سوالاتی که قبل از تغییر مسیر شغلی باید بپرسیم؟

سوالاتی که قبل از تغییر مسیر شغلی باید بپرسیم؟

شرایط اقتصادی و اجتماعی که در آن هستیم، می تواند مانع این باشد که به تغییر مسیر شغلی مان فکر کنیم. کم و کاستی ها  و یا نارضایتی و عدم علاقه مان به شغل مان را آشکار کنیم؛ به آرزوها و بلند پروازی هایمان میدان بدهیم و به سمت آنها قدم برداریم. در عوض صرفا به وضعیتی که در آنیم قانع باشیم و حتی گاهی فقط آن را تحمل کنیم. و این یعنی در جا زدن، محروم شدن از لذت ها و موقعیت هایی که می توانید تجربه کنید.

البته در سمت مقابل، همین شرایط پیش آمده که در آن هستیم؛ می تواند انگیزه و یا حتی اجباری باشد برای اینکه در وضعیت فعلی خودمان از نظر کاری، تغییراتی در جهت بهبود موقعیت مان ایجاد کنیم. این فقط به شما بستگی دارد که بخواهید جزء طیف اول باشید و به روندی که از آن ناراضی هستید ادامه بدهید. یا دل را برای دستیابی به اهداف و آرزوهای تان به دریا بزنید. برای اینکه وقتی سی سال دیگر یا ده سال دیگر که برگشتید و به موقعیت و انتخاب امروزتان فکر کردید؛ از خودتان و عملکردتان راضی باشید و از آن احساس پشیمانی نکنید.

به دلایل متعددی می توان به تغییر مسیر شغلی به شکل اساسی فکر کرد و به سمت آن حرکت کرد که در ادامه به چند دلیل مهم اشاره می کنیم.

دلایل تغییر مسیر شغلی

۱- انتخاب اشتباه

هر کسی ممکن است بر اساس شرایطی گاها جبری، دست به انتخاب شغلی بزند که اصلا مناسب او نیست و با روحیات و حتی خواسته های آن فرد تناسبی نداشته باشد. مثلا چون از ابتدا بورسیه تحصیلی بوده وارد آن شغل شود. یا مثلا به خاطر رویای والدینش در رسیدن به یک شغل خاص، آن را پذیرفته باشد. یا مثلا صرفا به دلیل درآمد زیاد شغلی آن را برگزیده باشد. یا حتی فقط به دلیل استخدامی بودن شغلی زیر بار آن رفته باشد.

در همه این موقعیت ها، خود فرد بعد از مدتی متوجه می شود که فرد مناسبی برای این مشاغل نیست و هر چه که می گذرد مشکلات بیشتری با آن پیدا می کند. تغییر مسیر شغلی در چنین شرایطی شکل جدی به خود می گیرد که حتما باید به آن توجه شود.

سوالاتی که قبل از تغییر مسیر شغلی باید بپرسیم؟

۲- تغییر در تکنولوژی

با پیشرفت تکنولوژی و نیاز کمتر به نیروی انسانی، برخی مشاغل از بین می روند. در نتیجه تعدادی از افراد مجبور می شوند شغل خود را تغییر بدهند. این عامل از عوامل جبری است که اجتناب ناپذیر است و ممکن است بعد از مدتی برای هر شغلی پیش بیاید. در هر صورت گاهی می توان با تکنولوژی همگام شد و با اندک تغییری در مسیر شغلی خود، تجربه های جدیدی را کسب کرد.

۳- تغییر در شرایط شخصی فرد

هیچ گاه نمی توان به طور دقیق آینده را پیش بینی کرد. انتخاب های امروز شما بیشترین تأثیر را از شرایط کنونی شما می گیرد. اما حوادث و رویدادهایی ممکن است پیش بیاید که به طور کلی همه چیز شما را تحت تآثیر قرار می دهد و شرایط شما را از این رو به آن رو کند. مثبت ترین ها و شیرین ترین ها ممکن است مثل ازدواج کردن، صاحب فرزند شدن، اخذ مدارک تحصیلی بالاتر، ثبت یک اختراع یا کارآفرینی باشد تا تلخی هایی مثل ابتلا به یک بیماری صعب العلاج، تصمیم گرفتن برای مهاجرت، از دست دادن یکی از اعضای خانواده و … .

۴- پی بردن به مسیر اشتباه شرکت

گاهی تغییر مسیر شغلی به شدت لازم و ضروری است و ادامه دادن شغل قبلی صد در صد به ضرر شما خواهد شد. آن زمانی است که شما متوجه شوید در شرکت شما اهداف غیر قانونی دنبال می شود و یا به کل اساسی غیرقانونی دارد. در چنین شرایطی شما هم جزئی از زنجیره ی تکمیل کننده فرآیند غلط آنها هستید. فورا خود را با تغییر مسیر شغلی نجات دهید.

دلایل دیگر تغییر مسیر شغلی

علت های متفاوت دیگری نیز وجود دارد که منجر به تغییر مسیر شغلی می شوند از جمله: رئیس بداخلاق و غیرمنطقی، عدم پرداخت حقوق و دستمزد ماهیانه به حد کافی و یا در زمان منظم، کار کسل کننده و بیهوده، همکارانی که بر علیه شما متحد شده و به شما ضربه می زنند. حسرت داشتن درآمد بیشتر از اندازه کنونی، اضافه شدن مخارج جدید به شما و عدم کفاف درآمدتان برای آن.

بعد از اینکه به طور کاملا شفاف و دقیق، فکرهای خود را کردید و مطمئن شدید که تغییر مسیر شغلی برای شما یک ضرورت است؛ اقداماتی را که به شما پیشنهاد می دهیم انتخاب و به آن عمل کنید.

سوالاتی که قبل از تغییر مسیر شغلی باید بپرسیم؟

اقداماتی که در مسیر تغییر شغلی باید انجام دهید

شما می توانید از طریق تغییر دادن نوع پروژه هایی که روی آن کار می کنید یا تغییر تیم کاری تان، استعفا دادن، تغییر کامل نوع شغل و یا درخواست ارتقاء شغلی، تغییرتان را آغاز کنید. هر چند، اغلب افراد تصور می کنند که تغییر مسیر شغلی کار راحتی نیست و شجاعتی ویژه می خواهد. در حالی که اینطور نیست و اگر در موقعیتی نامناسب قرار گرفته اید باید هر چه سریع تر اقدام به تغییر مسیر شغلی خود کنید وگرنه فرصت را از دست می دهید و با گذر زمان انگیزه خود را نیز از دست خواهید داد.

