذ آغاز کرد و در سال‌های بعد با تولید لاستیک و کفش، قطعات صنعتی، کت‌های بارانی و کابل‌های مخابراتی ادامه داد.
تا در سال ۱۹۸۲ و با صنعتی شدن این شرکت و قرار گرفتن آن در خط تولید ارتباطات راه دور telecommunications موفق شد، اولین تلفن همراه خود را با وزنی حدود ۸/۹ کیلوگرم با قابلیت استفاده در اتومبیل طراحی و روانه بازار کند تا نام نوکیا را در این صنعت جهانی کند.
در حال حاضر نیز نوکیا با بیش از ۲۶ سال سابقه در تولید تلفن همراه عنوان پر فروش‌ترین برند را در جهان به خود اختصاص داده و طبق آخرین آمار به دست آمده در تاریخ ۲۰ مه ۲۰۰۸، این شرکت حدود ۵۰ درصد از سهم شاخص جهان، ۵۵ درصد از سهم شاخص آسیا و ۳۸ درصد از سهم شاخص ایران را در اختیار داشته و صدر‌نشین جدول پرفروش‌ترین برند تلفن همراه جهان در سال ۲۰۰۷ و چهار ماهه نخست سال ۲۰۰۸ شناخته شده است.

شایعه فروش ابزار خاص به ایران

اواخر بهار امسال که ناآرامی ها در کشور به اوج خود رسیده بود، خبری مبنی بر اعتراف نوکیا به فروش برخی از سیستم های مخابراتی به ایران منتشر شد. به نقل از برخی خبرگزاریها شرکت مخابراتی نوکیا-زیمنس (NSN) فروش تجهیزات شنود مکالمات تلفن همراه به ایران را تایید کرد، سخنگوی این شرکت گفت: «بخشIntelligent Solutions که تا ماه مارس سال جاری بخشی از شرکت نوکیا- زیمنس بود، نسخه محدود شده محصولی با نام Monitoring Centre را در نیمه دوم سال ۲۰۰۸ به ایران فروخته است.»
بن روم توضیح داد: «امکانات محصول مذکور به کاربران آن اجازه می‌دهد روی‌ایمیل، تماس‌های تلفنی، پیام‌های متنی، پیام‌های ارسال شده توسط ابزارهایی مانند یاهو مسنجر و شبکه‌های اجتماعی مانند فیس بوک «شنود قانونی» داشته باشند.» همین اظهارنظر کافی بود تا در کنار خبر افشای تولید‌کننده فناوری ایجاد پارازیت در امواج شبکه‌های ماهواره‌ای، نسبت به تولید‌کننده اینگونه فناوری‌ها که آنها را به صورت مخفیانه به ایران فزروخته بودند واکنش نشان داده شود. هنوز مردم ایران که اکثرشان مکالمات خود را با گوشی‌های نوکیا انجام می‌دادند در بهت بودند و این خبر را کاملا باور نکرده بودند.
بعد از اینکه سخنگوی شرکت فنلاندی – آلمانی «نوکیا زیمنس» فروش تجهیزات پیشرفته شنود تلفن را به ایران در سال ۲۰۰۸ تایید کرد، چارلز شامر سناتور دموکرات مجلس سنای آمریکا به همراه سناتور جمهوریخواه لیندسی گراهام در پی ارائه طرحی برای تصویب در سنا برآمدند که به موجب آن شرکت‌هایی که به دولت ایران ابزار پیشرفته شنود مکالمات تلفنی و کنترل فضای وب را فروخته‌اند در آمریکا مورد تحریم قرار بگیرند.
این دو مدعی شدند دلیل ارائه این طرح خود را متوقف کردن گردش آزاد جریان اطلاع رسانی از سوی دولت ایران در پی اعتراضات مردمی به نتایج اعلام شده پس از انتخابات ریاست‌جمهوری می‌دانند. روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال در آخرین هفته خردادماه با چاپ گزارشی نوشته بود که دولت ایران تجهیزات پیشرفته‌ای برای شنود مکالمات تلفنی و کنترل ارتباطات اینترنتی شهروندان خود از شرکت سازنده تجهیزات ارتباطی فنلاندی – آلمانی «نوکیا زیمنس» خریداری کرده است.
روزنامه گاردین نیز در تابستان امسال، مدعی شد که استقبال از مطرح ترین برند گوشی تلفن همراه در ایران یعنی نوکیا به طرز چشم گیری کاهش یافته است.