۱- خود را بشناسید

بعد از تصمیم گیری قطعی برای تغییر مسیر شغلی، باید به طور منطقی و به دور از بزرگ نمایی قوت ها و یا نادیده گرفتن ضعف هایتان، به درستی خودتان را تجزیه و تحلیل کنید. اهداف تان را به یاد بیاورید و آنها را یادداشت کنید. حتی رویاها و آرزوهایتان را. سپس نقاط مثبت خود و توانایی ها و تجربه ها و موفقیت هایتان را بنویسید. این کار در ابتدا به شما قوت می دهد و انگیزه تان برای ادامه راه را بیشتر می کند. سبک زندگی و تفکرتان را بکاوید، خصوصیات بارز شخصیت تان را بشمارید. و دلایل نارضایتی خود از موقعیتی که در آن بودید را واضح کنید. برای استفاده بهتر از نقاط مثبت خود برنامه ریزی کنید و سپس برای حل کردن و از بین بردن نقاط ضعف خود اقدام کنید.

۲- مشورت بگیرید

برای پیدا کردن مسیر شغلی بهتر از آنچه تا کنون تجربه کرده اید، تطبیق دادن توانایی ها و انگیزه هایتان با یک شغل، کار هر کسی نیست. با رجوع به یک مشاور و یا انجام دادن تست هایی شبیه لنگرهای مسیر شغلی شین می توانید علاوه بر شناخت روحیه شغلی تان، بفهمید که برای چه موقعیت هایی مناسب تر هستید. مطالعه کنید، فیلم های مستند کارآفرینی را ببینید. از تجربیات دیگران استفاده کنید و امید داشته باشید که به مسیر درستی برسید.

۳- خلاق باشید

در این موقعیت به خودتان و سلامتی و تغذیه تان اهمیت دهید تا سرحال تر و خوشحال تر باشید، انرژی بیشتری کسب کنید تا همت کارهای بزرگ را پیدا کنید. آنچه را که از مطالعه و مشورت و… جمع آوری کرده اید با توانمندی ها و رویاهایتان ترکیب کنید. خیال پردازی کنید. با تکنولوژی جدید همراه شوید و دست به ابتکار عمل بزنید. دست به اختراع یک راه جدید و متفاوت بزنید. در عین حال همواره سعی کنید از تعادل خارج نشوید.

سوالاتی که قبل از تغییر مسیر شغلی باید بپرسیم؟

۴- جلب همکاری و حمایت

بعد از آنکه از راه های مختلف، درست بودن مسیر شغلی جدیدتان را مورد ارزیابی قرار دادید و از آن مطمئن شدید، برای به واقعیت رساندن آن از دیگران دعوت به همکاری و سرمایه گذاری کنید. آنها را از سود دهی و امنیت ایده تان مطمئن کنید و از توانمندی هایشان برای شغلی که انتخاب کرده اید استفاده کنید.

۵- فرصت های جدید را از دست ندهید

این فرصت ها در یک تغییر مسیر شغلی می تواند شامل آشنایی با افراد جدید، تحولات و یا قوانین جدید در اقتصاد کشور و یا حتی ثبت نام در یک دوره مهارتی باشد. باید سعی کنید ارتباطات جدیدی بگیرید و مدام از اخبار و وقایع مطلع باشید. حتی گاهی می توانید در شغل جدیدتان از مهارت های شغل قبلی استفاده کنید. مثلا ممکن است در شرکت شما اتفاقی افتاده باشد که به تجربه قبلی شما نیاز باشد تا بتوان آن را حل کرد. این یک فرصت عالی برای شما است تا توانایی های قبلی خودتان را عرضه کنید.

وقتی به هدف خودتان رسیدید و با موفقیت از تغییر مسیر شغلی بیرون آمدید، در موقعیت جدید هم سعی کنید خلاقیت و انرژی تان از دست نرود.

اهداف تان را به روز رسانی کنید و با تحقق آنها به دنبال اهداف دیگر باشید. هر روز برای خودتان بهانه های جدیدی برای پیشرفت داشته باشید. هیچ وقت دست از کار و تلاش نکشید. در مورد آنچه که درباره خودتان کشف کرده اید با دقت نگاه کنید. در مورد فرصت های تازه رویا پردازی کنید و اهداف تان را به هدف های کوچک قابل لمس تقسیم کنید تا پله پله به اهدافتان برسید. با امید و انگیزه ی کافی برای حرکت رو به جلو، برنامه ریزی کنید و اجازه ندهید اشتیاق بیش از حدتان برای پیشرفت شما را از تمرکز و برنامه ریزی دور کند.

این فرآیندی است که شاید در زندگی شما چندین بار اتفاق بیفتد و بخواهید که به تغییر مسیر شغلی فکر کنید. مدیریت زندگی شما در دستان خودتان است. شما لایق آن هستید که در جایگاه شغلی تان، هم به رضایت و هم به اهداف بلندمدت تان دست بیابید.

 

با همراهی پیشروان کسب و کار ؛ کشتی بادبانی کسب و کار خود را در تلاطم امواج بازار با انگیزه و لذت تا مقصد مطلوب رهبری کنید.

بایدها و نبایدهای موفقیت کاری

بایدها و نبایدهای موفقیت کاری که باید بدانید

بعد از فارغ التحصیلی و پیدا کردن یک شغل، مهمترین دغدغه در فرآیند ادامه ی کار، موفقیت در آن است. موفقیت ممکن است از نگاه افراد مختلف متفاوت باشد و هر کسی بسته به نوع نگاه و اهدافش در زندگی، موفقیت را به انواع مختلفی تعریف کند. در هر حال در دنیای رقابتی امروز، موفقیت کاری که حتی ضامن بقای شما در حرفه تان خواهد بود از اموری است که اهمیت بسیاری پیدا کرده است.

به طور کلی اولین چیزی که انتظار می رود از آن آگاهی داشته باشید، آشنایی با مهارت ها و اصول و دستورالعمل های محیط کار است. مهارت ها می تواند حاصل اندوخته شما از رشته ی تحصیلی و یا مطالعات و تجربیاتتان باشد. بهتر است آنها را هر روز تقویت کنید و به روز باشید.

برای موفقیت کاری به دنبال استفاده از ابزارها و تکنولوژی های جدید باشید تا به کمک آن بتوانید کار بیشتری را در زمان کمتری انجام داده و مسیر موفقیت کاری خود را هموار کنید. تقویت کردن مهارت های ارتباطی با دیگران، مذاکره، راهنمایی افراد تازه کار  و پرورش روابط میان فردی و قبول مسئولیت های پروژه ای منجر به عملکرد بهتر شما و نهایتا قرار گرفتن در لیست پیشنهادی برای مدیریت در آینده خواهد بود.

گاهی پیدا کردن راهکارهای جدید و یا افزودن یک مورد به رفتارها آنقدر موثر نیست که حذف کردن برخی رفتارها و عادت ها می تواند شما را در کسب موفقیت کاری کمک کند. از جمله رفتارهایی که انتظار می رود حتما آنها را ترک کنید می توان ۸ صفت را نام برد:

نباید های موفقیت کاری

۱- بهانه گیری و فرافکنی

فرد موفق به جای اتهام زدن به بقیه در موقعیت های شکست یا عدم موفقیت کاری ، به واکاوی رفتار و عملکرد خود می پردازد و خود را می سنجد. او خود را مسئول می بیند و به دنبال اصلاح رفتار خود است، نه مقصر جلوه دادن دیگران.

 ۲- کمالگرایی

واقع بین بودن و در نظر گرفتن ظرفیت ها باعث می شود نقص های احتمالی را بهتر تحمل کنید و به خاطر داشتن تصویری بی نقص از همه چیز، آرامش بیشتری برای رسیدن به اهداف معقول و قابل دستیابی به دست آورد. کمالگرایی بیش از حد نه تنها باعث موفقیت کاری نمی شود، بلکه گاهی باعث هدر رفتن زمان و انرژی می شود که می شد آنها را صرف اهداف جزئی و در دسترس نمود.

۳- ترس

برای ریسک کردن و برداشتن قدم های بزرگ، مهمترین مانع ترس خواهد بود. ترس باعث می شود شما در جهت رشد و موفقیت کاری خود دست به اقدامات بزرگ نزنید. سعی کنید بر ترس و احتیاط بیش از حد خود فائق آیید.

۴- کنترل کردن همه چیز

قطعا برای کنترل کردن همه چیز، به وقت و انرژی و گاهی افراد زیادی نیاز است تا نتیجه مورد نظر حاصل شود. صرف نظر از ناراحتی ها و خستگی و استرس هایی که می تواند به بار آورد. پس اندکی بی خیال بودن به جای کنترل گر بودن می تواند به موفقیت کاری شما کمک کند.

۵- تفکر ایستا

اینکه همیشه به هر چیزی از یک زاویه نگاه کنید و آنها را فقط از یک دریچه ثابت پردازش کنید شما را از موفقیت کاری محروم خواهد کرد. چه بسا یک نگاه و تحلیل و طرز فکر جدید که بتواند بحرانی را برای شما حل کند و یا منجر به تحولی عظیم در موقعیت تان گردد.

۶- تکیه به شانس

موفقیت نیازمند زمان، تلاش و برنامه ریزی است. تکیه کردن به شانس و این باور غلط که بقیه یک شبه و شانسی به موفقیت کاری رسیده اند فکری بیهوده است.

۷- منفی بافی

افراد منفی نگر فقط نیمه خالی لیوان را می بینند و با صحبت های منفی و تفکر های منفی شان انرژی و روحیه خود و دیگران را تلف کرده و از بین می برند. در حالی که تفکر و تلقین های مثبت می تواند اعتماد به نفس، انرژی و توانایی مقابله با بحران ها و موقعیت های سخت را تقویت کند.

۸- ناتوانی در نه گفتن

راحتی در ابراز نظر و اعلام مخالفت با درخواست ها و نظرات دیگران باعث می شود شما از موفقیت های خودتان باز بمانید. بیشتر دنباله رو دیگران باشید و حتی گاهی وظایف دیگران را نیز بنا به درخواستشان انجام دهید.

بایدها و نبایدهای موفقیت کاری

باید های موفقیت کاری

موفقیت کاری مستلزم رعایت برخی نکات است که عمل به آنها پیشرفت شغلی تان را میسر می کند. از جمله این موارد هشت راه حل زیر است که مختصرا آنها را معرفی می کنیم:

۱- ابتکار و نوآوری داشتن

کارفرمایان در دنیای رقابتی کسب و کارهای کنونی عموما به دنبال افرادی اندکه ایده های تازه مطرح کنند. قدرت و جسارت بیان و اجرای ابتکارات را داشته باشند تا از این طریق راه حل های جدید را به کار ببندند و فرصت های تازه برای شرکت ایجاد کنند.

۲- مشخص کردن اهداف

هر فردی برای رسیدن به اهداف شرکتی که در آن مشغول است و یا اهداف فردی خودش در حال کار کردن است، نه صرفا دست یافتن به مبلغی به عنوان حقوق. تدوین اهداف بلند مدت و سپس تعیین اهداف کوتاه مدتی که در راستای رسیدن به همان اهداف بلند مدت اند شما را در مسیری قرار می دهد که به آهستگی ولی با مداومت به سمت تحقق اهداف تان گام بر می دارید. راهی که سر انجام شما را به مقصد عالی اهداف کلان و مطلوب تان خواهد رساند.

۳- پیش بینی کردن نیازها

نیازهای کاری برای پیشرفت و موفقیت کاری و نیز نیازهایی که به بهبود کارتان منجر می شود را پیش بینی کنید تا برای انجام به موقع و موثر کارها پیش از اینکه از شما خواسته شود فکر کرده باشید. با این کار به همکاران و مدیران تان نشان دهید که ذهنیت و نگرش کامل و مثبتی داشته و کارمند زرنگ و فعالی هستید.