نوکیاهای ایرانی

چه کسانی نوکیا را به ایران آوردند. نوکیا تنها تولید کننده گوشی است که در ایران دفتر دارد. نه‌تنها گوشی، بلکه سایر تجهیزات مخابراتی نوکیا که بیشتر در زیرساخت‌ها مورد استفاده است در ایران مورد استفاده قرار می‌گیرند. یکی از نام‌هایی که با نوکیا در ایران پیوند خورده است، «ایراتل» است.
در روزهای اخیر، همزمان با جدی شدن بحث گوشی‌های ساخت نوکیا، گمانه‌زنی‌ها برسر اینکه ارتباط نوکیا با ایران از چه طریقی است نیز قوت گرفته است. از طرف دیگر، استفاده از شنودهای پیشرفته و امکانات امنیتی جدید در داخل شرکت ایراتل، دستاویزی برای کسانی شده است که واردکننده این دستگاه‌ها چه کسی است؟
از طرفی بعد از اینکه تعرفه‌های واردات گوشی‌های تلفن همراه تغییر کرد، طی سال‌های گذشته، ایراتل به جای واردات گوشی‌های تلفن همراه و خدمات تعمیرات آن، بیشتر به سمت نصب آنتن‌ها و تجهیزات مخابراتی رفته است. این شرکت از اولین شرکت‌هایی بود که اقدام به واردات گوشی تلفن همراه و خدمات پس از فروش در ایران کرد اما علاوه بر این، نام مدیر شرکت بعضا در مباحث سیاسی دیده می‌شود.
ابریشمچی در خیرات، ابریشمچی در قرض الحسنه، ابریشمچی در پذیرایی از میهمانان در املاک وسیع و… ابریشمچی همه جا هست، اما این همه جا بیشک ارتباط قویی با ابریشمچی و نوکیا دارد.
حدود سی سال است که آقای احمد ابریشم چی در خدمت مردم هستند و اکثر دغدغه های شان برای امور خیر می باشد که مدرسه سازی و کمک به تربیت علمی نوجوانان در بیدگل کاشان، تهران و دیگر شهرها از نمونه های آن است.
پذیرایی از مهمانان ِ بسیار در تمام طول سال در ویلاها و مهمانسراها در شمال و زائران حضرت امام رضا(ع) در مشهد، تشکیل صندوق قرض الحسنه ای پربرکت که سابقه ی بسیار طولانی دارد و در تمام ایران خدمت رسانی می کند و در سال های اخیر تاسیس و برپایی خیریه ی امام رضا (ع) مهربان در بیدگل کاشان، قم، تنکابن، کرمان، مشهد و بیرجند که دفتر مرکزی آن در تهران و مرکز اصلی آن در مشهد می باشد و شعبات آن در دیگر شهرها در حال ایجاد بوده و قرار است به امید خدا در تمام ایران و حتی بعضی کشورهای مسلمان نیز دائر گردد، همگی از برکات وجودی و خداداده ی این مرد بزرگ است.
باشد که ما نیز به تبعیت از خداوند و پیشوایان دینی و بزرگ خود انسان های باهمت، بلندمرتبه، و نیکوکاری چون آقای حاج احمد ابریشم چی را دوست بداریم و تا آنجا که می توانیم با هدف ها و کارهای خداپسندانه و نیکوکارانه ی ایشان همکاری نماییم.

کشتی بادبانی کسب و کارتان را با انگیزه، در تلاطم امواج به مقصد مطلوب هدایت کنید.