بایدها و نبایدهای موفقیت کاری

۴- خودکنترلی و خودارزیابی

هیچ راه حلی بهتر از خود ارزیابی نمی تواند شما را نسبت به نقاط ضعف و قوت و نیز سرعت و میزان پیشرفت و موفقیت در کارتان آگاه کند. شما می توانید اهداف تان را یادداشت کنید و برای رسیدن به آنها راهکارهایی را تعریف کنید. به طوری که بتوانید هر روز و هرهفته عملکرد خود را بسنجید و موقعیت تان را در رسیدن به اهدافتان ارزیابی کنید. نقاط ضعف را پیدا کرده و آنها را رفع کنید و نقاط مثبت را در جهت رسیدن به موفقیت کاری تقویت و تثبیت نمایید.

۵- آماده به یادگیری

پیشرفت سریع تکنولوژی و تغییرات بسیار در همه جنبه های زندگی های امروزی ما را بر آن می دارد که روحیه ای انعطاف پذیر داشته باشیم. پس برای موفقیت شغلی باید چیزهایی را که نمی دانیم بیشتر از دانسته هایمان بدانیم تا بخواهیم هر روز مشتاق یادگیری باشیم. به مدیران خود نشان دهید که قابلیت بهبود و اصلاح و پیشرفت خود را دارید، به همه چیز توجه می کنید و همیشه مشتاق یادگیری چیزهای جدید هستید.

۶- مقاومت و پشتکار

لاجرم در هر مسیری شکست ها و یا کند شدن هایی وجود دارد که اجتناب ناپذیرند. با این حال افراد موفق کسانی اند که از چنین شرایطی با بهترین عملکرد عبور کنند و شرایط را از سر بگذرانند تا دوباره در مسیر موفقیت و کامیابی قرار بگیرند. شکست ها تجربیاتی را برای شما به بار می آورند که در طی سال ها به گنجینه ای منحصر به فرد برایتان باقی خواهند ماند.

۷- باور داشتن به خود و ایده های خود

اگر کسی نسبت به خودش و یا ایده های خودش احساس خوبی نداشته باشد به مرور زمان دچار بی انگیزگی می شود. در حالی که یک فرد موفق باید نسبت به کاری که می کند و یا ایده ای که دارد چنان علاقه داشته باشد که حتی بتواند دیگران را نیز به آن علاقه مند کند. این باور داشتن می تواند دلیل حضور شما را در موقعیتی که قرار گرفته اید، هر روز برایتان توجیه کند.

۸- تشکیل یک تیم منسجم

پیدا کردن اعضای مناسب و حرفه ای و در عین حال متعهد و کاری که بتوانید کارها را بر اساس تخصص آنها بینشان تقسیم کنید، علاوه بر بالا بردن کیفیت کاری می تواند همه ی اعضای تیم را در رشد دادن مهارت ها و نشان دادن استعدادهایشان و نهایتا در رسیدن به موفقیت کاری یاری کند.

نهایتا توصیه می شود موفقیت کاری را ابتدائا در درون خود جستجو کنید.موانع و راهکارهای آن را به خوبی تشخیص دهید و به آنها عمل نمایید و در ادامه محیط خود را برای هموار کردن این هدف محیا نمایید. هر روز برای اقدام به این کار بهترین روز برای آغاز است.

با همراهی پیشروان کسب و کار ؛ کشتی بادبانی کسب و کار خود را در تلاطم امواج بازار با انگیزه و لذت تا مقصد مطلوب رهبری کنید.

کتاب هوش فروش

معرفی کتاب: هوش فروش

معرفی کتاب هوش فروش :

کتاب هوش فروش جب بلانت به شما می گوید که چگونه فروشندگان برتر، از هوش فروش خود به عنوان اهرمی در جذب مشتریان استفاده می کنند. این کتاب ترجمه عنوان اصلی Sales EQ است که در سال ۲۰۱۷ منتشر شد و توسط دکتر امین اسداللهی و محمدرضا اردهالی به فارسی برگردان و در اختیار علاقه مندان قرار گرفته است. در زمانه ای که بسیاری از شرکت ها و متخصصان فناوری بیان می کنند که «افراد» دیگر تعیین نمی کنند که بازی فروش منجر به برد یا باخت می شود، بلکه این فناوری است که بیشترین اهمیت را دارد، جب بلانت به مبحث هوش فروش پرداخته است. این پیام غیرعادی درباره هوش خاص فروش و روابط انسانی در اصل نتایج فروش شما را بهبود خواهد بخشید و طریقه نگاه شما به فروش را عوض خواهد کرد. خرید کتاب هوش فروش

در کتاب هوش فروش جب بلانت ، شما درک عمیقتری نسب به روان شناسی انسانی به دست خواهید آورد و بر چارچوب ها تاثیر می گذارید. شما سفری به درون ذهنتان برای درک سوگیری های شناختی و هیجانات مخربی که شما را از روابط بین شخصی باز می دارند و تلاش های تان برای بردن معاملات را خراب می کنند، خواهید داشت. از مهم تر اینکه «جب» شما را غرق تئوری نمی کند. او نسخه دقیقی برای تقویت هوش فروش به شما می دهد تا به برترین عملکرد فروش، یعنی بالاترین پله درآمدی حرفه فروش برسید.

فهرست کتاب هوش فروش :

  • کیسه قهوه ای رمزآلود – یک طوفان فروش کامل – خریدار غیرمنطقی
  • ترسیم الگو – سوگیری های شناختی و اکتشافی
  • چهار سطح هوش فروش – شکل دهی احتمال پیروزی
  • فرآیند دوگانه – همدلی – خودآگاهی – خود کنترلی
  • شکل دهی احتمال پیروزی با صلاحیت شروع می شود
  • مشغولیت و تعهدات کوچک و خرد
  • فرآیند فروش – فرآیند خرید
  • پنج ذینفعی که در یک معامله ملاقات می کنید
  • فرآیند تصمیم – آیا تو را می خواهم؟
  • انعطاف به خرج دادن برای تکمیل چهار شخصیت اصلی ذی نفع
  • چهارچوب دستور تماس فروش
  • آیا به من گوش می دهید؟
  • اکتشاف: فروش زبان سوالات است
  • آیا هیجان مهم بودن را در من ایجاد می کنید؟ – آیا من و مشکلاتم را می فهمید؟
  • پرسش، مهمترین اصل فروش
  • وارونه کردن اهداف – آیا باید به شما اعتماد کنم؟
  • مرکز نقل و انتقالات جنگی گرانادا

کتاب هوش فروش یکی از مهم ترین کتابها درباره فروش در دو دهه گذشته است و بهترین شخص برای نویسندگی آن جب بلانت بود. چون او یک فروشنده حرفه ای است. چیزی که او یاد می دهد، تئوری نیست؛ گرچه آخرین پژوهش ها در زمینه علوم اعصاب و روان شناسی انسان را نیز ارایه می دهد.

مشخصات کتاب
موضوعمدیریت کسب و کار
ناشرمهربان نشر
مولفجب بلانت
مترجمامین اسداللهی ، محمدرضا اردهالی
نوبت چاپ۱
سال چاپ۱۳۹۷
تعداد صفحات۴۱۴
قطعرقعی
نوع جلدشومیز
شابک‏‫‭۹۷۸۶۰۰۴۰۷۲۳۹۷‬‬

با همراهی پیشروان کسب و کار ؛ کشتی بادبانی کسب و کار خود را در تلاطم امواج بازار با انگیزه و لذت تا مقصد مطلوب رهبری کنید.

معرفی کتاب: بازاریابی نسل سوم

درباره مولف

فیلیپ کاتلر پروفسور برجسته بازاریابی بین المللی اس. سی جانسون در مدرسه مدیریت کلاگ است. او به عنوان یکی از اندیشمندان بازاریابی پیشرو جهان شناخته شده است. او مدرک کارشناسی ارشد در اقتصاد (۱۹۵۳) از دانشگاه شیکاگو و مدرک دکتری خود را در اقتصاد (۱۹۵۶) از موسسه فناوری ماساچوست (M.I.T.) و درجه افتخاری از ۲۱ دانشگاه خارجی دریافت کرده است. او نویسنده بیش از ۵۷ کتاب و بیش از یکصد و پنجاه مقاله است. او به عنوان مشاوره برای IBM، جنرال الکتریک، سونی، AT & T، بانک آمریکا، مرک، موتورولا، فورد و غیره بوده است. فایننشیال تایمز او را در فهرست ۱۰ متفکر برتر تجارت قرار داد. آن ها کتاب مدیریت بازاریابی او را به عنوان یکی از ۵۰ کتاب برتر تجارت در تمام دوران نقل کرده اند.

نسل سوم بازاریابی از محصول به مشتری و به روح انسانی بازاریابی 
با وجود این مسایل و سایر تغییرات، نیازمند تفکری دوباره است. مفهوم بازاریابی را می‌توان مفهومی تعادلی نشات گرفته از متغیرهای اقتصاد کلان دانست. با تغییر محیط اقتصادهای کلان، رفتار مصرف‏کننده تغییر می‌یابد و این امر بازاریابی را نیز به تغییر رهنمون می‌سازد. در ۶۰ سال گذشته، بازاریابی از محصول‏محوری (نسل اول بازاریابی) به مشتری‏مداری (نسل دوم بازاریابی) تغییر پیدا کرده و امروزه شاهد آن هستیم که بار دیگر در پاسخ به تغییرات محیط در حال تحول است.
ما شاهد گسترش تمرکز شرکت‌ها از محصول به مشتری و از مشتری به مسائل انسانی هستیم. نسل سوم بازاریابی، مرحله‏ای است که شرکت‌ها از مرحله مشتری‏مداری به انسان‏محوری رسیده‌اند، مرحله‏ای که در آن سودآوری و مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها به تعادل رسیده باشد. امروزه شرکت‌ها صرفاً واحدی عملیاتی و خودکفا در بازار رقابتی نیستند، بلکه شرکت با شبکه‌ای از شرکای وفادار شامل کارکنان، توزیع‏کنندگان، فروشندگان و تامین‏کنندگان در تعامل و همکاری است. اگر شرکت‌ها شبکه شرکای خود را به دقت برگزینند و اهداف آن‌ها باهم همسو شود و منافع هر یک عادلانه و انگیزه‏بخش باشد، مجموعه شرکت و شرکایش به قدرتی بزرگ در عرصه رقابت تبدیل خواهد شد.
برای رسیدن به این هدف، شرکت باید مأموریت‌ها، چشم‏انداز و ارزش‌های سازمان خود را با اعضای گروه به اشتراک گذارد تا همگی بتواند در قالب اتحادی موثر به اهداف خود دست پیدا کنند. در این کتاب به تشریح این مسئله خواهیم پرداخت که چگونه شرکت می‌تواند مأموریت، چشم‏انداز و ارزش‌های خود را برای ذینفعان اصلی خود بازاریابی نماید. شرکت منافع خود را با خلق ارزش برتر برای مشتریان و ذینفعان خود کسب می‌کند. امید است که شرکت‌ها مشتریان خود را نقطه استراتژیک شروع فعالیت دیده و به تمام جنبه‌های انسانی، نیازها و نگرانی‌هایشان توجه داشته باشند.
این کتاب از سه بخش اصلی تشریح شده است. در بخش اول روندهای کلیدی کسب‌وکار که بازاریابی انسان‏ محور را شکل می‌دهند به طور خلاصه ذکر شده و اصول نسل سوم بازاریابی، پایه ‏ریزی می‏شود. در بخش دوم نشان داده می‌شود که شرکت چگونه می‌تواند چشم‏انداز، مأموریت و ارزش‌های سازمانی خود را برای هر یک از ذینفعان کلیدی خود شامل مصرف‏کنندگان، کارکنان، شرکای توزیع و سهام‏داران بازاریابی کند و در بخش سوم تفکرات شرکت‌ها در پیاده‏سازی نسل سوم بازاریابی در چند موضوع مهم کلیدی برای حل مسائل جهانی همچون سلامتی، فقر و پایداری محیط‏زیست و اینکه چگونه شرکت‌ها می‌توانند در اجرای مدل کسب‌وکار انسان محور مشارکت داشته باشند، بیان خواهد شد. در خاتمه و در فصل پایانی، ۱۰ عقیده کلیدی نسل سوم بازاریابی با ذکر مثال‌های منتخب از شرکت‌هایی که این مفهوم را در مدل کسب‌وکار خود به کار گرفته‌اند به طور خلاصه بیان می‌شود.

 

 

 

بازاریابی نسل چهارم

معرفی کتاب: بازاریابی نسل چهارم

متن پشت جلد کتاب بازاریابی نسل چهارم

امروز، مشتریان زمان و توجه کمی را به برند شما اختصاص می دهند. زیرا که آن ها در هر مرحله ای از مسیرشان توسط گزینه های زیادی احاطه می شوند. شما باید مقاومت کنید، توجه آن ها را جلب نمایید و پیامی که آن ها می خواهند گوش فرا دهند را ارسال کنید. مصرف کننده فردا را پویایی های قدرت در حال انتقال، پارادوکس های حاصل از ارتباطات و خرده فرهنگ ها شکل خواهند داد.

درباره مولف کتاب بازاریابی نسل چهارم

فیلیپ کاتلر پروفسور برجسته بازاریابی بین المللی اس. سی جانسون در مدرسه مدیریت کلاگ است. او به عنوان یکی از اندیشمندان بازاریابی پیشرو جهان شناخته شده است. او مدرک کارشناسی ارشد در اقتصاد (۱۹۵۳) از دانشگاه شیکاگو و مدرک دکتری خود را در اقتصاد (۱۹۵۶) از موسسه فناوری ماساچوست (M.I.T.) و درجه افتخاری از ۲۱ دانشگاه خارجی دریافت کرده است. او نویسنده بیش از ۵۷ کتاب و بیش از یکصد و پنجاه مقاله است. او به عنوان مشاوره برای IBM، جنرال الکتریک، سونی، AT & T، بانک آمریکا، مرک، موتورولا، فورد و غیره بوده است. فایننشیال تایمز او را در فهرست ۱۰ متفکر برتر تجارت قرار داد. آن ها کتاب مدیریت بازاریابی او را به عنوان یکی از ۵۰ کتاب برتر تجارت در تمام دوران نقل کرده اند. اطلاعات بیشتر در www.pkotler.org موجود است.

توضیحات

هر چند سال شاهد ظهور جنبش بازاریابی جدیدی هستیم، اما بازاریابان باتجربه می‌دانند که این زمان، متفاوت از زمان‌های قبل است؛ نه فقط قوانین، بلکه خود مشتریان تغییر کرده‌اند.نسل چهارم بازاریابی، چارچوب گسترده‌ای را مبتنی بر چشم‌انداز دنیای واقعی از چیزی که مصرف‌کننده در حال حاضر است و آنچه فردا خواهد بود، ارائه می‌کند.

امروز، مشتریان زمان و توجه کمی را به برند شما اختصاص می‌دهند –و آن‌ها در هر مرحله‌ای از مسیرشان توسط گزینه‌های زیادی احاطه می‌شوند. شما باید مقاومت کنید، توجه آن‌ها را جلب نمایید و پیامی که آن‌ها می‌خواهند گوش فرا دهند را ارسال کنید. این کتاب به پویایی‌های قدرت در حال انتقال، پارادوکس‌های حاصل از ارتباطات و خرده‌فرهنگ‌های تاثیرگذار می‌پردازد که مصرف‌کننده فردا را شکل خواهند داد. این تغییرات اساس‌هایی برای نشان دادن چرایی ضرورت نسل چهارم بازاریابی برای بهره‌وری هستند و این کتاب نشان می‌دهد که چطور آن را برای وضعیت امروز برند خود به کار ببرید.

مشخصات کتاب بازاریابی نسل چهارم

مدیریت
فیلیپ کاتلر، هرماوان کارتاجیا، ایوان ستیاوان
شهریار محسنین، علی عمویی اوجاکی، آوا شفیعی
کتاب مهربان
: ۹۷۸-۶۰۰-۴۰۷-۱۱۹-۲
۱۸۰
۲
۱۳۹۶
وزیری
شومیز

با همراهی پیشروان کسب و کار ؛ کشتی بادبانی کسب و کار خود را در تلاطم امواج بازار با انگیزه و لذت تا مقصد مطلوب رهبری کنید.

روانشناسی کسب ‌و کار ؛ پلی برای موفقیت

روانشناسی کسب ‌و کار ؛ پلی برای موفقیت

امروزه بشر با موضوع جدیدی به نام روانشناسی کسب ‌و کار روبه‌رو است. نام دیگر این علم، روانشناسی صنعتی –سازمانی است. این موضوع ترکیبی از علم، هنر، تجربه و مدیریت است که به پیشرفت استارت آپ ها و سازمان‌ها کمک شایانی می‌کند. به‌کارگیری مفاهیم این رشته موجب افزایش بهره‌وری مجموعه و بهبود روابط بین کارمند و کارفرما می‌شود. محور این موضوع، منابع انسانی است. در ادامه این مقاله با روانشناسی کسب ‌و کار بیشتر آشنا می‌شویم. پس تا انتها همراه ما باشید.

عمل به اصول روانشناسی شمارا به موفقیت نزدیک‌تر می‌کند.

تعریف روانشناسی کسب ‌و کار

روانشناسی کسب ‌و کار، علمی است که به شما می‌گوید به چه نحوی یک سازمان را اداره کنید؟ یا اینکه چگونه نیروی انسانی خود را از میان افراد متقاضی گزینش نمایید. در حقیقت روانشناسی در این شاخه به مطالعه سازمان و نیروی انسانی می‌پردازد. هدف روانشناسی کسب ‌و کار افزایش کاراییِ دو سویه کارمند و کارفرما است. موضوع اصلی روانشناسی صنعتی و سازمانی هم حل چالش‌های درون‌سازمانی در تمام سطوح از مدیریتی تا مناصب پایین است.

روانشناسی کسب ‌و کار به موفقیت و پیشرفت یک مجموعه کمک می‌کند. در واقع ملاک‌های دستیابی به رده‌های بالا را طی سالیان گذشته بررسی می کند و سعی می‌کند بر اساس آن نکاتی را به مدیران گوشزد کند. همچنین کارکنان را به‌خصوص در مناصب حساس به یادگیری برخی از مهارت‌های اجتماعی ترغیب کند.

رشته روانشناسی کسب ‌و کار

امروزه بسیاری از جوانان با توجه به شرایط و اهمیت حوزه تجارت علاقه‌مند به تحصیل در رشته روانشناسی کسب ‌و کار هستند. این رشته بیشتر بر روی اجرای اصول روان‌شناختی تأثیرگذار در سازمان‌ها متمرکز است. درواقع یک روانشناس کسب‌وکار به افزایش رضایت شغلی افراد، شادابی محیط کار کمک می‌کند. به افراد و مدیران در جهت کسب هر چه سریع‌تر موفقیت مشاوره می‌دهد. آن‌ها تمامی مسائل مربوط به کسب‌وکار اعم از برنامه‌ریزی‌ها، نحوه اجرای آن، بودجه توجه می‌کنند.

یک نکته جالب‌توجه این است که روانشناسی در این شاخه به مسئله فروش اهمیت زیادی می‌دهد. اینکه چگونه یک محصول به بازار ارائه می‌شود و یا اینکه بازار هدف یک اداره یا شرکت چه کسانی هستند. آیا مدیران می‌توانند با روش‌های اصولی شرکت را به سود برسانند و چه راهکارهایی جهت پیش گرفتن از رقبای خود در نظر دارند؟ همه سؤالات و مسائلی است که روانشناسی کسب ‌و کار به آن می‌پردازد.

دستیابی به اهداف سازمانی به کمک روانشناسی کسب ‌و کار

روانشناسی کسب ‌و کار ؛ پلی برای موفقیت

تاریخچه روانشناسی کسب ‌و کار

روانشناسی کسب ‌و کار هم مانند هر علم دیگری دارای گذشته‌ای است. در زمان جنگ جهانی دوم به دلیل افزایش نرخ بیکاری و ورشکستگی بنگاه‌های اقتصادی کوچک و بزرگ، دانشگاه مینه سوتا مأمور شد تا طرحی را جهت حل این معضل به دولت ارائه دهد. در دهه ۹۰ میلادی روانشناسی به نام پترسون سعی در طرح برنامه‌ای با اهداف آموزش حین خدمت، استعدادیابی، ساخت پرسشنامه‌های کاربردی و درنهایت شناسایی بازار کار مشاغلی که احتمال موفقیت در آن‌ها بیشتر است، بودند. لذا در جهت اجرای این برنامه شرکت‌های کاریابی به وجود آمدند. وظیفه آن‌ها این بود که هر فرد را متناسب با ویژگی‌های شخصیتی و مهارت‌هایش به سازمان‌ها معرفی کند.

درواقع این شرکت‌ها به‌نوعی نقش یک کاتالیزور را بازی می‌کردند. این‌گونه فرصت‌های شغلی با نسبت عادلانه‌تری بین افراد جامعه تقسیم می‌شد. پس از گذشت و اتمام جنگ‌های جنگی دروازه جدید در دانش روانشناسی به نام روانشناسی کسب ‌و کار باز شد. این علم به سازوکار بسیاری از سازمان‌های بین‌المللی کمک کرد. استفاده از آزمون‌های روان‌شناختی روانشناسی کسب ‌و کار در تشخیص میزان موفقیت افراد و شرکت بسیار مفید است. از روانشناسان سرشناس این حوزه می‌توان به هال و استرانگ علاوه بر پترسون اشاره کرد.

وظایف روانشناس کسب‌وکار

روانشناس که رشته روانشناسی کسب ‌و کار را در دانشگاه گذرانده است، وظایفی دارد که در ادامه به آن اشاره می‌کنیم. کار آن‌ها مطالعه و شناخت ذهن کارکنان یک مجموعه تجاری است. درواقع روانشناسی کسب ‌و کار سنجش تراز بین عملکرد کارمندان و استراتژی سازمان‌ها است. از همه مهم‌تر افرادی را هماهنگ با اهداف خود به کار بگیرند. روانشناسان سعی می‌کنند تا در یک سازمان دستیابی به ارتقای شغلی برای همه کارمندان در هر سطحی به‌اندازه برابری فراهم باشد. از دیگر وظایف یک روانشناس کسب‌وکار طرح‌ریزی برنامه‌های آموزشی و انگیزشی تا کارکنان احساس ارزشمندی کنند و خود را جزئی از سازمان احساس کنند و فکر کنند که موفقیت و کسب سود برای شرکت به نفع آن‌ها هم هست. او دائماً در حال آنالیز شرایط و موقعیت‌ها است تا از هر شکست احتمالی جلوگیری کند. برخلاف آنچه تصور می‌شود پرسشنامه‌های روانشناسی کسب ‌و کار در سنجش شرایط و روحیات افراد بسیار مؤثر است.

افراد تحصیل‌کرده در رشته روانشناسی کسب ‌و کار می‌توانند به سازمان‌ها و شرکت در زمینه‌هایی نظیر استخدام پرسنل، ایجاد محیط کار سالم، افزایش انگیزه و روحیه کارمندان، ارزیابی شخصیت و عملکرد کارکنان، ارائه مشاوره به کارمندان، افزایش بهره‌وری و توسعه کسب‌وکار، اصلاح ساختار سازمانی، کمک به مدیران در جهت اتخاذ تکنیک‌های مدیریتی به‌روز و کارآمد، احترام به کارمندان بر اساس سوابق آن‌ها و درنهایت افزایش امنیت و رضایت شغلی تمام افراد مشغول در سازمان به کارفرمایان کمک مؤثری انجام دهند. درواقع روانشناسی کسب ‌و کار کلید موفقیت در رویارویی با چالش‌های فروش و بازار کار است.

روانشناسان کسب‌وکار می‌توانند به‌عنوان کارشناس منابع انسانی، مدیر، مدیر آموزش و یا سرپرست روابط عمومی در شرکت‌ها، کارخانه‌های دولتی و خصوصی مشغول به فعالیت شوند. همچنین آن‌ها می‌توانند به‌عنوان نیروی کار در وزارت کار، وزارت دفاع، مدارس دولتی و خصوصی، سازمان زندان‌ها استخدام شوند. روانشناسی کسب ‌و کار قلمرو بسیار متنوع و وسیعی دارد که بسیار هم هیجان‌انگیز است.

روانشناسی کسب ‌و کار ؛ پلی برای موفقیت

روانشناسی کسب ‌و کار و بازار فروش

روانشناسی کسب ‌و کار، مهارت‌های ارزنده‌ای مانند متقاعدسازی و ارتباط مؤثر و نحوه جذاب عرضه محصول را به کارشناسان فروش آموزش می‌دهد تا بتوانند درصد فروش خود را بالاتر ببرند. با استفاده هوشمندانه از این استراتژی‌ها می‌توانید به‌راحتی اعتماد مشتریان خود را به دست آورید و آن‌ها را به مشتریان دائمی خود تبدیل نمایید. قطعاً وقتی‌که آن‌ها احساس رضایت کنند.، شما و محصولتان را به افراد دیگر معرفی می‌کنند و درنتیجه کسب‌وکار شرکت شما توسعه و رونق می‌یابد

یادتان باشد علم روانشناسی کسب ‌و کار می‌تواند شما را از تجربه کردن هر مسئله‌ای که منجر به شکست می‌شود بازمی‌دارد. درواقع لازم نیست شما همه‌چیز را خودتان تجربه کنید. روانشناسی با سال‌ها مطالعه و بررسی موقعیت‌های مختلف تمامی چالش را بررسی و برای دور زدن آن‌ها راهکارهای مؤثری پیشنهاد داده‌اند. روانشناسی و به کار بردن اصول آن به شما در جهت نوآوری و ایده پردازی کمک زیادی می‌کند.

مطالعات صورت گرفته در روانشناسی کسب ‌و کار می‌گوید تعامل سازنده با کارکنان و مشتریان بسیار در افزایش انگیزه شما برای ادامه فعالیتتان مؤثر هست. نکته این است که در هنگام ارائه محصولتان نباید اطلاعات وسیع و زیادی در اختیار مشتریان خود قرار دهید. همیشه برای مشتریان خاص و دائمی خود امتیازات ویژه‌ای را در نظر بگیرید.

روانشناسی به افراد در جهت دستیابی به پیشرفت کمک می‌کند.

روانشناسی کسب ‌و کار و روانشناس تحصیل‌کرده در این رشته به شما استفاده از خطای شناختی را به شما برای فروش بیشتر پیشنهاد می‌کند. به‌عنوان‌مثال هنگامی‌که می‌خواهید اجناس یا محصولات خود را حراج کنید، درصد تخفیف را روی ۵۰ درصد قرار دهید، زیرا در ناخودآگاه مشتری این می‌گذرد که این‌گونه سود بیشتری می‌کند. ولی درواقع تفاوت چندانی وجود ندارد و صرف بیان کردن جمله ۵۰% تخفیف به‌صورت خودکار مشتری را نسبت به خرید کالای شما ترغیب می‌کند. این نکته که تمرکز مخاطب شما تنها روی سود بردن از خرید است را همیشه به خاطر داشته باشید. در حقیقت این فرصتی برای شما است تا فرایند تبادل را مدیریت کنید.

نکته دیگری که روانشناسی کسب ‌و کار به شما می‌آموزد این است که در بازار رقابتی فروش، کسی برنده است که بیشتر توجه مشتری به سمت خود و محصول خود را جلب کند. نوع بسته‌بندی، شیوه معرفی کالا، نوع برخورد با مشتری، همه و همه در تصمیم‌گیری آن‌ها برای خرید یا عدم خرید محصول شما مؤثر هستند. یادتان باشد حتی در تبلیغات خود هم از دو عنصر خلاصه گویی و رنگ استفاده نمایید.

روانشناسی کسب ‌و کار ؛ پلی برای موفقیت

مدرک و درآمد روانشناس کسب‌ و کار

یک روانشناس کسب‌وکار ابتدا باید مدرک لیسانس روانشناسی صنعتی – سازمانی را بگیرد. واحدهای درسی که در این رشته می‌گذارند شامل، تبیین ساختارهای اجتماعی، توسعه منابع انسانی، نظریه‌های روانشناسی، اصول مشاوره، روانشناسی شخصیت، آمار و تاریخ روانشناسی را در طی چهار سال تحصیلی می‌گذرانند سپس به یک دوره کارآموزی ۳ ماهه در یک شرکت یا کارخانه می‌روند. این دوره به ارتقای مهارت‌های ارتباطی، و تفکر انتقادی آنان کمک شایانی می‌کند.

آن‌ها در این دوره با مفاهیمی همچون حل مسئله، تصمیم‌گیری آشنا می‌شوند. در مقطع بالاتر این رشته آن‌ها به‌طور وسیع‌تری با مفاهیمی نظیر مشاوره بین فرهنگی آشنا می‌شوند. از آنجا که این صنعت حوزه سودآوری به‌حساب می‌آید در کشورهای پیشرفته روانشناسان کسب‌وکار مبلغی حدود ۱۱۷ هزار دلار به‌عنوان حقوق دریافت می‌کنند. البته این مبلغ قطعاً در کشورهای درحال‌توسعه‌ای مانند سرزمین ما که این رشته و کاربرد و مزایای آن هنوز شناخته‌شده نیست، به‌مراتب کمتر است.

درمجموع می‌توان گفت که بها دادن به رشته روانشناسی کسب ‌و کار برای پیشرفت و ارتقای اقتصاد یک کشور امری ضروری است. این رشته با تمرکز بر روی تمام بخش‌های یک سازمان و اهداف آن سعی در افزایش بهره‌وری و رضایت شغلیکارکنان دارد. روانشناسان فعال در این زمینه به کارفرمایان در جهت استخدام نیروی انسانی مجرب و مناسب، پیشبرد اهداف سازمانی، برقراری زمینه پیشرفت برای همه، افزایش انگیزش، حل چالش‌ها و همچنین برقراری امنیت در محیط کار خدمت‌رسانی می‌کنند.

امروزه اگر کشوری قصد دارد تا در صنعت و اقتصاد پیشرفت کند، باید علاوه بر علم و دانش و شناخت بازار بتواند از علوم انسانی هم استفاده کند. روانشناسی کسب ‌و کار به شرکت در جهت افزایش فروش و سود هم کمک می‌کند. علاقه‌مندان برای ورود به این رشته می‌توانند در ایران رشته روانشناسی صنعتی – سازمانی را انتخاب کنند. آن‌ها می‌توانند به‌عنوان کارشناس منابع انسانی، مدیر روابط عمومی و مشاور مدیرعامل در شرکت‌های خصوصی و دولتی مشغول به فعالیت شوند.

 

با همراهی پیشروان کسب و کار ؛ کشتی بادبانی کسب و کار خود را در تلاطم امواج بازار با انگیزه و لذت تا مقصد مطلوب رهبری کنید.